حالت شب

اینکه شمارت دست هر کسی نباشه نصف پاکیه

عوض کردن خط موبایل

سلام دوستان خوبم.
خوبید ؟
داداش رضا هستم…
چه خبرا؟
میگم ؟
همون اول یه سوال بپرسم ازت ؟
تو دفتر الهامات داری که مثلا وقتی چیزی بهت الهام شد سریع بنویسی و مکتوبش کنی ؟
آخه معتقدم کسی که دفتر الهامات نداشته باشه کم کم تو مسیر زندگی گم میشه…
من خودم تموم الهاماتمو مینویسم و تو مشکلات از درونم خیلی کمک میگیرم.

برای کسی که به صدای خدای درونش بی تفاوته و پیغامهاشو نمینویسه واقعا نگرانم…
من وقتی دفتر هامو میخونم و بررسی میکنم میبینم کل گذشتم یه حکمتی داشته…
به خصوص اتفاقاتی که تو ۱۷ سالگی برام افتاد…انگاری قسمت زندگیم این بود که از بد به خوب تبدیل بشم…
خدایی خیلی چیزارو الان دارم درک میکنم…
خیلی خوشحالم از اینکه در مسیر عاقبت به خیری دارم حرکت میکنم…
از ته دلم از زندگی راضی ام…
مخاطب اصلی من از این سایت بیشتر از اینکه شما باشید…خود من هستم…

یه چیزی بگم؟

من هر وقت حرفی رو برای شما زدم…هیچوقت کسی به من نگفت رضا حرفت رومون اثر گذاشت…اما هر وقت رو خودم کار کردم و مخاطب اصلی حرفام خودم بودم… یهو حرفام براتون نفوذ پیدا کرد…
این خیلی عجیبه نه ؟
یاد گرفتم برای تغییر کسی اول رو خودم کار کنم و همون تغییر رو در خودم به وجود بیارم.
ای کاش هر کسی که میخواد چیزی رو آموزش بده …به خودش آموزش بده…نه به دیگران.اینجوری خیلی کاربردی تره تا اینکه روی سخنت فقط آدما باشن و خودت هیچی…اینجوری کلامت گیرا نمیشه…
من تو اون برنامه هم گفتم…گفتم مخاطب من رضای سال ۱۳۹۲ هستش…
این روزا فقط به فکر رشد و پیشرفت خودمم.زندگی خوب ساختنیه…نمیشه یه گوشه بشینی و انتظار داشته باشی یهو همه چی درست بشه…
یکی از بچه ها پرسید رضا تو از فضای مجازی و اینترنت چجوری استفاده میکنی ؟
سوال قشنگی بود…

  • من بیست درصدشو اطلاع رسانی میکنم (سایت و کانال تلگرامم)
  • ده درصدشو بازی و چت میکنم( اصلا اهل چت نیستم…بازی هم خیلی کم…)
  • ولی هفتاد درصدشو صرف آموزش و رشد خودم میکنم… ( خیلی برای رشد و پیشرفت خودم وقت میذارم…اینترنت خیلی بهم کمک کرده.واقعا مدیون گوگل و اینترنتم…خیلی نعمت خوبیه )

ما زندگی رو میسازیم.چون میدونیم که زندگی خوب ساختنیه هیچوقت آب از سر نمیگذره…تو هر وقت برگردی قبوله.اگرم چند قدم رفتی سمتش ولی هنوز اتفاقی نیوفتاده …برگرد…خدا برات ثواب مینویسه
هیچوقت دیر نیست اگه قرار بود اشتباهی نکنی هیچوقت انسان نمیشدی…خدا فرشته میافریدت…اما خدا انسان آفریدت…پس میدونه که نقص جزئی از زندگیته…
هیچکس تو این دنیا در حال حاضر کامل نیست…
پس :
خودتو ببخش و برو سمت چیزایی که تو دفتر برای خودت به عنوان هدف نوشتی سعی کن نگاهتو عوض کنی…

بعضی وقتا اون چیزی که ازش متنفری … میشه سکوی پرتاب تو…به شرط اینکه زاویه دیدتو عوض کنی…

بعضی وقتا خودمون به یه سری از چیزا میرسیم…اما اینکه همون حرفارو بعدا از دهن یکی دیگه بشنوی خیلی کیف میده…
من خودم خیلی وقتا با تحقیقات و مطالعات زیاد و به وسیله تجربه های شخصیم به یه سری درک ها میرسم که بعدا میبینم یه استادی اومده دقیقا همون چیزی که من بهش رسیدمو با زبون ساده تر میگه و یه جورایی با حرفاش داره مهر تایید به کشفیاتم میزنه…
خدا میدونه اون لحظه چقدر کیف میکنم…
سریع به خودم میگم :
ایول رضا… اون چیزی که تو بهش رسیدی درست بوده…ایول
باور کنید روز به روز دارم شیطون رو ضعیف تر میکنم و از درون روز به روز دارم بیشتر به خدا نزدیک میشم…
یاد گرفتم وقتی چیزیم نیست…خودمو آزار ندم..

