پاکی دست خداست

سلام بچه ها…
خوبید ؟
چه خبرا ؟
آقا این روزا داره عین برقو باد میگذره…
باید عجله کرد…
عجله کردن بد نیست…
اتفاقا باعث میشه بی خیال نباشی…
ولی میدونی…
یه جایی این عجول بودن کار میده دست آدم…
اونم جایی هستش که یه کار خیلی گنده داری و میخوای بری سمتش و انجامش بدی و تمومش کنی..اینجاها عجله میاد سمتت و چون حجم کارو میبینی میگی : بی خیال بابا….خیلی کار زیاده..
حتی ممکنه سمتشم بریا…
ولی چون کار زیاده و عجله داری یه جورایی انگیزتو از دست میدی…
به هر حال همه آدما دوست دارن نتیجه تلاش خودشونو سریع ببینن…
این طبیعیه…
ولی خب…
وقتی کار زیاده…
نتیجه دیر تر سمتت میاد ..
میدونم…
میفهمم…
واقعا سخته‌‌ صبر کردن و یه شیرینی رو دیر تر خوردن…
ولی عجول بودن باعث میشه خیلی سریع انگیزتونو از دست بدی…
عموم شماهایی که نظر میذارید میگید رضا من هدف ریختم برنامه ریختم همه کار کردم اما تا میام شروع کنم یهو به تعویق میندازم …دقیقا مشکلتون همینجاست…
یعنی عجولید…
اقا من خودمم یه عجولم…اتفاقا معتقدم خیلی از کارها باید عجله کرد..
ولی این عجول بودن باید کنترل بشه…
عجول بودن یعنی بخوای یه کاریو زودتر تموم کنی بره پی کارش…
دلیل ریشه ای عجول بودن نتیجه فوری خواستنه…
بچه ها…
یه چی بگم ؟
خیلی وقتا تلاش هایی که میکنی نتیجش ممکنه چند ماه بعد میاد…
درسته میگم عجله کن..ولی منظور من عجول بودن نیست !

یه قانون هست من اسمشو گذاشتم قانون موشک…
تو یه موشک رو با تلاشت پرت میکنی …بعدش ممکنه ۵۰ روز بعد این موشکت به هدف بخوره…
من وقتی قانون موشک رو فهمیدم هر روز تلاش میکنم موشک بفرستم تا چند وقت بعد موشک هام رگباری به هدف بخوره ‌و من به خودم بگم : آره رضا جان…اگه الان نتیجه اومد بخاطر تلاش های فلان روزت بود…
اونایی که میتونن یه شیرینی رو دیر تر بخورن عجول بودنشون تحت کنترلشونه…
ولی اگه نمیتونی یه شیرینی رو دیرتر بخوری…
احتمالا خیلی عجولی…

ولی مطمئنم این عجول بودنت درست میشه..
من خودم وقتی به دو تا از هدف هام رسیدم دیگه ایمانم تقویت شد و عجول بودنم تحت کنترلم در‌اومد…
چون دیگه مطمئنم هیچ تلاشی از من هدر نمیره…
نتایج میاد…اما چند وقت بعد میاد..
بخاطر همین با خیال راحت توکل میکنم و هر روز دو قدم به سمت هدف هام قدم برمیدارم …
متاسفانه اوایل همیشه به حجم کار فکر میکردم…
مثلا کتاب دستم میگرفتم بخونم میدیدم ۲۵۰ صفحه هستش…
خب من روزی پنج صفحه میتونستم بخونم…
این برای منی که عجول بودم خیلی سخت بود…
ولی وقتی چند تا کتاب رو آروم آروم تموم کردم خوب شدم…
خیلی از عجول بودن ها برای قدم های اولیه هستش…
یکم که بیای جلوتر و به چند تا از هدفات برسی دیگه چم کار دستت میاد و میفهمی چجوری باید حرکت کنی و به هدفات برسی…
واقعا سختی راه همون قدم های اولیه هستش…
بعدش دیگه خودت واسه خودت میری…

راستشو بخوای من هدف دنیایی خاصی ندارم.
آخه به چیزایی که میخواستم به فضل خدا رسیدم…
یه جورایی اصلا اهداف مادی بهم انگیزه نمیده…
بیشتر معنوی شدن بهم انگیزه میده.
اکثرا میام تو سجده بعد نمازم از خدا توفیق بندگی میخوام و بعد در طول روز هر الهامی که بهم بشه رو عمل میکنم و به این طریق درونمو معنوی تر میکنم.
خیلی کیف میده از درون معنوی میشی…عین مست شدنه.فقط با این فرق که نمیپره…همیشه باهاته.
بعضی وقتا دوست دارم خودمو بغل کنمو بوس کنم.به خصوص وقتایی که خیلی با خودم در هماهنگی ام.
#هیچ_لذتی_بالاتر_از_ترک_گناه_نیست

خودمونیما…
چه حالی میده یه خوبی رو خودت تلاش میکنی و در اخلاقت به وجود میاری…
من که خیلی ذوق میکنم.
احساس میکنم اخلاقم تقلیدی نبوده…خودم خودمو ساختم…
یه حس خوبی میده به آدم..
به خصوص وقتی جای یه بدی رو به خوبی میدی خیلی از درون یه خودت افتخار میکنی.
خوبیش اینه که وقتی یه بدی رو از خودت دور میکنی یاد میگیری با بقیه بدی هاتم بجنگی…چون مهارتشو یاد گرفتی…

من اولین بدیمو خیلی سخت گذاشتم کنار ولی بعدش با تجربه شدم و بقیه بدی هامو میتونستم راحت تر ترک کنم…چون فرمولشو یاد گرفته بودم.

تو مسیر درست که هستی به خواب بد و کابوسات اهمیت نده ‌.
چون شیطون اذیتت میکنه برگردی…
مسیرت درسته. پس ادامه بده…
تو مسیر خودسازی گرگ درونت چون تو بیداری نمیتونه کاری بکنه سعی میکنه از طریق خواب بیاد جلو…
اگه یه مدت به خوابت اهمیت ندی خدا یه فرشته میفرسته که حتی تو خوابم مراقب خودتی.
ولی کسی که اعتقاداتش سست باشه بلخره سقوط میکنه.به نماز روزه هاش توجه نکن…حتی با یه خواب بد هم سرد میشه !
من زیاد دیدم…
وقتی اعتقادات سست باشه و رو خودت کار نکرده باشی تو پنجاه سالگی با یه پرستو سقوط میکنی…
پرستو به کسی میگن که شیطون میفرستش و به یه مرد لبخند میزنه و باقی ماجرا…
خخخخ
بگذریم…ادامه نمیدم…

گشایش تو راست گوییه…همیشه راستشو بگو..
هیچوقت دروغ نگو.
همیشه خود واقعیتو بگو.
اگه راستشو بگی گره هات باز میشه.
تو دادگاه من همه چیو راستشو گفتم…
همه رو اعتراف کردم…
اما قاضی حکم تبرئه داد…
گشایش تو صداقت و راستگوییه.
همیشه راست بگو…
من به هر جا رسیدم بخاطر صداقتم بود.
هیچوقت بخاطر راستگوییم سرزنش نشدم.همه تحسینم کردن.
من به فاطمه راستشو گفتم…
به مادر زنم راستشو گفتم که دخترشو بهم داد.بهش گفتم کی بودم…با قدرت حرف زدم…گفتم که دخترتو خوشبخت میکنم…ایمان رو از کلامم خوند…
آدم راستگو براش گشایش پیش میاد.
من به خودم دروغ نگفتم بچه ها…
اشتباه میکنم خودمو دور نمیزنم بچه ها…
با خودم صادقم…به خودم دروغ نمیگم…
گشایش تو راستگوییه بچه ها…

دیگه تصمیم گرفتیم هر سال دم عید یه سفر زیارتی بریم

  • امسال اسفند میریم قم
  • سال بعد میریم راهیان نور
  • سال بعدش میریم شاهچراغ شیراز
  • سال بعد ترش میریم شهر ری پیش حضرت عبدالعظیم حسنی

خلاصه کلی برنامه معنوی دارم…
ممکنه خیلی ها مسخرم کنن و بگن رضا به جا سفر به شمال و کیش و …میخوای بری اینجور جاها ؟ بابا تو شورشو در آوردی…
ولی من به این حرفا اهمیت نمیدم…
کلا هر کی تحقیرم کنه خودشو تحقیر کرده.
کسی تحقیرت میکنه که خودشم از درون ناچیزه.
آدم سرشناس و پر آوازه یا کسی که خودش برای خودش احترام قائله که نمیاد تحقیرت کنه … اتفاقا به باورهات احترام میذاره.
آدمایی که ضعف شخصیتی دارن مسخرت میکنن…
آدمایی که تو زندگی هیچی نشدن تحقیرت میکنن…
وگرنه کسی که با خودش در صلحه نه طردت میکنه و نه تحقیرت میکنه…

آدما آینه تمام قد هم هستن…عیب خودشونو در تو میبینن…اینی که میگم رو روانشناسی هم اثبات کرده.آدما عیب خودشونو در تو میبینن.‌..
ببین.‌.
اصولا کسی که فحش میده شخصیت نداره درسته ؟
خب…
حالا یه شخصی به تو فحش میده…
سوال :
آیا مهمه ؟ طرف شخصیت نداره خب…چرا باید برات مهم باشه ؟ آدم با شخصیت که فحش نمیده…
اگه دقت کرده باشی فقط کسایی که بی شخصیت باشن فحش میدن.
اینا خیلی واضحه.هر کی تحقیرت کرد بدون طرف خودشم حقیره…
آدم با عزت نفس تحقیر نمیکنه …
میدونه عیب داریا…ولی تمرکزشو میذاره رو خوبی هات و خوبی هاتو برجسته میکنه…

همه عیب و ایراد دارن…
کی هستش که عیب و ایراد نداشته باشه واقعا ؟
اگه بخوای میشه از همه ایراد گرفت و تحقیرشون کرد…
ولی واقعا یه آدم با شخصیت و با اصالت این کارو نمیکنه.
درمورد شخصیت داشتن آدما خیلی فکر کردم…
در انتها به این نتیجه رسیدم که هر کسی اگه از اینی که هست رضایت قلبی داشته باشه و داره در مسیر رشد و خدا حرکت میکنه آدم با شخصیتی هستش.
در غیر اینصورت اگه این دو شرط رو نداشته باشه بی شخصیته.

ابتدایی ترین ویژگی یه آدم با شخصیت اینه که برای خودش و بقیه احترام قائله.

مثلا فاطمه خیلی بهم احترام میذاره…
خب…
من اخلاقم یه جوریه که یکم خاص تشریف دارم.هر دختری باهام نمیسازه…
تو خیلی از مسائل من با اکثریت جامعه یا مخالفم یا یه نگاه جدید تر دارم که جز فاطمه هیچکس نمیتونه باهاش کنار بیاد.
بعضی وقتا کارایی میکنم که هر دختری باشه منو تکه تکه میکنه…ولی فاطمه اتفاقا ذوق میکنه.
مثلا یه آکواریوم سه متری درست کردم و توش پونصد لیتر آب ریختم…یهو ترکید و کل خونه رو آب برد…
خب…
خودت بودی شوهرتو چکار میکردی ؟
ولی منو فاطمه رو فرشا اسکی میرفتیم کلی هم میخندیدیدم خخخ
وای خدا‌…
فکرشو بکن…رفته بودیم مسجد نماز جماعت بخونیم…همین که برگشتیم دیدیم از زیر در کلی اب جمع شده.‌.
گفتم فاطمهههههه
ترکید !
گفت چی ؟
گفتم اکواریوم…
در رو که وا کردیم دیدیم کل زندگیمونو آب برداشته…
وای…
کل فرشا و کل زندگیمونو اب برده بود. پونصد لیتر کم نیست بچه ها..‌
باور کن کوچیکترین حرفی فاطمه بهم نزد.اتفاقا پاچه رو دادیم بالا و خونه رو با لگن و دستمال خشک کردیم و فرشامون تا پنج روز خیس بود. رو فرش خیس میخوابیدیم.
فرشا بو گرفته بود در حد…نگم برات.
همسایه پایینیمون سقفش خیس شد.
خیلی داستانا اتفاق افتاد.
ولی برامون طبیعی بود انگار.
من گفتم تجربه شد .بعدشم تصمیم گرفتم یه اکواریوم دیگه درست کنم.کلا شکست رو قبول ندارم.
از این کارای عجیب غریب زیاد میکنم.
من خودمم قبول دارم زندگی کردن با من برای کسی که دنبال امنیته سخته.
چون کافیه الهام درونیم بگه یه کاری کن…بعدش تا اون کارو انجام ندم بی خیال نمیشم اصلا.
تازه ؟
تو خیلی از مسائل من اصلا حرف هیچکسو قبول ندارم‌…در صورتی که اگه کسی براش مهم باشه اصلا در کنار من نمیتونه سازش داشته باشه.
خداروشکر فاطمه اصلا مانع پبشرفتم نمیشه.
چون من آزمون خطا زیاد دارم…خیلی خلاقم…کارای عجیب میکنم…چیزای جدید کشف میکنم…دوست دارم خودم کشف کنم…دوست دارم چیزای ناشناخته رو‌…
عجیب کنجکاوم…
قبلا از این روحیه در مسیر غلط استفاده میکردم…ولی این روحیه رو الان اوردم سمت خدا.واقعا هیچیم شبیه بقیه نیست.خیلی خاصم.خیلی…
یه کارایی میکنم که اصلا اکثر جامعه نمیکنن.
فقط دوست دارم خودم باشم.همین.
چهار چوب ذهنی اصلا ندارم…یه جورایی فکرمو آزاد میذارم که راحت به پرواز در بیاد.
آدم خلاق قوانین و چهار چوب و رسم و رسومات رو میشکونه…
یکی از دلایلی که از مدرسه متنفرم همینه که میخواد همه رو عین هم کنه.
در کل خیلی طبیعیه بعضی ها از من بدشون بیاد و از با من بودن خسته بشن…اخه من مثل بقیه فکر نمیکنم که خوششون بیاد…
در کل هیچیم شبیه بقیه نیست…

یه توصیه خیلی مهم دارم برای کسایی که خیلی خلاقن…
ببین…
هر دختری باهات نمیسازه…
ممکنه طرف بعد دو روز که باهات در ارتباطه یهو از دستت فرار کنه…
این طبیعیه…اصلا نگران نشو…
آدم خلاق رو هر کسی نمیتونه تحمل کنه…
چون آدم خلاق هرگززز چهارچوب فکری نداره.
کمتر دختریه که بتونه تحمل کنه‌..
برو با کسی ازدواج کن که با خنگ بازی هات حال کنه.

بزرگترین انتقام از کسایی که درکت نمیکنن اینه که خودتو ازشون بگیری و دور بشی …
بزرگترین انتقام از کسایی که تحقیرت میکردن اینه که پیشرفت کنی و خیلی از زندگیت لذت ببری.تا میتونی رو خودت کار کن تا باورهای دینی و اعتقادیت تقلیدی نباشه… هر ماه خودت رو به یه چیزی اختصاص بده…
اگه اعتقاداتت تقلیدی باشه با یه نوازش باد یهو ریشه هات کنده میشه …
وقت بذار برای ساختن باور هات…
هیچ چیزی رو نپذیر…مگر اینکه براش دلیل و مدرک داشته باشی…
وقت خیلی کمه…خیلی‌…
من میخوام تا سی سالگی ان شاءالله تو معنویت خیلی رشد کنم…
فقط سه سال فرصت دارم…
تو این سه سال شاید وقت نکنم زیاد مسافرت یا بیرون یا اینور اونور با رفقا برم.
من هدف دارم…بیکار نیستم وقتمو الکی هدر بدم.
فقط و فقط سه سال وقت دارم.نمیخوام عقب بمونم.
سی سالگی باید جشن بگیرم.میخوام از خودم رضایت قلبی داشته باشم.
باید تلاشمو بیشتر کنم.
دوست ندارم جهنمی باشم.
نمیخوام تنبلی کنم…
تنبلی خیلی شیرینه…مگه نه ؟
شیرینه دیگه…
میگیری میخوابی…مسئولیت نمیپذیری…
راحتی…
بازی میکنی…
با دوستات میری بیرون…
اصلا غمت نیست…
میری اهنگ گوش میدی…
میری بازی میکنی و سرتو با این چیزا شلوغ میکنی…
شیرینه دیگه…
میری سریال دانلود میکنی میبینی…
خیالت راحته…استرس نداری. راحتی.
تنبلی شیرینه…
اما …
اما…
اما یه روز به خودت میای میبینی همه دوستات پیشرفت کردن و خوشبخت شدن…همه میگن میخندن و شادن و موفق شدن…اما تو …هیچی نشدی…
اونجاست که وجودت پر از دو تا حس بد میشه…

یکیش حسرته…و یکیش حسادت…

میبینی همه ازدواج کردن خوشبختن از زندگیشون لذت میبرن و شادن اما تو جودت پر از حسرت و حسادته…
اره…
تنبلی شیرینه…
اما شیرینیش موقتیه…
جیک جیک مستونت بود ؟ فکر زمستونت بود ؟

اون موقعی که بی خیالی طی میکردی فکر اینجاشم باید میکردی…

حالا بشین هی حسرت بخورو حسودی کن به دوستات.تازه ؟
تنبلی مادر تموم گناهاست…اگرم بخوای حالا شروع کنی و تنبلی رو بذاری کنار در کنارش باید خیلی از گناهاتم بذاری کنار.‌…
چون قطعا درگیرشون شدی…
تنبلی یه گرگی هستش که اصلا نمیذاره قدمی برداری‌‌…
ولی اگه همت کنی و بخوای میتونی این گرگ رو ضعیفش کنی و برش چیره بشی.
هیچوقت دیر نیست.
اگه بخوای میتونی.
بعضی ها منتظرن یهویی همه چی زندگیشون درست بشه…ولی سالها پشت سر هم میگذره و هیچی براشون درست نمیشه…
چون توهمه…
بدون تلاش چیزی تو این دنیا بهت نمیدن…
هر کی به هر جایی رسیده واسش زحمت کشیده.

وقتی واسه داشتنش زحمتی نکشیدی …
چرا واسه نداشتنش گریه میکنی ؟

میدونی چرا بعضی ها تو پنجاه یا شصت سالگی انقد بد میشن ؟ چرا بعضی تو پنجاه یا شصت سالگی انقدر خوب میشن ؟
اینا دلیل داره…
ببین….طرف اول یه ایراد داشته درست نکرده…بعد این ایراد باعث یکی دیگه شده و همه پشت سر هم جمع شده و حاصل جمع همشون رو طرف تو سن بالا میبینه…بخاطر همینه که شخصیت خیلی ها تو سن های بالا قشنگ شفاف میشه…

بذار مثال بزنم :

مثلا یکی گرگ خشم داشته ولی درستش نکرده…این گرگ باعث میشه عقل کم یشه…عقل که کم بشه بی عقلی زیاد میکنی و همین باعث میشه عزت نفست کم بشه…وقتی عزت نفس کم بشه راحت تر گناه میکنی…خود گناه باعث میشه تنبلیتم زیاد بشه…تنبلی هم مادر تموم گناه هاست…
به همین راحتی میبینی بعضی ها وجودشون پر از سیاهی میشه…
چون طرف روی خودش کار نکرده الان شخصیت ناجور و نچسبی پیدا کرده…
به شدت معتقدم شخصیت اصلی آدمارو میشه تو سن های بالا به راحتی در آدما تشخیص داد..چون باطنشون رو میشه و گرگهاشون رشد میکنه.

هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می شود انسان پاک

وآن که با گرگش مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند

در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

 

بچه ها…اگه تو کانالی هستی که عکسای ناجور میذاره لفت بده بیا بیرون.
با اینکار به خودت احترام میذاری‌…
نذار چشمات هرز بشه…تو بعضی کانال ها جوین میشی یهو یه چیزایی میاره که مخت سوت میکشه.
باور کن کنترل نگاه باید تو متاهلی هم باشه.
اتفاقا بیشتر باید حواست باشه…
چون تو مجردی اگه بلغزی فقط با خودت درگیری…ولی تو متاهلی اگه گناهی بکنی به یکی دیگه هم آسیب میزنی.
اینم گفتم چون تو یه کانالی بودم یهو یه عکس ناجور آورد که سریع لفت دادم…
دلم برا کسایی که درگیر میشن میسوزه…نمیدونی چه آسیبی میبینن با دیدن این عکسا و این فیلما و این …هیچوقت سمت پورن نرو…روحتو خراب میکنه…
خوشت میاد حالت بد بشه حسو حالتو از دست بدی ؟
دوست داری حالت از خودت بهم بخوره‌؟
نه…
دوست نداری.‌…
پس اینکارو نکن…
>
>
>
>
همین الان به مامانم زنگ زدم.خبرشو گرفتم…
موقع خداحافظی داد زد گفت : ان شاءالله عاقبت به خیر بشی…
منم خیلی محکم گفتم : شدم مامان ! شدم…
گفت بیشتر بشی …
منم گفتم میشم خخخخ
خدارو شکر واقعا…
مادرمم برام همش دعا میخونه…
توفیق از سر و کلم داره میباره…
به خصوص نمازام خیلی اول وقته.
متاهلی که نماز صبحشو قضا بخونه…به نظرم کلا از بیخ تموم پایه های زندگیشو اشتباه چینده اومده بالا.
مهم نیست چه نمازی بخونی…مهم اینه اول وقت بخونی‌…
حرفام داره تموم میشه…
یه توصیه واسه کار بچه ها بگم…
ببین داداش عزیزم…
اگه کاری پیدا کردی که توش دخترای بی حجاب میان و به لغزش میوفتی و گرگشو داری…از این کار بیا بیرون…
پاکی تو مهمتره…
خدا کمکت میکنه …رزق و‌ روزی دست خداست.کار بهونست.

اگه بخاطر پاکی خودت از یه کار پر لغزش بیای بیرون…خدا یه کار خوب بهت معرفی میکنه…

یه چیزی هم در انتها میخوام به کسایی بگم که پدر مادر خوبی بالا سرشونه…
ببین…
اگه پدر مادر خوبی بالا سرته…حساب کتاب تو روز قیامت سنگین تره…چون پدر و مادر خوبی داشتی…نباید از اعتمادشون سو استفاده میکردی…پدر زحمت کشت اینهمه زحمت کشیده واست که تهش این بشی ؟
تویی که پدر مادر خوبی بالا سرت بود چرا…
تو چرا کج رفتی؟ تو که وجودت از محبت و توجه نسبتا سیراب بود…
تو چرا به پدر مادرت خیانت کردی ؟
من اگه یه مامان و بابا مثل تو داشتم همیشه بغلشون میکردم و دست و پاشونو میبوسیدم…بخاطر زحمت هایی که برام کشیدن اصلا سمت گناه نمیرفتم…به حرمت تموم تلاشاشون…
میگیری میخوام چی بگم…
خدا از تو بیشتر سوال میپرسه…چرا ؟ چون پدر مادر خوبی داشتی‌…اما قدر نشناس بودی…پدرت اینهمه عرق ریخت زحمت کشید…اما تو به جا اینکه زحمتاشو جبران کنی رفتی یه کارایی کردی که خودت بهتر میدونی.
در کل خواستم بگم خدا از یکی مثل من توقع آنچنانی نداره…همین که دعوا نگیرم با پدرم و تحمل کنم یه سری چیزارو ازم راضی میشه…اما خدا از تو خیلییییی توقع بیشتری داره.
اینو گفتم که در جریان باشید.
خیلی به پدر مادرت محبت کن اگه خیلی بهت محبت کردن …
باور کن این حرفارو از ته دلم گفتم.
اگه واقعا پدر مادر خوبی بالا سرت داری به حرمت زحمت های مادرت و عرق ریختن های پدرت از کارای غلطت بیا بیرون.
تو باقیات و صالحاتشون هستی…اونا برات زحمت کشیدن که بعدا به وجودت افتخار کنن…اما تو داری خلاف آرزوی پدر مادرت عمل میکنی…
به حرفام فکر کن.
اگه این ظلم و کفر نعمت نیست…پس چیه ؟
اینکه قدر مامان باباتو نمیدونی و کارای اشتباه میکنی کفر نعمت نیست ؟
میدونی چند تا آدم آرزوشونه یه مامان و بابای باحال مثل تو داشته باشن ؟
بابات اینهمه به فکرته…زنگ میزنه بهت…باهات بگو بخند میکنه…دیدی که به مادرت محبت میکنه…کمتر دعوات کرده و با همسایه ها خوب برخورد کرده و نسبتا مومن و با خدا بوده…
خب…
آیا آدم نباید قدر این بابارو بدونه ؟

  • اینهمه مادرت بهت محبت کرده و جوونی و روزای خوبشو برات گذاشت که در انتها یه بچه سالم داشته باشه که خنده هاشو ببینه…
  • این بود جواب زحمت های مادرت…
  • روت میشه نگاش کنی…
  • شاید داداش رضا کج رفتم…
  • ولی من دیگه حرفی ندارم بگم الان..خودت میدونی…
  • واقعا بعضی پدر مادرا خیلی خوبن…
  • اینو آدم زودی متوجه میشه.
  • وقتی کنارشون میشینی…
  • وقتی از آرزوهاشون حرف میزنن…
  • وقتی به چشماشون نگاه میکنی…
  • وقتی میفهمی روز به روز داره دونه های موهاشون یک به یک سفید میشه و آثار پیری رو تو صورت و بدنشون میبینی و میفهمی که کم کم داره
  • پاشون به دکتر باز میشه…
  • چی برای گفتن داری‌..
  • وقتی ازت میخوان که باعث افتخارشون باشی و تو منتظری یه فرصت پیش بیاد تا گناه کنی…
  • این رسمش نیست…

این درست نیست که زحمات مامان بابای خوبتو هدر بدی…
هیچوقت نتونستی حق داشتن همچین پدر مادری رو ادا کنی …
به جوونیت گند زدی…
نتونستی باعث افتخار مامان بابات باشی.
زحمت ها و شب بیداری های مامانتو هدر دادی…
در حد خودشون تلاش کردن برات…بی تفاوت نبودن…
تو اجازه بی احترامی نداری…
یکی مثل من اگه بی احترامی کنه و پشیمون بشه جبران کنه رو خدا راحت میبخشه…
ولی تو حق بی احترامی نداری‌‌…
چون پدر مادرت خیلی رو مخ نبودن که هی اذیتت کنن…
به حرفام فکر کن.
حساب کتاب تو با حساب کتاب بچه های سایه هرگز شبیه هم نیست.
گفتم که نگی کسی بهم نگفت !

نمیخوام یه روزی به حرفتم برسی که خیلی دیر شده…
اگه حتی پدر و مادرتو از دست دادی یه عهد ببند و بگو که میخوای با خوب بودن نتیجه زحمتاشونو جبران کنی….

نمیدونم خبر داری یا نه…تو هر کار خوب یا بدی کنی یه نسخشو برای پدر مادرتم مینویسن…
لطفا باقیات صالحات خوبی باش براشون.
کاری کن جلوشون سرافراز باشی و سرت بالا باشه…نه اینکه از خجالت سرت پایین باشه…باعث خجالتشون نباش…باعث افتخارشون باش.برای این پدر مادر خوب …گناه ننویس !
همین…
خدایا دست از سر هدایتمون بر ندار…
خدایا مارو به نور خودت هدایت کن…خدایا پذیرشمونو زیاد کن…خدایا کمکمون کن این دو روز دنیارو سالم زندگی کنیم…خدایا بهمون معرفت بده تا همه چیو درک کنیم…
خدایا قلبمونو از سیاهی ها پاک کن…لطفا ده تا صلوات بفرستید

میگم یه سوال …
بزرگترین نعمتی که خدا بهت داده چیاست ؟ چند تا بگو…
بعد بگو ببینم…
از اینا در راه خدا استفاده میکنی یا شیطان ؟
مثلا اگه صدات قشنگه…این صدارو برای خدا استفاده میکنی یا شیطان ؟
منتظر نظرات همه شما هستم 🙂

دلسوز شما : داداش رضا  🙂

ارسال نظر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

226 پاسخ
  1. sh
    sh گفته:

    منظورم اینه که من کلا حوصله بحث کردن و حرف زدن ندارم به نظر شما چیکار کنم شاید باورتون نشه ولی حرف زدن خیلی برام سخته
    حالا فکر کن گرگ تنبلی هم داشته باشه دیگه چه شود
    افسردگی هم دارم و میخوام خیلی تلاش کنم که این حس ها کم بشه
    ی راه دیگشم تو جمع بودن و حرف زدن هست یعنی جایی که برات خیلی سخته حرف بزنی

    پاسخ
  2. محمد پارسا
    محمد پارسا گفته:

    سلام داداش رضا یه اتفاق خیلی بدی واسم پیش اومده تورو خدا کمکم کن من حدودا ۷ ماهه خود ارضایی رو ترک کردم امروز کمی شهوتی شدم و با توجه به اینکه تو گفتی پرش فکری انجام بدین این کارو انجام دادم مدتی بعدش رفتم دستشویی ادرارم که تموم شد دیدم داره مایعی لزج از اونجام بیرون میاد با جهش نبود قطره قطره بود من الان رفتم رساله هارو نگاه کردم کلا به زبان ساده توضیح ندادن آیا این اتفاق که واسم افتاده منی ازم خروج شده ??حالا اونشو کاری ندارم میگم من که اصلا خود ارضایی نکردم این در اومد همون عوارض خود ارضایی رو داره????

    پاسخ
  3. sh
    sh گفته:

    سلام
    من وقتی کتاب تنبلی رو خوندم متوجه شدم که تنبلی من باعث افسردگیم شد و من کلا ادم پرحرفی نیستم حتی در کودکی هم بدم میومد از ادم هایی که زیاد حرف میزدن اما میخوام رو خودم کار کنم و حرف بزنم خب من نفهمیدم اخه تو دین ما به سکوت توجه زیادی شده

    پاسخ
  4. فاطمه
    فاطمه گفته:

    سلام داداش رضا من به شدت ادم کامل طلبی هستم و هر دفعه هم که خواستم خودمو اصلاح کنم باخودم گفتم اگه کامل طلبی رو بزارم کنار یعنی خداحافظ اوج زندگی من ….. من در هر زمینه ایی یه خاطر همین کامل طلبیم اول و دومم اما هیچ حسی نسبت به موفقیت هام ندارم …. و خواهش میکنم کمکم کنید
    کتاب عزت نفس رو هم بیش از بیس بار خوندم زه طوریکه جملاتشو حفظم و حس میکنم دیگه اثر قبلش رو واسه من نداره

    پاسخ
  5. nafiseh
    nafiseh گفته:

    سلام داداش رضا یه مشکل بزرگی پیش اومده لطفا کمک کنید بهم
    یه جوری شدم چندماهه
    تو مسیر خودسازی و… گیر کردم
    نمیدونم مشکلم کجاست
    میخوام به خودم سختی درست بدم و با نفسم مبارزه کنم چون میدونم درسته و اتفاقا تا مهر هم مشغول بودم و نمازام سر وقته خداروشکر دروغ و غیبت و یکسری از صفات بد رو کنار گذاشتم اما از یکطرف نمیدونم انگیزه ندارم تا میام شروع کنم انگار حس و حالش نیست از یک طرف میخوام مبارزه کنم و بدم میاد از راحت طلبی از یک طرف تا شروع میکنم حس و حالش میره انگار انگیزه ندارم قبر و قیامتم فکر میکنم بازم انگیزه ندارم فکر کردم شاید مطالعم کمه وقتی مطالعه میکنم تشنه نیستم و بی علاقم و وقتی نمیخونم انگار یه چیزی کمه نسبت به همه چیز بی تفاوت شدم نه ناراحتی دیگران برام مهمه نه خوشحالیشون حتی چیزایی که منو قبلا میخندوند دیگه اونجوری شادم نمیکنه کاملا بی تفاوتم قبلا عیدها لباس جدید و وسایل جدید میگرفتم ذوق داشتم اما امسال اصلا برام مهم نیست حتی قضاوت و نظر دیگران راجب خودمم برام مهم نیست نمیدونم از کی کمک بگیرم خدا رو خیلی نمیشناسم خدا تو امتحانهایی منو گذاشته بود و گذاشته که خیلی برای بعضیا ممکنه سخت باشه مثلا من همونطور که گفتم وقتی حجاب رو انتخاب کردم خیلی مسخره کردن منو خیلیا
    اما بازم راهمو رفتم
    همه میگن مدرسه و محیط خیلی اثر گذاره اما من سال دهم که تغییر بد داشتم دقیقا تو مدرسه خوبی بودم اما تاثیر نزاشت
    بجاش سال یازدهم بخاطر رشته دلخواهم رفتم مدرسه ای که تو شهرمون به داغون بودن اسم درآورده بود و دقیقا من تو همون مدرسه خداروشناختم
    تو مدرسه اگه بگم بیشتر عوامل مدرسه یعنی مدیر و معاون سعی در خراب کردنم داشتن دروغ نگفتم تهمت هایی که بهم زدن اشکمو دراورد اما میگن نیلوفر ابی وسط باتلاق رشد میکنه؟؟ همچین چیزی
    تو اون مدرسه تغییر کردم و رشد کردم حتی گاهی نمازخونه موقع اذان بسته بود چون کسی از دانش اموزا نبود نماز بخونه من موقع اذون با هزار التماس از معلم میرفتم برای نماز و باز کلی سوال میکردم تا کلیدو بدن برم نماز بخونم
    سال دوازدهم کلا نمازخونه رو تبدیل به کلاس کردن و مدرسه دیگه نمازخونه نداشت من میرفتم یک گوشه دفتر گاهی اوقات یک موکتی بود مینداختم تا نمازمو اول وقت بخونم و بماند بخاطر اینکارم مدیر چقدر بهم اعتراض کرد
    میخواستم برای امسال دانشگاه مشهد قبول بشم فقط بخاطر رشدم و حرم اقا
    راستی رسالتمم فهمیدم تو همین رشتمه برای همین ادامه دادم
    اما شهری اوردم که بهش میگن پاریس کوچولو . وقتی اومدم حس غریبی داشتم از خدا کمک خواستم
    هم اتاقیام کسایی هستن بعضیاشون که حتی ببخشید پیش پسرا هم میرن و مشروب و …
    ترم پیش من و یکنفر دیگه از اتاق ده نفره دوست پسری نداشتیم و با پسری در ارتباط نبودیم با خانواده و مامان بابام هر چقدرم خوب باشم بازم مشکل دارم خوابگاه هم که اونجوری
    چند نفر خواستگار زنگ زدن اما مامان رد کردن
    تو اتاق با دوست پسراشون حرف میزنن خب منم یه دخترم دوست دارم کسی رو داشته باشم باور کنین داداش رضا گاهی اوقات که وسوسه میشدم برای اینکه بهش فکر نکنم یک بازی با گوشی میوردم هنذفری میزاشتم و صداشو تا اخر بلند میکردم تا صداشونو نشنوم
    حرف زیاده الان برام اینا مهم نیست چون به گذشتم که نگاه میکنم میبینم به لطف خدا خیلی رشد کردم
    مشکل من اینه چجوری مبارزه با نفس کنم و مطالعه کنم چجوری علاقه و انگیزم بیشتر بشه گیر کردم
    یعنی اگر جواب اینارو پیدا کنم و بتونم شروع کنم برام باقی چیزا مهم نیست چون حال دلم خوب میشه
    من لذت مبارزه با نفس رو چشیدم برای همین خیلی وقته لذتهای سطحی سیرم نمیکنن
    برای همینه که اینقدر دنبال اینم دوباره برم سراغش
    ببخشید زیاد شد خیلی وقت بود این مشکلو داشتم و نیاز به کمک دارم
    کمکم کنید لطفا

    پاسخ
    • رویای سبز (یامهدی عج❤)
      رویای سبز (یامهدی عج❤) گفته:

      سلام آجی🌸
      به نظرم تا حرکت نکنی انگیزه زیاد نمیشه!
      ینی هی بشینی بگی بزار انگیزم زیاد شه منتظر باشی که یه اتفاقی بیفته بعد حرکت کنی، اینطوری فکر میکنم کارساز نباشه! به قول داداش رضا تنبلی تنبلی میاره.
      حرکت حرکت میاره. عزیز به نظرم شما:
      ۱. حرکت رو شروع کنید. هر چند کوچولو! حتی یه قدم.
      ۲. زیاد به خودتون سخت نگیرین
      ۳. برنامه سخت نریزید. کوچولو کوچولو هدف بریزید که سر ذوق بیاید!
      ۴. برنامه ای بریزید که بتونید اجراش کنید
      ۵.در اخر؛ برای اینکه بیشتر سر انگیزه بیاید و موتورتون روشن شه برید رنج ها و بدی های راه قبلیتون، (قبل خودسازی) و اسیبهایی که بهتون زده رو مرور کنید که عطشتون بیشتر شه برای تغییر!
      و متقابلا خوبی های مسیر تازتون رو مرور کنید. حس های خوب و عالی ای که بهتون داده رو مرور کنید. اهرم رنج و لذت! باعث حرکت میشه
      #آجی من همیشه وقتی بی رغبت میشدم و انگیرم کم میشد، هدف هامو کوچولو کوچولو میکردم و از قدم های کوچیک شروع میکردم تا رغبت و علاقم برگرده. و برمیگشت 🙂
      وقتی بی انگیزه اید کوچولو حرکت کنید. اما متوقف نشید!
      حس کردم یکم به خودتون سخت گرفتین. کوچولو حرکت کنید! و به تلاشتون بها بدید نه نتیجه! خداام به تلاش شما نگا میکنه. و حتی اگه نتیجه خراب شد بازم بهتون با لبخند نگا میکنه و پاداشتونو میده. چون تلاش کردید

      پاسخ
    • خداروشکر
      خداروشکر گفته:

