هیچ اتفاقی اتفاقی نیست
بهاء رشد

بهاء رشد ۴۹ هزار تومان

۴۹,۰۰۰ تومان

سلام…
یه چیزی بگم ؟
من هر چقدر میرم جلو بیشتر میفهمم که بی ایمانی تو کشور ما زیاده…قبول نداریم اگه قدم برداریم خدا کمکمون میکنه…
لجم میگیره از نظام آموزش پرورش و سبک زندگی و از همه چی… که همه چی رو گفتن به جز اصل…اصل هم یعنی خدا همه کارست…
هعی خدا…

من وقتی سال ۹۳ متحول شدم تا شش ماه بهت زده بودم و کلا مخم کار نمیکرد…اصلا نمیدونستم چه مرگمه…ولی وقتی سال ۹۴ شد یهو تازه عقلم به کار افتاد و فهمیدم دلیل اصلی مشکلات من کجاست.یکی از دلایلی که حالم از هر چی درس و مدرسه و کتاب و دانشگاه بهم میخوره همین بود…دقیقا از سال ۹۴ بود که ارتباطم با پدرم خیلی وحشتناک شد.چون وقتی تو خلوتم میسنجیدم میدیدم مقصر اصلی اینا هستن.

آره…من گرگ شده بودم…
اما گرگ نبودم.منم مثل همه انسان ها داشتم زندگیمو میکردم.اما جامعه گرگم کرده بود…هم جامعه هم اطرافیانم و هم مدرسه و نظام آموزشی و همه چی…منو تنها گذاشتن…من تو ۲۰ سالگی با یه گرگ رو به رو شدم… این گرگ غرایز درونی منو نشونه میرفت و من نمیتونستم نه بگم..چون زورم به این گرگ لعنتی نمیرسید…منم کم کم مثل خودش شدم.

خیلی ها مقصرن…اما دیگه از یه جا به بعد فهمیدم نباید دنبال مقصر باشم.باید خودم برای خودم یه کاری کنم.بعد از نوشتن کتاب بچه های سایه یه آدم دیگه شدم.به خودم قول شرف دادم که همه چیو درست کنم و تا خودمو عاقبت به خیر نکنم دست از تلاش بر ندارم.
این روزا همه چی رو درست کردم…ولی سوالی از همه کسایی که تنهام گذاشتن دارم…
سوال من اینه :
چرا منو یه جایی بردید که با این گرگ تنها بشم تا جر تو جرم بده ؟ چرا دستمو نگرفتید ؟ چرا کمکم نکردید ؟ چرا گذاشتید کارم به این جاها بکشه…
ولی کسی صدامو نشنید…
خودم دست خودمو گرفتم و بلند کردم.

هیشکی نبود کمکم کنه…و مسیری رو باز کردم که قبلا باز نبود و بعد از اینکه مسیر باز شد خیلی ها اومدن و از این راهی که خواسته یا ناخواسته اومدن برگشتن.
بچه ها…
هر سختی که میکشیم بخاطر تصمیمان خودمونه..شاید بگی رضا ؟ قبلا عقلمون نمیرسید و بزرگامون برامون تصمیم میگرفتن…بخاطر همینه زندگیمون اینجوری شد…آره …منم قبول دارم.اما نمیشه تا آخر اینجوری زندگی کرد.آدم تلاش کنه بعدش بمیره خیلی بهتر از اینه که تلاش نکنه و بعد بمیره…میدونی میخوام چی بگم ؟ میخوام بگم دست از تلاش بر ندار…ایمان داشته باش که خدا کمکت میکنه…
منم هینجوری رفتم جلو…

نکته

این روزا گرگ منو جر نمیده…من گرگ رو بستم به یه درخت و دارم با غذا ندادن بهش خفش میکنم…

بچه ها…
بهشت حق همه ماست…زندگی آروم حق همه ماست…گناه نکردن حق همه ماست…ازدواج حق همه ماست…
اما بچه ها…
خیلی ها نمیخوان اینا حق ما باشه…
فقط یه نفر هست که میتونه کمکت کنه تا به حقت برسی…
و اون شخص کسی نیست جز خودت…
به جان خودم تا اینو درک نکنی هیچی تو زندگیت تغییر نمیکنه…

به قران تغییر نمیکنه…من زمانی به خودم اومدم … که به خودم اومدم…به هیچ جا نمیرسی…اگه به هیچ جا نرسی.

مطمئن باش من تا آخرین ساعتی که زنده ام برای ساختن اون چیزی که میخوام تلاش کنم…فقط و فقط به خاطر همین که فهمیدم که اگه خودم به فکر خودم نباشم خدا هم به فکر من نیست چه برسه به بنده هاش…بچه ها…زندگی یه جوریه که اگه نجنگی میجنگن باهات…اما اگه بحنگی نمیجنگن باهات…

دیگه وقتشه تو زندگیت صورت مسئله رو پاک نکنی…بلکه مسئله رو حل کنی…
بچه ها…
تو این مسیر الهام خیلی کمکم کرد..
اصلا بذار بهت بگم الهام کیه…
آخه خیلی ها بهم میگن چرا همش میگی الهام کمکت میکنه…
البته حق میدم…
خیلی هاتون فکر میکنید الهام یه دختر هستش که میاد کمکم میکنه…اما نه…
الهامی که من ازش مدام حرف میزنم همون الهامات منه…
من مدیون الهامم … به هر جا هم برسم بخاطر حرفایی بود که از درون بهم میزد…
معتقدم همه شماها از درون به الهام وصل هستید…
اما خب…هر کسی صداشو نمیشنوه…آخه تا صداش نزنی…صدات نمیزنه…
متوجه ای چی میگم دیگه ؟

ندای درون

بعضی وقتا یه سری چیزا از درون به ما گفته میشه که وقتی بهش عمل میکنیم مارو به جای درستی میبره که بعدش با تعجب زیاد به خودمون میگیم : آیا این اتفاق اتفاقی بود ؟

لایو داداش رضا درمورد معرفی این دوره

آموزش خرید

این دوره به صورت لایو هستش.بعد از اینکه خرید میکنید یه اس ام اس تایید براتون ارسال میشه و بلافاصله فایل دانلودی در پروفایل شما قرار میگیره که هر وقت دوست داشتید میتونید دانلودش کنید.

  • مخاطب این دوره ؟

این دوره برای کسایی خوبه که میخوان با الهامات درونی آشنا بشن…

در کل ما دو تا صدای درونی داریم که صبح تا شب با هم درگیر هستن…یه صدای درونی که حرفای مثبت میزنه و امید میده و راهکار میده که من اسمشو الهام گذاشتم و یه صدای منفی که همش آدمو از همه چی میترسونه و نا امید میکنه و کلا شعارش اینه : عجله کن ! نمیشه…تو نمیتونی…داره تموم میشه…آخریش بود…خیلی اشتباه بزرگی کردی…
کلا این دو تا صدا مدام تو سرمونه و مدام در حال جنگیدن هستن…
ولی من همیشه سعی میکنم به حرف الهام گوش بدم و زیاد به صدای شیطان نه اعتمادی دارم و نه گوش میدم…چون شیطون کاری جز نا امید کردن ما نداره…بخاطر همینه که خدا میگه به صدای شیطون گوش نده…آخه اگه زیاد گوش بدی افسرده و داغون میشی…
بچه ها ؟
در درون همه ماها کلی صدا هستش که مدام با هم درگیرن…ولی فقط یه صدا هستش که حق میگه…اون صدا هم صدای الهامه…حالا من اسمشو گذاشتم الهام. تو میتونی بذاری ندا…یا پیام…یا خدا…یا قدرت درون…یا من درون …یا هر چیزی که خودت عشقت میکشه…من قبلا اسمشو گذاشته بودم میکائیل…اما بعدا گذاشتم الهام.هر کسی یه اسمی براش میذاره.شما همون اسمی رو بذار که باهاش راحتی…
اما وقتی این صدارو تشخیص میدی متوجه میشی که جنس پیام هاش همیشه توش امید و انگیزست.آرومت میکنه و وقتی ازش راهکاری میخوای قدم اول رو بهت میگه…
اما نکته مهم همینجاست…

که الهام فقط قدم اول رو میگه…نه قدم دوم رو…و تا زمانی که به قدم اولت عمل نکنی قدم دوم بهت گفته نمیشه…
این قانون اصلی گوش کردن به الهاماته…

نکته

من قبلا اسم الهاماتم رو ندا گذاشته بودم …اما یکی هست تو روستای پدر مادرم که اسمش ندا هستش که تراکتور سوار میشه و زمین شخم میزنه خخخ
تا اسم ندا میاد یاد اون میوفتم..بخاطر همین اسمشو عوض کردم.البته میتونید برای صدای شیطان درونیتونم اسم انتخاب کنیدا…مثلا چنگیز درون خخخخ در ضمن اگه جنبه نداری اسم دختر براش انتخاب نکن..بگو پیام یا هادی… خخخ… اخه بعضی پسرا اسم دختر انتخاب میکنن یهو احساساتی میشن فکر میکنن چ خبره حالا خخخ یا بذار پیغمبر درون

من این آگاهی های درونی رو بعد تحولم تونستم به دست بیارم.چون از مسیر غلط اومدم مسیر درست قشنگ میتونم صداهای درونیمو تفکیک کنم.چون یه عمر با صدای شیطون بزرگ شدم و وقتی متحول شدم قشنگ میتونستم تشخیص بدم این الان صدای الهامه یا صدای شیطون…درسته من اسمشو الهام گذاشتم.اما همون خداست دیگه…
بچه ها ؟
من بعد از تحولم پیش هیچ روانشناسی نرفتم.با اینکه حالم داغون بود اما تو اون روزا فقط مینوشتم و از الهام کمک میگرفتم و الهامم خیلی با صبر و حوصله بهم میگفت رضا آروم باش ما کمکت میکنیم…جالبه…وقتی نوشته های گذشتمو میخونم متوجه میشم که هر چی الهام میگفت راست بود…واقعا جواب تموم سوالات رو میدونه…فقط کافیه با این الهام رفیق بشی.

شاید الان داری تو دلت میگی رضا چجوری با الهام رفیق بشیم.
راهش سادست….
خخخخخ
ببین ؟
اولا باید زیاد بنویسی…یعنی وقتی یه چیزی بهت گفته میشه و حس میکنی حرف خوبیه سریع یاد داشتش کن. اگه ننویسی دیگه باهات حرف نمیزنه.کلا میگه و میره…این تو هستی که باید یاد داشت کنی…من همیشه کاغذ خودکار تو دستمه…دلیل اصلیش هم همینه…هر جا بهم الهام بشه سریع یاد داشتش میکنم.
در ضمن ؟
شاید الهام بهت بگه لباس بپوش برو بیرون. تو نباید بگی نه…برو بیرون احتمالا یه اتفاقی بعدش برات میوفته.من بارها اینجوری شدم.الهام بهم گفت برو بیرون یا یه کلمه ای رو تو گوگل سرچ بزن که بعد از این کارا یهو دیدم یه اتفاق عجیب افتاد و به یه مسیری هدایت شدم…همین الانشم خیلی هاتونو الهام کشونده اینجا…

تو دوره هیچ اتفاقی اتفاقی نیست دقیقا درمورد همین چیزا صحبت کردم.
کلا اگه یکم پیگیر من باشی متوجه میشی که همیشه اینو میگم : هیچ اتفاقی اتفاقی نیست…
خب درکش کردم که میگم دیگه…

یکی از دلایلی که خیلی وقتا حرفام آرومتون میکنه اینه که من نیستم که با شما حرف میزنه…بلکه الهامه که با شما حرف میزنه…من فقط چشامو میبندم و هر چی الهام گفت رو مینویسم.شاید بگید رضا مگه پیامبری که بهت الهام میشه….نه …من پیامبر نیستم.ولی به الهامم زیاد گوش کردم.بخاطر همین جنس صداشو تشخیص میدم و خدا خودشم تو قران گفته که ما بهت نزدیک هستیم و کلی فرشته از درون بهت کمک میکنن…
بچه ها ؟
این جملات کوتاه و این پست هارو من نمینویسم.الهام میگه و من مینویسم.من هر چقدر خودمو پاک تر کردم این صدا قویتر شد.همین الانم داره بهم الهام میشه برم پیش مامانم یکم بشینم.نمیدونم چرا اینو داره بهم میگه…ولی میدونم یه دلیلی داره…

این جمله رو از من زیاد شنیدی : پشت تموم اتفاقات یه حکمتیه…
این باور منه…میدونی چرا ؟ چون هر بار اتفاقی برام افتاد و غر غر کردم الهام بهم گفت بعدا خیر میشه…اما من باور نمیکردم…اما بعدا فهمیدم حق با الهام بود و من عجله میکردم…کلا الهام خیلی صبوره…خیلی آرومه…میگه رضا صبور باش.همه چی درست میشه…الهام برعکس من خیلی صبورتر و با تحمل تره…همیشه منو دعوت به آرامش میکنه و میگه غم نخور…

الهام همه جا باهامه…از تو دستشویی بگیر تا تو حموم و موقع رانندگی و …همه جا باهامه و باهام حرف میزنه…بعضی وقتا یهو بهم میگه برو تو کانال اینو بگو..وقتی میگم همه میگن رضا تو از کجا فهمیدی چی تو سرمه که اومدی درموردش حرف زدی ؟ ولی من نمیدونم…الهام میگه بگو…من فقط میگم چشم…

خدا تو قران گفته تا تو سمتم نیای من سمتت نمیام.الهامم همین جنس رو داره…تا صداشو گوش ندی اونم باهات حرف نمیزنه…الهام ناز داره…باید صداش بزنی و نازشو بخری که جوابتو بده و باهات حرف بزنه… الهام صداش کمرنگ میشه اما قطع نمیشه…
اگه نمیتونی صدای الهام رو تشخیص بدی چون تا حالا بهش گوش نکردی… یادته بچه بودی با عروسکات بازی میکردی و با یه حسی حرف میزدی ؟ یادته یه ماشین کنترلی داشتی و با یه حسی بازی میکردی و براش اسم انتخاب میکردی و باهاش حرف میزدی ؟

  • تو هر چقدر بزرگ شدی از این صدا بیشتر فاصله گرفتی…
  • ازت میخوام دوباره برگردی به همون صداهای کودکیت…
  • تو اون موقع ها بیشتر به خدا وصل بودی…
  • الهام همه چی بهت میده…
  • اگه باورش کنی…

باورش کنی که هست…همین الانم هست…همین الان داره بهت یه چیزایی رو میگه..تو فکر میکنی خودتی که داری میگی…اما نه…تو نمیگی…الهام میگه…
الهام میگه از این کوچه برو…
از کجا معلوم…
شاید اون کوچه یه دزد داره…اما الهام میگه از این کوچه برو که آسیبی بهت نرسه…
حرف زیاده…
ازت میخوام دوره هیچ اتفاقی اتفاقی نیست رو گوش بدی … مطمئنم کمکت میکنه.

مهم

هیچ اتفاقی اتفاقی نیست…هیچ اتفاقی بی حکمت نیست….هیچی الکی اتفاق نمیوفته…پشت هر اتفاقی یه حکمتیه…

تعداد جلسات این دوره: (هشت جلسه)

در این دوره ما در جلسات ابتدائی، باورهای خودمونو در مورد خدای واقعی تغییر میدیم  و در جلسات بعدی رو ایمان و نگرانی هامون کار میکنیم…و با تمرینات عملی که در طول این دوره میدیم سعی میکنیم خدارو از اتفاقات زندگیمون بکشیم بیرون.

شرط اصلی موفقیت در این دوره انجام تمرینانشه… به همین دلیل توصیه میکنیم بین هر جلسه دو روز فاصله قرار داده بشه که بتونید با خیال راحت تمرینات رو انجام بدید.

۱: جلسه اول در پروفایل شما قرار گرفت. تو این جلسه کامل در مورد گذشته خودم صحبت میکنم و رد پای خدارو تو زندگیم نشون میدم که کجاها دستمو گرفت و رهام نکرد… همین خدا دست شماهارو هم میگیره و تو سختی ها تنهاتون نمیذاره تو این قسمت در مورد شکستن بت درون صحبت میکنم و ازتون میخوام که دفتر تهیه کنید و تموم باور های منفیتونو در مورد خدا بنویسید و بتی که دیگران برامون ساختن رو تخریب کنیم و خودمون بریم دنبال شناخت خدا

۲: جلسه دوم در پروفایل شما قرار گرفت. تو این جلسه درمورد معجزه ایمان صحبت میکنیم و میگیم : خدا به اندازه ایمانتون کارها و حاجت های شمارو بر عهده میگیره و ملاک ایمان صرفا نماز و روزه نیست…ایمان یه باور قلبیه و به میزانی که ایمان داشته باشید خدا باهاتون رفتار میکنه و دعاهاتونو مستجاب میکنه.

۳: جلسه سوم در پروفایل شما قرار گرفت.تو این جلسه در مورد این مسئله صحبت میکنیم که خدا سناریو میچینه و عملا هیچ اتفاقی اتفاقی نیست

۴:جلسه چهارم در پروفایل شما قرار گرفت.تو این جلسه در مورد خدای درون صحبت میکنیم

۵: جلسه پنجم در پروفایل شما قرار گرفت . در این جلسه در مورد دستان پنهان خداوند با شما صحبت میکنیم.

۶:جلسه ششم در پروفایل شما قرار گرفت

۷:: جلسه هفتم در پروفایل شما قرار گرفت. در این جلسه در مورد اتفاقات و شانس صحبت میشه.