نکته

وقتی چیزیت نیست …خودت خودتو نکشون سمت چیزی که ازش متنفری ! آدم بی حوصله باشه…خیلی بهتر از اینه که بد باشه !چرا میشی کسی که میدونی اگه بشی ازش متنفر میشی !!؟ اگه بشی اونی که میدونی بشی ازش متنفر میشی دیگه نمیتونی بشی کسی که اگه بشه عاشق خودت میشی !

خلاصه وقتی شیطون خوابه بیدارش نکن…
اون با تو کار نداره…ولی میری بیدارش میکنی و میگی :
سلام داش شیطون…بیا اذیتم کن …بیکارم . حوصلم سر رفته …

پس همین الان متنفر شو از اونی که قراره بشی.
و عاشق اونی شو که هستی

  • تف به لذت زود گذر تففففففف تفففف تففففففففففف
  • تف تو هر چیزی که بخواد مارو از خودمون دور کنه تففففففففف
  • تف تو کاری که میدونی اشتباست اما انجام میدی
  • تف تو زندگی که صلح درونی توش نباشه …

ولی وقتی با خودت خوب میشی و ارتباطت با خودتو خدا عالی میشه…و دور یه سری از چیزارو خط میزنی… دیگه بعدش رها میشی…
از خیلی چیزا رها میشی….
دیگه اصلا مهم نیست دیگران چی میگن…همچین از درون صلح درونی داری که کاملا نگاه دیگران رو از زندگیت حذف میکنی…یکی از دلایلی که یه مدته دارم ساده زیستی و زهد رو تمرین میکنم همینه !

اصلا میدونی چیه؟

تو هر چقدرم خانوم باشی…

هر چقدرم با ادب باشی….

هر چقدر هم مودب باشی…

هر چقدرم با نظافت باشی…

هر چقدرم خوشگل باشی…

هر چقدرم صدای خوبی داشته باشی…

هر چقدرم چشای قشنگی داشته باشی…

هر چقدرم سیکس پک باشی …

هر چقدرم با خدا باشی…

هر چقدرم خوبی کنی …

هر چقدرم حرف خوب بزنی…

هر چقدرم دلسوز باشی…

هر چقدرم مرتب باشی…

تو هر چقدرم با حجاب باشی…

در کل تو هر چقدر کامل باشی…

بازم یه عده هستن که رسما حالشون از تو بهم میخوره و اصلا به هیچ وجه باهات حال نمیکنن !
پس بهتره دنبال رضایت همه نباشی…
تو هرگز و به هیچ عنوان نمیتونی همه رو از خودت راضی کنی…
تاکید میکنم :

  • هرگز…
  • به هیچ عنوان…
  • عمرا…

مگر اینکه تو خواب ببینی همه دوست دارن و ازت تعریف میکنن…
هر کسی میخوای باشی باش…
اصلا مهم نیست…
مهم اینه یه عده آرزوی مرگتو میکنن و کلا دوست ندارن زنده باشی و ببیننت…
اصلا ربطی به جنسیت و سنت هم نداره…
کلا تو به هیچ عنوان نمیتونی همه رو از خودت راضی نگه داری…
همین الان یه عده از خدا میخوان تو بمیری…
باورت میشه؟
همین الان از خدا خواست اینو…
اگه باورت نمیشه پس تو دنبال رضایت همه ای….
یعنی اگه کسی پیامبر یا امام یا هر عالم یا شهیدی هم که باشه بازم یه عده مخالفن و رسما بدشون میاد…
حتی اگه خدا هم باشی یه عده میگن نیستی !
دیگه چی بگم که باورت بشه ؟
پس خودت باش…
خود واقعیت…
تو خوبه خوبم که باشی یه عده هستن که رسما از تو حالشون بهم میخوره و از دیدن تو چندششون میشه….
فقط یه آدم احمق دنبال رضایت همه میره و میخواد همه رو راضی کنه…
وگرنه آدم عاقل کاری به کار بقیه نداره و چیزی که فکر میکنه درسته و خدا هم مهر تایید میزنه رو در حد توان خودش انجام میده و حرف بقیه رو دایورت میکنه به پشت کوه قاف