      سلام آجی،خیلی خوبه درمسیر خودسازی بودی و هستی،میدونی وقتی این حالت برات پیش میاد که حالت بی تفاوتی هست،باید یه مقدار ساکت باشه درونت،بهش سخت نگیر،بهش دیکته نکن،بزار آروم باشه یه مدت،خوراک اضافه هم به روحت نده،بزار اتوماتیک روحت خودشو پردازش کنه،مقاومت نکن که یه هفته ای حل میشه حالت شایدم بیشتر.فقط حواست باشه،تواضع داشته باشی هر چی بوده توفیق خدا بوده.ببین خدا ترمزگیر برات میزاره یعنی داری هول هولکی میری،بعد از این حالت می فهمی گیر کجا بوده : )، بزار مقاومت روحت شکسته بشه،ذکری که قلبتو آرامش میده خیلی کم تکرار کن مثلا یه دور تسبیح یا فقط۱۰تا کم بودنش مهمه،مثلا ذکر یا فاطمه ی زهرا ادرکنی یا اسم امامی که بیشتر صداش کردی،یا ذکر استغفار به نیت رقت قلبت نه بخشش گناه بخصوص تو این ماه رجب،یا ذکر یا لطیف به معنی اینکه خدایا تو هم مهربونی هم دقیق می‌دونم هواست هست،یا ذکر یا من ارجوه لکل خیر خدایا من به هر خیری از سمتت نیازمندم،اینا قلبتو روان و زلال می‌کنه که اون بی حالی کنار میره،فقط زیاد ذکر نگو کوتاه باشه و مداومت کن تا این حالت رفع بشه بعدش تازه میتونی بری چیزای جدید معنوی به روحت بدی که کامل تر بشه🌸

      پاسخ
  6. .
    . گفته:

    سلام داداش رضا. اگه یه پسری از چهره مون واسه ازدواج خوشش نیومد و نپسندید چطور باید با این قضیه کنار بیایم که باعث یأس و نا امیدی مون نشه؟؟؟

    پاسخ
  7. photon
    photon گفته:

    سلام داداش رضا ودوستان عزیز..
    یه سوالیه مدتهاست رومخمه وهیچطوره نتونستم جواب قاطعی براش پیداکنم : بنظر شما باید از پدرمادرمون بابت بدنیا آوردنمون تشکروقدردانی کنیم؟! اگه آره خب چرا تشکرکنیم؟؟
    داداش جان ممنون میشم جواب بدی..دوستان اگه شماهم نظری دارید برام بزارید ببینم میتونم جواب سوالم پیداکنم!
    ممنونم

    پاسخ
    • مفرد مونث غایب 🤞
      مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

      سلام.
      ب نظرم جواب سوالتون نسبیه.
      ممکنه یکی بیاد بگه تازه اونا باید از ما تشکر کنن ک داریم تحملشون میکنیم. ولی یکی دیگه برعکس. فک میکنم برمیگرده به رضایت هرکسی از زندگی و پدرو مادرش.
      خیلی ها اونقدر قدر دان پدر و مادرشونن ک برای طول عمر و سلامتیشون صدقه میدن.
      من خودم مستقیم نگفتم ک مرسی ک منو ب دنیا اوردید، گفتم ک اگ قرار باشه دوباره متولد شم دوست دارم دوباره تو این خانواده با همین پدرو مادر متولد شم.
      ب نظرم اول از همه از خدا و بعد از پدر و مادر باید ممنون باشیم ک ب ما فرصت زندگی کردن دادن، تا این دنیا رو تجربه کنیم و بتونیم انسان از دنیا بریم.
      مخصوصا مادر، بخاطر اون نه ماه بارداری، ک از خودگذشتگی هایی ک میکنه تا بچه اش به ثمر بشینه، ک خیلی هاشون از دوران بارداری دیابت و فشار خون، پوکی استخوان، پوست چروک شده رو به یادگار تا آخر عمر ب همراه دارن.
      و برای پدر هم همین کافیه ک فکر روزی بچه ها و آینده اشونو کنه.
      ب نظرم باید تشکر کنیم ک مسولیت تولد و رشد، بزرگ کردن ما رو بر عهده گرفتن.
      ن تنها برای تولد باید تشکر کرد بلکه، من فک میکنم تو زندگی به هرچیزی برسیم مدیون پدرو مادرمون هستیم.
      حتی ویژگی های خوبی ک به ارث بردیم ازشون.
      (البته بگذریم از موارد خاص ک پدرو مادر خیلی توجهی به بچه ندارن)
      و همچنین بگذریم از قضاوت ها و توقعات نا به جایی ک شاید ما ازشون داریم و فک میکنیم عامل بسیاری از مشکلاتمون اونا هستن، درصورتی ک شاید اگ ما هم جای اونا، با اون شرایط زندگی، با اون سطح آگاهی و سواد بودیم، همینم نمیتونستیم تربیت کنیم

      پاسخ
      • photon
        photon گفته:

        سلام..
        آقامحمد حسن حرف شماصحیح ولی گاهی اگه براچراهای زندگی جوابی پیدانکنیم ممکنه همون بشه حفرمون واز همون نقطه شیطون ضربشو بزنه و یوقت بخودت بیای که جبرانش خیلی سخت بشه یاحتی ناممکن..
        ضمنا سوال کردن عیب نیست،ندانستن عیب است;-)
        ممنون بابت نظرت

        پاسخ
  8. امیررضا
    امیررضا گفته:

    سلام داداش.هوش و استعداد و کنجکاوی و اینکه مطالب رو زود یاد میگیرم.راستش هم تو راه شیطان استفاده کردم هم خدا؛ولی فعلا در راه خدا دارم استفاده میکنم و اینکه زندگی خوبی دارم و درسمم خوبه .راستش بزرگترین پدر مادر زحمت کشن فک کنم و دومیش اینکه تو سن پایین توفیق آشنا شدن با شما پیدا کردم و راه خود سازی رو خدا جلوم گذاشت ولی ازش درست استفاده نکردم.ولی عیبی نداره چون هنوز ۱۶ سال تموم نشدم و دارم تلاش میکنم و از امروز خودم راضیم و میخوام جیگر خودمو بخورم.داداش دستت طلا .ان شا الله تو اون دنیا باهات همنشین بشم .خیلی به گردنم حق داری.سعی میکنم یه روزی جبران کنم❤

    پاسخ
  9. سارا
    سارا گفته:

    سلام دوستان به نظرم تنها مشاور شما میتونین باشین واسم.چند وقته شبام شده کابوس از شب میترسم چون یه نوع فکرای جدید و وحشتناک میاد سراغم.از مرگ عزیزانم میترسم هررررشب محاله ک تو فکرم این چیزا رو تصور نکنم که الان همه عزیزانم مردن بعد مردنشون من واکنشم چیه چی به سرم میاد از مرگشون ووووحشت دارم مرگ مامان بابام خواهرم مامانبزرگ و بابازرگم و هرکی و ک میبینم اول میگم خب این اگه بمیره من چیکار کنم بعد بدون اون چجوری بگذرونم مخصصصوصا مامانم.ینی اوضاعم از اینی ک گفتم وخیم تره شبا تا ی دست گریه نکنم راجب این چیزا اصا انگار نمیشه. دارم دیوونه میشم نمیتونم از لحظات شاد زندگیم لذت ببرم تا دور همیم همه داریم میگیم میخندیم حال میکنیم یهو این فکرا میاد سراغم میگم خب اینا تا چند سال دیگه اگه مردن چی الان پس از لحظاتت استفاده کن در صورتی ک همونجا در همون دم مرگم میشه همه چی.تو رو خدا بگین چیکار کنم هرچی هم بگین فکرمو پرت میکنم یا ب توچه رو ب کار میبرم انا خیلی افکار مسمومم شدیدتر هست.در ضمن پدرم افسردگی داره و جوی غمگینی تو خونمون حاکمه و اونم خیلی ی مدت حرف از مرگ میزد افکارم اونجا استارت خورد اما دیگه کنترل نشدن تا این ک دارن من و غرق میکنن لطفا راهنمایی کنید

    پاسخ
  10. امیر محمد
    امیر محمد گفته:

    سلام دوستان من متاسفانه نمیتونم کتاب تنبلی مادر همه گناهاست رو به بخرم میشه به صورت خیلی خلاصه بهم بگید چجوری تنبلیمو درمان کنم چون خیلی تو زندگیم تنبلی میکنم همش فردا فردا میکنم دیگه خودمم خسته شدم همش بازی میکنم همش با موبایل کار میکنم فقط دارم عمرمو تلف می‌کنم و از دست میدم
    لطفاً کمکم کنید تا بتونم از شر تنبلی راحت شم
    یاعلی

    پاسخ
    • مفرد مونث غایب 🤞
      مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

      سلام.
      برنامه ریزی های کوتاه مدت کن.
      هر شب کارایی ک فردا باید انجام بدی رو تو یه برگه بنویس، حتی بازی با گوشی رو.
      فردا همه رو طبق برنامه انجام بده و روشونو خط بزن.
      هیچی مثل برنامه ریزی کتبی ب نظم دادن زندگی کمک نمیکنه.
      اولش شاید نرسی به همه کارات، ولی تایمش دستت میاد ک ساعت چند از خواب بیدار شی تا بتونی به اون برنامه ای ک ریختی بریزی.

      پاسخ
  11. M
    M گفته:

    تو زندگی همه چیز دارم پول قدرت بهترین امکانات لباس ها و… ولی عقل ندارم یه زمانی همه از زیباییم از اخلاقم تعریف میکردن همه بهم افتخار میکردن بهم احترام می ذاشتن الان تبدیل به زامبی شدم چشمانی کبود لب هایی پف کرده چهره ای افسرده و پیر انگار ۴۰ ۵۰ سالمه از همه دور ماههاست رفتار و امدی نکردم من و اتاقم و رفیق هام (شیطان ) شب ها هم مثل بعضی ها قرص خواب نه صبح میفهمم نه شب نه روز
    از همه چی دور شدم همه فکر میکنن بیماری مغزی روانی گرفتم به دروغ گفتم کلیه هام مشکل پیدا کردن و نقش آدم هایی که کلیه اشون بیماره رو مجبورم در بیارم همه باور کردن تازگی ها هم گفتم از کلیه هام خون میاد که کسی نفهمه همش نقش بازی کن کم کم دارم بازیگر میشم نقش بیماران کلیه ای رو بازی میکنم گاهی نقش بیمار روده ای که کسی نفهمه .نمیدونم چقدر طول میکشه بهترین فرصت های زندگی مو از دست دادم و دنبالشون نرفتم تو گروه های انقلابی مثلا بودم ولش کردم خلاصه امروز فرداست که خلاص شم و یکی بیاد تو خونم پیدام کنه

    پاسخ
    • رویای سبز (یامهدی عج❤)
      رویای سبز (یامهدی عج❤) گفته:

      خدارو صدا بزنید!
      همینکه به فکر این افتادین که اوضاعتون خوب نیست خودش یه قسمتی از راهه. به آسیبهایی که تنبلی بهتون زده فکر کنید و ضررهاشو مرور کنید، اشک بریزید، اشک دل رو باز میکنه! اشک قلب یخ زده رو نرم میکنه، به قول داداش رضا: تا از وضع خودتون متنفر نشین حرکت نمیکنید برا بهتر شدن. باید حالتون به هم بخوره.
      براتون حتما دعا میکنم

      پاسخ
      • خداروشکر
        خداروشکر گفته:

        سلام.دنبال هیچکس و هیچ چیز ندو…آهسته آهسته جلو برو ولی فقط گام بردار.الان فرصتیه که خودتو مرور کنی…خودتو پیدا کنی…از نو بساز…بلند شو…به خودت وقت بده.دنبال نظر بقیه هم نباش.خدارو صدا کن.اهل بیت رو صدا کن…قدم اول رو پیدا کن… قدم بعدی بهت الهام میشه.

        پاسخ
    • مفرد مونث غایب 🤞
      مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

      سلام.
      آدما فقط یه بار فرصت زندگی کردن دارن، ب جای اینکه نقش یه بیمار کلیه ای رو بازی کنی نقش بهترین نسخه خودتو بازی کن…

      پاسخ
  12. هدی
    هدی گفته:

    سلام
    من بعد از کلی فکر کردن و… رسالتم رو پیدا کردم و علاقه هم دارم ولی تنبلیم میاد ک برا رسیدن بهش کار کنم و براش وقت بذارم روزام همینجوری الکی میگذره و شبا با خیال راحت سر رو بالش نمیذارم و حس میکنم بیهوده بوده روزم،،
    ممنون میشم راهنماییم کنید.

    پاسخ
  13. مينا
    مينا گفته:

    سلام بچه ها🤞🏻
    من دارم کم کم شبیه خانوادم میشم…
    همه شون… تأکید میکنم همه شون به شددددت استرسى هستن! چیکار کنم درست شم؟؟
    چون استرسى هستن زود به زود عصبى هم میشن! و خیلى وقتا دیکتاتورى بر خانه ما حاکمه!!
    مامانم خیلى استرسیه… من از بچگى هیچى نمیتونستم بهش بگم! چون از کاه کوه میسازه و زود قضاوت میکنه! خیلى هم منفى گراست!! من چییییییى کار کنم؟
    این صفت تو خانواده ما ارثیه…. همه ى خاله هام، دایى هام، مامان و بابام، ابجی هام و داداشم، دختر خاله و پسر خاله هام، مادر جونم کلا همه اینجورى ان!
    حتى چند بار به خاطر فشار عصبى شدید بیمارستان بسترى شدن!🤦🏻
    من از بچگى خیلى سعى کردم اینجورى نشم! اما هرچى بزرگ تر میشم این صفت در من بیشتر میشه حتى الان دیگه نمیتونم سر جلسه ازمون بشینم….
    ? What should I do

    پاسخ
    • کوهنورد پاکی🤞
      کوهنورد پاکی🤞 گفته:

      سلام این منفی گرایی که گفتین رو خیلی تو فامیلام دیدم
      درک میکنم
      نظر من اینه:
      معمولا منفی گرایی که تو اطرافیانم دیدم اینطوری بوده که مسئولیت کار خودشونو قبول نداشتن و مینداختن گردن بقیه. پس مسئولیت ۱۰۰ درصد زندگیتونو قبول کنید
      دوم اینکه اصلا تحمل ندارن حقشون خورده شه. در صورتی که حق همه ما خورده میشه. ببینین چطور حق امام علی رو خوردن. دنیا همینه. باید رنج های زندگی رو پذیرفت. هرکسی ی جایی حقش خورده میشه. پس خداروشکر کنیم حقمون بدتر و بیشتر خورده نشده.
      در مورد استرس بگم که خودمم استرسی هستم. ولی ان شاءالله میخوام سخنرانی های استاد شجاعی رو گوش کنم‌ به اسم روی پای خدا که در مورد توکل کردنه. تو کانالشونم هست.
      به خودتون تلقین مثبت کنین. تلقین منفی اشتباهه. نگین دارم شبیهشون میشم. بیخیال باشید چون تلقین خیلییییی تاثیر داره.
      در‌کل سخنرانی چگونه مهربانی خدارا باور کنیم رو گوش کنید. وقتی ببینین خدا چقدر مهربونه، دیگه فکر‌ منفی نمیکنید.
      پس تا الان دو تا سخنرانی خیلی جذاب بهتون معرفی شد.
      سوم اینکه در مورد رنج هم سخنرانی تنها مسیر هست که البته این سخنرانی خیلی طولانیه و مبحثش خیلی مهم و اساسیه. در واقع پایه ی کاره. التماس دعا
      یاعلی

      پاسخ
      • photon
        photon گفته:

        سلام..
        سوای مطالب خوب وکاربردی که کاربر کوهنورد پاکی گفت ، ممکنه این حالت در شماهم ارثی باشه بخصوص از سمت خانواده ی مادری..برای حل استرست از همین حالا فکر اساسی بکن چون ممکنه باگذر زمان بت آسیبهای سختی بزنه..درواقع استرس “ریشه” ی همه مشکلات روحی روانی و عدم موفقیت و کاهش اراده ست ودرکل استرس خوره ی تلاشهای ماست و سرعت رشد وتعالی رو بشدت کم میکنه..اینارم نگفتم که بدتر نگران بشی بلکه برا پیشگیری گفتم..از الان روش کارکنی بزودی حل میشه انشاءالله..
        یاعلی

        پاسخ
    • رویای سبز (یامهدی عج❤)
      رویای سبز (یامهدی عج❤) گفته:

      سلام.
      “استرس یعنی بی ایمانی…”
      کلا ترس و استرس در اونایی که باخدا هستن و ایمانشون بالاست
      دیده نمیشه! ویژگی ادم باایمان اینه که خیلی آرومه…♡
      ترس و استرس یعنی ضعف ایمان. که خیلی ام بده. من خودم تجربشو داشتم. استرس هم روحم و هم جسم و بدنمو ریخته به هم. کلا به قول داداش رضا: زندگی بدون خدا یعنی جهنم.
      من خودم اینروزا دارم به بالا بردن ایمانم فکر میکنم جانم. به خدا گفتم کمکم کنه ایمانم بهش زیاد شه. توهم به نظرم همینکارو بکن.
      وقتی به داداش رضا گفتم چجوری ایمانمو بالا ببرم گفت:” به کمک های خدا تو زندگیت دقت کن”

      پاسخ
  14. جوان مرده
    جوان مرده گفته:

    سلام من دور و برم از آدم هایی پره که مدام میگن تو نمیتونی تو عقب افتاده ای تو مغز نداری تو بی ارزشی تو ثروتمند نیستی آدم حسابت کنن تو کسی نیستی تو سواد یادگیری نداری نمیدونم خانواده ان یا دشمن خیلی خسته ام روز دومم تازه شروع شده دلم میخواد زودتر پاک شم ۸ سال ۷ سال اعتیاد دارم یعنی به آخر خط رسیدم به خاطر ایمانم به زندگی ام خاتمه نمیدم چون گناه میدونم ولی خسته ام خیلی ۲۳ سال پوچ زندگی کردم نه هدفی نه کاری دارم نه آینده نه حمایتی نه چیزی .نمیدونم شاید اینطور اومدم دنیا اینطور هم میرم پوچ و خالی .از یه طرف قرص های خواب بیمارم کردن خسته شدم از هر روز دوغ خوردن که اثر قرص بره اما چه فایده شب باز میندازم ولی امشب هم دومین شب ترک گناهمه هم اولین روز ترک قرص خواب از امشب میخوام بگم نه به گناه نه به قرص خواب خسته ام خیلی

    پاسخ
    • کوهنورد پاکی🤞
      کوهنورد پاکی🤞 گفته:

      سلام
      دعا میکنم موفق شی
      توکل کن‌ به خدا
      وقتی مسئله های زندگیت رو حل میکنی آروم آروم خودتو باور میکنی و میفهمی توانایی حل مسئله داری
      برای اعتیادی که نوشتی اگه منظورت شهوت بود کتابای راز کنترل شهوت داداش رضا رایگانن تو سایت میتونی استفاده کنی
      میدونم حرفای دیگران تاثیر داره. تاثیرشم مخربه
      نذار حرفاشون بهت تلقین بشه. اونا شاید باور داشته باشن تو عقل نداری، اما تو باور نکن که عقل نداری. لطفا حرفاشونو باور نکن. خیلی سخته‌ که همه ی چیزیو بگن و بهت تلقین کنن و تو نتونی کاری کنی. ازت میخوام هرکاری میکنی، باور نکنی تلقین های اونارو که خیلی ضرر میکنی.
      شروع کن به ساختن زندگیت اوناهم می فهمن تو عقل داری
      التماس دعا
      یاعلی

      پاسخ
    • این خدا خیلی خداس
      این خدا خیلی خداس گفته:

      سلام….این حجم از ناامیدی چرا…..سخته…..همه ی ما اون سختی هارو کشیدیم….یاداریم میکشیم….سعی کن وقت روزانه تو پر کنی….مهم نیست چه جوری…..توقدمه اولو بردار…..باورکن خدا میاد کمکت…..اگه پوله تهیه ی کتا ب نداری…..اول برو از اینترنت هر چی فیلم مفیده سرچ کن وگوش بده….وسواسی نشو….یه لحظه چشماتو ببند وبه خودت بگو بزرگترین ضعفم چیه؟….مطمعن باش یه چیزی میاد تو ذهنت…..مثلا میگی من الان خیلی خستم وناامیدم….یا خیلی بی ارادم…خب تواینترنت سرچ کن مثلا فیلم انگیزشی غلبه بر ناامیدی….بعد یه دفتر بیار واز هر فیلم نت برداری کن…..بعد همین جوری فیلم ببین…..فیلمای استاد پناهیان عالیه…..یا هر فیلمی که ذره ای امید بهت بده….نت برداری یادت نره….کتابای رایگان تو اینترنت هم زیاده….یافایل های صوتی رایگان….خوده داداش رضام کلی پست وکتابه رایگان داره بشین همه شو بخون ونت برداری کن….دنباله ترک گناه نرو….دنباله خودسازی برو…..نگو میخوام مثلا دیگه خودارضایی نکنم…..بگو میخوام هرروز مثلا ۴ساعت کتاب بخونم….یا ۳ساعت فیلمه مفید ببینم….وقتی بری دنباله خودسازی حس میکنی ارزشمندی….ودیگه خودبه خود از گناه دور میشی….از لحنه کلامتون فک کنم پسر باشید…ببین برای مستقل شدن هیچ نیازی به خونوادت وحمایت بقیه نداری….میدونم اگه بود خوب راحتر بود….ولی حالا که خونواده حمایت نمیکنه….خدا بیشترهوایه شمارو داره….ازخدا بخواه ….پس خداواسه چی اسمش رزاقه….خیلی این اسمو دوس دارم….ببین خدا داره به همه چه کافر وچه مسلمون رزق میده….حالا فکرشو بکن تو دغدغه ت ترک گناه وخوشحالیه خدا باشه….واسه خدا زندگی کن…اگه نمازنمی خونی….شروع کن ….دستو پاشکسته بخون…..یا اگه میخونی بهتر بخونش….برو مسجدنماز بخون….ببین چقد اروم میشی….یابرونمازجمعه بشین ….نمی دونم به هر حال اواقاتت رو با خونواده نگذرون….کم کم هم همه چی واست شفاف میشه….اولش خیلی مبهمه….چون خودمم کشیدم….ولی یه مدت مقاومت کن….من از یه جایی تونستم به نفسم نه بگم….که خودمو پیشه خدا خارو ضعیف کردم….به خدا گفتم…..خدا به خدا من یه ثانیه م نمی تونم خودارضایی نکنم….خدا من ضعیفم…..من داغونم….من گناه کارترین بنده ی توام….گفتم خدا اگه یه ساعتم گناه نکنم لطفه توبوده….وگرنه من همون ادم بدم….بعد خودت میبینی خداچ جوری میاد وکمکت میکنه….نا امید نشی هاااا…..حتی اگه هزار بارم توبه شکستی…..من خودم یک سال کلا لغزشی بودم….ولی خدا بهم لطف کرد ….کم نیار….خدابزرگه…..راستی قران خوندنم یادت نره…..یاحق

      پاسخ
    • رویای سبز (یامهدی عج❤)
      رویای سبز (یامهدی عج❤) گفته:

      سلام.
      میدونم شرایطتون سخته. قضاوتتون نمیکنم. اما ناامید نشید
      خود داداش رضا ام خیلی خیلی سختی کشیده، اما وقتی توبه کرد و برگشت، کی میدونست این همه آدم رو با خودش به پاکی سوق میده؟ میخوام بگم بدون شک اومدن شماام به این دنیا بی دلیل نبوده. نگید پوچ اومدم…
      براتون دعا میکنم. هممون براتون عا میکنیم.

      پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      سلام بنده جوان خدا..
      اینکه هیچ کسیو برای حمایت نداری سخته ولی یه جمله میگم خوب بهش فکر کن: ” اینکه هنوز زنده ایی و نفس میکشی یعنی *خدای مهربون* بهت امید داره ومیدونه تو قطعامیتونی بهترین بشی وگرنه لحظه ایی برای گرفتن جونت درنگ نمیکرد؛ پس دقت کن گفتم اینکه هنوز این دنیایی *خدایی که بزرگترین وبرترین و مهربانترین وعالمترین و……ونهایتا ترین همه ی صفتهاست* به تو ‘جوان زنده’ با دادن فرصت زندگی داره میگه تو میتونیییییی..حالا که والاترین موجود هستی اینطور داره بت امید میده ، بنظرت دیگه نظرات همون دوروبری هات دیگه اهمیتی داره؟!!!! دید این ادمای ناقص درستتره یا خدایی که از توانایی هامون آگاهه و میدونه آینده چه اتفاقی میفته هاا؟!! خدایی که گناهامونو دیده وذره ذره کارهامون پیشش ثبت شده ولی بازم میگه اشکال نداره تو میتونی خوبو خوبتر بشی.. بنظرم تواین شرایط بنفعمونه امیدی که خدای عالم وقادر بهمون داره رو ناامید نکنیم..همین..
      توکل کن بخدا که تنها خدا برای بنده هاش کافیه(و کفی بالله وکیلا)..حرف بقیه رو ول کن وباتمام قدرت به امیدی که خدا بهت داره پاسخ مثبت بده وشروع کن وچه کسی از خدا بهتر که به ماها روحیه بده وبگه میتونیم!واقعا برای تنهایی هامون خدا کافیه..
      چطوریشم دوستان توضیح دادن..
      التماس دعا
      یاعلی

      پاسخ
    • مفرد مونث غایب 🤞
      مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

      سلام جوان زنده.
      داداشم تو سن شما با شرایط خانوادگی خاص تغییر مسیر دادن.
      هیچ وقت دیر نیست.
      فقط باید بخوای اونوقت مسیر بهت نشون داده میشه.
      شاید یه روزی بگی اگ خانواده ام اینقدر بهم ناامیدی نمیدادن الان به اینجا نرسیده بودم.
      ب امید اون روز.

      پاسخ
  15. ناشناس
    ناشناس گفته:

    سلام داداش
    تورو خدا اگه می تونین یه راهنمایی کنین
    عمه من سرطان سینه داره چند بار دیالیز کردیه مدت حالش بهتر شداما چند وقته بد ترشده دکترا جوابش کردن
    این دکتر ازخدابی خبر گفته گوشت گراز بدین بخوره از پوستشم استفاده کنه
    هرچی من میگم حرامه ،نجسه کسی گوش نمیده
    دوملیون میخوان بدن یه نفر بره براشون گراز بکشه
    هرچی میگم گوش نمیدن
    میگن اگه برای درمان باشه اشکال نداره
    نمی تونم قانعشون کنم
    اگه واسه درمان باشه اشکال داره یانه؟
    به نظرتون چه طور رازیشون کنم گوشت گراز ندن خورد عمه ام؟

    پاسخ
  16. فاطمه
    فاطمه گفته:

    سلام داداش رضا ممنون میشم که بهم کمک کنید راستش حدود یکسالی میشه که بعد از اتفاقات بد زندگیم دارم رشد میکنم . رشد من به حدی بوده که همه میگن که وایییی تو چقدر درکت زیاد شده و شکر خدا خودمم اینو حس میکنم ، از اونجایی که عاشق پزشکیم و واسه هدفم روزانه درسم میخونم . در واقع از صبح تا شب کلا درگیر هدفمم و دنبال خودسازیم ام . اما مشکلی که دارم همش موها و مژه هام میریزه چشمم یه وقتایی نمیبینه و حتی شبا دندان قروچه میکنم بطوریکه دندونامو از بین بردم … هیچ مشکلی ندارم اما همه دکترا میگت علتش فشار و استرسه و حتی بهم میگن در هفته حتما یه روزی رو استراحت کن . بچه ها واقعا خسته شدم از اینکه اینطوری شدم من از درون اصلا استرس ندارم اما نمیدونم چرا جسمم داره رو به ضعیفی میره بیماری و کم خونی هم ندارم . بچه ها واقعا بگید چیکار کنم؟ایا من دارم خارج از توانم برای زندگیم تلاش میکنم خب اگه نکنم که بنظرم به اهدافم نمیرسم . یا واقعا باید استراحت کنم؟ خب منظور از استراحا چیه ؟ منکه جمعه ها میرم حرم بعدشم میریم پارکی چیزی …. ممنون میشم از راهنمایی هاتون

    پاسخ
    • ی نفر
      ی نفر گفته:

      سلام
      منم کنکوریم دارم برای هدفم میخونم
      البته رشتم فرق داره و هدفم تو رشتم چیزیه که باید رتبه بهتری بیارم تا قبول شم برای همین نیازه که تلاشم زیاد باشه
      من هروقت طبق برنامه پیش نرم استرس میگیرم اما وقتی طبق برنامه پیش میرم استرس ندارم و واسه همین همش سعی میکنم طبق برنامه پیش برم
      از طرفی از لحاظ جسمی کم آوردم
      من حس میکنم مشکلم تغذیه هست
      شمارو نمیدونم
      تصمیم گرفتم برم دکتر و برنامه غذایی بگیرم. دعا میکنم مشکل شما حل بشه و موفق بشید و عاقبتتون بخیر بشه شماهم برای من دعا کنید که اوضاعم خیلی خرابه

      پاسخ
    • دل آروم
      دل آروم گفته:

      سلام…
      والا چی بگم،داداش همیشه می گه برید دنبال عشق تون…تو مسیر زندگی تون لذت ببرید.اینهایی که شما می گید،مسیر عشق و لذت بردن نیست…
      در مسیر زندگی تلاش کنید، ولی خیلی خودتون را جدی نگیرید…زندگی تون به خدا بسپارید.

      پاسخ
  17. سرباز شکست خورده
    سرباز شکست خورده گفته:

    باز هم شکست دیگر خسته شدم گاهی به فکرم میزنه به زندگی شیطانی ام پایان بدم از عمد قرص خواب زیاد مصرف میکنم شاید خلاص شم خسته شدم به خاطر کبودی ها وضعیتم ماههاست بیرون نرفتم از تابستان تا الان اصلا بیرون نرفتم خسته شدم

    پاسخ
    • رویای سبز (یامهدی عج❤)
      رویای سبز (یامهدی عج❤) گفته:

      سلام.
      وقتی دارید تلاش می کنید و تو این راه شکست می خورید، این شکستتونم ارزشمنده. چون در راهِ پاکی بوده! در راهِ تلاش بوده. شما اگه از خودتون خسته بشید خدا از بخشیدن شما خسته نمیشه. خدا مزد تلاشتونو میده. برای خدا تلاش مهمه نه نتیجه!! وقتی ببینه واقعا از ته دلتون تلاش کردید واستون جبران میکنه. اگه بی حس و حالید یه دعای توسل بخونید و به ائمه متوسل شید و باز با قدرت ان شاءالله شروع کنید. دعا میکنم براتون.

      پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      سلام سرباز..اما چرا شکست خورده!!!
      بقول داداش هربار شکست خوردن ادم رو یه قدم به موفقیت نزدیکتر میکنه..بلطف خداامیدوار باش..یه نکته دیگم اینکه باوصف الحالی که از خودت گفتی بنظر میاد افسردگی داری که باید درمان بشه..دعا وتوسل وتوکل خیلی کارسازه اما وقتی این حالتها مدت طولانی ادامه داشته باشه سازوکار جسمی وتعادل روحی بهم میخوره..شاید با درمان جدی این بیماری حفرت هم شناسایی بشه ودرکل حل بشه مسالت انشاءالله..حتما پیگیر باش وبه مشاور مومن ودلسوز وکاربلد مراجعه کن وبدون درحدیث قدسی اومده:” درحل مشکلات وبیماریها وظیفه شما تلاش برای درمان است ولی بدانید شفا باخداست”..
      یاعلی

      پاسخ
    • محمدحسن🤞
      محمدحسن🤞 گفته:

      سلام.
      بازهم شکست.
      بازهم شکست..
      و بازهم شکست…
      و باز هم…..
      تو فکر کردی موفقیت چیزی جز تکرار این شکستهاست ؟
      از شکستت درس بگیر تا ب موفقیت نزدیک تر بشی.

      پاسخ
  18. Zeynabbano
    Zeynabbano گفته:

    سلام
    ابتدامیخواستم ازخداوند عزیزم تشکرکنم که باعث شد ،سایت شمارو ببینم و الگو بگیرم،و بعد ازشخص خود شما ممنون و متشکرم که تجربه ها که باسختی بدست آوردین باما به اشتراک میگزارید،انشالله توزندگیتون موفق بشید،و عاقبت بخیر
    سپاسگارم

    پاسخ
  19. مينا
    مينا گفته:

    داداش رضا میشه من یکى از کتاب هاتون رو بدم یه بنده خدایى بخونه و پولش رو از شماره حسابى که براى حمایت دادید واریز کنم؟ ؟

    پاسخ
      • photon
        photon گفته:

        سلام..
        علاوه بر مواردی که کاربر محمد حسن گفت ،دل کسیو نشکوندن بهر نحوی وحرمت نگه داشتنه طرف مقابل(اعم از غیبت ،تهمت ،زخم زبون ،تمسخر یاشوخی به قصد تمسخر و….)..مورد بعد ناشکری نکردن..از لغات واصطلاحات قبیح و ناشایست استفاده نکردن که همون عفت کلام محسوب میشه..بلند نکردن صدا بر مادر وپدر وبزرگترها وبچه ها..لبخند به لب داشتن در حد معقول وشرعی ونه جلف بودن..خشن صحبت نکردن وبا بداخلاقی حرف نزدن ودرکل نرم خویی و……(بقیشو خودتم میتوتی دیگه پیداکنی)..اما درمورد خانمها لحن کلام در مقابل نامحرم خیلی مهمه که با ناز وعشوه (هم کلامی وهم ادایی)نباشه مثه کسی که میگن خودش لوس میکنه که این عمل دربرابر نامحرم قبیح هست وباید درعین نرم خویی محکم دربرخورد بانامحرم باشه(البته منظور اخمو تخم کردنم نیس) ..شوخی های بیجا بانامحرم بخصوص اگه مفسده بوجود بیاره نباید به زبان بیاد..ودر کل رعایت ادب ومتانت در صحبت کردن میشه حیای زبانی..
        ممکنه موردی جاافتاده باشه که به بزرگی خودت ببخش..
        نهایتابدونیم “مهربانی صفت بارز عشاق خداست/یادمان باشد ازین کار ابایی نکنیم”
        یاعلی

        پاسخ
  20. Royayeziba
    Royayeziba گفته:

    سلام داداش
    بعضی وقتا که اطرافیانم درکم نمیکنن و با کاراشون پا رو خرخرم میذارن متاسفانه بد عصبانی میشم چیکار میشه کرد؟؟؟ لطفا راهنمایی
    خیلی آزار دهندست که اطرافیانت درکت نکنن ولی دارم بلطف خدا تلاش میکنم که دور بشم از پیششون.
    واسم دعا کنید.

    پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      سلام..
      حد انتظاراتت از بقیه رو به صفر برسون در هر شرایطی وبی خیالی در رفتارهاشون رو تمرین کن..اینطور به ارامش میرسی..
      یاعلی

      پاسخ
      • photon
        photon گفته:

        ضمنا دور شدن از خانواده برای راحتی خودت ورهایی از آزارشون بمعنای “فرار کردنه”..مرد باش وبمون و مشکل رو تو درون خودت حل کن..مگر اینکه اطرافیانت خانوادت نباشن و ازشون دور بشی مشکل حل میشه..

        پاسخ
    • رویای سبز (یامهدی عج❤)
      رویای سبز (یامهدی عج❤) گفته:

      سلام عزیز🌸
      خوبین ان شاءالله؟
      اره، واقعا حق میدم، وقتی ادم درک نمیشه خیلی یه جوری میشه. نفرت میشینه تو وجود ادم..
      سعی کن زیاد دور و ورشون نباش!
      و اگه بودی، زیاد هم صحبت نشو. در حد نیاز فقط. و وقتی میدونی یه حرفی بزنی بهت می پرن و همون حرفای قبلشونو تکرار میکنن و درکت نمیکنن، حرف نزن و ماجرارو بسط نده. میدونم گاهی وقتا دل ادم خیلی میگیره. اما برای دلتون تو آسمون خریدار زیاده! خریدارایی که خیلی خوب می خرن! دلتونو به اونا بدید… مث شهدا، مث امام زمان، حاج بابا (حاج قاسم)…
      دعا میکنم عزیز💛
      محتاج دعا

      پاسخ
    • مفرد مونث غایب 🤞
      مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

      سلام.
      شاید اون حس رو اطرافیانتونم نسبت به شما دارن؟؟
      مطمئنی ک همیشه حق با شماس؟
      شاید دارن درست میگن، فقط نظر مخالفت میدن عصبانی میشی.

      پاسخ
  21. . . .
    . . . گفته:

    سلام، من و خواهرم میخوایم باهم یه محصول رو بخریم پول بزاریم بعد جفتمون داشته باشیم. اشکال دارد این مدل خرید اشتراکی که فقط بین اعضا خانواده باشد؟!