۸:جلسه هشتم در پروفایل شما قرار گرفت..در این جلسه درمورد فرشته های نگهبان صحبت میکنیم

۹:کتاب جدید داداش رضا به نام : کارها به دست خداست در پروفایل شما قرار گرفت

۱۰: کتاب داداش رضا با نام : به خواسته هات نچسب در پروفایل شما قرار گرفت

۱۱: لایو داداش رضا با موضوع شوخی با باورها در پروفایل شما قرار گرفت…در این لایو داداش در مورد دلیل بی دینی جوونا صحبت میکنه و میگه خودش چرا قبلا بی دین شده بود

۱۲: لایو بیست درس از زندگی داداش رضا در پروفایل شما قرار گرفت (این لایو رو بار ها گوش کنید)

۱۳: لایو داداش رضا با موضوع : خدا به موقع میرسه…در پروفایل شما قرار گرفت

۴۹,۰۰۰ تومان

تمرینات این دوره

من در پایان هر جلسه یه تمرین عملی بهتون داده میشه که باید بهش عمل کنید تا نتیجه بگیرید❤️فقط دوستانی میتونن در این قسمت نظر بذارن که محصول رو تهیه کردن . اگه محصول رو تهیه کردید وارد ” پروفایل ” بشید و بعد بیاید به همین بخش و تمرینات دوره رو همینجا انجام بدید ❤️

  1. سحر🤞 (مراقب خودت باش )

    و اینک از اون موقع دارم این فایلا رو گوش میدم خیلی نسبت ب اتفاق های اطرافم دقت میکنم و دنبال ی حمکتی توشون هستم، وب گذشته بر میگردمو دستای پنهان خدا رو میبینم، و نگرانیم کمتر شده نسبت ب قبل، مثلا یکی داره باهام حرف میزنه بهش گوش میدم ولی تو دلم میگم تو ی جا ب دردم میخوری بی حمکت نیست، و ممکنه اون فرد ی چیز کوچیک بهم یاد بده، ک قبلا توجه نمیکردم. الان دیگه دقیقه دقیقه زندگیم میدونم بی حمکت نیست و هر لحظه اش ی چی میخواد بهم بگه، مخصوصا تو مسیر خودسازی و حاجتم هستم خیلی دقتم رفته بالا.
    مثلا چند وقت پیش قران خودنم، سوره ی انفال ایه ۲۹ اومد ک گفت اگر از خدا پروا کنید خداوند نیروزی تشخیص دهنده ی حق علیه باطل را ب شما میدهد، و گناهان صغیره ی شما رو می زداید و گناهان کبیره اتان را میبخشد و خداوند دارای فضل و رحمت بسیار است.
    ک متوجه شدم ک این نیروی تشخیص دهنده همون الهام هست.

  2. سحر🤞 (مراقب خودت باش )

    توی لایوتون گفتید برید نامه هایی ک قبلا برا خدا نوشته بودید رو بخونید ببینید ک چ حاجتاییتونو داده، ۱۳ شهریور بود ک ی دفتر برداشتم و از ارزوهام و تصور ارزوهام با خدا حرف میزدم. اون موقع روی ی حاجتم خیلی پافشاری میکردم، همش تو دلم میگفتم، با اینک ته ته دل خودمم راضی نبود ولی هی میگفتم و خدا نشونه میداد ک ب صلاحم نیست ولی من می خواستم. این گذشت تا الان ک چند وقتیه خدا داره رگباری نشونه میده ک دیدی اون موقع حاجتتو ندادم ب نفعت بود و منم فقط دارم خداروشکر میکنم از این بابت. من الان خداروشاکرم ک جواب حاجت و نوشته های اون موقعمونَداد.
    دقیق یادم نیست چندم شهریور بود ک اومدم تو کانالتون ،ولی ۱۳ هم نبود، بعد تر بود، خیلی برام جالب بود رفتم نامه هامو خوندم، چقدر نامه هاو خواسته های سطحی از خدا داشتم خودم خجالت کشیدم، از خودم بخاطر این خواسته های بی ارزشو سطحی، ناراحت شد ک من چرا اینقدر رو چیزای سطحی فوکوس داشتم. ولی حدود چهل پنجاه روزه ک ی دفتر دیگ برداشتمو دارم نامه مینویسم و الهاماتم و ارزوهامو مینویسم، اونا رو ک میخونم میبینم چقدر فرق دارن با اون یکی دفترم، رشدمو تو این چند ماه دارم میبینم، و اتفاقا دعاهایی ک جهت خودسازی و نزدیک شدن به خدا و شناخت خدا بود رو چقدر زود زود داره بهم میده، و دعاهای مادی هم دارن کم کم برآورده میشن. چند وقت بود ک همش ب خدا میگفتم راه درست دعا کردنو بهم بگو ک کشیده شدم سمت این کتابو کتاب شکرگزاری. کلا آرومتر شدم خداروشکر حس میکنم خدا خودش داره پیش میبره. الانم همش از خدا میخوام توکلمو زیاد کنه و حاجتمو بده،منو بیشتر ببره تو مسیر خودسازی و خداشناسی. خداروشکر

  3. سحر🤞 (مراقب خودت باش )

    تمرین لایو شماره ۶.
    ی بار تو دانشگاه ی گوشی روی آب سرد کن جامونده بود برش داشتم تا صاحبش زنگ بزنه و بهش بدم. ک وقتی دادم اونقدر ذوق کرد میدید منو هی تشکر میکرد دعام میکرد(ک البته قبل از اینم دوبار گوشی خودم گم کردم ک خداروشکر گیر ادمای خوبی افتاد و بهم برگردوندن).
    یکی هم شاید خنده دار باشه ولی سر جلسه های امتحان تو دانشگاه یا مدرسه دستان پنهان خدا برای بقل دستیم و جلویی و پشت سریم میشدم، البته ی بنده خدایی یه بار چنان دست پنهان خدا برای من شد ک اگ نمیشد می افتادم اون درسو، کلا تو این زمینه کلاسمون پر از دستان خدا بود.
    یکی هم ب مادربزرگم ک تقریبا از پا افتادس کمک میکنم، کاراشو انجام میدم خیلی دعام میکنه.
    همینا رو فعلا یادم اومد.

  4. سحر🤞 (مراقب خودت باش )

    سلام داداش تمرین لایو شماره ۳،رفتم جوشن کبیر رو خوندم.
    ۱.میترسیدم خدا گناهامو نبخشه ولی بیشتر از هر چیزی گفته بود ک توبه پذیرم، آمرزنده گناهاتونم، انگار خودش بنده هاشو میشناسه میدونه کجاها خطا میرن.
    ۲.می ترسیدم خدا بخواد بخاطر گناهایی ک کردم تلافی کنه برام، یا ب ی بیماری دچار شم، گفت ب مخلوقش ظلم نمیکنه.
    ۳.گفتم خدا خیلی از آرزوهامو برآورده نمیکنه، خدا صدامو نمیشنوه، حالا حالا ها بخاطر گناهام حاجتمو نمیده، گفت من برآورده کننده ی آرزوها هستم، گفت من اجابت کننده ی دعا ها هستم، داداش اینو هم خیلی گفت، خیلی تکرار کرده بود.
    ۴.از حوادث آینده میترسم گفت امید بنده هام در برابر پیش آمدهای ناگوارم.
    ۵.می ترسیدم خدا کمکم نکنه حتی تو مسیر خودسازی، گفت کمک کارم.
    ۶.با خودم میگفتم بالاخره ی جا صبرش تموم میشه و میزنه ب سیم آخر، یهو ی جایی تلافی میکنه و عذابم میده، گفت نسبت ب نافرمان خود بردبارم.
    ۷.فک میکردم وعده هایی ک تو قران میده برای من صدق نمیکنه ممکنه بزنه زیرش، ولی گفت وعده اش راسته.
    خدا گفت ب هر کس ک بهم امید داشته باشه کریمم، گفت راهنما هستم (توجه هم رفت سمت الهام درونی)، گفت کارگشا هستم
    خیلی چیزای خوب گفت ک متاسفانه بهشون ایمان نداشتم.
    خیلی کم ترسوند، بیشتر امید میداد، خیلی کم گفت انتقام گیرندس.
    خدایا ببخشید، بازم صبور باش در برابر اشتباهات و گناهانم، ولی نذار از این مهربونیت سواستفاده کنم، راهنماییم کن.

  5. سحر🤞 (مراقب خودت باش )

    ممنون داداش، درست شد.

  6. سحر🤞 (مراقب خودت باش )

    سلام داداش، فایل ۳ رو دانلود کردم اومده تو پروفم ولی تو باز کردن ارور میده.

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام.فایل کامل دانلود نشده

  7. shrabazari12 (مراقب خودت باش )

    سلام داداش ، خواستم بدونم ، رویاهای کودکی اهدافمونجوانی اهدافمالهامات، همون الهامات الهی هستن، یا نه؟
    چون دوران کودکی احساس شور و شوقی نسبت بهشون، داشتیم اما در نوجوانی کمتر میشه این احساس، آیا این همون رسالته ؟
    و اینکه با تست های شخصیت و استعداد استعدادیابی برای پیدا کردن و شناخت رسالت موافق هستی؟

  8. m (مراقب خودت باش )

    سلام داداش.من پارسال این دوره رو خریدم.
    ولی الان لینک دانلودها برام نمیاد.
    پارسال ک اومدم اینجا ۱۲سال بود با برادرم قهر بودم .
    با اخلاص از خدا خواستم کمک کنه.
    بالاخره با هم اشتی کردیم.
    الانم سر کار میره.
    خدایا شکرت

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام. اون بالا نوشته دانلود محصول .روش کلیک کنید.محصول رو میبینید .

  9. Samane97 (مراقب خودت باش )

    سلام.
    تمرین اول :
    نگرش منفی :خدا منو نمیبینه و درکم نمی کنه و اصلا از درونم خبر نداره
    خدا فقط نظاره گره منه و هیچ کاری برام نمیکنه
    خداخیلی سختگیره بدون استثنا همه مونو میندازه جهنم خدا زورش کمه اگه میتونست جلوی شیطونو میگرفت وسوسم نکنه خدا خیلی صبرش زیاده برای اینکه از خدا چیزی بخوای باید خیلی خیلی خیلی اصرار کنی تا راضی بشه یه چیزی بهت بده اصلا الکی بهت نمی ده.
    ( من قبلا این تمرین در دوره وسواس انجام دادم تقریبا ازش نتیجه گرفتم)
    چگونه با خدا آشنا شدم ؟ از همون بچگی با خدای مهربون و بخشنده آشنا شدم ولی هیچ وقت با خدای بزرگ و باعظمت آشنا نشدم .
    یه مدت پیش برای تغییر نگرشم نسبت به خدا با خدای بزرگ و بصیر و مهربون و مدبر و همه جا هست آشنا شدم ولی هنوز برام تثبیت نشده .

  10. الناز نام مستعارم الناز (مراقب خودت باش )

    سلام
    داداش دیروز داشتم فایل های این دوره رو گوش میدادم توی یکی از فایل ها گفتین که آرزو کنین توی این صفحه بنویسیم من سه تا آرزومو نوشتم اینجا دیروز دیدم سه تاشون برآورده شدن?گفتم بیام اینجا بگم?

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام. خدارو شکر

  11. omidbekhoda (مراقب خودت باش )

    دادا سلام
    خدایی داداش من انقدر که در این راه دارم زجر میکشم لذت نبردم والا الان هی دارم مریض میشم و اعصابمم خورد شده نمیتونم درک کنم اونایی که الان رو تخت بیمارستانن و بچه هاشون وخودشون هی از خدا کمک میخوان و در اخر میمیرن و چه ادمایی که خدا بهشون فرصت نمیدی و ادم میمونه که خدا اینهارو اینقدر زجر میده بعضی مواقع فکر میکنم اگه تو این مسیر نبودم کمتر زجر میکشیدم الانم که دیگه چون قبلا دعا کردم جواب نگرفتم بخاطر مریضیم دعا نمیکنم چون امیدی ته دلم نمونده

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام.زندگی بدون چالش فقط واسه اون دنیاست…و یه نکته مهم : تعداد کسایی که خدا شفاشون میده و حالشونو خوب میکنه و دستشونو میگیره خیلی زیاده…اما چون ذهنت منفی نگر قویه میره دنبال نقص ها میگرده.

  12. baran67 (مراقب خودت باش )

    سلام داداش,من دوتا باورمنفی نسبت به خدا دارم یکی اینکه خیلی دیرجواب میده ادمم تاحدی صبرداره من چندساله ازخدادوتاچیزمیخام هنوزنداده ,میدونم این دیرجواب دادن خدا حتما حکمتی داره بعضی وقتاازصبرکردن وانتظارکشیدن خسته میشم,دوم اینکه احساس میکنم خدادعای ادم گناهکارواجابت نمیکنه,داداش من عموم گناهانوترک کردم فقط باحجاب مشکل دارم اصلابدحجاب نیستم فقط یه کوچولوموهام بیرون هس اگه بپوشونم اصلا ازخودم خوشم نمیادچهرم عوض میشه ,ازوقتی رفتم کربلادارم روخودم کارمیکنم خداروشکرخیلی تغییرکردم نمازام سروقت میخونم اهل غیبت وحسادت و…نیستم نمیدونم خداچراتاحالاسکوت کرده ؟؟؟؟؟

  13. baran67 (مراقب خودت باش )

    سلام داداش,من این محصول به این دلیل خریدم اخه اتفاقات عجیب زیادی برام میفته ولی دلیل یاحکمتشونمیدونم, داداش چجوری میتونم بهتون پیام خصوصی بدم ممنون میشم جواب بدید

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام.حکمت اتفاقات اصولا چند وقت بعد مشخص میشه….

  14. elnaz.goli93m (مراقب خودت باش )

    سلام
    این اولین محصولی بود که خریدمش و توی دوره اش شرکت کرده بودم
    خدایا سپاسگزارم که منو به این سایت هدایتم کردی
    خدایا سپاسگزارم که توی این دوره شرکت کردم
    خدایا سپاسگزارم که داداش رضا این دوره رو برگزار کرد
    داداش رضا سپاسگزارم ازت که این دوره رو برگزار کردی برامون و من تونستم خدای خودمو پیدا کنم

  15. داداش رضا (مراقب خودت باش )

    با توکل زانوی اشتر ببند

  16. omidbekhoda (مراقب خودت باش )

    سلام
    امروز برام یه داستانی اتفاق افتاد که با تمام تلخیش و واقعا دردی که برام داشت کلی پند بهم داد و رد پای خدارو احساس کردم.
    ممکنه طولانی باشه اما از تک تک قسمتش میتونین پند بگیرین
    که میخوام داستانو بگم که شاید شما هم اگاه بشین احساس میکنم خیلی میتونه مفید باشه
    امروز عروس یکی از نزدیکانم بود و خیلی برام مهم بود که عروسی به خوبی برگذاربشه ساعات اول همه چیز خوب بود و به خوبی برگذار شد
    و بعد از صرف شام نوبت رقص شد و دی جی شروع به خوندن کرد عروسی مخطلت بود و زن مرد باهم رقصیدن من هم که از مسائل دینی اگه بودم یه گوشه نشستم و نگاه به اونا نیکردم که درحال رقصن راستش رو بخواید مقداری هم باید جلوی نگاهم رو میگرفتم تو اون زمان مدام بهم میگفتن بیا برقص اما من نمیرفتم که اخراش نفسم داشت قانعم میکرد…
    وسطای رقص بود و به اوج خودش رسیده بود وکه یهو یکی از اون پسرای جوان که داشت میرقصید رنگ صورتش بنفش شد و خورد زمین و دیدم که داشت پاش رو محکم تکون نیدادو خودشم عین چی تکون میخورد و از دهن دماغش خون میومد که دیدم اومدن روش و گرفتنش که بعد مدتی وایساد و بی هوش شد یکی از اونا مثل اینکه نبضش رو گرفت و دید که نبضش هم نمیزنه …
    یکی از اون افرادی که اونجا بود و دکتر بود جراح قلب و… سریع دوید و روی سینش کوبید درحالی که اون فرد بی حرکت بود ( اون صحنه ها یادم میاد حالم بد میشه)که بعد از مدتی به هوش اومد و بعد از اون دیگه کام همه تلخ شد و کسی نتونست برقصه
    خب نوبت پنده:
    ۱ هیچ اتفاقی اتفاقی نیست بله این برای خیلی ها تو اونجا یه تلنگر بود حتی برای من که واقعا داشتم به اون سمت میرفتم و… حتی دامادگفت که این یه تلنگر از خدا بود به ما
    ۲ تو شادی هاتم باخداباش وکاری نکن که نتونی قبلش بگی بسم ا… تو اونجا همه در حال رقص بودن و هیچکی یاد خدا نبود و همه در حال لهو لعب بودن اما بعد از این اتفاق غمگین همه بلند اسم خدا رو صدا میزدن … چه خوب بود که تو شادی هامونم یا خدا باشه واینو فهمیدم که خدا همیشه حواسش به ما هست
    ۳ به ظاهر ادما نگاه نکن بعد از این اتفاق یادمه یکی از این مادرا به اون دی جی بد بیرا میگفت و دی جی هم به اون میخندید .
    واقعا من نه از اون مادر متدین انتظار داشتم نه از اون دی جی که میخندید یعنی میشه ادم اینقد سنگدل ایا خندش واقعی بود ایا بعد از اون افرادی که اومدن و فقط به ما ابراز تاسف کردن ایا اینها یکمی مهر تو دلشون هست معلومه نه وقتی مهر خدا نیست…
    ۴ خدا انقدر قدرت داره ما اشتباه فکر میکنیم
    تو مجلس که بودیم قبل از اتفاق وقتی داشتم نگاه میکردم تو ذهنم اومد که خدا چقدر غریبه چقد این ادما راحتن و و چقد فساد زیاده
    که بعد از اون اتفاق کل جمع متحول شد و فهمیدم که خدا میتونه با یه اتفاق کوچولو خیلی کارا بکنه…
    اینا برداشت های من بود شما هم میتونین برداشت های دیگهدای داشته باشین از این اتفاق
    برامون دعا کنین و امیدوارم که مفید باشه از داداشم میخوام که اینو تو سایت قرار بده …
    به سلامتی

  17. محمد حسن (مراقب خودت باش )

