تا بوی گل ندی پروانه سمتت نمیاد

کتاب : تا بوی گل ندی پروانه سمتت نمیاد

 **توجه: این کتاب در زمان مجردیم نوشته شد** 

سلام دوستان خوبم
امیدوارم حالتون خوب باشه…
راستشو بخوای نمیدونم چند سالته…
اما دوست دارم تجربیاتمو در خصوص این روزهای زندگیم با شما در میون بذارم…
من الان ۲۶ سالمه و سن ازدواجم رسیده.
ولی خداییش اصلاً فکر نمیکردم مسئله ازدواج انقدر مهم باشه… یعنی می‌دونستم… اما نسبت بهش معرفت و شناخت نداشتم.
همش به خودم می‌گفتم: *”خب… یه روزی ازدواج میکنم دیگه… باید زمانش فرا برسه… همین…”*
یعنی در همین حد… زیاد براش برنامه خاصی نداشتم…
اما وقتی جلوتر اومدم… تازه فهمیدم مهم‌ترین تصمیم زندگی هر کسی ازدواجشه…

**بچه‌ها…**
یه چیزو بی‌پرده می‌خوام بهتون بگم…
من فکر می‌کنم بهشت و جهنم هر کسی با انتخابش تو ازدواج رقم می‌خوره…
باور کنید اغراق نمی‌کنم…
اگه خوب و موفق ازدواج کنی، زندگیت خیلی قشنگ و عاشقانه میشه…
ولی… اگه غلط انتخاب کنی…
در همین حد بدون که جهنم رو تو همین دنیا تجربه می‌کنی!

بخاطر همین خواستم یه دوره برگزار کنم و در مورد ازدواج کلی باهاتون صحبت کنم… چون خودم حس می‌کنم دیگه وقتشه…

### **این دوره برای کسایی آماده شده که می‌خوان درست و اصولی ازدواج کنن…**

ازدواج بدون خودشناسی یه چیز خنده‌داره…
چون تا شما خودتو نشناسی… اصلاً نمی‌تونی بفهمی کی مناسبت شماست!
تو این دوره خیلی صادقانه و رک درمورد چیزایی که خیلی‌ها هیچی نمی‌گن حرف می‌زنیم و یه نظم و ترتیبی این کتاب داره که از صفر تا صد ازدواج درش قرار داره.
بسیار کامل و صد البته کاربردی…

**بچه‌ها… ازدواج شوخی نیست…**
یه انتخاب داغون کنی، کارت تمومه…
شاید بگی: *”رضا، چکار کنیم؟”*
من خودم وقتی این مسئله رو درک کردم، نشستم تا جون داشتم تحقیق کردم.
یه سال تموم براش وقت گذاشتم و از صدها نفر آمار گرفتم و کلی با وکیل‌های دادگستری صحبت کردم و تموم تلاشمو کردم که از تجربیات اینو اون استفاده کنم تا انتخاب خوبی برای ازدواج داشته باشم…
جوری که احساسات و غرایز گولم نزنه…
خیلی فکر کردم و خیلی تحقیق و مطالعه داشتم…
واقعاً چالش بزرگی برام بود…
چون من حاضر بودم تا آخر عمرم مجرد بمونم ولی اصلاً ازدواجی نکنم که غلط باشه!
آدم از تنهایی بپوسه بهتره تا اینکه با کسی ازدواج کنه که انتخاب غلطیه!

ولی جالبه…
هر چقدر که می‌رفتم جلو، بیشتر می‌فهمیدم کسی رمز و راز ازدواج موفق رو نمی‌دونه…
حس می‌کردم کسی بهم حقیقت رو نمی‌گه!
اکثراً کسایی که ادعا می‌کردن خیلی از ازدواج حالیشونه، همش حرفای تکراری می‌زدن و بعضی‌ها هم که بیش از حد نگاه صفر و یک داشتن.
یه جورایی حس می‌کردم هیچ‌کس نمی‌خواد رمز و راز ازدواج موفق رو بهم بگه.
چند تا کتابم در این زمینه خوندم اما دیدم همشون دیدگاه‌های خیلی خشک مذهبی دارن و بعضی کتابای غربی هم که اصلاً فرهنگشون به ما نمی‌خوره و زیادم برام کاربردی نبود انصافاً…
دیگه خسته شده بودم…

اما بعدش کم کم یه اتفاقاتی برام افتاد…
مثل همیشه یه چیزی از درونم پیدا شد و شروع کرد به راهنماییم…
یه جورایی جواب تک تک سوالاتمو می‌داد…
تصمیم گرفتم خودم یه مسیر جدید واسه ازدواج خودم باز کنم… یه مسیری که خیلی اصولی‌تر و عمیق‌تره!
تقریباً فروردین ماه سال ۱۳۹۷ بود که متوجه یه سری رمزها تو ازدواج شدم…
که رمز اصلیش بود:

**”تا بوی گل ندی، پروانه سمتت نمیاد…”**

وقتی رمز رو فهمیدم، دیگه کلاً مسیر برنامه‌ریزیم برای ازدواج تغییر کرد…
به خودم گفتم: *”رضا؟ دنبال هیچ دختری برای ازدواج نرو! تو رو خودت کار کن تا بهترین خودت بشی… بعدش کم کم اونی که می‌خوای خیلیییی راحت و بدون دردسر وارد زندگیت میشه… و بعدشم باهاش ازدواج میکنی و خوشبخت میشی…”*

جالبه بدونید که به طرز عجیبی این اتفاقات خوب تو زندگیم افتاد…
من کار خاصی نکردم… من فقط روی خودم کار کردم و باورم این بود که هر بدی رو که از خودم پاک کنم… اون بدی از همسر آیندمم پاک میشه… و این اتفاق هم افتاد…
حالا توضیحات کامل‌ترشو تو کتاب بیشتر می‌گم…

**ببینید بچه‌ها…**
من دوست ندارم چشم‌بسته ازدواج کنید…
ازدواج می‌تونه سکوی پرتاب شما باشه… اما اگه بد انتخاب کنی… می‌تونه لغزشگاه سقوط تو باشه…
من خیلی تجربه دارم…
با خیلی‌ها که طلاق گرفتن صحبت کردم.
خیلی حرفا دارم برای زدن…
خلاصه ازدواج اصلاً شوخی نیست…
مطمئن باش مهم‌ترین تصمیم زندگی ازدواجه.
تو قراره ۵۰ سال با اون شخص زندگی کنی…
بخاطر همین می‌خوام هر چی که یاد گرفتم رو باهاتون در میون بذارم.

واقعاً به این حرف خدا توی قرآن ایمان دارم که گفته:
**”هر جوری باشی، همون مدلی واسه ازدواج میاد سمتت…”**
**”تا بوی گل ندی، پروانه سمتت نمیاد…”**

**”الخبیثات للخبیثین و الخبیثون للخبیثات و الطیبات للطیبین و الطیبون للطیبات”**
**(سوره نور، آیه ۲۶)**

**”زنـان ناپاک از آن مردان ناپاکند! و مردان ناپاک نیز تعلق به زنان نـاپاک دارند…”**

انصافاً وقتی رمز ازدواج رو فهمیدم، فقط رو خودم کار کردم تا بدی‌هام از بین بره…
**پاک باش تا پاک گیرت بیاد…**
محور اصلی این کتابم همینه.

**نکته:**
یه سری تجربه‌ها دارم که خیلی به کارتون میاد. می‌خوام همشو کامل و بدون سانسور در اختیار شما بذارم و بگم چه اتفاقاتی برام افتاده. می‌خوام بهتون نقشه راه نشون بدم که مثل گذشته من گیج نشید چکار کنید و بر حسب برنامه و کمی توکل بهتون قول می‌دم شما هم نتیجه می‌گیرید. حرفایی که در این کتاب می‌زنم صد در صد کاربردیه… کسایی که منو بشناسن می‌دونن چی می‌گم.

از نگاه من ۸۰ درصد ازدواج موفق تو خودشناسیه…
کسی که خودشو بشناسه دقیقاً می‌دونه چی می‌خواد…
ولی کسی که خودشناسی نداره، هر چقدر هم دختر پسر ببینه بازم نمی‌تونه تشخیص بده چی می‌خواد و کافیه کمی غریزه و ترس بهش فشار بیاره… بعدش چشم‌بسته ازدواج می‌کنه و بعد ازدواج که هیجاناتش خوابید… اونوقت پشیمون میشه!

من تو این کتاب خیلی جاها با دیدگاه عرف جامعه مخالفم.
اصلاً ازدواج به این سبکی که الان هستش رو قبول ندارم.
می‌خوام از نگاه منطق و اون چیزی که خودم کشف کردم و بر اساس واقعیت همه چیو بگم.
احتمالاً این کتاب کامل‌ترین کتاب و دوره درمورد ازدواجه.
گمون نکنم این حرفارو جای دیگه جز همینجا پیدا کنی!

کتاب : تا بوی گل ندی پروانه سمتت نمیاد :)

امیدوارم این کتاب بتونه راهنمای خوبی برای ازدواج موفق و خوشبختی شما باشه
بیا تا با هم به سمت زندگی بهتر قدم برداریم!

خوندی نظر بذار :)

دیدگاه ها غیر فعال است.

187 پاسخ
  1. 💞دخترامام زمان 💞 گفته:

    ترس مرکزی من ازازدواج اینه موانع توزندگیم خیلی زیاده وپیچیده اس اصلامسیرازدواج برام هموارنیست. بااین وجودمیترسم ازدواجم جورنشه ونتونم ازدواج کنم.

  2. 💞دخترامام زمان 💞 گفته:

    سلام بزرگترین هدفم ازازدواج رسیدن به آرامش وراحت طی کردن مسیرخودسازی هست. من فکرمیکنم اگه یه کسی مثل خودم هم مسیرم باشه همسفرم باشه تومسیرخودسازی میتونم پیشرفت خوبی داشته باشم وبیشترخداروبشناسم.

  3. سعیده گفته:

    سلام خدمت داداش رضا و بچه های عزیز
    هدف از ازدواج چیه … هدف من از ازدواج اینه ب خدا خیلی نزدیکتر شم با همسفر زندگیم هدفم اینه با یکی ازدواج کنم ک خدش رفیق شیش خدا باشه
    آخه زندگی با خدا خیلی شیرینه مخصوصا اگر هر دو با خدای جوشن کبیر رفیق باشم
    ب نظرم هدف ازدواج نزدیک تر شدن ب خدا باید باشه

  4. رُها🌸🌷 گفته:

    سلام
    بنظرم بزرگترین هدف ازدواج:
    اینه که با حال روحی بهتری سمت خدا بریم،و رفیق راه الهی داشته باشیم همین .

  5. Farhad گفته:

    سلام داداش
    بزرگترین هدف ازدواج خدا هست وهدف بعدی ارضای نیاز های روحی و عاطفی
    چرا باید ازدواج کنم؟ اینکه به هم دیگه برای نزدیک شدن به خدا کمک کنیم و با هم رشد کنیم

  6. قلب سلیم گفته:

    سلام داداش
    صبحت بخیر
    خداقوت
    خیلی ممنون از کتابهاتون، صوت کتاب رفیق ۶ واقعا عالیه که الان شبها گوش میکنم
    این کتاب تا بوی گل ندی… هم دارم میخونم سوالم اینه وقتی شرایطشو نداری جایی بری و نمیتونی بیرون و جاهایی که دلت میخواد بری، ارتباط با افراد نداری، دوستی نداری، این ازدواج رو فقط باید خدارقم بزنه، و وظیفم اینه که خودمو درست کنم و بهترین نسخه خودم بشم، درسته؟
    داداش بعضی وقتا که شما میگین این لذتها یا چیزای دیگه لحظه ای و… میگم اینجا هم نسخه هر کسی فرق میکنه شاید اگر به قسمت دنیایی اون لذت نرسیده باشیم سختیش صدبرابر میشه اینکه زیر فشارهای مختلف باشی و نتونی جوری که میخوای زندگی و رفتار کنی برخلاف روحیه ت هست خیلی سخته و فقط باید روی خودت کار کنی و خیلی چیزها و خواسته هارو نادیده بگیری خیلی چیزای حتی معمولی خیلی معمولی حتی
    ناراحت میشم، دلم میگیره 😢
    بعدش میگم خدا جبران میکنه اینجا یا اون دنیا و صبر میکنم و فقط روی خودم سعی میکنم کار کنم راه دیگه ای به نظرم نمیرسه تو این سالها، این درسته دیگه؟

  7. Saram گفته:

    سلام به همگی مخصوصا داداش رضا و ابجی فاطمه عزیز.
    تمرین فصل ۷:اطراف ما تقریبا کسی با نامزدی مشکلی نداره اونایی هم که دارن بیشتر بخاطر ارتباط زیادی که پسر و دختر ممکنه باهم بگیرن و دردسر ساز شه وگرنه اگه به این شکل باشه که شما میگین احتمالا کسی نباشه مخالفت کنه.
    تمرین فصل ۸:
    کارهایی که بی احترامی میدونم:وقتی دارم حرف میزنم به حرفام توجه نکنه و کار دیگه ای انجام بده یا کلا واسش بی اهمیت باشم و روشو برگردونه،سرم داد بزنه یا صدای بلند و لحن بد باهام حرف بزنه،تلاشایی که انجام میدم و کارایی که میکنم رو بی ارزش بدونه،اولویتش یعد از خدا و اهل بیت من نباشم و به دیگران بیشتر از من اهمیت بده و در کل من رو بی ارزش بدونه اهمیت بهم نده و بهم ایمان و اعتماد نداشته باشه که از پس انجام کاری بر میام و اینکه غیبت و حرف دیگران زدن رو هم بی احترامی میدونم.دروغ گفتن و تهمت زدنم واس من عین بی احترامیه و اینکه چشماشو کنترل نکنه و با نامحرم گرم بگیره خیلی بی احترامی میدونه.احترام گزاشتنم:اینکه با حوصله به همه حرفام گوش بده و بهم اهمیت و ارزش بده،بدونه که میتونم کارای مهمی رو انجام بدم،تو انجام کاراها بهم کمک کنه و قدردان زحمتام باشه و چشماشو کنترل کنه…
    تمرین فصل ۹:
    داداش خسته نباشی.خیلیی کتاب خوبی بود.داداش‌من این روزا خیلی همسر ایندم تصور میکنم همش حس میکنم کنارمه حضورش حس میکنم حتی وقتی تو راه جایی ام حس میکنم کنارمه یا تو خونه منتظرمه که بیام…
    نمیدونم چرا اینجوری شدم ولی اگه یا ودود خواست و ازدواج کردم قول میدم دعوتتون کنمم🙂

  8. Fm گفته:

    سلام خوبین
    حقیقتا اومدم راهنماییم کنین
    من تایمی که تصمیم گرفتم شروع به خودسازی و کار کردن روخودم کنم یه آقایی اومدن خواستگاری که تا اینجا ک باهم صحبت کردیم تو خیلی از موارد هم نشر بودیم ، پسر مذهبی و خوبی هستن تا اینجا ک متوجه شدم
    ولی من حس میکنم هنوز به خود شناسی کامل نرسیدم و رو خودم کار نکردم ، الان موندم نمی‌دونم باید چیکار کنم

  9. Am گفته:

    بسم الله ، تمرین فصل ۸،
    از نظر من اینکه یه نفر بهم ایمان نداشته باشه و بهم احساس ناکافی بودن بده و تلاشهامو نبینه و اصلا باورم نکنه و برام ارزشی قائل نشه و حرفامو نفهمه و نشنوه و همش سرش توی مقایسه کردن زندگی باشه مصداق بی احترامیه.
    و احترام یعنی اینکه بهم باور داشته باشه و منو به جلو هل بده و باهام با محبت حرف بزنه و نگام کنه و به حرفام فکر کنه و خوبیهامو به روم بیاره و بدی هامو در حالتی بگه که تلنگر بخورم و یهو جوری نگه فکر کنم داره عیبجویی میکنه این میشه احترام.