    پاسخ
  22. ...
    ... گفته:

    سلام.بعد مدت طولانی به طرز باور نکردنی سه بار خود ارضایی کردم من خیلی پیش رفته بودم باورم نمیشه بعد یه سال به گل نشستم مث سوختگی درجه ۳دیگه هیچی نمی فهمم داغونم دوباره چطور شروع کنم لعنت به تنهایی لعنت به پدر مادرا

    پاسخ
  23. عاشق رهبر
    عاشق رهبر گفته:

    سلام دوستان عزیزم ۲روز و ۲۳ساعت ۲۷دقیقه ۴۶ثانیه پاک پاکم پیش به سوی آزادی رهایی نور و حیات جاوید رهبرم 💚💙❤💘التماس دعا💘❤

    پاسخ
  24. مینا
    مینا گفته:

    سلام بچه ها و ابجی فاطمه و داداش رضا✌🌹
    لطفا اینو سرچ کنید و فیلمش رو از خبرگذاریyjc ببینید(اپارات هم خوبه اما این به نظرم بهتره)
    “فیلمِ ثروت ایت الله بهجت!”😕
    واقعا خیلی زشته….رفتار خیلی از ماها!!!😟(مخصوصا خودم)😭😭😭
    هه…

    پاسخ
  25. نویسنده
    نویسنده گفته:

    سلام داداش رضا… امیدوارم حالت خوب باشه. یه سوالی داشتم و خیلی خوشحال میشم اگر جواب سوالمو بدی. من یه مدتیه که به اختلالات وحشت دچار شدم… وضعیت خیلی بدیه… به نظر خودم دلیلیش اینه که هنوز نتونستم با تمام وجودم به خدا ایمان واقعی بیارم(نه این که ایمان ندارم… منظورم اینه که اون اعتماد به خدا که نتیجه ی ایمانه رو هنوز بدست نیوردم.) میخواستم یه راهکار به من معرفی کنید که چه کار باید بکنم. زندگی برام خیلی سخت شده داداش… با تشکر

    پاسخ
  26. پسر تاریکی
    پسر تاریکی گفته:

    سلام داداش رضا جواب سوالات
    ۱/چهره زیبایی دارم همه میگن تعریف میکنن .۲/خسته نشدن ÷هر چند پیاده روی کنم پاهام تاول بزنه باز تسلیم نمیشم یعنی مقاومت میکنم فقط در شرایط دور یا اضطراری از ماشین استفاده میکنم۳/وقتی کاری شروع میکنم دوست دارم زود تموم کنم بیخیالش نمیشم در کل خیلی چیزها دارم ولی چه فایده در راه شرایط استفاده میکنم دوست داشتم و دارم از زیبایی ام همه چیزم در راه ایمان استفاده کنم مثلا دوست دارم علاقه ام اینه روحانی بشم برسم به مقام روحانی به فقرا یتیم ها کمک کنم چون منم تو چنین خانواده ای بزرگ شدم، درک میکنم .راستی داداش رضا ۲ روز و ۱۳ ساعته پاکم التماس دعا دوست دارم برادرم

    پاسخ
  27. Rouzbahani
    Rouzbahani گفته:

    سلام بچه ها یه سوال
    الان یه بنده خدایی به من‌پول میده و در قبالش من‌باید از طریق اینستا و تلگرام برای کسب‌و کارش تبلیغ کنم
    الان این پول حلاله؟

    پاسخ
  28. photon
    photon گفته:

    سلام داداش..
    یه سوال: شماچقدر به امتحانهای الهی عقیده داری؟؟! منظورم اینه اینکه میگن ماهرلحظه در معرض امتحانات الهی هستیم چقدر میتونه درست و موثر باشه؟ وتاچه حد باید این مطلبو تو زندگیمون جا بندازیم ؟! یکم گیج شدم!!ممنون از راهنماییت واگه میشه بایه مثال توضیح بدی خیلی بهتره..متشکرم

    پاسخ
      • photon
        photon گفته:

        اینو که متوجهم ولی منظورم از امتحان مربوط به “هرلحظه بودنش” هست که چقدر صحت داره! گفته میشه گاهی امتحانه گاهیم شرایط وسنن الهی باعث امری میشه..چطور بفهمیم کدومشونه؟؟مثلا یکی که گرگ خشم رو ازمادرپدرش گرفته این الان امتحانشه یا جز قوانین علت ومعلولی دنیا ؟!؟!
        تفکیکش گیج کنندست!!ممنون میشم جواب بدی

        پاسخ
        • مفرد مونث غایب 🤞
          مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

          سلام.
          نمیدونم چرا صحبت های شما منو یاد یکی از سخنرانی های استاد پناهیان با موضوع درک اراده خدوند انداخت، ک اون موقع نوت برداشته بودم و رفتم دوباره نوت هامو خوندم، ک میگفتن هر لحظه اتفاقایی ک رخ میده هم در اختیار شما هست هم نیست، یه جورایی اختیارات ما در جورچین خداست، خدا حتی اختیار عقل ما رو هم داره.
          من فک میکنم شاید بشه لحظه ای بودن امتحانات رو به لحظه ای بودن اتفاقات ربط داد.
          فک میکنم هر لحظه داریم امتحان میشیم…

          پاسخ
    • دل آروم
      دل آروم گفته:

      سلام photon عزیز،
      با اجازه داداش مهربانم.
      من حدود یکسالی هست تنها مسیر استاد عزیز پناهیان را دارم گوش میدم…تازه رسیدم به فصل ششم
      جلسه هشتم و نهم اش در این خصوص صحبت می کنه(فلسفه رنج،آشنایی با علل رنج) همراه با مثالهای فوق العاده خوب..مطمئنا جواب تان را دریافت می کنید.
      اگه قبلا گوش داده اید…خواهشا یه بار دیگه هم گوش بدید.
      التماس دعا داریم.

      پاسخ
      • photon
        photon گفته:

        سلام..
        دل آروم عزیزممنونم از راهنماییت وبنده هم دعاگو و محتاج دعاتون هستم..فقط این فصل بندی جلسات تنها مسیر رو از کجا میشه پیداکرد؟؟صحبتای استاد رو پراکنده خوندم وگوش دادم ولی اینطور دسته بندی شده رو از کجا گیربیارم چون تو سایتشون اینطور نیس..بازم متشکر وعاقبتت بخیر

        پاسخ
        • دل آروم
          دل آروم گفته:

          سلام ،
          ممنونم، خیلی بزرگوارید.
          عبارت “تنها مسیر پناهیان”را تو اینترنت سرچ کنید،دومین مطلب قابل سرچ تحت عنوان”صوت/درسنامه تنهامسیر”سرچ بزن…فصل به فصل به همراه جلساتش برای شما میاره…در فصل ششم…دوره جدید، جسله هشتم و نهم را گوش بدید.
          اگه وقت کردید از اول گوش بدید،فوق العاده است.
          سپاس و آرزوی عاقبت بخیری تمام دوستان‌ تو سایت.

          پاسخ
  29. مریم
    مریم گفته:

    داداش من میخام دوباره شروع کنم .. صد باره زمین میخورم .. بخدا خسته شدم .. نمیخام روزام اینطوری بگذره .. هزار تا هم عیب و ایراد دارم .. یکی از یکی بدتر .. میشه بگی از کجا شروع کنم ؟ چون فکر میکنم همش دارم درجا میزنم .. دو ساله دارم تلاش میکنم ولی هیچ تکونی نخوردم .. هنوز همون آدم دوسال پیشم .. فقط اطلاعات زیاد کردم ..وقتی میبینم راحت گناه میکنم از خودم میترسم .. از کجا شروع کنم ؟

    پاسخ
      • photon
        photon گفته:

        سلام..
        داداش تو یکی از پستاش یا کتاباش(دقیق یادم نیس) گفته گاهی برا تغییر نیازه مثل گیاه ریواس(اگه اشتباه نکرده باشم) که چندین ماه فقط ریشش رشد میکنه وآثاری ازش نمیبینی ، لازمه اول ریشه هات قوی بشه وبعد یکهو سراز خاک دربیاری و رشد کنی وزیباترین بشی انشاءالله..فقط ناامید نشو وادامه بده..
        یاعلی

        پاسخ
  30. مهدی از مشهد
    مهدی از مشهد گفته:

    سلام به همه ی دوستان – از داداش رضای عزیز متشکرم – دوستان گناهان یا اعمال بد بسیار زشت و سیاهه – اعمال نیک و بد در قلب و باطن انسان ها ذخیره میشه : اعمال بد = درد و رنج – اعمال نیک = پاکی و سلامتی و لذت – قرآن کریم : ان الحسنات یذهبن السیئات : نیکی ها بدی ها را نابود میکند – یکی از نیکی ها انفاقه که در قرآن کریم اومده : انفاق دو نوعه : ۱- انفاق مادی : هدیه دادن پول و اموال به خویشاوندان و فقیران و یتیمان و مردم خوب که پاک کننده ی بدی ها و سیاهی ها و گناهانه ۲- انفاق معنوی : خوش اخلاقی و احسان و نیکی و دیدار با مردم و خویشاوندان و کمک کردن به مردم پاک کننده ی بدی ها و گناهان و سیاهی هاست . ازدواج درست نجات دهنده ست مثل کشتی نجاته : مودت و ایثار و رحمت و مهربانی با همسر پاک کننده ی بدی ها و گناهان و سیاهی ها هست – شاد کردن مومنان پاک کننده ی بدی ها و گناهان و سیاهی ها هست – تعلیم به مردم پاک کننده ی بدی ها و گناهان و سیاهی ها هست – تلاش و استقامت در برابر سختی ها پاک کننده ی بدی ها و گناهان و سیاهی ها هست – ارتباط با محبوب و معبود حق یعنی الله پاک کننده ی بدی ها و گناهان و سیاهی هاست – زیارت اهل قبور : دوستان خدا و شهداء پاک کننده ی بدی ها و گناهان و سیاهی ها هست – روزه داری و به اندازه ی متوسط خوردن و آشامیدن هم پاک کننده ی گناهان و سیاهی ها هست – در مجموع حسنات و اعمال نیک پاک کننده ی بدی ها و گناهان و سیاهی ها هست – الله ناز در قرآن کریم و حکیم و مجید و عظیم انسان ها را با علوم حقیقی خودش به سمت نور و پاکی راهنمایی میکنه .

    پاسخ
  31. مينا
    مينا گفته:

    سلام داداش
    یه بار گفتید اگه برای پیشرفتتون کاری نکنید صد در صد سقوط میکنید!!! میشه توضیح بدید؟
    فکر کنم منظورتون این بود ساکن موندن سقوط میاره!!! چرا؟؟

    پاسخ
  32. محمدحسن🤞
    محمدحسن🤞 گفته:

    سلام.
    داش رضا اخیرا درگیر یه مشکلیم حس میکنم دروغ و پنهان کاری مانع درست شدن مسئلست. چند وقت پیش تو کانال یه چیزی گفتی گفتی صداقت راه گشاست. دقیقا منظورت از این حرف چی بود دادا؟

    پاسخ
  33. محمد رضا
    محمد رضا گفته:

    داداش یادت هست می گفتی وقتی از مسیر گناه میای تو مسیر پاکی، یک سری کابوس هایی می بینی؟ من به حرفت رسیدم. امروز در روز ۴۷ ام پاکی هستم و امروز صبح یک کابوس دیدم. خواب دیدم که از بیرون اومدم خونه و تو اتاقم گرفتم خوابیدم. همین طور که خوابیده بودم، یک پیشنهاد شهوت انگیز به ذهنم رسید ولی با اینکه وسوسه شدم سریع آنرا رد کردم و به خدا پناه بردم. بعدش یک دفعه یک موجودی مثل خون آشام یا گرگ افتاد روم و گردنم را گرفت. کاملا سنگینی جسمش و جای گازش را احساس می کردم. خیلی ترسیده بودم ولی باز هم به خدا پناه بردم چون می دونستم این فقط یک خوابه. بعد از ۱۰ ثانیه گوشه گردنم را ول کرد و من با ترس از خواب پریدم بالا. واقعا خواب عجیبی بود. تا حالا از این خوابا ندیده بودم.

    پاسخ
    • :)
      :) گفته:

      من الان ۲هفته است دارم از این خوابا میبینم سر صبح حال آدمو میگیره
      حربه شیطون میبینه نمیتونه تو بیداری کاری کنه میاد تو خواب 😐
      ولی بده روزات بد شروع بشن تا بخوای خودتو جمع و جور کنی کلی وقتت رفته…

      پاسخ
  34. زهرا
    زهرا گفته:

    سلام داداش، یه سوال دارم خواهشاً جوابشو بده ،میگم من یه عادتی یا یه ویژگی دارم خیلی خیلی سخته برام کنارش بذارم میتونم مثلا با خدا یا معصومین معامله کنم که اگه کمکم کنن اینو درست کنم منم به جاش یه کاری درستی رو انجام بدم ؟اگه میشه چطور معامله کنم؟

    پاسخ
    • خداروشکر
      خداروشکر گفته:

      سلام.درمورد اهل بیت یه چیزی رو همیشه درنظر داشته باش سعی کن صدبار صداشون کردی جوابی نشنیدی بازم صداشون کنی،هیچ وقت باهاشون معامله ای رفتار نکن،ممکنه خیر تورو یه مدل دیگه بهت بدن اونوقت تو درک نکنی اون حکمت رو و بشه دلخوری،عینه مو باریکه به همین حساسیت،دلخوری از یه آدم بزرگ خییییییلی تخریب میاره.دلیلشم همون داستانه حضرت خضر و موسی هست.
      درمورد کار درست،کار فقط وقتی درسته که خودتو له نکنی،پا روی ارزش هات نزاری،کار درست قویت می‌کنه،یادم نمیاد تو کدوم کتاب داداش بود ولی دراین مورد زیاد گفتن.

      پاسخ
  35. هدی
    هدی گفته:

    سلام ممنون میشم راهنماییم کنیدهمسر من مرد خیلی خیلی خوبیه هم مومن هست و هم بهم احترام میذاره هرچیزی بگم ن نمیگه ولی تنها مشکلی که داره اینه که اصلا برام تاحالا کادو نخریده چند روز پیش تولدم بود و روز زن و… اصلا کادو نگرفت و این واقعا عصبیم میکنه تو کلاسای مشاوره ای ک باهم رفتیم گفتن ک مردا برا همسرشون هدیه بخرن ولی همسر من بود تو اون جلسه ولی اصلا براش مهم نیست یکبار ب من گفت ک من نیازای تو رو هروقت بخوای برآورده میکنم و از نطر اقتصادی کم نمیذارم ولی به تولد و روز مادرو…اعتقادی ندارم ب نطرتون چ کار کنم و اینکه اصلا هم روم نمیشه بهش بگم
    خیلی ممنون

    پاسخ
  36. Mehdi
    Mehdi گفته:

    سلام من دوباره دارم شروع میکنم…
    فقط دعام کنین رسالتمو پیدا کنم…
    سرگرم عشق و حال حلال (کار) باشم… نشاط درونی داشته باشم. فقط دعام کنین دمتون گرم🙏

    پاسخ
  37. خداروشکر
    خداروشکر گفته:

    داداش شما میگی گرگ ضعیف میشه ولی نمی میره.نمی‌دونم کلا چرا از وقتی فرق خوب و بد رو فهمیدم حس میکنم لبه یه پرتگاه به اسم قصاوت قلبم،همیشه می ترسم قبلم قصی بشه قلبم سختی بقیه رو درک نکنه.کمال گرایی،زود رنجی،عصبانیت،بذل و بخشش زیاد،ترکیب درست احساس و عقل،دلسوزی بیجا،به اندازه وقتمو به دوست بدم،معنویت درست و به جا،چارچوبای اشتباه،سخت گیری بی مورد،و خیلی بارای سنگین دیگه رو‌حل کردم البته با کمک بابا رضام+خانوم بابا رضام🙂.داداش رضا با نوشته هاشون و به قولی نفوذ کلامشون خیلی چیزا بهم یاد دادن🙏.همیشه دعاتون میکنم.ترس رو که حل کردم تو بازه ی زمانی هفت ماه!!البته ریشه تو خاطره بچگی داشت ولی گرگ نیست.داداش قصاوت قلب می‌تونه گرگ باشه؟من حتی یه نذر یه ساله در این مورد کردم که هیچکس رو قضاوت نکنم هرجور باشه و خودمو تو شرایط و فعالیتی گذاشتم که اون مدل آدما بیشتر به پستم بخوره و بتونم کمکی کنم،وقت و عمرمو و انرژی مو تمام وقف کردم.کمترین اذیت سردرد و گریه سر نماز بود در حدی که مامانم میگفت موندم یه آدم چقدر سر سجاده حرف میزنه این همه دستمال چیه خیس کردی،دیگه دستمال کاری نمی‌کرد با شال عزاداری امام حسین داداشم گریه هامو خشک میکردم.یه قضاوتی یه بنده خداییو کرده بودم،شدت قضاوت زیاد بود خیلی حواستون باشه بار ظلم سنگینه!…بعد از یه سال تا بار سنگینی که رو قلبم حس می کردم سبک شد،فهمیدم اجابت شدم.

    پاسخ
    • Rezzza
      Rezzza گفته:

      سلام مهربونم.
      داداش قربونت برم، گناهان تو که از کرم اهل بیت بیشتر نیست، صد بار اگر توبه شکستی بازآ.
      توصیه من اینه که حتماً حتماً حتماً عضو کانال استاد شجاعی بشید و سخنرانی هاشون رو گوش بدید. فیلم سینمایی بید مجنون و رنگ خدا رو هم ببینید.سعی کنید چند وقت از فیلم و سریال چه ایرانی چه خارجی فاصله بگیرید تاثیر داره…
      ذکر بگید (رضا گلزار هم میگه بگید😌)

      هر لحظه که ما غم داریم فقط به خاطر اینه که اهل بیت رو نداریم خوب فکر کنید….
      تنها راه نجات فقط اهل بیت علیهم السلام هستن. سراغ روانشناس و این چیزا هم نرید.

      خراب کرده ام آقا خودت درستش کن…
      که گفته هیچ ندارم به تهی دستیم نگاه نکن که من تو رادارم… من تو را دارم…
      یا زهرا (س)

      پاسخ
        • Rezzza
          Rezzza گفته:

          سلام.
          تو سرچ تلگرام بنویسید میاد. استاد محمد شجاعی. میگن یه تجربه تقریبا نزدیک به ndeداشتن یعنی مرگ رو دیدن.. الله اعلم…
          حدود ۲۰۰ هزار نفر عضون. خیلی نفوذ کلام دارن…
          حتما عضو بشید.
          یا علی(ع)

          پاسخ
  38. مبینا
    مبینا گفته:

    سلام داداش رضا من مشکلاتمو پیدا کردم اگه در مورد راه حل هر کدومش راهنمایی داری بهم کمک کن ممنون
    حساسیت زیاد
    اذیت کردن خود
    سخت گرفتن همه چیز
    وابستگی زیاد
    زود ناراحت شدن
    باور نداشتن خود

    پاسخ
      • مبینا
        مبینا گفته:

        سلام داداش
        میدونی خودمم میدونم که عزت نفس و اعتاد به نفسم خیلی پایینه ولی خب چون خانوادم از مشکلم خبر ندارن و من نمیتونم بهشون بگم نمیتونم توی دوره ها شرکت کنم میشه کمکم کنی دارم داغون میشم هر روز گریه میکنم قبلا به خودکشی فک میکردم ولی حالا واقعا دنبال یه راه میگردم ولی نمیدونم از کی کمک بخوام اگه کتابی هست بهم معرفی کن یا اگه مطلبی توی سایته داداش لطفا کمکم کن

        پاسخ
        • مهدیه
          مهدیه گفته:

          مبینا به نظر من کتاب بهترین نسخه ی خودت باش رو بخون
          ببین عزت نفس چیزی نیست که بخوای با کتاب خوندن حل بشه باید به راهکار های داداش رضا عمل کنی ..