    تمرین جلسه ۱ شاید بعضی موارد یه ربط ریزی با بقیه داشته باشه. ولی خودم فک میکنم هر کدومشون جدا از هم هستند؛حس مختلفی رو توضیح میدن. ۱.وقتی دقت میکنم،میبینم که اون موقع باور داشتم به اینکه هر وقت ما بخایم خدا ONLINE و OFFLINE میشه.در صورتی که اون دل خدابین من بود که انلاین، افلاین میشد.((خدا رو به قطع و وصلی (نقص) متهم میکردم و نسبت میدادم.عملا)) ۲.وقتی من نادانی میکردم و چیز بدی رو به چیزی نسبت میدادم(از روی منفی ترین تفکر) فکر میکردم اون لحظه حق کامل با منه ؛ همه همینطور فک میکنن؛چه برسه به خدام.((محدود کردن خدا به نظر من ، چه بد،چه خوب.چه درست و چه غلط)) ۳.خدا کسی است که راهش خیلی کسل کننده،خسته کننده و نچسب است.هیچ لذتی نداره.((بریدن افریدگارانسانی که لذت دوسته(و هر چیزی که مربوط به اون خدا میشه مخصوصا قرآن)از لذت های بسیار.)) ۴.خدای من کسی بود(است)که تابع خواسته ی من است. اگه صبح حس بلند شدن نداشتم،فکر میکردم بهترین انتخابه و خدام هم با من هم نظره. ۵.خدای من کسی بود(است) که همه رو الکی خلق کده. بیکار بوده و حوصله اش سر رفته بود ، حوصله ما هم سر خواهد رفت. ۶.خدای من کسی بود(است)بسیار عوام پسندانه ، طوری که همه ازش قوی تر و ارجح تر بودن،جز زلزله؛ضعیف ترینممکنه در عمل. و با هیچکی هیچ کاری نداره و همه از او برتر هستن. داداش بفرمت.گوربابای این خدا (روی شماره ۴ یه جور دیگه هم میشه گفت که خدا هر طور که ما بخایم همونطور برامون بوجود میآره. اگه چیزخوبی بخایم ، میده ولی اگه چیز بدی بخایم میده./مخصوصا روی ادامه زندگیمون ،بسته به تلاشمون***که تو شماره ۴ منظورم این نیست)

  18. omidbekhoda (مراقب خودت باش )

    تمرین کتاب
    بله من یه بار خیلی زور زدم حتی به خاطرش چله ترک گناهم گرفتمم که خدا بهم کمک کنه
    ولی داداش من بعضی چیزارو هی ازخدامیخوام اونم نمیدش تا اینکه خودم رفتم تلاشمو کردم بدستش اوردم تو اون مسیری که باید صبر بکنی هی میگی اگه مصلحت نبود چی اگه خدا بخواد امتحانم کنه و بهم ندش چی بعد ناامیدی و نگرانی میاد سمتت و میگی چرا الکی صبر کنم یه جورایی سست میشی چیکار کنیم؟

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلا. اینایی که گفتی نجواهای شیطانه… میتونه بعد ها حفرتم بشه

  19. Younos (مراقب خودت باش )

    سلام دوستان و همچنین داش رضا
    تمرین کتاب به خواسته هات نچسب:
    واقعا هیچ اتفاقی اتفاقی نیست و خدا خیلی منو دوست داره و نگرانمه میدونی من از خدا کمک خواستم و داشتم رو کمال گرایی و کمال طلبیم کار میکردم و یهو همون روز این کتاب نوشته شد… و قطعا کار خدا بود و آدم میتونه درک کنه در این جور شرایط این جمله رو که:
    تو حرکت کن خدا مسیرو برات باز میکنه
    و اما تمرین:
    این اتفاق برام چند بار افتاده مثلا قبلا ها یه کامپیوتر داشتم سیستمش زیاد قوی نبود و میگفتم اگه سیستمش قوی تر باشه خییییلیی مثلا حال میده ولی وقتی بهش رسیدم واقعا فقط شاید یه هفته حسم خوب بود اما کم کم شد همون برام

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام یونس جان.خدا خیلی کارش درسته‌

  20. فاطی جون (مراقب خودت باش )

    سلام اقای دادش رضا.
    من روی منان بودن خدا که معناش گشاده دستی بسیاااار هست یکم گیر داره کارم.ذهنم میگه اگه خدا بسیااار گشاده دسته پس چطور اینهمه مصیبت و بلا و سختی که میتونست کلا نباشه فراووونه؟ممکنه بگید خاصیت دنیاس و خدا میخواد ما رو رشد بده.بیدارمون کنه.درسته. خوب ولی اصلا چرا حضرت ادم که توبه کرد خدا که گشاده دسته اوردش تو زمین که انقدر به خاطر رشدش رنج بکشه؟ خدا که بسیار گشاده دسته چرا بعد از توبه حضرت ادم اونو بازم تو بهشت و غرق نعمات نگه نداشت؟
    گاهی نگاه میکنم میبینم یه خانواده یا یه نفر همینطوووور اماج بلا میشن. صدتا مصیبت و بلا رو سرشون میریزه. قاطی میکنم. شک میکنم و …

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام.کلا تو دعای جوشن کبیر هر جا ذهنمون درمورد حدا مخالفت کرد همونجا باور منفی داریم. باید درستش کنیم تا با خدای واقعی اشنا بشیم.در واقع باور شما رو عدالت خداست‌

  21. فاطی جون (مراقب خودت باش )

    سلام اقای داداش رصا. میخواستم بگم ایده جوشن کبیر خییییلی عالی بود. خیییلی ممنون. من تا الان صد تا از هزارتا صفت خدا تو جوشن کبیرو برا خودم نوشتم و یواش یواش دارم رو این صدتای اولی فک میکنم. و دارم شمایی از خدای واقعی رو برای خودم ترسیم میکنم.
    فقط یه چیزی.
    وقتی میرم تو این فاز که الان دارم کار خوبی میکنم سریع حس میکنم الان به خودم مغرور میشم چون ظرفیتم کمه و تازه خودمو پیدا کردم.کارهای خوبم زیادی به چشمم میاد.
    حضرت امیر میفرماین اگه یه کار خوبی باعث بشه مغرور بشید انجام ندادنش بهتره.
    با این غروره چیکار باید کرد؟

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام. چیزی نیست.داری به خودت بخاطر حساسیت زیادت تلقین میکنی…حتما باورای منفیتو درمورد خدا بکش بیرون.خیلی رشدت میده.

  22. فاطی جون (مراقب خودت باش )

    سلام. این باور که شما تو این پکیج القا مییکنید قشنگه اما برا من که دچار بیماری راحت طلبی هستم چی؟؟?ببین من اگه به خدا اعتماد کنم خدا به من ممکنه اعتماد نکنه چون من راحت طلب و نتیجه گرا هستم. و هیچ کدوم از عهدهامو اجرا نمیتونم بکنم.
    خوب واقعا خدا هرچقد مهربون باشه با من بدقول میخواد چیکار کنه؟بارها عهد شکستم و الانم به خودم اعتماد ندارم. میدونم بازم عهد میشکونم. خیلی سخته. حس میکنم تو یه غار تاریکم.
    چطوری باور کنم که خدا با من اینطدری برخورد میکنه؟
    در حالیکه بارها حتی تو سخنرانی های استاد پناهیان هم شنیدم که اگه مثلا عهد بشکنی فایده نداره یا مثلا اگه نمازتو فلان جور بخونی قطعا برات مشکل پیش میاد؟
    جواب سوالمو میدید؟
    هیچ اتفاقی اتفاقی نیس

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام.همین که واقعا قبول داری عیب های خودتو به نظرم این شهامتت جای تقدیر داره‌. برای درمان راحت طلبی هم از تایم خوابت شروع کن.اصلا نگران نباش‌.. به خودت زمان بده.کتاب قبل تغییر تغییر کن هم به کارت میاد‌. چون در مورد عمل به دانسته هاست

  23. fatemmehh (مراقب خودت باش )

    ی سوال دیگه کسایی ک قبلا این کتابو تهیه کردن دوره ب صورت تصویری روی پروفایلشون قرار نمیگیره مجددا باید خریداری کنن ؟؟؟

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام. نیازی نیست مجدد خریداری کنن.کسایی که از قبل این دوره رو تهیه کردن همین الان تو پروفایلشونه.میتونن دانلود کنن.در واقع ما دوره رو آپدیت و بروز رسانی کردیم و تبدیلش کردیم به تصویری و لایو

  24. fatemmehh (مراقب خودت باش )

    سلام داداش
    فرق این کتاب جدید هیچ اتفاقی اتفاقی نیست با قبلیه ک ما تهیه کردیم چیه ؟؟ همه حرفاتون همونه فقط ب صورت تصویری هستش ؟ یا کلا فرق داره

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام.دوره قبلا صوتی بود که الان کاملا تصویری شدش.ولی کتاب همون کتابه.

  25. fateme_ke (مراقب خودت باش )

    سلام داداش رضا
    این دوره رو قبلا تهیه کردم
    این یکی که تصویریه جداست؟

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام. بله تموم دوره رو تصویری کردیم.از پروفایلتون میتونید دانلودش کنید

  26. elnaz.goli93m (مراقب خودت باش )

    سوره هود (آیه ۷۲)

    قَالَتْ یَا وَیْلَتَىٰٓ أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَٰذَا بَعْلِی شَیْخًا إِنَّ هَٰذَا لَشَیْءٌ عَجِیبٌ (٧٢)

    گفت: «ای وای بر من! آیا من فرزند می‌آورم در حالی که پیرزنم، و این شوهرم پیرمردی است؟! این راستی چیز عجیبی است!»(۷۲)

    سلام این ایه نشون میده که هیچ اتفاقی اتفاقی نیست زمانی که حضرت ابراهیم(ع)و همسرش پیر شده بودن و بچه یی نداشتن فرشتگان خدا اومدن و بشارت دادن از طرف خدا به حضرت ابراهیم(ع) و همسرش که بچه دار میشین

  27. taha13 (مراقب خودت باش )

    سلام داداش رضا؛ خوبین شما؟ داداش لایو برگزار شد زودتر ادرسو بهمون بدین تا مام جوین شیم؛ ممنون

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      تو پروفایل آدرس کانال هست. حتما جوین بده

  28. بشری (مراقب خودت باش )

    سلام سرعت اینترنتم ۳Gمیرسونه برا لایو؟

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام. به گمونم بشه. تست میزنیم. اگه نشد اشکالی نداره. ضبط میکنیم میذاریم تو پروفایل

  29. Aliiii (مراقب خودت باش )

    سلام به همه ی دوستان عزیز
    امیدوارم حال همتون خوب و دلتون آروم باشه
    خوشحالم بازم تونستم در خدمتتون باشم
    قطعا برای خدا ناممکن وجود نداره و خدا هر کاریو میتونه انجام بده ، چرا که همه چیز از خدا به وجود اومده و هر تغییر و تحولی تو مخلوقات بدون اذن خدا نیست … در قرآن میخونیم والله علی کل شیئ قدیر ، یعنی خدا بر هر کاری تواناست … همینطور اومده وقتی خدا به چیزی بگه موجود باش ، موجود میشه … پس نتیجه میگیریم دست خدا هرگز بسته نیست و توانش نامحدوده …
    دادا ان شاء الله مشکلت حل بشه و خدا بهت خیر بی پایان بده …
    التماس دعا
    یا علی مدد

  30. fatemeh77 (مراقب خودت باش )

    سلام داداش رضا
    یه سوالی خیلی ذهن منو درگیر کرده در طول مدتی که با سایت شما اشنا شدم فقط به این فکر میکردم که خدا منو واسه چی افریده؟ هدف از خلق من چی بوده؟ مطمئنم خدا منو به این دنیا نیاورده که ازمایشم کنه اخه اون میدونه من تو یه موقعیت خاص چه عکس العملی از خودم نشون میدم ایا هدف قرب الهی هستش ؟ پس اونوقت کل کارایی که انجامشون میدیم به نظرم پوچن مگه اینکه به قصد قرب الهی باشن … واقعا نمیدونم فک کنم تو این دنیا هممون گم شدیم مخصوصا خودم
    بعضی وقتا فک میکنم چقدر سخته به اون مقام برسم که خدا عاشقم بشه

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام.اتفاقا جواب سوالت تو قران هست.یه مدت برنامه بریز هر شب معنی فارسیشو بخون…اتفاقا این سوالات خوبه.باعث میشه بری دنبالش و کم کم ایمانت قوی بشه.ما به این دنیا اومدیم که بهترین نسخه خودمون بشیم و یه جورایی تو کالبد دنیا ساخته بشیم و بزرگ بشیم تا بتونیم اون دنیا خدای بزرگ رو مشاهده کنیم…بر مبنای نمره ای که تو این دنیا میگیری اون دنیا بهت جایگاه میدن.

  31. محمد صمیمی (مراقب خودت باش )

    سلام
    تمرین جلسه هفتم:
    چیزی که یادمه اینه که چند وقت پیش همش اصرار میکردم که یه جایی قبول بشم ولی هر کاری میکردم نمی شد بعدا که خدا بهترشو داد فهمیدم که خدا چقدر حکیمه و جریانش چی بوده…الحمدالله رب العالمین

  32. محمد صمیمی (مراقب خودت باش )

    سلام
    تمرین جلسه ششم:
    سه تا دعایی که از خدا میخوام مستجابشون کنه
    ۱.خدایا به من آرامش ،نشاط و قدرت بده و به من کمک کن که همیشه برای هدفم انگیزه و نشاط رسیدنش رو داشته باشم
    ۲.خدایا کمکم کن که ثانیه ثانیه زندگی ام رو برای رسیدن به آنچیزی که براش آفریده شدم گام بردارم و وقتمو تلف نکنم
    ۳.خدایا ما رو از سربازان واقعی امام زمان قرار بده و عشقش رو در دلمون زنده کن
    انشاءالله که همه شون برآورده میشن.

  33. omidbekhoda (مراقب خودت باش )

    سلام
    داداش رضا
    ممنون ازکتابی که معرفی کردی کمکم کرد ممنون میشم کتا ب هایی که تو زمینه ی خودشناسی خوندی رو بهمون بگی
    و… موضوع های دیگه
    و یه سوال
    چرا بعضی موقع ها انگار خدا ساکت و انگار کاری نمیکنه
    انگار تو هی یه چیزی رو میخوای که به صلاحت اما خدا بازم ساکته
    منتظر خودت تلاش کنی یا …
    تومشهد دعامون کن التماس دعا

  34. Hummingbird40 (مراقب خودت باش )

    سلام رضا خوبی؟
    یه سوال دارم لطفاً جوابمو خود خودت بده خیلی نیاز دارم…
    یه لحظه از بالا زندگیتو نگاه کن از اون روزگارت تو سال های ۹۱-۹۲ تا اتفاقی که برات تو ۹۳ افتاد تا الان که تو این وضعیت از زندگیت هستی و این همه جوونا دوست دارن(از جمله خودم) و مهمتر اینه که داری هدایتشون می کنی…
    ازت یه سوال دارم…
    اون چی بود،یا حتی کی بود که تو رو از اونجا به اینجا رسوندت…
    مدام این سوال رو تو ذهنم از خودم می پرسم…
    و همش ۲ چیز میاد تو ذهنم:۱)قران خواندنت ۲)خدا
    ولی تا اونجایی که یادم میومد هر بار که داستانت رو می گفتی عبارت”قرانی که روی طاقچه بود و خاک می خورد”رو آوردی یعنی قران خوندی…
    .
    .
    .
    ولی از تو میخوام که جواب سوالم رو بدی…
    اون چی بود؟
    کی بود؟

    چون می دونی هر کسی راه زندگی خودشو داره دیگه…
    من می خوام هر چی که تو رفتی رو خودم برم…
    تا به ایمان برسم…
    ولی بگو اون برای تو چی بود؟
    چون وقتی تو این دوره خیلی چیزارو می گفتی من نمی تونستم قبول کنم…
    کلا تو زندگی اینطوری ام…
    یعنی قبول می کردم ولی بعدش ذهنم هی بهم می گفت “مهدی چرا؟” یا “اگه اینطور نباشه چی”
    باید خودم راهتو از اول برم…

    اون چی بود؟
    یا حتی کی بود؟

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام.تو کتاب قبل تغییر تغییر کن یه اشاره ای کردم.اما اون اتفاق یه بلا بودش.