  10. Am گفته:

    به نام خدا سلام تمرین فصل ۷ درباره ی دوره ی نامزدی:
    اولا که من با نامزدی موافقم و شیوه ی شما هم برای نامزدی پسندیدمش چون هم امنه هم احترام توش هست هم اینکه بحث دوست دختر دوست پسر بازی توش نیست و آمار طلاقم قطعا میتونه پایین بیاره.

    اما طبق تحقیقی که هم نظرات بچه ها تو سایتو خوندم هم خودم خیلی فکر کردم هم جاهای دیگه این بود که :
    خیلیا آگاهی ندارن و فکر میکنن الان این دو نفر حتما زنو شوهرن و یا از این میترسن که اگر کسی بفهمه دخترشون بی شوهر میمونه یا حتی میترسن دختر و پسر یهو نزدیک شن و داستان درست شه…
    ولی مهم ترینش عدم آگاهیه! و اینکه برداشتشونم شاید این باشه بگن دوست دختر دوست پسر بازیه!
    ولی بازم میگم آگاهی کمه…
    اما یه تحقیق دیگه اینو میگفتش که خانواده ها از همین ارتباطه هم میترسن که بالاتر گفتم یعنی میترسن یهو اینا یکاری دستشون بدن😂.
    اما خب اگر دو نفر شعورشو داشته باشن و در کمال امنیت باهم رفتو آمد کنن یه ۲ ماهی میتونن بفهمن بدرد هم میخورن یانه.
    توی بحث صیغه اش هم خب باید باشه چون بالاخره ازاونور راحت تری مثلا اگر بخواین یه جا کنار هم بشینین یا روبه رو هم بالاخره قراره حرف بزنین و یه مدت باهم باشین خب بهتره محرم باشین تا نامحرم.

  11. Saram گفته:

    سلام به همگی.تمرین فصل ۶:
    به نظرت رابطه آدم با خدا بیشتر از روی ترسه یا محبته؟
    به نطرت اگه دلت یه چیز بخواد ولی حس کنی خدا راضی نیست باید چیکار کرد؟
    حضور خدا تو زندگی زن و شوهر چه شکلی باید باشه؟
    به نظرت وقتی سختی های خیلی به ادم فشار میارن باید چیکار کرد؟نقش خدا تو اون موقعیت چیه؟

  12. Am گفته:

    به نام خدا.
    تمرین فصل ۵:
    اونی که من میخوام و اونم منو میخواد بیشتر به کجاها علاقه داره ، تو چه مراسمی شرکت میکنه؟

    حج دوست داره ، حرم امام رضا و امام حسین دوست داره.
    کلا از حرم اهل و مکان های مقدس خوشش میاد چون بهش آرامش میده.
    از شرکت در نماز جماعت خوشش میاد.
    دوست داره بره همایش های علمی و از رفتن به سینما و پارک و قدم زدن زیر بارون خوشش میاد.
    دوست داره بره شمال ، بره کویر.
    از خونه ی خودمون خوشش میاد.
    دوست داره بره کوه.
    از جنگل خوشش میاد و دوست داره فقط بره درختارو نگاه کنه.
    دوست داره بره تو خیابون پیاده روی.
    دوست داره بره گلزار شهدا و قبرستان.
    شاید از پاساژ هم خوشش بیاد😂

    • Am گفته:

      به نام خدا.تمرین فصل ۶ ،
      ۱-بنظر شما اگر کسی خدارو دوست داشته باشه ولی به دین و قران پایبند نباشه مشکلی داره؟

      ۲-بنظر شما اگر کسی اهل خدا و نماز و دین و قران باشه اما از ترس جنگ فرار کنه بره یه جای دور و همش از مرگ بترس چنین آدمی واقعا میتونیم روش اسم مومن بزاریم؟

  13. Am گفته:

    در ادامه ی تمارین فصل ۴ هم میتونم بگم خدا و اهل بیت واقعی دارم…این سایتو دارم.
    خودمو دارم😀.

  14. Am گفته:

    به نام خدا سلام.تمرین فصل ۴:
    چیزایی که من دارم و با پول خریده نمیشه یکی اش مهربونی و یجورایی خوش اخلاقیمه و سازگاری با محیط بالا.
    یکیش اینکه حواسم هست با کیا میگردم بیشتر و رفیقام کیا هستن.
    یکی اینکه خیلی پرتلاشم و توانایی اینو دارم که با تنهایی هام حال کنم و به لطف خدا میتونم حالمو خوب کنم.
    کما اینکه خدا حالمو خوب میکنه.

    یا اینکه با وجود فشار زیاد میتونم خودمو کنترل کنم از کوره در نرم

    همش لطف خداست…

  15. Saram گفته:

    به نام یا ودود.
    سلام به همگی
    تمرین فصل پنجم:
    اونی که من دوستش دارم
    گلزار شهدا میره
    مسجد میره و نماز میخونه
    بعضی مراسم و جشن های مذهبی و یا دعاها رو میره
    محرم هئیت میره و کمک میکنه
    میره منطقه هایی که میدونه نیازمند هست و کمک میکنه
    باشگاه میره
    حرم اماما میره و زیارت میکنه
    هر سال حداقل یه بار مشهد میره
    تو خونه مطالعه و خودسازی میکنه
    میره تو خیابون تنهایی دور دور میکنه و با خدا حرف میزنه و اهنگ میخونه براش
    به طبیعت میره
    پارک میره و قدم میزنه و نفس میکشه
    لب ساحل میره
    زیر بارون قدم میزنه
    برای خدا میرقصه تو خونه
    پیش خانواده اش میشینه
    خونه مامان بزرگ بابا بزرگش میره و کمک میکنه بهشون
    صله رحم میکنه
    میره واس خودش از فروشگاه هایی که دوست داره،چیزایی که خودش دوست داره رو میخره واس بقیه اعصای خانوادشم یه چیز میخره
    خواهر یا برادر یا بچه کوچیک خانواده اشون رو پارک میبره و باهاش بازی میکنه
    مهمونی خانوادگی میره

  16. Saram گفته:

    سلام به همگی.تمرین فصل۴ : من خدام واقعیه و اینو نمیشه با پول خرید.من تقریبا وابسته کسی نیستم و اینو نمیشه با پول خرید.من با لطف یا ودود ارامش دارم و اینو نمیشه با پول خرید.با لطف یاودود بیشتر وقتا لبخند رو لبمه و بخدام ایمان دارم و اینو نمیشه با پول خرید.یا ودودم کاری کرده که همه چیز بسپارم به خودش منه ترسو شجاع تر شم و اینو نمیشه با پول خرید.من صداقت دارم و اینو نمیشه با پول خرید.خودمو همینجور که هستم دوست دارم و با کمک یا ودوم تلاش میکنم روز به روز بهتر شم.من عمیقا احساس خوشبختی و ارامش و رضایت میکنم و اینو نمیشه با پول خرید‌.من امن ترین و قوی ترین تکیه گاه دنیا رو دارم و اینو نمیشه با مول خرید.اگه اتفاق یا حرفی منو ناراحت میکنه با کمک یا ودودم تلاش میکنم امیدم حفظ کنم و بازم برای بهتر شدن شرایطم تلاش کنم و به اون حرفا فکر نکنم.یا ودودم کاری کرده من تنبل بی انرزی اکتیو و فعال شم و اینو نمیشه با پول خرید.خلاصه که من یا ودود رو دارم که با هیچ چیزی حتی قابل قیاس نیست.همینجا میخوام بگم که خیلیییی دوست دارم یا ودودم❤️😘

  17. M.HA گفته:

    جواب تمرین فصل پنجم:
    اون کسی که من دوست دارم اهل زیارت و گلزار شهدا هستش. دوست داره توی دوره های مختلف شرکت کنه و اهل زیارت مثلا مشهد و کربلا باشه.
    اهل مسافرت باشه و گشت و گذار توی طبیعت رو دوست داشته باشه.
    توی مراسم هایی مثل جشن ولادت ها شرکت میکنه و کمک میکنه.
    پایه ثابت اردوهای جهادی هستش

  18. M.HA گفته:

    جواب تمرین فصل چهارم:
    صبور بودنم، اینکه سعی میکنم به اتفاقات توحیدی نگاه کنم و امیدم به خدا باشه، خدای من خدای جوشن کبیره و این خدایی که من پیدا کردم رو نمیشه با پول خریدش.
    آدمارو میسنجم بعد ارتباط میگیرم باهاشون

  19. M.HA گفته:

    جواب سوال فصل دوم:
    من اون قسمتی که در مورد باید ها و نباید ها و رگ خواب و اینها صحبت کردین رو خیلی دوست داشتم و منم شروع کردم به نوشتنشون و بیشتر درونم رو شکافتم تا ببینم چه خبره توش

  20. M.HA گفته:

    جواب سوال فصل مقدمه:
    _هدف من از ازدواج ، رشد خودم و نزدیک شدن بیشترم به خداست.
    _چرا باید ازدواج کنم؟؟ نمیدونم شاید توی مسیر رشد و رسالتم کمک کننده باشه برام
    جواب سوال فصل اول:
    _ترس من از ازدواج این بوده که خیلی اذیت بشم و طرف مقابلم هدفش تغییر من باشه و من اونقدر ضعیف باشم که تحت تاثیرش قرار بگیرم، و اینکه خیلی سخت پسندم و این هم شاید یکی از ترسام باشه

  21. Setayesh گفته:

    سلام داداش
    دیدگاه ها رو غیر فعال کردی نتونستم دیگه نظر بذارم ولی اشکال ندارد اتفاقاً خوب شد تمرکزمون بیشتر شد.
    من الان فصل ۶ کتاب هستم تمرینات هم انجام دادم
    تمرین فصل سوم خیلی باحال بود من نقاشیو کشیدم باورم نشد داداش منی که رو طراحی کشیدن خیلی حساسم و ساعت ها طول می‌کشه ولی وقتی خواستم چهره اونی که می‌خوام رو بکشم خیلی راحت کشیدمش داداش حس کردم انگار خودمو کشیدم نمیدونم خودمم تعجب کردم

    • Setayesh گفته:

      داداش می‌خوام تمرینات رو تا فصل ۶ اینجا بزارم

      تمرین چهارم ویژگی های من که با پول خریداری نمیشه:👇👇👇👇👇👇

      ‌عشق به خدا
      خیلی ارومم
      ‌گذشت دارم
      ‌دل رحمم
      ‌به هیچ عنوان با کسی قهر نمیکنم
      ‌امید دارم
      ‌مثبت حرف میزنم

      • Setayesh گفته:

        تمرین فصل پنجم:

        اونی که تو میخوای بیشتر کجا ها میره و تو چه مراسمی شرکت میکنه و علاقه به چه جاهایی داره؟
        پاگیره مسجد هست، گلزار شهدا ، شرکت در مراسم قرآنی مثل جوشن کبیر و… ، هیئت ها.
        ‌علاقه به کتابخانه و حرم مسجد و جاهایی که بوی اهل بیت و خدا میاد.

    • Setayesh گفته:

      تمرین فصل ۶ کتاب نحوه ی سوال معکوس :

      ۱- اگه طرف مقابلتون اخلاق خوبی داشته باشه ولی حجاب نداشته باشه یا شل حجاب باشه از نظر شما مشکلی داره؟

      2. اگر طرف مقابلتون نماز بخونه ولی حجاب براش مهم نباشه به نظر شما مشکلی داره؟

    • Setayesh گفته:

      تمرین فصل هفتم:
      ‌برو تحقیق کن و ببین چرا آدما با دوره نامزدی مخالفت میکنن و چه باوری دارن که باعث میشه نامزدی رو خط بزنن و به نظرت اگه دوره نامزدی به این روشی که من گفتم میبود چند درصد آمار طلاق پایین تر میومد ؟
      ‌بعضی ها رسم ندارند یا دوران نامزدی رو بد میدونند.
      ‌ بعضی ها طرز فکرشان اینه که صیغه رو در دوران نامزدی ازدواج محسوب میکنند و در صورتی که این نامزدی بهم بخوره یعنی طرف مقابل یه بار ازدواج کرده به حساب میاد و عقیدشون این هست که نامزدی بدون صیغه محرمیت باشه. یا اصلا نامزدی نباشه.
      ‌داداش یه سوال دوره نامزدی بدون صیغه محرمیت باشه اشکال داره؟؟میخوام بدونم درستش کدومه

      ‌داداش این روشی که شما میگی آمار طلاق خیلی پایین میاد بعد اینکه اگه پیش مشاوره هم برن خیلی خوب میشه البته نه هر مشاوری .

