حالت شب
بهاء رشد

بهاء رشد ۵۹ هزار تومان

۵۹,۰۰۰ تومان

گریه کن اما گام بردار … ( بازسازی پس از لغزش )

سلام دوستای خوبم…
امیدوارم حال همتون خوب باشه…
بچه ها میخوام یه رازی رو از درونم بهتون بگم…
راستش بعضی وقتا به خودم میگم :
رضا … ای کاش این سایت مال یکی دیگه بود و تو با خوندنش میتونستی کلی تجربه کسب کنی…
انصافا قبول کن که حرفام تو سایت و کانال بعضی جاها خیلی به دردت خورده…
ولی من اصلا چند سال پیش کسی نبود این حرفارو بهم بزنه…
الکی این همه تصمیم اشتباه گرفتم و آینده خودمو تا ۲۲ سالگی خراب کردم.
ای کاش یه همچین سایتی اون موقع ها بود و من با خوندنش تغییر میکردم.
من همیشه میگم آدم باید قبل تغییر تغییر کنه…
اما خود من اینجوری تغییر نکردم…
من کلی بلا سرم اومد و بعدش زندگی برام سخت شد…
وقتی دیدم از زندگی عقب افتادم بعدش شروع کردم به تغییر کردن…
انصافا هر چی بد بختی سرم اومد تقصیر خودم بود…
من وقتی ۱۹ مرداد سال ۱۳۹۳ توبه کردم بعدش چشام وا شد و متوجه شدم با کوهی از مشکلات رو به رو هستم…
یهو به خودم گفتم : رضا !؟
چکار کردی !!!
وااااای…
چجوری میخوای این همه راه رو برگردی ؟
تو خیلی چیزارو از دست دادی رضاااااااااااااا…
وقتی زندگیمو بالا پایین میکردم متوجه میشدم که ته خطم…
واقعا کم آورده بودم و اون روزا همش گریه میکردم…
نه اخلاق خوبی داشتم و نه طرز فکر و نگرش درستی.. همش هم تو فشار بودم…
دقیقا یادمه…
شهریور سال ۹۳ بود که کاملا خنثی شده بودم…
لغزش هام تمومی نداشت …
من قبل تحولم هر کاری میکردم اصلا احساس گناه نمیگرفتم.اما چون ۱۹ مرداد توبه کرده بودم و کارم لنگ خدا بود متاسفانه هر بار که پام میلغزید خودمو در حد جنون فحش میدادم و خودمو رسما نا امید میکردم… چون من به خدا قول داده بودم !