  35. Hummingbird40 (مراقب خودت باش )

    تمرین جلسه ۶:
    ۱)خدایا لطفا هیچوقت نذار این ایمانی که الان به تو دارم رو از دست بدم.(که دیگه دوباره اینقدر رنج بکشم که کلا از دنیا بِبُرم و انقدر بهم فشار بیاد که دوباره بفهم جداً به غیر از تو هیچکس رو… جدا هیچکس رو (حتی پدر و مادرم)تو دنیا ندارم…) و لطفا هیچوقت از یادم نبر که از بچگی هر چه دارم از تو داشته ام و اگر تو اینا رو بهم نمیدادی من هیچی نداشتم…)

    ۲)خدایا کمکم کن همیشه به یادم باشه که تنها تو زندگی تو رو دارم و خواسته هامو فقط از تو بخوام و دلم فقط و فقط به تو گرم باشه…

    ۳)خدایا کمکم کن باور های اشتباهمو نسبت به تو تصحیح کنم… راهشو نشونم بده…

    ۴)خدایا کاری کن که تو زندگی مثل نیک وی آچیچ با تلاش و پشتکار باشم و هیچوقت از تلاش دست نکشم…

    {آخه بچه ها من از حدودای ۲ ماه پیش خدا رو فراموش کردم…نماز می خوندم حتی دقیقاً اول وقت می خوندم… ولی دیگه خدا رو نمی دیدم…
    بعد هر چی تو زندگیم برام پیش میومد که اذیتم می کرد رو می ریختم تو خودم… هر فشاری میومد…
    حتی مشکلاتم رو به پدر و مادر یا هر کس دیگه ای نمی گفتم(ولی شدیداً تلاش می کردم و با پشتکار بودم) اما الان به جایی رسیدم که انقدر تنها بوده ام و همه چیزو ریختم تو خودم که از دنیا بریدم و من که اونقدر با پشتکار بودم دیگه نمی تونستم خودم رو بلند کنم… حتی الان که به پدر و مادرم میگم اونها هم نمی فهمن چی میگم… درکم نمی کنن… همش منو تحقیر می کنن…
    الان به جایی رسیدم که تازه می فهمم تو زندگی به غیر از خدا پشتم به هیچکی گرم نیست…تاوان بزرگی دادم تا اینو بفهمم خدایا خودت دیگه نذار این ایمان رو نسبت به خودت از دست بدم.}

  36. mohammad (مراقب خودت باش )

    اداش رضا خواهشا جوابمو بده ببین داداشی تو اون دوره ده روزه که توکانال برگزار کردی من چهار بار شکست خوردم دلیلشم این بود داداش رضا اخه این عکسها خیلی تو سرم سنگینی میکنه و خیلی برام لذت بخشه نمیدونم چیکار کنم هرکاری هم میکنم این عکسا لذت کاذبش از بین نمیره حتی خیلی از ترفندهاتو کمک میگیرم اما انگار نه انگار این واقعا تنها مشکل منه خواهشا خواهشا به من جواب بده دارم دیوونه میشم وناراحتم ممنونم واقعا

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام.
      کتاب تله ی قدیس کمکت میکنه

  37. محمد صمیمی (مراقب خودت باش )

    سلام
    تمرین سوم:به نظرم خدا وقتی بخواد یه کاری رو انجام بده حتی اگه تموم دنیا باهاش مخالفت کنن انجام میده.خدا خیلی قدرتمنده و کسی که با خدا باشه قوی میشه و میفهمه که هیچی شانسی نیست .همه چی دست خداست و تحت کنترل خداست.

  38. omidbekhoda (مراقب خودت باش )

    داداش سلام
    یه سوال
    داداش رضا کتابی نمیشناسی که رسالتی که خدا برامون معین کرده روبفهمیم.
    هدف گذاری کنیم.
    راستی اگه اهدافی که بهش برسیم بزرگ باشه بازم میشه به خدا توکل کرد وریسک کرد
    مثلا اگه ربطی به درس نداشت وافعا میشه درسو ول کرد
    یا هزینه کرد
    اگه ربطی به این قسمت نداره ببخشید چون جایی پیدا نکردم بپرسم!
    ولی حداقل یه کتاب معرفی کن
    سلامت باشی

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام.کتاب چشم‌دل بگشا

  39. بشری (مراقب خودت باش )

    سلام دوتا از دعاهام که از ته وجودم خواستم ومستجابم شد یکیش سوم راهنمایی بودم مسابقات فوتسال داشتیم ازمدرسه من خیلی بااشتیاق از ته وجودم گفتم خدایا یه کاری کن تیم ما اول بشه خیلی خالصانه دعاکردم که بعدش خیلی یهویی شدیم اول شهرستان من هنوزم متوجه نشدم چطوری اول شدیم مسابقاتو چطوری دادیم و…. یکیشم توهمون سال اتفاقا بعدهمون مسابقات ازمون تیزهوشان دادم گفتم خدایا من بلد نیستم کاریم ندارم منو اونجا قبول کن بعد یه چیزی انگاردرونم گفت یه حرکتی بکن منم رفتم یه کتاب گرفتم ازمونای سالای قبل بود که حلشون کردم خلاصه رفتم ازمون دادم وازوضع ازمون کلا ناراضی بودم بددادم اما اون صدادرونیه بازم بهم حس امیدمیداد که اخرشم بله ازمون کلاسخت بود وهمه بد بودن وحالا براساس رتبه بندی بین بدوبدترما قبول شدیم خدایا خیلی بامرامی الانم که کنکوریم میگم خدایا من اصلاااااا کاری ندارم فقط میخونم همششششش باتوالهاماتمم زیادشده خداروشکر.

  40. بشری (مراقب خودت باش )

    سلام چطوری اومدم تواین کانال؟
    خب تقریبا پارسال همین وقتا بود که حسابی به بمبس رسیده بودم یعنی امیدی نداشتم که از این وضعیت درونی ناامیدکننده م که نمیفهمیدم چیم هست بیرون بیام خلاصه شروع کردم توسایتا وکانالا جست و جو کردن همش انگیزیشی وفلان میزدم رفتم تویه کانال اسمش ثروت ذهن بود بعد مدیر کانال یه گروه زد که اونجام باز مطالب انگیزشی وکتاب واینا ردوبدل میشد یه مدت که گذشت اونام برام تکراری شد یعنی چیزی جدیدی نداشت برام اماعادت کرده بودم که هی میرفتم توشون کی یهو یه پست دیدم خیلی به دلم نشست یکی از بچه توگروه گذاشته بود ازکانال رسمی عزت نفس داداش رضافروارد زده بود منم وارد شدم اونجا مطالب متفاوت بود امیدم بیشتر شد اوایلش هیچ نتیجه ای نگرفتم چون من کارای زیادی رو شروع کردم حالا کم کم دارم نتیجه میبینم خیلی خوبه خدایی.واقعا این حرفت روم اثر کرد که من میتونستم تو خیلی کانالای دیگه باموضوعای دیگه باشم اما چرا اینجام اونم الان که وسط مسیر رسیدن به یه هدفم جایی که بیشترین نیازو به توکل دارم فایلات خیلی کمکم کرد میدونم خدارسوند تو وسیله بودی مرسی باورم تغییر کرد به ارامش قلبی رسیدم .خدایا دمت گرم.

  41. ندابابا (مراقب خودت باش )

    سلام
    تمرین جلسه ششم‌:
    ۱.یه دانشگاه خوب قبول شم.
    ۲.داییم خیلی زود حالش خوب شه.
    ۳ یه کارآفرین موفق بشم.✌

  42. ندابابا (مراقب خودت باش )

    سلام
    تمرین جلسه پنجم:
    مامان بزرگم چند سال آخری دیگه نمیتونست خیلی راه بره و از خیلی از کاراش میموند،منم کاراشو براش انجام میدادم . همیشه دعام میکرد و از خدا میخواست که عاقبت بخیرشم ،شاید منم اونجا یکی از دستای پنهان خدا بودم

  43. محمد صمیمی (مراقب خودت باش )

    سلام تمرین جلسه دوم:
    دو تا از دعاهایی که از ته دل دعا کردم و خدا مستجاب کرد
    ۱.از خدا خواستم که بهترین جایی که به مصلحتم هست و خیر من تو این راهه قبول شم و خدا دعامو مسنجاب کرد و دانشگاه فرهنگیان قبول شدم. الان جایی هستم که اتفاقا خیلی دوستش دارم.
    ۲.از ته دل از خدا خواستم که هدف خلقت انسان رو بهم نشون بده و در کمال تعجب انگار در و دیوار میخواست کمکم کنه…عجب خدایی داریم بچه ها الان دارم نگاه دعاهام اکثرا مستجاب شده اصلا به این دقت نکرده بودم

  44. ali007 (مراقب خودت باش )

    سلام
    تمرین جلسه ۷
    من راستش تو این خود ارضایی موندم و هرکاری که میکنم نمیشه ولی خوب هر بار که شکست میخورم متوجه میشم که یه سری تجربه ها کسب میکنم و چیزای جدیدی یاد میگیرم و همین خیلی به من امید میده و مهم نیست چند بار شکست خوردم مهم اینه که خدا در آخر منو هدایت میکنه چون اون نوره ته دلم هست

  45. محمد صمیمی (مراقب خودت باش )

    من زیاد تمرینات رو انجام نمیدادم ولی فهمیدم برای اینکه تغییر کنم باید انجام بدم تمرین اول:
    باور های غلطی که از خدا دارم
    ۱.فکر میکنم خدا دوست داشتنش شرطیه
    ۲.خدا زیاد به خوبی هام نگاه نمیکنه و بیشتر گناهامو می بینه
    ۳.خدا زیاد رفیق باهامون نیست و زیاد گیر میده
    ۴.خدا شاید مصلحت ببینه و آرزوهامو برآورده نکنه
    ۵.خدا بعضی وقتا صدامو نمیشنوه و دعامو نمیبینم

  46. ali007 (مراقب خودت باش )

    تمرین جلسه ۶
    سه تا از دعا ها
    ۱.از خدا میخوام پاک بشم
    ۲.به وضعیت جسمی و اندام خوبی برسم
    ۳.تموم گناهامو در آینده ترک کنم

  47. N (مراقب خودت باش )

    سلام .تمرین جلسه ۶
    دعای اولم اینکه بتونم از این وضعیت بیرون بیام .خدا رو پیدا کنم و خودمو پیدا کنم.تو مسیر خودسازی قرار بگیرم رسالتم رو پیدا کنم، یه اتصال جانانه به خدا رو داشته باشم حالم عالی باشه و پیش برم تا آخرش .تا جایی که خدا بهم بگه تورو برا خودم آفریدم.(این خیلی عالیه حتی دعا کردنش هم بهم انرژی میده)
    دعای دومم امسال بتونم تو کنکورم رشته پزشکی قبول بشم.
    دعای سومم این دعا سکرته بین من و خدای منه .

  48. m (مراقب خودت باش )

    سلام.در مورد تمرین قسمت گفتگو با خدا:
    سه تا از دعاهام:
    ۱.امسال کنکور کارشناسی ارشد کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف رشته رایانش امن قبول بشم.

    ۲.حالم خوب شه.اینقدر به فکر نظر و قضاوت مردم نباشم و عزت نفسم زیاد شه و آسیبهایی که در گذشته دیدم خوب شه.
    حال داداشم و بابام و مامانمم خوب شه.

    ۳.همین امسال امام زمان (عج) ظهور کنه…

  49. m (مراقب خودت باش )

    سلام.تمرین جلسه ۵.
    من به خواهرم کمک میکنم و بچشو نگه میدارم.ی وقتایی شبا که از خستگی حالش خیلی بد بود من از خوابم میزدم و به بچش غذا میدادم تا اون استراحت کنه.

    دوتا از دوستام که با شوهراشون مشکل داشتن مشاور بهشون گفته بود طلاق بگیرن که واقعا راهش اشتباه بود.
    من منصرفشون کردم و الانم دارن زندگی میکنن

    خیلی جاها تو دانشگاه رابطه دوستی بین بچه ها رو دیدم
    ولی ب کسی نگفتم تا آبرو ریزی نشه.

    خیلی وقتها اگه کاری جور میشد که پول توش بود به بقیه هم میگفتم تا اونا هم سهمی ازش داشته باشند.

  50. omidbekhoda (مراقب خودت باش )

    سلام سلامت باشید
    ارزو
    ۱ به ارامش روحی باخدا برسم که باترک گناه همراه میشه
    ۲ رسالتم رو بهش برسم و بدونم باید ازکجا شروع کنم
    ۳خودم رو بسازم
    التماس دعا

  51. f@teme (مراقب خودت باش )

    سلام
    تمرین جلسه هفتم
    برای من خیلی اتفاق هایی افتاده از این قبیل که چیزی رو اصرار داشتم به داشتنش و نشد و همش غصه میخوردم ولی الان متوجه شدم چه بهتر که نشد و به صلاحم بوده اون اتفاق نیفتاد
    خدایا ممنونم

  52. N (مراقب خودت باش )

    سلام.تمرین جلسه ۵
    منم یه بار دست پنهان خدا شدم و تونستم که جون یه نفر رو نجات بدم.
    یکی از فامیلامون که ۱۰ سالم از من بزرگتره و رابطه صمیمی چندانی باهم نداشتیم.مسافت شهرهامونم از هم دور بود.نمیدونم چطوری قبلش یه اتفاقاتی افتاد که من تلفنی باهاش صحبت کردم .صداش خیلی ضعیف میومد و اصلا نای حرف زدنم نداشت .علت رو ازش پرسیدم ،میگم با اینکه صمیمی نبودیم ولی نمیدونم چرا شروع کرد به تعریف کردن زندگیش .اینکه مشکلات وحشتناک و زیادی روش آوار شده بود و ودیگه تحمل نداشت و تصمیم قطعی برا خودکشی گرفته بود.راستش اول جا خوردم .ولی نمیدونم چی شد که شروع کردم به صحبت کردن صد و بیست درصد انرژیمو گذاشتم .اونقدر باهاش حرف زدم جالبم اینجاست که بعضی از حرفا و جملاتی که میگفتم جملاتی بود که خودم بلد نبودم بخدا .خودمم از حرفای خودم یاد میگرفتم اون حرفا مال من نبود زبونم به حرفایی میچرخید که خودمم نمیدونستم از کجا میاد به ذهنم .انگار خدا از زبون من داشت با اون بندش حرف میزد .چند ساعت باهاش حرف زدم .تا اینکه حالش بهتر شد .آخرشم گفت که بخدا خدا ترو فرستاد وگفت که تو مسیر زندگیم رو تغییر دادی گفت اگه حرفای تو نبود الان اون دنیا بودم.از اون موقع هر وقت منو میبینه ازم تشکر میکنه.
    خدایا شکرت

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام. برای منم این اتفاق دو بار اتفاق افتاده…هیچ اتفاقی اتفاقی نیست…یهو یه چی به دلت میوفته…این کارو خدا میکنه

  53. omidbekhoda (مراقب خودت باش )

    سلام چیزی که یادم میاد یه پیری بود کمکش کردم دعام کرد همین
    ببخشید خیلی سوال میکنم ولی من هزارتاسوال دارم و اومدیم اینجا به هرحال چیزی یاد بگیریم
    ۱اینکه خدا که نه خوشحال میشه نه غمگین نه حسی داره و نه نیازی به ما چطور میتونه مارو دوست داشته باشه
    بعد اینکه من همیشه میگم خدا کمک میکنه ولی اصل کار خودتی که باید تلاش کنی که بدتر استرس میگیرم چیکار کنم احساس میکنم که خودم خوب تلاش نکنم خداهم خوب کمک نمیکنه؟

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام مجمد جان.تو قسمت جبر در مورد اراده ما و خدا یه سری توضیحات دادم که به ما گفتند زیاد به این مسائل فکر نکنید و چون ما ضامن به تلاش هستیم بهتره به هدفمون برسی… در مورد سوال اولتون هم یه نکته ای که هست اینه که : ما هر جوری خدارو قضاوت کنیم همون خدارو میبینیم پس تا میتونی نسبت به خدا حسن ظن داشته باش و اتفاق جالبی که میوفته اینه که حسن ظن تو میشه رفتار خدا با تو…در مورد اینم تو فایل جلسه ۵ و ۶ خیلی صحبت کردم…ولی در کل خوشحالم که تو مسیر خداشناسی قرار گرفتی

  54. elnaz.goli93 (مراقب خودت باش )

    سلام
    ایه ی ۵۲ سوره ی مائده
    ایه ی ۵۶ سوره مائده
    ایه ی ۹۱ و ۹۲ سوره اسرا

  55. ^√hamidreza√^ (مراقب خودت باش )

    “فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَقُولُ- وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَهٌ وَ مَعْنَى ذَلِکَ أَنَّهُ (سُبْحَانَهُ یَخْتَبِرُ عِبَادَهُ‏) یَخْتَبِرُهُمْ بِالْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ لِیَتَبَیَّنَ السَّاخِطَ لِرِزْقِهِ وَ الرَّاضِیَ بِقِسْمِهِ وَ إِنْ کَانَ سُبْحَانَهُ أَعْلَمَ بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ لَکِنْ لِتَظْهَرَ الْأَفْعَالُ الَّتِی بِهَا یُسْتَحَقُّ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ ‏”(۹)
    بدانید که اموال و اولاد شما وسیله امتحان شما است. معنای این جمله این است که خدای سبحان بندگانش را به وسیله اموال و اولاد امتحان می کند تا آشکار شود که چه کسی از روزی اش ناراحت و چه کسی به قسمتش راضی است.
    اگرچه خداوند به روحیات بندگانش از خودشان آگاه تر است، ولى آن ها را امتحان مى‏کند تا کارهاى خوب و بد که معیار پاداش و کیفر است از آن ها ظاهر شود.
    در هر حال سخن در این باره بسیار و مباحث فراوان است اما به عنوان نتیجه بحث می توان گفت اتفاق چه خوب یا بد در زندگی هر شخصی وجود خواهد داشت اگر اتفاق خوب باشد باید به دلیل خوبی آن خدا را سپاس گفت و شاکر بود و گرنه سر از طغیان در می آورد مثل ثروتی که قارون در اختیار داشت و این ثروت موجب انحراف او شد و اگر اتفاق بد باشد، باید نسبت به آن صابر بود پس به طور حتم در پس هر اتفاقی هر چند کوچک، حکمت بزرگی نهفته است که به سپاس و صبر ظاهر می شود.
    هیچ اتفاقی هر چند کوچک و به ظاهر بی اهمیت(مثل جدا شدن یک برگ از شاخه درخت) در نظام هستی ایجاد نمی شود مگر به اذن الهی
    قرآن در این باره می فرماید:
    “وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَهٍ إِلاَّ یَعْلَمُها وَ لا حَبَّهٍ فی‏ ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاَّ فی‏ کِتابٍ مُبین”(۱۰)
    کلیدهاى غیب، تنها نزد اوست و جز او، کسى آن ها را نمى ‏داند. او آن چه را در خشکى و دریا است مى‏داند هیچ برگى (از درختى) نمى‏افتد، مگر این که از آن آگاه است و نه هیچ دانه ‏اى در تاریکی هاى زمین، و نه هیچ تر و خشکى وجود دارد، جز این که در کتابى آشکار (در کتاب علم خدا) ثبت است.

    وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَهٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظیمٌ”(۳) 
    و بدانید اموال و اولاد شما، وسیله آزمایش است و (براى کسانى که از عهده امتحان برآیند) پاداش عظیمى نزد خدا است.
    مال و فرزند موجب تعلق خاطر و وابستگی به دنیا و غفلت از آخرت می شود پس باید به این هشدار قرآنی توجه و از تعلق شدید غفلت زا پرهیز کنیم.
    اختلاف ها و تفاوت ها برای امتحان است.

  56. taha13 (مراقب خودت باش )

    باسلام
    تمرین جلسه آخر:
    قسمتهایی از قران رو پیدا کنیم که بفهمیم هیچ اتفاقی اتفافی نیست؛ یکیش داستان حضرت یوسف بود که از اتاق زلیخا موقعی که به سمت درهای بسته میره؛ و همسر عزیز مصر اونا رو میبینه؛ خواست خدا بود که اونا دیده شن و بی گناهی حضرت یوسف توسط کودکی که سخن گفت ثابت بشه؛ اینا ثابت میکنه که هیچ اتفاقی اتفاقی نیست
    ممنون داداش؛ دوره عالی بود؛ منتظر دوره های جدید و ایده های خیلی خوبتون هستیم؛ خداوند خیر دنیا و آخرت نصیبتون کنه

  57. فاطمه جعفری (مراقب خودت باش )

    سلام
    تمرین جلسه ششم:
    خدایا منو تو مسیر خودسازی کمک کن تا حال دلم خوب شه و عشق و محبتتو تو دلم قرار بده
    خدایا رسالتمو بهم نشون بده تا بتونم به آدمایی که نیازمندن کمک کنم و با دست پر از این دنیا برم
    خدا جونم دستمو بگیر که تو هدفم موفق بشم

  58. Aliiii (مراقب خودت باش )

    سلام به همه ی دوستان عزیز
    تمرین جلسه ششم :
    سه تا از دعا های من :
    ۱. پدر و مادرم سلامتی کاملشونو به دست بیارن
    ۲. درسم رو با موقیت تموم کنم و وارد کارم بشم
    ۳. خوب زندگی کنم و عاقبت به خیر بشم

  59. ندابابا (مراقب خودت باش )

    سلام
    تمرین جلسه سوم:
    بادیدین این کلیپها واقعا میشه فهمید که مرگ لحظه ای اتفاق میوفته و خبرم نمیکنه…ولی “دستای خدا” که ما اسمشو میزاریم “شانس” همیشه و همه جا مواظبمونه و هوامونو داره
    خـــــــــــدایـــــــــــــا شکـــــــــــــــــــرت

  60. فاطمه جعفری (مراقب خودت باش )

    سلام
    تمرین جلسه پنجم:
    راستش من بیشتر کمک مالی کردم که تا کار طرف مقابلم راه بیفته ولی کمک های خیلی کوچیکی بود که طرف خیلی دعام کرد
    کلا کمک به آدما حالمو خوب میکنه

  61. فاطمه جعفری (مراقب خودت باش )

    سلام
    تمرین جلسه سوم:
    با دیدن این کلیپا هم یاد قدرت خدا افتادم هم یاد مرگ که چقدر میتونه به ما نزدیک باشه و ما ازش غافلیم
    به نظر من تا خدا نخواد حتی برگی از رو درخت نمیفته
    تو این کلیپا دست خدا رو میشه دید

  62. omidbekhoda (مراقب خودت باش )

    تمرین جلسه سوم
    اول اینو بگم که داداش رضا خیلی خیلی ممنون که کمکمون میکنی میدونم تلاشه های زیادی میکنی اجرت با خداست
    نظرم درباره اون فیلما اینه که راستش حس میکنم خدا میخواد بااین کار یه پیامی به اونا بده و شاید هم به ما ازش خیلی چیزرا میشه یاد گرفت
    اما نمیشه گفت خدا به اینا رحم کرده یا فرشته نگهبان
    خب اگه میخواست چیزیش نشه چراخدا براشون اون اتفاق رو پیش اورده بود؟

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام.خواست بهشون درس‌ بده

  63. zahrajamali (مراقب خودت باش )

    من مى خوام بت درونمو بشکونم.
    من مى خوام باورهاى غلطى که نسبت به خدا دارمو عوض کنم.

    باورهاى غلطى که در مورد خدا دارم :

    وقتایى که خیلى تلاش مى کنم؛ گناهى رو ترک کنم ولى گاهى توبه مى شکونم به خدا مى گم : خدا تو که مى دونى من نمى تونم این گناهو ترک کنم؛ پس چرا منو آفریدى؟! که منو ببرى جهنم؟!
    یا وقتایى که مشکلات زندگى بهم فشار میاره مى گم خدایا :
    حال مى کنى اون بالا نشستى؛ نه؟! الان دارى بهم مى خندى؟! لذت مى برى از این که دارم اذیت مى شم؟! مگه ما اسباب بازیاتیم؟! اصن من کى گفتم؛ من مى خوام به دنیا بیام؟! اصن تو از من پرسیدى؟! وقتى قراره فقط رنج بکشیم و تاب نیاریم و گناه کنیم و بفرستیمون جهنم؛ چرا ما رو آفریدى؟! خب الان متوجه شدم که من خدا رو استغفرالله یه مریضِ سادیسمىِ عقده اى که فقط مى خواد ما رو عذاب بده تصور کردم.
    راستش منم ته دلم به خدا اعتماد ندارم و ته دلم شک دارم که بهترینا رو برامون بخواد چون وقتى مى گم خدایا هر چى تو بخواى من راضى ام بلافاصله این فکر از ذهنم عبور مى کنه که نکنه الان یه بلایى سرم بیاره که تحملشو نداشته باشم که امتحانم کنه که من نتونم و تهش بیاد بگه بیا؛ دیدى تو راضى نیستى به رضایت من؟!
    من خدا رو عین خودمون آدما ناتوان تصور کردم چون خودم وقتى مى گم همه رو بخشیدم ولى ته دلم حس مى کنم واقعاً بدم میاد از خیلیاشون و دوباره یه جاهایى یه جورى رفتار مى کنم که اصن انگار نه انگار طرفو بخشیدم.
    حس مى کنم خدا هیچ وقت نمى تونه منو ببخشه و براى همیشه گناه منو نادیده بگیره چون خودم در بخشیدن دیگران ناتوانم.
    من خدا رو با این طرز فکرم؛ نه رحمان مى دونم نه رحیم و نه قادر و نه بى همتا
    اصن الان که دارم اینو مى نویسم انگار هر بار که خدا تو قرآنش گفته من اینم من با تصورم نسبت به خدا هر بار دارم بهش مى گم نه تو دروغ مى گى تو این نیستى.
    درواقع تمام اشتباهاتى رو که تو زندگیم داشتم یا از بنده هاى خدا دیدم اون رو به خدا نسبت دادم و خدا رو هم همون جور تصور کردم. خداى کینه اى ، خداى دروغگو ، خداى ظالم ، خداى خشمگین ، خداى عجول که تا گناه کردم مى خواد منو عذاب کنه یا اگه نکنه حس مى کنم منو رها کرده یعنى با این فکر خدا رو این جورى تصور کردم که نسبت بهم بى توجهِ یا توجهش با خشم و غضب و عذاب نمودار مى شه.
    گاهى هم خدا رو کر و کور تصور مى کنم که اصن نه منو مى بینه نه صدامو مى شنوه همیشه هم در برابر خواسته هام یا مى گه هنوز زوده یا مى گه مصلحت نیست یا مى گه تو ظرفیتشو ندارى اگه مثلاً بهت پول بدم تو یه آدمِ جهنمى مى شى.
    خدا رو یه هیولا تصور کردم من?

  64. ^√hamidreza√^ (مراقب خودت باش )

    سلام تمرین جلسه شش خدایا ازت میخوام کار و ازدواج حل بشه و تموم عادات بدمو بزارم کنار و بتونم شهوتمو ببرم زیر نظر عقلم و با عزت نفس بالا از زندگی سالم لذت ببرم

  65. N (مراقب خودت باش )

    سلام .تمرین جلسه ۳
    با دیدن این کلیپها متوجه میشیم که واقعا هیچ اتفاقی اتفاقی نیست .و همه چی تحت اراده خداست.
    من یه سوال داشتم چطور میتونم باورهای نادرست خودمو تغییر بدم؟؟؟؟اصلا چطوری رو باورهام کار کنم و باورهای درست رو جایگزین کنم؟؟؟؟؟ممنون میشم اگه جواب بدید.

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام. تو جلسه نه توضیح میدم حتما

  66. ندابابا (مراقب خودت باش )

    سلام
    خیلی اتفاقات افتاده که از ته دلم از خدا کمک خواستم.یکیش اینکه دختر داییم تازه به دنیا اومده بود و دکترا همش میگفتن شاید زنده نمونه و اگه زنده بمونه مشکل تنفسی پیدا میکنه،که خدای مهربون نذاشت حتی یک هفته هم از نگرانیمون بگذره و یکی دیگه اینکه یه جایی یه کاری کردم که خدا واقعا میتونست آبرومو ببره ولی با دعاهام به بزرگیه خودش بخشید و دستمو گرفت.
    خدای بی همتا ممنونم که در همیشه مواظبم بودی و کمکم کردی

  67. Maryam72 (مراقب خودت باش )

    تمرین جلسه ششم:
    کارم
    ازدواجم
    سلامتی پدرم

    شیرینیتون هم محفوظه

  68. Maryam72 (مراقب خودت باش )

    سلام
    جلسه ششم:
    در مورد دعا کردن اگه من یه چیزیو بخوام که چیز خوبیه اصلا چیزیه که خودش برامون خواسته من دعا کنم ولی شک کنم نسبت به اینکه الان وقتش نیست یا شاید خدا الان نخواد بهم بده یا شایددددددد امتحان من اینه که بدستش نیارم و تا آخر عمر یا یه مدتی خدا میخواد امتحانم کنه این خوبه یا بد؟؟؟؟
    اصلا این تصور درسته یا نه؟؟؟

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام. تو جلسه نهم در مورد این موضوع حتما حرف میزنم

  69. N (مراقب خودت باش )

    سلام .تمرین جلسه ۲
    یه بار تو بچگیم مامانم به شدت بیمار شده بود از ته وجودم از خدا خواستم که حال مامانم خوب بشه،خدا هم دعای منو مستجاب کردو مامانم سلامتی کاملشو به دست آورد.
    چندین بار هم شده بود که تو دوران مدرسه از خدا خواستم که تو امتحانات کمکم کنه با اینکه خیلی خوبم نخونده بودم ولی نمره اول کلاس رو می آوردم.

  70. mohammad (مراقب خودت باش )

    سه تا دعایی که همیشه از خدا میخوام:

    بهم نیرو بده و راه رو در ترک وسواس و خودارضایی به نشون بده
    سلامتی پدر و مادرم و اینکه اون دنیا عاقبت بخیر بشن
    و این که بهم ارامش بده و و از استرس نجات پیدا بکنم و همینطور مقاومت ها و تشویش هاش ذهنی

  71. elnaz.goli93 (مراقب خودت باش )

    سلام جلسه ی هفتم
    اره شده که یه اتفاقی افتاد که نشد الان خوشحالم که چقدر خوب که نشده

  72. Maryam72 (مراقب خودت باش )

    سلام
    تمرین جلسه پنجم:من یه بار حس میکنم که خدا از طریق من به کس دیگه ای کمک کرده و خیلییی برام عجیب بود
    یه بار اتفاقی یه اس ام اسی برام اومد که یه دختری داشت برای دوستش میفرستاد و اشتباهی برای من فرستاد اس ام اسش خیلی غمگین بود و از من عذر خواهی کرد که اشتباه فرستاده و من گفتم چی باعث شد که اینجور ناراحت بشی و اینا و اونم از مشکلاتی که واسش پیش اومده بود با من صحبت کرد گفت که با خدا قهر کرده دیگه نماز نمیخونه و…
    منم از خوبی های خدا گفتم (چون میدونستم فقط ایمان به خداست که میتونه از این وضعیت نجاتش بده)و بعد از یه مدت حالش خیلی بهتر شد و با خدا آشتی کرد
    ما هنوزم بعد از شاید حدود ۶سال با هم دوستیم و با هم در ارتباطیم و چون از من بزرگتره منو فرشته کوچولو صدا میزنه

    چقدر این خدایی که برامون توصیف میکنی قشنگه داداش رضا دلم میخواد عاشقش بشم دلم میخواد بپرستمش
    چقدر دوره خوبیه

  73. Amirmahdi950547 (مراقب خودت باش )

    سلام داداش
    تمرین جلسه ششم
    ۱)خدایا کمکم کن بتونم پاک بمونم
    ۲)خدایا کمکم کن تو زندگی موفق بشم
    ۳)خدایا عاقبت به خیرم کن

  74. √hamidreza”√ (مراقب خودت باش )

    سلام داداش راجب سوال جلسه هفت اره خیلی زیاد اتفاق افتاده و الان خیلی خوشحالم که انجام نشده وگرنه الان معلوم نبود چی میشد و چه حالی داشتم شکرررر خدا‌❤?

  75. آبجی محدثه (مراقب خودت باش )

    سلام
    داداش شما پرسیدی تا حالا شده یه کاریو بخوای انجام بدی و هر کاری میکنی نمی شه وبعدا بفهمی به نفعت بوده نشده،
    اره هزار بار شده،
    ولی من مصداق بارز کسی هستم که یه کاری خواستم انجام بشه،و نشده،و من با اصرار و التماس و دعا و ضجه و زاری و از این حرفا خواستم که بشه،و بعد از چن وقت مث چیییی پشیمون شدم..

  76. ندابابا (مراقب خودت باش )

    سلام،
    کلاس نهم بودم که برای آزمون دبیرستان نمونه دولتی اسم نوشتم.معدلم همون سال ۲۰شد و به خودم مغرور شده بودم که اگه نخونمم آزمونه رو قبول میشم هیچی نخوندم،بالاخره آزمون برگزار شد توی ماه رمضون بود.رفتم شروع کردم به حل سوالا عمومیا رو خوب زدم ولی درسی مثل ریاضی از۲۰تا سوال فقط یکی دوتا رو تونستم حل کنم دیدم پاسخ نامم خیلی خالیه چندتارو همینجوری زدم و اومدیم خونه.وقتی جوابا اومد فهمیدم که رشته تجربی قبول نشد خیلی ناراحت بودم ولی از طرفیم خودم دوست داشتم برم ریاضی.مسافرت بودیم که یه نفر بهمون زنگ زد و گفت که توی ذخیره های رشته ریاضی هستین و بیاین برای ثبت نام خیلی خوشحال بودم.یادمه روزی که رفتم مدرسه ۱۳نفر بودیم و سه تامون حجاب داشتیم.تقریبا بهمن ماه بود که تلگرامو نصب کردم ،همون چند روز اول یکی از همون دوستای جدیدم یه پی ام برام فرستاد .(یه صدا بود که شعر یار تلگرامیه منو میخوند)بعد از چند دقیقه دوستم بهم گفت که جوین شم .یادمه دوماه اول فقط مطالبی رو که میزاشتین سرسری یه نگاه بهش مینداختم دقیقا نمیدونستم درباره چی حرف میزنین،توی عید بود که یه روز بیکار بودم شروع کردم از اول تمام مطالب کانالو خوندم، ولی بازم توجهی نکردم،مردادماه بود بازم مطالبو از اول خوندم،یه تلنگر کوچیک خوردم نمازامو شروع کردم(جالب اینجاست که فقط ماه رمضون که روزه میگرفتم نماز میخوندم)شروع کردم به قرآن خوندن،کتاباتونو خوندم،ویس ها رو گوش میکردم،پست ها رو میخوندم. عزت نفسم پایین بود،یادمه اولین نظری رو که توی سایت گذاشتم این بود که چرا هی میگین بنویس من نمیتونم بنویسم،بهم گفتی که از خود کم بینیه،بهم برخورد ولی وقتی فکر کردم فهمیدم واقعا درست میگی برای همین کتاب بهترین نسخه خودت باش رو تهیه کردم،امروزم که جشن دوره ۲۱روزه از اول مهر تابیست و یکم مهره توی این دوره هم شرکت کردم و تنبلی ، غیبت و عصبانیت رو کنار گذاشتم.
    جالب اینجاست که فقط یک سال توی اون مدرسه درس خوندم و امسال اومدیم یه شهر دیگه و دوستای خوبی ام شکرخدا پیدا کردم.
    الان فهمیدم که واقعا اتفاقاتی که توی این یکسال برام افتاد همه به خاطر این بود که بفهمم((هیـــــــــچ اتفــــــاقـــــے اتفـــــــــاقـــــے نیســــــــت)).
    چقد حرف زدم?
    ممنون از زحماتتون?

  77. omidbekhoda (مراقب خودت باش )

    سلام
    اول این بود که گفتم خدایا کمکم کن پاک بشم که شدم
    دوم اینکه گفتم خدایا من پاک میشم تو راه اینو نشونم بدهکه دقیقا روز ۴۰ پاکیم که روز تحول داداش رضا بود
    وکتابش رو کامل کرد.
    تواون روز داداش رضاجشن گرفت یه جورایی برامنم جشن بود.
    جالب اینه خدا هم کمک کرد پاک شم هم جایزه پاک شدنم روداد.
    سوالی که از داداش رضا دارم اینه که اگه دنیا خیلی بزرگه من احساس پوچی میکنم و بی ارزش بودن واینکه خدا چرا اینهمه باید به من اهمیت بده و به نظرت چیکار کنم احساس پوچی نکنم؟

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام داداشی .احساس پوچی ۷۰ درصدش به هدف برمیگرده…یه هدف رو نشونه برو

  78. ندابابا (مراقب خودت باش )

    سلام
    ۱.همیشه فک میکردم خدا دوستم نداره اون فقط آدمای خیلی خوبو مذهبی رو دوست داره.
    ۲.فک میکردم فقط حاج خانوما و حاج آقاها رو میبره بهشت مارو میندازه جهنم.
    ۳.فک میکردم مواظبم نیستو جنها رو میفرسته اذیتم کنن برای همین همیشه از جاهای تاریک فراری بودم(ولی الان توی تاریکترین نقطه خونه نشستم)
    م.
    ۵.و چون همیشه نمازام یکی در میون میشد یا یه مدت اصلا نمیخوندم حس میکردم خدا دلش نمیخواد منو به راه راست هدایتم کنه.
    خدای مهربونم معذرت میخوام بخاطر باورها و دیدگاه های بدی که نسبت بهت داشتم،خودت بهم این سعادت بزرگ رو بده تا خوب بشناسمت.?
    من از وقتی عضو کانال و سایت شدم باورهام نسبت به خدا خیلی تغییر کرد.
    ممنونم داداش رضا?