تازه ؟ اگه خودت باشی طرفدارات بیشترن

شما هر کدومتون با حرفایی که میزنم تغییر کنید من قشنگ بازتابشو تو زندگیم حس میکنم…
آخه به سمتم برمیگرده…
واقعا اینو چند جا قشنگ حس کردم…

یهو حالم از درون عالی میشه…این الکی نیست…

باورم نمیشه این همه رشد کردم…
من خیلی ضعیف بودم…
من همیشه وسوسه میشدم…روحم ضعیف بود و نمیتونستم به خودم نه بگم…
یعنی از من ضعیف تر کسی نبود..
در برابر خودم هیچ قدرتی نداشتم…همه کار میکردم…هر کاری که حس میکردم حال میده رو انجام میدادم.اصلا نمیدونستم خدا و مرگی هست…
همش درگیر هوس و هوسرانی های خودم بودم…
اما الان هر جوری بررسی میکنم میبینم ذره ای شبیه گذشتم نیستم.
من قبلا از خواب پا میشدم شروع میکردم به گناه کردن تاااااا شب…

جالبه..

روزگار جالبی شده….آدم بدا دارن خوب میشن…آدم خوبا دارن بد میشن…

بچه ها؟ به نظرتون تا صد سال دیگه چند نفرمون از اعضای همین سایت زنده ایم ؟ احتمالا تا نود درصدمون زیر خاکیم.نه ؟

چون کمتر کسی هستش که عمرش به صد سال برسه

اصلا از کجا معلوم سال بعد همین موقع زنده باشی؟ هر کیو میبینم که سنش از پنجاه رد کرده یه سوالی از خودم میپرسم…

  • میگم : این تو زندگیش چیکار کرد؟
  • زمانشو صرف چی کرد؟
  • جوونیشو چکار میکرد؟

چون دیگه آدم از سن پنجاه به بعد همه چیش رو میشه…
چون درخت وجودش بار داده…
هر اعتقاد و هر اخلاقی داشته باشه رو میشه…

بخاطر همین بعضی هاشون خیلی حال بهم زن میشن و بعضی ها خیلی مهربون…

بچه ها…
نگاه عبرت بین داشته باشید…
از زندگی آدما عبرت بگیر…
بچه ها…
باور کنید آدم در مسیر درست قرار بگیره حتی گناهای گذشتشم برای دیگران خیر میشه…

نکته

گناه من گناه نیست…اگه گناه من تورو قوی کنه… تو شکرگزار گناه من باید باشی…هر چند از نگاه تو من گناهکار باشم.
اگه گناه من تورو ضعیف کنه بازم باید شکر گزار گناه من باشی…چون باعث شد به خودت بیای و ضعیف نباشی که بخوای اسیر گناه من بشی! اگه من روت گناه میکنم علتشو در خودت پیدا کن نه در من! منو از گناه هام نترسون…چون من مدیون گناه هام هستم.
هر چند…تو هم میفهمی اون چیزایی رو که من فهمیدم.
من گناه کردم که بهت بفهمونم خدارو…بعدا میگی : خدایا ممنونم از گناه رضا…
اگه من گناه نمیکردم که تو سیمت به خدا وصل نمیشد…
تجربه اثبات کرده تا ما گیر نباشیم سمت خدا نمیریم…
پس اگه گناه من باعث بشه تو سر نماز اشک بریزی به منم ثواب میرسه…
چون باعث شدم پیش خدا احساس عجز و ناتوانی کنی !

بچه ها ؟ چرا از بین این همه آدم خدا منو برگردوند…مگه من چی داشتم که خدا منو برگردوند ؟چه صفتی در من بود که خدا خوشش اومد و منو برگردوند ؟

من خودم حس میکنم دلیلش ایناست :
سیگاری نبودم
مشروب خور نبودم..
موقع اذان گناه نمیکردم…
ته دلم از کارام پشیمون بودم
کلام حق به گوشم نخورده بود و کسی بهم خدارو معرفی نکرده بود…
اهل توجیه کارام نبودم…
پدر مادرم برای تربیتم وقت نذاشتن و گرنه پسر خوبی بودم…
حق پذیر بودم…وقتی فهمیدم گذاشتم کنار…
صداقت بین خودم و خودم…(اصلا نمیتونم آگاهانه خودمو گول بزنم…)
کسی نبود بهم بگه راه و چاه چیه…
ذات سالمی داشتم…
و از همه مهمتر :
لج باز و مغرور نبودم…چون آدمای لجباز هرگززززززززززززز هدایت نمیشن !