      • Setayesh گفته:

        سلام حاجی 🙂
        بالاخره تونستم تمرین فصل ۸ رو انجام بدم خیلی وقفه افتاد به خاطر یه سری مشکلات تمرکز نداشتم ولی خدا رو شکر حل شد

        تمرین فصل هشتم:
        احترام و بی احترامی از نظر نگاه تو چیه؟

        ‌اگه یه نفر وقتی کار دارم یا وقتی درگیر یه کاری ام صدام بزنه عصبی میشم.
        ‌شوخی بکنه با هر کسی بی احترامی میدونم
        و سرم داد بزنه و توهین کنه و به حرفام توجهی نکنه بی ارزش باشه و زورگو باشه طعنه و مسخره ام بکنه ادامو دربیاره و تیکه بندازه اینا همش برای من بی احترامی محسوب میشه اینکه تو خونه همش با گوشی باشه یا مهمونی یا در کلاس بی احترامی هست . و اینکه بدونه در هر جایی باید در شأن اونجا رفتار کنه.و اینکه گولم بزنه و من رو به کاری که نکردم متهم کنه قضاوت کنه و پنهون کاری کنه اینا برام بی احترامی هست رو اینا حساسم.

        ‌احترام از نظر من یعنی اون شخص هر کسی رو ببینه سلام میکنه و به حرفام توجه میکنه و اینکه توهین نمیکنه سرم داد نمیزنه و باهام بدرفتاری نمیکنه و به حرفام گوش میده و درکم میکنه و باورم داره و تشویقم میکنه و حیا داره و باهام صادق هست هر چی تو دلش هست رو باهام درمیون میذاره

    • Setayesh گفته:

      سلام حاجی
      فصل ۹ هم خوندم خیلی عالی بود این کتاب فوق العاده بود داداش دستت درد نکنه خیلی لذت بردم خسته نباشید😊🌺💖

  22. سیدحمید گفته:

    سلام داداش
    تمرین مقدمه : بزرگترین هدفم از ازدواج کمال و رشد و آرامشه و به این دلیل که باازدواج نصف دین کامل میشه .

  23. Setayesh گفته:

    سلام داداش من تمرین فصل دوم رو که باید و نباید و خط قرمز هام و… انجام دادم با اینکه خیلی سخت بود و خیلی طول کشید ممنونم داداش خودشناسی خیلی خوبه

  24. Setayesh گفته:

    تمرین فصل اول: داداش دقیقا یکی از باور های منم همین بود فکر میکردم اگر دو نفر آسیب دیده با هم ازدواج کنند همو درک میکنند ولی الان فهمیدم که این غلطه و اینکه ترس من از ازدواج اینه که نتونم از پس زندگی بر بیام از مسئولیتی که داره و یه ترس دیگم اینه که از بس آدم های دورو دیدم که ترسیدم و باورش برام سخته کسی که رفتار خوبی در بیرون داره تو خونه هم همینطور باشه اغلب دیدم که یه شخص در بیرون ظاهر خوبی داره و خیلی مهربونه و محترم هستش ولی همین شخص تو خونه یه آدم دیگه است و سخته برام اعتماد کنم اما خیلی دارم رو خودم کار میکنم که همانطور به خدا حسن ظن دارم به آدما هم حسن ظن داشته باشم و باورشون کنم

  25. Setayesh گفته:

    سلام داداش
    تمرین مقدمه: هدفم از ازدواج راستش قبلاً نمی‌دونستم ولی الان هدفم برای ازدواج رشد هست و اینکه در سوال چرا باید ازدواج کنیم به نظرم جوابش اینه که در دوران مجردی که داریم خودسازی میکنیم در حال رشد کردن هستیم دیگه رشد ما در مجردی نیست و باید با شخصی که هم رسالتمون هست ازدواج کنیم و وقتی ازدواج کنیم رشدمون خیلی بیشتر میشه

  26. Saram گفته:

    یا ودود.سلام به همگی.تمرین فصل یک=من از اینکه سنم بره بالا و ازدواج نکنم میترسیدم اما یا ودود کاری کرد که بشنونم یه دختر خانوم تو سن ۳۵ اینا ازدواج کرده اتفاقا یه همسر گیرش اومده که از همه نظر عالیه و این باعث شد بدونم که هر اتفاقی سر وقتش میوفته هیچ اتفاقی اتفاقی نیست.یا میترسیدم همسر بداخلاق و کلا بد ازدواج کنم اما همینکه با کمک یا ودود دارم رو خودم کار میکنم و تلاش میکنم در مسیر خدا داره ادمای دورمم عوض میشه و مطمئنم همسرمم بهترینه برای من😊

  27. empressz گفته:

    تمرین فصل دوم:
    چیزایی که اخلاق من و سگ می کنه:
    زمانی که حس کنم کسی ازم سواستفاده کرده
    زمانی که کسی زیاد انتقاد کنه و از طریق اون سعی کنه که روحیه تو رو ضعیف کنه
    زمانی که بفهمم کسی پشت سرم بدگویی کرده
    زمانی که کسی حریم خصوصی و رعایت نکنه
    زمانی که کسی بدون اجازه به وسایلم دست بزنه (مخصوصا بچه کم سن)
    زمانی که کسی تو کارم فضولی کنه
    زمانی که کسی زیادی از خودش تعریف کنه و از حالت بدن و صورتش بفهمم منظورش اینه که من از تو بهترم
    زمانی که کسی بوی بدی بده و موقع غذا خوردن سر و صدا کنه
    زمانی که تو جمعی آدما شوخی های بی مورد و الفاظ رکیک به کار ببرن و فکر کنن با این حرفا خیلی شوخ و باحالن در حالیکه اصلا اینطوری نیست
    زمانی که کسی بدون مشورت و اجازه برنامه بریزه و با التماس مجبورت کنه که اون کار و انجام بدی
    زمانی که کسی زیر قولش بزنه و فراموش کنه ( البته دلیل موجه داشته باشه و توضیح بده عیبی نداره اما اگه با خنده و شوخی کارشو ماست مالی کنه ناراحت میشم)
    زمانی که کسی مجبورم کنه کاری که دوست ندارم و انجام بدم
    زمانی که کسی تو حرف زدنش از فحش و حرف بد زیاد استفاده کنه و بهش افتخار کنه
    زمانی که کسی در حق بقیه خیانت کرده و اونو با افتخار تعریف کنه
    زمانی که بهت بی احترامی بشه
    زمانی که نادیده گرفته بشم

  28. empressz گفته:

    تمرین مقدمه:
    من اوایل فکر می کردم که واقعا میدونم از ازدواج چه هدفی دارم و همش می گفتم طرف اخلاق داشته باشه اما الان متوجه شدم که هیچ درکی از این مسئله نداشتم و به دلیل ترسم از ازدواج، صرفا فقط به این فکر می کردم که هدفم این باشه ازدواج خوبی داشته باشم
    در حالیکه همه اینا اشتباهه
    پس هدف اصلی من در زندگی اینه که با فردی ازدواج کنم که من و در مسیر شناخت خدای جوشن کبیر همراهی کنه و تو این مسیر پشتیبان هم باشیم و آرامش بگیریم.
    حس می کنم این هدف مناسب ترین هدف هست

  29. empressz گفته:

    تمرین فصل اول
    باورهای اشتباه مرکزی درباره ازدواج:
    اول: من معتقدم پسرایی که تو شهر ما زندگی می کنن شعور و درک برخورد درست با خانم ها رو نمیدونن و متاسفانه فکر می کنن اگر پول، ماشین و خونه داشته باشن دخترا باید خودشونو براشون بکشن و اخلاق و فهم و درک اصلا مهم نیست و متاسفانه چندین بار تجربه سده
    دوم: من از نوجوانی فکر می کردم که هیچ وقت ازدواج نمی کنم و در اصل ازدواج در فکر من بسیار سخت و طاقت فرسا بوده

  30. Saram گفته:

    یا ودود.سلام تمرین مقدمه:هدف من از ازدواج اینکه بتونم بیشتر به خدام نزدیک شم و تو مسیرش تلاش و بندگی کنم یه نفر باشه که کمکم کنه بیشتر تو این مسیر پیشرفت کنم و دست خدا باشه تو زندگیم.به نظرم هدف از ازدواج:بیشتر نزدیک شدن به خدا و برطرف شدن نیاز های جسمی از راه درست

  31. بانوی امام رضایی گفته:

    سلام داداش رضا بعد خوندن کتاب تا بوی گل ندی و دوره قانون جذب برای بار دوم ازدواج کردم خیییییلی الان خوشحالم خداروشکر واقعا همه چی برام خیر شد روزی هزار بار باید از خدا تشکر کنم بخاطر طلاقم چون اون زندگی نبود الان تازه فهمیدم ازدواج چقد خوبه و زندگی یعنی چی خدا برام معجزه کرد

    • Setareasemoon گفته:

      سلام آبجی خوبی؟ خداروشکر. می‌تونم ازت خواهش کنم که درسایی که از جدایی گرفتیرو به منم یاد بدی؟
      منم یه سال پیش یه مورد خوب خواستگاری داشتم ولی بهم خورد و ازدواج کرد و من هنوز ناراحتم. نمی.دونم چه جوری از این حسای بد بیرون بیام. تو چطور تونستی شکست قبلیت رو به موفقیت تبدیل کنی؟

  32. Fateme گفته:

    سلام🍂
    لایوهای دوره رو گوش دادم
    لایو آخر درباره حس لیاقت عالی بود ممنون ازتون
    من احساس لیاقتم تا حدود زیادیش بستگی به خودسازی و ترک گناهم داره، یمدت ک پاکیم طولانی میشه حس لیاقتم عجیب زیاد میشه و حس خوبی نسبت به خودم پیدا میکنم. چندروز پیش هم درمورد حس لیاقت تو کانال صحبت کردین کاربردی و تاثیر گذار و تامل برانگیز بود. کلا این مبحث خیلی دلنشینه و جای بحثش زیاده لطفا بازم برامون بگید.🌸

  33. Fateme گفته:

    سلام🍂
    فصل ۹ کتاب رو هم تموم کردم. خسته نباشید داداش؛ خیلی کتاب خوب و کاربردی بود دستتون درد نکنه. مهم ترین چیزی ک یاد گرفتم این بود ک باید الان ک مجردم حسابی خودسازی کنم و خودمو به اهدافم برسونم تا متاهلی خوبی رو تجربه کنم وگرنه ازدواج بدون خودسازی پر از چالش های سخته. به امید ازدواج خوب برای همه داداش رضایی‌ها🌸

  34. Fateme گفته:

    سلام🍂
    تمرین فصل هشتم:
    احترام و بی احترامی از نگاه تو چیه؟
    به نظر من اینکه طرف مقابل پیش بقیه به بهانه شوخی منو دست بندازه بی احترامیه. اینکه دست کمم بگیره و بهم ایمان نداشته باشه و منو ادم ناتوانی ببینه بشدت بی احترامیه. اینکه به حرفام توجه نکنه و کلا نسبت بهم بی اهمیت بشه اوج بی احترامیه. به خواسته ها و علایق و نیاز های من توجه نکنه و حرف فقط حرف خودش باشه بی احترامیه. برا رابطه‌مون وقت کافی نزاره و براش مهم نباشه یا حرف نزنه در این مورد بی احترامیه. ریز و درشت رابطمونو به هیچ احدالناسی نگه حتی ب بهونه کمک خواستن و مشاوره یا درد و دل و این چرت و پرتا. داد زدن و فحش و کتک کاری و اینام ک دیگه از بی‌احترامی گذشته.
    حالا احترام بنظرم اینه ک توجه داشته باشه بهم مخصوصا تو جمع. باهام خوب حرف بزنه و روچیزایی ک حساسم تو جمع بهش اشاره نکنه. مردم دار باشه و اگه دعوایی چیزی کردیم ب هیشکییی هیچی نگه و تو جمع کاملا عادی و مهربون رفتار کنه حتی اگه قهر بودیم. کلا بیرون از خونمون هیچی بروز نده به بقیه در مورد هیچی از زندگی مشترکمون. تو مسیرم تشویقم کنه و بهم ایمان داشته باشه. بهم اعتماد کامل داشته باشه و زود قضاوت نکنه و اگه سوتفاهمی خدای نکرده پیش اومد از خودم بپرسه و زود در موردم فکر نکنه. مثل یه مرد برخورد کنه و تکیه گاه باشه. حرف زدنش با من با ملاطفت باشه و براش با ارزش باشم.

  35. Fateme گفته:

    سلام🌸
    تمرین فصل هفتم:
    چرا آدما با دوره نامزدی مخالفت میکنن؟
    ۱_چون فکر میکنن اولا آبروشون به خطر میفته و بقیه میفهمن و اگه بهم بخوره مردم میگن حتما دختره یا پسره عیب و ایرادی داشته.(بخاطر همینه ک نباید نامزدی علنی بشه و باید پنهان بمونه.)
    ۲_حس میکنن بین دختر و پسر وابستگی پیش میاد یا مثلا دختر و پسر ممکنه باهمدیگه کاری انجام بدن و این حرفا… در واقع دوران نامزدیو ب چشم دورانی ک توش شناخت حاصل میشه نمیبینن بلکه نگاهه دوست دختر دوست پسری بهش دارن(واسه همین نباید هیچ ارتباط فیزیکی شکل بگیره و نباید ب هم ابراز علاقه کنن و مهم تر از همه اینکه نباید وابسته هیشکی جز خدا شد)
    و دلیل دیگه‌ای ک باعث میشه نامزدیو خط بزنن اینه ک بعضبا میگن همون دوران خاستگاری واسه شناخت کافیه؛ بعضیا هم برعکسن میگن با دو سه ماه نمیشه یکیو شناخت و طرف بعد پنجاه سال زندگی میفهمه طرف مقابلش اون ادمی ک فکر میکرده نبوده و … ( که این دوتا تفکر هردو اشتباهه چون به هرحال یه شناخت نسبی ادم از طرف مقابل به دست میاره و باعث میشه بعدا بخاطر پیش پا افتاده ترین مسائل طلاق صورت نگیره.)
    اگه دوره نامزدی به این روشی که شما میگین بود قطعا خیلی آمار طلاق پایین تر میومد ولی اکثرا یا نامزدی رو حذف میکنن یا به شکل اشتباه انجامش میدن؛ اگه به شکلی ک شما گفتین انجام بشه هم باعث شناخت میشه و هم خیلی امنه و ابروی دختر یا پسر به خطر نمی‌افته و وابستگی‌ام پیش نمیاد.🌱