  79. taha13 (مراقب خودت باش )

    سلام
    تمرین جلسه ششم:سه تا دعا کنیم
    ۱از خدا میخوام کمکمون کنه همراه تموم بچه های دوره پاکی دیگه پامون نلغزه
    ۲ دوم اینه که خداوند انسانهای پاک سر راهمون قرار بده برای ازدواج و خودش عاقبت بخیرمون کنه.
    ۳سوم اینه که پدرمادرامون سلامت باشن و عمر باعزت و طولانی داشته باشن؛

  80. آبجی محدثه (مراقب خودت باش )

    سلام
    من سه تا دعای بزرگ دارم که..
    نمیتونم بگم? آخه خصوصیه.
    ولی تو دفترم نوشتمشون و هر هفته ام مینویسمشون میندازم تو آب همونجوریکه خودت گفتی داداش.
    شما دعا کنید ان شاءالله مستجاب بشه و بهتون خبرشو بدم.

  81. elnaz.goli93 (مراقب خودت باش )

    سلام
    جلسه ی ششم
    دعای اولم این که خدایااااااااااااپاکیمو میخوام حفظ کنم نذار خطا کنم دیگه
    دعای دوم خدایا کمکم کن موفق بشم توی زندگیم
    دعای سوم خدایا سه نفر بچه ندارن ازت میخوام بهشون بچه بدی تا زندگیشون شیرین تر بشه

  82. Fateme6451 (مراقب خودت باش )

    سلام
    چجوری با سایت و کانال شما آشنا شدم:
    بعد از یک مشکلی ک واسم پیش اومده بود و تمام زندگیم نابود شده بود، تصمیم گرفتم ک از خدا کمک بخوام و توبه کردم ولی چند روز بیشتر طول نکشید ک توبه ام رو شکستم و دوباره واسه فراموش کردن مشکلاتم به سمت گناه رفتم. هر روز ناامیدتر میشدم و حالم بدتر میشد. یک روز قبل از عید فطر امسال درحالیکه ماه رمضون رو از دست داده بودم و کلی گناه کرده بودم، تصمیم جدی گرفتم واسه رهایی از مشکلات خودکشی کنم و به خیال خودم، راحت بشم از این زندگی!!!تقریبا نصفه شب بود ک توی سایت های مختلف راجع به راه های خودکشی سرچ میکردم. تصمیم گرفتم واسه آخرین بار هم ک شده خدارو صدا بزنم و توی گوگل سرچ کردم “مناجات بنده گناهکار با خدا” ک سایت “امید، خدا، زندگی” واسم باز شد و تقریبا توی چند روز تمام مطالب سایت رو چندین بار خوندم و فقط خوندن اون مطالب بود ک باعث میشد مشکلاتم رو فراموش کنم. با صداقتی ک توی حرفاتون بود، دوباره نور امیدی به قلبم تابید و تصمیم به توبه واقعی گرفتم و خداروشکر تا الان موفق بودم. بعد از اون هم با سایت و کانال شما آشنا شدم و تک تک پست هاتون رو بارها و بارها خوندم.
    ممنون از شما?

  83. mohammad (مراقب خودت باش )

    خیلی فیلم های قشنگی بودن که با کمی تامل و ایمان در میابیم هیچ اتقاقی اتفاقی نیست و اون ادمایی که تا پای مرگ رفت و بدن اینکه خودشون بفهمن نجات پبدا کردن خدا اینجوری مراقب بنده هاشه و غافل از اینکه خود بنده ها درک نمیکنن که یکی هم جا مراقبته و باهاته و میتونی با خیال راحت خودتو بهش بسپاری و نگران هیچی نباشی ممنون داداشی

  84. M.kozegar (مراقب خودت باش )

    سلام داداش?
    یادته ازت پرسیدم چجوری نماز صبح اول وقت بلند میشی
    یادته بخاطر مشکلاتم ازتون سوال میپرسیدم و در نهایت به هیچ نتیجه ای نمیرسیدم و ناراحت میشدم..
    حدودا چهار ماه از پاکی من میگذره
    و من
    میتونم
    با قدرت بهتون بگم?
    به تمام جواب سوالام رسیدم☺
    الان یه هفته است بدون اینکه ساعتمو زنگ بذارم بیدار میشم..انگار یه نفر صدام میکنه هر شب…
    خوابای خوبی میبینم..خوابایی که خیلی لذت بخشه برام..لذت عمیق…شادی ای که انگار میخواد از وجودم فوران کنه و بیرون بریزه. … ???
    جواب همه سوالام خدا بود..خدا میخواست بمن بگه از من بپرس بنده خوبم! من هستم کنارت…
    ازت ممنونم داداش،که باعث شدی من این موضوع رو درک کنم.?
    ازت میخوام همونطور که برای بچه های سایت دعا میکنی پاک بشن،برای ما هم دعا کنی پاک بمونیم همیشه??
    هرگز حاضر نیستم این حس خوبمو با گناه نابودش کنم☺

  85. elnaz.goli93 (مراقب خودت باش )

    سلام داداش رضا
    توی فایل صوتی جلسه ی پنجم
    گفتی کتاب پائلو کوئیلو به اسم کیمیاگر رو بخونیم
    من کتابشو از نت دانلود کردم ودیشب شروع به خوندنش کردم
    و امروز تمومش کردم چقدرررررررررر قشنگ گفته بود
    که پسره به ندای درونش گوش میداد و رویاهاشو دنبال میکرد واقعا کتاب زیبایی بود جذبش شده بودم
    توی رسیدن به رویاهاش چقد سختی و رو کشید چقد صبوری کرد تا به رویاهاش رسید الان فهمیدم که ما هم با صبر و سختی میتونیم مثل اون پسر به رویاهامون دست پیدا کنیم و مهم تر از همه این که
    به ندای درونمون چه جوری گوش کنیم

  86. m (مراقب خودت باش )

    سلام.من تازه دیروز این دوره رو شروع کردم.
    باورهای غلط من نسبت به خدا که هنوز هم دارمشون:
    ۱.چون پدرم مادرم رو اذیت میکرد و اینکه میگن اگر ی مرد زنشو ازار بده همون اتفاق ممکنه سر دخترشم بیاد من همش میترسم از اینکه خدا ب خاطر گناه پدرم من رو مجازات کنه.

    ۲.خیلی وقتا منتظر عذابم و خودمو گناهکار میدونم و منتظر تلافی و عذاب خدام.

    ۳.همش ته دلم میترسم نکنه همه چیز دروغ باشه و کسی ب اسم امام زمان نباشه و ما سر کار باشیم(ی سخنرانی از دکتر هلاکویی بود ک میگفت منتظر نباشید .هیچ کس نمیاد?).

    ۴.همش نگرانم ک در اینده اگر خداینکرده خداینکرده پدرم نباشه برادرم ک ادم سرکش و زورگوییه من و مادرم رو اذیت کنه.

    ۵.فکر میکنم پر روییه اگر حاجتهای بزرگ از خدا بخواییم.

  87. N (مراقب خودت باش )

    سلام تمرین جلسه اول
    چطور با سایت آشنا شدم.داداش رضا من اولین بار شما رو ماه رمضون تو برنامه از لاک جیغ دیدم حرفاتون خیلی حساب شده و کاربردی بود من با دقت کامل اون برنامه رو تماشا کردم یادمه که رفتم کاغذ و خودکار آوردم و بعضی از حرفاتونو نوشتم و چند روزی فکرم مشغول حرفهای شما بود.اون برنامه خیلی کوتاه بود من میخواستم که از تغییر و تحولات شما بیشتر بدونم .من اون موقع از سایت شما اطلاعی نداشتم.من اون روزا گوشیم کلا خراب شده بود بعد کنکورم یه گوشی تازه خریدم . رفتم تو کانال از لاک جیغ. یادمه میخواستم از آقای بافقی کارگردان برنامه بخوام که بازم شما رو به برنامه دعوت کنن.یا اینکه اگه شما قبول کنین تو کانال اونها ادمین بشین و از تجربه پاکیتون بیشتر صحبت کنین.یه مدت گذشت تا اینکه یه بار اتفاقی تو گوگل زدم کانال عزت نفس (چون منم مطالعات روانشناسی داشتم و متوجه شده بودم که یکی از مشکلات من کمبود عزت نفسمه )یه کانال باز شد که یه لینک دیگه ای گذاشته بودن که کانال تغییر کرده .اول فکر کردم کلا همه چی قاطی شد بازم امتحان کردم و دوباره وارد کانال شدم .بخدا فقط دو تا از جملات شما رو خونده بودم که متوجه شدم شما همون آقا پسر لاک جیغی هستین .نگو شما خودتون کانال داشتین.از اون به بعد تو کانال موندم و تو سایت هم عضو شدم.
    واینکه خدا چرا منو آورد تو کانال دلیلش فکر کنم این باشه که منم مشتاق تغییر بودم از خدا میخواستم منو هدایت کنه زندگیمو تغییر بده زندگیم رو هوا بود خسته شده بودم .خیلی شکست خورده بودم حتی تا الانش هم ثبات روحی ندارم و در درونم احساس پوچی و خلا دارم .ولی فکر کنم خدا منو آورد تو این سایت تا بتونم تغییر کنم .همین ببخشید طولانی شد.

  88. mohammad (مراقب خودت باش )

    من یبار گوشیم گم شده بود که باید باهاش تمرینات ترک رو انجام میدادم که گفتم خدا چرا این گوشی لعنتی پیدا نمیشه گفتم خدایا دستم به دامنت ازش خواهش یهویی نمیدونم خیلی سریع پیداش کردم یا مثلا ازش خواهش کردم خواستم راه ترک رو بهم نشون بده که نشون داد

  89. Fateme6451 (مراقب خودت باش )

    سلام. باور های غلط من نسبت به خدا این بود که :
    ١.بخاطر اینکه من خیلی گناهکارم، هر چقدر هم تغییر کنم، نمیتونم از خدا توقع کمک داشته باشم و همین ک خدا گناهای گذشتم رو ببخشه از سرم هم زیاده.
    ٢.و اینکه دعاهام بخاطر اینکه به مصلحتم نیست برآورده نمیشه و همینطور ک خودتون گفتین سعی میکردم خیلی دعا نکنم ک اگه برآورده نشد ایمانم رو از دست ندم.
    ٣.و اینکه این همه آدم توی دنیا هست و شاید بود و نبود من واسه خدا و هیچکس دیگه مهم نیست و تا حالا چند بار شدیدا به خودکشی فکر کرده بودم.
    ۴. احساس میکردم ک خدا با رنج ها و مشکلاتی ک بهم میده میخواد گناهام رو تلافی کنه.
    ۵.و خیلی وقتا میگفتم خدا ک قراره این همه آدم رو ببره جهنم، منم یکی از اونا.

    از یه طرفی این باور هایی ک داشتم و این ترس ها هیچ وقت باعث نشد ک یه قدم به سمتش پیش برم و منو از خدا دورتر و حالم رو بدتر میکرد.

    اما حالا تصمیم جدی گرفتم ک با توجه به اینکه هیچ اتفاقی، اتفاقی نیست و خداوند در بدترین شرایط منو به سمت سایت شما هدایت کرد، منم تمام تلاشم رو بکنم و بت درونم رو بشکنم و انشاالله به کمک شما بتونم خدای واقعی رو بشناسم.
    و اینکه حرفای ک شما میزنید دقیقا جواب سوالای منه و من با گوش دادن به تک تک کلمات شما اشک ریختم و مطمئنا اینا اتفاقی نیست.
    ببخشید خیلی حرف زدم
    با تشکر از شما و زحماتتون

  90. Amirmahdi950547 (مراقب خودت باش )

    تمرین جلسه پنجم:
    همین امسال بود که پسر همسایمون کنکور داد و دانشگاهی قبول شد که منم همون جا قبول شده بودم اما یه اشتباهی کرد و رفت دانشگاه آزاد ثبت نام کرد!
    یه روز اتفاقی فهمیدم این موضوع رو و کمکش کردم که از اون دانشگاه انصراف بده و توی این دانشگاه ثبت نام کنه.
    این اتفاق توی این هفته درست شد.
    خیلی بابت کمک کردن بهش خوشحالم چون تونستم دستی از دستان پنهان خدا باشم?

  91. Amirmahdi950547 (مراقب خودت باش )

    سلام داداشی
    من فایل جلسه سوم رو گوش دادم و کلیپ هارو دیدم.
    واقعا هیچ اتفاقی اتفاقی نیست به خصوص یادمه یه بار یه کلیپ در مورد یه مورچه بود .
    واقعا من رو تحت تاثیر قرار داد?

  92. elnaz.goli93 (مراقب خودت باش )

    سلام داداش رضا و همه ی دوستانِ گل سایت
    یه دوست مجازی دارم دختره متاهله
    بعد یه مدت خیلی ناراحت بود و از سختیا و اینا میگفت
    بعد من باهاش صحبت میکردم همیشه ارومش میکردم همیشه وقتی حرف اون موقع ها میشه ازم تشکر میکنه که کمکش کردم

  93. Amirmahdi950547 (مراقب خودت باش )

    سلام داداش
    آشنایی من با شما تو سال ۹۳ بود.
    یه کانالی داشته اسمش نزدیک خدا بود.
    یه روز دیدم نوشته کتاب ترک خودارضایی۳ منتشر شد و منم از همون جا وارد کانالت شدم.
    در مورد تمرین جلسه دوم هم بگم سال دوم دبیرستان بودم و اشتباهی یه اتوبوس رو سوار شدم و من رو جایی برد که تا حالا اصلا نرفته بودم.
    ساعت نزدیک ۷ شب بود و راه برگشت رو به هیچ وجه بلد نبودم.
    اونجا بود که از ته دل دعا کردم و خدا رو صدا زدم و خدا بلافاصله کمکم کرد و به طرز عجیبی راه برگشت رو پیدا کردم.

  94. elnaz.goli93 (مراقب خودت باش )

    فایل جلسه سوم رو گوش دادم تموم کلیپاشو هم دیدم
    واقعا راست گفتی داداش رضا خیلیا اسمشو میذارن شانس
    ولی هیچ اتفاقی اتفاقی نیست همه ی ما ادما دوتا فرشته داریم
    که از بچگی بهمون گفتن باهامونه ولی این فرشته ها از طرف خداست
    که ما رو نجات میدن از اتفاقات

  95. elnaz.goli93 (مراقب خودت باش )

    سلام من هر بار که توبه میکردم بعد خ ا توبه امو میشکستم ولی بار آخر خدا دعامو مستجاب کرد و دستمو گرفته که خطا نکنم حتی وقتی با این سایت اشنا شدم عضوش شدم و توی دوره ی ۲۱ روزه اش هم شرکت کردم

  96. elnaz.goli93 (مراقب خودت باش )

    سلام این کلیپه مورچه رو دیدم مو به تنم سیخ شد واقعا هیچ اتفاقی اتفاقی نیست

  97. مهتاب (مراقب خودت باش )

    سلام
    من گناهدمیکردم اون روزا
    و از طرفی پشیمون بودم و عذاب وجدان داشتم …
    هروز یادخدامیفتادم گریه م میگرفت
    نمیدونم اون روزا ی حسی داشتم همش دلم میخاست ازخدابدونم عاشقش بشم دوس داشتم باخدا باشم با ایمان باشم
    بعد همینجور ی شب ک دلم خیلی گرفته بود رفتم تو اینترنت سرچ کردم خدا و. .. یهو کتاب ترک خودارضایی شما بین سایتا دیدم زدم روش اومدم روسایت شما
    اما نمیدونستم کاناال داررید فقط رو سایتتون بودم بعد ی مدت دیگ سایتتون نیومدم و..
    بعد چندماه ۶دماهی بود فک کنم ی حسی بم گفت دوباره بیام رو سایتتون اخه ادرسشو یادداشت کرده بودم اومدم و نمیدونم چجورشد کانالتونو ازروسایت پیداکردم و…

  98. مرضیه (مراقب خودت باش )

    سلام داداش.فایل دانلود نمیشه

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام آبجی . تیکت پشتیبانی ارسال کنید

  99. taha13 (مراقب خودت باش )

    باسلام خدمت داداش رضا و همه دوستان
    از وقتیکه داداش رضا منو با خدای واقعی آشنا کرد واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم؛ یه آرامش عجیب اومده تو زندگیم؛خدا خیرت بده داداش رضا؛خداشاهده هرلحظه دعاتون میکنم؛ و از خدا میخوام به هممون کمک کنه
    اعتقادمم اینه که همگی دعوت شده ایم
    ادامه بدیم؛ ما برنده ایم؛ ما میتونیم
    سپاسگزارم داداش رضا

  100. N (مراقب خودت باش )

    سلام
    بدترین باورهای من درمورد خدا اینکه کاملا منو رها کرده فراموشم کرده.و فقط گذاشته بلا سرم بیاد خودشم دست رو دست گذاشته و فقط نگاه میکنه اصلا دلش به حالم نمیسوزه اصلا سختی کشیدنم براش مهم نبوده و نیست ولم کرده کلا.هر چه قدر هم که صداش میزنم انگار نه انگار .و این که نمیتونم بهش اعتماد کنم در مورد نتیجه کارام چون آخرش نتیجه مطلوبی بهم نمیده و میگه مصلحتت این بوده.