هیچکس بهم نگفت قران و خدا و نماز چیه…هیچکس منو با خدا و اسلام آشنا نکرد…هیشکی نگفت رضا این کار بده این کار خوب…پدر مادرم منو رها کرده بودن و هر کاری دلم میخواست میکردم…
ولی از یه جهت خوب شد…چون از صفر تونستم خودمو بسازم و بکشم بالا…
فکر کنم همتون اینو تایید کنید که خودمو کوبیدم و از صفر ساختم.
اما در کل خدارو شکر عاقبت به خیر شدم.

به نظرم یه دلیل دیگه هم داره …
من وقتی ۸ سالم بود میرفتم بالا پشت بوم با ماه دو ساعت حرف میزدم…
البته اون موقع ها نمیدونستم خدا چیه..ولی با ماه درد و دل میکردم و صحبت میکردم…
نمیدونم چرا ولی حس میکنم شاید دلیلش اونم باشه.

ولی در کل جاهل بودم..فاسق نبودم.به کسی که از روی جهل و نا آگاهی گناه کنه میگن جاهل و خدا گناه جاهل رو خیلی راحت میبخشه…ولی فاسق به کسی میگن که میدونه گناهه اما انجام میده…
من فاسق نبودم…چون کلام حق به گوشم نخورده بود…دین زده و دین گریز بودم و از مذهبی ها بدم میومد و چون گشت ارشاد همش منو میگرفت کلا حالم به هم میخورد و فقط میخواستم جایی باشم که کسی باهام کاری نداشته باشه وگرنه دعای خیری پشت سر من نبود.خیالتون راحت…
البته اگه فقیر میدیدم کمک میکردم. شاید اونا دعام کردن….خخخ…
در کل بچه ها ؟

همه قابلیت هدایت شدن رو دارن به جز کسایی که لجباز باشن…همین…
چون لجبازی نور هدایت و ایمان رو کور میکنه…

خیلی دوست دارم به شیطون یه چیزی بگم!
میخوام بهش بگم :
تو بازنده ای…
تو باختی…
حتی اگه بچه های سایت و کانال پاشونم بلغزه و زیر عهداشون بزنن بازم تو بازنده ای …
تو هیچی نیستی !
ببین شیطون ؟
تو عددی نیستی که بخوای به بچه ها احساس گناه بدی !
هر چقدر بد باشن و کار بد کنن اما از قبلا خودشون بهترن! پس پیروزن! و این تویی که پست شدی…
اگرم بچه ها شکست خوردن از نظر من شکست نخوردن ! بلکه یه لحظه غافل شدن اما این دلیل نمیشه فکر کنی شکستی در کار بوده! نه !
هیچ شکستی در کار نبوده…
چون حقیقت ماجرا اینه که همین چندروزی هم که با پاکی زندگی کرده کلی کارای خوب انجام داده !
درسته پاش لغزیده اما کلی هم پیروزی داشته !
ببین شیطون ؟
من بزرگت کردم…
پس لطفا ساکت شو و حرف نزن !

نکته

بچه ها؟
هر وقت زیر عهدتون زدید و بعدش تونستید مثل یه مامان مهربون خودتونو بغل کنید و بگید اشکالی نداره …
بدونید که خیلی رشد کردید…
وگرنه شیطون اصولا با جملاتی مثل خاک بر سرت به سمت شما میاد…اگه رو عزت نفس خودت خوب کار کرده باشی اینجور وقتا نه تنها به خودت بد و بیراه نمیگی…بلکه خودتو بغل میکنی و میگی : اشکالی نداره…درستش میکنی…تو تلاش کردی…تو کم نیاوردی…تو شاید افتادی زمین ولی خیلی جاها پیروز شدی…تو دوست داشتنی هستی…اشکالی نداره…بلند شو عزیزم…تو هنوزم خوبی…تو هنوزم عزیز دل خدایی…تو هنوزم نور چشم امام زمانی…تو باعث گریه امام زمان نیستی…تو باعث افتخارشی…تو تلاش میکنی و امام زمان قضاوتت نمیکنه…بلکه همیشه تو خلوت هاش با خدا اسمتو میاره و میگه تو خیلی خوب شدی…از قبلت خیلی بهتر شدی…

تو عالی هستی هر چند گناه کنی…
اصلا مهم نیست…
مهم اینه تو در این مسیر هستی…مهم اینه تو دلسرد نیستی…مهم اینه تو لجباز نیستی که کلا بری و دیگه برنگردی…مهم اینه نمازت ترک نمیشه…مهم اینه انگیزه داری…مهم اینه کتاب میخونی…
تو فوق العاده ای…نذار شیطون تلاش رو زیر سوال ببره

نگو رضا دارم اذیت میشم…
نه این حرف درست نیست…
تو اذیت نمیشی…تو داری پوست میندازی…داری هر بار رشد میکنی…
تو اگه یه جا ایست میکردی و دغدغه رشد نداشتی هیچوقت شکست نمیخوردی…
اصلا شکست یعنی چی؟
شکست از حرکت میاد…پس تو حرکت کردی مگه‌نه؟
همین یعنی موفقیت…
کسی که تلاش میکنه اما شکست میخوره خیلی بهتر از کسی هستش که تلاشی نمیکنه و شکستم نمیخوره!

