درمان وسواس
بهاء رشد

بهاء رشد ۴۹ هزار تومان

۴۹,۰۰۰ تومان

دقت،دق ات می دهد

سلام…
وسواس…
نمیدونم چقدر با این اسم آشنایی.ولی مشکلی بود که چندین سال گرفتارش بودم.
هه…
نه تنها خودم بلکه تموم کسایی که باهاشون بزرگ شدم وسواسی بودن.
هم وسواس عملی و هم وسواس فکری…
ما در کل دو تا وسواس بیشتر نداریم.یکی وسواس عملی و یکی وسواس فکری … بقیه گرفتاری هایی که از وسواس میاد زیر شاخه این دوتا محسوب میشن.
خدارو شکر من بعد از سه سال مبارزه شبانه روزی این دو نوع وسواس رو درمون کردم و الان آرامش به سمت زندگیم برگشته…ولی اعتراف میکنم…
درمان وسواس خیلی روند پیچیده ای داره…
بذار یکم برات از وسواس بگم.
ببین …
همون طور که گفتم در کل نوع وسواس داریم…
یکی وسواس فکری و یکی دیگش وسواس عملی…
بذار از وسواس فکری شروع کنم :
وسواس فکری یعنی یه فکر آزار دهنده ای که اصلا بی خیالت نمیشه و عین زالو میچسبه به روحت و ولت نمیکنه…
خودتم اعصابت میریزه بهم و میگی چرا این فکر ولم نمیکنه !!! وسواس فکری کم کم زیاد میشه و یه جوری میشی که کم کم همه چیو ازت میگیره…به خصوص آرامش و اعصابتو ! هم شکاک میشی هم گوشه نشین و متاسفانه این افکار مزاحم انقدر قوی میشه که ممکنه به افسردگی بکشونتت و عملا ترس میگیرتت و نا امیدی کل وجودتو میگیره…
 این افکار مزاحم وسواسی خیلی بده…این افکار منفی ته نداره که… آدمو تا نا کجا آباد میبره !
افکار مزاحمی که من میگم خیلی چیزا میتونه باشه ولی اصولا چیزیه که تو خیلی ازش میترسی..به خصوص فکر نگران کننده درمورد آینده …
من خودم شخصا خیلی وسواس فکری داشتم … همش فکر میکردم مامانم میمیره…حس میکردم خودم مریض میشم و به سختی میمیرم…میترسیدم سرطان بگیرم و …
تو کتاب بیشتر در مورد وسواس فکریم صحبت میکنم…

یه نوع وسواس هست که اسمش وسواس عملی هستش…
اما وسواس عملی یعنی چی ؟

وسواس عملی یعنی یه کاریو هی تکرار کنی تا مطمئن بشی… متاسفانه من خیلی وسواس عملی داشتم و گرفتاری خودمم بود…
مثلا من نمازمو هی تکرار میکردم و همش حس میکردم نمازم باطله…
کارهامو هی تکرار میکردم و مثلا در که بسته میشد یه صدای شیطانی از درونم میگفت برو دوباره در رو چک کن بسته نشده…همیشه وقتی در ماشینمو قفل میکردم دوباره یه حسی بهم میگفت دزدگیرشو نزدی و باز هی میرفتم در رو چک میکردم …کلا تموم کارهامو بارها تکرار میکردم…. شاید بگی رضا اینکه بد نیست…متاسفانه مشکل زمانی خودشو نشون میده که تو مطمئنی در رو بستیا اما باز میری چک میکنی…من همش شک میکردم و همین شک کلا منو از همه چی خسته کرده بود…
شاید بخندین و بگین:
رضا تو چرا اینجوری بودی آخه…
آره واقعا …
بهتون حق میدم بخندین…اما باور کن اینایی که گفتم مشکلاتی بود که خیلی اذیتم میکرد…تا وسواسی نباشی نمیتونی درک کنی چی میگم…

میتونید فصل مقدمه این کتاب رو دانلود کنید و بخونید

الان که ترکش کردم واقعا آرومم…واقعا خدارو شکر…نجات پیدا کردم…❤️
داشتم افسردگی میگرفتم دیگه…
نمیدونی چقدر افکار مزاحم داشتم که… مدامم کارهامو تکرار میکردم.
من این وسواس رو از خونوادم گرفته بودم چون اینا خیلی وسواسی ان…خیلی میترسن…  مامانم اتاق رو خیلی تمیز میکنه و دستمال میکشه…
واقعا نمیدونم چی بگم…
وسواس خیلی بده…آدمو از درون میخوره….وقتی کل وجودت استرس میشه ..وقتی میشینی خودخوری میکنی…وقتی میخوای یه کاریو تکرار نکنی اما نمیشه و استرس میگیری ….
خیلی حرفا دارم برای زدن…
اگه وسواس داری این کتاب خیلی به کارت میاد…
تو این کتاب در مورد روند درمان خودم میگم که چجوری تونستم وسواس عملی و فکری خودمو درمون کنم…به خصوص در مورد وسواسم تو عبادت خیلی میگم…چون مکافاتی داشتم واسه نماز خوندن !
توی کتاب بیشتر توضیح میدم

۴۹,۰۰۰ تومان

آموزش خرید

این کتاب به صورت پی دی اف هستش.بعد از اینکه خرید میکنید یه اس ام اس تایید خرید براتون ارسال میشه و بلافاصله فایل دانلودی در پروفایل شما قرار میگیره که هر وقت دوست داشتید میتونید وارد سایت بشید و از قسمت دانلود محصول دانلودش کنید.

  • مخاطب این دوره ؟

    این دوره برای کسایی که وسواس فکری و عملی دارن عالیه… عموم کتابایی که برای درمان وسواس نوشته شده به هیچ عنوان کاربردی نیست…ولی این کتاب کاربردیه چون شخص نویسنده این کتاب وسواس فکری عملی شدید داشته و تونسته خودشو درمون کنه

نتایج کتاب : دقت،دق ات می دهد

درمان وسواس فکری
درمان وسواس عملی
آرامش روحی
درمان وسواس و شک موقع نماز
عدم تکرار کارها
درمان وسواس مذهبی
حفظ عزت نفس
شناخت خدای آسان گیر
درمان نا امیدی
درمان افکار مزاحم

۴۹,۰۰۰ تومان

تعداد فصل های این کتاب :

در این کتاب ما در فصل های ابتدائی، شناخت خودمونو از وسواس بیشتر میکنیم و در فصل های بعدی راهکار های کاربردی برای درمان وسواس میگیم.به هیچ عنوان در این کتاب شعار نمیدیم ! تموم مطالبی که در این کتاب گفته میشه تجربیه و کاملا کاربردی.
به همین دلیل شما باید برای درمان وسواس به تمریناتی که میگیم عمل کنید . بین هر فصل چند روز فاصله میذاریم تا شما بهتر بتونید به تمرینات عمل کنید

اطلاع رسانی کتاب : دقت،دق ات می دهد

  1.  فصل مقدمه کتاب در پروفایل شما قرار گرفت.
  2. فصل اول کتاب در پروفایل شما عزیزان قرار گرفت. تو این فصل داداش رضا درمورد ریشه اصلی وسواسش باهاتون صحبت میکنه
  3.  فصل دوم کتاب در پروفایل شما قرار گرفت. تو این فصل در مورد نگرانی ها و راه درمونش صحبت میکنیم. بعضی نگرانی ها تبدیل به افکار منفی میشه و مدام میاد تو ذهنمون.تو این فصل راهکار خوب و کاربردی رو براش پیدا میکنیم
  4. فصل سوم کتاب در پروفایل شما قرار گرفت . (تو این فصل یه سری محتویات مثل کتاب و سخنرانی ویدیویی و چند کلیپ وجود داره که جمعا حجم این فایل ۱۹۰ مگابایت است . در این فصل به صورت کاملا اختصاصی درمورد وسواس عملی صحبت میکنیم…بسیار کاربردیه این فصل)
  5. فصل چهارم در پروفایل شما قرار داده شد. تو این فصل با نق نقو آشنا میشیم. نق نقو به یه ندای درونی میگن که مدام از کارهای شما ایراد میگیره…این صدای درونی در کسایی که وسواس دارن بسیار شفافه و خیلی اذیتشون میکنه. (این فصل بسیار کاربردیه)
  6. فصل پنجم در پروفایل شما قرار گرفت… تو این فصل درمورد حد و اندازه و چهارچوب صحبت میکنیم که عموم وسواسی ها برای کارهاشون ته و اندازه تعیین نمیکنن و همین بهشون همش استرس میده.در این فصل یه فیلم کوتاه هم قرار داره و دو تا فایل صوتی از داداش رضا
  7. فصل ششم و انتهایی کتاب در پروفایل شما قرار گرفت . در این فصل درمورد محافظت از شهر درون در مقابل افکار صحبت میکنیم. بسیار کاربردی و عملی
  8. لایو داداش رضا در مورد توهم در پروفایل شما قرار گرفت…
  9. فایل صوتی خوره مغز در پروفایل شما قرار گرفت
  10. لایو افکار مزاحم داداش رضا در پروفایل شما قرار گرفت…داداش رضا یه مدت همش میکرد الان سقف میریزه رو سرش و ازش زور گیری میشه یا … این لایو کاربردی رو حتما گوش بدید
  11. کتاب شناخت کمال گرایی در پروفایل شما قرار گرفت
  12. چارت درمان کمال گرایی در پروفایل شما قرار گرفت
  13. کتاب خداوند در خدمت من است در پروفایل شما قرار گرفت

تمرینات این کتاب

در پایان هر فصل کتاب یه تمرین عملی بهتون داده میشه که باید بهش عمل کنید تا نتیجه بگیریدفقط دوستانی میتونن در این قسمت نظر بذارن که محصول رو تهیه کردن . اگه محصول رو تهیه کردید وارد ” پروفایل ” بشید و بعد بیاید به همین بخش و تمرینات دوره رو همینجا انجام بدید

  1. فاطمه (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام ۲تا سوال دارم که انرژیمو میگیره و ناراحتم میکنه…
    یکیش ترس از اون دنیاست ، درسته دارم تلاش میکنم که حفره هامو پر کنم اما میترسم اون دنیا بگم کم کاری کردم و حسرت بخورم و خدام ازم ناراحت بشه و خصوصا ترس از اینده که تو موقعیتی قرار بگیرم که دین و دنیامو ببازم

    دومیش راجع به ترس از اتفاقای ایندست که این دلیل اصلی تلاش نکردنام بوده…الان راجع به امتحان بیشتر چیزایی فهمیدم…اما نگرانی اصلیمه…مثلا تو پست هاتون گفته بودین همه ادما رنج دارن و این رنج همیشه هست…یه پست دیگه هم گفته بودین اگه تو امتحان الانموم قبول بشیم بعدش صفا سوتیه..خخ …. این دو تا با هم در تضاد نیستن؟ شما گفتین دوس دارین جوری زندگی کنیم که تمامش لذت واقعی و خوشبختی باشه..راستش من میترسم از اینده …الان سختی زیادیو دارم تحمل میکنم که میترسم در اینده هم مثله این سختی دوباره بکشم یا حتی بیشتر….اینکه میگن هر چی سختی بیشتر و امتحان سنگین تر درجه ادم هم بالاتر..این درسته؟ مثلا من میترسم هر چی خودمو قوی تر کنم با یه امتحان سنگینتر موجه بشم مثلا تصادف کنم یا…. داداش رضا لطفا بیشتر برام توضیح بدین

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      مگه خدا سادیسم داره ؟

  2. فاطمه (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    تمرین فصل ۲:
    قبلا ذهنم پر بود از ناامیدی و ترس و پرستیدن خدایی که نمیشناختمش …تو این یه ماهی که اینجا بودم خیییلی امیدوار شدم و پر شدم از باورای مثبت و ارامش..تلاش میکنم که اعتقادای خرافیم کامل از بین بره..شیطون کارشو خوب بلده مثلا دو روز پیش که خواستم برم بیرون درونم گف وضو بگیر وگرنه اتفاق بدی برات میفته..من همش به این صدا ها گوش میکردم و حسم بد میشد و ترسام بیشتر اما رفتم تو دلش و گفتم نمیخوام کاریو زوری انجام بدم بلکه میخوام کاری از سر عشق انجام بدم…جالبه رفتم هیچ اتفاقی برام نیافتاد که کلی هم حالم خوب بود و روز قشنگی بود…..
    باورم نمیشه قبلا اگه یه فکر منفی میرفت تو سرم تا شب درگیرش بودم میفتادم یه گوشه…اما مثلا همین امروز یه فکر منفی اومد تو سرم …الهام راه حلشو بهم گفت و کمتر از یه ساعت حالم خوب شد…کلا این فرمول که *خدا دوست نداره ناراحتی ادمو ببینه خیلی جواب میده و *اینکه هر حس درونی که انرژیو ازت میگیره و حالتو میگیره مال شیطونه و اون حسی که حالتو خوب میکنه و بهت انرژی و ارامش میده مال خداست خییییییلی جواب میده…خیییییلی

    قطعا باورای منفیم راجب خدا زیاد بوده چون واقعا نمیشناختمش اما ادم هر چی ایمانش قوی تر میشه ترساش کمتر میشه….قبلا اصلن اینو درک نمی کردم که سختی و امتحان مال رشد ادماست…چون خودم جزو بچه های سایم همیشه میخواستم فرار کنم و میگفتم کی تموم میشه ….اما خدا با یه مثال ساده بهم گف اگه اون درسی که بایدو ازین امتحان بگیری اینم تموم میشه….

  3. فاطمه (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    تمرین فصل ۱:
    یکیش اینکه میخواستم کفشامو دربیارم حتما باید مرتب و یه جوری که تو ذهنم میومد میزاشتم…
    یکی دیگه لباسای مشکیم نباید رو لباسای دیگه باشن که اتفاق بدی میفته مثلا کسی بمیره و…خخخ
    تو نوشتنمم خیلی دقت میکردم که یه نقطه کمرنگ نباشه…چیزای دیگم بودن مثلا لباسی میخواستم بپوشم میگفتم اینو نپوشم که فلان گناهو میکنم…جالبه انقد باورش میکردم که ارادم سست میشد و گناه میکردم ….ههههه

  4. فاطمه (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام تمرین مقدمه:
    من وسواس فکری دارم مثل ترس و.. (قبلا وسواس عملی داشتم که با بی اعتنایی خیلی کم شد..به دفتر مرجع زنگ زدم گفتن حتی احکام دینی نخون …البتهخیلی سخته ولی سعیمو میکنم)

    چرا وسواس گرفتم:
    به نظرم بخاطر اینکه اکثرا سخنرانی ها تکراریه و حتی کتابام انگاری به یه زبون دیگه حرف میزنن و ادمو می ترسونن تا گناه نکنیم…همین باعث شد یسری از مسائل دینی رو به اجبار و ترس از خدا رعایت کنم و این منو ازار میداد… بخاطر همین سعی میکنم کتابای دینی و سخنرانی گوش ندمچون واقعا گیجم میکنن اما اینجا پست هاتونو شده چندبار میخونم و ارامش میگیرم و حتی الان قرانو انگاری تازه شناختم و باورم نمیشه خوندنش بهم ارامش میده….
    سال چهارمم که میخواستم برای کنکور بخونم چون همزمان بود با تصمیمای مهم زندگیم که ایندم چجوریه، علاقم چیه، قراره در اینده همسر و مادر باشم پس چجوری به کارام برسم خلاصه خییییلی فک میکردم ….. ترسام زیاد شده بودن انقد که مثلا میگفتم اگه درسمم بخونم ممکنه یه اتفاقی برام بیفته سر جلسه یا حتی سنجش کارناممو اشتباهی صحیح کنه (تعداد خییلی کمی دیده بودم اینجوری که ذهنم مداااااام میگف تو جزو اونایی…….الانم ترسای اینجوری ولم نمیکنه
    از طرفی هم بابای سختگیری دارم که به همه چی گیر میده…حتی اگه یه نمک پاش از دستت بیفته یه چیزی میگه…خدانکنه یه کار بزرگیو دیر انجام بدی یا اشتباه ، اون موقع دیگه خدا بخیر کنه…بخوام کاریو پیش بابام انجام بدم حتی چیزیم نگه گیر دادنا میان تو مخم برا همین سعی میکنم یا تو اتاقم باشم یا دور از بابام …البته اینو بگم که تو محیطمون اشنا زیاد هست …مامان بابام هم خیلی براشون رفتارم مهمه..مردمم که تو همه کارات سرک میکشن..متنفرم از همشون…خخخ

  5. amirhossein_jr (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    داداش رضا در مورد خوندن نماز
    به شدت نماز خوندن سخت شده و حین نماز افکار ناخودآگاه اذیت میکنه و نماز رو بلافاصله از دوباره شروع میکنم
    احکام میگن ادامه بده ولی خیلی سخت هست
    و حتی نمیتونم ذکر بگم در حین ذکر گفتن هم همینطور هست
    ذهنم شرطی شده به انجام بعصی کارها
    نماز رو میخونم ولی بعد اینکه تموم شد احساس عذاب وجدان دارم و یه حسی مدام میگه تو تو نماز فلان فکر رو کردی اگه گذاشتم از فکرت بیرون بره یعنی میگه تا آخر عمر این فکر به خاطر این نمازت تو فکرت هست و اذیت میکنه
    کلاف وسواس ته نداره و به جنون میکشه
    قبل از مبتلا شدن به اون شرایط از شما راهنمایی میخوام
    ممنون

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام. هر بار که به وسواست گوش میدی هورمون دوپامین ترشح میشه که برای لذت هستش.بخاطرهمین ترکش سخته.چون باید به یه لذت نه بگی. ولی چاره ای جز نه گفتن نداری.چون هر چقدر به وسواس گوش بدی دوپامین بیشتری ترشح میشه که در انتها یا خودت نابود میشی یا اطرافیانتو نابود میکنی.