  101. Amirmahdi950547 (مراقب خودت باش )

    سلام داداش
    من اعتراف میکنم که از خدا تو ذهنم یه بت ساخته بودم و خدای واقعی رو نشناختم?
    اما الان میخوام باورهای غلطم رو درست کنم.
    باورهای غلط من:
    -هر زمان کار اشتباهی میکردم منتظر عذاب خدا بودم.
    حتی اگه توبه میکردم
    -به گذشته و کارای اشتباهم که فکر میکردم دیگه خجالت میکشیدم با خدا حرف بزنم و حتی نمازم ترک میشد
    -اگه هم دعا میکردم میگفتم من اینهمه گناه کردم خدا دعای من رو اجابت نمیکنه‌?
    میخوام خدای واقعی رو بشناسم❤

  102. fatemeh mosalo (مراقب خودت باش )

    سلام داداش رضا
    تمرین جلسه ی دوم
    شاید باور نکنین ولی چند ماهی بود دنبال کتابایی برای شناخت خدا بودم چند تا کتاب هم دانلود کرده بودم اما زیاد جالب نبودن ازش خواستم که خود واقعیشو بهم نشون بده روز عاشورابود اومدم سایت این دوره رو دیدم .
    اتفاق بعدی مربوط میشه به چند روز پیش که در اتاقمو قفل کرده بودم که به طرز عجیبی کلید اتاقم گم شد . خلاصه همه ی کتابام و وسایل ضروری تو اتاقم بودن که هرچه قدر دنبال کلید گشتم پیدا نشد هیشکی هم کمکم نمیکرد که قفل در رو بازش کنم . اون لحظه گفتم خدایا خودت کمکم کن به طرز عجیبی با پیچ گوشی باز شد خودمم تعجب کرده بودم . پیچ گوشی رو بین چار چوب در و زبانه حرکت دادم باز شد . اگه باز نمیشد نمیدونین که چقدر خونوادم سرزنشم میکردن

  103. fatemeh mosalo (مراقب خودت باش )

    سلام
    اشنایی من با سایت داداش رضا
    یادم میاد یه شب رو تختم دراز کشیده بودم از شدت ناراحتی در به در دنبال روشی برای ترک خ.ا بودم اولش وبلاگ مرکز نزدیکی به خدا برام باز شد بعدش تجربه ی توبه ی داداش رضا برام باز شد از اون شب تصمیم گرفتم تلاش کنم اما متوجه شدم سایت رو داداش رضا پاک کردن خیلی ناراحت شدم . تقریبا چند ماه بعدش یهویی دوباره رفتم سراغ سایت دیدم بله داداش رضا پست های جدیدی گذاشتن دیگه عاشق این سایت و جو دوستانش شدم و…

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام.بذارید منم بگم…راستش ابان سال ۱۳۹۵ تصمیم گرفتم به رسالتم پایان بدم و برم سراغ کار‌و‌زندگیم.. سایت و کانال تلگرام‌رو پاک کردم و دیگه تموم شده بود…تا اینکه کلی ایمیل برام اومد…منم استخاره کردم و خوب اومد و دوباره برگشتم… دیگه از اون روز به بعد موندم…هیچ اتفاقی اتفاقی نیست…

  104. یه دوست (مراقب خودت باش )

    سلام، تمرین شماره ۲، من قبل عید یه اتفاقی برام افتاد که داشت آبرو و اعتبارم زیر سوال می رفت، همینطور که تو خیابون داشتم می رفتم به خدا گفتم، خدایا تو حلش کن منم قول می دم خودارضایی رو ترکش کنم، خداییش حل کرد و آبروم رو نبرد و خودشم هلم داد تو مسیر ترک خودارضایی والان هم تو ترکم، دومین بار هم شب قدر امسال بودش، به خدا گفتم که خدایا من صلاح خودم رو نمی دونم تو بهتر می دونی اون چه که به بهترین بندگانت می دی به منم بده. خداییش از اون شب تا حالا رشد من یه شتابی گرفته که کم مونده قلبم بیاد تو دهنم، دوستایی که هواپیما سوار شدن می فهمن چی می گم، وقتی هواپیما می خواد تیک آف کنه چنان شتابی می گیره که کم مونده قلبت بیاد تو دهنت. تو چند ماهه گذشته خدا با من کاری کرد که شاید بگم به اندازه تمام عمرم پیشرفت کردم. انگاری یه عمری ساکن و زمینگیر بودم خدا منو انداخته تو مسیری که بتونم پرواز کنم.

  105. یه دوست (مراقب خودت باش )

    سلام، تمرین جلسه ۱، سوال کرده بودین که چطور شد که با سایت شما آشنا شدم؟ وقعیتش یه سرچ ساده کردم تو گوگل : ترک خود ارضایی. شهریور ۹۵ بود با سایتتون آشنا شدم و جلد ۱ کنترل شهوت رو خوندم. قبلش من از بهمن ۹۳ شروع کرده بودم یه سری کارامو درست کنم، اولش نمازامو شروع کردم درست کردن، واقعیتش نمازام خیلی قضا می شد مخصوصاً نماز صبح. اما دو ماه که کار کردم درست شد. بعدش رفتم رو خود ارضایی کار کنم ولی چون زیاد جدی نمی گرفتم و البته نتیجه ای که خودم می خواستم نمی گرفتم وسطا سست می شدم، اون موقع من رو عواملی که به خودارضایی ختم می شد روشون خیلی کار کرده بودم و انصافاً خودارضاییام کم شده بود ولی چون قطع نشده بود دقیقاً اون موقعی که داشتم نتیجه می گرفتم ولش کردم. الان که تو دوره راز حفره ها شرکت کردم و مطمئن شدم که کار اون موقعم درست بوده و کم مونده بود که نتیجه بگیرم واقعاً حسرت اون روزا رو می خورم، داداش رضا نمی دونی که اون موقع ترک کردن خود ارضایی چقدر برام آسونتر بودش. ولی خدا من رو با شما و سایتتون آشنا کرد، من واقعاً به این نیاز داشتم که یکی حرف خدا رو بهم برسونه چون واقعاً داشتم نا امید می شدم و خدا شما رو بهمون رسوند.

  106. Ooo62470 (مراقب خودت باش )

    سلام
    من میخام بت درونم رو بشکونم …
    ۱_ فکر میکردم اگه توبمو بشکونم نمیتونم دوباره برگردم و توبه کنم
    ۲_ فکر میکردم اگ عهدی باخدابستم و اون عهدو شکستم خدا تلافیشو سرم در میاره
    ۳_هرلحظه میترسیدم الانه که خدا ابرومو ببره …امانبرد و ابذوموحفظ کرد
    ۴_ من همیشه فکر میکردم اگ زیاد باخدا باشم و ادم پاکو مذهبی باشم خداهمیشه امتحانای خیلی سختی میکنه منو و ب همین دلیل زیاد باخداصمیمی نمیشدم ومیترسیدم ازش ک امتحانم کنه
    ۵_ فک میکردم چون خطاکارم خدا منو دوس نداره و بهم بی توجهه
    من قبلن توکانال هیچ اتفاقی اتفاقی نیس بودم امامتاسفانه دیر رسیدم ی هفته بعدحذفش کردید اونجاچیزهای خوبی نوشته بودید ب طوری ک هرمطلبی ازش میخوندم به طرزعحیبی حالم خوب میشد و عاشق خدامیشدم
    اماحذف شد نتونستم همشوبخونم
    امیدوارم این دوره که برگزار کردید مث اون کانال حتی بیشتر از اون خوب باشه و دیدمنو نسبت ب خدای خوبم عوض کنه
    خالق عزیزم دوست دارم

  107. Aliiii (مراقب خودت باش )

    سلام به همه ی دوستان عزیز
    عصر جمعتون به خیر باشه
    تمرین جلسه سوم :
    کلیپای جالبی بودن و به آدم نشون میدادن هیچ اتفاقی اتفاقی نیست . خداوند در قرآن فرموده حتی برگ درخت بدون اذنش نمیفته . امیدوارم هممون به این ایمان برسیم و هر لحظه از زندگی وجود خدا رو احساس کنیم

  108. Aliiii (مراقب خودت باش )

    سلام به همه ی دوستان عزیز
    امیدوارم حال همتون خوب باشه و بهترین احساسات همراهتون باشه
    تمرین جلسه دوم :
    ۱. بار اول که کنکور دادم رتبم دلخواهم نبود و به همین خاطر ناچار شدم یه سال پشت کنکور بمونم . اون سال استرس و فشار عصبی زیادی داشت و من خیلی دعا میکردم تا دانشگاه دلخواهم قبول بشم . شکر خدا دعام مستجاب شد و همه چیز به خوبی پیشرفت . هرچند مشکلات و سختی هایی تو مسیر وجود داشت اما هیچکدوم مانع رسیدن به هدفم نشدن .
    ۲. تو دانشگاه هم خیلی وقتا پیش میومد که دعا کنم ، چه برای امتحانات و چه چیزای دیگه و خدا همیشه کمکم کرد و نذاشت کم بیارم .

  109. taha13 (مراقب خودت باش )

    باسلام خدمت داداش رضا و همه دوستان
    جلسه سوم هیچ اتفاقی اتفاقی نیست داداش یه تمرین داده که درمورد کلیپها نظر بدیم:
    من تموم کلیپ ها رو نگاه کردم و واقعا این کلیپها نشون میده که همه اتفاق ها از حکمت خداوند منشاء میگیره؛و اصلا شانسی نیست؛ من قبلاها گاهی اوقات فکرم به سمت شانس میرفت اما الان با تمام وجودم معتقدم که هیچ اتفاقی شانسی نیست و همه و همه تحت کنترل و اراده خداونده
    خدایا شکرت
    مچکرم داداش بابت کلیپهای آموزنده ای که گذاشتی

  110. amir (مراقب خودت باش )

    سلام داداش
    امیدوارم که خوب باشی. من چن سال پیش امتحان دینی داشتم که خدایی شب امتحان من هنوز تموم نکرده بودم و خیلی از کتاب مونده بود. بعد سجده کردمو از خدا خواستم کمکم کنه. با ارامش نشستم و سریع تموم کردک کتابو و جالب اینجاست که سرجسه امتحان جواب همه سوالا رو بلد بودم.

  111. Marya79 (مراقب خودت باش )

    سلام داداش رضا
    خیلی خوب بود
    خیلی حس خوبی بهم میده این حرفها این کلیپها
    داره کم کم ذهنیتم در مورد خدا تغییر میکنه
    تازه دارم حس میکنم خدا چقدر بزرگه
    دارم میترسم
    میترسم که زمانم داره هدر میره و من دستام خالیه

  112. perspolis (مراقب خودت باش )

    باورهای غلطم به خدا:
    خداتواین دوره زیادکاری باانسان هانداره وازشون ناامیدشده وگرنه چرا این همه مسلمون.این همه مردم ب راحتی کشته میشن
    چرا هیچ بلایی برای مردم کافرنازل نمیشه چرا خدا به دادمردم میانمار نمیرسه؟مگه اوناچه گناهی کردن
    احساس میکردم بدون خدا هم میتونم اهدافمو به پیش ببرم وخدابیشترجنبه تزیینی داره
    باورداشتم ک فقط وقتی میتونم باخداصمیمی شم ک مث داداش رضا شم و یک سال فقط تو کار ترک گناه باشم!!
    احساس میکردم هرموقع عصبانی شم یعنی خدا دوسم ندار
    من بت درونموشکستم

  113. elnaz.goli93 (مراقب خودت باش )

    سلام به داداش رضا و همه ی دوستان
    باخودم عهد بسته بودم کلا تغییر کنم خ ا نکنم دیگه و
    خیلی اتفاقی من یه روز تو وبلاگا میگشتم دیدم تو یه وبلاگی نوشته بود سایت ترک خود ارضایی کنجکاو شدم رفتم تو وبلاگه بعد زدم رو سایت سایت داداش رضا باز شد اول نمیخواستم عضو سایت شم بعد یهو عضو شدم عضو باشگاه ایمیلی شدم و دیدم کانال تلگرامم داره خوشحال شدم و عضو کانال هم شدم واقعا هیچ اتفاقی اتفاقی نیست

  114. omidbekhoda (مراقب خودت باش )

    من قبول دارم که به نوع خودم یه بت درون داشتم وخدای واقعی رو حس نکردم
    ۱فکر میکردم دعامون رومستحابنمیکنه تا بیشتر ازش درخاست کنیم
    ۲فکرمیکردم دعا مستجاب نمیکنه تا پرونشیم
    ۳ فکرمیکردم یکیه اون بالا نشته و فقطمیخواد عبادتش کنیم
    ۴فک میکردم هدف ازخلقت انسان اهل بیت هست و ما بی ارزشیم
    ۵ فک میکردم دنیا اتقد بزرگه که به ماتوجه نمیکنه

  115. taha13 (مراقب خودت باش )

    با سلام
    داداش یه تمرین داده بود جلسه دوم که دو تا از اتفاقات خوب زندگیمونو بگیم یعنی جایی که انتظار نداشتیم و دعامون مستجاب شده:
    سال ۹۱بود دانشجو بودم و اگه واحدهام اون ترم پاس میشد یه ترمم میموند؛ طوری برنامه ریزی کرده بودم که کارشناسیمو سه ترمه تموم کنم؛ نمره هامون اومد یه درس افتاده بودم و مطمئن بودم نمره نمیگیرم چون امتحانش خیلی سخت بود؛ خیلی گریه کردم که برنامه ریزیم بهم خورده و اینطوری که باید پیش نرفته کارام،
    طوری گریه کردم که پدرم گفت انگار دنیا به اخر رسیده؛
    شبش خیلی دعا کردم و مطمئن بودم که راهی نیست؛ روز بعدش با یکی از دوستام رفتم دانشگاه که استادو ببینم شاید یه کمکی بهم کردو نمره گرفتم؛ اسما الحسنی خوندم(۹۹اسم خداوند)و رفتم
    استاد نبود منم هیچکی رو نمیشناختم یدفعه یکی از کارمندای دانشگاه گفت دنبال کسی میگردی؛گفتم شماره یکی از استادا رو میخوام؛ندادن گفتن اجازه نداریم؛ اما گفت خودم برات زنگ میزنم بهش؛شماره خودمو شماره دانشجویی و اسم درسمو براش نوشتم؛بعد دو روز بهم زنگ زد گفت کارت درست شده گفتم چطوری!گفت برگه اتو دوباره تصحیح کرده جواب بکی از سوالا رو پشت برگه نوشتی اونم ندیده؛الان به نمره ات اضافه شده بیا کاراشو انجام بده؛فقط تو تعجب بودم چطوری شد؛تو اوج ناامیدی خدا کمکم کرد؛
    یه تجربه دیگم همین دوره پاکیه ؛ خودمم نمیدونم چطوری اینجا اومدم و تو این مسیر قرار گرفتم؛ خدایاااااا شکرت

  116. fatemeh mosalo (مراقب خودت باش )

    سلام
    در تمام لحظاتی که در لجنزار گناه فرورفتم در این اندیشه بودم که او به خاطر خطاهایم مرا نمی امرزد و توبه ام را نمیپذیرد .من خدایی را عبادت می کردم که مرا به خاطر گناهانم نمی بخشد و مرا به قعر دل جهنم میبرد .
    خدایا مرا به خاطر پرستش خدایی که با تو یک خدا فاصله دارد ببخش . تو بی نهایت با خدایی که قبلا پرستشش میکردم تفاوت داری.
    باور های غلط
    ۱.خدا چون بعضی مواقع جواب دعاهامو نمیده پس دوسم نداره
    ۲. بعد توبم هنوزم گناهامو نبخشیده
    ۳.خدا منو تو موقعیت های سخت رها میکنه
    ۴. عبادت های من مقبول خدا نیست
    ۵.بی اعتمادی به خدا

  117. M.kozegar (مراقب خودت باش )

    سلام داداش?
    فیلما رو دیدم،واقعا مرگ و زندگی دست خداست..
    در مورد ویست داداش یه سوال دارم ازت
    میخوام بدونم شما وقتی یه مسئله ذهنی برات پیش میاد،یعنی بدون اینکه از خدا بخوای و دعا کنی که جوابشو بهت بگه، جوابشو میگیری همینجوری؟؟
    یه سوال دیگه ام دارم
    شما داداش نماز صبحتو اول وقت میخونی همیشه؟؟ اگه آره میشه بگی چجوری پا میشی؟؟ با توجه به اینکه ۱۲_۱میخوابی…

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام.تو جلسه چهار اتفاقا در مورد همین‌موضوع حرف میزنم. تایم خوابم بین ۱۱ تا ۱ شبه. بستگی به خستگیم داره

  118. mohamadsaleh (مراقب خودت باش )

    رضا چرا من بیشتر وقتا استخاره میکنم بی معنی میاد فک میکنم بیشتر از عذاب مومنان میا من که کاری نکردم?
    جدیدنم حس میکنم خدا ولم کرده باخودم میگم دنیا به این بزرگی اینهمه ادم خوب خدا چرا بیاد منو دوست داشته باشه

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام.استخاره گرفتن شرایط داره..سعی کن خودت با مطالعه و مشورت و تفکر تصمیم بگیری.