  36. Fateme گفته:

    سلام🌸
    تمرین فصل ششم:
    طراحی کردن دو سوال معکوس:
    ۱_اگه من ارتباطات اجتماعیم زیاد باشه و وقت زیادی رو ب دوستام اختصاص بدم تو مشکلی داری با این موضوع؟
    ۲_ اگه من عصبانی بشم و نتونم خشممو کنترل کنم سرت داد بزنم یا بزنم تو گوشت چیکار میکنی؟

  37. Fateme گفته:

    سلام🌸
    تمرین فصل پنجم:
    نمیمه گمشدت کجاها میپلکه؟
    راستش من یمدت تو محیطای خیلی مذهبی میرفتم مثلا حوزه علمیه و نماز جمعه و مسجد و امام زاده و اینجور جاها و هر خواستگاری ک برام پیدا میشد یا اخوند بود یا نظامی و … ولی من دنبال همچین کسی نیستم. بیشتر دوست دارم کسی باشه ک هم رشته خودم باشه و شغلش مرتبط با رشته خودم باشه تا بعدا ک وارد بازار کار شدم همدیگه رو درک کنیم و از این حرفا. ولی تو دانشگاه هم پسر خوب نیست خیلی، باید تو محیطای علمی مرتبط با رشته‌ام باشم ولی نمیدونم کجا واقعا. امید دارم خدا خودش از راحت ترین مسیر نیمه گمشده رو بهم برسونه🌱

  38. Fateme گفته:

    سلام🌸
    تمرین فصل سوم: تجربه‌ی من از این فصل
    تجربه ای که از این فصل به دست اوردم اینه ک بعد از نوشتن ویژگی های ظاهری و شخصیتیِ همسر آیندم، همسر ایده آلی که تو ذهنم بود برام ملموس تر شد و دقیقا فهمیدم چی میخوام و دنبال چی‌ هستم و همین باعث شد تو فصل چهار بتونم انتظارات همسر آیندمم حدس بزنم و از رو همین بتونم برنامه خودسازی بچینم.
    تمرین فصل چهارم: چی دارم که با پول خریداری نمیشه؟
    هرکسی رو وارد زندگیم نمیکنم و این اجازه رو به هر ادمی نمیدم و فقط با ادمای با کیفیت در ارتباطم.
    میتونم بعد از شکست سریع بلند شم و از اول شروع کنم.
    خیلی سحرخیزم و شبا زود میخوابم.
    قدرت برنامه ریزیم خوبه و برای همه کارام برنامه دارم.
    تو خیابون و دانشگاه و … سرسنگینم و وقارمو حفظ میکنم.
    جوگیر نیستم و تحت تاثیر محیط و ادما قرار نمیگیرم.
    همیشه خدارو پس ذهنم دارم حتی تو اوج گناه 🥲

  39. Fateme گفته:

    سلام✨️
    تمرین فصل دوم:
    نظر کلی در مورد این فصل: اینکه تا این حد به ویژگی ها و خصوصیات خودتون اشنا بودین خیلی برام جذاب بود، دلم میخواد منم تا این حد از خودم شناخت داشته باشم و تمام ضعف ها و نقاط قوتمو بدونم. اون قسمتی ام که گفتین حساب بانکیتو پر پول کن و رو هیکلت کار کن رو خیلی دوست داشتم، مثل یسری از این مذهبیا نگفتین ک این چیزا مهم نیست.
    بایدها و نبایدهای خودم: من از این که حتی به شوخی مسخره بشم بدم میاد یعنی احتمالا طرف مقابلم نباید خیلییی شوخ طبع باشه چون از شوخی خرکی حس بد میگیرم و اعصابم خورد میشه. دلم میخواد یه وقتایی سکوت باشه و کلا از پرحرفی بدم میاد. دلم میخواد تو مسیری ک هستیم ب هم دیگه انگیزه بدیم و حواسمون به هم باشه و تشویق و تحسین بکنیم همدیگه رو. رگ خوابم میتونه محبت کلامی و فیزیکی باشه البته بنظرم رگ خواب همه دختراست. از ارتباطات زیاد خوشم نمیاد چون خودم اینطوری نیستم و ادمای زندگیم خیلی محدودن، اگه طرف مقابل اینطوری باشه هردو اذیت میشیم. سرد مزاج نباشه اصلا… دلم میخواد فقط در حد ضرورت با جنس مخالف حرف بزنه و همش بگوبخند نکنه( خودمم اینطوری نیستم و سعی میکنم رعایت کنم). تنبل نباشه و برای زندگیمون تلاش کنه و صبح زود بیدار شه، خودم سحرخیزم دلم نمیخواد ازونا باشه ک تا لنگ ظهر میخوابن. با من باسیاست رفتار نکنه و صادق باشه. نگاهش مهربون باشه و عاشقانه نگام کنه و همش باهم ارتباط چشمی داشته باشیم و مثل روز اول ازدواج واسه هم جذاب باشیم و روز به روز عشق و علاقه بینمون بیشتر بشه و کمرنگ نشه. حس مرد بودن رو ازش بگیرم جنتلمن باشه و …
    زود قضاوتم نکنه و دعوا نگیره و داد نزنه، منطقی مشکلات رو حل کنیم و در موردشون حرف بزنیم باهم.
    نقاط ضعف من: کمی وسواسی‌ام و باید روش کار کنم. گاهی بداخلاقی میکنم و در هرشرایطی نمیتونم خودمو کنترل کنم. گاهی دروغ میگم و باید درستش کنم.
    نقاط قوت من: ادم رمانتیکی ام. ارومم و پر حرف نیستم. حق پذیرم. مسئولیت پذیرم. چشم و هم چشمی نمیکنم و حرف مردم برام مهم نیست. آینده نگرم. و مهم تر از همه دنبال تغییرم و یکی یکی رو همه نقاط ضعفم کار میکنم.

  40. Fateme گفته:

    سلام✨️
    تمرین فصل اول:
    بزرگ ترین ترسم خیانته🥲
    ولی سعی میکنم خودمو قونع کنم ک من تاحالا بوی گل نمیدادم برا همین همه پسرایی ک سمتم میومدن اهل تعهد نبودن و رابطه های بی حد و مرز داشتن و اینکه تو همچین محیطی بودم و همین باعث میشد ک هی ادمایی از این دست ببینم ولی مثلا یه استاد دانشگاه داشتم ک خیلی‌ام موقعیت عالیی داشت و قاضی بود ولی تو کلاس نگاهه هیشکی نمیکرد و خیلی رعایت میکرد، حتی بعدا عکس همسرشو دیدم ک دندانپزشک بود ولی واقعا چهره خیلی معمولیی داشت و من همیشه این اقارو تو ذهنم تحسین میکردم ک با وجود اینکه تو کلاس میتونست مثه یسری استادای دیگه بلاسه ولی خیلی خیلی رعایت میکرد و من حتی متوجه میشدم ک کاملا اگاهانه‌ست و خودش مراقبه ک مثلا خیلی نگاهش نیفته… یه شوهر عمه‌ام دارم اونم خیلی متعهده و واقعا نگاهه پاکی داره و اونم خیلی قابل تحسینه… سعی میکنم با خودم تکرار کنم ک اگه رو خودم کار کنم و خودمو از این لحاظ پاک بکنم مردای پاکی ب سمتم جذب میشن و همه اینطوری نیستن و زنایی ‌ام هستن ک این شکلی‌ان و ربطی ب زن و مرد بودن نداره و یه چیزیه ک ب شخصیت اون ادم بستگی داره ن ب جنسیتش.

  41. Fateme گفته:

    سلام✨️
    تمرین فصل اول:
    بزرگ ترین هدف تو از ازدواج چیه؟ بنظرت چرا باید ازدواج کنیم؟
    هدف من از ازدواج حقیقتش اینه ک نیازام برطرف بشه و بتونم بهتر درسمو بخونم چون واقعا نیاز جنسی و عاطفی خیلی بهم فشار میاره و اذیت میشم، دلم میخواد ازدواج کنم و این مشکلات تا حدودی برطرف بشه و بتونم تمرکز کنم رو درسام‌‌‌؛ مهم تر از اینم اینه ک میخوام ب ثبات برسم و دیگه گناه نکنم، تو دعاهامم همیشه همینو گفتم ک یکی باشه ک کنار همدیگه از گناه نجات پیدا کنیم و واسه هم کافی باشیم. بنظرم هدف از ازدواج کلا اینه ک زن و مرد کنار همدیگه به تکامل برسن و نیازایی ک خدا در وجودشون قرار داده برطرف بشه و بتونن بهتر بندگی کنن.

  42. سکینه( آرامش 🦋) گفته:

    چقد داداش قشنگ گفت واقعن باید ازخدا همسفر بخوایم نه همسر
    منم امسال اربعین تو بین الحرمین از امام حسین یه همسفر بهشتی خواستم و براش برنامه ریختم که چجوری بوی خوبی بدم 😊🦋
    https://uupload.ir/view/img_20250816_065941_013_kvdb.webp/
    و برای همه بچه های سایت هم دعا کردم که حتمن امسال در مسیر ازدواج قرار بگیرن و بیشتر بچه ها که آماده هستن ازدواج کنن

  43. سکینه( آرامش 🦋) گفته:

    تمرین فصل اول پی دی آف
    من قبلن چندتا ترس داشتم ولی خدا خداروشکر برطرف شد چون باهاش روبه رو شدم ینی ترسم برام اتفاق افتاد و دیدم هیچی نیست وادمایی. مث خودمو دیدم که ازدواج کردم با همین شرایط من ولی ترسی که یه کوچولو هنوز همراهم هست اینه که کلا از پس زندگی بر نیام و به مشکل بخورم ولی خب اینم بخاطر اینه که ذهنیتم این بوده که ازدواج خیلی چیز عجیبیه و خیلی دور از تصورات و چیز بزرگ و جدیدیه و چالش هاش فرق داره ولی واقعن انقد که من بزرگش میکردم نیست چون همین زندگی مجردی هست فقط یه آدم دیگه که کنارت هست که اونم مثل توعه فقط از جنس مخالف و اگه مهارت های ارتباطی رو یاد داشته باشی مشکلی پیش نمیاد و اگرم چیزی بشه خب راه حل همیشه هست و خدایی که تو مجردی کنارت بود تو متاهلی هم هست من فک میکردم جنس پسر خیلی عجیب و غریبه و میگفتم نمی تونم ارتباط بگیرم چون برادرهای خودم تو خونه ارتباط خوبی ندارم اما فهمیدم نه میتونم و مشکل از من نیست و فقط نیاز به مهارت و آگاهی داره

  44. گلادیاتور ریحان گفته:

    تمرین فصل ۱
    بیشترین باور غلط من برمیگرده به چهره
    مثلا تا زمانی که معمولی باشی یا اینجای صورتت فلان شکل باشه، کسی نمیاد سمتت…
    و حتی در طرف مقابل هم همینه میترسم که نتونم با چهره اش ارتباط بگیرم
    یکی دیگه از ترسام اینه که طرف مقابلم کاری نباشه و تلاشی برای کسب روزی نکنه یا اینکه خیلی در این مورد قانع باشه و فقط در حد خرج خوراک کار کنه

  45. گلادیاتور ریحان گفته:

    تمرین فصل مقدمه:
    هدفت از ازدواج چیه و به نظرت چرا باید ازدواج کنیم؟
    شاید کلیشه‌ای به نظر بیاد ولی به نظرم خودسازی رو تا یه جایی میتونی تنها ادامه بدی از یه جایی به بعد اگر یه همراه کنارت باشه باسرعت و انگیزه بیشتری مسیر رو ادامه میدی…و به خدا میرسی و به خدا رسیدن یعنی آرامش

  46. mary گفته:

    تمرین فصل ۶
    سوال معکوس
    اگه طرف مقابلت نماز اینا بخونه اما حجاب نداشته باشه قبول میکنی
    یا ایمان و اخلاق خوبی داشته باشه اما حجاب نداشته باشه

  47. رقیه گفته:

    سلام داداشی و بروبچ.
    سوال فصل دو این کتاب ک گفته بودی چه چیزی اخلاقتون سگی میکنه.
    من ب شدت از ناشکری کردن غرغر زدن ناله و شکایت کردن بی جا متنفرممم اصلا تحمل نمیکنم طرف رو اینکه سر کوچیک ترین چیزی یه هیولا بسازه ازش .

    یه اخلاق بدی ک دارم ب نظرم خودم اینه که از نفهمیدن بدم میاد اینکه یه حرفی دو بار تکرار کنم یا بحثی توضیح بدم .انتظارم این همه عقل کل باشن چیزی میگم او فهمی داشته باشن که مد نظرم
    من باید رو این رفتارم کار کنم توقع از ادما بیارم پایین همه یکسان نیستن خدا ب هر کسی یه استعداد با ویژگی ها و توانایی خاص خودش داده .همه کامل نیستن الخصوص خودم . باید بیشتر بیشتر روی این رفتارم کار کنم ان شاالله با توکل بر خدا😊💪

  48. هدایت شده گفته:

    سلام وقت بخیر
    من یکم تو ازدواج اطرافیانم تحقیق و فکر کردم و متوجه شدم بالای 90درصد خانواده ها از دوران نامزدی دوری میکنن چون اولین دلیلشون اینه که به ظاهر خیلی اهمیت میدن مثلا اگه دختری خوشگل باشه تو اولین جلسه میپسندنش و کار تمومه و به اخلاق و ایمان توجه نمیشه مورد بعد ترس از آبرو هست که نمیخوان دختری بدون نسبت رسمی کنار پسرشون باشه و حرف مردم رو الویت میدن و مورد آخر قانع شدن به یه تحقیق ساده که از همسایه ها میکنن و زیاد به عمق نمیرن و بیشتر ازدواج ها اینجا سنتیه و خیلی به ندرت مدرن میشه یکی از ایرادهای نداشتن دوران نامزدی اینه که اگه علاقه به فرد نداشته باشی راه برگشت نداری و باید طلاق بگیری تازه اگه براتون ننگ نباشه طلاق گرفتن تو اطرافیان این که موضوع رو زیاد دیدم

    • F گفته:

      دقیقا باهات موافقم…
      خانواده‌ها مخصوصا در محیط های کوچیک خیلی در این باره سخت میگیرن..

      من یه سوال که دارم اینه که اگر حس خوبی به یک خاستگار نداشته باشیم، رد کنیم؟.. یا برای احترام به حرف پدر و مادر، موافقت کنیم که بیان خاستگاری؟..