          پاسخ
  39. Masomeh29
    Masomeh29 گفته:

    سلام دلم بدجورگرفته ای کاش یجای بودم فقط گریه میکردم ودادمیزدم تا خالی میشدم این بغض لعنتی توگلوم بدجورگیرکرده برام خواستگاراومده بود خواهرپسره اومد که منوببینه آبجی کوچیکم هم اومد نشست الان بعد یه هفته میگن توروپسند نکردن آبجیت روپسند کردن برام گرون تموم شد چرا من نبایدیه همدم داشته باشم اخه من که چند ساله خودسازی میکنم اخلاق ورفتارای بدی که دارم درست میکنم نمازهامو همیشه میخونم با نامحرم رابطه ای نداره همه چیز رورعایت کردم چرا خدا شرایط ازدواجم روفراهم نمیکنه چرا چرا اونوقت آبجیم که با نامحرم حرف میزنه ومیره بیرون دوست پسر داره نمازنمیخونه کلی خواستگارداره همه قبولش دارن ولی من چرا نه ازهمه چی خسته شدم مگه داداش نگفتی تا بوی گل ندی پروانه سمتت نمیاد من که هرکاری بگی کردم که بوی گل بدم حجابم دارم رعایت میکنم ازهرگناهی که بگید خودمو دارم پاک میکنم دارم خودسازی میکنم دختر قناعی هستم ولی برعکس آبجیم اصلا اهل این کارانیست خستم خیلی خیلی دیگه تنهایی رودوست ندارم میخوام همدم داشته باشم میخوام ازدواج کنم امروز دلم شکست بگید چیکارکنم

    پاسخ
    • داداش رضا
      داداش رضا گفته:

      سلام.
      چون تسلیم نیستی.
      اگرم شرایط ازدواجت جور بشه با بچه دار نشدن امتحان میشی.
      چون کلا از بیخ باید تسلیم بشی.
      این درسیه که تا نگیری ادامه داره…
      تسلیم یعنی خدا بیشتر از تو میفهمه.
      تا اینو نپذیری و ذره ای مخالفت داشته باشی تسلیم نشدی.
      من خودم وقتی تسلیم شدم جور شد.
      چون تسلیم نیستی به خدا اعتماد نداری…چون اعتماد نداری نمیتونی نگران نباشی….چون نگرانی نمیتونی توکل کنی…
      میبینی ؟
      همه اینا به هم متصله…
      ربطی به خواستگار نداره…
      هر کسی تسلیم نباشه با یه چیزی که هی نمیشه امتحان میشه….الان واسه تو خواستگار شده.خیلی ها تو بچه دار شدن این مشکل رو پیدا میکنن.

      پاسخ
      • خداروشکر
        خداروشکر گفته:

        سلام.حرفای داداش کلمه به کلمه ش خیلیه ها،ب خدا هیچکس اینجوری برای من خدارو از اتفاقات بیرون نکشیده،ببین خدا داداش رو راضی کرد،إن شاء الله به اون جایی برسی که مثل داداش بگی«خدا انگار گشته و فاطمه رو برام کنار گذاشته،من به غیر از فاطمه با هیچکسه دیگه ای عاقبت بخیر نمیشدم»داداش آخره تلاشو کرد…معصومه خانوم،خدا همیشه یه چیزایی بهت نشون میده که قدر اون اصلیه رو بدونی.ب خودسازی ادامه بده اینو بدون برکت یعنی تا آخر عمر پر از شادیه،پر از امنیته،پر از محبته،اون آرامشی که توی زندگی هست می ارزه به تموم خنده های الکی بعضی ها و ظواهر زندگی،درسته داری لحظات سختی رو میگذرونی ولی تسلیم باش،خیلی با خدا نجوا کن.تا وقتی که خدارو بزرگتر و دلسوز خودت ندونی تسلیم نیستی،خدا درکت می کنه.ترس هاتم بده دست خدا و حضرت زهرا.همه ی ترسا الکیه.از یه ترس رد بشی دیگه دستت میاد اینا حربه شیطانه.

        پاسخ
        • Masomeh29
          Masomeh29 گفته:

          ممنون ازداداش رضا وبقیه که نظردادید داداش میگید تسلیم نیستم باورکن من تسلیمم الان یکساله که ازدواجم کلا همه زندگیم سپردم به خدا ازخودش خواستم حتی ترس هامو خب چرا برام خواستگارمیاد ولی جورنمیشه من که تسلیم هستم من که خیلی جاها ازخدایی خودم خواستم که کمکم کنه

          پاسخ
          • داداش رضا
            داداش رضا گفته:

            اگه به خدا توکل کنی خدا کمکت میکنه…ترساتو بده دست خدا…
            تو تنهایی نمیتونی اینهمه ترس رو تحمل کنی.بخش بزرگی از ترساتو باید بدی دست خدا …
            خدا ترساتو برعهده میگیره..
            خدا از زمانی برات خدایی میکنه که صداش بزنی .
            خدا همیشه هست …
            الخیر فی ما وقع
            بی خیال بابا.
            هر چی شد خیره.
            تسلیم باش.

          • photon
            photon گفته:

            سلام معصومه خانم..
            داداش رضا حق مطلب رو گفت..امابدون زمانی تسلیم رضای الهی میشیم که بعد توکل ودعا وحدمعقول تلاش ؛ هرچی پیش اومد باکمال میل بپذیریم..میدونم ناراحتی وقابل درکه ولی اینو امتحان الهی بدون و باور کن تازمانی که “چرا چرا کردن” هامون ازسرنوشت و مقدرات خدا تموم نشه “تسلیم واقعی” نشدیم..شما دختر پرتوانی هستی واین امتحانم به یاری خدا خوب پشت سرمیزاری انشاءالله..
            درامر خدا خلف وعده نیست پس بش اعتماد تام داشته باش تابهترین نتیجه رو بگیری..
            یاعلی

  40. مينا
    مينا گفته:

    سلام🤞🏻
    دیشب که خوابیدم بازم خواب پسر دیدم🤦🏻
    این دفعه ولى بهشون پا ندادم!! وقتى دوره ام کردن زدم توى گوش یکیشون که پسر داییم بود مغزش پاشید روى زمین😅خیلى ترسیدم! واقعا وحشتناک بود! تو یه کوچه تنگ و پر از سنگلاخ و تاریک که داشت بارون شدید میبارید!
    تازه قبلش یه شیر بهم حمله کرده بود و پسر داییم منو نجات داده بود و سوپرمن شده بود برام!(میدونید که دخترا نیاز به پشتیبان دارن) و من زدم مغز پشتیبانمو تو خواب پاشوندم… خیلى گریه کردم توى خواب! کلیییى احساس گناه گرفتم! بیشتر وقتى که به گریه هاى زن داییم فکر میکردم!!
    از خواب که بیدار شدم زود دویدم سمت تلفن که زنگ بزنم پسر داییم احوالشو بپسرم! واقعا ناراحت بودم…خیلى حسم داغون بود!
    ولى خوشبختانه خط ها قطع بود! حداقلش هفت بار زنگ زدم… و براى بار هشتم نشستم فکر کردم دیدم همش توطئه شیطان بوده که باهاش صحبت کنم(و میدونم اگه زنگ میزدم حتما گناه پیش میومد… به خاطر شرایط) و دیگه زنگ نزدم!!
    الان میخوام بگم که شیطون خیلى هفت خطه!!

    پاسخ
    • محمد پارسا
      محمد پارسا گفته:

      خواب کلا چیز چرتو پرتیه.حتی یکی از آیت الله ها گفته بود اگر اسم خدا داخل کتاب تعبیر خواب نبود آتیشش میزدم.پس با توکل بر خدا به کارت ادامه بده تازه امسال آزمون نمونه دولتی هم داری بشین اونارو کار کن.

      پاسخ
    • خداروشکر
      خداروشکر گفته:

      سلام.یه قرآن جیبی بزار پیش بالشت،وقتی هم بیرون میری تو کیفت باشه.حتما وقتایی که خیلی حالت منقلبه یه صفحه باز کن و مناسب با حالت ازش برداشت کن.حتی شده کنار قرآن جمله کوچیکی بنویس.بعضی قسمتارو مارکر بکش.اینجوری اون قرآن خیلی برات خاص میشه.من برای قرآنم خیلی برنامه ها دارم⁦♥️⁩همنشین خوبی بوده برام حتما هدیه میدمش به ارزشمندترین فرد زندگیم.

      پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      سلام..
      دختر خوب اینی که میگم تجربه شخصیم هست..سعی کن قبل خواب ایت الکرسی بخونی و باذکر صلوات به خواب بری..قبل خواب هم راج به این مسایل که گفتی اصلا فکر نکن حتی به نیت حسابرسی خودت..ذکر با توجه وقرآن خوندن درطول روز وقبل خواب خیلی خیلی موثره..در روایات تاکید شده قبل خواب سوره واقعه رو بخونید که یکی از اثراتش دورشدن شیطان هنگام خواب هست..امتحان کن جواب میگیری انشاءالله..
      یاعلی

      پاسخ
  41. photon
    photon گفته:

    سلام داداش رضا..
    پست خوبی بود ودر جواب سوالتم یه جمله میتونم بگم واونم اینه که بزرگترین نعمتم “وجود خدا وهرآنچه که به پرودرگار ربط داره”..زندگی بدون یقین به رب العالمین یعنی هییییییچ..
    “خدایا ممنون که هستی و دارمت وهوامو داری”
    یاعلی

    پاسخ
  42. photon
    photon گفته:

    سلام..
    (درپاسخ به کاربرMahdis) ؛ البته برا بقیه بچه هاهم شاید مفید باشه..تجربه شخصیم رو میخوام بگم وتاثیر جمله استرس نداشته باش داداش رضا رو..بنده هم بعد ۱۲سال ممتاز بودن ودوسه سال اخررو کامل براکنکورگذاشتن وتلاش زیاد وگذشتن از خیلی تفریحاتو مابقی، کنکور رو خراب دادم خیلی خراب..فقطم بخاطر استرس زیاد..البته استرس کنکور هم علت جسمی داره وهم علل فکری وروحی که هردوش باید حل بشه تادرمون بشه..خلاصه همون سال اول قبول شدیم دانشگاه بلطف خدا ولی چون چیزیش به دلم نبود……بماند حالا!! اماحرفم اینه مایه رفیقی داشتیم خیلی باحال بود..اولا صادق بود وبلوف نمیزد دوما بشدت ریلکس بود..حتی شاید ضریب هوشیش هم ازیکی مثل ماها کمتربود ولی قانع بود..خلاصه این رفیق ما باهمین فرمول “تلاش بدون استرس” و “تلاش نرمال” ونه حداکثری هااا بعد کارشناسیش ، ارشد ودکتراش رو توبهترین دانشگاه گرفت وبلافاصله بعد فارغ التحصیلیش هیءت علمی یکی از دانشگاههای خوب کشور شد والانم مدرس و زندگی متاهلی خوبیم داره خداروشکر..ولی یکی مثه بنده باشرایط استرس وشاید توانایی های خیلی بالاتر هنوزهیچی به هیچی!!! البته ازنظر اجتماعی وظاهری منظورمه وگرنه خداوند خیلی بهم لطف داشته درزمینه خودسازی الحمدلله..ولی بعداینهمه سال وتوقعات وتصورات واهمیتی که از رشته و دانشگاهو کنکور والباقیش داشتم میخوام بگم “این نیز بگذرد…” الان خندم میگیره بابت اون موقع ها وافکار وذهنیاتم:-)
    دوستای خوبم درکل اینارو گفتم که بگم اولا کنکور واقعااا ارزش اینو نداره که بهترین لحظاتتون رو درگیرش کنید..منظورم بی اهمیتی بهش نیستا..بلکه میگم جدیش نگیرید ولی تلاش درحد نرمال داشته باشید ودرعین این گذران از لحظات نوجوونی کیف کنید ولذت ببرید ودرست استفاده کنید..درکل “سخت میگیرد جهان بر مردمان سختگیر” پس واسه خودتون سختش نکنید..دوما “مساله مهم” اینه که “از لحظات بهترین” استفاده روبکنید نه اینکه لحظات رو سخت کنید “برای رسیدن به بهترین امکانات” اعم از رسیدن به زمان ومکان عالی..بلکه بهترین زمان ومکان “الان” هست که چطور بگذرونی و استفاده حداکثری کنید بنفع خودتون..
    فقط وظیفتون که تلاش درحد وسع وتوان همراه باتوکل بخدای مهربون هست رو انجام بدید وباقیشو بسپارید به خداوند وبه نتیجه ایه که خدابراتون تو این مسیر رقم میزنه “”قانع وشاکر وامیدوار” باشید..
    یادتون نره که این آرزوهای کنکوری و دانشگاهو رشته رو داشتن مثل آرزوهای کودکی برای داشتن فلان اسباب بازی یافلان قدرت واهی “میگذره” و آمال دیگه ایه جایگزینش میشه..پس طوری عمل کنید که فقط خاطره خوبی ازین دوران براخودتون بمونه وبه رشد وتعالیتون کمک کنه..
    شرمنده طولانی شد..تو این زمینه اگه امکان داشت یه پست درستو درمون از تجربیاتم توسایت داداش رضا میزاشتم تا بفهمید اصل ماجرا چیه;-)
    انشاءالله که همگیتون به اونچه که خیروصلاحتونه برسید ودرست استفاده کنید وذاکروشاکر خدای مهربون باشید هر لحظه..
    موفق باشید
    یاعلی

    پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      ♣هرکی کنکوریه کامت بالا روبخونه♣
      ….
      راستی اینم بگم که وقتی حرفای بچه های کنکوری سایتو میخونم دقیقا یاد اون موقعها ودغدغه اون زمان خودم میوفتم که مثل خیلیای شما فکرمیکردم ودرگیر بودم وبایدونبایدها داشتم وپرتلاش و موفق..پس خوب درکتون میکنم..واسه همین تجربه ونتیجشو خدمت شما داداشا وآبجیای گلم نوشتم..انشاءالله که استفاده کنید وماروهم دعا کنید..
      الحمدلله الانم از تحصیلاتم که خدا بهم لطف کرد و مقدر ، راضیم و خیلی استفاده کردم و فقط باید بگم خدایا شکرت..
      ممنون از صبوریتون بابت خوندن مطالبم

      پاسخ
  43. کمکککک
    کمکککک گفته:

    بچه هااااا کمککککککک
    آمپرم زده بالا لطفا کمکم کنید
    بچه ها به شدت ترس از لغزش گرفتم میترسم خراب کنم 😭😭😭😭 لطفا تجربتونو بگید
    یکی ی راهکار عملی بده
    لطفااااا
    رضاااااا

    پاسخ
    • دل آروم
      دل آروم گفته:

      سلام،
      ببین به خودت بگو از حفره ای که قبلا شکست خوردی…دوباره شکست نخوری…اینجوری حالت بیشتر از خودت بهم میخوره.
      خواهشا اهرم رنج و ترک این عمل را تا جایی که می تونید،مرور کنید…احتمالا قبل تر یه جایی به خودت گفتی حواسم هست…در حالیکه حواست نبوده…کتابی که داداش معرفی کرده حتما اولین فرصت ممکن بخرید و بخونید…فوق العاده تاثیرگذار می تونه باشه…آدمو با خودش میبره اون دنیا…

      پاسخ
    • Anb
      Anb گفته:

      تا حس کردی داری میلغزی وضو بگیر سریع دو رکعت نماز مستحبی بخون میتونه نیتت این چیزها باشه
      نماز قضای صبح(اگر نماز قضای صبح داری)
      نماز قضای شب(تنها نمازی که قضا داره نمازه شبه وقتی تو نماز قضای شب میخونی خدا به فرشته هاش پز میده میگه نگاه کنین بنده من داره قضای نمازی که بهش واجب نیست میخونه)
      نماز قضای مرده هاتون
      نماز حاجت

      پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      سلام..
      اگه پسری تواینجور مواقع بنظرم راهکار داداش رضا تو دوتااز موقعیتهاش کمکت کنه..که تو مطالبش گفته بود وقتی خیلی داغ کرده بود دوش آب سرد گرفته یا یه بار دیگش پنجره اتاق باز کرده تا بادسرد بخوره بش ویخ بزنه بشه..وقتی بدن سرد بشه بدلیل عملکرد هورمونهای مختلف ناخوداگاه آمپرت نرمال میشه انشاءالله..یادمه داداش گفته بود تو این موقع خیلی “یاحسین” گفته واز ایشون مدد خواسته..شاید این دو راه حلم موثر باشه علاوه برمواردی که دوستان گفتن..فقط خواهشا “تسلیمش نشو”…
      یاعلی

      پاسخ
    • Rezzza
      Rezzza گفته:

      سلام.
      یه پیشنهاد می کنم برا همه. دو تا فیلم سینمایی رنگ خدا و بید مجنون رو حتماً حتماً حتماً ببینید. البته در سکوت و زمان مناسب و با کیفیت بالا. نصفه عمرتون بر فناست اگه نبینین. خیلی قشنگه.
      یا علی

      پاسخ
  44. میرزا
    میرزا گفته:

    با سلام.
    نمیدونم چرا منم یهو تصمیم گرفتم ماجرای توبمو بنویسم که شاید با اکثر شما ها فرق کنه که البته هنوزم درگیر‌شم من بر عکس خیلی از ‌‌‌شماها تو یه خونواده مذهبی بودم و پدرم سپاهی بود و جنگ رفته بود و مادرمم از سادات بود از همون بچگی منو مسجد میبردن و حتی از ۱۵ سالگی مجبورم میکردن نماز بخونم من ذاتم بد نبود ولی نمیدونم چرا وقتی هی به هب میگفتن نمازت چی شد خوندی انگار از رو لجبازی میخاستم نخونم و اینکه چند بارم پول تو خونه گم شده بود و اونا به ناحق انداخته گردن من واقعا این اذیتم میکرد و خیلی ناراحت بودم ازشون و اینکه جدی ترین مشکلم این بود که خیلی زود با خود ارضایی آشنا شدم زمانی که حتی نمیدونستم چیه درست یادم نمیاد یا از قبل مدرسه بود یا کلاس سوم و خیلیم اتفاقی بود یاد گرفتنش :/ و نمیدونستم چیه تا اینکه رفتم راهنمایی و معلممون توضیح داد چیه و اونجا بود که فهمیدم اصن چی هست و اینکه حرومه و باید غسل کرد خیلی سعی کردم ترکش کنم ولی نشد که نشد نشون به اون نشون که الان ۲۴ سال دارم و فقط ۳ ماهه ترک کردم و مطمئنم خدا نمیزاره دوباره دستم به گناه آلوده شه اون موقع اصلا فکر نمی کردم انقد طول بکشه و نتونم ترک کنم و کلا رو کل زندگیم تاثیر داشت کلا از یاد خدا غافل شده بودم گذر زمانو حس نمیکردم تا اینکه یه دانشگاه آزاد قبول شدم وضعم بد از قبل شده بود چون سر کلاسام نمیرفتم و زارت و زورت میفتادم همه درسامو به یه پوچی رسیده بودم مقدار زیادی از ذهنمو خود ارضایی درگیر کرده بود تا اینکه یه روز همین جوری خابیده بودم دیدم تلویزیون یه برنامه ای بود یه اقایی گفت کسایی که نماز نمیخونن زمانشون برکت نداره و به وتالت میگزره اونجا فهمیدم خدا داره با هام حرف میزنه و تلنگری خوردم و سعی کردم نمازمو بخونم البته شیطان پدر منو در اورد و هنوزم داره میاره کلا شیطان خیلی خوب نقطه ضعفارو میشنایه مثلا یکی از نقطه ضعفا من این بود خجالت می کشیدم جلو کسی نماز بخونم و شیطان از این حداکثر استفادرو میکنه الان خداروشکر خیلی بهتر شدم دیگه مث قبل خجالت نمیشکم منتها باز مشکل خود ارضاعیو داشتم یه روز همین جوری مرورگر گوشیو باز کردم و انگار یه کلمه بهم الهام شد و سرچش کردم اولین سایت سایت داداش رضا اومد بالا این اتفاق ۵ ماه پیش حدودا افتاد و واقعا واسه من تاثیر داشت این سایت و تو ترک خود ارضاعیم کمک کردم الان حدود ۳ ماهه پاکم و نمازامم دارم سعی میکنم اول وقت بخونم البته هنوز خیلی خیلی راه دارم ولی خوشحالم وارد این راه شدم الانم دارم با خودم کلنجار میرم که چجوری به خانواده بگم ۴ سال دانشگاه به اندازه یک سالم پاس نکردم و کلی هدر دادم و بعدش خودمو آماده کنم دوباره کنکور بدم یا اینکه برم خدمت سربازی