  6. حمیدر رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش رضا من تقریبا از سالم ۹۵ شما رو میشناسم و کانال و سایتتون رو دنبال میکنم فصل اول کتاب رو خوندم حقیقا وسواس های خنده داره من اینا بودم یکیش من وقتی شب میرفتم داخل حیاط فکر میکردم الان یکی با شمشیر جومونگ میزنه از پشت میکشم یا یکی از وسواس های فکری این بود که فکر میکردم من وجود ندارم و الان وجود ندارم یا زمان وجود نداره و همه چی رو قاطی میکردم خدایا اینا رو از من بگیر و داداش برام دعا کن اگه نکتی داری که بدردم میخوره برام بنویس یا ایمیل کن دمت گرم ازدواجتون هم مبارک

  7. Nsm2 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    داداش من این مدت سعی کردم یکم رو خودم کار کنم که این افکار منفی رو کمتر کنم این که میگی هر چیزی حس بد میده از شیطونه رو باور کنم حتی با یه مشاور مذهبی حرف زدم این حرفتو بهش گفتم ولی میگه این حرف درسته اما تشخیصش به این راحتی نیست و خیلی سخته من این حس رو ازش گرفتم که مثلا باید درجت خیلی بالا باشه تا بفهمی نمی دونم والا خیلی دارم اذیت میشم ولی به نظرم حرف تو منطقی تر میاد … پیشرفتم خوب بوده خداروشکر ولی همچنان اذیتم دائم سردرد دارم و پر از فکر منفی که دائم دارم گناه می کنم و … حالا ازت میخوام که سخنرانی یا کتابی چیزی که راجع به همین که بگه حسای منفی یا هر چی آدمو اذیت کنه از شیطونه میشناسی که من برم بخونم که به قول تو باورم تقویت شه ؟خیلی بهش احتیاج دارم خودم خیلی گشتم ولی چیزی پیدا نکردم …میدونی احتیاج به یه اطمینان خیلی محکم دارم یه چیزی که قطعی باشه چیزی که سندیت داشته باشه به قول یکی میگفت اگه مثلا بگی من طبق فتوا عمل کردم خدا قبول میکنه یه همچین چیزی میخوام که خیالمو راحت کنه مرسی

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.

      سوره مبارکه بقره آیه ۲۶۸
      الشیطان یعدکم الفقر ویامرکم بالفحشاء والله یعدکم مغفره منه وفضلا والله واسع علیم

      شیطان، شما را وعده فقر و تهیدستی می‌دهد؛ و به فحشا و زشتیها امر می‌کند؛ ولی خداوند وعده «آمرزش» و «فزونی» به شما می‌دهد؛ و خداوند، قدرتش وسیع، و به هر چیز داناست. به همین دلیل، به وعده‌های خود، وفا می‌کند.

      سوره مبارکه مجادله آیه ۱۰
      انما النجوی من الشیطان لیحزن الذین آمنوا ولیس بضارهم شیئا الا باذن الله وعلی الله فلیتوکل المومنون

      نجوا تنها از سوی شیطان است؛ می‌خواهد با آن مؤمنان غمگین شوند؛ ولی نمی تواند هیچ گونه ضرری به آنها برساند جز بفرمان خدا؛ پس مؤمنان تنها بر خدا توکّل کنند!

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.
      تو آیه های زیادی از قران خدا میگه صدایی که نگرانت میکنه صدای شیطانه…
      مثل :

      سوره مجادله آیه ۱۰
      انما النجوی من الشیطان لیحزن الذین آمنوا
      نجوا تنها از سوی شیطان است ! میخواهد با آن مومنان غمگین شوند

      تو این آیه خدا خیلی واضح میگه صدای شیطان چجوریه ! ?

      سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۷۵
      انما ذلکم الشیطان یخوف اولیاءه فلا تخافوهم وخافون ان کنتم مومنین
      این فقط شیطان است که پیروان خود را با سخنان و شایعات بی‌اساس می‌ترساند. از آنها نترسید! و تنها از من بترسید اگر ایمان دارید!

      تو این آیه خدا شفاف میگه چه صدایی صدای خداست و چه صدایی صدای شیطانه…

      سوره مبارکه بقره آیه ۲۶۸
      الشیطان یعدکم الفقر ویامرکم بالفحشاء والله یعدکم مغفره منه وفضلا والله واسع علیم
      شیطان، شما را به هنگام انفاق وعده فقر و تهیدستی می‌دهد؛ و به فحشا و زشتیها امر می‌کند؛ ولی خداوند وعده «آمرزش» و «فزونی» به شما می‌دهد؛ و خداوند، قدرتش وسیع، و به هر چیز داناست. به همین دلیل، به وعده‌های خود، وفا می‌کند.

      آیه ای که خدا به مادر حضرت موسی که معصوم هم نبود الهام کرد…پس خدا با آدمای عادی هم صحبت میکنه ?

      سوره مبارکه قصص آیه ۷
      واوحینا الی ام موسی ان ارضعیه فاذا خفت علیه فالقیه فی الیم ولا تخافی ولا تحزنی انا رادوه الیک وجاعلوه من المرسلین
      ما به مادر موسی? الهام ?کردیم که: «او را شیر ده؛ و هنگامی که بر او ترسیدی، وی را در دریا (ی نیل) بیفکن؛ و نترس و غمگین مباش، که ما او را به تو بازمی‌گردانیم، و او را از رسولان قرار می‌دهیم!»

  8. Nsm2 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    داداش راجع به این باوری که گفتم خدا قبول می کنه یا نه چیزی نگفتی ؟ اون باوری که تو کامنت گفتم رو خدا قبول می کنه ؟
    و کلا هر باور دیگه ای رو که بسازیم ؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.خدا خیلی مهربون و آسون گیره.خدا اصلا دوست نداره تو اینجوری باشی.خدا راحتی و حال خوبتو میخواد.نه استرس و ترستو.
      تو اومدی سمت خدا که آروم بشی نه اینکه اینجوری مضطرب بشی.برو سجده به خدا بگو منو ببخش که شیطون اذیتم میکنه.کمکم کن ازش خلاص بشم.

  9. Roya (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش رضا
    تمرین فصل ۴
    نق نقو میذاره احساس گناه بگیرم، نق نقو بد رو اعصابمه
    هی یه قضیه رو میاره تو ذهنم بعد میگه اینکار رو نکردی فلانی این کار رو کرد تو هیچی نگفتی یا چرا به فلانی اینو گفتی اینجا حقتو خوردن، تو ترسیدی تو نمیتونی حرف بزنی و…..
    یه بار میگم به اونی که در حقم ظلم کرده و حقمو خوردن زنگ میزنم و حقمو ازش میخوام و دق و دلیمو سرش خالی میکنم یه بار احساس گناه میکنم که نه اگه حق من نباشه
    خلاصه دارم دیوانه میشم…
    خودخوری شدید گرفتم…
    به شدت بدم میاد کسی از ساده بودن و صداقتم سو استفاده کنه و منو احمق فرض کنه
    شدید در عذابم.
    خدایا خودت کمکم کن..

  10. Roya (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش
    واقعا ازت ممنونم بابت همه حرفات همه تلنگرات همه راهکارات و روشهایی که خودت استفاده میکنی و نتیجه میگیری و در اختیار بچه های سایت قرار میدی.
    عاقبت بخیری برای خودت و همسرمهربانت ارزومندم

  11. Nsm2 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    داداش به کمکت احتیاج دارم ؛ این افکار منفی منو دیوونه کرده من هر ثانیه فکر منفی دارم بعد واسه این که تعداد دفعات افکار منفی ام زیاده و نوشتنم خستم میکنه زبونی با خدا یه قراری گذاشتم یعنی یه چند بار نوشتم اونجوری که تو کتاب گفتی ولی وقتی زیاد شد دیگه نه قرار گذاشتم که من به این فکرا حالا هر فکری که بود بی اعتنام چه فکر چه عمل آخه وسواس من هم فکریه هم عملی هر دوش هم خیلی شدیده فکری که دائم ناراحتم و عصبی به حدی که تمرکزم به شدت اومده پایین و یه متن ساده هم نمی تونم بخونم  یا خوابم دیگه عمیق نیست وقتی بیدار میشم سرم از شدت درد داره میترکه عملی هم هر لحظه فکر می کنم دارم گناه می کنم باورت نمیشه به حدی شده که من دیگه تشخیص نمیدم چی گناهه چی نیس دائما  حس می کنم دارم گناه می کنم خودمو سرزنش می کنم چون گفته بودی که خدا تو قرآن گفته همه میفهمن چی گناهه چی نیست ولی باور کن من نمی فهمم خودم میفهمم احتمالا از وسواسه ولی نمی تونم جلوشو بگیرم با خدا قرار گذاشتم که من به هر چیزی که بود بی اعتنا میشم چه فکری چه عملی آخه خود روحانی ها هم میگن بی اعتنا باشین بهش گفتم حتی اگه خودمم یه جایی گناه کردم ببخشه آخه خیلی وقتا به خاطر فشار زیاد ذهنم عصبی میشم و پرخاش می کنم گفتم اگه خودم گناه کردم حتی از روی لجبازی ببخشه اینجوری شاید یکم بیخیال شم و بهترشم من از نظر خودم خیلی دارم تلاش می کنم که این وسواسم خوب شه ولی می ترسم خدا اینا رو اصلا تلاش ندونه آخه میگن وسواسی جاش تو جهنمه اگه کاراشو تکرار کنه و من یه وقتایی واقعا نمی تونم مثلا تو دسشویی یه وقتایی نمی تونم با یه بار آب کشیدن بیام بیرون و وقتی کارم تموم میشه کلی استغفار می کنم که مجبور شدم یکم بیشتر آب بکشم ولی همینم عصبیم می کنه حس میکنم واسه همین از خدا خواستم اگه خودمم گناهی کردم ببخشه ولی ذهنم نمیزاره من این باور قوی رو واسه خودم ساختم اما دائما تو سرم این فکر هست اگه خدا این باور رو قبول نکرد چی ؟ یعنی اگه خدا گفت اصلا این باورا از ریشه غلطه یعنی چی تو گناه کنی من ببخشم یا اینا اصلا تلاش نیست تو به خیال خودت داری فکر می کنی که تلاش می کنی  یا حداقل باید زحمت بکشی بنویسی و سختی بکشی تا من ببخشم نه زبونی ( همون که میگفتی خدا بدون تلاش بهت چیزی نمیده ) به خدا تو این شب قدر خیلی اذیت شدم مخصوصا تو کانال که پیام گذاشته بودی اگه گناهی یا کار غلطی بکنی رو سرنوشت اثر میزاره کلی ناراحتی و گریه و خودخوری کردم چون دائم دارم گناه می کنم و خیلی ترسیدم ازین که خدا عقوبتم نکنه امسال تو رو خدا برام خیلی دعا کن و  اولا بهم بگو که خدا این باور رو که بهت گفتم قبول می کنه ؟ یعنی هررر باوری که باشه خدا قبول می کنه ؟
    دوم این که من خیلی ازین وقتایی که ناراحتم حس می کنم بی دلیله یعنی واقعا یه غم خیلی زیاد ولی وقتی میشینم فکر می کنم که تهش از کجا میاد به دلیل خاص و قابل توجهی نمیرسم به این میرسم که نکنه یه چیزی باشه که من ندونم یعنی یه کاری کرده باشم که به خاطرش جهنمی بشم یا یه جا نجس باشه من بی توجهی کرده باشم یا ناراحتی ازین که آخرش چی میشه با توجه به این که همش همه میگن اون دنیا خیلی سخته و پوستت کنده میشه و به خاطر کوچیکترین چیزا باید جواب پس بدی و هر چی میخوام بی توجه باشم نمیشه همش تو سرمه که که تو الآن با بی توجهیت داری آینده ای که الآن میتونی یه کاری براش بکنی رو خراب می کنی تو الآن میتونی جلوی اتفاقات بد و بگیری ولی بی توجهی می کنی ( در مورد ترس از عقوبت گناهان و شب قدرم همین بود هی از خدا میخواستم عقوبتم نکنه وقتی میخواستم بی توجه باشم یه چیزی تو سرم بود که تو این سه شب اگه بیخیال نباشی و اذیتم بشی یه سال راحتی ولی خب آخه چه تضمینی هست که من مطمئن باشم ؟ یعنی بعد اون سه شبم من از اتفاقات بد خیلی میترسم اونی که گفتی از خدا خیر بخواین حالا هر چی که باشه من همینو هواستم ولی ته دلم از اون اتفاقات بدی که به خدا گفتم برام نیفته خیلی میترسم میترسم اگه حتی خیر تو اونا باشه یکیش همون اسیدپاشی تو خودتم گفتی که میترسی من نمی دونم چجوری بعد این سه شب حتی باید خودمو آروم کنم همین الآن تو سرمه که خدا از دستم عصبانیه به خاطر این که بهش گفتم ازش خیر میخوام و حالا دارم پیش تو از ترسم میگم امیدوارم که منو ببخشه ? یه سمت دیگه ماجرا اینه که هی میگن به هر چیزی فکر کنی برات پیش میاد ازینم میترسم … چی کار کنم که بعد از این سه شبم نترسم ؟ و برای این ناراحتیای بی دلیل چیکار کنم ؟
    سوم این که من بعضی وقتا یه حسایی می کنم راجع به یه سری مسائل حس می کنم مثلا صدای خداست که داره بهم میگه چیکار کن بعد که میخوام بهش عمل کنم باز تو سرم میاد که اگه نبود چی از شیطون بود چی دوباره میام بی اعتنایی کنم باز میگه تو ته دلت میخوای که این کارو کنی داری از نفست پیروی می کنی دنبال بهونه ای بگی صدای شیطونه و بی توجهی کنی و دائم شک می کنم چی کار کنم ؟ واسه این که هر کاری می کنم فکر می کنم گناهه چی کار کنم ؟
    تو رو خدا هر کدومو کامل برام توضیح بده میدونم کلافه شدی از زیادیش ولی اگه واقعا برام مهم نبود و اذیت نمی شدم مزاحمت نمی شدم اگه مشکلم حل شه کلی دعات می کنم …

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.اینی که گفتید در واقع وسواس نیست.بلکه شما در تشخیص صداهای درونیتون دچار مشکلید.باور ندارید که صدای خدا همیشه مثبته.
      راه درمانشم اینه که باور کنید خدا خیلی مهربونه.همین.
      تمرینی که به شما میدم اینه که برای خودتون نامه مثبت بنویسید و اصلا به صدای منفی توجه نکنید و باهاش نجنگید.
      سعی کنید به کسی انگیزه بدید.
      در واقع تو نامتون به کسی انگیزه بدید اما در واقع مخاطب خودتونید‌.
      این تمرین رو تا ۲۱ روز انجام بده کم کم صدای مثبت درونت تقویت میشه و خوب میشی.

      دوره هیچ اتفاقی اتفاقی نیست کمکت میکنه در تشخیص این صدا

  12. Ta_Rastegarii75 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    داداش رضا من میترسم
    میترسم بیخیال باشم و اون فکرای منفی که میاد تو ذهنم به واقعیت تبدیل بشه
    چیکار کنم آخه؟؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام
      فکر منفی نشونه بی ایمانیه.

  13. hovalhagh (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    تمرین فصل ۵

    من تو همین ماه رمضون یه سری برنامه ها ریختم تا انجام بدم و این ساعتهای عزیز رو از دست ندم ولی بعضی وقتا حس میکنم خیلی دارم خسته میشم…چون با زبون روزه یکم سخته آدم به همه برنامه ها کامل برسه…

    بعضی وقتا همونطور که شما گفتین وقتی میبینم حسم بد میشه یعنی خسته میشم دیگه می ایستم و ادامه نمیدم چون اگه ادامه بدم این حس بد باهام میمونه و دفعه بعد دیگه با اشتیاق نمیرم سراغ برنامه هام

    داداش رضا بنظر شما چیکار کنیم تا از این ماه بهترین استفاده رو ببریم؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.برنامه ریزی بر حسب توانت کنی خسته نمیشی.

  14. hovalhagh (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    تمرین فصل۴

    بزرگترین آسیبی که نق نقو به آدم میزنه همون طور که خودتونم اشاره کردین اینه که: چون همش از آدم ایراد میگیره و رو اعصاب میره واگر ما هم به این حس ها اهمیت بدیم باعث میشیم که قدرت بگیره و احساس بی ارزشی در ما به وجود بیاد و عزت نفسمون داغون بشه .عزت نفس که از بین رفت دیگه آدم میره سراغ گناه.

    چون کسی که گناه میکنه به خودش احترام نمیذاره

  15. hovalhagh (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام

    تمرین فصل ۳

    من که خیلی خیالم راحت شد…یعنی بی خیال شدم دیگه و بقول داداش رضا کلا دیگه یجا به خودم گفتم اصلا میخوام نماز باطل بخونم…اصلا میخوام نجس باشه همه زندگیم…اینطوری خیلی خیالم راحته…به خودم میگم تو که از خدا بالاتر نیستی که بابا…خدا گفته اگه شک کردی فلان وسیله نجسه یا نه، پاکه پس برای چی خودتو عذاب میدی؟؟

    این انرژی رو بذار برای رشد و پیشرقت خودت تا اینکه مدام خودتو عذاب بدی و روز به روز حساس تر بشی…

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.
      آفرین

  16. Nsm2 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش من یه مسئله جدید پیدا کردم ?
    داشتم تو نت دنبال احکام طهارت و اینا میگشتم یهو خوردم به مسئله قرائت ? داداش این که میگن اگه قرائت و درست نگی و نمی دونم مخارج رو درست نگی نماز باطله و قبول نیست این چیه ؟ من از رهبری تقلید میکنم
    نوشته بود باید بری پیش یکی که مخارج بلده قرائت کنی که اون تایید کنه خب من روم نمیشه برم … از طرفی من سعی کردم نمازمو یه بار با مخارج و اینا بگم مثلا ح رو از ته حلقم بگم یه جوریه عادت ندارم …  مثلا اگه یه بار حالش رو نداشتی اینجوری بخونی و رد شدی بی قرائت خوندی چی میشه ؟ آخه طول میکشه اینجوری … یعنی خدا نماز بی قرائت رو قبول نمی کنه ؟ خب نمازای قبل چی میشه ؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.یقین آدم وسواسی باطله.
      از کسی احکام میپرسید حتما بگید که به بیماری وسواس مبتلا هستید.احکام برای شخص وسواسی تفاوت داره.

  17. hovalhagh (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    ۴: خدا همه بنده هاشو دوست داره…من ذهنمو باید اصلاح میکردم تا خیلی نعمتا بهم داده میشد…من توی ذهنم یه سد ساخته بودم که نمیذاشت نعمتها به سمتم سرازیر بشه…خدا عادله و هرکسی که تلاش کنه نتیجه تلاشهاشو میبینه قطعا و یقینا.