      در مسئله ازدواج و خاستگاری در چه حد به حرف خانواده احترام و اهمیت بدیم؟
      به حرفشون خاستگار قبول یا رد کنیم؟

      • empressz گفته:

        به نظر من اگه شخص آشنایی خواستگارتون بود و به دل شما نمیشینه بهتره رد کنید چون معمولا خانواده ها برای معرفی سلیقه خودشونو در نظر میگیرن
        ولی اگه خواستگارتون غریبه بود حداقل یک جلسه آشنایی و صحبت کنید بهتره
        ولی تجربه به من نشون داده هر خواستگار غریبه ای که با شنیدن شرایطش یا دیدن عکسش حس خوبی ازش نگرفتم و بعدها جلسه اول صحبت کردیم بازم با دیدنش جوابم منفی بوده
        به نظر من حس اولیه و حس ششم خیلی مهمه
        شاید بقیه این حرفمو قبول نداشته باشن

  49. رُها🦋🌬 گفته:

    داداش خسته نباشی ..دمت گرم خیلی عالی بود👌🏼
    حتما دعوتت میکنم اگه نیمه ی گمشدمو پیدا کردم..

  50. رُها🦋🌬 گفته:

    بی احترامی از نظر من:
    داد زدن
    توهین
    دست کم گرفتن
    کوچیک کردن
    شوخی بی جا و استفاده از الفاظ زشت باهاش
    خجالت از اینکه بگن که ایشون زنمه
    توهین به خانوادم
    باورم نکردن
    و..

  51. رُها🦋🌬 گفته:

    به نظر شما خوبه انسان با ایمان باشه اما عصبانی و خشمگین بشه؟
    نظر شما راجع اینکه یه شخصی کلا مذهبی باشه اما دوستای ناباب داشته باشه چیه؟

    سوالات معکوس🎀

    • حمزه بابانژاد گفته:

      سلام حتما میدلنید طبق منطق ارسطویی جنع اضدادغیرممکن وغیرمنطقی است علی ایحال صبورومتحمل بوذن که ضدخشمگین بوذن وازمراتب وغنچه های گل مومن بودن است انسان باایمان حقیقی نماینده ویژه خدادرروی زمین وحامل وساری صفات عالی پرهیزگاری است پرهیزازخشم پرهیزازهرچه باآدمیت سازگارنیست وموجب دوری ازخداست

  52. رُها🦋🌬 گفته:

    تمرین فصل ۵
    شاید براتون عجیب باشه اما من همیشه این تصورت تو ذهنمه که همسرم پیش ساحل دریاست،و توهیچ مراسمی شرکت نمیکنه فقط نظاره گره به مراسم و..علاقش چیه؟ی جای اروم بشینه زل بزنه به اتفاقات اطراف بدون اینکه کسی متوجه بشه

  53. هدایت شده گفته:

    سلام سئولات معکوس
    احساس خوشبختی رو تو چی میبینی؟
    اگه طرف مقابل خداروقبول داشته باشه ولی حجاب و پوشش رو رعایت نکنه به نظرت ایرادی داره؟
    به نظرت یه آدم با ایمان میتونه رفیق های بی ایمان داشته باشه؟

  54. رُها🦋🌬 گفته:

    چه اخلاقی منو سگ میکنه؟بی احترامی،لجبازی،درک نشدن،تک خوری تو تموم مسائل،بی توجهی و مغرور بودن طرف،امر و نهی زیاد تو خونه و همکاری نکردن،خجالتییییییی متنفرم از مرد خجالتی😅،حرف مامانشو گوش بده فقط،استقلال شخصیتی نداره،هدف نداره نمیدونه هدفش از ازدواج چیه؟،سطحیه،متعصب قبیله ای( من عربم و متاسفانه این خصلت تو عرب ها زیاده)،بدون دلیل قانع کننده ای کاری رو بر من تحمیل کنه،سرزنشم کنه،زود رنج و پر توقع نباشه،قضاوت و غیبت ممنوععع،مردم و بقیه روش تاثیر نداشته باشه،مجلل نباشه زیاد زندگیش خوشم نمیاد حد وسط خوبه خودم قانعم، دروغ بگه،ازم چیزیو که مربوط به حالش هست مخفی کنه..و..

  55. رُها🦋🌬 گفته:

    داداش من ی سوال دارم و خواهشا جوابشو از شما میخوام چون حرفات خیلی ارامش بخشن..داداش من الان ۱۸ سالمه قصد ازدواج دارم خب و دارم این کتابو میخونم..سوالم اینه اگه نسبت به خاستگاری حس بد داشتم حتی قبل نشستن باهم ردش کنم و خدا هم همینو خواسته؟یعنی کلا هرچی درونم باشه خدا هم موافقشه لطفا جواب بدید

  56. رُها🦋🌬 گفته:

    داداش گفتی که هر جور باشی ادمای اونطوری میاد سمتت..
    از وقتی محجبه شدم دیگه مثل قبلا کسی بهم تیکه نمیندازه یا قصد شماره انداختن یا فساد داشته باشه خیلی کمم و من ناراحت میشدم میگفتم چون املم اینطوره؟ و اینم بگم مزاحم تلفنیم نداشتم واسه اینم ناراحت میشم🤣🤣خیلی کممم ولی الان دونستم چقدر ارزشم رفته بالا و همچنبن ادمایی دیگه به فرکانسم نمیخوره..دمت گرم

  57. هدایت شده گفته:

    سلام
    نیمه گمشده من بیشتر تو مسجد خیریه ها کتابخونه هست و عاشق کمک کردن به مردمه و مشغول مطالعه است

  58. رُها🦋🌬 گفته:

    سلام چیزایی که دارم و نمیشه با پول خرید:
    مهربونی
    دل سوزی
    دل رحمی
    شجاعت
    قوی و شکست نا پذیر
    امید زیاد
    توکل
    خوش اخلاقی
    تشنه ی خدا بودن و دونستن ازش بیشتر
    خودشناسی بدون ترس
    مبارزه با ترس ها
    بیخیالی نسبت به ۹۹ درصد اتفاقات اطراف چون به خدا اعتماد دارم
    شنونده خوبم
    راه حل ایجاد کردن و گشتن برای مشکلات
    تصمیم گیری قاطع
    روح ازاد و رها از قوانین خود ساخته بشر
    با خود صادق و مهربون بودن
    عشق زیاد نسبت به اطرافیان
    روح تشنه ی شعر و ادب و موسیقی
    روح هیجانی و ریسک پذیر
    و..

  59. مجنون حسین❤ گفته:

    سلام داداش ، لطفا این کتابو توی کانال ایتا بفرست نمیتونم دانلودش کنم وضعیت نت داغونهههههه

  60. رُها🦋🌬 گفته:

    وایی داداش رضا خاک عالم بخوره تو فرق سر نتانیاهو من قبل خوندن این کتاب همش خیلی شدید میخواستم ازدواج کنم یعنی همش فکر میکردم اوکی بسه این همه یختی وقتشه خدا جبران کنه راستش منم خودسازی کردم و فکر میکردم امادم😂یعنی الانم نسبی امادما ولی خوب چیزی که تو فصل ۲ خیلی من رو به فکر فرو برد اینه واییییییی خدارو شکر واقعا که هر چی قبلا خواستگار داشتم نشد و از خدا بخاطرس بیزار بودم😂😐الان فهمیدم اگه ازدواج میکردم رسما بدبخت میشدم تمام همین.😂😂

    دعام کنید داداش اجیتون قصد ازدواج داره😂🤗

  61. رُها🦋🌬 گفته:

    بزرگترین هدف ازدواجم: ادمی باشه که پیشش خود خود واقعیم باشم و واسه هر کاری که انجام بدم ( کارای معنوی )ازم توضیح نخواد یعنی کاملا درکم کنه.
    چرا باید ازدواج کنیم؟من الان یک سال خورده ای میشه که دارم عیب هامو پوشش میدم حس میکنم میتونم یک زندگی رو بچرخونم و به ثبات نسبی رسیدم!و دلم میخواد دیگه از این به بعد زندگی ابدیمو بسازم تا با ارامش بیشتر خودسازی کنم الان حس معلق بودن بهم دست میده،و اینکه چرا باید ازواج کنیم بنظرم همون سامون گرفتن مهمترین دلیل ازدواجه.

    تمرین فصل ۲
    چی منو از ازدواج میترسونه؟اینکه کلا نشه چون بارها شکست خوردم تو مسئله ازدواج.
    باور دوم: اینکه نتونم جلو خودش خودم باشم و عرف جامعه و خانوادش روش تاثیر بزارن،لجباز باشه،درکم نکنه..

  62. هدایت شده گفته:

    سلام وقت بخیر
    چیزهایی که من دارم و با پول نمیشه خرید
    1.خلاقیت
    2.عشق به مطالعه و یادگیری
    3.صبوریم
    4.ریسک پذیریم

  63. Nora گفته:

    سلام داداش
    داداش من یه دخترم عاشق خدام . قبل تحولم با یک پسر که دوستش داشتم نامزد کردیم . منم که دیگه بی خدای نبودم ولی گناه میکردم خیلی هم گناه میکردم . داداش من با نامزدم صیغه کردیم که بتونیم با هم راحت باشیم .
    گفته چند بار زنا کردم گفتم باشه اشکال نداره گذشته مال گذشتست حالا که تو از این کارا نمیکنی .
    داداش گناهای زیادی هم میکنه من میخوام اونو ار باتلاق گناه بکشم بیرون ولی اون منومیکشه داخلش منم مقاومت میکنم . دروغ چرا خیلی دوسم داره . عرق خوریش هم به کنار زیاد نمی خوره میتونه ترک کنه .
    داداش فقط این جمله ش داره منو اتیش میزنه گفت پیش من باشی خدا رو هم از یاد میبری .💔
    داداش من بهش گفتم ببین عشق من خداست نه تو مهمی نه مادرم نه بابام نه هیچ کس دیگه .
    داداش درسته که هیچی نگفت و به حرف زدناش ادامه داد ولی داداش من اون شب خیلی گریه کردم نمیدونم چیکار کنم . نه میتونم ازش طلاق بگیرم .نه میتونم اینطوری باهاش زندگی کنم چیکار کنم داداش ؟

    • زهرا گفته:

      سلام آبجی فکر کن ببین میتونه عاشق خدا باشه ببین اگه تونست خدا رو قبول کنه و تغییر کنه قبولش کن اگر نه متاسفانه راحت جداست
      این و یادت باشه هر چی و به خاطر خدا بگذاری کنار خدا جاش و با چیز بهتری پر میکنه
      اینم بدون شاید دیر بده ولی یکی و میده که بهترین برات باشه

      آبجی فک کن هیج کی عین خدا نه دوست داره نه بهت محبت میکنه نه رضوان و نه نعیم و نه فردوس و نه … فقط روی ماه اون عشقی که من با تموم گناه هام خواست فقط اونی که من و خرید همون م خریداریش می ارزه به سختیش

  64. میم صاد گفته:

    سلام داداش خواستگار حوزوی دارم و یه ساعت باهاش بحث اعتقادی کردم دیدم اصلا حرفامو بد برداشت میکنه واقعا شمارو درک کردم که حرفاتون هزاران لایه داره ولی فقط از یه لایه برداشت میکنن
    من میگم خدا عاشق می خواهد اون میگه مشتری بهشت اصلا نمیتونم باهاش سازگاری داشته باشم هرچند میگه لباس حوزوی نمیپوشم و میرم دنبال کار دیگه ای اما بازم جوابم بهش نه هست مامانم بخاطر اینکه نرم دنبال گناه میخاد قبولش کنه ولی خودم اصلا…
    برام دعا کنید که انتخاب درستی داشته باشم و از گناه به سمت حسین فرار کنم نه ازدواج اشتباهی

  65. 🔥مهدی، مسافر مسیر بی‌نهایت🔥 گفته:

    چندتا ترس دیگه هم دارم:

    در اطرافیانم زیاد دیدم که زن پرتوقع گیر کسی اومده و تهش به طلاق کشیده شده با اینکه مرده خوب بود…
    یا ازدواج‌هایی رو دیدم که از اقوام مختلف بودند و زیاد خراب شده. من خودم شمالی هستم و گیلک. دیدم کسی که آذری بوده و با گیلک ازدواج کرده و کارشون به طلاق کشیده شده. در اطرافیانم ناسازگاری زیاد دیدم…
    ترس دارم از اینکه نیازهای همسرم رو به درستی پاسخ بدم…
    ترس دارم از اینکه بچه‌دار بشم چون واقعا چیزی از پدر شدن متوجه نمی‌شم…آیا آماده هستم یا نه…
    ترس دارم از اینکه در مراسم عروسی در مرکز توجهات باشم چون همیشه در همه عروسی‌ها یه گوشه برای خودم بودم و از هیچ عروسی خوشم نمیومد حتی نزدیک‌ترین افراد خانواده ام هم عروسیشون رو دوست نداشتم…کلا از مراسم عروسی زیاد خوشم نمیاد…ابنم در نظر بگیر که همه افراد اطراف ما عاشق اینن که مراسم عروسی باشه و زن و مرد مختلط بیان و برقصن و شهوات خودشون رو بیرون بریزن…
    ترس دارم از اینکه خانواده‌های ما باهم سازگار نباشن چون من عقایدم ۱۸۰ درجه خانوادم هست و چند ساله که هیچ بحثی درباره عقاید باهاشون نکردم و هر بار خواستند عقاید منو بفهمند، سکوت کردم…اگر بخوام براساس عقایدم ازدواج کنم، مطمئنم که روابط خوبی با خانواده همسر نخواهند داشت…از نظر تفکرات سیاسی مخصوصا…خیلی سر این قضیه نگرانم چون پدرم گفته فقط با یکی ازدواج کن که حضرت آقایی نباشه😂
    من که بر اساس تصمیم خانواده زندگی نمی‌کنم اما نگران ارتباطات بین خانواده‌ها هستم…

    فکر کنم همه نگرانی‌هام رو گفتم😁

  66. 🔥مهدی، مسافر مسیر بی‌نهایت🔥 گفته:

    سلام

    تمرین دوم: «دو تا از باورهای غلط که باعث ترسم شده چیاست؟»

    یکی از ترس‌های من برای ازدواج این هست که هنوز کامل نیستم و ممکنه زندگی طرف مقابلم رو داغون کنم. همش دنبال اینم که بی‌عیب و بی‌نقص بشم و بعد ازدواج کنم. که این باور غلطه و نشونه کامل‌گرایی هست. به قول تو باید به ثبات برسم نه کامل بشم.
    باور دیگه‌ای که دارم و باعث ترسم می‌شه، اینه که نکن چند سال باهاش بمونم و بعدش خسته بشم؟!؟
    در این فصل متوجه شدم که اگر من بوی خوبی بدم، کسی میاد که نیمه گمشده‌ی منه و نیمه گمشده رو خوب نفهمیده بودم و الان درک کردم. نیمه گمشده یعنی کسی که روحش مثل پازل به روح من می‌چسبه و همدیگه رو کامل می‌فهمیم و بهم برای رشد نیاز داریم.
    باور دیگه‌ای که باعث ترسم میشه، مسائل مالی زندگی هست که دارم روی این قضیه کار می‌کنم تا کسب و کار خودم رو داشته باشم و از نظر مالی هیچ غنی نداشته باشم. امسال بیزینسم رو راه میندازم و به درآمد میرسه.