تنها کسی که کامله و نقص نداره خداست…وگرنه همه ماها ممکنه بلغزیم…
این خیلی طبیعی و عادیه…
بخاطر همین همیشه باید تلاش کنیم روز به روز بهتر بشیم و به حرکت خودمون ادامه بدیم

نمیدونم چرا بعضی از بچه ها علاقه دارن بهم بگم : رضااااا ؟ افسرده شدم کمکم کن…
من همیشه بهشون میگم : هر ناراحتی افسردگی نیست

افسرده نشدی که بفهمی افسردگی یعنی چی !

دیگه نگید رضا افسرده شدم.

مگه افسردگی الکیه؟
مگه سرما خوردگیه؟
اصلا میدونین افسردگی چیه؟
هر ناراحتی افسردگی نیست…
افسردگی الکی نیست که…
خیلی خوشحالی هم نداره داشتنش که با افتخار میای میگی !
آدم افسرده به پستت نخورده هنوز !
عموم کسایی که میگن افسرده ام در واقع یه نگاه اشتباه دارن.همین…
اگه نگاهشون درست بشه…خوب میشن.

انقدر نگید افسرده ام…افسردگی گرفتم.مشکل خیلی ها اینه که بدون خودسازی زندگی میکنن…خدایی چند نفر رو میشناسی که خودسازی کنن…خوشبحال کسی که خودسازی میکنه.زندگیش بهشت میشه.هم دنیا هم اخرت…

نباید زندگی مردم رو دید و ترسید … چون اکثرشون اهل خودسازی نیستن…
وگرنه کسی که اهل خودسازی باشه نسبت به رفتار و اخلاقش حساسه و همش مطالعه میکنه تا بهترین خودش باشه و تشنه تغییره .

آدم زخم خورده اگه بخواد زودتر به موفقیت میرسه…
چون یاد گرفته چطور تو شرایط سخت
جون سالم به در ببره…
خدا آدمای زخمی رو دستگیری نمیکنه…
بلکه دست گیری میکنه…
کافیه که بخوان و بعد شروع کنن…دیگه هیچی جلو دارشون نیست…

جوجه لاکچری ها لباس های خفنی دارن…
لاکچری های واقعی کتاب های خفنی دارن…

فقط آدمای بیکار و بی هدف و تنبل هستن که تلویزیون میبینن…یه آدمی که هدف داره وقت خودشو صرف این چیزا نمیکنه.خیالت تخته تخته تخت باشه….

  • گوشی موبایلی که دستته رو میبینی؟
  • دلیل بهشتی شدن خیلی ها همین گوشی موبایله
  • گوشی موبایلی که دستته رو میبینی؟
  • دلیل جهنمی شدن خیلی ها همین گوشی موبایله

تو جزو کدومشی ؟

نکته

بچه ها ؟ به نظرتون اگه من به جا پیام پاکی …پیام شیطانی میذاشتم و مدام تو کانالم عکس دخترای خوشگلو میذاشتم و براتون جک و فیلم خنده دار میفرستادم و سعی میکردم فضارو عاشقانه کنم و تک و توک کانال پورن معرفی میکردم…
به نظرتون اعضای کانال من چند هزار نفر میشد ؟
میدونی میخوام چی بگم ؟
میخوام بگم همیشه دور خدا خلوت تره…
اگه بعضی وقتا حس میکنی همه دارن یه سمتی میرن…تو فکر نکن مسیری که داری میری غلطه…نه…
چون خیلی ها کلا دارن اشتباه زندگی میکنن..
بچه ها ؟
من چند تا لباس بیشتر از خیلی ها پاره کردم و ریشی سفید کردم…
خیلی از کارای غلطی که خیلی هاتون دارید میکنید رو من تا بیخش رفتم و الان میخوام بهت یه چیزی بگم :
هر کسی به جز این مسیر تو هر مسیر دیگه ای باشه به بن بست میخوره…

یه روز همه به حرفم میرسن…فقط زمان لازمه….