  18. hovalhagh (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام دوباره

    من تمرینامو اول تو برگه نوشتم الان میخوام اینجا باهاتون درمیون بذارم

    تمرین فصل ۲

    باورهای غلط من درمورد خدا:
    ۱:خدا دوست من یک آدم فوق العاده بشم بعد نعمتهاشو بهم بده و دعامو مستجاب کنه

    ۲:هرکسی بالاخره توی زندگیش اشتباه میکنه.من فکر میکردم خدا بخاطر هر اشتباهی که از من سر میزنه کلی مجازاتم میکنه و عذابم میده …به همه چی با نگاه صفر و صدی نگاه میکردم

    ۳: خدا خیلی دیر به خواسته های من جواب میده.باید چند وقتی التماسش کنم تا نگام کنه

    ۴:همیشه فکر میکردم مرغ همسایه غازه.فکر میکردم خدا همش به من میگه تو اصلا خوب عبادت نمیکنی…تو اصلا خوب خودسازی نمیکنی…فقط بقیه موفق میشن…ببین دوستاتو…ببین..

    باورهای جدیدم در مورد خدا:

    ۱:خدا فقط میخواد من بخوام و شروع کنم. حتی اگه ذره ای نور در وجود من ببینه کمکم میکنه.باید بهش بگم که نمیتونم.چون خدا میخواد من به همه چی با تحقیق و فهم برسم نه از روی تقلید.اگه فهمیدم که نمیتونم و از خدا کمک خواستم حتما کمکم میکنه…” چون خدا به اندازه باورم باهامه ” …آنچنان برای آدم برنامه میریزه و همه چیو درست میکنه که آخرش میمونی که واقعا این اتفاق که سالها منتظرش بودم افتاد؟؟ آخه چطوری؟

    ۲:خدا منو آفریده و از روح خودش در من دمیده…من روح پاک خدا هستم…خدا از من به من آگاهتره…خدا بین انسان و قلبش حائله…خدا میدونه من چه نیازهایی دارم …خدا زود راضی میشه…خدا خیلی لطیفه و منو هم لطیف آفریده…اگر هم اشتباهی کنم خدا منو میبخشه و زمینه ترک اون اشتباه رو برام فراهم میکنه…خدا منو درک میکنه…خدا منو دوست داره که آورده تو این مسیر وگرنه من راحت میتونستم از این مسیر دور باشم…چون زمینه گناه برای هرکسی فراهمه…خدا خواست بیام تو این مسیر پس کمکم میکنه…من واقعا دلم میخواست زندگی داشته باشم که از لحظه لحظه نفس کشیدنم با یاد خدا لذت ببرم ولی الگویی نداشتم…به خدا اقرار کردم خدایا من تنهایی نمیتونم …و خدا باورم کرد…خدا منو قبول کرد و راهم داد تو این مسیر…الانم داره لحظه به لحظه با الهامات کمکم میکنه تا سعادتمند و عاقبت بخیر بشم ان شاءالله

    خدا یه الگوهایی تو مسیرم قرار داد که واقعا موندم

    داداش رضا شما بزرگترین الگوی من تو خودسازی هستی…

    واقعا خدا خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنم به من بخشیده تو این مسیر…من فقط گفتم نمیتونم…یادمه این نکته رو هم از یه کلیپی از اقای پناهیان یاد گرفتم که شما فقط به خدا بگید خدایا نمیتونم خودت کمکم کن و مسیر درست رو بهم نشون بده

    ۳:خدا گاهی وقتا شاید حتی به صدم ثانیه هم نمیکشه که جوابمو میده… من فقط از دلم میگذره و حتی به زبون هم نمیارم ولی خدا جوابمو به بهترین شکل میده…خدا ارحم الراحمینه …خدا خیلی بنده هاشو دوست داره…من با یه کلمه ” نمیتونم” رو به سمت خدا آوردم و خدا چه لطفهایی در حق من کرد

    یکی از مهم ترین دستاوردام تو این مسیر این بود که پی بردم رسالتم چیه..سوالی که من سالها براش دنبال جواب بودم

    خدا رو بابت همه اینا شکر میکنم

  19. hovalhagh (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام Nsm2

    منم مثل شما بودم.فصل یک و فصل مقدمه رو همینطوری پیش رفتم.یعنی حاهایی که برام مهم بود رو مینوشتم.اما از فصل ۲ به بعد دیگه واقعا خسته شدم.چون تقریبا خط به خط

    کتاب برام مهم بودم و مشکلی از مشکلاتم رو حل میکرد و اگه میخواستم بنویسم باید کل کتاب رو کپی میکردم تو دفتر.

    بخاطر همین پرینت گرفتم(البته پرینت رو فقط خودم دارم ، چون اجازه نویسنده مهمه) وموقع خوندن جاهایی که برام مهم بود رو زیرش خط میکشدم یا هایلایت میکردم.نکته

    هایی هم که داشتم رو کنارشون مینویشتم…برای من خیلی خوب بود این روش. ذهنم آروم بود که مطلب مهمی رو از دست ندادم .چون واقعا نیاز داشتم به همه این مطالب.بخصوص فصل های ۲ و ۶ زندگی منو تغییر داد.

    خیلی ممنون داداش رضا

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.خدارو شکر.

  20. Nsm2 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش من دارم قسمت کمال گرایی رو میخونم … من یه مشکلی دارم که خودم فکر می کنم کمال گراییه میخوام نظر تو رو هم بدونم … ببین من هر کتابی که میخونم یه دفترچه جدید بر میدارم هر نکته ایه که فکر می کنم ممکنه یادم بره یا جدیده برام یا جالبه رو توی اون مینویسم چون مثلا خیلی ها رو دیدم که میگن ما بعد از مدت ها یه جا یه کتابی که قبلا خوندیم رو یادمون میاد و حس می کنیم ممکنه مشکلمون رو حل کنه دوباره برمیگردیم سراغ اون کتاب و میخونیمش بعد من برای این که بعدا نخوام سه ساعت کل کتاب رو زیر و رو کنم و بگردم دنبال اون یه خط مینویسمش که راحت تر پیداش کنم ولی این نکته ها خیلی میشه مثلا من سر همین کتاب وسواس تو ، یه دفترچه تموم کردم تازه تموم هم نشده باز یه دفتر چه جدید برداشتم بعد ببین یه چیزی که هست نوشتن از من خیلی انرژی میگیره و کلا خوشم نمیاد زیاد به خاطر همین کتابام میمونه مثلا من یه صفحه میخونم دو صفحه باید نکته بنویسم بخاطر همین هی میندازمش عقب الآن این کتاب تو چندین ماهه دستمه اعصابم دیگه خورد شده به ذهنم رسید که دیگه اصلا ننویسم همینجوری بخونم اما خب یه ترسی هست تو وجودم که بعدا به مشکل بخورم یا نکته هاش یادم بره و پشیمون بشم چرا ننوشتم مخصوصا این که تو گفتی ممکنه بعد شهادتت سایت و کتابا پاک بشه اما پیش اومده که مدت زیادی اصلا سراغ دفترچه هایی که نوشتم نرفتم و حس می کنم به زحمتش و اتلاف وقتش نمی ارزه چون شاید یه درصد اصلا هیچ وقت نرم سمتش … میخوام اول بگی به نظرت این کمالگراییه ؟ و درسته که ننویسم ؟ و این که تو درمورد این که نکته های کتابات یادت نره چی کار می کنی ؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.منم همینجوری ام.
      نه ربطی نداره.
      من اگه نت برداری میکنم بخاطر اینه که اینجوری یادش میگیرم.
      ولی خب زیاد حساس نباش.
      هر چیزی در بهترین زمانش بهت آموزش داده میشه…نترس چیزی رو یادت بره یا یاد نگیری.
      خیلی وقتا وقتی به چیزایی که میدونی عمل میکنی خیلی از چیزایی که بلدم نبودی و تو کتاب نبود بهت آموزش داده میشه…این کارو خدا میکنه.

  21. Nsm2 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    خب از کجا بفهمم درونم با چی مخالفه ؟ حس گناه و عذاب وجدان ؟ اون که ممکنه از سمت شیطان باشه یا تحت تاثیر القائات محیطی و اطرافیان که همش به آدم حس بد میدن … از کجا بفهمم حس واقعیه ؟ نمی دونم واقعا ؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.اصولا کسایی که خودشناسی ندارن زیاد اینجوری میشن.یعنی درست تشخیص نمیدن کدوم صدای درونیشون درسته.پیشنهاد میکنم همین چیزا که گفتی رو با جزئیات ینویسی و برای خودت سبک سنگین کنی…کم کم به جواب میرسی.

  22. hovalhagh (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    داداش رضا من این کتاب رو خریدم.اشکالی نداره پرینت کنم و بخونم؟
    از نظر شرعی منظورمه

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.چه عالی

  23. Roya (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    فصل سوم

    خیلی خیلی ، خدارو شکر
    دین ما عالیه و خیلی اسون میگیره
    خدا خیلی مهربونه خیلی
    لعنت بر شیطون لعنت
    ——
    واسم دعا کنید هر چی سریعتر اسباب ازدواجم جور بشه.
    آمین یا رب العالمین

  24. Roya (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    فصل دوم

    اینکه من اشتباهی کردم خدا ازم رو برگردونده و
    اینکار تا یه کار اشتباه انجام میدم خدا میزنه تو سرم وووو
    ولی خداییش خدای خیلی خیلی ارحمن راحمینه.

  25. Ta_Rastegarii75 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    تمرین فصل ۴:
    نق نقو باعث میشه از هرکاری که میکنم ناراضی باشم احساس کنم که هر کاری خوبی هم که بکنم تاثیر بدی رو زندیگم رو اینده ام میزاره
    نق نقو باعث میشه ادم بره تو خودش و کمتر بره تو جمع و باعث میشه از خودت واقعیت دور بشی و دیگه از خودت بدت بیاد و خودتو نشناسی

  26. Nsm2 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش یه سوال دارم این چیزایی که تو فصل سه راجع به احکام گفتی مطمئنی راجع به همه مراجع همیناس ؟ یعنی واسه همه مراجع تحقیق کردی و اینا رو نوشتی ؟ من به این قضیه که اینا مال همه مراجع باشه شک دارم … مثلا این که میگی رنگ و بوی نجاست بمونه طوری نیس مال همه مراجعه ؟ انگار فقط مال مکارمه …. من مرجعم خامنه ای هست انگار فقط مکارم اینجوری میگه خلاصه بگو این چیزایی که تو فصل سه گفتی تحقیق شدست یا فقط مال وسواسی هاست ؟ میدونی آخه آدم واقعا نمی دونه کی وسواسش درمان شده بعد اگه احکام فرق داشته باشه سخت میشه مثلا من یه موقع فک می کنم وسواسم خوب شده الآن باید جور دیگه عمل کنم سختم میشه من این مدت روی این چیزایی که تو گفتی رفتم و واقعا راحت تر شدم ولی شک اومده سراغم که نکنه مال همه مراجع نباشه و بعد خوب شدن وسواس اینجوری نباشه? خدا لعنت کنه شیطون پدر سگو .

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.مطالبی که در فصل سه گفته شد در بین همه مراجع مشترکه.

  27. Ta_Rastegarii75 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    تمرین فصل سوم:
    راستی خیلی راحت میشم با خوندن فصل سه
    منی که قبلن به خاطر شک ها واذیت هایی که هنگام نماز بهم وارد میشد نماز خوندنو کنار میزاشتم حالا تصمیم به نماز خوندن دوباره این بار با ارامش خاطر گرفتم

  28. Nsm2 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    داداش راجع به همین الهاماتی که تو فصل ۶ گفتی خدا به همه میکنه یعنی با همه حرف میزنه ؛ من حس می کنم تا حد زیادی نسبت به گذشتم موفق شدم که تشخیصشون بدم از طریق همین که میگی صدای شیطون حس بد میده فقط یه چیزی اذیتم میکنه اونم اینه که یه چیزی هی بهم میگه نکنه الآن خدا بخواد کمکم کنه از طریق عذاب وجدان و من فک کنم شیطونه و بهش فحش بدم و بی احترامی کنم ؟ و خدا بگه من میخواستم کمکت کنم خودت نخواستی میدونی میخوام بگم شیطون مگه یکی از راه هاش افزایش حس گناه نیست ؟ خب  عذاب وجدانم  تقریبا همینه تشخیصشون خیلی سخته ? یعنی هرررررچی حس بد بود باید بی توجهی بشه حتی عذاب وجدان ؟ این مسئله خیلی اذیتم میکنه خیلی . نمی دونم باید چطوری این دو تا رو تفکیک کنم میدونم احتمالا میگی حس عذاب وجدان یه کاری می کنه برگردی ولی من نمیفههم جفتش برام انگار مثل وسواس فکریه که مغزمو میخوره چی کار کنم ؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.یه انسان وسواسی تموم شک ها و تموم حس هاش نا معتبر هستش.تا زمانی که خوب بشه.پس شما به همه این حس های شیطانی بی اعتنا باشید تا خوب بشید.اونجایی که ذهنت مقاومت میکنه دقیقا همونجا وسواستون خوابیده…درست بشه دیگه راحت میشید.
      آدم با عذاب وجدان داشتن نمیتونه جبران بکنه…آدم با حس خوب و آرامش میتونه جبران بکنه.
      اون صدایی که با حس خوب میاد سمتت خداست و اون صدایی که استرس زاست شیطانه…
      طبق آیه قران شیطان از سمت راست هم به انسان حمله میکنه…یعنی ازت به زور یه کار خوب میخواد و حالتو بد میکنه و اذیتت میکنه.

  29. Ta_Rastegarii75 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    تمرین فصل دوم:
    نگرانیم در رابطه با ارتباط با خدا: از خدا دور بشم،حهنمی بشم،خدا کمکم نکنه درکم نکنه،بخواد اذیت بشم

    جراحی :) :
    خدا منو خیلی دوست داره،افتخار میکنه که قصد اصلاح شدن و درمان بیماریم و رسیدن به راه درست رو دارم،به خدا نزدیک تر میشم و تمام مهربونی های خدا رو نسبت به خودم احساس میکنم،خدا بهترین چیزها رو در بهترین زمانشون بهم میده
    وبیش تر از قبل هوای منو داره حالا که در مسیر درست قدم گذاشتم

    یاد یه خاطره خیلی خوب افتادم گفتم که اینجا بگم براتون:
    من یه مدت خیلی هوش رفتن به مشهد رفتن و زیارت آقا امام رضا(ع) رو کرده بودم،اوایل مهرماه سال ۹۶ بود هی میگفتم خدایا باز قسمت بشه که برم زیارت آقا،گذشت و گذشت دقیق بدون هیچ مشکل و سختی همه چی جفت و جور شد و به همراه خانواده تابستان ۹۷ رفتیم مشهد در بهترین زمون ممکن
    خدا حاجتامونو میشنوه و در بهترین زمان اون رو به ما میده
    یا حق…

  30. HosseinKm (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش رضا
    من یه فکر واقعا مزاحم دارم
    شما گفتی نباید مرور کنی که داری توبه میکنی
    من قبلا خیلی مرور میکردم که دارم مثلا فلان گناهو ترک میکنم و خیلی هم با این فکرم می‌جنگیدم و انقدر می‌جنگید که اعصابم خراب میشد و باز کار دست خودمم میدادم…
    جدیدا دیگه نه جدیش میگیرم و نه زره ای باهاش میجنگم اما انگار ذهن من اوتوماتیک وار به معنای واقعی، همینجور مرور میکنه مرور میکنه با اینکه بعضی وقتا من گناه کردم توبه هم شکستم اما این آنقدر مرور میکنه که من باورم میشه واقعا بهشتی ام و یا ۲ ماه پاک پاکم ! با اینکه یه ثانیه قبلش گناه کردما
    چیکار کنم درمون میشه

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.افکار مزاحمتو بنویس . پاک میشه

  31. Ta_Rastegarii75 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام دوباره
    با تمرین فصل ۱ درخدمتتونم :)
    خاطره خنده دار و مسخره زیاد دارم که شاید باورتون نشه
    یکی از خاطراتم اینه که
    مثلا یه فکری دارم همش توی سرم که میگه موهای سرت یه دفع ای میریزه بزرگ بشی کچل میشی وفلان بعد من فکر میکنم که این واقعیه و بعد ها به حقیقت تبدیل میشه
    یا مثلا یه فکر خیلی خوبی در رابطه با چن دقیقه بعدم یا اینده ام میاد تو سرم بعد همراهش یه فکر دیگه میگه که چون اینا اومد به ذهنت بدترین اتفاقا برات میفته و همون فکرای خوبت به بدترین نحوه برات پدیدار میشه

  32. Ta_Rastegarii75 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    من تمارین کتاب رو در دفتر خودم انجام داده بودم
    حالا که شروع کردم کتابو دوباره خوندن میخوام تمارین رو اینجا انجام بدم:
    تمرین فصل مقدمه:
    من وسواس فکری دارم
    بزرگترین دلیلی که وسواس گرفتم اینه که مادرم وسواس داشته و همش نگران بوده و یکی دیگه هم طعنه زدن های پدرم در بچگی و نوجوانیم
    ی دلیل دیگه هم این بوده که وقتی در گذشته ام به مشکلی برمیخوردم از خدا کمک میخواستم و انتظار داشتم آنی حلش کنه وقتی این رخ نمیداد از خدا ناامید میشدم و میگفتم خدا منو دوست نداره و اصلا به من نگاه نمیکنه
    همین باعص شد وقتی بزرگتر و بزرگتر بشم فک غلطی داشته باشم که خدا اعمالمو قبول نمیکنه و با من لج داره و میخواد همش بلا سرم بیاد

  33. Roya (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش رضا
    ازدواج تون رو تبریک میگم، انشاءالله به پای هم خوشبخت بشید.

  34. Roya (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش رضا
    داداش اواخر پارسال من جایی رفته بودم که تهش پرسنل اونجا از بس با اعصابم ور رفتن از گذروندن اون دوره​ گذشتم و وقتی خواستم وسایلمو جمع کنم یکی از دوره ایهام بهم گفتم که علت ترک دوره فلان چیزه گفتمش ک نه کی اینو گفته…
    درصورتیکه دروغ بودن و جریان ی چیزی دیگه بود.
    من اونقدر خشم داشتم که شروع کردم به داد و بیداد سر اون شخص چون واقعا بیش از حد اذیتم کرده بود
    حالا بعد از چند هفته طبق گفته مسئولشون متوجه شدم که عجولانه قضاوت کردم و جریان ی طور دیگه ای بوده و اون هم دوره ایم درست بازگو نکرده بود.
    داداش لطفا راهنمایی کن چیکار کنم
    آیا باید برم جلوی همه ازش عذرخواهی کنم چون جلوی چندین نفر داد و بیداد کردم سرشون
    اصلا باید چیکار کنم کار درست چیه؟؟؟
    لطفاً راهنماییم کنید.