  67. 🔥مهدی، مسافر مسیر بی‌نهایت🔥 گفته:

    سلام
    تمرین اول: هدفم از ازدواج چیه؟

    از وقتی که فروردین امسال ۲۵ رو رد کردم، با یک نفر که خدا سر راهم قرار داد، امتحان شدم. اون بنده خدا، از من خوشش اومده و از رفتارهاش کامل مشخصه. من زیاد درگیر ازدواج نبودم اما خدا می‌خواست نیاز عمیق روحم رو یعنی نیمه گمشده رو در من بیدار کنه که کرد. دیگه حس می‌کنم که نیاز عاطفی دارم و باید مسیر رو با کسی طی کنم که روحمون همدیگه رو می‌پذیره. قراره با خدا ازدواج کنم اما در کالبد شخصی که مناسب منه.
    هدفم از ازدواج، در وهله اول، برطرف کردن نیازهای عاطفی و جنسی هست تا ذهنم به آرامش برسه. در مرحله دوم، نزدیک شدن بیشتر به خدا و بزرگ شدن روحم هست. هدف من اینه که در کل با خدا به آرامش برسم. خدا در کالبد شخص دیگه بیاد و باهاش عشق‌بازی کنم و بگردم و بخندم و شاد باشم و میراثمون رو در این دنیا به جای بزاریم و بریم.

  68. هدایت شده گفته:

    سلام خدمت همه عزیزان سایت… من این کتابو تازه شروع کردم و در مورد تمرین اول که سوال پرسیده بودید که هدفت از ازدواج چیه؟
    اول پاسخ به خلا عاطفی که دارم و انرژی جنسی که واقعا یه موقع هایی رو مخه
    دوم رسیدن به آرامش و لذت تشکیل خانواده
    سوم رهایی از انتقادات گزنده مردم مخصوصا خانواده و فامیل

  69. Maydh گفته:

    من به صورت جدی خودسازی نکردم وعیب هامو دارم پیدا می کنم والان خاستگاردارم من نمی‌دونم چکارکنم میشه جوابموبدین داداش رضا خیلی به کمکتون احتیاج دارم

  70. حسنا گفته:

    صفتایی که من دارم وباپول خریداری نمیشه:
    ۱.برای خودم ارزش قائلم..یعنی برای خودم زمان بازمیکنم واولویتم توتصمیم گیریام وارتباط بابقیه،رشدوکمالم هست.
    ۲.ذهن مستقلی دارم وازبقیه توقع ندارم.
    ۳.قبلامسئولیت پذیرنبودم واین صفت رودرخودم ایجادکردم.

  71. زهرا گفته:

    سلام تمرین فصل ۶
    سوال معکوس
    خدا
    طرف مقابلمون اگر تفکرش این باشه که از زیر صفر شروع کنه و تلاش بکنه و فقط توکلش به خدا باشه آیا خدا براش بسته ؟و میتونه اونو از زیر صفر بکشه بالا؟

    اگه طرف مقابلمون تو زندگی هیچ کی هیچ کی به غیر خدا پشتش نباشه و موافق باشه که خدا براش بسته
    چند درصد با این تفکر موافق هستش ؟؟
    آیا خدا برای انسان کافی نیست

    • الهام🥰 گفته:

      سلام داداش خوبی؟
      داداش یادت گفتی نمیاد نمیگیرت؟دیروز پیام داد و کلی معذرت خواست واس اینک پیام داد و گفت راهش نبود خلاصه تموم شد امروز یه خانم یعنی الان واسطه شدن که با یه اقا اشنا بشم ولی یه شهر دیگه ان اما هم استانی هستیم و این اقا گفتم اگه بخوایین الان با خانواده میام و موضوع بهشون گفتم و گفتن که اگه اون اقا قصد ازدواج بود با بزرگترشون درمیون میزاشت و می امد اونم همشری خلاصه پیام دادم به اون پسر که گقتی نمیگیرت گفتم قصد ازدواج با شما ندارم و تمام و الان این اقا که الان امدن بهشون بگم بیان؟من دوست دارم بعد امتحانات مدارس بیان یا فکرم اشتباه؟لطفا جواب بده داداش نیاز دارم واقعت موندم

  72. زهرا گفته:

    دادش اوضاع خیلی داغونه برای درمان مهر طلبی و حق پذیری و پر توقع نبودن چی کار کنم کدوم کتابو بخونم یعنی روحم تیکه تیکه استا🤣🤣 یک راهنمایم کنید اینا رو درست کنم اینا روح خودمو اذیت میکنن از درون بعد مهر طلبی یک جوریه که نباید با حق ناپذیری قاطی بشه بعد پرتوقع اینا را بخواهم درست کنم که قاطی پاتی نشه باید حواسم به وسواسم باشه که با اینا قاطی نشه خیلی اوضاع واقعا قمر در عقربه کتابی چیزی لازمه بگید بخونم ؟؟

  73. Zahra Esmaeili گفته:

    سلام داش رضا چطوری میخاستم بگم من همسرم رو شکل شوالیه کشیدم چون میخام سرباز و شوالیه قوی باشع من شوالیه طور کشیدم خوشحال میشم نظرت رو بدونم واقعا این شوالیه بدجور به دل خودم خوش افتاده …
    و بعدش میخام ک خصوصیات رفتاری اخلاقی رو پشت کاغذ بنویسم
    https://i.postimg.cc/4NBc6bkK/IMG-20250419-201439.jpg

  74. زهرا گفته:

    دادش میگم من می‌خواهم حق پذیر باشم کامل ولی اینو از خودتون یاد گرفتم که رفتار اشتباه را به شخصیتمون نزاریم
    پای رفتار نادرست بزاریم و بریم درستش کنیم

    این درسته دیگه من می‌خواهم حق پذیر باشم اشتباه کردم بگم آقا من اشتباه کردم سعی میکنم درستش کنم توکل بر خدا

  75. زهرا گفته:

    سلام دادش یعنی دادش من خودسازی کردم و اینا فهمیدم جمیع خونواده ما همه از دم همه ایرادات رو دارن 🤣🤣🤣هر چی میرم جلوتر میبینم عه منم اینو دارم 🤣🤣من فوقالعاده آدم حق ناپذیری ام ولی خودسازی کردم کم شده الانم اعتراف میکنم من سر تا سر مشکلم ولی از رفتارهای غلطه من از خودم شخصیتم پاکه بلکه رفتارام درست نیست این رفتارم قبول دارم اشتباهه
    وایی دادش باورت نمیشه یعنی خونواده مادریم کلکسیون کامل حق ناپذیر و کامل دارن اصلا مادرم خاله ام فوقالعاده حق ناپذیرن
    ولی منم حق ناپذیری ولی پر توقع و نبودم از این به بعد هر اشتباهی کردم قبولش میکنم و سعی میکنم درستش کنم و قبول میکنم که آقا من اشتباه کردم

    خیلی حال میده آدم تیکه های روحشو کنار هم بزاره روح آسیب دیدشو جمع و جور کنه حال آدم خیلی خوب میشه من هر جا ایراد پیدا میکنم انقدر ذوق میکنم میگم خدا روشکر پیدا شد درستش کنم روحم خیلی خوبه تیکه های آشو لاششو دوختم هر روز بهتر از دیروزه دادش ایول دمت گرم

  76. زهرا گفته:

    تمرین فصل ۴ چی داریم با پول نمیشه خرید 😁نترسم پر تلاشم بخورم زمین باز پا میشم خدا کریمه کمک میکنه سحر خیزم تحملم بسیار بالاست خداروشکر
    همه چیو دست خدا میبینم و هدفم الله پس وقتی همه چیو واسه خدا می‌خواهم و قدرت دست خداست پس نمیشه تو مسیر نیست ایمان فوقالعاده زیاد
    روحیه بسیار شاد و جنگجو طوری که همه عالم بگن نه میگم اگر خدا بشه میشه پس تلاش میکنم از هیچی سعی میکنم ناراحت نشم چون همه چی داره رشدم میده دردم میاد ولی بزرگ میشم پس درد بیاد سریع بزرگ بشم
    مدیریت زمانم خداروشکر خوبه
    حرف الهام و گوش میدهم و قدرت دست الله پس هیچ ترس وجود نداره راست گو هستم همه جا ولی وقتی الهام بگه دروغ بگو میگم 😁😁روحیه هدف مند و جنگ جو
    معتقدم وقتی چیزی واسه خدا بخواهم نشد وجود نداره بلکه بهترینش از نوع خودش وجود داره

    و چیزی که قسمتم باشه تمام عالم جلو دارش باشن خدا بخواهد میشه
    تو سختی هم معتقدم الخیر و فی ما وقع 😁

  77. ‌.... گفته:

    تمرین فصل اول
    بزرگترین هدفت از اذدواج چیه ؟
    اگر بخواهم صادق باشم دلیلم از اذدواج رفع نیاز عاطفی هستش کسی عاشقم باشه تا عاشقش
    باشم دوستم داشته باشه دوستش داشته باشم
    به نظرت چرا باید اذدواج کنیم
    به خاطر رفع نیاز عاطفی

  78. حسنا گفته:

    سلام بچه هاخوبین؟میگم.. من کتابو دانلوکردم بعداستخراج که زدم کلا۱۲تالایو بودکه شماره گذاری فیلم هاتاعدد۱۴بود. لایوشماره۸و۹نبود.یعنی۱و۲و۳و۴و۵و۶و۷و۱۰و۱۱و۱۲و۱۳و۱۴
    کلاهم همینابودهیچ پی دی اف وچیزدیگه ای نبود.
    میخواستم ببینم درسته یاواسه من ناقصه؟

  79. Eliii گفته:

    داداش یه سوال دارم من دارم این کتاب رو میخونم…چیزی که الان خیلی دارم میبینم تو ازدواجا دروغه منم خط قرمزمه خیلی حساسم..خودم خیلی صادقم تو رابطه خیلی….جدیدا برا بدست آوردن هم هرچی میگی میگن باشه🫤بعدشم زیرش میزنن طرف کلا تو. زرد از آب در میاد آدم چجوری تشخیص بده خب 🥲

    • حسنا گفته:

      سلام عزیزم..شایدظاهرمسئله این باسه که ماانتخاب میکنیم..اماحقیقت اینه که ماکاره ای نیستیم وخداهمه چیومیچینه
      کاری که مابایدبکنیم اینه فققط روی ارتباط توپمون باخدا تمرکزکنیم وبه بهترین نسخه خودمون تبدیل بشیم..بعدش بایکی مثل خودمون ازدواج میکنیم. مابایدخودمونوهمونجوری کنیم که میخوایم همسرآیندمون باشه.
      فقط یه چیزدیگه میمونه که اونم اعتمادبه خداونترسیدنه

  80. الهام🥰 گفته:

    داداش من یه هفته گوشی خریدم و حس میکنم زیاد استفاده میکنم یه حرفی بهم بزن که منو به خودم بیار داداش من حس درونم میگه میتونییی نری ولی
    نمیدونم چرا میرم😂

    • الهام🥰 گفته:

      سلام داداش دیروز به حرف الهامم گوش دادم و ترس کنار زدم و چون پسر واقعا قصد و نیتش خیر بود بهش پیام دادم و با منطق جلو رفتم گفتم که حرفاشون بزنن که زدن و چند ماه دیگه میان خاستگار چون گفت که خیلی جیبش خالیه و… گفت میخوام دستم تو جیب خودم باشه میدونی😂ببخشیدا ولی دوست داشتم بعضی خصوصیات پدر معنویم داشته باشه یعنی شما که الحمدالله 😁داخلش بود این جربز و شجاعت و اعتماد به نفسش و اعتمادش به خدا و اهلبیت و بچه پرو و مذهبی ولی اونم مثل شما یعنی مذهبی خشک نیست 😁
      گفت که پارسالی از امام حسین خواست یکی مثل منو داخل زندگیش کنه و منم دقیقا همون شب که پیام دادن همین گفته بودم
      و جالب ترششش من کلا حتی قبل اینک پیام بدم بهشون با یکی از بچه های سایت صحبت کردم و حتی گفتم که از بابا علی خواستم که همسر اینده ام تربیت کنه و مامان فاطمه منو و…
      🙃بعد پسر یهو گفت میخواد تلاش کن زندگیش مثل امامم علی پاک باشه و…😂خلاصه که همون که میخوام بقیه خصوصیاتی که نوشته بودم همرو داشت جز یکی که اونم مربوط به رسالتم بود و رسالتم چند هفته تغییر دادم و این رسالت جدیوم مطمئنم مشکلی باهاش نداره

      “به زمان بندی خدا اعتماد کن “

      • الهام🥰 گفته:

        سلام خوبی داداش؟
        😂ناموفق البته نیومون هنوز ولی همین اول اول خیلی چیزا فهمیدم ولی پر از درس
        میدونی داداش گفتی بریم پست هاش نگاه کنیم نگاه کردم دیدم ایمان که الویت منه نداره کلیپ ها غمگین بود و اینک ه
        میگفت میترسم از دستت بدم این نشانه بی اعتمادی به خدا یه پسر باید بگه شد شد نشد به درک یکی بهترش خدا میده که خیره من داخلش خلاصه کلی درس گرفتم حالا نمیدونم در اینده این فرد میان یا نه به هرحال میخوام بیخیال بشم برم سمت عشقم و خودمون خوشبخت کنم بعد ازدواج🫠راستی همون روز که کلی درس گرفتم رفتم گلزار و زیارت عاشورا واست خوندم و همچنین بچه ها چون حرفات خیلی ارزشمندن الهی شکر که وسیله های خیلی عالی داخل راهمون میزاری