    پاسخ
  45. زهرا
    زهرا گفته:

    من خونواده خیلی خوبی دارم هم مذهبی ان هم پاک و هم اینکه خیلی با همیم، یعنی صله رحم بینمون زیاد دیده میشه ، اما پدرم رو ک خیلی مهربون و مودب و مهمون نواز بود رو نزدیک دو ساله از دست دادم، که نتونستم در حقش کاری بکنم ،و حسرتش تا قیامت باهام خواهد موند و هم اینکه مراسم هم هفتگی و هم عاشورا و هم فاطمیه داریم یعنی اسم امام حسین خیلی میاد تو خونمون، به قول شما من دیگه نباید خطا برم چون شرایطم فرق میکنه، خدا رو شکر مدتیه دارم تو مسیر درست ازشون استفاده میکنم…

    پاسخ
  46. مجتبی
    مجتبی گفته:

    سلام یکی از آشناهامون معرفی کردم کتاب بهترین نسخه خودت باش رو خرید فرستاده برام خودم میتونم بخونم یا نه؟ یکی دو صفحه اش دیدم راضی باش

    پاسخ
  47. محمد
    محمد گفته:

    سلام. داداش رضا من یه نوجوون ۱۴ساله هستم علاقه زیادی هم به مطالعه دارم مطالعه بیشتر مذهبی و زندگی نامه شهدا ولی یه مدتی هست بعد از خوندن کتاب شهدا حالم به هم میریزه و یه حالت افسردگی برام پیش میاد شما توصیه ای یا پیشنهادی ندارید.
    منتظر جوابتون هستم

    پاسخ
    • k7k9h
      k7k9h گفته:

      سلام منم اینطور حسی بهم دست میداد یکم درموردش فکر کردم فکنم بخاطر اینه که زندگی شهدا و اخلاق هاشون رو که میخونیم فکر میکنیم دست نیافتنی هستن و ما نمیتونیم مثل شهدا باشم یه جور حس جا موندگی میاد سراغ آدم که حس دویدن و رسیدن هم نداری در صورتی که شهدا هم انسان های عادی بودن که تلاش کردن من قبلا راجب آقای رضا داداشی چنین حسی داشتم بعد از خوندن پست هاشون یه حس افسردگی میگرفتم طوری که میگفتم از این به بعد دیگه سایتشون نیام ولی الان دیگه اینطور نیستم با دیدن نشونه ها یکم بیشتر بخون و بیشتر فکر کن که اونا هم مثل تو بودن ولی تلاش کردن

      یا علی

      پاسخ
  48. ساراs
    ساراs گفته:

    سلام داداشی
    بزرگترین نعمتی ک خدا بهم هدیه داد کمک های شما بود ازش شکرمیکنم قول میدم به حرفایی ک میزنی عمل کنم
    داداشی تورو خدا یه پست هم درمورد راهکار های کنترل خشم بزارین خواهش میکنم روی منو زمین نزن،تولد حضرت فاطمه هدیه شما به بچه های سایت راهکارهای کنترل خشم بزارین!

    پاسخ
  49. فاطمه
    فاطمه گفته:

    سلام داداش امیدوارم حالت خوب باشه
    لطفا سوالمو جواب بده

    ببین من تقریبا گذشتم عین شمابود یعنی خانواده ای که حمایت نمی کردن و همچنان نمی کنن منتهی فرق من با گذشتم اینه که از همه چی کندم و انتطار ندارم ازشون
    اما خواستگارایی که برام میاد یجورایی انگار حرفاشون شبیه من نیست،طرز فکراشون،مثلا باید براشون توضیح بدم توکل واقعی یعنی چی چیزایی که توی این مسیر من یاد گرفتم و اکثرا اونا بلد نیستن ! همه شون خیلی رفتاراشون خوبه و با خدان اما من ب خاطر مشکلاتی که قبلا داشتم دلم می خواد شوهری داشته باشم که از این لحاظا از من بالاتر باشه یعنی حامی من باشه … وقتی بهشون این مسائل و توضیح می دم یا وقتی مثلا تو یه کاری مشورت ازم می خوان و من از نگاه خودم مشورت می دم احساس می کنم دارم مادری می کنم براشون 😔 احساس می کنم این منم که دارم هدایت و حمایتش می کنم … برام یکم سخته … ب نظرت من باید نگاه مو عوض کنم ؟ یا نه من دارم درست می گم و صبر کنم به وقتش خدا زوجی که مناسب منه رو بیاره توی زندگیم ؟

    پاسخ
      • خداروشکر
        خداروشکر گفته:

        سلام این صرفا یه نظر شخصیه.هر آدمی دختر یا پسر با توجه به شرایط زندگیش،خودش،اطرافیانش،محل زندگیش،یه درکی از دنیا و خدا داره،مدل حرف زدنا درمورد خدا و درک خودشناسی ممکنه ادبیاتش فرق کنه ولی اصول یکیه شاید مدل حرف زدناتون شبیه هم نیست شاید لازمه جوری صحبت بشه که زبان مشترک باشه،هیچ کس کامل نیست هر چی درک طرف مقابل بیشتر باشه بهتر حرفاتو می فهمه حتی اگه مدل حرف زدنت براش یه خورده عجیب باشه.من درمورد حرفای داداش با دوستام که روحیه همو می شناسیم حرف میزنم خب درک نمی کنن باید کلی توضیح بدم مثال بیارم،چ جور انتظار داری طرف مقابلت سریع متوجه طرز فکرت بشه،خودسازی ها بعضی وقتا تو مدل حرف زدنام مشخصه شاید بلد نباشه تیتروار بگه اما از رفتار و کلامش و حتی پوشش مشخصه.صرفا نظر شخصی بود…

        پاسخ
  50. نرجس_خاتون
    نرجس_خاتون گفته:

    سلام.دوستان من یه کتاب تازگیا خوندم واقعا دلم نیومد اینجا نیام و معرفیش نکنم واقعا خیلی کتاب قشنگی بود من خودم خیلی چیزا ازش یاد گرفتم حتما بخونیدش اگه هم نخوندین مستند دربارش ساختن تو نت هست ببینید.اسم کتاب📚من میترا نیستم📚بود درباره زندگیه شهیده زینب(میترا) کمایی هستش .دختر ۱۴ساله ای که منافقین به خاطر فعالیت هاش دنبالش بودن و در آخر با همون چادرش به شهادت میرسوننش.با وجود سن کمش خیلی آگاه بوده تو اون سن خودسازی میکرده و دفتر خودسازی داشته.دخترایی که عاشق شهادتید حتما درباره زندگی این شهید مطالعه کنید خیلی بهتون کمک میکنه.

    پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      سلام..
      ممنون..کاش داداش رضا تو سایتش یه بخشی رو اختصاص بده به معرفی وخلاصه کتبی که بچه ها خوندن و تاثیرگذار بوده براشون..
      مثه کتاب “سه دقیقه درقیامت” که پستش هم داداش لطف کرده وگذاشته وباعث چه تحولاتیم شده!!

      پاسخ
  51. Help me
    Help me گفته:

    سلام بچه ها لطفا کمک…
    من ی مدت خداروشکر خ.ا رو ترک کردم
    ولی مشکل اینجاست که حفره استرسم دیروز باز شد و باعث شد شیطون بهم پیشنهاد گناه بده تا آروم شم. منم یکم فکر کردم‌ دیدم واقعا ارزش نداره‌ بیخیال شدم.
    اما دیشب یهویی وسط خواب بیدار شدم دیدم دارم دست ورزی میکنم. اصلا دست خودم نبود و بعد بیدار شدنمم که مغزم هنوز به کار نیوفتاده بود به کارم ادامه دادم. خداروشکر ختم به جاهای باریک نشد اما واقعا نمیدونم چرا اینطوری شد
    داداش رضا گفت شیطون تو خوابتون میاد اذیت میکنه ولی اینی که واسه من اتفاق افتاد بین خواب و بیداری بود.
    قبلا هم وقتی ی مدت از ترک گناهم میگذشت و شیطون میدید نمیتونه شکستم بده همین کارو میکرد
    خب طبیعتا وقتی نصف دست ورزی کنم صبحش شهوتم خیلی زیاده. الانم اوضاعم همینه.
    خیلی دارم وسوسه میشم و شیطون هی فانتزی های ذهنیم و صحنه های جنسی فیلمای بد رو میاره جلو چشمام
    رفتم فایل صوتی پشیمونیم رو گوش کردم. اونجا به خودم گفته بودم واقعا لذتی نداره. الانم نمیخوام برم گناه کنم چون میدونم بعدش همه چی بدتر میشه
    اما با این آمپری که زده بالا چیکار‌ کنم؟
    این مدت نذاشتم آمپرم بزنه بالا و غول شهوتم بیدار بشه اما دیشب این اتفاق افتاد.
    بچه ها اولا بگید الان چه کنم
    دوما اینکه چطوری جلوی این اتفاقو بگیرم که تو خوابو بیداری دست ورزی نکنم
    لطفا برام دعا کنید من نمیخوام خراب کنم
    خدایا کمکم کن به حق حضرت زهرا ❤

    پاسخ
    • Rezzza
      Rezzza گفته:

      سلام.
      چن تا روضه گوش بدید. تا میتونید قرآن بخونید تا آمپر بیاد پایین…😅
      جز خدا و اهل بیت علیهم السلام هیچ کس نمی تونه شما رو نجات بده.
      شبا قبل خواب وضو بگیرید و سه بار سوره توحید رو بخونید.
      کسی میتونه مشکل روحی رو حل کنه که اولا اعتقاد به روح داشته باشه نه کسی که…
      بگذریم
      یا علی (ع)

      پاسخ
    • Anb
      Anb گفته:

      یه کش بنداز دستت هروقت فکر منحرف اومد تو سرت جوری کشو بکش دستت قرمز بشه
      پسر خاله من کبریت روشن میکنه رو دستش خاموش میکنه من اینو پیشنهاد نمیدم چون ادم دستش لک سوختگی میوفته و بد قواره میشه
      یه مدت که با کش خودتو تنبیه کنی مغز،ذهن ناخود اگاهت کم کم دست میکشه از اون فکرا و همه اون عکس و فیلم ها پاک میشه از ذهنت کلا ذهن یه جوریه شرطی میشه دنبال فکری باعث ایجاد درد بشه نمیره

      پاسخ
    • روشنی
      روشنی گفته:

      سلام حواستو پرت کن برو سراغ کارات مشغول باش شباهم قبل خواب با زبون ساده با خدا حرف بزن واز فرشته ها واهل بیت ع کمک بخ اه ک تا صبح خ اب خوب ببینم خیلی ساده میشه گفت ونتیجه گرفت سخت نگیر صلواتم زیاد بفرست تو طول روز

      پاسخ
  52. محدث
    محدث گفته:

    سلام صبحتون بخیر
    خلاق …..هیچ وقت فکر نمی کردم اون به اصطلاح دیگران دیوونه بازی هام همچین چیزی باشه کارام در چارچوب عفت و حیا ست از این که بگذریم یه مسئله هست اونم اینکه اگه یه دختر این جوری باشه چی ؟؟؟
    من همیشه از این مسئله هراس دارم که در آینده قرار با این شخصیتم چه جوری ازدواج کنم ؟؟؟
    اصلا به طرف مقابل چی گفت توی خواستگاری یا بعد ازدواج قرار چی بشه؟؟؟
    میشه کمی توضیح بدید😊

    پاسخ
  53. مينا
    مينا گفته:

    سلام داداش🤞🏻❤️
    من حدود یه ماهى هست که به طور جدى سعى میکنم به نامحرم دست نزنم و صحبت هم حتى نکنم و کلا جدا باشم ازشون! بعد بعضى شبا خواب میبینم اونا میان کنار من و من بهشون اجازه میدم و حتى لاس هم میزنم🤦🏻🤦🏻
    حجابم ندارم تازه تو خواب….

    پاسخ
    • Rezzza
      Rezzza گفته:

      سلام.
      خواب حجت نیست.
      قبل خواب وضو بگیرید و سه بار سوره توحید رو بخونید.
      وسوسه در مسیر نشونه خوبیه. به این جمله خوب فکر کنید. شیطان فقط با شیعیان کار داره…
      اعوذ بالله من الشیطان الرحیم…

      پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      سلام..
      یه جا خوندم وقتی شیطون خیلی زود به زود میاد سراغت وحتی تو خواب هم هی گناه ترک شدت رو یاداوری میکنه بدون “گوهر” باارزشی تو وجودت هست که ابلیس ملعون دنبال اونه..وگرنه شیطون اینهمه تلاش نمیکرد حتی تو خوابی که اختیاری از خودت نداری..میخواد اخرین تیرش یعنی ناامیدی و حس بد رو بت بزنه..
      به خوابهات اهمیت نده و بدون همش وهمه ویه مدت اهمیت ندی حل میشه انشاءالله..برای حفظ این “گوهر باارزش” انرژی وفکرت رو تو بیداری که اختیار باخودته صرف کن..قبل خواب هم وضو و خوندن آیت الکرسی و اذکاری که بلدی وکلا قرآن خوندن خیلی خیلی تاثیر گذاره..قبل خواب هم تو تختخواب اصلا به اون گناهای قبلت فکرنکن چون رو خوابت اثرمیزاره..اون اعمالیم که گفته شدیکی از اثراتش برای مثبت کردن وتصحیح فکر قبل خواب هست..کلا کنترل افکار قبل خواب خیلی مهمه(البته علاوه بر شرایط جسمانی و زمان خوابیدن)
      ذکر” ماشاءالله ولاحول ولا قوه الا بالله” رو باتوجه به معنیش قبل خواب زیاد بگو..انشاءالله درست میشه..
      یاعلی

      پاسخ
    • روشنی
      روشنی گفته:

      اینا موقته چون هنوز تو ذهنت اون کارا مونده مهم اینه توبه کردی وخدا دوستت داره صلوات زیاد بفرست وقبل خواب از خدا بخواه ک تورو درپناه خودش بگیره ومراقبت باشه

      پاسخ
  54. خادم الزهرا
    خادم الزهرا گفته:

    داداش اون قسمتی که درباره پدر مادر خوب نوشتی انگار درباره ی من بود… واقعا خیلی تکان دهنده بود… من همه چی دارم به فضل خدا… هم قیافه هم پدر مادر پولدار و صبور! بعضی وقتا با خودم فکر میکنم و می بینم که با عدالت خدا جور نیست که از من انتظار کم تری داشته باشه نسبت به بقیه! من چون دغدغه خانوادگی ندارم باید بیشتر حساس باشم نسبت به اجتماع و بیشتر روی خودم کار کنم… ارهههه… من لطف خدا و پدر مادرمو جبران میکنم و کفران نعمت نمیکنم… ممنون داداش ک درمورد ماهم نوشتی 😎👌👌👌

    پاسخ
  55. Fatemeh54
    Fatemeh54 گفته:

    سلام داداش رضا و آبجی فاطمه خوبین اینکه پاکی دست خداوند هست واقعا حقیقت دارد چون من در تمام مراحل زندگی ازخداوند بلند مرتبه میخوام وبا صبر و اعتماد به خداوند به خواسته ام میرسم ودرتمام لحظات شاکر خداوند متعال هستم

    پاسخ
  56. احسان
    احسان گفته:

    سلام داداش رضا

    پدر و مادر من نسبتا خوبن ولی خب بعضی از موقع ها انقدر رو مخم میره که دلم میخواد بزنمشون
    داداش یه هدف مشتی ریختم برا کنترل اعصاب و خشم ایشالله موفق میشم

    دعا کنید مسابقه جمعه رو قهرمان بشم

    پاسخ
  57. مفرد مونث غایب🤞
    مفرد مونث غایب🤞 گفته:

    سلام.
    ۱.پدر ❤️و مادر ❤️عزززیزم و خانواده ی خوب ❤️الحمدالله
    ۲. سلامتی، خداروشکر
    ۳.زیبایی،خداروشکر
    ۴.سرپناه و آسایش و امنیتی ک تو خونه دارم، خداروشکر
    ۵.عزت نفس و اعتماد به نفس، خداروشکر
    ۶.توفیق خودسازی و عبادت، خداروشکر
    .
    .
    .
    .

    نمی تونم بگم همه رو ۱۰۰در۱۰۰ تو مسیر خدا به کار میبرم اما دارم برای ایده آلم کار میکنم و خودسازی میکنم.

    پاسخ
  58. خداروشکر
    خداروشکر گفته:

    سلام.این پست رو الهام هی آلارم میداد بیام بخونم🌹.خدایا شکرت در هر حال.خوبه که خدایی به این بزرگی هست.
    بزرگترین نعمتی که خدا بهم داده پدرومادرم هستن.منم سعی میکنم انرژی که برای من گذاشتن برای برادر و خواهرای کوچیکترم بزارم از مطالعه به روز گرفته تا نیاز به بحث باشه حتی یه خورده مخالف باشن سعی میکنم انعطاف داشته باشم چون هدف حرفای من نیست هدف تربیت درست اوناست البته اول خودم.
    بزرگترین نعمت دیگه ای که خدا بهم داده اینه که همیشه هواسم هست با یه رفتار کوچیکی به کسی ظلم نکنم حتی اگه همه دنیا بگن عیب نداره.مثلا یه خواستگاری اصرار شدید داشت فقط صحبت کنه پدرومادرمم تایید کردن اما من چون مطمئن بودم این صحبت طرف مقابل رو بیشتر احساسی می‌کنه و حتی عقب می افته تو زندگیش باتوجه به واسطه هاش و حرفاش قبول نکردم صحبت کنم،ولی من تعهد رو همه جوره می‌خوام تو زندگی باشه ۵۰سال بعدم به این انتخاب ذره ای شک نکنم،با کلی فشار که واقعا هر کس دیگه ای بود کم میاورد.یکی می گفت سنت بالا میره،یکی می گفت بهتر از این پیدا نمیکنی،یکی می‌گفت این محبت،کم سرمایه ای نیست،یکی می‌گفت درآمدش حلاله،…بین این همه فکر واقعا روحم داشت کشیده میشد و درونم پر از زمزمه های شیطان بود،پر از اگه اگه …ولی اون الهام درونی اون گفتگویی که هرکسی با خودش داره دلمو محکم کرد که از آینده نترسم،عاقبت بخیری می‌خوام بد برای کسی نخواستم که بد برام بیاد.
    فقط یه چیزی،وقتی محبت خدارو بدست بیاری همه جوره نازتو میخره،اگه دیدی کسی خدا خییییییلی هواشو داره بدون چندین جا خیلی اذیت شده که خدا داره جبران می کنه.
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

    پاسخ
  59. Mahdis
    Mahdis گفته:

    سلام داداش میدونم اصلا ربطی به موضوع نداره ولی به راهنمایی نیاز دارم
    وقتی که من کلاس نهم بودم برا دبیرستان نمونه و تیزهوشان قبول نشدم بزرگترین دلیلشم این بود که من وسواس مطالعه داشتم بعد من وقتی با خ . ا آشنا شدم انجام میدادم همون اوایل فهمیدم که گناه کبیره ست سعی میکردم که ترکش کنم اما سخت بود برام هی میلغزیدم الان یکسال و نیم میشه ولی به لطف خدا تقریبا دو هفته ست که انجام ندادم .
    بعد من الان افسردگی دارم خیلی فشار رومه من سالی دیگه کنکور دارم این آزمون های قلمچی هم که بدتر داغونم کرده بعد هفت میلیون سی دی خریدیم از همین هایی که تلویزیون تبلیغ میکنه برا کنکور اما بدرد نخوردن بعضی وقت ها هم که مامان و بابام دعوا میکنن دیگه کلا بهم میریزم .
    دست خودم نیست دیگه درس خواندن سخت شده برام با اینکه شاگرد اول هم شدم .