۵۹,۰۰۰ تومان

ببین ؟
ته دلم میدونستم که اگه تلاش کنم به اهدافم میرسما…
ولی چون مسافت زیاد بود نا امید میشدم…
من خودمو کاملا زخمی میدیدم…
واقعا هم زخمی بودم…
و قرار بود با همین دست و پای زخمی ۱۰۰۰ کیلومتر راه برم…
خیلی به این فکر میکردم که آخه چجوری … چجوری میشه من از این وضعیت نجات پیدا کنم…مگه میشه ؟
خیلی سختم بود…
اصلا امید نداشتم…تازه ؟ از کجا معلوم به نتیجه برسم ؟
اون روزا همش زیارت عاشورا میذاشتم و گریه میکردم…
همش به خودم فحش میدادم و میگفتم :
ای کاش آیندتو پیش بینی میکردی که الان انقدر به سختی نیوفتی !
خلاصه وضعم روز به روز داغون تر میشد…
تا اینکه تصمیم گرفتم از این وضعیت خلاص بشم و در تاریخ ۲۸ شهریور سال ۱۳۹۳ سایت زدم و گفتم میخوام همه چیو از صفر شروع کنم و تو سایت هم میخوام تجربیات تغییر خودمو بنویسم.
من خیلی روحم ضعیف بود …
رسما غرق گناه بودم…
اما دیگه هیچی برای از دست دادن نداشتم….
با اینکه میترسیدم و استرسی بودم بازم به سمت جلو حرکت میکردم…
میگفتم رضا تو باید حرکت کنی…هیچ دلیل و توجیهی وجود نداره… تو فقط و فقط باید گام برداری !
درسته لغزش داشتم اما همیشه بعد زمین خوردن خودمو بلند می کردم !
همیشه به خودم میگفتم :
رضا ؟
گریه کن اما گام بردار !
رضا ؟ یا برو بمیر یا موفق شو !
رضا !
تو هیچ گزینه ای جز موفق شدن نداری !
بعدشم تو روزای بی حوصلگی سر خودم داد میزدم و میگفتم :
رضاااااا حرکت کن !!!!!!!!!!!!!!
دیگه هیچی برای از دست دادن نداشتم.
نه پدر مادری داشتم که پشتم وایسن و نه خودم کسیو داشتم که ازش کمک بخوام ! هیچ پلی برای بازگشت نداشتم و همین شد آغاز حرکت من به سمت جلو !
الان که دارم باهاتون حرف میزدم خیلی چیزارو تو زندگیم تغییر دادم و هنوز هم سر اون عهد سال ۹۳ خودم هستم …
یعنی : حرکت کن ! ایست نکن ! گریه کن اما گام بردار !
همیشه دوست داشتم تموم تجربیات خودم رو در طول این چند سال که انقدر زمین خوردم و پا شدم تو یه کتاب بیارم…
خدارو شکر خدا بهم فرصت داد و این کتاب رو نمایی شد…
این کتاب فقط یه رسالت داره…
اونم اینه :
حرکت از سمت سیاهی به روشنایی…
من الان دارم از روشنایی به روشنایی بیشتر میرم اما هیچوقت روزهای سیاه سال ۹۳ خودمو فراموش نمیکنم و مطمئنم خیلی ها الان دقیقا جایی ایستادن که من سال ۹۳ ایستاده بودم …
من سال ۹۳ غرق گرفتاری و استرس و گناه و ترس بودم…
اصلا پوچه پوچ بودم…
باورت میشه اون موقع ها هیچ تفریح سالمی تو زندگیم نبود ؟
خدا شاهده هیچ تفریح سالمی نداشتم …
تموم تفریحاتم جنسش از حرام بود…همش !
اصلا دستم به حلال خدا نمیرسید…
کلا زندگی من نمونه بارز یه انسانیه که از صفر شروع کرده…
من در تموم زندگیم تغییر کردم…
ولی این ساده نبود…من اندازه تار موهاتون زمین خوردم… بعضی ها فقط موفقیت آدمو میبینن اما شکست هاتو نمیبینن !
من اصلا گریه نمیکنم و بدم میاد از گریه کردن…
ولی سال ۹۳ خیلی گریه میکردم…یعنی شبایی بود که بالشتو بغل میزدم و گریه میکردم …ولی تو همون حالت های بد هم به سمت جلو حرکت میکردم… و این بود رمز موفقیتم.
میدونی میخوام تو این کتاب چی بگم ؟
میخوام بگم رمز موفقیت من دقیقا همین بود !
من تو روزای سیاه زندگیم به جلو حرکت میکردم… و این خصلت رو هر کی داشته باشه صد در صد به تموم خواسته هاش میرسه !
میخوام تموم تجربیات خودمو تو این کتاب یعنی کتاب : گریه کن اما گام بردار بنویسم…
به خصوص از لغزش ها و شکست هام…
خدا وکیلی بلند شدن هام بعد شکست هام فوق العاده بود.کمتر کسیو میشناسم که بتونه انقدر زود و سریع بعد زمین خوردن بلند شه…
تو این کتاب شفاف توضیح میدم.

نکته

تو این کتاب میخوام برای اولین بار برم جلو دوربین و فیس تو فیس باهاتون حرف بزنم… این کتاب در واقع هم تصویریه و هم صوتی و هم کتاب… کلا همه چی هست و میخوام این دوره رو دلی جلو ببرم !

تو این کتاب میخوام یه چیزایی رو بگم که مطمئنم همتون دیرو زود به حرفام میرسید…
به هر حال همش تجربمه و هیچی جای تجربه رو نمیگیره…
من تو سایت پا حرف خیلی ها نشستم…
یه جورایی تو بعضی مسائل به شهود رسیدم.
معتقدم آدمایی که گریه میکنن اما گام برمیدارن بالاخره به مقصدشون میرسن…
چون همچین الگویی رو در خودم و دیگران زیاد دیدم…
اسم این کتاب رو گذاشتم گریه کن اما گام بردار…ولی این فقط یه جمله نیست !
بلکه این زندگی منه !
زندگی من تو همین چند کلمه خلاصه میشه…

گریه کن اما گام بردار….
گریه کن اما گام بردار….
گریه کن اما گام بردار….
گریه کن اما گام بردار….

۵۹,۰۰۰ تومان

آموزش خرید

این دوره به صورت دانلودی هستش.بعد از اینکه خرید میکنید یه اس ام اس تایید خرید براتون ارسال میشه و بعد بلافاصله فایل های دانلودی در پروفایل شما قرار میگیره که هر وقت دوست داشتید میتونید برای همیشه دانلودش کنید.

مخاطب این دوره : 

این دوره برای کسایی مناسبه که لغزشی داشتن یا شکست خوردن یا واقعا تو شرایط سختی هستن و چون قبل تغییر تغییر نکردن الان زندگیشون خیلی سخت شده و گریه میکنن و حس میکنن زندگیشون پر از مشکلات شده… یه جورایی کم آوردن و خسته شدن…اگه آدمی هستی که تو زندگی سختی کشیدی و حس میکنی وقت گذروندی و الان پشیمونی این محصول خیلی کمکت میکنه. این کتاب کاملا تجربه های داداش رضاست و تو این کتاب از شکست ها و لغزش هاش میگه…در این کتاب گفته میشه که چجوری باید بعد زمین خوردن پا شد