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.ویژگی خشم همینه…خشم همیشه بعدش پشیمونی داره.سعی کن دیگه تکرارش نکنی

  35. hovalhagh (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام خدمت همه دوستان

    داداش رضا ازدواجت رو بهت تبریک میگم…امیدوارم در کنار همسر آیندت دو یار خوب برای امام زمان باشید.

    تمرین فصل اول: راستش من خاطره خنده دار چندتا دارم ولی جالبترینش اینه که من هرسری میرفتم دستشویی(البته الان خیلی کمتر شده ولی خب بازم هست)باید پاهامو میشستم و با جمله: بازم دوش گرفتی؟؟؟ مامانم روبه رو میشدم:||||

    وسواس فکری هم دارم ، مدام چیزی که خیلی میترسم و روش حساسم میاد تو ذهنم ولی به لطف خدا و کمک های شما تو سایت و کانال خیلی بهتر شدم نسبت به قبل ولی خب مونده تا کاملا ازبین بره

  36. Mahdiye. S (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام.
    تمرین فصل اول :
    خاطره خنده دار ندارم آخه…
    من از تاریکی خیلی میترسم. ینی دائما فک میکنم یکی داره از پنجره نگام میکنه، یه چشم تو پنجرس، یا مثلا یکی الان از شومینه میاد پایین.
    یا مثلا شبا میرم پشت بوم، دائم این تصویر میاد جلوم که یکی داره از پشت سرم بهم نزدیک میشه، الآن میاد بالا سرم… داره نگام میکنه. یا مثلا الان یه دست میوفته پایین از بالای در.
    یا مثلا دستشویی و حموم ما یه پنجره کوچولو داره که به پشت بوم میخوره، خدا نکنه من بخوام برم حموم شب یا مثلا دستشویی، میترسم در حد مرگگگگ…

  37. Mahdiye. S (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام.
    تمرین مقدمه:
    هم وسواس فکری دارم و هم عملی،اما فکریم خیلی شدید تره.
    دلایلش:
    مامانم وسواس دارن.
    تو یه جوی بودم که خیلی مقایسه شدم،از هر لحاظ منو مقایسه میکردن. خودم هم هی خودمو مقایسه کردم. این باعث کمال گراییم شد. واسه اینکه بهترین باشم خیلی دقت میکنم و هی تکرار میکنم. مثلا دارم درس میخونم، هی برمیگردم.
    از اون طرف هم بچگی هام خیلی خیلی فیلم میدیدم، حتی ترسناک ها، معتاد تلوزیون بودم. به خاطر همین هم صحنه های وحشتناک واسم هی مجسم میشه، مثلا تو خونه تنهام دائم حس میکنم یکی داره از حیاط نگام میکنه و میخواد بیاد تو. اینا ریشه در یه سری اتفاق هایی هم که تو بچگیم افتاده و من ترسیدم داره.

  38. Ta_Rastegarii75 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    داداش رضا من یه مشکلی که داریم اینه که هر حرفی میاد تو ذهنم چه مثبت چه منفی خودم رو مجبور میکنم که باهاش بجنگم
    اگر هم نجنگم ی حسی میگه که حتما تو اون زمینه فکری یه اتفاق بدی میفته وفلان
    بعد از یه مدتی خودم احساسر می کنم که واقعا اتفاقات بدی میفته و سر همون اذیت میشم و هی با اون حس و فکرر درونیم میجنگم

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.ذهن آدم همیشه وسواس فراموشی داره…بخاطر همین هی یه چیزی رو به یادت میاره که فراموش نکنی…اولا که سعی کن افکارتو یه جا بنویسی و مکتوب کنی…اینجوری افکارت تمیز میشه و از شر خیلی هاشون راحت میشی چون دیگه ذهنت میگه اینارو یه جا نوشتی یادت نمیره…دوما ؟ جلو جلو پیش بینی منفی کردن نشونه کفره.این کارو نکن و به خودت اجازه نده فکرت جاهای منفی بره چون خدا به اندازه باورت باهاته…اگه مدام بگی یه اتفاق بدی میوفته ممکنه خدا همونو وارد زندگیت کنه.امام رضا هم گفته خدا به اندازه گمان هر کسی باهاشه.پس تا میتونی به خدا گمان خوش ببر.
      اگه به خدا خوش گمان بشی خدا یه اندازه خوش گمانیت باهاته.
      سوما ؟ عموما این افکار موقعی میاد که بی هدف یه گوشه نشسته باشی… پس سر خودتو با چیزی مشغول کن . هدف و برنامه بریز

  39. Roya (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    خنده دارترین….خاطره ……. که داشتم…. خاطره خنده دار نمیدونم پاهامو میشستم بعد هر دستشویی رفتن و فکر میکردم تمیزیه! یا مثلا بعضی موقه ها میخواستم چند کار انجام بده بدم میگفتم اینکار اول انجام بدم اینجوری بهتره یا مثلا الان فلان کار رو با دست چپ یا راست انجام بدم بهتره و وای چقدر حالم بد میشه
    داداش الان من حس میکنم افسردگی گرفتم واقعا موندم چیکار کنم من باید یه کاری رو انجام بدم و فرصتی زیادی نمونده یه مدت انگیزم میزنه بالا یه مدت فکر منفی و از کار دست میکشم و این بیشتر استرس میگیرم.
    لطفا راهنمایی بگیرم.

  40. Dr hannah (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام من تازه کتاب دقت دق ات میدهد رو خریدم
    من ازبچگی تاحالاوسواس دارم هم فکری هم عملی…وحشتناکه…الانم ب اوجش رسیده
    امیدوارن این کتاب بتونه کمکم کنه
    راستش مدل وسواس خودمو کم دیدم من علاوه بر چیزایی ک داداش رضا توفصل مقدمه گفتن یعنی شک داشتن ب نماز و صحت کارام…وسواس جبری هم دارم یعنی انگار یکی منو وادارمیکنه یه کارو چندین بار تکرار کنم..از یه الگوهای خاصی پیروی کنم مثلا کمتراز۳باردستمو نمیشورم ویکی درگوشم میگه اکه کمتر بشه اتفاق بد برات میفته
    این یه نمونشه
    کل زندگی من شده کارایی ک مجبورمم میکنه انجام بدم اون صدا????
    دیگه خسته شدم بخدا
    بااین حال قسمت غیرقابل تحملش واسم اینجاس ک اون صداهمش میادبم میگه داداشتو از دست میدی ب حدی که میشینم شرشراشک میریزم
    خدایاخودت کمکم کن
    التماس دعا

  41. علی (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش رضا بزرگ ترین ضربه نق نقو اینه که آدم رو نسبت به هدف خوبی که میگیره و میره میترسونه و القای اندیشه ی من نمیتونم رو میده و حواس و تمرکز رو نسبت به کارامون میبره و میگه کارامون طبق هدفمون نیست

  42. علی (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش …
    در خصوص تمرینات فصل ۳ بگم واسه داداش گلم که با خوندن این فصل ترس من کم میشه چووون اولا میدونم که راه درمان وسواس از لحاظ اسلامی اینه و ثانیا این که من وقتی توجه نمیکردم به فکر های وسواسی مضطرب میشدم و میترسیدم ولی چون دونستم این اظطراب هم جزو درمانه خیالمو راحت میکنه و حالا بچه هایی که مذهبی ان دغدعشون دینشونه حالا که میبینن دینشون در رابطه با این پدیده اینو میگه خیلی خیالشون راحت میشه

  43. علی (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش در خصوص تمرین فصل ۲
    این که من هم وقتی به نماز وای میستادم و یا از سجده پا پیشدم یا به رکوع میرفتم حس میکردم ادای مایکول جکسون رو میارم و این که وسواسی ها اونایی که از نوع فکریشو دارن وقتی مثلا یه فکری میاد توذهنشون انگاری اون فکر عملی میشه براشون مثلا به فکر من این میاومد که آقا ما با دوستان تو خیابونیم و یه هو یه ماشین به شکل خطرناک وز کنار ما میگذره حالا که این فکر میاومد تو ذهنم میدیدم که تو واقعیت من یواش زیر لب میگم یا ابالفضل خخخخخ

  44. Ta_Rastegarii75 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش رضا
    من یه مشکل خیلی خنده دار دارم که شاید باورت نشه حتی
    من دچار وسواس فکری هستم
    ریششم توی گذشتمه،توی داشتن پدر و مادری سخت گیر و پدر و مادری که همش ازم ایراد میگرفتنو مند با دیگران مقایسه میکردند و خردم میکردند
    داداش توی فکر من هی یه چیز تکرار میشه اینه که موهات کچل میشه،موهات خیلی کمه و کم پشته و بزرگتر هم بشی موهات کامل میریزه و کسی باهات رفاقتم نمیکنه حتی
    این فکر دیوونم میکنه،عذابم میده هی باهاش مجادله میکنم میگم که موهام بلنده موهام پرپشته ولی بازم ولم نمیکنه تازه بدتر نشونه هایی رو میبینم که موهات ریخته یا کم پشت شده
    همین افکار و مشکلاتمم ریشه در مقایسه های پدر و مادرم و تیکه هایی که اونا مینداختن داره
    کتابو رو خودندم فصل وسواس فکری رو هم چندین بار خیلی برام تاثیر داشته ولی بازم هنوز دچار اون فکرم
    این افکارم قطعا خیلی خنده داره ولی در عین حال خیلی هم عذاب دهندس
    مثلا در رابطه با همین کوتاهی مو فکرای دیگه ای هم میاد تو ذهنم که میگه فلان کس به موهات حسودیش میشه و میخواد کاری بکنه که موهات بریزه و کوتاه بشه خخخخخخ
    میبینی چقد خنده داره
    داداش من چیکار کنم؟؟لطفا تو این رابطه بهم کمک کنه
    من کسیم که تا چن مدت پیش اصلا همچین نگرانی دررابقطه با موهام نداشتممیدونستم و اعتماد داشتم که موهام بلنده و پرپشته و بازرگتر شدنمم هم همین طور باقی میمونه ولی الان دیگه اینطور نیس
    ازت خواهش میکنم که جوابمو بدی و بهم کمک کنی ممنوونتم

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.منم یه مدت همش فکر میکردم سقف میاد تو سرم…یا فکر میکردم یهو یکی از پشت سرم میاد با چاقو منو به قتل میرسونه…حتی به مدت فکر میکردم یهویی پا میشم به بابام حمله میکنم و میکشمش…یه جورایی ترس از قتل آدمی رو داشتم.حس میکردم الانه که یکیو بکشم برم زندان قصاص بشم و بعد سرم بره بالای دار و جهنمی بشم و مامانم عزادار یشه و خبر قتلم کل روزنامه ها پخش بشه…
      بعدا که یکم ایمانم قوی شد دیدم این فکرا همش بخاطر بی ایمانی و بی هدفیه.بعدش که زندگیم هدف دار شد و خدارو شناختم دیدم این افکار همش شیطانیه…
      این ذکر رو زیاد بگو خوب میشی :
      یا حفیظ…
      یا حفیظ یعنی خدا پشتمه و نمیذاره اذیت بشم…
      یا حفیظ یعنی همه چی من دست خداست و تو دنیا هیچی الکی الکی اتفاق نمیوفته.
      خدا محافظ و بادیگاردمه.

  45. علی رویان (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داش رضا
    در خصوص فصل مقدماتی کتاب دقت دق ات میدهد بگم که من وسواس فکری دارم و ریشه ی وسواسم را در کمال گرایی و ایمان ضعیف و کم بودن عزت نفس میدانم

  46. Nsm2 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    داداش من یه مشکلی دارم اونم این ذوق کردنه که تو فصل پنج گفتی … من از هیچی ذوق نمی کنم یعنی خیلی دوست دارم ذوق کنما ولی ذوقم نمیاد و ازین موضوع ناراحتم خیلی چون به نظرم زندگیم بدون ذوق کردن خیلی کسل کنندست و این مشکل سالهاست پدر منو درآورده … باورت نمیشه حتی اگه به من بگن بیا بریم قراره برات یه فراری قرمز  بخریم هم اونقدر که بقیه ذوق می کنن من ذوق نمی کنم مثلا می گم ایول چه خوب و اینا و فقط همین … این مسئله روی هدف گذاریمم تاثیر گذاشته هیچی خوشحالم نمی کنه این که میگی به شوق رسیدن به هدف بیدار میشم برای من مفهومی نداره نه که دوست نداشته باشما نه ولی مثلا میگم خوبه ها ولی اونقدر ها نه … ببین من یه چیزی هم که دارم اینه که از تکرار متنفرم به خاطر همین حس می کنم به پوچی رسیدم این که زندگیم هر روزش مثل هم باشه منو دیوونه می کنه برای فرار از این مشکل سعی کردم چیزای جدید حتی تجربه های جدید وارد زندگیم کنم ولی دو سه روز اول خوب بود باز شد مثل قبل …واسه همین امروز کلی برنامه ریخته بودم ولی صبح که پاشدم حس خیلی بدی داشتم حس روز مرگی و تکرار … یه حسی بهم میگفت خب که چی مثلا ؟ همون کارای قبل دوباره ؟ یا این روتین صبح که شکر گزاری و ایناست و تقریبا یه دو ساعتی هر روز مثل همه … خلاصه ناامید شدم و بیخیال و رفتم گرفتم خوابیدم خیلی ازین وضعیت خسته شدم ولی نمی دونم چجوری باید درستش کنم خیلی دلم میخواد مثل اینایی باشم که مثلا یه چیزی میخرن حداقل یه ماه ذوقشو دارن ولی واسه من عمر ذوقم نهایت یه ساعته و بعد میشه تکرار … شاید بگی همین تحسین کردن راه حل باشه ولی همونم انگار به کارم نیومد مثلا یه کاری می کنم بعد به خودم میگم ایول فلانی خیلی خوب بودی و اینا ولی چون برنامه هام زیاده و مدتش کم هی بخودم میگم اینارو باعث میشه خسته بشم چون هی باید تکرار کنم و این که توی ذوق کردنم زیاد تاثیر خاصی نداشته …. میشه بگی باید چی کار کنم این مشکل ذوق کردن حل بشه ؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.
      دقیقا مشکل اصلیتون نداشتن هدفه…زندگی بدون هدف دقیقا همینایی هستش که گفتید…یه چیزی بگم خیالتون راحت باشه…زندگی بدون هدف چرته…
      واقعا میگم…
      اصلا تو زندگی هدف نباشه انگاری هیچی نیست.دقیقا درک میکنم چی میگید…
      به شدت کمبود هدف تو زندگیتون احساس میشه…
      نکته مهم : برو سمت چیزی که دیوونشی…اینجوری ذوق میکنی…وگرنه سمت هر چیزی بری نمیتونی ذوق کنی چون با ارزشهات یکی نیست.

  47. HosseinKm (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش رضا، واقعا به این کتاب احتیاج داشتم
    تمرین مقدمـه که چرا وسواس گرفتم :کلا اطرافیانم و پدرو مادرم همیشه دوست داشتن من عالی باشم از تغذیه، قد وهیکل، آیندم گرفته تا الا اخر و متوسط منو قبول نداشتن و میگفتن کسی که واقعا بخوات فلان کنه یا واقعا بخواد اینکارو کنه هیچوقت متوسط نمیشه و همیشه نمره عالی میاره کسی که واقعا بخواد. برای همینه من هعی تو توبه و مسیر پاکی هعی وسواس فکریم میاد و میگه تو واقعا نمیخوای تغیر کنی اگه میخواستی تو ۲ روز میشدی مثل داداش رضا تموم آسیباتو درست میکردی و دست به هرچی میزدی طلا میشد ویا میشدی آیت الله بهجت چشم سومم باز میکردی و حواستم پرت نمیشد یهو اون دخترور ببینی و این چیزا رو میگه و منو سرد میکنه که کلا منو زده و بیخیال میکنه، وهعی هم میگه اگه واقعا میخواستی اگه واقعا میخواستی.. و درضمن حق اشتباه رو به من نمیدادن اگه اشتباهی ازم سر میزد چشم قرنه میرفتن یا شاید باهام حرف نمیزدن کلا براشون جا نیفتاده بود که منم اشتباه میکنم بخاطر همینه الان وسواس فکری من تو سن ۱۶ سالگی خودشو نشون داده که خدا کنه این کتاب بهم کمک کنه چون مث سم میمونه آدمو از دورن پوچ میکنه و اینو قشنگ میشه حس کرد ….

  48. Nsm2 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام … داداش رضا من چند روز بود حالم خیلی خوب بود ? چیزایی که گفته بودی قشنگ حس می کردم ؛ حتی صداهایی که قبلا تشخیص نمی دادم صدای خدا و شیطانو حس می کردم درست دارم تشخیص میدم اون نشاط درونی رو که میگفتی و همیشه برام سوال بود حس میکردم حتی حس کردم بهم الهام شد ? باورت میشه ؟
    اما … موقتیه حس می کنم همین حال خوبم تبدیل به وسواس شده … تو کانال گفته بودی وقتی حس می کنی حالت یه جوریه یعنی وقتشه با خدا حرف بزنی … من حالم یه جوریه که عین وسواس هی باید حواسم باشه و تکرار کنم تا حالم خوب باشه وقتایی که حواسمو جمع می کنم که خدا هست و با منه و هوامو داره و اینا حالم خوبه ولی اگه مثلا نیم ساعت ولش کنم حس رها شدگی دارم اگرم بخوام دائم حواسم جمع باشه نمی تونم سردرد میگیرم … وقتایی که سرگرم کارامم و یه جورایی غرق روزمرگی ام حسم بده ولی چی کار کنم نمی تونم دائم حواسمو جمع کنم ؟ حسم اینه که گفتی خدا تاوقتی باهاته که صداش بزنی ، نمی دونم متوجه منظورم شدی یا نه ولی حس می کنم تو هم اینجوری شدی حتما … تو چیکار می کنی ؟ چقدر با خدا حرف میزنی ؟ چی کار می کنی که حین کارات حالت بد نشه ؟ من باید چی کار کنم ؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.همین که در مسیر باشی یعنی با خدایی.نیازی نیست همش به خودت گوشزد کنی وسواس بگیری.