    • الهام🥰 گفته:

      الهی که ازدواج با عقل و قلب و احساسا باش نه فقط احساسات و غریزه واقعا اینکه بتونی غریزه کنترل کنی عالی میشه :)
      چه خوب زندگی که مال عشق عشقم باشه

  81. الهام🥰 گفته:

    سلام داداش خوبی؟
    داداش دیروز رفته بودیم گلزار شهدا خودم و دوست صمیمیم بعد اونم ترو میشناس و سر شهدا داشتم مطالبت واس هم میخوندسم کیف میداد بعد امدیم خونه وقتی از هم جدا شدیم اون رفت خونه اشون منم داخل راه خونه بودم زنگ زد گفت سلام و..بعد گفت قصد ازدواج داری همون موقع حس کردم داداشش یعنی شاید الهام بهم گفت نمیدونم گفتم نه بزار برم خونه ببینم چی میگی بعد پیام داد گفت داداشم ازت خوشش امد با اینک نمیشناختت بعد گفت فاطمه واقعا گرگ پرم ریخت گفت اصلا یهو که گفت موندم
    میدونی خونواده اش همونی که خیلی دوست دارم پسر هم زیاد شناختی ندارم ولی خیلی به مرتبی و تمیزی اهمیت میده و اینم خیلی دوست دارم البته از طرز لباس پوشیدن گفتم منکه اصلا زیاد نمیدونم چه شکلی چون چشمام تار میکنم این روش من خیلی وقت انجام میدادم اما نمیدونستم چطوری بگم ولی داداش میدونی چطوری میگم
    بعد خلاصه گفتم گفتم نه منکه میدونی هنوز ۵۰ درصد خودسازی هم نکردم دوستم خودش در اطلاع که دارم خودسازی میکنم بعد پسر گفته بود صبر میکنم اون پسر هم ۲۲سالش ولی سن من خیلی کم بابا😂😂هم خودسازی و هم سنی منم خرداد میشم ۱۶
    داداش من خوزستانم ولی من یه چیزی دیگه میخواستم یعنی مکانی که باید زندگی کنیم رو من مشهد گفتم 😂😂حتی تعداد اتاق و..گفتم گفته بود با جزئیات

    🙂ولی داداش یه حسی داخل درونم یجوری شدم ذهنم درگیر کرد حس میکنم من اینجا نیستم انگاری یه دنیای دیگم و احساساتم اینجاست

    ولی انگاری از قبل میدونستم اون پسر پیشنهاد ازدواج بده

    از وقتی تا بوی گل ندی پروانه سمتت نمیاد دارم میخونم رگباری داره درمورد ازدواج میاد

    • الهام🥰 گفته:

      داداش بهم پیام داد برادرش گفت میدونم اشتباه کردم که امدم و میدونم کار اشتباه ولی😂ببخشید ازتون خوشم امده خیلی خانمید نمیخوام به راحتی از دستتون بدم
      بعد حس کردم شیطون داره زمینه گناه پهن میکنه رفتم به خواهرش گفتم یعنی بعد از خدا و اهلبیت داخل زمین رفیق صمیمی خواهرش بعد رفیقم رفته بود سر فحش کشیده بود بهش و بعد گفت کوثر ابروم بر منم گفتم دیگه پیام ندین گفت باش معذرت میخوام یاعلی

      داداش من چیکار کنم که احساسم کنترل کنم؟چیکار کنم بهش حس نداشته باشم

      ولی داداش حس میکردم میدونستم این کار میکنن و به ابجیش بگه ازش خوشم امد

  82. الهام🥰 گفته:

    داداش من هنوز نمیدونم مزاجم چیه یعنی خیلی از شخصیت گرمای و سودای و..است هر بار یه چیز میاد ولی من بدم از گرما میاد و خوشم از رطوبت یعنی هوای سرد نه زیاد سرد متوسط دوست دارم

  83. الهام🥰 گفته:

    سلام داداش تمرین فصل چهار :کنترل چشمم با خیلییییی عوض نمیکنم و لطف خداست که کنترل میشه
    اعتماد به خدا:)
    راستگوی
    راز نگهداری
    مهربونی
    و…

    • الهام🥰 گفته:

      تمیرن فصل پنجم:
      به جاهای علمی و زیارتی و تفریحی علاقه داره به نماز در مسجد و هیئت و جشن اهلبیت علاقه داره به جاها که آرامش بخش باشه علاقمنده جاهای مثل کتابخونه خیلی دوست داره
      داخل مراسمات هیئت شرکت میکنه گلزار شهدا میره و…

    • الهام🥰 گفته:

      تمرین فصل ششم:
      شما خوشبختی در چی میبینید بنظرتون واس خوشبختی چی نیاز؟

      خوشبختی در پول میبینید یا آرامش در زندگی؟

      اگر بینمون بحث ایجاد بشه روست دارین با کی معاشرت کنید؟

      حس میکنید چه کسی میتونه بهتون مشورت بده تا حل بشه،؟

      اگر ما قسمت همدیگه نبودیم آیا از خدا گلایه میکنیدکه چرا نشد و…؟

      اگر قصد زندگی مشترک دارید به چه کسی داخل زندگیتون اعتماد میکنید و امید بهش دارید

    • الهام🥰 گفته:

      مال مقدمه نکفتم چون اون موقع که داشتم میخوندم گوشی نداشتم الان مقدمه هم میگم :
      دوست دارم هدف ازدواج این باشه که کامل بشیم یعنی ۵۰ درصد من خودسازی کرده باشم اونم ۵۰ که میشه ۱۰۰ و هدف برای رشد و رسیدن به عشق واقعیمون باشه باهم نماز بخدنیم باهم خودسازی کنیم باهم در آرامش و اسایش باشیم مسئولیت پذیری بیشتر درک چیزای بیشتر و..

      • الهام🥰 گفته:

        تمرین فصل ۸:بنظرم اینکه ارزش خودمون ندونیم بی احترامی به خودمون اینک باهم مشورت وقتی میکنیم به نظر همسرش احترام بزار ولی مرد خونه اخرین نظر بده اینک برای خانمش یا مرد خونه ارزش قائل باشه واسش کادو بخر ببرش جاهای که با درونشون سازگار داره
        اینک به همسرش اهمیت بده توجه کنه بهش احترام

        اینک جلو بقیه بتون حافظ همسرش باشه
        با کم و کاستی راضی باشه و باهم تلاش کنن تا روی پای خودشون بایستن و در راه خدا جهاد کنن وای زندگی مشترک همش 😍جهاد خوشبحال کسی که زرنگ و خوب میتون بساز خودشو و رشد بده و نزدیک بشن به خدا وخیلی چیزای دیگه …

  84. Nazaninrastegar گفته:

    سلام داداش خوبی
    از زندگی خودتون با آبجی فاطمه خیلی بگید یا لایو بذارید فقط مخصوص همین
    من یه ساله متاهل شدم خیلی دارم از زندگیتون الگو میگیرم
    خیلی خوبه 🌸

  85. فاطمه گفته:

    بچه ها من تست مزاج میدم یه جا میگه بلغمی در حالی که اصن چاق و کم حافظه نیستم یه جا میگه صفرا
    از کجا بفهمم کدومش درسته؟

    • نرگس گفته:

      سلام عزیزم از نوع استخوان بندیت باید متوجه بشی اگر قدت بلنده و لاغر هستی میشی سودا و اگر تو پرتر و هیکلی تری میشی دم.. اگر قدت کوتاه و لاغر هست میشی صفرا و اگر لاغر و تپلی میشی بلغم

  86. فاطمه گفته:

    سلام داداش تو فصل ۱ کتاب (پی دی اف) گفتین که ترس مرکزی و اصلی ما از ازدواج چیه؟
    ترس کن اینه که دوسش نداشتم من کلا آدمیم که خیلی سخت عاشق میشم مگه اینکه طرف خیلی خوشگل باشه
    ولی خب در مواجهه با یه پسر خوب با قیافه معمولی ترس من اینه که عشق نداشته باشیم تو زندگیمون.. از این میترسم
    هنوز راهکاری برا شکستن مقاومت ذهنم تو این قضیه پیدا نکردم اگه شما راهکاری دارین ممنون میشم بگین چون من واقعا به عشق بین شما و آبجی فاطمه غبطه میخورم

  87. فاطمه گفته:

    داداش من الان تا نصف این کتابو خوندم تا اینجا عالیه دارم ادامه میدمش
    ولی یه سؤال خیلی مهم دارم خواهش میکنم جواب بدین چون تنها کسی که میتونه بدون تعصب و با نگاه توحیدی به سؤالم جواب بده فقط و فقط شمایی
    داداش من یه خاستگار طلبه دارم که اکثر شرایطی که تو کتاب گفتین رو داره ولی من همش میترسم که نکنه خداش احکامی باشه و عاشق خدا نباشه.. چجوری بفهمم که اونم مثل ما عاشق خداست یا فقط خدا رو از رو احکام میشناسه؟ خواهشا جواب بدین

  88. طاها گفته:

    خیلی کتاب خوبیه دمت گرم داداش رضا
    البته من ۱۵ سالمه خیلی دوست دارم ازدواج کنم و لی خب نمیشه😣😢

    • سارا 💥 گفته:

      از همین الان رو خودت کار کن داداش. نزار برای بعد بیست. اول از شخصیت و خودسازی شروع کن و خودت رو بساز. اونوقت سن کم میتونی ازدواج کنی

  89. محمد گفته:

    سلام داداش. تو فصل مقدمه خواستی به این سوال جواب بدیم که بزرگترین هدفمون از ازدواج چیه و چرا باید ازدواج کنیم؟ خب راستش من به شخصه هدفم اینه که زندگیم قشنگ تر بشه، چون به نظرم کلا زن و مرد برای این ساخته شدن که کنار هم باشن نه اینکه از هم جدا باشن و وقتی جنس مُکَمِلِت کنارت باشه قطعا زندگی قشنگ تری داری. و در پاسخ به سوال دوم که چرا باید ازدواج بکنیم باید بگم که انسان تا یه جایی خودش به تنهایی میتونه رشد بکنه ولی از یه جایی به بعد نیاز داره که برای رشد بیشتر ازدواج کنه. مرسی از شما داداش رضای عزیز 🙏 و ممنونم از خدا که همیشه حواسش بهم هست و کمکم میکنه🙏🙏

  90. آ گفته:

    سلام
    در فصل سوم خواسته بودید که از صفاتی بگوییم که با پول نمیشه خرید، فک میکنم صفت راستگوییم و حتی الامکان نماز اول وقت خوندنم باشه ان شاء الله

  91. Ramyar گفته:

    آدما دقیقا با یه آدم عین خودش ازدواج میکنه 90 درصد اینجوریه حتی اگه این دوست دختر هم داشته باش باز همین طوره آدم های اطرافش کسایی که به پستشون میخوره معلماش دکتراش و … واقعا عجیبه
    و تو به میزانی که تغییر میکنی خیلی جالبه این آدم های اطرافتم تغییر میکنه قشنگ اینو تجربه کردم.

  92. فاطمه گفته:

    سلام من قبلا بهای این دوره رو پرداخت کرده بودم و لایو داشت الان فقط بصورت کتاب هست. چرا نمیتونم دیگه به مطالب قبلی دسترسی داشته باشم؟

  93. گلادیاتور💪 گفته:

    سلام داداش رضا دمت گرم که تو این اوج پول مهم بودن محصولاتت رو رایگان کردی.
    راستش من خیلی وقت بود که در نظر داشتم این کتابتو بخرم و بخونم راسیتش نه پولش جور بود و نه موقعیتش.(گوشی من حافظه‌ش کم بود و نمیشد فایل زیادی دانلود کرد.)
    کم کم پولش رو که جور کردم حواسم بود که خرجش نکنم تا این کتابو بگیرم. تا اینکه نیمه شعبان همین هفته پیش رفتیم قم و من مجبور شدم کمی از پس اندازی که کرده بودم رو خرج کنم.
    کمی ناراحت شدم از اینکه دوباره باید جورش کنم.ته دلم یه صدایی گفت خدا بزرگه خودش جورش میکنه‌…(چون من خودم درآمد ندارم و دستم تو جیب خانواده‌س)
    تا اینکه اومدم کانالت و دیدم داری محصولاتت رو رایگان میکنی بخدا همون لحظه از شدت شوق و اینکه خدا چقدر دوسم داره و حواسش بهم هست گریم گرفت.
    گفتم دمت گرم مشتی چقدر عشقی تو اوس کریمِ قلبم♡
    در کل ممنون اوس کریم و ممنون دستِ اوس کریم که شما باشی.