من تو زندگی یاد گرفتم از خودم محکم دفاع کنم و نذارم کسی بهم آسیب بزنه…
من برای ساختن آیندم تلاش کنم و از تموم استعداد هام بهره میگیرم…
بچه ها…
من زمانی رشد کردم که فهمیدم کسی رو جز خودم ندارم… من زمانی پله های موفقیت رو بالا رفتم که میدونستم اگه بخوام میتونم.
به هیچ کس اجازه نمیدم جلو پیشرفتمو بگیره …
به خودم قول شرف دادم تا خودمو بهشتی نکنم ذره ای دست از تلاش برندارم.
من به خودم قول دادم باعث افتخار رضای بچگی هام بشم…
همون رضایی که هشت سالش بود..
هنوز چهره معصومش یادمه.
قول میدم

هنوز انقدر وقت اضافه نیاوردم که برم اینستاگرام یا … وقتمو بسوزونم.اگه تکه تکه بشم برام بهتره تا اینکه عمرمو بسوزونم.دلیل اصلی سحر خیز شدنمم همینه.میخوام نهایت بهره وری رو از تایم هام داشته باشم.
این روند رو تا آخر عمر ادامه میدم…بچه ها ؟ من نسبت به زمانم خیلی بخیل و خسیسم ! نمیذارم الکی بگذره!

هیچی جلو دارم نیست…هیچی…پس حمله به سمت پیشرفت

جوری زندگی کن که سال به سال پیشرفت خودتو ببینی نه پس رفت خودتو.
باعث افتخار خودت باش…
یه جوری باش وقتی به پارسال خودت نگاه کردی بگی ایول کلی رشد کردم…

یه جوری زندگی کن که دعای خیر مردم پشت سرت باشه…
نه آه و نفرین و فحش خار مادر…

تا توانی رفع غم از چهره ی غمناک کن
در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن


بچه ها ...منم جا داداشتون...میخوام چند تا چیز بهتون بگم...مطمئن باش تو زندگی کمکت میکنه.

۱: جدل رو رها کن حتی اگه حق با تو بود! اگه داری یه حرفو مدام تکرار میکنی این سر آغاز جدله! با گفتگو حل نشه با جدل عمرا حل بشه..وقتی کسی داره باهات جدل میکنه با این کارا پایانش بده :
۱: سکوت ۲: توضیح خواستن و حواس پرتی ۳: حاشیه رفتن ۴: حق با شماست

۲: در گفت و گو های ذهنیت تیپ شخصیت بازنده به خودت نگیر !! بلکه مدام خودتو تمجید و تشویق کن !!

۳: حق نداری خودتو سرزنش کنی!!! هر وقت بتونی احساس بد رو مدیریت کنی و به ارامش تبدیل کنی اون موقع اوستا میشی

۴: چیزایی که به دلت میوفته یا میبینی شانسی نیست!! همش حکمت و تدبیر خداست…خیلی باید دقیق باشی تا بفهمی اینارو…

۵: همیشه از خودت سوالات خوب بپرس تا عقلت رشد کنه…در مقابل مشکلات نگو چرااا !! بگو چگونه میتونم حلش کنم؟و همیشه نگاهی ساده داشته باش به تمامی مسائل و مشکلات…همیشه راهکار نباید پیچیده باشه!! بعضی چیزا جوابشون خیلی سادست

۶: برای شکستن غرور اول تو سلام کن و با پایین تر از خودت نشستو برخواست کن…

۷ : حرف دلتو بزن ! و درخواست هاتو اعلام کن !! نگو طرف خودش باید بفهمه !

۸: دیگران رو ببخش تا رهاشی

۹: تو خونه مودب باش

۱۰ : اعتماد به نفس داشته باش : ( ۱: دنبال رای اکثریت نباش و نخواه که همه رو راضی کنی ۲: اعتماد به نفس یعنی بترسی ولی گام برداری۳: محکم سر حرفات وایستا ۴: خودتو در مقابل اشتباهات ببخش و سرزنش نکن ۵: به چشم طرف مقابل نگاه کن و حرف بزن ۶: محکم بگو نه !! ۷: درست بایست ۸: با ترس هات رو به رو شو ۹: با صدای بلند حرف بزن ۱۰: جلو بشین ۱۱: واسه کاری که نکردی عذر خواهی نکن )

۱۱: انقدر ایراد نگیر!! همیشه مثبت ببین و مثبت حرف بزن !

۱۲ : بین کار سخت و سخت تر …سخت تر رو انتخاب کن (مبارزه با تنبلی )

۱۳: اتفاقات گذشته و بدت رو مثبت تحلیل کن و بگو میتونست بد تر از این باشه

۱۴: هر قله ای رو فتح کردی به دنبال فتح قله دیگه ای باشی…یکجا نمون

۱۵: اتفاقات رو در آینده پیش بینی منفی نکن!!