  49. Nsm2 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام … تمرین فصل ۵ :
    ببین من غیر وسواس به شدت آدم استرسی هم هستم یعنی مثلا فرض کن بخوایم ساعت ۵ بریم بیرون ؛ اگه من یه کم دیر کنم خانواده یه کم بهم بگن زود باش دیگه ، حالم دیدن داره دست و پامو گم می کنم به شدت دل پیچه میگیرم و احتیاج پیدا میکنم به دسشویی حتی اگه یه ربع قبلش رفته باشم و از شدت استرس هی کارامو تکرار می کنم مثلا صد بار روسریمو باز می کنم و دوباره میبندم باز حس می کنم اونجوری که دلم میخواد خوب نشده و همین باعث میشه مثلا نیم ساعت دیر تر آماده شم حالا شاید بگی ربطش چیه … ربطش به همینه که میگی حد و مرز تعیین کن … من یه مدتی خیلی روی هدف و اینا تمرکز داشتم تمام نکته هاشو میخواستم رعایت کنم مثلا همین که برای هر کاری زمان بزارم؛ میگفتم یه ساعت میخوام زبان بخونم و برنامه ریزیای اینجوری دو سه تا کار که انجام میدادم ولی مثلا اگه سر اون ساعتی که میخواستم تموم نمی شدن اعصابم به هم میریخت یا دفعات بعد دائم حواسم به ساعت بود که بیشتر نشه اصلا تو اون کار تمرکز نداشتم و لذت نمیبردم ازش یا باعث میشد استرس بگیرم و باز برم دسشویی … همین باعث شد که دیگه برای کارام زمان نزارم لیست کارایی که دلم میخواد انجام بدم رو مینویسم و با آرامش انجام میدم ولی باز آخرش اونجوری که دلم میخواد رضایت ندارم حس می کنم وقتمو هدر دادم و طولشون دادم ؛ آخه همه میگن من توی انجام کارام خیلی فس فس می کنم البته اینم بگم خانواده من کلا خیلی سریعن … خیلیااااا … یعنی من صبح بلند میشم میرم وضو بگیرم تا میام چادر نماز سر کنم داداشم دسشویی رفته وضو گرفته نمازشم خونده ولی حس می کنم در مقایسه با بقیه مردم زیاد فس فس نمی کنم شاید ۲۰ درصد بیشتر چون چند بار خودمو مقایسه کردم با بقیه ولی خب قبول دارم یکم کندم …. اما این که خانوادم انقدر سریعن و مدام بهم غر میزنن استرسم رو تشدید میکنه . سر همین برنامه ریزی خیلی دلم میخواد ببینم بقیه چجوری هستن مثلا من شماره که میزارم برای کارام بعضی روزا به ده تا برنامه هم میرسه البته بگم که من همه رو مینویسم مثلا نماز خوندن یا مرتب کردن تخت رو هم جز کارا مینویسم بعد به خودم میگم این کارا رو همه می کنن برا همین ۱۰ تا میشه وگرنه بقیه روز خیلی شلوغ تری دارن و از وقتشون بهتر استفاده می کنن و تو کار خاصی نمی کنی و کلی هم فکر میکنی چی کار کردی حالا کلا حس خوبی ندارم نمی دونم اگه لطف کنی و برنامه ریزیت رو با جزییات تو کانال توضیح بدی شاید کمک کنه بهم نمی دونم با این شرایط دقیق باید چی کار کنم … راستی راهنماییات خیلی مفید و کاربردین … مرسی که جواب کامنتا رو میدی ☺

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام. خب کمال طلبید دیگه…کتاب کوتاه کمال طلبی تو پروفایله بخونید خوب بشید.
      من بد تر بودم. دلیل کمال طلبی سخت گیری بوده.احتمالا به شما سخت گرفتن…یا سرزنش زیاد شدید و تحسین نشدید

  50. Nsm2 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    داداش رضا من یه وسواسی داره چند وقته  مغزمو میخوره که تو اینترنتم جوابشو پیدا نکردم … این که ما تو کل زندگیمون یاد خدا نباشیم گناهه ؟ ببین مثلا من اگر مثلا بخوام مدیتیشن کنم و از موزیکی که پخش میشه لذت ببرم نباید به هیچی فکر کنم جز اون موزیک یا مثلا وقتی دارم یه فیلمی میبینم اگه بخوام از دیدن اون فیلم لذت ببرم دیگه نمی تونم به چیزی فکر کنم اگه فکر کنم دیگه لذت نمیبرم اون تمرکزی که دلم میخواد ندارم بعد همش یه چیزی تو مغزم میگه تو از یاد خدا غافل شدی گناه کردی به خدا بی توجهی کردی مومن واقعی هیچ وقت خدارو فراموش نمی کنه تو تنبلی و بهونه میاری و ایمان نداری مومن واقعی دنیا رو فدای آخرت میکنه تو اینجوری نیستی و… خدا مگه خودش نگفته از لذت های حلال بهره ببرین ؟ خب مگه دو تا کار با هم میشه ؟ دلم میگه اینا وسواسه ولی عقلم نه نمی دونم چی درسته اینی که گفتم گناهه ؟ اگه گناهه چجوری باید همزمان به یاد خدا بود ؟ نظرت چیه ؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.همین که در مسیر باشی یعنی به یاد خدایی.خیالتون راحت.

  51. Nsm2 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام … تمرین فصل ۴ : به نظر من بزرگترین ضرر نق نقو خستگی فکره … چیزی که برای خودمم زیاد پیش اومده ؛  فکر و مغز آدم که خسته بشه سردرد میگیره و دیگه حوصله فکر کردن به درست انجام دادن کارش رو نداره و در نهایت میشه همون که گفتی ، از خستگی زیاد میگه به جهنم من دیگه نمی تونم ممکنه گناه کنه … یه چیزی که من نفهمیدم راه تشخیص نفس لوامه و نق نقوعه ؛ یه اشاره ای تو متن کرده بودی ولی باز تشخیص نمیشه داد با این چیزی که گفتی این که میگی خدا تشویقت میکنه که برگردی و از گناه پشیمونت می کنه رو من تشخیص نمیدم … هر کاری که پیش میاد و حس سرزنش دارم یه حسی میگه نه این نفس لوامه است به این باید گوش بدی مثلا این که یهو با پدر مادرت بحثت میشه و حس بد میگیری ؟ …یا مثلا نمی دونم کجا باید تلاش بیشتر میکردم سرزنش به جاست ،یا صدای خدا و فرشتست یا نق نقوعه ؛ اینم که گفتی نق نقو چهار سالشه و بزرگم نمیشه و بچه کوچیکه شیطونه رو نفهمیدم … من درست تشخیص نمیدم ولی حس میکنم ۹۰ درصد روز منو همین گرفته پس اصلا کوچیک نیست اگه این کوچیکه پس بزرگشون چیه ؟ لطفا یه بار یه جا تموم شیطونا رو برامون توضیح بده … مرسی از راهنماییت پیشاپیش .

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.پست وکیل مدافع شیطان رو حتما بخونید

  52. Nsm2 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    داداش رضا سلام
    راجع به فایل شناخت گناه ها که توی فصل ۳ گذاشتی من یه مشکل بزرگی دارم که خیلی اذیتم می کنه … من اصلا نمی تونم از این دست کتابا بخونم … حالم بد میشه اعصابم بهم میریزه فایلشو که باز کردم دیدم از این دست کتابای مذهبیه یه دور سریع ورق زدم که ببینم راجع به چیه چشمم اتفاقی خورد به یکی از خطاش که حضرت علی گفتن ۳ دسته آدم داریم یکی اینایی که کامل مومنن و بشارت میدیم بهشون یکی ازونایی که کافرند و انذارشون میدیم ولی دسته سوم مومنایی اند که گناه می کنند و اینا با ابهام و حزن و ترس زندگیشون همراهه و اینجوری میمیرند و به خاطر گناهاشون تو آتیش میسوزند و بعدا شاید روز قیامت ما شفاعتشون رو بکنیم و از آتیش بیرون بیان ولی این قضیه مال بعد از سیصد هزارسال عذابه! همون موقع بستمش ولی با این حال از دیروز تا حالا از ذهنم پاک نمیشه همش حالم یه جوریه … کلا با شنیدن یه برنامه مذهبی یا هر چیزی که ازین دست باشه حالم بد میشه نمی تونم ببینم حتی سمت خدا …یا مثلا یه جایی خوندم که حضرت علی گفتن مومن هیچ وقت از ته دل نمیخنده چون از گناهاش میترسه و از خدا هم به خاطر عقوبت گناهاش میترسه در حالی که من فقط حالم با خنده خوب میشه جوری شدم که با خنده هم عذاب وجدان میگیرم … حالم بده … حس می کنم به خاطر این قضایا به اهل بیتم بد بین شدم ? یعنی حس میکنم بعدا که بمیرم ممکنه حضرت علی بیان بگن این از ما نبوده اصلا کاری با نداشته هر چی میگفتیم خلافش عمل میکرده و… نمی دونم باید چی کار کنم دست خودم نیست حالم بد میشه با اینجور حرفا … مگه خودت نگفتی حتی خبرای منفی رو هم دنبال نکنین وگرنه ذهنتون منفی میشه ؟ من همش همینجوریم هی یاد اون جمله میفتم که گفتم زندگیش با ابهام و حزن و ترس همراهه چون زندگیم همینه … یه مدتم خیلی تو فاز یاد مرگ و اینا بودم دائم کلیپ و سخنرانی و اینا میدیدم ولی قشنگ شده بودم یه آدم افسرده … نمی دونم تو چجوری ازین کتابا میخونی دائم و حالت خوبه نمی دونم باید چی کار کنم خوشحال میشم اگه میتونی کمکم کنی .

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.حس میکنم از خدا و اهل بیت یه غول ترسناک ساختید…البته حق داری…وسواس و زیاد ریز شدن و بزرگ شدن تو محیط استرسی آدمو اینجوری میکنه…ولی حقیقتا خدا خیلی مهربون و عزیز و بخشنده و کریمه.خدا بسیار با درکه و خیلی بنده هاشو دوست داره و کمکشون میکنه.اهل بیت بهترین و عالی ترین هستن…امام علی خیلی مهربون و کریم بود..یه همه یتیما کمک میکرد و دست بخشش داشت.اول برید دنبال این حقایق و بعد برید حدیث جهنم و قیامت بخونید.

  53. M_davoodi (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    تمرین فصل چهارم :
    در جا زدن

  54. M_davoodi (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    تمرین فصل سوم
    خیلی راحت شدم دقیقا بیشتر این مشکلات رو داشتم
    خیلی خوبه که احکو رو به زبان ساده یاد بگیریم

  55. M_davoodi (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    تمرین فصل یک
    یعضی از جملات رو دوبار میگم مثلا : سلام سلام چرا چرا باشه باشه خداحافظ خدافظ
    وقتی وارد ی جمعی میشم فکر میکنم دخترای جمع دارن به من نگاه میکنن

  56. M_davoodi (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    تمرین مقدمه
    وسواس فکری دارم بکم هم عملی . بیشتر فکر میکنم
    به خاطر اشتباهاتی که در گزشته انجام دادم احساسا گناه دارم و کارهایی که میخواستم انجام بدم ولی میگفتم بعدا انجام میدم

  57. Nsm2 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام ، تمرین فصل ۳ : راستش فصل سه یه جاهاییش رو نمی دونستم و برام جالب بودولی بیشترش به گوشم خورده بود به نظر من واسه ما وسواسی ها این ها گفتنش راحته اما امان از عمل کردن … ولی یه جاهاییش اعصابمو بهم ریخت مثلا اونجا که گفته بودی فقط جای مهر و لباس باید پاک باشه … مشکل منم همینه من به دلیل یه سری مسائل همه جا رو نجس میدونم و اصلا نمی تونم بگم که بدنم صد در صد پاکه برای نماز یا نه … حتی وقتی حمام میرم خب باز با پای خیس رو همون فرشا راه میرم و نماز میخونم ?? شاید بگی دمپایی بپوش یا نمی دونم هر چی ولی نمی تونم کل روز که نمیشه آدم دمپایی پاش باشه فقطم فرش نیس از نظرم …نمی دونم اما بلاخره با خودم میگم خوندن با این شرایط بهتر از نخوندنشه اما دلم چرکینه میترسم خدا هیچ کدومو به خاطر این مساله قبول نکنه ولی کاری از دستم برنمیاد ? نظرت چیه ؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.کسایی که وسواس دارن اگه نجس هم نماز بخونن خدا قبول میکنه.چون خدای مهربون درک میکنه و میفهمه وسواس یه بیماریه.پس شما یه مدت نجس بخون بذار نماز به دلت نشینه.کم کم شیطون خفه میشه.
      خدا تو قران گفته من راحتی تورو میخوام نه سختیتو.
      خلاصه اینکه اونجایی که وسواس اذیتت میکنه استقامت نشون بده و تکرار نکن.بعدش خوب میشی‌.منم همینجوری خوب شدم.خدارو شکر

  58. Nsm2 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    داداش رضا سلام
    تمرین فصل ۲ :
    نگرش منفی : خدا به قرارایی که من باهاش میزارم توجهی نمی کنه و هر چقدر من نگرش مثبت مینویسم فایده نداره و زمانایی هم که من فکر می کنم حل شده خدا حل شده نمی دونه و بعد مرگم عذاب میشم … نگرش مثبت : خدا امید کسی رو نا امید نمیکنه خدا خودش تو قرآن گفته حسن ظن داشته باشین پس حتی اگه کاراتم درست نباشه چون امید داری خدا عذابت نمی کنه .
    داداش رضا امروز نزدیک به سه صفحه راجع به این موضوع نوشتم ولی ذهن و دلم آروم نمیشه ذهنم قبولش نمی کنه دارم روانی میشم همش میگم خدا آخرش منو مکر میکنه ( درباره مکر خدا و امید که تو قرآن اومده ) نمی دونم چی کار کنم ذهنم دائم خستس و اصلا قبول نمی کنه این نگرش مثبتی که مینویسم همش میگم این کارایی که من می کنم از نظر خدا تلاش واقعی نیس و خدا میگه باید یه کارای دیگه میکردی اون دنیا … مثلا میگی خدا تو احکامش انقدر سخت نمیگیره من مثلا یه آهنگ گوش میدم ذهنم میگه آره تو بشین امید داشته باش که خدا میبخشه فقط وایسا تا بمیری ببینی چی میشه ??? این قضیه امید چقدر راسته یعنی من اصلا تشخیص نمی دم دائم اعصابم خورده نمی دونم باید چی کار کنم نظرت رو بگو حتماااا? … فصل بعد رو بخونم یا زوده ؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.حق داری.از بس بهت گفتن خدا بی رحمه کم کم باورت شده خدا بی رحمه. به خودت زمان بده.اصلا نا امید نشو.به خودت چهل روز زمان بده.به این فکر کن که اگه خدا اینهمه بی رحم بود داداش رضا الان اینجا نبود . دنبال مثال هایی باش که باورت بشه خدا خیلی مهربونه و بنده هاشو دوست داره و دنبال زجر دادن و اذیت کردنشون نیست.برو فصل بعد درمورد احکام کامل توضیح دادم.مطمئنم خوب میشی تا آخر کتاب‌

  59. Samane97 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام .
    تمرین فصل سوم:
    این فصل خیلی فصل سبکی هست.خیلی از ابهامات برام رفع شد . دین خیلی آسونه ولی خودمون برای خودمون سختش کردیم .
    یه نکته هم بگم :قبل از اینکه وارد این فصل بشین حتما روی باورتون نسبت به خدا و الهامات درون کار کنین.چون مشکل منم همین بود کار نکرده بودم . امتحانش کنین.خیلی موثره .
    یاعلی علیه السلام

  60. Fatemeh (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام..فصل۲
    خداحواسش به من نیست و منو نمیبینه عین خیالشم نیس چ بلایی سرم میاد-خدامیخاد منو اذیت کنه و امتحانای سختی ازم بگیره و خیلی دیر آرزوهامو برآورده میکنه..خدا هر دفعه ی بلایی سرم میاره و بهم غم میده………..
    خدابزرگه و حواسش به همه هست بخشنده و مهربونه.خدا خیر منو میخاد و منووبه موقعش به همه چیز می رسونه..خدا خیلی منو دوست داره واگه ازم امتحان سخت میگیره میخاد ک من رشد کنم و عاقلتر بشم

  61. Fatemeh (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام-فصل۳
    این فصل آدمو آروم میکنه…ولی ی سوال من ی جا شنیدم ک باید بو و رنگ نمونه در مورد نجاست لباس ولی شما گفتین اشکالی نداره من اینو شک دارم

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.هر جا پذیرشش برات سخت بود بدون پاشنه آشیلته.

  62. Zeinab (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداشرضا
    چرا بعضی وقتا حتی اگه دستوری که اسلام داده رو رعایت میکنیم اما بعدش یه صدایی میگه نه به وسواست عمل کردی؟
    خیلی این فکر ازارم میده
    مثلا دست بابام خون دستش دلمه شده بود اما جوری بود که اگه خیس میشد خونی میشد جاهای دیگه اگه میمالید بهش
    منم دستم خیس بود و خورد بهش و رفتم دستمو شستم اما اون صدا و همچنین بابام میگه این وسواسه
    من این وسط چی بگم
    ??

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.یه فتوایی هستش که برای تمام کتاب های مراجع تقلید اومده.و میگه : اگه فهمیدی وسواس گرفتی و خیلی حساس شدی تا زمانی که خوب بشی همه چیز برای تو پاک و درسته .
      اینکه ماهی سه بار شک کنی اشکالی نداره…اما اگه میبینی هر روز شک میکنی و واقعا اذیتی باید کلا همه چیو پاک و درست بدونی.
      چون حتی مراجع میگن یقین یه آدم وسواسی قبول نیست.پس نگو نجس شده و باید بگی پاکه.
      ببین…
      شیطون از راه وسواس خیلی هارو بیچاره کرده.پس نذار رو مخت بره.
      تو یکی از فصل ها کامل درمورد این قضیه صحبت کردم و خدارو شکر خیلی ها وسواشون درمون شده.
      حساس نباش.یه مدت نجس و باطل زندگی کن تا خوب بشی.