  94. Mostafa sadr zade گفته:

    داداش تو بخشی که نوشتی دونه به دونه نکات مثبت و منفی و رگ خوابتو خط قرمزتو اینا خیلی خوبه واقعا بسیار میتونم از روی همینا برا خودمم اینارو پیدا کنم. خدایی ممنونم داداش گلم. وجاهایی هم که هنوز برام شفاف سازی نشده ینی نتونستم پی ببرم اونارو هم از خدا میخوام دونه دونه برام روشن کنه

  95. Mostafa sadr zade گفته:

    داداش اومدم به سوال فصل اولت پاسخ بدم. من در مورد ترس از ازدواج آره تو یکی از لایو هات گفتی کسی که خودشو لایق نمیدونه و اعتماد بنفس کمی داره همش نگرانه این خواستگار که رفت بعدش کسی بهترش نیاد و از این نگرانی ها من زیاد داشتم ولی الان ندارم مخصوصا از حالا که دارم تا بوی گل ندی رو میخونم. یه ترس کوچیکم داشتم دیگه ن ندارم. اونم این بود نکنه همسرم خوش اخلاق نباشه بهم رور بگه و نزاره من به هدفام یا علایقم برسم یا برم جاهایی که دوس دارم باهام پایه نباشه حساسیتی که من دارم به نماز اون نداشته باشه زکات و خمس رو جدی نگیره و… ولی الان ریلکسم چون هر طور که باشم عینشو خدا بهم میده. و من در برابر این ترسام همیشه میگم خدایا تو مهربانی و اگر من با حال بدم دارم فکرای نامربوط و منفی میکنم دلیلش محیطمه وگرنه مهربانی تو غلبه داره به هما چی در مورد منی که عزیزتم😍

  96. Mostafa sadr zade گفته:

    داداش اومدم به سوالت جواب بدم که گفته بودی چرا میخوای ازدواج کنی و هدفت از این ازدواج چیه؟ جوابم اینه که من راه خدا رو میخوام بپیمایم و این مسیر یک همراه میخواد و تنهایی سخته و نمیشه و…

  97. "الهی رضاً برضائک و تسلیماً لامرک" گفته:

    سلام به داداش رضای عزیز و دوست های خوبم .
    با اینکه قبلا مطلب و کتاب درمورد ازدواج خونده بودم ولی میتونم بگم کامل ترین کتاب برای موضوع ازدواج هست . داداش رضا به نکات ریزی پرداخته بودن که در نگاه اول شاید سطحی باشه ولی قابل تامل هست و در زندگی کاربری . خلاصه این کتاب به شدت پیشنهاد میکنم بخونید .
    خدا خیرت بده داداش ، خدا به شما قوت بده ، خدا به شما سلامتی بده دمت گرم . ان شالله در کنار ابجی فاطمه خوشبخت بشید 😊😇
    یاعلی

  98. فاطمه گفته:

    سلام داداش رضا ممنونم بابت کتاب قشنگتون خیلی خیلی زیبا بود تک تک کلمه هاش باجون دل آدم بازی میکرد ..اما من حسرت اینو خوردم کاش قبل ازدواجم خودسازی میکردم خودمو میشناختم تا به طلاق کشیده نشه .من وهمسرسابقم همینطوری بدون شناخت هم وبدون شناخت خود ازدواج کردیم ودرعرض ۸ ماه جدا شدیم ..بعد ۱۳سال ازجدایمون من هنوز ازدواج نکردم چند خواستکاراومده ولی اصلا یا اصلا به دلم نمیشینه یااگع بشینه یا بچه داره یا دنیامون متفاوته ..یا مثلا ازمن میپرسه دلیل جدایتتون چی بوده من چی بگم ازگذشتم ..بگم ازگذشته من سوال نپرسید .داداش رضا التماس دعا واقعا واسه مایی که ازدواج دوممون هست خدا باید معجزه کنه من تلاشمو میکنم اون مدلی باشم که همونطوری بیاد سمتم ..اما بهم بگید من از۱۳سال پیشم به طرف چی بگم چون من فاطمه ۱۳سال پیش نیستم

  99. آرامش گفته:

    سلام داداش رضا به نظرتون در ازدواج با آقا پسری که قبلاً طلاق گرفته چه چیزایو باید مدنظر قرار بدیم

  100. سرگردان گفته:

    سلام علیکم و رحمت الله و برکاته، میدونین فرق کتاب هاتون با بقیه اینکه با زبان مخاطب هاتون باهاشون حرف میزنید یا مینویسید، واقعا عالیه مثل یک مادر که زبان بچه شو فقط خودش میفهمه، من همچین حسی نسبت به حرفاها و کتاب هاتون دارم. من در شرف ازدواج هستم خداروشکر انگیزه ام دقیقا همینی که گفتین از اول بود و هست. ولی در مورد آدمی که قراره همسفرم بشه مطمئن نیستم ما در دوران عقد موقت هستیم برای آشنایی. خیلی عروسی و بزن و بکوب دوست داره ولی از اون طرف هم میگه بخاطر شما عروسی حرام نمیگیرم و با شرایطتون کنار میام. دلیل اینکه منو انتخاب کردن بهم گفت حجاب هست. خانواده ها هم شدیدا فرق دارن از نظر میزان مذهبی بودن, پوشش و غیره. میگن منم که با شما زندگی می‌کنم مهم نیست خانواده. ولی خانواده هم بخشی از زندگی هست بخاطر همین خیلی ذهنم آشفته هست نمی‌دونم تصمیم درست چیه؟!

  101. نجمه گفته:

    سلام داداش رضا
    واقعا ممنون ک کتاباتو رایگان کردی خیلی بهشون نیاز داشتم و شرایط خریدشو نداشتم، بهترین هارو برات از خدا میخام 🌺
    کاش میتونستم ی جایی باهات صحبت کنم، خیلی حال روز بذی دارم و نمیدونم چند چندم و باید سراغ چی برم و از کجا شروع کنم و…

  102. فاطمه گفته:

    سلام داداش.. شاید باورت نشه اما من سه ساله منتظر این کتابم..خدارشکر میکنم که خدا به دلت انداخت کتاب هاتو رایگان کنی.. مطمئن باش این کارت بی خیر نمیمونه
    یا علی

  103. هوالصبور گفته:

    سلام داداش رضا
    واقعا ممنون از رایگان کردن کتاب هاتون ،قدر کتاباتون رو خیلی می‌دونم :)

    بچه ها این فایل های زیپ رو با چه برنامه ای میتونم باز کنم بجز برنامه winrar؟

  104. 🎹✨It's Hosein گفته:

    سلام به همه.
    امیدوارم دلتون همیشه پیش خدا باشه🌷
    داداش بعد نیمه شعبان زندگی یک جور دیگه ای شده ، همه چیو خیلی رنگی میبینم.
    انگاری همه چی عوض شده.
    آدما و هوا و طبیعت و…
    در هر صورت می‌خوام بگم خدایا شکرت😊💘

  105. زهرا گفته:

    سلام داداش رضا
    من دقیقا فرداشب برای اولین بار قراره خواستگار بیاد تو خونمون چون تا قبلش اگر خواستگاری هم داشتم به هزار بهونه رد میکردم و دیگه به مجلس رسمی نمی کشید یا خودِ خانواده راه نمیدادن
    حقیقتا چون خودم میدونم که آماده نیستم برای ازدواج از ظهر تا الان که متوجه شدم حالم بده تا اینکه یهو یادم به کتاب شما افتاد امروز حتما میخونمش چون مطمئنم خیلی بهم کمک میکنه
    از وقتی این کتاب و نوشتین همیشه با خودم میگفتم خدا کنه تا قبل از اینکه خواستگاری برام بیاد این کتاب و تهیه کنم و بخونم و کار خدا بود که بعد از چندین سال با اینکه دیگه شرایط تهیه کردنش و پیدا کردم و میخواستم تهیه کنم ولی شما دیگه رایگان کردین خدا خیرتون بده داداش واقعا ممنونم
    همین الان بغض بیخ گلوم و سفت گرفته و کم مونده بزنم زیر گریه میدونم که اینی که میخواد بیاد همسفر من نیست چون از درون یه حس خیلی قوی بهم الهام میکنه
    میدونم جوابم هرچی بشه منفیِ ولی نمی خواهم اونطرف مقابل رو منتظر بزارم و میخواهم یطوری همون جلسه اول جواب رد بدم چون مطمئنم
    داداش شما و آبجی فاطمه و بچه های سایت و کانال برام دعا کنین
    فقط میدونم خدا می تونه حالم و خوب کنه
    شما دلتون پاکِ برام دعا کنین

  106. فاطمههههه گفته:

    سلام داداش
    کلیپ اتفاقات چرت ، عالی بود… عاللییی

    خیلی محتواهای صوتی و تصویری رسالتتو دوست دارم… چون کمکم میکنه زود تر مطالبو پیش ببرم و خودسازی کنم ☺️🙏🏻 انگار بهتر به جونم میشینه و وارد ضمیر ناخودآگاهم میشه

  107. در جستجوی پاکی (مبارکه) گفته:

    Wowww!!!wowee!!!
    عجب کلیپ باحالللیی شدده
    خیلی خوبه واقعا حال کردم
    واقعا بعد دیدنش حمایت نکنم حرومه..😅😂

  108. ملیکا (مبتلا به هنر😁) گفته:

    سلام.
    داداش مدرسه ای که من به تازگی مربی پرورشیش شدم متفاوته…دخترای راهنمایی ان،مدرسشون قرآنیه و غیرانتفاعی،دانش آموزاش قبول ورود به مدرسه گزینش و مصاحبه میشن،خونواده هاشون و خودشون مذهبی ان بخاطر همینم کل مدرسه اعم از کارد آموزشی و دانش آموزان همه محجبه ان،مهارت هم یادمیگیرن مثلا یه ساعاتی در مورد طب سنتی و مزاج شناسی آموزش میبینن،با معلم هاشون شوخی میکنن،ماها به زبون نوجوونا باهاشون حرف میزنیم،تو مناسبت های مختلف ائمه ازشون پذیرایی میشه با خوراکی های نوجوون پسند،براشون مولودی میذاریم کلی شادی میکنن،بهشون افطاری میدن،تو مدرسه مجازن که روسری بپوشن،بهشون عیدی میدن…..خلاصه که بنظرم قشنگگگگ عشق میکنن
    کل کارکنان مدرسه هم متدین و بااخلاقن،موقع نماز به جای اینکه هی به دانش آموزا بگن برین نماز اول خود معلما و معاونا و مدیر مدرسه میرن نماز🥰🥰

    خدا زیاد کنه این مدل مدرسه هارو

    صبح تو لایو گفتم دارم میرم مدرسه فکر کردید محصلم😖😖🥴🥴

  109. parasto🕊 گفته:

    سلام داداش!
    خیلی ناراحت شدم، خیلیییییی زیاد😭🥲
    چرا رایگان گذاشتید کتابارو؟
    من خودم پول زیادی ندارم، دانشجوام ولی اصن دلم نمیاد کتابای شمارو ک اینقددددد مفید و عالی ان رایگان بگیرم
    قول میدم همه ی تلاشمو بکنم ک هزینه شو بفرستم، هرچند هیچ میزان پولی نمیتونه با ارزش واقعیش برابری کنه
    خدایا شکرت🌹😍
    خدایا؟ به داداش رضا در دو دنیا عزت بده و اون دنیا بهترین جایگاه رو داشته باشه. الهی هزاران مرتبه آمین🎇☘️

    • فاطمه گفته:

      راستش پرستو منم باهات هم نظرم دلم یه جوری شد ناراحت شدم اخه اینا کتاب نیستن که اینا یه عمرن من تپش اروم الان قلبمو مدیون این چندتا نوشته ی توی گوشیمم
      ولی خوب ما باید به فکر بقیه بچه ها باشیم و خوشی الان بچه ها واقعا می ارزه
      بچه ها با معرفتن و الهام داداش رضا کاری نمیکنه که به ضررشه

  110. آبجی حسنیه گفته:

    سلام دادش رضا
    تو کوچه منم عروسی شد
    منم ازدواج کردم در 13 دی 1403
    شب قبل عقد برای خدا نامه نوشتم و دعا کردم و روز عقدم گذاشتم بودم تو قلبم
    و هم به یاد شما دادش رضا و ابجی فاطمه و بچه های سایت و کانال هم بودم و برای عاقبت بخیری و اجابت شدن دعاهاتون دعا کردم
    اسم همسرم علی سجاده
    و من علی صداش میکنم
    خیلی پسره خوبیه و مهربونیه
    با ایمان و نماز میخونه
    مداحی و تلاوت قرانگریم هم میکنه
    شب و روز عقد و ازدواجم برف میبارید من هشت سال برف رو ندیده بودم، روز عقد و ازدواجم وقتی صبح از خواب پا شدم اولین برف زمستون بارید شد بود و تا شب هم برف میبارید
    دادش رضا خیلی ممنونم ازتون که این کتاب رو چند سال پیش بهم هدیه داده بودید و منم این کتاب رو خوندم ‌و برای خودم یه دفترچه برای این کتاب درست کرده بودم
    و الان ازدواج کردم و تمام معیار و ارزش های که برام خودم نوشته بودم رو همسر داره خداروشکر
    راستی همینه تا بوی گل ندی پروانه سمتت نمیاد و اینکه همی چی به وقت و زمان خودش اتفاق میوفته

  111. محب الزهراء سلام الله علیها گفته:

    اما داداش اینایی که اشتباه ازدواج میکنن و بچه دار میشن تکلیفشون چیه

  112. محب الزهراء سلام الله علیها گفته:

    بچه ها انسانی که اهل تلاش و خود سازی و خودشناسی نباشه و گیر گناه و هوا و هوسه خوابه و منگ تا بیدار نشده ازدواجش چشم بستست راه بیداری رو داداش رضا گفته این کتاب رو قبل از ازدواج بخونید و بنویسید تو نامزدی بخونید توعقدم بخونید مورد اگر بد اخلاق و بد طینت بود حتما جدا شید حتما

  113. بنده خدا گفته:

    سلام داداش
    من همش منتظر این کتاب بودم
    ممنون
    فقط میشه بدونم چرا نوشتی این کتاب زمان مجردی ننوشته شده؟دلیل خاصی داره که اینو بهمون گفتی؟

  114. بانوی امام رضایی گفته:

    سلام این کتاب برای مجرد ها از نون شب واجب تره حتما بخونید هرکی نخونه بعدا حسرت میخوره
    من نتونستم این کتاب و تهیه کنم ازدواج کردم بعد طلاق گرفتم بعدش پولش جور شد خریدم هرخطی که خوندم دلم میخواستم سرمو بکوبم به دیوار که چرا قبلاً نخوندم چرا انقد دیر بدون خوندن این کتاب اصلا ازدواج نکنید این تجربه من بود درس عبرت بگیرین قبل اینکه درس عبرت بشین برای دیگران.. التماس دعا ❤️😊

      • بانوی امام رضایی گفته:

        سلام داداش درسته از نظر بقیه شاید من الان زندگیم خراب شده ولی من الان خییییلی آرومم و آرامش دارم چون از شما یاد گرفتم الخیر و فی ما وقع رو زندگی کنم هرچی بشه خیره مهم اینه الان دیگه از اون زندگی راحت شدم.. باید سرم به سنگ میخورد انگار ،الان عقلم بیشتر شده ☺️👌

      • بانوی امام رضایی گفته:

        شاید بچه ها سرسری کتاب و بخونن ولی من با جمله به جمله کتابت زندگی کردم و درک میکنم من دنبال همچین کتابی بودم که پیداش کردم مثل تشنه ای که آب پیدا می‌کنه… دیگه نمی‌خوام اشتباه کنم امیدوارم همه بچه ها بهترین ازدواج و بکنن و عاقبت بخیر بشن❤️

به زمان‌بندی خدا اعتماد کن.خدا شاید دیر بده ، ولی سیر میده