۱۶: سعی کن همیشه امید بدی

۱۷: اول درخواست هات بگو لطفا و از دیگران بخاطر کوچیکترین چیزها تشکر کن

۱۸: با شنیدن اسم پیامبر هر جا که هستی صلوات بفرست

۱۹: همیشه نمازتو اول وقت بخون

۲۰: یادت نره که مسافری پس زیاد حرص دنیارو نخور…زندگی یعنی غفلت از یاد خدا

۲۱: برای ارتباط موثر کافیه از توانایی های طرف مقابلت بگی

۲۱: شک هاتو نسبت به دیگران حمل بر صحت و درستی کن

۲۲: نگو حواسم هست! شیطون بارشو گردو گردو میبره جلو !

۲۳: برای درمان بی حوصلگی و بیرون رفتن دنبال بهونه باش…مثل مطالعه در پارک …اینجوری کم کم حوصلت میگیره بری بیرون

۲۴: همیشه داشته هاتو مرور کن و برای نعمت هایی که خدا بهت داده شکر گذار باش تا خدا بیشترشو بهت بده

۲۵: از هیچکس توقع و انتظار نداشته باش

۲۶: قبل از انجام هر تغییری قوانین بازیشو یاد بگیر و آگاهیتو بالا ببر..مرض همه چیز دانی نداشته باش

۲۷: همیشه رای اکثریت دلیلی بر درستی یک مسئله نیست…برای شناخت راه درست به ندای درونت گوش بده..هر چی گفت همون درسته

۲۸: خیال بافی ممنوع

۲۹: روحیه حق پذیری داشته باش !! وقتی دیدی حرفی درسته تعصبات رو بذار کنار و قبول کن

۳۰: هر چیزی دیدی بعدش از خودت بپرس : که چی ؟ تا جهل رو بشناسی…. و قبل از اینکه هر جایی بری از خودت بپرس: چی به دست میارم چی از دست میدم..تا اینجوری مسیر درست پیدا کنی

۳۱: در مصیبت ها به هیچ وجه بی تابی نکن و اینو بدون که حتما خیری توشه که بعد ها میفهمی..

۳۲: زبونتو به لحن اروم عادت بده

۳۳: مسائل رو به هم ربط نده و تا یکی بهت بدی کرد نگو همه مثل همن ! و تعمیم نده !

۳۴: در سلام پیش قدم شو و گرمو صمیمی سلام کن…خداحافظیت هم همینطور…همیشه به استقبال و بدرقه برو

۳۵: در امر به معروف و نهی از منکر برای خدا عمل مهمه نه نتیجه…

۳۶: تو کارای خونه به اهل خونه کمک کن

۳۷: وقتی تو خیابونی چشاتو کنترل کن..و یادت باشه که نگاه اول خیلی کنترلش راحت تره تا نگاه دوم…

۳۸: به کسی دستور نده !!! خودت پاشو کاراتو انجام بده

۳۹: یا قول نده یا وقتی قول میدی سر قولت باش..

۴۰: آدمی دزد رفتار دوستاشه ! پس در انتخاب دوست دقت کن.دوست خوب تورو متوجه دوربین خدا میکنه..برای شناخت کسی به دوستاش نگاه کن

۴۱: خدارو تو ذهنت مهربون و با معرفت ترسیم کن نه یه موجوده ترسناک و انتقام گیر…رو باورهات در مورد خدا کار کن.

۴۱: به لطف و رحمت خدا امیدوار باش نه به کارای کوچیکی که براش انجام میدی!هیچوقت به کارای کوچیکت مغرور نشو و عجب نگیرتت

۴۲: کسی رو مسخره نکن

۴۳: تو سرزنش و قهر و دعوا … تربیت نیست!!

۴۴: عبد شکم نباش

۴۵: در مصرف آب صرفه جویی کن…

۴۶: لطیف باش و طاقت هر گونه توهین و نه شنیدن و …داشته باش!

۴۷: دروغ نگو حتی به شوخی

۴۸: برای درمان حسادت هر وقت دیدی کسی به موفقیت رسید زنگ بزن و بهش تبریک بگو.

۴۹: افکار گناه خطورش اشکالی نداره اما ادامش نده…نگو یه بار که اشکال نداره یا فکر که اشکال نداره…نفست پر رو میشه…

۵۰: مواظب خلوت هات باش چون عیار دین داریت دقیقا این جاها مشخص میشه

۵۱: اگه اشتباهی کردی بعدش استغفار کن..