  63. Samane97 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام. تمرین فصل دوم:
    نگرش منفی : خدا منو نمیبنه و درکم نمیکنه واصلا از درونم خبر نداره_خدا فقط نظاره گر منه و هیچ کاری برام نمی کنه _خدا خیلی سختکیره بدون استثنا همه مونو میندازه جهنم_خدا زورش کمه اگه میتونست جلوی شیطونو میگرقت وسوسم نکنه_خدا خیلی صبرش زیاده برای اینکه از خدا چیزی بخوای باید خیلی خیلی خیلی اصرار کنی تا راضی بشه یه چیزی بهت بده اصلا الکی بهت نمی ده
    نگرش مثبت:۱.خدا خیلی بزرگه همه چیز اون چیزی نیس که دور و اطرافمون میبینیم همه چیز وسیع تر از اونیه که میبینیم پس خدا بزرگه
    ۲.خدا خیلی مهربونه .لطف و مهربونی خدا طوری هست که یک کاره خوبت ده برابر براش ارزش داره .خدا خیلی مهربونه
    ۳.همه چیز بر پایه نظم و دقت خاصیه :ارتباط میوه ها و فصل هاشون ، ارتباط بین گوش و امواج صوتی ، ارتباط بین چشم و نور ،ارتباط بین آب و کشتی و باد ..همه چیز به طور منظم و دقیق آفریده شده .پس خدا می دونه داره چکار میکنه . همه ی هستی بر پایه خیره ، همه چیز برای منم خیره ..
    ۴.چه کسی به آقا اباالفضل ع بزرگی و قدرت و زور داده ..اونی که داده حتما زورش زیاده که همچین قمر بنی هاشمی ,(ع) رو آفریده .خدا ی من قویه قوی..
    ۵.خدا زنده ست + دائمیه +موندنیه +ذاتیه +هوامو داره
    ۶. خدا منو دوست داره . اگه منو دوست نداشت که منو از مسیر غلط وارد مسیر پاکی نمی کرد ..!
    ..
    آیت الکرسی میتونه کمکتون کنه .معناشو بخونید و بهش فکر کنید .بیشترین صفات خدا در این ]یات هست .
    یاعلی

  64. Samane97 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام.وقتی که ذهنمون نسبت به خدا باور منفی داره چجوری نگرش مثبت به خدا در ذهنمون تولید کنیم ؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.اصولا هر بدی که در خودمون هست رو ما به خدا نسبت میدیم.

  65. masumeh (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام.من فکر میکنم وسواس فکری من ریشه اش تو کودکیمه که باعث شد اعتماد به نفس و عزت نفس پایینی داشته باشم و حملات هراس اونو بیشتر آشکار کرد برام .

  66. Samane97 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام.
    تمرین فصل اول:
    از وسواس خاطرات خوبی ندارم.
    یه دوره از زندگیم وسواس نگاه به نا محرم رو داشتم .یه بار سرکلاس کنفرانس داشتم .تمام طول کنفراس یا به در ودیوار نگاه میکردم یا به تخته .خیلی کمتر پیش می اومد به استاد یا حضار نگاه کنم.فکر میکردم گناه میکنم.کنفرانسم که تموم شد استاد گفتن :اول از همه هر وقت خواستی کنفراس بدهی حتما به چهره حضار نگاه کن .هیچی دیگه استاد مچمونو گرفتن.
    یه مدت به حجاب وسواس داشتم .همش فکر میکنم الان یه نامحرم میاد خونه و من روسری سرم نباشه و گناه کنم .برای همینه حتی توی خواب هم روسری از سرم در نمی اوردم و تا صبح با روسریم میخوابیدم.
    الان هم این وسواسا رو دارم ولی خداروشکر کمتر شده.

  67. Samane97 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام.
    تمرین فصل مقدمه:
    خانوادم هردو وسواس رو دارند هم فکری هم عملی.
    منم همینطور . خداروشکر عملی رو تا حدودی کنترل کردم ولی فکری رو هنوز نتونستم .ان شاءالله به حول و قوه الهی وسواس فکری رو هم مهار می کنم.
    وسواسم از ترس هست. ترس ازدست دادن خانوادم توی دوران بچگی یکی از عزیزانم رو از دست دادم.یکی دیگه ترس از خواهرمه .از بچگی و توی دوره های مختلف با من رفتار غلطی داشتند و همین باعث میشد به رفتارشون دایم فکر کنم.برا همینه آرامش فکری ندارم.
    یکی دیگه هم تصویری که از خدا توی ذهنم ساختم تصویر اشتباهی بود ه.احتمالا همین ریشه ی وسواسم باشه .

  68. جویای پاکی (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    تمرین فصل ۱
    همین که الان به ذهنم فشار میارم که خاطرات وسواس گذشتمو به یاد بیارم ارامشو ازم میگیره و اذیتم میکنه. عجیبه
    یاد اون لحظاتی میفتم که تو عادی ترین و شادترین لحظات زندگیم یهو یه فکر عجیبی به سرم میزد که همش همونو تکرار میکردم تا اروم بشم و ذهنمو ب ثبات برسونم. و اون شرایط رو الکی الکی با افکارم خراب میکردم و تو جمع یهو یه ادم عجیب میشدم. وای خیلی تلخه.. بیخیال
    ولی یه سری خاطره دارم: چند بار شده که یه سری کاغذ باطله از رو میزم برداشتم که بچه خواهرم که ۳سالشه روش نقاشی اجق و جق کشیده بود. مثلا دوتا خط و یه دایره و چنتا نقطه.. من وقتی این کاغذای نقاشی رو پیدا میکردم از روی کنجکاوی نگاشون میکردم..بعدش مینداختمشون تو سطل زباله.. بعد چند دقیقه میرفتم دوباره از سطل زباله ورشون میداشتم نگاشون میکردم.. میگفتم این چچچچی میتونه باشه؟؟؟میخواستم زوووووووری هم که شده یه چیزی بفهمم..بعدش دوباره مینداختمشون تو سطل زباله.. جالبتر اینجاست که بعد چند دقیقه دوباره میرفتم و …….
    حخخخخخخخخخخخخ بیخیال.مسخرمون نکنیداا

  69. جویای پاکی (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    تمرین فصل مقدمه
    هم وسواس فکری دارم . هم عملی. اگه وسواسم رو به ۱۰۰ تقسیم کنم ۸۰تاش میشه فکری ۲۰تاش میشه عملی
    وسواس فکریم خیلی بیشتره

    ریشه و دلایل وسواسم احتمالا : کمال گرایی. داشتن برنامه و برنامه ریزی نامناسب. بیکاری

  70. عاطفه (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش.
    خداروشکر مدتیه به لطف خدا وسواس نماز و وضو و غسل رو تا حد خیلی زیادی درمان کردم…
    اما الان دچار یه مشکلیم نمیدونم کمال گراییه چیه…کلی سخنرانی و کتاب دور خودم جمع کردم برای خودسازی.و همشم استرس دارم میگم من باید تمام کتابا و سخنرانی های فلانی رو بخونم ولی فرصت عمر بهم مجال نمیده.یا توی خونه دلم میخواد هم همه ی کارای مامانمو انجام بدم هم توی درسم خیلی عالی باشم هم توی خودسازی‌…

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.تو زندگی دنبال عالی بودن نرو…دنبال قابل قبول بودن برو…اینجوری رضایتت از خودت بیشتره.

  71. منتظر? (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش رضا
    ی آشنایی هست که مشغول خودسازیه (حالا نه دقیقا از طریق این سایت و اینا بیشتر مطالب روانشناسی) و موفق نبوده
    اطرافیانم هی بهم میگن تو شبیهشی
    خودم میدونم اگه ی عیبو در کسی ببینم یعنی خودمم دارمش ولی احساس میکنم انقدر اطرافیانم گفتم شبیهشی من دارم اونجوری میشم
    ذهنم درگیر شده
    لطفا کمکم کن
    ممنون?❤

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.هر کی بهت تلقین منفی کرد اعراض کن…یعنی اهمیت نده.

  72. Pouriya (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش …
    تمرین فصل ۴…

    داداش تجربه شخصی که دارم نق نق همه ی آسیباش بزرگ بوده بره من و آسیب کوچیکی نداشته….
    مثلا یکی از آسیبایی ک نق نقو بهم میزد یه مدت من دچار خودارضایی ک میشدم این بود که تا تصمیم میگرفتم پاک باشم و به دخترا تو بیرون نگاه نکنم بعد ک میرفتم بیرون این نقو نقو منو دهنمو سرویس میکرد ..جوری بود که من یه نیم ثانیه چشمم ب دختر میخورد یا تو خیابون ب طوره ناخوداگاه خیلی کوچیک چشمم ب دختر میخورد یا حتی دختر میخواس از بغلم عبور کنه زود بهم میگف گند زدی پوریا توبه ات شکست تو آدم نمیشی دیگه خدا روشو ازت برگردوند بدو گمشو خودارضایی کن از دفه بعد حالا عهد میبندی…. یا مثلا تا یه مدت میرفتم تو دوره پاکی نق نقو میگف خب که چی الان چه فرقی کردی مثلا وضع مالیتم که خوب نشد .. کاراتم که رو روال نیوفتاد …. یا مثلا نق نقو بهم میگف تو خیلی کند ذهنی تو درست بشو نیسی …. یه جورایی منو خنثی و ناامید میکرد تو همه ی موارده زندگی..

  73. Pouriya (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام‌فصل سه کتاب رو هم خوندم… و میخوام بگم ک با خوندن این فصل خیلی سبک شدم و واقعا احکام برام شناخته شده شد و تازه دارم متوجه میشم ک من حقد حساسسیت به خرج میدادم و کلی انرژی ازم گرفته میشد … خیلی فصل خوبی بود و خیلی آگاهیم بالا رفت

  74. Nsm2 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام آقا رضا
    تمرین مقدمه …
    من هم وسواس فکری ام هم عملی ولی فکری بیشتر
    نمی دونم این چیزایی که میگم واقعا ریشه وسواسم هست یا نه ولی باز میگم
    ببین من یکی از ترسای وسواس فکریم اینه که نکنه یکی روم اسید بپاشه  یا به طریقی زیبایی و سلامتیم رو خدایی نکرده از دست بدم … فکر که کردم دیدم شاید اخباری که میشنیدم درمورد اسیدپاشی یا فیلمایی که اتفاقی میدیدم و موضوعش این بود توی ناخودآگاهم اثر گذاشته باشه ؛ بعد از دیدن این اخبار یا فیلما یه مدت تو صورت کسایی که اسید پاشیده بودن (عکساشون) دقیق میشدم یکی همش تو ذهنم میگفت اون قدرام زشت نمیشن و ترحم بیخودی بهشون میشه بعد از مدتی دوباره صداهه بهم میگفت باید تجربش کنی و بعد خیلی بد تر شدم صدا میگفت تو لیاقت زیبایی و سلامتی رونداری و به جنبه های دیگم رسید مثلا میگه تو لیاقت این رفاه یا خوشحالی و امکانات رو نداری و باید برات فلان اتفاق بد بیفته … باور کن دارم روانی میشم یعنی رسما شدم … باعث میشه دائم بلند بلند با خودم حرف بزنم و انکارشون کنم حتی دعا و التماس و گریه ولی … به جایی رسیدم که خانواده مسخرم می کنن… همین الآن که دارم مینویسم صد دفعه انکار کردم و اعصابم به هم ریخته  همونجور که توی متن نوشته بودی واقعا بعضی وقتا فک می کنم خودمم انقدر که واقعیه … یا در مورد خدا ؛ من دلم نمیخواد به مقدسات توهین کنم ، همیشه میگفتم من دلم میخواد این دنیا و اون دنیا رو با هم داشته باشم بعد یه مدت مثلا آهنگ گوش میکردم یا حتی درس میخوندم صدا می گفت داری به خدا بی توجهی می کنی و بعد شدید شد به حدی که همش راه میرم صدا میگه نعوذبالله پاتو داری رو قرآن میزاری واقعا حس می کنم استغفرالله پامو دارم روی صفحات قرآن میزارم و حتی راه رفتنم دیگه خنده دار شده نمی دونی چه عذابی میکشم میتونی کمکم کنی ؟ راجع به تمرین فصل یک من واقعا به خاطر وسواس زندگی سختی دارم و به نظرم هیچ کدوم از وسواسا خنده دار نمیاد که بگم چون گریه داره واقعا …یه چیز دیگه این که من حتی یه لحظه شادی واقعی ندارم تو زندگی چون همش حس گناه و سرزنش دنبالمه مثلا در مورد آهنگ همین امشب داشتم خندوانه میدیدم ولی به خاطر آهنگاش زهرمارم شد چون میدونی که میگن آهنگ شاد حرومه گوش دادنش میشه بگی تو چی فکر می کنی ؟ کافیه یه جا آهنگ باشه زهرمارم میشه در صورتی که ذاتا خیلی به آهنگ علاقه دارم و این امتناع فقط به خاطر ترس از عقوبت گناهه یا همش میترسم به خاطر این گناها یه بلایی سرم بیاد از جانب خدا …یا این که مثلا گفته بودی یه جایی من همیشه شادم و خداروحس میکنم تو لحظه هام اما من مثلا وقتی شادم و قهقهه میزنم نمی تونم حواسم همون لحظه به خدا باشه میگن خنده اگه تو رو از یاد خدا غفلت بده این شادی حرومه باور کن دارم روانی میشم و حتی از دین زده …. چی فکر می کنی؟لطفا کامل توضیح بده برام مخصوصا راجع به شادی و آهنگ  دارم دیوونه میشم

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.دقت…دق ات میدهد…دلیل این همه وسواس اینه که خدارو سخت گیر میبینی…خدارو یه موجود ترسناک میبینی که رو به روت وایستاده و باهات دعوا داره…سعی کن خدارو پشت خودت ببینی که کمکت میکنه… نه رو به روت…دقت زیادی آدمو میکشه…ادامه کتاب رو بخون خوب میشی…به خصوص فصل سه و چهار…دین بهت خیلی بد معرفی شده.حتما فصل سه و چها رو بخون.

  75. Pouriya (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش..
    تمرین فصل یک… یکی دوتا از وسواسایه مسخره و جالبم اینکه حموم که میرم اخرش ک میخوام بیام بیرون یه حسی بهم میگه غسل کن غسل یالا غسل کن اگه غسل نکنی سبک نمیشی اگه غسل نکنی صبور و بانشاط نمیشی خخخخخ… یا مثلا تو موبایلم تا مثلا یه عکس زن مو باز میبینم یا تو خیابون یه زن بدحجاب حتی نیم ثانیه هم نمیشه چشمم بهش میخوره اما انقد بهش حساس شدم که زود یکی میگه که عه پوریا گند زدی که تو درست بشو نمیشی … یا مثلا یکی همش میگه که پوریا تو احتمالا سرطان داری … یا مثلا موقع نماز تو رکعت سوم و چهارم اینا مثلا سه بار تسبیحات اربعه میگم اما یکی مدام بهم میگه که دوبار شد یکی دیگه هم بگو یا یه بار شد یا جا انداختی قنوتو خخخخخخ چیزایه مسخریه ای که خداروشکر تا ۸۰درصده اینایی که گفتمو درمون کردم ولی باز جالب بود گفتم بگم از تمرین این فصل

  76. منتظر? (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش رضا ممنونم که این کتابو نوشتی خداروشکر من تا حدی وسواسم برطرف شده حداقل ۳۰ یا ۴۰ درصدش رفته انشاءالله کامل خوب میشیم هممون ?
    دستت درد نکنه?

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.الحمدالله

  77. Zeinab (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    خاطره جالب از وسواس?
    داداش من تو نمازم فکر میکردم وضوم باطل شده?خودتون حدس بزنید دیگه?
    یا مثلا تو وضو از بس دستمو هی رو اون دستم میکشیدم یه بار خواهرم اومد کنارم وایساد اگه بیش از حد طول میکشید میزدم یعنی میزدا ?

  78. Zeinab (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش رضا
    من وقتی بچه بودم شبا قبل خواب از ترس اینکه دزد بیاد و پدر و مادرمو بکشه یا مثلا یه روز پدر مادرم فوت کنن خیلییییی گریه میکردم چشام باد میکرد از گریه ??
    وسواس فکری داشتم بچگیم الان خیلی کمتر شده
    من از روزی که فهمیدم نمازام تا الان اشتباه بوده وسواس عملی گرفتم یعنی از وقتی تصمیم گرفتم نماز و وضو هامو درست بخونم وسواس گرفتم خیلی وضو هامو تکرار میکردم ولی خب فکر میکردم که احکامو کامل بلد نیستم یعنی هر بار که وضو میگرفتم از خواهرم که احکامو بلد بود میپرسیدم وضوم واقعی اشتباه بود اما کم کم تبدیل شد به وسواس عملی
    وضو مو نمازمو و غسلمو باطل میدونستم هی میرفتم حموم
    مامانمم همیشه میدیدم که اگه از توی سینک ظرفشویی دوتا قطره آب میپاشید بهش میرفت لباساشو آب میکشید و حتی بعضی وقتا به خاطرش حموم هم میرفت یا دستش مثلا نجس نبود اما چننننند بار میبرد زیر اب میوورد بیرون هی تکرار میکرد وسواس عملیمو از مامانم به ارث بردم اما فعال نبود تا وقتی تصمیم گرفتم نمازامو درست بخونم حتی یه بار صفحه گوشیمو شستم?در حالی که نجس نبود
    وسواس فکریم هم اینه که یه فکر چند وقت هییییییی تو ذهنم میاد هر فکری مثلا من هی عیب دیگران تو کلم تکرار میشه نمیتونم کنترلش کنم مغزم داغ میکنه اما اینم بهتر شده
    ولی وسواس فکریم ترس از اتفاقات بده اما شدید نیست بیشتر عملیه وسواس فکریم هم مال اینه که به خدا اعتمادم کمه
    (تمرین فصل مقدم)?

  79. منتظر? (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام رضا
    موقع مدرسه چون من درسم خوبه همکلاسی هام ازم سوال میپرسیدن من جواب میدادم ولی بعضی وقتا بخاطر ی سری مسائل جواب نمیدادم مثلا حالم خوب نبود و …
    بعد طرف بهم میگه تو اخلاقت خیلی بده و حسودی و …
    در صورتی که اصلا اینطوری نیست خودمم میدونم اونطرف دنبال منافع خودشه و متاسفانه دوست منم هست
    میخوام بدونم چجوری با این آدما برخورد کنم؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.اعراض کن…قرار نیست واسه هر چیزی فکرت اذیت بشه.

  80. منتظر? (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام رضا
    تصمیم گرفتم از فردا روزی ۱۰ الی ۲۰ دقیقه وقت بذارم برای تمرین هایی که تو فصل ۲ دادی وقت بذارم مثلا نگرانیم در مورد ازدواج رو که قبلا یادداشت کردم به یاد بیارم و بعد نگرشم رو عوض کنم و برای روزای بعد همینو تکرار کنم و هر روز تو زمانی که در نظر گرفتم برای همه مواردی که گفتی اینکارو کنم و بعدش هم دنبال مدرک باشم تو گذشتم
    فقط نمیدونم چقدر وقت بذارم مثلا ۷ روز یا ۸ روز پشت هم تکرارش کنم کافیه یا یک ماه روزی ۱۰ دقیقه وقت بذارم؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام. همین که اراده میکنی تمرین حل میکنی عالیه.اینجوری نگرانی هات برطرف میشه‌ و تو زندگیت در آینده به بن بست نمیخوری.خوبه.