    پاسخ
    • کوهنورد پاکی 💪
      کوهنورد پاکی 💪 گفته:

      سلام
      شرایط شمارو درک میکنم
      میدونم چقدر سخته…
      پیشنهاد میکنم تو کانال استاد شجاعی عضو شید و سخنرانی های کوتاه که با موضوع روی پای خدا میذارن رو گوش کنید
      در مورد توکله
      توکل تنها راه نجاته
      شرایط شما سخته
      هم کنکور. هم ترک گناه. هم مسائل دیگه.
      امیدوارم این سخنرانی های کوتاه به دردتون بخوره
      کانال ایشونم میتونید تو تلگرام یا ایتا پیدا کنید

      پاسخ
    • Rezzza
      Rezzza گفته:

      سلام.
      فرایند کنکور خیلی سخته و فرسایشی. پر از گرگهای درنده و اتلاف کننده وقت. شما رو درک میکنم…
      فقط میتونم به شما چنتا توصیه بکنم.
      اول از همه یه سری به دانشگاه مورد علاقه رشتتون بزنید و حتماً یه روز برید دانشگاه تا علاقه پیدا کنید. بعد هم اینکه کمال‌گرا نباشید ۷۰ ۸۰ درصد سوالات کنکور متوسط و ساده ان. چرا وقتتون رو روی مباحث خیلی سخت میزارید. توی این راه چون خیلی تکرار و دلزدگی هست آدم ناامید میشه. کسی غیر از خدا و اهل بیت نمیتونه کمکتون کنه. گاهی اوقات به خودتون استراحت بدید بدون فکر کردن به کنکور و این داستانا
      اگه از لحاظ درسی مشکل دارید به سایت آلا صنعتی شریف سر بزنید رایگانه. بدرد میخوره…
      اگه هم ساعت مطالعه تون کمه سعی کنید کم کم زیادش کنید.
      یه توصیه.،من خودم نمره اول بودم ۱۲ ساااال.. ولی کنکورمو خراب کردم. شما تا وقتی که نعمتی رو از دست ندید قدر نمیدونید. پس اگه خودتون رو ارزشمند میدونید کل تلاشتون رو بکنید…
      من اگه برگردم….
      یا علی ابن موسی الرضا (ع) 🤲

      پاسخ
      • آمین
        آمین گفته:

        کنکور
        میگذره فقط تا میتونید با خودتون در صلح باشید فکر نکنم اینجا کسی در این زمینه داغون تر از من باشه اما دارم میگذرونم اصلا هم به زبون ساده نیست استقامت کنید
        نمی دونم چی بگم
        فقط اینو می‌دونم که خودتون فقط میتونید خودتونو نجات بدید من خیلی منتظر موندم خیلیییییییی
        کسی نیست
        برو تو پیلت این مرحله پروانگی هر چند سخت اما میشه
        ما هنوز اول زندگیم
        روی یه من جدید حساب باز کن
        مثل من که از الان که ۱۴۰روز مونده به کنکور و تا حدی تونستم چله مو خوب پیش برم
        تمرکز م بهتر شده و می‌خوام یه بار دیگه و برای بار آخر این مسیرو برم و تمومش کنم و بعدم هجرت و یه ملتو به آرامش برسونم😂

        پاسخ
      • Rezzza
        Rezzza گفته:

        سلام.
        رک بگم اگه میخوای رشته ی خیلی خوب قبول بشی باید مث… بخونی😅
        ارزشش رو بعدا میفهمی.
        برای قبول شدن تو کنکور/باید بکنی دو چشم خود کور

        تو بخون و بخواه برکت بیوفته تو درست. به آلا صنعتی شریف سر بزن. بخدددددا خیلی خوبه.
        یا راد ما قد فات…

        پاسخ
  60. ali
    ali گفته:

    نعمت که چه عرض کنم
    البته نمیخوام ناشکری کنم
    اما گله دارم
    سلامت جسمانی که گردنم انحراف داره تعادل نداره انگار کج هستش + یکی از پاهام انحراف داره + صورتم به خاطر آبله مرغان و جوش پر از لکه شده + دندونم انحراف داره توی عکسا اصلا نمیخندم+ ابروهای چپ و راستم فرق داره یکی خیلی خوشگله ولی یکی دیگه دنیای ایراد توش هست که اصلا نمیشه درستش کرد + دماغم اصلا جالب نیست هم قوز داره هم بزرگه + موه های خشک وبی حالت ( البته خوبیش پرپشتیش هستش )
    تنها چیزی که دارم وبقیه ندارن ریش هستش .همه میگن ایکاش ریشمون مثل تو پرپشت بود با درسمم کمک خوبه یعنی حفظ کردنم خوبه
    خانواده هم نسبتا خوبه
    این سوالتون که بزرگترین نعمتی که خدا بهتون داده چیه حسابی حالمو گرفت
    من هیچ توانایی ندارم
    کلی نقص دارم
    من چه امیدی باید داشته باشم ؟
    شما این نقص ها رو نداشتین اگه داشتین اصلا نمیتونستین گناهاتونو ترک کنین
    اما خداوند بارها منو از مرگ نجات داده . این مورد خیلی برام مهمه

    پاسخ
      • ali
        ali گفته:

        اره درسته
        حق با شماست
        اون لحظه هیجانی شدم این متنو نوشتم . صبح پاشم یادم میره
        به قول شما ما خودمون انتخاب کردیم اینجوری باشیم
        به هر حال ممنون

        پاسخ
    • مينا
      مينا گفته:

      سلام🤞🏻
      خیلى خوبه که در کنار نقطه ضعف هاتون نقاط قوتتون یادتون نمیره و بیانشون میکنین!🙂 کمتر کسى رو دیدم که واقع گرایانه به خودش نگاه کنه… کلا یا مثبت میبینه یا منفى!
      من واقعا بهتون افتخار میکنم بابت این اخلاقتون! 👍🏻😊

      پاسخ
  61. علی
    علی گفته:

    سلام داداش
    امیدوارم هر روز عاقبت به خیرتر بشی
    داداش من به طراحی سایت خیلی علاقه دارم و اگر بخوام سفارش بگیرم مجبورم با اون فرد صحبت کنم تا ببینم دنبال چیه حالا امکان داره خانم باشه اون طرف مقابل خب حالا تکلیف چیه باید چیکار کنم ؟

    پاسخ
  62. .
    . گفته:

    سلام داداش.بزرگترین نعمت سلامتی و داشتن سقف بالای سر و امنیت و شیعه بودنم هستش.خداروشکر میکنم که توی ایران بدنیا اومدم.چون کشورهای خاورمیانه که درگیر جنگ هستن و امنیت ندارن،کشورهای اروپایی و امریکایی هم که اگه میخاستم اونجا دینداری کنم خیلی سخت تر بود.راضیم به این شرایط
    داداش راستش من خیلی ارامش ندارم،با اینکه محجبه شدم و یه سری از گناها که انجام میدادم رو هم ترک کردم،اما نمیدونم چرا لذتی از دین داریم نمیبرم.لذتی از خدا نمیبرم.دوست دارم نمازام زود تموم شن.حال رفتن به مسجد رو ندارم.حال عبادت ندارم…از اون بدتر، به اطرافیانم هیچ علاقه ای ندارم،بی احساس بی احساسم.نمیتونم کسی رو دوست داشته باشم…به نظر شما علتش چیه؟ من حدودا دو ساله اومدم سمت پاکی.کجا رو باید درست کنم یعنی؟حتی به فکر رفتن پیش مشاور هم افتادم…
    میتونه علتش اعتماد بنفس کمم باشه؟ اخه اعتماد بنفسم خیلی تخریب شده.جزو بچه های سایه هم هستم.الحمدلله خیلی تلاش کردم تا توی یکی از بهترین رشته ها و بهترین دانشگاه های کشور قبول شدم،اما حال و حوصله ی رشته ی تحصیلیمم ندارم!
    علتش میتونه این باشه که خودمو دوست ندارم؟

    پاسخ
    • خداروشکر
      خداروشکر گفته:

      سلام.چون دانشجویی برو راهیان نور خیلی سفر عجیب و پر از برکتیه، تابستونا اردوی جهادی هست برو ببین چقدر می تونی مفید باشی نترس نگو چیزی بلد نیستم اصلا برو خاله بازی با بچه ها خیلی روح پاکی دارن چقدر چهره های معصومی دارن…از دانشگاه فقط درس نخون پی رشد خودتم باش.راهیان قشنگ شارژت می‌کنه از دانشگاه تون بپرس ببین کی میبرن فک کنم اول اسفند ثبت نامش شروع میشه قبلشم اگه شهید گمنام داره دانشگاه تون برو پیش مزارشون بخواه دعوتت کنن.⁦از این فاز هرجور شده بیا بیرون نزار عادت کنی،غصه خوردن بزار برات غریبه باشه.

      پاسخ
      • .
        . گفته:

        جالبه که هم راهیان نور رفتم هم توی اردوهای جهادی فعال بودم.ولی هر بار با بی حوصلگی شرکت کردم.یه جورایی از مجبوری…نه اینکه کسی مجبورم کرده باشه ها،مجبوری ازین نظر که خب راه دیگه ای ندارم!تنها راه،راه خداست.اینو یقین دارم.حالا اینکه من هنوز جواب نگرفتم حتما علتی داره…ولی این کارای مثبت رو ترک نمیکنم هیچوقت حتی اگه حالم همینجوری بمونه.چون توی راه کج بودم قبلا،میدونم تنها مسیر،همینه

        پاسخ
    • روشنی
      روشنی گفته:

      سلام میدونی چیه من یکمی با مسائل روانشناسی وریشه ای آشنائی دارم دلیلش تو بچگیهاس ببین کجاها سرکوب عاطفی شدی وبا خودت یه روزی بدونی ک متوجه باشی ناخودآگاه تصمیم گرفتی کسی رو دوست نداشته باشی واز زندگی وداشته هات لذت نبری ی اتفاقایی تو بچگیهات افتاده وهمون ک گفتی جزء بچه های سایم دلیلش همونه ..مثل کسی ک روی احساساتش سرپوش میذاره چون فکر میکنه اگر کسی رو دوست بداره یا لذتی ببره حتما بعدش یا اتفاق بدی براش میفته یا تو ذوقش میخوره یا توسط اون شخص ترد میشه یا دنیا جواب خوبی درمقابل احساسش بهش نمیده پس ناخودآگاه تصمیم میگیره سرد بشه تا از لحاظ عاطفی آسیب بیشتری نبینه…خیلی توضیح دادم امیدوارم منظورمو رسونده باشم

      پاسخ
      • .
        . گفته:

        اره دوست عزیز…بچگی خوبی نداشتم…طرد شدم تو بچگیام…حالا راه درمانش چیه؟چیکار کنم با احساس بشم با شور و علاقه بشم بی حوصلگی رو از خودم دور کنم بقیه رو دوست داشته باشم؟

        پاسخ
    • مينا
      مينا گفته:

      سلام🤞🏻
      بهتون پیشنهاد میکنم کتاب”سه دقیقه در قیامت” رو بخونید!
      نه ترسناکه و نه از اصل موضوع دور شده! کوچیک هم هست… یه کتاب فول آپشن براى اینکه دل آدم رو به خودش بیاره!!

      پاسخ
  63. روشنی
    روشنی گفته:

    داداش درمورد خوابها وکابوس ها هم ممنون ک گفتی چون من اکثرا کابوس میبینم وحالم خراب میشه تا شب میگم نکنه بمیرم هم برم تو دنیائی شبیه خوابهام ولی سعی میکنم دیگه بهشون اهمیت تدم وحال خودمو خراب نکنم … البته شده خواب خوب هم ببینم مثلا ی مدت زیارت عاشورا میخوندم و غصه میخوردم چرا اربعین نشد برم کربلا بعد خ اب دیدم رفتم کنار ی رود شبیه فرات با نیزار کنارش وروی زمین هم سبزی و چمن واینا بود انگار بهار بودوآسمون کاملا صاف وروشن بود با مادرم بودم گفتم کبعد به آسمون نگاه کردم خورشیدی رو دیدم ک کاملا نورانی بود زیبا بودویه منظره خیلی قشنگی بود وکنارش یه سیاره دیگه بود نقره ای رنگ بود مثل ماه اما بزرگتر ودرخشان واونم فوق العاده زیبا بود محو بودم به مادرم گفتم وای اینا رو ببین بعد از یکی پرسیدم اینجا کجاست مردم اون طرف رود داشتن راه میرفتن گفتن قبر وزیارتگاههای امام زاده های بزرگی اینجاست واینجا زیارتگاهه شاید اونجا کربلا بوده اون خورشید ماه هم امام ع و حضرت عباس ع بودن یعنی نشونه اونها بوده خودم این طوری حس میکنم چون فوق العاده اون ماه وخورشید زیبا وعجیب بودنو برای مادرم که تعریف کردم گریه کرد .

    پاسخ
  64. مينا
    مينا گفته:

    سلام داداش🤞🏻💛
    میشه براى یه دوست، یکى از پى دى اف هاى یکى از کتاب هاى شما رو بفرستم؟؟
    کل کتاب رو نه🚫فقط یکى از پی دی اف هاشو… چون احساس میکنم نیاز داره!

    پاسخ
  65. روشنی
    روشنی گفته:

    نعمتهایی ک خدا بهم داده سلامتی قیافه خانواده سالم منظورم مثلا پدرم اعتیاد نداره مادرم طلاق نگرفته و… خداروشکر ولی مشکلات داریم اینکه مادرم واقعا مذهبی وپاکه واعتقاداتش از بچگی روی من تاثیر خوبی داشته پدرم اهل درامد وپول حلاله و رعایت میکنه منم صدای خوبی دارم رفتم پرس جو کردم برای گویندگی گفتن صدای زن جوان ممکنه باعث گناه بشه منم بیخیالش شدم هوش واستعدادم هم معمولیه شایدم ی زمینه هایی خوب باشم مثل روانشناسی وبازیگری اما دنبالشون نمیرم چون راهمو وهدفمون انتخاب کردم واونم معلمی زبانه ودارم براش تلاش میکنم ونمیخوام این شاخه و اون شاخه بپرم ودرمورد روانشناسی خوندن حس میکنم زیاد این علم با دین ومذهب ما مطابقت نداره ی جاهائی ونمیتونه اونقدر بهم انگیزه بده ک تا دکتراشو برم واگر تا دکترا نرم نمیشه باهاش کاری کرد بازیگری هم ک هیچی …فعلا دنبال زبانم نمیدونم شایدم سالهای بعد دنبال روانشناسی رفتم هر چند دیر میشه از لحاظ سنی اما نشدنی هم نیست …درمورد ازدواج هم ک چون خواستگار مناسب ندارم واعصاب وتحملم وفشار روحیم واسترسم وسنم بالاست پس بهش فکر نمیکنم ولی مراقبم گناه نکنم وسرمو با کارام گرم میکنم

    پاسخ
    • مهدیه
      مهدیه گفته:

      کامنتت رو خوندم انرژی گرفتم این اخرش چیه نوشتی؟؟
      گفتی به خواستگار فکر نمیکنی چون فلانی و بهمانی؟؟؟
      مگه دستت توعه؟؟
      دست اونه… همه چی حل میشه 👍

      پاسخ
      • روشنی
        روشنی گفته:

        فدای تو دوست عزیز راستش دلایل زیادی داره و شاید برم پیش ی مشاور چون واقعا از ازدواج نفرت پیداکردم وفک میکنم خوشبخت نمیشم و…

        پاسخ
  66. روشنی
    روشنی گفته:

    داداش امروز ی کلیپی میدیدم مستند بود راجب افشاگری زندگی وروابط این بازیگرها وسلبریتیها واقعا حال بهم زن بود که هر زنی بخواد بره تو سینما مخصوصا بازیگر بشه حتما باید ارتباط بگیره با کار گردان و۹۰درصدشون فاسدن ودلیل مجرد بودن وطلاق های زیادشونم همین روابطشونو ک اینها دیگه خانه وخانواده اکثرا براشون مطرح نیست وگرنه تو اون سیستم اصلا راهشون نمیدن وبدبختی اینجاست ک شدن الگو وتعیین کننده رای وسرنوشت مردن وجوونها و نمیدونن و تحت تاثیر رفتارها وافکار اینها هستن

    پاسخ
  67. طیبه
    طیبه گفته:

    سلام خدارو شکر
    عزیزترین نعمت زندگیم اینه که من از امت پیامبر(صلی الله علیه وآله)هستم و امام زمانم رومیشناسم و در حکومت ولایی زندگی میکنم مردان کشورم اجازه نمیدن دشمن چپ به ما نگاه کنن.پدرو مادرو خانواده خوبی دارم و سالمم .و وجود آقارضا👌
    تلاش میکنم در راه خدا قدم بردارم دچار لغزش میشم ولی ناامید نمیشم😊

    پاسخ
  68. پریوش
    پریوش گفته:

    سلام و خدا قوت .
    مثل همیشه عالی نوشتید داداش رضا
    بزرگترین نعمت هایی که خداوند به من عطا فرمودند نعمت سلامت کامل جسمی و روانی ، بعدشم نعمت سواد و استعداد خدادادی تو قران و شعر نوشتن .
    شکر خدا در راه خدا استفاده کردم .
    کلاسهای رایگان قرانم و حلقه های صالحین رو چند سال هستش تو خونه خودمون برگزار می کنم و تو استعداد متن و شعر هم همیشه تا دست به قلم برمی دارم می خوام فقط با خدا حرف بزنم ،از خدا بنویسم و لاغیر .

    پاسخ
    • داداش رضا
      داداش رضا گفته:

      سوره مبارکه یوسف آیه ۵۳
      من هرگز خودم را تبرئه نمی‌کنم، که نفس (سرکش) بسیار به بدیها امر می‌کند؛ مگر آنچه را پروردگارم رحم کند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.»

      سوره مبارکه نور آیه ۲۱
      ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از گامهای شیطان پیروی نکنید! هر کس پیرو شیطان شود (گمراهش می‌سازد، زیرا) او به فحشا و منکر فرمان می‌دهد! و اگر فضل و رحمت الهی بر شما نبود، هرگز احدی از شما پاک نمی‌شد؛ ولی خداوند هر که را بخواهد تزکیه می‌کند، و خدا شنوا و داناست!

      در واقع تو باید بخوای تا ارادش بهت داده بشه.باید خیلی بخوای…تاکید میکنم.خیلی خیلی خیلییییی خیلی خیلی خیلییییی
      باید خیلی از خدا بخوای و تلاش کنی…

      سوره مبارکه رعد آیه ۱۱
      خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند!

      پاسخ