  119. taha13 (مراقب خودت باش )

    باسلام خدمت داداش رضا و دوستای همیشه قهرمانم
    اول از همه میخوام تشکر کنم از داداش بخاطر این دوره و اینکه به فکر ماس که پامون نلغزه؛
    طریقه آشنایی من با سایت داداش:
    اوایل سال ۹۶ بود چند روز به اعتکاف مونده بود؛ بخاطر مشکلاتم آرامش نداشتم با خودم فکر کردم اگه منم مسجد برم این چند روز احتمالا بتونم آرامشمو بدست بیارم؛ سه روز رو مسجد رفتم و با خدا خلوت کردم ازش خواستم کمکم کنه آرامش بیاد تو زندگیم و راه راست رو نشونم بده؛اعتکاف تموم شد برگشتم خونه؛ تو سایت سرچ میکردم راههای توبه و ترک گناه و نماز توبه؛ یدفعه سایت داداش رو دیدم از تغییر خودش گفته بود حرفاش خیلی برام جالب بود چون عین حقیقتو نوشته بود؛ از اون لحظه و اون روز همیشه برنامه ها و کانال و دوره ها رو دنبال میکنم؛ و طوری شرایط برام فراهم شد که شب و روز تولدم امسال قم و جمکران بودم؛ تقویمو نگا کردم دیدم روز تولد من و حضرت معصومه دقیقا یه روز اختلاف داره؛ خودمم نمیدونم چطوری جور شد و رفتم قم؛
    الان خدای مهربونمو بوسیله داداش رضا پیدا کردم و بت درونمو شکستم؛خدای واقعی من اینه که داداش میگه
    قبلاها تصورم این بود که گناه کردم خدا منو نمیبخشه؛ دوسم نداره؛ دیگه کمکم نمیکنه؛ جهنم میرم و از این حرفا
    خداوند بوسیله داداش رضا راه پاکی رو به من نشون داد؛
    الان دارم درک میکنم که واقعا هیچ اتفاقی توی این جهان اتفاقی نیست
    مچکرم داداش رضا

  120. M.kozegar (مراقب خودت باش )

    سلام داداش?
    فیلمی که گذاشته بودی عالی بود..موقع نماز همش تصور میکنم که من واقعا کجای این دنیای بزرگم..تن و بدنم میلرزه بهش فک میکنم…
    در مورد دعا و اینا
    ینی نمیدونم تو این ۲۵سال زندگی که از خدا گرفتم از وقتی خودمو شناختم شاید صدها بار خدا دعاهامو مستجاب کرده..
    توی یکی از پست هات تعریف کردم قضیشو، یک بار سال اول دانشگاه بودم که نزدیک بود بابام گوشیمو بگیره و بخونه و اون گندی که زده بودم لو بره، باورتون نمیشه گوشیه روشن نمیشد!!! ?
    همین ترم پیش،یکی از درسامو یه دانشگاه دیگه مهمان شده بودم،و خیلی هم سخت بود امتحانش، اگر میفتادم اینو،دیگه الان نمیتونستم فارغ التحصیل بشم..الان نمرش اومده و پاس شدم?
    میدونی داداش،
    همون لحظه هم به خدا گفتم من تلاشمو کردم،دیگه بقیش با خودت… ?
    داداش راستش خدا مزخرف ترین دعاهای منو هم مستجاب کرد..دعاهایی که فک میکردم اگه مستحاب بشه زندگیم عالی و توپ میشه،اما اشتباه میکردم….
    داداش رضای خوبم،
    مهمتر از مستحاب شدن دعا، نحوه دعا کردنه، اگه من خوب دعا میکردم الان حتما یه زندگی دیگه ای داشتم…
    اون زمانیکه به خدا میگفتم خدااا تروخدا اینو برام زود انجامش بده من دیگه حالیم نیس من خسته شدم و از این حرفا،
    اگه میگفتم من تلاشمو میکنم بقیش دست خودت،من صبر میکنم،الان آینده ام جور دیگه ای بود…?
    ناامید نیستم الان ها،
    میخوام شماها این اشتباهو نکنید??
    دوستتون دارم ابجیا و داداشای عزیزم???

  121. elnaz.goli93 (مراقب خودت باش )

    من میخوام بت درونم رو بشکنم
    ۱- همیشه میگفتن خدا بزرگه من یه نفرو که نعوذبالله بزرگه و لبخند داره به لب تصور میکردم اما میخوام این تصورمو از بین ببرم
    ۲- همیشه وقتی گناه میکردم احساس گناه داشتم چون از یه طرف فکر میکردم خدا توبه امو نپذیرفته از یه طرف حس میکردم پذیرفته
    ۳- همیشه نگرانم همیشه اینده رو نمیبینم نمیدونم چی پیش میاد از بس نگرانم با این که میدونم باید به خدا توکل کنم اما بازم نگرانم

  122. Marya79 (مراقب خودت باش )

    سال ۹۴بود فکر کنم زندگیمو به گند کشیده بودم ولی همیشه دوست داشتم تغییر کنم داشتم تو وب دنبال… میگشتم که صفحه تجربه چهل روز توبه من برام باز شد با خوندنش خیلی دلم شکست و گریه کردم چندبار خوندمش و از اون موقع شدم پی گیر سایت و شدم مرید داداش رضا
    همش به حرفاتون گوش میکنم و هر چی بگین انجام میدم حرفاتون برام سنده و تقریبا از اون چیزی که بودم خیلی فاصله گرفتم

  123. Marya79 (مراقب خودت باش )

    من میخوام بت درونمو بشکونم
    من خدا رو قبول نداشتم چون هر اتفاق بدی که برام میوفتاد میگفتم به خدا اینم از من گرفتی راحت شدی دیگه چی میخوای از جونم چرا از دیدن اذیت شدن من اشک ریختن من لذت میبری چرا برام خدایی نمیکنی همه چیزو میتونستی درست کنی ولی نکردی من خستم و تو اصلا به فکر من نیستی من برات مهم نیستم …
    این خدا رو نمیخوام این خدای من نیست من باید دیدگاهمو نسبت به خدا تغییر بدم میخوام همه چیزمو به خدا بسپارم نمیخوام فکر کنم که اگر اشتباهی یا گناهی کردم خدا ولم میکنه و دیگه دوستم نداره میخوام خدا همیشه باشه . میخوام پناهگاه من باشه جای امن من باشه
    میخوام به این باور برسم که به فکرمه دغدغه هام دغدغشه برام راه گشایی میکنه همراهمه مواظبمه و کمک های غیر منتظره و سورپرایزهای عالی برام داره از غمگین بودن من لذت نمیبره از زجر کشیدن من لذت نمیبره مچ گیری نمیکنه…مهربونه دلسوزه منه و از همه عالم و آدم هم بیشتر دوستم داره
    خوشبختی من آرزوشه و از من انتظارات سخت نداره تصوری که از خدا داشتم:
    ۱.خدا از من گناه ببینه از من دلزده میشه و من تنها میشم
    ۲.نباید از خداانتظار داشت فقط از خودت باید کمک بخوای و اگر کاری نکردی محکوم به سختی کشیدنی
    ۳.تا جایی که صبر دارم و تامرز لبریز شدن بهم بدبختی میده
    ۴.همش به من وقتی ازش کمک میخوام میگه صبر کن تحمل کن باید فعلا تحمل کنی
    ۵.همش اولویتو به کسی میده که خودش دوست داره

  124. نرگس (مراقب خودت باش )

    سلام تمرین جلسه ا.ل :
    چه جحوری با داداش رضا اشنا شدم ……
    سال ۹۳ بود که یه تحولی تو دلم شکل گرفت تصمیم گرفته بودم شبا با خدا حرف بزنم واسه همون همش تو اینترنت دنبال مناجات عاشقانه با خدا می گشتم ……
    یه شب که مشغول سرج بودم وارد یه سایتی شدم به اسم عطر خدا ….گوشه سایت یه پیغام برام اومد که نوشته بود سایت ترک گناه منم کلیک کردم و از همون موقع با داداش رضا همراه شدم

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام. دقیقا ۴ تا اتفاق پشت سر هم افتاد تا به این سایت اومدید…هیچکدومتون اتفاقی اینجا نیستید.

  125. Aliiii (مراقب خودت باش )

    سلام به همه ی دوستان عزیز
    امیدوارم سلامت و سربلند باشید
    تمرین جلسه اول ، چگونگی آشنایی با داداش رضا
    زمانشو دقیق یادم نیست اما اولین بار یه فایل صوتی ازت دیدم که راجع به مانتو جلو باز صحبت میکردی . حرفات برام جالب بود و قبلا نمونشو ندیده بودم . بعدش وارد کانالت شدم و فضای کانال برام یه کم غیر عادی بود ، چون با کانالایی که قبلش دیده بودم فرق داشت . یه جمله ای داشتی با این مضمون : بعد از مدت زیادی مطالعه و شرکت در کلاسای روانشناسی فهمیدم ریشه همه چیز عزت نفسه . راستش اون موقع خیلی نتونستم با کانال ارتباط برقرار کنم و مطالبو دنبال نکردم . تصور دقیقی ازت نداشتم . تا مدتی گذشت و در اثر یه اتفاق تصمیم به تغییر گرفتم . یه سری رفتار های اشتباهو کنار گذاشتم و کارای خوبی جایگزینشون کردم . یه بار با یکی از دوستان داشتم صحبت میکردم که بحث رفت سمت همون فایل صوتی که چند وقت قبلش شنیده بودم و خیلی توجه نکرده بودم . بعد از اون جریان کم کم به فکر افتادم بیام کانالت و مطالبتو بخونم . کتاب راز های کنترل شهوت ۱ ، ۲ و ۳ رو خوندم و خیلی برام جالب بودن . ارتباطم با سایت و کانال بیشتر شد تا جایی که تقریبا هر روز و گاهی روزی چند بار به کانال سر میزنم . خیلی چیزا یاد گرفتم و نگاهم تغییر کرد . فکرش رو هم نمیکردم یه روزی انقدر با صاحب اون صدا در ارتباط باشم .
    به قول خودت : هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست …

  126. √hamidreza”√ (مراقب خودت باش )

    سلام راجب سوال چجوری سر از سایت و کانال در اوردی من سال ۹۵ که شب تولد امام زمان توبه کردم که خودارضایی بزارم کنار دربه در دنبال سایت و کانالی میگشتم که کمکم کنه و تو گوگل سرچ میکردم و با کانال بیماری خاموش اشنا شدم و همه مطالبش برام تکراری بود بجز یکش که گفته بود دوش اب سرد بگیر تا شهوتتون کم بشه منم که خیلی داغ و پر از شهوت بودم و پیش خودم گفتم اب سرد میتونه شهوت منو خاموش و کم کنه و من درست ۹ماه با اب سرد دوش میگرفتم و واقعانم بهتر شده بودم و هر وقت با اب گرم دوش میگرفتم شهوتم میزد بالا ولی هنوز فیلم پورن میدیدم ولی خود ارضایی نمیکردم من تا روز ۱۳فروردین ۹۶ فقط با اب سرد سعی میکردم شهوتمو کنترل کنم و واقعانم از خودم واقعیم روز به روز داشتم دور میشدم و روز سیزده به در که رفته بودیم طبیعت نمیدونم چیشد یه لحظه رو کردم به اسمون گفتم خدایا کمکم کن خسته شدم چرا من اینجوریم و.. و روز بعدش یعنی ۱۴فروردین که داشتم تو همون کانال بیماری خاموش میگشتم با کتاب راز کنترل شهوت شما اشنا شدم و بعد از اون روز دیگه تمام روشها و فرمولهای قبلی گذاشتم کنار و الان ۷ماهه در کنار شما هستم. “خدایا شکرت اون همه سختی ارزششو داشت”

  127. Aliiii (مراقب خودت باش )

    سلام به همه ی دوستان عزیز
    خوشحالم که یه دوره دیگه هم برگزار شد و تونستم شرکت کنم . ان شاء الله هممون با دقت مطالبو دنبال کنیم و تو زندگی به کار ببریم .
    تمرین مقدماتی ، باور های غلط نسبت به خدا :
    ۱. نگرانی از قبول نشدن عبادت ها
    ۲. توجه بیشتر به عذاب نسبت به بخشش خدا
    ۳. نگرانی از بخشیده نشدن
    ۴. نداشتن اعتماد کامل به خدا و در نتیجه نگرانی از آینده
    ۵. احساس گناه

  128. M.kozegar (مراقب خودت باش )

    سلام داداشی?
    خب خودت میدونی تقریبا زندگی منو انقد که بهتون ایمیل زدم و سوال پرسیدم و رو اعصابتون رفتم?
    روز سوم ماه رمضون امسال بود که سر یه اتفاق خیلی مسخره،ینی واقعا مسخره ها…از خونه شوهرم زدم بیرون و اومدم خونه بابام و گفتم من دیگه نمیتونم با این وضع ادامه بدم…
    دیگه توی اون ماه رمضون چه اتفاقی برام افتاد نمیدونم،فقط به خدا گفتم این زندگی مزخرفی که واس خودم درست کردم دیگه حالم ازش بهم میخوره و میخوام عوضش کنم…?
    من خب تو کانال استادپناهیان بودم از قبل،
    یادمه چند هفته بعد از این قضیه تو کانال استاد یه کانال دیگه رو تبلیغ کرده بود،رفتم عضو اون کانال شدم و اون کانالم یه روز کلیپ از لاک جیغ تا خدای شما رو گذاشت.. دیدمش و برام خیلی جالب شد? بعد تو اون کانال،آدرس کانال شما رو هم گذاشته بود رفتم توش و دیدم عجب کانالیه? من اونموقع یسری از گناهامو ترک کرده بودم،ولی نمیدونم چیشد گفتم بذار ببینم این کیه و چ کانالی داره..خلاصه دیدم تنهایی نمیتونم از این وضع در بیام نیاز به کمک دارم..از اول کانالتون تمام مطالب و ویس و فیلم و همه رو دیدم و خوندم…
    دیگه خودسازیمو شروع کردم و به خدا گفتم من کاری از دستم برنمیاد..خودت از این منجلاب منو بکش بیرون..
    الانم خوشحالم?☺ آخه همه کارامو سپردم به خدا، داداش میدونی خودت چ حس خوبیه وقتی آدم نگران چیزی نباشه..بخدا گفتم هر آینده ای که توش رضایت تویه برام رقم بزن منم تلاشمو میکنم،
    الان یک ماهه اون دختر تنبلی که حال نداشت نماز صبح بلند بشه، هر روز صب بعد نماز میره توی پارک و ورزش میکنه? پیرمردا و پیرزنا همه با تعجب منو هرروز نگاه میکنن?
    زیاد حرف زدم ببخشید?
    خلاصه داستان آشنایی من با کانال این بود?
    روزی نیست که دعات نکنم داداش…?

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام. خیلی برام جالبه که هر کدومتون به یه مدل خاص به این سایت اومدید… هیچ اتفاقی اتفاقی نیست…??

  129. نرگس (مراقب خودت باش )

    سلام
    ۱- می ترسیدم وقتی بدی ایی ناخواسته به دیگران می کنم سریع تاوانشو پس میدم
    ۲- خدا نخواد کمکم کنه و یه جورایی خسته شه بره از پیشم
    ۳- خدا فکر کنه دوست داشتنم شرطیه یعنی چون الان مساله دارم بنده خوبی شدم مسله حل بشه می ذارم میرم (که همین طورم هست ولی دوست ندارم اینجوری راجع بهم فک کنه
    ۴- از سکوت خدا می ترسم از اینکه بعضی وقت ها ول میشم و نماز صبحام قضا میشه و من نمی فهمم چی شده که نمازام داره قضا میشه …
    داداش رضا من و خواهرم می تونیم باهم یک بار دوره رو ثبت نام کنیم و با هم استفاده کنیم ؟
    یا باید جدا جدا تهیه کنیم ؟ در مورد کتاب عزت نفس هم همین سوالو داشتم ؟

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام.واسه خودتون و اعضای خونوادتون مشکلی نداره?

  130. masoud (مراقب خودت باش )

    سلام به داداش رضا ممنونم از دوره ای که برگزار کردی واقعا منتظرش بودم
    واقعا درسته که گفتی قبلا بت پرست بودیم و میخوام که این بت رو بشکنم و خدارو بپرستم
    باورهای غلط:
    ۱)به بزرگی خدا شک میکردم و گاهی مواقع که ناامید میشدم میگفتم پس خدا کجاست چرا کمکم نمیکنه و به وجود خدا شک میکردم
    ۲) ترس از جهنم و عذاب
    ۳) القای یه سری باورهای اشتباه در من مثل همونی که بهش اشاره کردی که خدا مارو ازمایش میکنه و مارو به رنج میندازه و …
    ۴)مهربون دونستن خدا در عین نامهربونی!!! یعنی با اینکه قبول دارم مهربونه اما با اعتماد مهربونیشو قبول نداشتم
    ۵) بی اعتمادی به خدا و ترس از اینده و اضطراب و ناامیدی و خیلی مسائل دیگه
    امیدوارم که تغییر کنم و به خدای واقعی برسم
    ممنون یاعلی

  131. M.kozegar (مراقب خودت باش )

    سلام،خیلی ممنونم ازت داداش که این دوره رو برگزار کردی برامون?
    اعتراف میکنم که از خدا تو ذهنم بت ساختم و خدای واقعی رو نشناختم…
    ولی الان، همین حالا، ظهر عاشورا،میخوام باورمو عوض کنم?
    باور های غلطم:
    _خدا هر کار اشتباهی که انجام دادم بخاطرش عذابم میکنه و هیچ بروبرگردی ام نداره?
    _گناهانم قابل بخشش نیست?
    واقعا خجالت میکشم ادامه بدم……
    _بخاطر گناهام تا آخر عمر باید مجازات بشم و هیچوقت آب خوش از گلوم پایین نمیره..
    _ خدا به خانوما اونقدر که به مردا قدرت وبصیرت میده،نمیده.?منم که خانومم و.. پس هرچقدر تلاش کنم آخرش هیچی نمیده خدا بمن?
    _خدا…دوسم نداره….?

    داداش…?
    خدایا… ازت معذرت میخوام که این باورها رو داشتم… من میدونم تو دوسم داری وگرنه الان،اینجا این نظر رو نمیذاشتم من…??

    • داداش رضا (مراقب خودت باش )

      سلام.خوب بود‌.متاسفانه همه ما یه سری باور های منفی در مورد خدا داریم که عین سد میمونه که باید تخریب بشه

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.