  81. منتظر? (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام رضا
    ی سوال
    واسه اینکه ی کاری کنم همین که تو دلم قصد کنم میشه نیت و نیازی نیست به زبون بیارم(هرکاری مثل نماز و روزه و غسل و وضو و …)
    درسته؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.نیازی نیست زبونی بگی

  82. منتظر? (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    تمرین فصل ۵
    تو خودسازی نمیتونم حد تعیین کنم و هرچقدر تلاش میکنم راضی نمیشم
    دلم میخواد هر روز وقت برای فکر کردن بذارم و کتاب بخونم و خودسازی کنم
    تو تفریح هم نمیتونم حد تعیین کنم
    البته اینکارو کردم قبلا ولی تو عمل بهش ضعیف بودم
    مثلا گفتم روزی ۲ تا نیم ساعت پلی استیشن بازی کنم ولی بعضی وقتا که کارام تموم میشد و بیکار میشدم باز میرفتم سراغش و رضایتم از بین میرفت چون حس میکردم وقتمو گرفته الکی
    از این به بعد میخوام واسه همه کارام حد تعیین کنم و حد همشونم از کم شروع کنم و آروم آروم طبق تواناییم بیشترش کنم
    مثلا روزی بیشتر از ۱ ساعت ps بازی نکنم و سعی کنم تو دوتا نوبت نیم ساعته باشه
    هر روز ۱۵ تا ۲۰ دقیقه ورزش کنم
    هر روز حداقل ۱ فصل از کتابای داداش رضارو بخونم و اگه زمان اضافه آوردم برم سراغ فصل بعدی
    روزی ۷ صفحه قرآن بخونم که اینطوری میتونم تقریبا هر ۳ ماه ی ختم قرآن انجام بدم و در کنارش سعی کنم هر روز ۵ دقیقه ی آیه قرآن رو با معنی و تفسیر بخونم و روش فکر کنم
    برنامه ?تفسیر نور? ی برنامه کاربردی برای کساییه که قرآن رو با معنی و تفسیر میخوان

  83. منتظر? (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام رضا
    تمرین فصل چهارم
    به نظر من آسیبای خیلی زیادی داره که یکی از بزرگتریناش اینکه که نمیذاره ارامش اعصاب و روان داشته باشی و کوچکترین حرکتی کنی و بعدش هم به خاطر این که آرامش نداری و حرکت نمی کنی حرصتو در میاره و باز اعصابتو بیشتر بهم میریزه
    راستی رضا ی کادری بود که حرفای نق نقو رو تو نماز نوشتی، میگفت تکرار کن تکرار نمیکنی؟ تکرار کن… تکرار کردی؟ چرا تکرار کردی و اینا…
    من از خنده مردم خیلی باحال بود??

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام خخخ . باور کن یه مدت مشکل اساسی من سر نماز بود

  84. منتظر? (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    تمرین فصل ۳
    فصل خوبی بود خداروشکر از استرس هام کم شد
    ی سری سوال هم برام پیش اومد که از پاسخگوی احکام پرسیدم که جواب بگیرم

  85. منتظر? (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    تمرین فصل دوم
    باور های منفی من در مورد خدا:
    هروقت گناه میکنم یا اشتباهی میکنم و بعد توبه میکنم فکر میکنم توبم قبول نیست و خدا ازم راضی نشده چون زود راضی نمیشه
    فکر میکنم خدا درکم نمیکنه که چقدر دارم تلاش میکنم برای گناه نکردن و وقتی شکست میخورم فکر میکنم الانه که بیاد عذابم کنه بدون اینکه تلاش هامو برای ترک گناه ببینه
    احساس میکنم منتظره که من گناه کنم و بعد بگه دیدی گناه کردی تو بنده خوبی نیستی
    مهربونی خدارو درست باور ندارم،میدونم مهربونه اما هنوز نتونستم درست باورش کنم
    احساس میکنم ازم امتحانای خیلی سختی میگیره و کمکم نمیکنه که موفق شم و تو امتحاناتم تنهام میذاره
    احساس میکنم خدا میخواد جونمو بگیره و مرگم نزدیکه و هرچی میگم بهم عمر بیشتر بده واسه خودسازی انگار نه انگار
    احساس میکنم خدا منتظره من گناه کنم بعدش بگه تو بنده خوبی نیستی
    اینا باورای منفی من نسبت به خداست
    نگرش جدید:
    خدا سریع الرضاست و همین که تو دلم ناراحت شم منو میبخشه چه برسه به اینکه به زبون بیارم و اینطور نیست که منو نبخشه و طوری ببخشه که حتما ی شب خاص مثلا شب قدر باشه و من کلی گریه کنم تا منو ببخشه، همین که پشیمون شم و تو دلم بگم ببخشید منو میبخشه
    خدا تلاشامو برای ترک گناه میبینه و خوشحال میشه و وقتی شکست میخورم درکم میکنه که شرایط سخته
    خدا منتظر فرصته تا منو ببخشه و ببره بهشت نه اینکه بگه من بدم و ببرتم جهنم خدا انقدر مهربونه و دنبال بخشیدنه و راحت و زود میبخشه که اگه تو وضو یا نمازم سوره قدر رو بخونم همه گناهامو میبخشه به همین راحتی
    خدا ازم به قدری امتحان میگیره که تواناییشو بهم داده و امتحاناتمم برای رشدمه و خدا تو امحانام هوامو داره و کمکم میکنه
    خدا بهم به اندازه کافی زمان میده چون دوست داره من بهشتی باشم نه جهنمی
    خدا مهربونه و همیشه به فکر خوبیه منه

  86. منتظر? (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام رضا
    من وسواس عملی به اون صورت که مثلا در رو ببندم فکر کنم نبستم و دوباره برم ببندم ندارم اما این نوع وسواس رو دارم?
    مثلا موقع شستن سر تو حمام میترسم ی موجود بهم حمله کنه واسه همین سریع سرمو میشورم
    این از فکر شروع میشه و باعث میشه سریع بشورم و بهش عمل کنم
    میخوام بدونم این وسواس فکریه یا عملی؟
    معمولا وسواس های من همشون این شکلین
    از فکر به عمل

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام. عملی هستش این نوع وسواس.و درمانش ساده تر از فکریه.

  87. علی (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلامی به گرمی آخرین روزای بهار تقدیم به همه ی دوستان عزیز و به ویژه داداش رضای گل… آخرین روزای بهار داره میگذره و خوشحالم یکی دیگه از کتابای داداش رو هم خوندم… دادا واقعا خدا به نوشته هات امید و انگیزه داده… حرفات همیشه به آدم احساس خوب میده… امید و انرژی برای حرکت میده… واقعا لذت میبرم از خوندن مطالبت… وسواس فکری منو خیلی آزار میداد و گاهی اشکم رو درمیاورد. با حرفایی که زدی نگرشم خیلی بهتر شد و دیگه میدونم با این وضعیت ها چطور باید رفتار کنم… دادا مخصوصا آخرین زامبی که گفتی مدتی بود خیلی فکرمو مشغول میکرد… حس میکنم وقتی چیزی دست ما نبوده نباید به خاطرش ناراحت باشیم. زیبا ترین آدم دنیا هم ممکنه به دل بعضیا نشینه و هیچ زیبایی هم پایدار نیست… باید خودمونو دوست داشته باشیم و برای خودمون ارزش و احترام قائل باشیم… ان شاء الله خدا کمک کنه و مشکلات همه مون حل بشه…
    به امید فردای بهتر
    یا علی مدد

  88. M31795 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش رضا
    شما در جایی از کتاب گفتی تا میتونی تو ذهنت به خدا قدرت بده من این کارو خیلی روی دارم ولی چه جوری؟جملات تاکیدی باید بگم؟لطفا هرکاری که باید بکنم که تو ذهنم به خدا قدرت بدم بهم بگو ؟واقعا شیطون منو از این جا زمین میزنه
    ممنون منتظرم

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.به آیات توحیدی قران تدبر کن.

  89. M31795 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام رضا تو فصل ۴ در مورد نق نقو گفتی
    من خیلی روش تمرکز کردم
    سوالی دارم اینکه بعضی از افراد نزدیک مثلا پدر من
    نق نقو وحشتناکی داره و مدام منو تحقیر و توهین و … میکنه من چطور میتونم به نق نقوی بابام بی اهمیت باشم ؟از من خیلی انرژی میگیره
    خ واهشا جوابی بده

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.کسی که پی به خودش و عزت نفسش و استعداد هاش برده باشه… سر خودش نق نمیزنه و خیلی با خودش دوسته و ارتباطش خوبه…وقتی با خودت ارتباطت خوب باشه طبق قانون تطابق دنیای بیرونتم درست و اصلاح میشه

  90. Fatemeh (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    نه الان نیس مال دوران کودکی بود فک کنم از بس بابچه ها درمورد این چیزا صحبت میکردیم..ولی الان اگه فیلم وحشتناک نگا کنم برا چند وقتی میترسم

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.در کل با ترست اهسته اهسته رو به رو شو…نذار برات وسواس شه.از این به بعد هر شب پاتو از پتو بیرون بذار.تا متوجه بشی این یه وهمه…

  91. Fatemeh (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    یکی از خاطرات من اینه ک اگه تو اتاق تاریک ی لحظه تنها میشدم حس میکردم الان همه جن ها حمله میکنن بهم یا اگه پام از زیر پتو بیرون بود الان ی موجود خیلی وحشتناک میاد منو میبره?

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.این ترس هنوزم باهات هست؟

  92. Fatemeh (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    ممنون داداش رضا..عالی بود لایو

  93. Fatemeh (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    داداش رضا من همش ی مدت رو این فک میکردم ک چرا زمان میگذره ومن نبایدپیربشم یا خانوادم…و اینکه رو حرف م دستم بخوره باید دستمو پاک کنم یا نبایداول خط با این حرف شروع بشه وگرنه یکی میمیره..یا رو ی حرف دیگه اگه دستم یا نگاهم بیوفته من ازدواج نمیکنم..و ی سری چیزای دیگه هستن اصلا نمیشه توضیح بدم خیلی عجیبن…داداش رضا وسواس من خیلی عجیب هس نه؟؟؟؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.لایو ترس و توهم رو گوش بده.

  94. Fatemeh (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام.. فصل مقدمه
    من وقتی ۵سالم بودپدرم فوت کرد بعدک گریه میکردم مامانم میگف اگ گریه کنی منو هم از دست میدی،بنده خدا میخواست ک من گریه نکنم ولی نمیدونست همین باعث وسواسم میشه دیگه از اون ب بعد همش میترسیدم بقیه روهم از دست بدم وحتی کارای مسخره میکردم ک مثلا کسی رو از دست ندم و بعدم بردارمو از دست دادم بازم بدتر شدم..و چند سال پیش هم یکی از نزدیکای خودم در حقم کار بدی کرد وبعد من ب بقیه اطرافیانم شک کردم ودرموردشون فکر بد میکنم فکر میکنم اوناهم مثل اون شخص هستن و خیلی اذیت میشم فکرای بد همش میاد توذهنم

  95. M31795 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داش رضا خوبی
    ببین یک مشکلی دارم اونم اینه که چه جوری و چقدر باید برای وسواس فکری و تنبلی و خیلی چیزهای دیگه وقت بذارم؟
    من آشفتگی ذهنی و کمال گرایی دارم
    چی جوری با حوصله و نظم بدم جلو؟
    هر کدوم چقدر وقت میخواهد؟”روزی چند ساعت”؟
    خ واهشا همینجا جوابمو بگو
    یاعلی

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام. هر کاریو از کم شروع کن و یه جوری برنامه ریزی کن که بهت فشار نیاد و سر درد نشی …

  96. علی (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام به دوستان عزیز
    تمرین فصل پنجم
    مشکلم توی برنامه ریزی های روزانس و چون از قبل مشخص نمیکنم چه کارایی باید انجام بشه هر کاری هم که میکنم آخرش راضی نیستم… از این به بعد سعی میکنم دقیق مشخص کنم قراره چه کاری انجام بدم و به چه مقدار… اینطوری وقتی یه کاری تموم شد دیگه آرامش دارم و از خودم ایراد نمیگیرم

  97. علی (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام به دوستان عزیز
    تمرین فصل چهار
    نق نقو هم واقعا روی اعصابه. هر کاری آدم انجام میده یه ندایی میاد ایراد میگیره و آدمو نا امید میکنه. بزرگترین آسیبش به نظرم نا امید کردن آدمه که باعث میشه هیچ حرکتی تو زندگیش انجام نده و روز به روز تو کارای اشتباه غرق بشه…

  98. علی (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام به همه ی دوستان عزیز
    تمرین فصل ۳
    این فصل خیلی جالب بود برام. واقعا وسواس و فکرای آزار دهنده ای که به آدم میده نمیذاره آرامش داشته باشیم… راه نجات پیدا کردن از وسواس اینه هر چیزی ازمون خواست عکسشو انجام بدیم. من خودم تو نماز خیلی شک میکنم و غسل کردنمم طولانیه نسبتا. یه وقتاییم کاری و انجام دادم همش یه فکری میاد تو ذهنم نکنه درست نشده باشه یا مشکلی پیش بیاد… خلاصه این چیزا اذیتم میکنه. این فصل حرفا و راه حلای خیلی خوبی داشت… ان شاء الله با کمک خداوند بتونیم انجام بدیم و درمان بشیم…

  99. منتظر (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    ‏رضا انصافا به اون خاطراتت خیلی خندیدم
    یکی از خاطرات من اینه که وقتی میرم حمام و دارم سرم رو میشورم حس می کنم الانه که یه موجودی بهم حمله کنه و سریع سرمو میشورم

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      خخخخ منم این وسواس رو داشتم قبلا ها. اکثر اینا توهمه…دلیلشم بیکاری و هدف نداشتنه

  100. حسن (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    تمرینات فصل ۱

    خاطرات وسواس که یادم میاد گریه م میگیره خنده چی

  101. منتظر (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش رضا
    تمرین فصل ۱
    وسواس فکری
    وسواس عملی رو با این تعریف که یک کاری رو چند بار تکرار کنم ندارم
    یکی از وسواس هام اینه که مثلا وقتی دارم تو اتاقم نماز صبح یا مغرب و عشاء میخونم یا وقتی میرم حمام یا وقتی میرم دستشویی برق قطع شه چون چندین بار این اتفاق برام افتاده
    وقتی دارم نماز میخونم، یا تو خونه تنهام یا حمامم یا تو دستشویی ام از اذیت شدن توسط جن و شیطان میرستم و استرس میگیرم و این حس رو تو تاریکی و موقع خواب (وقتی تنهایی میخوابم) هم دارم
    بعضی وقتا مثلا وقت خواب که پام از زیر پتو میزنه بیرون احساس میکنم الانه که ی مار بیاد پامو گاز بگیره یا یهویی یه حسی بهم میگه الانه که ی مار بیاد نیشت بزنه و انقدر بهم فشار میاره که یا دور و برم رو نگاه میکنم تا ببینم چیزی نیست یا پام رو میبرم زیر پتو یا مثلا وقتی تو حمامم و زیر دوش، یا وقتی سرم رو میشورم و چشمام رو میبندم احساس میکنم الان مار میاد
    یا وقتی میرم دستشویی احساس میکنم الانه که مار بیاد
    چون وقتی بچه بودم فیلم ترسناکی دیده بودم که حیوونه توش مار بود و آدمارو میخورد و این ترس از فیلم تو بچگی باهام بود و وقتی میرفتم دستشویی یا حمام و … میترسیدم و همینطوری کم کم باهام موند
    بعضی وقتا تو وضو و غسل شک میکنم که بخاطر آگاهی نداشتن کامل از چگونگی وضو و غسل طبق نظر مرجع تقلیدمه

  102. امیرمسعود (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    تمرین فصل ۱
    من مدرسمون برای امتحانات شماره میزد و من این شماره که به دیوار چسبیده بود رو شاید ۴ بار چک کردم…
    فک کنم منتظر بودم هر دفه که چک می کنم یه شماره جدید ببینم.?

  103. elnaz.goliom (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    تمرین فصل ۶
    داداش کتابت عالی بود
    امیدوارم بتونم شهر درونم رو از زامبیا پاکسازی کنم
    و وسواسم رو درمونش کنم بیشتر

  104. elnaz.goli93m (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    فصل پنج رو یه هفته پیش خوندم ولی نمیدونستم اون چیه که اصلا رضایتمو جلب نمیکنه
    چون همیشه سعی میکنم رضایت داشته باشم از کارام حتی اگه کارو خوب انجام ندم سعی میکنم رضایت داشته باشم از خودم

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام. یکم نارضایتی از خود بد نیست. باعث رشدت میشه

  105. Mohammad Salari (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش رضا
    واقعا فصل شیش محشر بود . به بیشتر دغدغه هام جواب دادی . راستش بعدازظهر عمیقا از خدا خواستم کمکم کنه که منو تو مسیر تزکیه و اصلاح نفس قرار بده ، و اینکه وسواسم از بین ببره. بعد ، شب اومدم خونه ، فصل شیش رو دانلود کردم و این آغازی شد برای اجابت دعام از طرف خدا … خلاصه خیلی کمکم کرد . تقریبا تموم اون زامبی ها رو داشتم …? دعا می کنم همه ی دوستان ، مهارت مبارزه با هوای نفس رو به دست بیارن تا در نهایت به سعادت و نشاط عمیق و ابدی برسن. از داداش رضای عزیز هم تشکر می کنم . خدا انشالله تو دنیا و آخرت خیرت بده .

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام لطف داری‌. وجود آدمای وسواسی پر از زامبیه…باید همرو از خودش دور کنه

  106. Mohammad (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    من هم وسواس فکری دارم هم عملی و حس میکنم این وسواس رو از مامانم گرفتم و زمانی که توبه کردم بعد یه مدت وسواسم چند برابر شد.
    یا علی
    خداحافظ

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام. متاسفانه همینطوره.اصولا کسایی که وسواس دارن بعد توبه کردن و با خدا شدن بد تر میشن…یه جورایی خدارو قاضی بی رحم میبینن که مو رو از ماست میکشه بیرون.در صورتی که هرگز اینجوری نیست.

  107. حسن (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    گریه میاد از دست خاطرات وسواس

  108. حسن (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    تمرین فصل ۱

    خاطره خنده دار ندارم بقران خاطرات وسواس که یادم میاد گریه م میگیره

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام. اشکالی نداره چندتاشو تعریف کن

  109. حسن (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام من تازه کتاب رو خریدم خیلی مشکل دارم ان شاءالله که خدا کمک کنه موثر باشه

  110. M31795 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام

  111. M31795 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داش رضا
    میشه ازت یه خواهشی کنم
    در مورد افسردگی و غرور هم کتاب بنویس و مطلب بذار من خیلی نیاز دارم
    مخصوصا در مورد افسردگی
    ممنونم
    منتظر جوابی از جانبت اینجا هستم
    یاعلی

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.بیا دوره زیبایی هارا ببینیم

  112. Mohammad Salari (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش رضا
    تمرین فصل ۵
    راستش کمال گرایی من در مورد کنکور و درس خونده ، باور کن الان ۲ ساله ، این کمال گرایی باعث شده یه ذره هم پیشرفت نکنم . مثلا منی که نهایتا ۶ ساعت مفید می تونم بخونم . یهو میام میگم از فردا ۱۲ تا ۱۴ ساعت باید بخونم ؛ فردا هم می رسه و من حتی نمی رسم همون ۶ ساعت هم بخونم!!!… ، بعدشم میشه ناامیدی و افسردگی ، و درس خوندن تعطیل ، تا چند روز بعد …! . یا مثلا میگم باید ، این ۲۰ صفحه تو ۱ ساعت ، خونده بشه ، در صورتی که من می دونم ظرفیتم این نیست ، ولی بازم به خودم میگم چون فلان رتبه یا تراز برتر این جوری بوده ، تو هم باید مثل همون باشی . خلاصه این وسواس کمال گرایی ، در تموم کارهام نفوذ کرده .
    من امسال اولین سالیه که می خوام کنکور بدم ، و داداش ، می دونم زیاد تمرکز و تفکرت رو مسئله ی کنکور نیست ، ولی من تا کنکور ۲ ماه وقت دارم و زیاد هم نخوندم براش ، من اگه بخوام برا امسال بخونم ، از امروز تا شب کنکور باید روزانه حداقل (!) ۱۲ ساعت بخونم! در صورتی که حد و اندازه ی من خیلی کمتر از اینه . والا ، موندم چی کار کنم، چون الان همه چی داره آرامش و امیدم رو ازم می گیره . ممنون میشم ، راهنماییم کنی برادر عزیز .

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.هدف هر کسی تو زندگی خوشبختی و آرامشه…و برای خوشبختی و آرامش تو زندگی مسیر زیاده…لطفا مسیر سختیرو برای رسیدن به خوشبختی انتخاب نکن.نمیشه هم کویر رو نگه داشت و هم توش برنج کاشت.برو یجای دیگه برنج بکار…

  113. elnaz.goli93om (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    تمرین فصل ۴

    بزرگترین آسیبی که نق نقو بهمون میزنه به نظرم بیزاری از خودمونه انقد نق میزنه تا باعث میشه از خودمون متنفر و بیزار بشیم

  114. N (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام تمرین فصل ۲.
    باور منفی من نسبت به خدا اینه که خدا منو رهام کرده و بهم توجهی نداره .
    تغییر نگرش نه خدا به من توجه داره خدا منو دوس داره همین که الان دارم نفس میکشم خدا بهم فرصت زندگی داده چون بهم محبت و لطف داره .خدا همین چند وقت پیش یه اتفاق بد رو ازم دور کرد که اگه اون اتفاق میفتاد من داغون میشدم پس دیدی گفتم خدا منو دوست داره و من براش مهمم.
    ببخشید داداش فصل شماره ۳ برا من دانلود نمیشه؟

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.خدا به اندازه باورامون باهامونه.لینک سالمه. باید صبر کنی دانلود بشه

  115. عادل (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام خسته نباشید من وسواس شدیدی روی مال حلال و حرام دارم از اونجایی وسواسم شروع شد که یه مال حرومی وارد زندگی ما شد من دچار وسواس فکری و عملی شدن

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام. تو فصل دو و سه در موردش حرف زدیم

  116. الناز (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    وسواس من از جایی شروع شد که تصمیم گرفتم رتبه برتر کنکور را کسب کنم ومیدانید که رتبه برتر یعنی دقت و به قول داداش رضا دقت دق ات میدهد ?

  117. ^✅hamidreza✅^ (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    عجب روشهای کاربردی و مفیدی واقعا این روشها رو از کجا میاری
    نق نقو ای نق نق نق نقو ای نق نقو نقنقونقنقو?

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام. خدارو شکر از فصل چهار این کتاب خیلی استقبال شد.فصل نق نقو کاربردی بود برای اشخاص وسواسی. در فصل پنجم بیشتر به این قضیه میخوام بپردازم. منتظر فصل پنجم بمون.

  118. Mohammad Salari (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام داداش رضا
    اتفاقی که با وسواس برام افتاده و یا می افته زیاد خنده دار نیست …
    من حدود ده سال پیش ، یه تصادف شدید کردم که متاسفانه مادربزرگم توی اون تصادف فوت شد . از اون موقع به بعد:
    من هم فوبیای مکان های بسته(جاهایی که کنترل دست خودم نیست!) و هم وسواس فکری دارم ؛ اینقد که نمی تونم سوار اتوبوس ، قطار ، هواپیما ، وسایل شهربازی و حتی ماشینی که خودم رانندش نباشم بشم و خیلی چیزای دیگه که بقیه به راحتی ازشون استفاده می کنن رو من نمی تونم استفاده کنم چون یه افکار عجیب و غریبی میاد تو ذهنم و میگه :«الانست که یه اتفاقی بیوفته و…» و از این جور حرفا … یا اینکه دچار حملات پانیک میشم و خلاصه بگم خیلی سخته … امسالم کنکور دارم … اما این افکار بدجوری ذهنم رو پر کرده و تمرکز و عزت نفس رو ازم گرفته … امیدوارم انشاءالله این کتاب بتونه کمکم کنه. برات آرزوی سعادتمندی و سلامتی دارم .
    ممنون

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام. متاسفانه منم شبا که بیرون میرم فکر میکنم الان یکی از پشت با چاغو بهم میزنه…اینا ترس ذهنه و شیطونم از ترسامون سواستفاده میکنه…تو فصل های بعد درموردش حرف میزنم.

  119. علی (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    ممنونم دادا
    تو دوره ثبت نام کردم
    به امید خدا

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام. توکل برخدا

  120. علی (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام دادا
    اتفاقی که بعدش وسواس فکری شدید گرفتم تصادف مادرم بود و مریضی پدرم که باعث تشنج کردنش شده بود… روزای اول واقعا عذاب آور بود… بعدشم همش استرس میومد سراغم که نکنه باز اتفاقی بیفته براشون… خیلی حالمو بد کرد…

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.حق داری. سخت بوده شرایطت. باید یه مدت رو ضمیر ناخودآگاه خودت کار کنی… جملات مثبت و امید بخش بزن به دیوار اتاقت. بیا تو دوره زیبایی هارا ببینیم.کمکت میکنه.

  121. علی (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام به همه ی عزیزان
    فصل ۲ واقعا جالب بود و تمرینای خوبی ارائه کرد.
    تمرین فصل ۲ : قبلا فکرای منفی راجع به خدا بیشتر بود اما کم کم تونستم از بینشون ببرم و الان دیگه مثل قبل نیست، اما گاهی ممکنه بازم فکر منفی بیاد سراغم مثل اینکه خدا منو نبخشه یا گرفتار عذابم کنه یا تنهام بذاره و اینجور چیزا… برای تغییر نگرشم سعی میکنم همیشه مثبت فکر کنم و باور کنم خدا منو دوست داره و حواسش بهم هست.. خدا خیر منو میخواد و بدی بهم نمیرسونه… خدا مراقب منه و حاجت هامو برطرف میکنه… خدا خیلی مهربون و مایه آرامشه… خدا همیشه بهترینا رو برام مقدر کرده

  122. علی (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    تمرین اول فصل ۲
    این موردایی که نوشتی رو وقتی بهشون فکر میکنم نگرانی هایی سراغم میاد. مثلا اینکه ازدواجم به مشکل بخوره یا اونی که میخوام از آب در نیاد یا برای همسرم اتفاقی بیفته یا برای خانوادم یا سلامتی خودم به مشکل بخوره یا اشتباهاتم برام مشکل ساز بشن یا نتونم بنده خوبی باشم و پاک از دنیا برم یا شغل خوبی به دست نیارم و بیکار بشم و… اینجور نگرانی هایی که گاهی واقعا آدمو نا انید میکنه

  123. علی (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام و وقت به خیر
    تمرین فصل مقدمه
    فکر میکنم تا حدودی هر دو نوع وسواس رو داشته باشم، البته بیشتر فکری. اینکه از کجا شروع شد دقیقا نمیدونم اما یه اتفاقایی برای پدر و مادرم افتاد که بعد اونا خیلی شدید شد…

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام. اون اتفاق چی بود؟

  124. elnaz.goli93m (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    تمرین فصل ۳

    واقعا دین اسونیه واقعا حس رهایی بهم داد حرفات داداش رضا خدا اجرت بده

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.دقیقا همینطوره.دین ما اصلا سخت نگرفته تو زندگی

  125. Asheghe_khoda77728 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    خاطره خنده دار و البته ترسناکم از وسواس فکری :
    من همیشه فکر میکردم وقتی پشت به در اتاقم روی صندلی و میز مطالعم میشینم و دارم مطالعه میکنم
    یهو یه آدم از در اتاق میاد تو و من چون سرم طرف دیگست متوجه نمیشم یا مثلا شب که میخواستم بخوابم میترسیدم مارمولک و سوسک یا حتی مار!!
    از در اتاقم میاد تو واسه همین در اتاقمو میبستم یا از شدت فکرو خیال خیلی دیر خوابم میبرد تازه یه دفعه هم برام اتفاق افتاده بود شب که خوابیده بودم یدونه سوسک اومده بود روی صورتم و داشت رژه میرفت????????
    یا مثلا اگه امروز فلان کفش و فلان لباسو بپوشم برام اتفاق بدی میوفته و بد شانسی میارم. یا اینکه میترسیدم وسط یه کار مهم و حساس یه فکر مزاحم بیاد تو سرم و باعث بشه تمرکزم بهم بریزه به خصوص واسه کنکور ک فک میکردم سر جلسه که دارم با عجله و تمرکز یه سوالو جواب میدم یهو حواسم بره یه جای دیگه و کلا کنکورمو خراب کنم???

    الان خداروشکر خیلی بهترم ولی هنوز فکرای مزاحمی که وسط مطالعه میاد تو ذهنمو نتونستم رفع کنم
    یا مثلا وسط مهمونی یا وسط حرف زدنم یهو اون فکرا میان یا کارایی که در گذشته کردم میان جلوی چشمم
    کتاب بهترین نسخه هم خوندم. ولی یه جور اضطراب و نرس از جمعیت ترس از صحبت کردن در جمع هنوز در من وجود داره آخه من قبل از تحولم خیلی آروم و گوشه گیر بودم خیییلی کم حرف میزدم

    یه سوالم دارم ازتون میدونم که ربطی به پست نداره ولی باید بپرسم : شما تو صحبت هاتون میگید که با کنکور مخالف هستین بعد میگید اگه واقعا به یه رشته ای علاقه خیلی زیاد داری و توی رسالتت هست حتما برو و وارد دانشگاه شو…من خیلیییی به یه رشته علاقه دارم و همیشه تو بچگیام خودمو نوی اون شغل میدیدم و یکی غز آرزوهای کودکیم اینه ک توی اون رسته درس بخونم و این هدفی که دارم(رسیدن به اون رشته و شغل) هوس حساب نمیشه و من میدونم که اگه مردم هم بشنون که وارد این رشته شدم فکر میکنن من از لحاظ درسی ضعیفم چون یه رشته کاملا متوسطی هستش خیلی تاپ نیست و من فقط به خاطر علاقم میخوام برم دنبالش
    بعد من الان تا کنکور وقت کمی دارم تا الانم خوندم ولی درست و حسابی نبوده به خاطر وسواس فکری
    من شدت وسواسم زیاد یود یه طوری که اگه روزی ۹ ساعت درس میخوندم شب که میخواستم بخوابم فک میکردم اصلا چیزی یاد نگرفتم و فقط داشتم با افکار درون خودم میجنگیدم و شکستشون میدادم … و یا سردرد شدید میگرفتم

    بارها خواستم برم پیش روانشناس ولی منصرف شدم
    چون روانشناس مقید و مذهبی پیدا نکردم و ترسیدم قرص و دارو بهم بده و بدتر شم

    الان کتاب شمارو میخونم امیدوارم بتونه کمکم کنه
    به زودی هم قراره برم به یه مرکز مشاوره مذهبی تا یکم ازشون راهنمایی بگیرم
    یه عده میگن الان دیگه وقت این کارا نیست همش ۲.۵ ماه تا کنکور مونده فقط بشین بخون و بعضیام میگن
    سلامتی روحی تو از همه چیز مهم تره و تو باید با آرامش ذهنی و روحی درس بخونی وگرنه بهت فشار وارد میشه و فایده ای نداره ممکنه به اعصاب و مغزت آسیب بزنی این ک خیلی بدتره
    من نو دوراهی گیر کردم…هدفمو خیییلی دوست دارم و میترسم زحماتم به هدر بره و به ارزوی کودکیم نرسم.. تنها راهیم که میتونم به این رشته برسم از راه کنکور دادنه راه دیگه ای نداره.. .ولی آرامش و سلامتیمم برام مهمه واسه همین نمیدونم کدوم طرفی برم تازه امسال دومین سالیه که کنکور میدم… هزار جور نذر و نیاز کردم ولی این وسواس خیلی قویه به این راحتیا ول کن نیست
    نظرم خیلی طولانی شد خواهش میکنم تائید کنید به خاطر خدا
    هر کی که این پست میبینه براک دعا کنه???? اجرتون با فاطمه زهرا س ??

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.ان شاء الله که قیول میشی و در رشته ای که رسالتتون هست موفق میشید.واقعا وسواس عین گاز ترمزه…یه پات رو گازه یه پات رو ترمز…در فصل های پنج و شش ازش حرف میزنیم حتما‌. نگران نباشید.منم افکار مزاحم زیاد داشتم.من همش فکر میکردم یکی بهم آسیب میزنه ‌و اتفاق بدی برام میوفته و یکی بهم حمله میکنه.دلیلشم ترسای کودکیم بود‌.

  126. N (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام .تمرین مقدمه
    من وسواس عملی و فکری شدید داشتم و دارم .چند تا بیماری گرفتم به خاطر وسواس.حیطه وسواس من خیلی گستردس .ریشه اصلی وسواسم برمیگرده به دوران کودکیم .پدر مادرم به شددددت سختگیر بودن و با تربیت سختگیرانشون منو وسواسی بار آوردن .پدرم بخصوص تو نظم و ترتیب خیلی بهم سخت میگرفت .من از بچگی وسواس اجبار داشتم مثلا یادمه نمیتونستم جاهای خاصی قدممو بذارم …..
    استرس و اضطرابم که وسواس رو تشدید میکنن از بچگیم با استرس و ترس بزرگ شدم از یه سری اتفاقات میترسیدم مثلا جدا شدن پدر مادرم .حتی الانم که ۲۴ سالمه از صدای پدر مادرم میترسم .
    بعدا هم با یه سری مسائل دیگه مثل اضطراب درسم و اتفاقات بده دیگه ای که بابتش خیلی ضربه روحی خوردم وسواسم اوج گرفت .
    الانم که رسیدم به افسردگی و پوچی همه چی برام بی معنیه .وسواس ذهنمو فرسوده کرده اون قدر که وسواسم قویه .وسواس اعتماد به نفسم رو نابود کرد .
    هر قدر خدا رو هم صدا میزنم جوابمو نمیده انگار ولم کرده .دیگه نمیدونم چیکار کنم …..

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.در‌ واقع کمال گرایی شمارو وسواسی و بی نقص جو کرده…بخاطر همین احتمالا تو انجام هر کاری معیار سخت میریزی و انجامشم که میدی راضیت نمیکنه

  127. elnaz.goli93m (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    تمرین فصل ۲
    نگرش منفیم اینه که خدا نبخشتم و باز ازش دور بشم
    نگرش جدیدم اینه که خدا کمکم میکنه دستمو میگیره نمیذارهههههههههههه که باز ازش دور بشم و تو هر کاری هم میخوام کنم میگم خدایاااااااااااا کمکم کن لطفاً

  128. elnaz.goli93m (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    تمرین فصل ۱
    خاطره ی خنده دار که ندارم از وسواسم فقط خیلی وسواس فکری تو نماز داشتم و کم و بیش دارم ولی الان بهتر شدم

  129. elnaz.goli9m (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام
    من هم وسواس فکری دارم هم عملی ولی از ۷ ماه پیش که اومدم با سایتت اشنا شدم داداش خیلی بهتر شدم قبلا از بس وسواس فکری داشتم تو نماز که یا نمیخوندمش یا اگه میخوندمش ده بار دیگه نمازمو تکرار میکردم و میخوندم وسواس شستن هم داشتم چون همیشه باید پاهامو میشستم ولی الان خیلی بهترم و راحت تر شدم از وقتی کمتر شد ریشه وسواسمم توی هر دو خانواده دارم:/هم پدری و هم مادری:/

    • داداش رضا (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

      سلام.اتفاقا تو فصل دو درموردش حرف میزنیم . مشکل منم بود این مسائل

  130. داداش رضا

    سلام.وسواس فکری یکم درمانش از وسواس عملی بیشتر طول میکشه…اما قطعا میشه.تو فصل چهارم کامل در مورد وسواس فکری حرف میزنیم

  131. jalali81 (تنبلی مادر تموم گناه هاست)

    سلام. من محصول رو خریداری کردم. یک ocpd افسرده هستم که در تمام زندگیم از مشکل وسواس رنج کشیده ام و می کشم. اما فقط مقدمه قابل دانلوده. بقیه فصلها نیست

    • داداش رضا

      سلام.میفهمم.مشکل وسواسی ها اینه که کنترلی رو افکارشون ندارن و چون الگوهاشون تو زندگی وسواسی بودن خودشونم این مدلی شدن…در‌مورد این مسائل تو فصل سه و چهار بیشتر حرف میزنیم.فصل یک به زودی تو پروفایل قرار میگیره.از طریق کانال تلگرام اطلاع رسانی میشه بعد از انتشار

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.