۵۲: پای حرفای علما و معلم ها و سخنرانان یا کتابای مفید بشین..و هر کسی کوچیکترین چیزی بهت یاد میده براش احترام قائل باش

۵۳: حریص نباش و از اعتماد و خوبی کسی سو استفاده نکن

۵۴: به دنبال شبهاتت برو ونذار تو ذهنت بمونه…به خصوص شبهات اعتقادی و دینی رو

۵۵: بعضی وقت ها واسه چند دقیقه یا چند ساعت خودتو بذار جای کسایی که وضعشون خیلی خرابه ….

۵۶: به الهاماتی که بهت میشه توجه کن چون حتما میتونی انجامش بدی که بهت الهام شده

۵۷: وقتی نمیدونی بگو نمیدونم

۵۸: داد نزن و عصبی نشو !!! تنها کسایی عصبی میشن که از درون تهی و خالی باشن…

۵۹: به هیچ وجه فحش نده

۵۹: غیبت ممنوع!درباره کسی چیزی نگو مگر اینکه بخوای چیز مثبتی دربارش بگی !

۶۰: با بچه ها بازی کن و باهاشون ارتباط برقرار کن

۶۱: وقتی کسی مریضه خبر گیر باش و به عیادتش برو

۶۲: حرف مردم رو نزن ….خبر چینی ممنوع!!فضول مردم نباش

۶۳: پای ماهواره و تلوزیون نشین..به جاش سر خودتو با کتاب و سخنرانی گرم کن

۶۴: گفت و گوی ذهنی منفی ممنوع !!!

۶۵: سعی کن نگاهتو طوری تنظیم کنی که هر اتفاقی فقط و فقط بهت ارامش بده

۶۶: کودک درونت رو ناراحت و سرکوب نکن!!! همیشه سعی کن باهاش دوست باشی و نذاری حوصلش سر بره.

من همه این ۶۶ تارو عمل میکنم…من اگه جات بودم همشو تو دفترم مینوشتم… و عمل میکردم.اگه تلاشتو کنی و به خدا اعتماد کنی …خدا به وقتش به اعتمادت پاسخ میده و یه اتفاقاتی واست میوفته…میدونی چی میگم دیگه…آره ؟ مثل حضورت در اینجا…

خودسازی یعنی درمان نقاط ضعف…اونجایی که میلنگی…اونجایی که جیغت در میاد…
بچه ها؟
با خودسازی نقاط ضعفتون‌به نقاط قوت تبدیل میشه…

هیچ رفتار بدی در ما ژنتیکی نیست…کسایی که میگن : عصبی بودن یا تنبلی یا زودرنجی رو از خونوادشون به ارث بردن در واقع دارن خودشونو گول میزنن که تغییری نکنن…وگرنه اینا ژنتیکی نیست…بلکه چون تو اون جو زندگی کردن یه جورایی رو شخصیت خودشون درون ریزی شده…
همین…هر کسی میتونه تغییر کنه…به شرط اینکه بخواد و بهونه نیاره…

پسری که خودشو از شیطون درون خودش جدا نکنه … نمیتونه خودشو از دوست دخترای خودش جدا بکنه

آدمى باش که هر روز صبح وقتى پاهات
زمین رو لمس میکنه…
شیطون بگه:
اوه لعنتى! باز بیدار شد

بچه ها؟
هیچوقت نذارید کسی بهتون بی احترامی کنه…
بعضی وقتا باید واکنشی نشون داد تا اون طرف بفهمه که حق چرت پرت گفتن نداره…
بعضی وقتا باید برای خودت ارزش قائل بشی چون بعضی ها افکار مسمومی دارن… باید سریعا بلاک بشن تا بفهمه باید بهت احترام بذاره…
من این کارو چند روزیه به طور جد تو فضای مجازی شروع کردم…
چندین نفر رو به احترام خودم بلاک کردم.چون بی ادب بودن
بلاک یعنی : من برای خودم ارزش و احترام قائلم…
بلاک کردن یعنی اوج عزت نفس و احترام به خود.
آدمای اردک صفت جاشون همونجاست…یعنی تو قسمت مسدودی ها…

مشغول باش به آنچه از آن پرسش میشوی….

نکته

پسری که تو خلوتش …وقتی هیشکی نیست…تقوا پیشه میکنه و به خودش نه میگه… یه تار موی گندیدش می ارزه به کسایی که ادعای مذهبی بودن دارن اما زیرزیرکی کلاه شرعی میزنن و خیلی کارا میکنن !

از بس تو زندگیم از دست خودم و نفسم و شیطون آرامش نداشتم که این روزامو اصلا باور ندارم.
همش حس میکنم دارم خواب میبینم…
یه جورایی انگاری از درون یه رضایت قلبی از خودم دارم…
ولی این شیطون بیشعور بعضی وقتا میاد بهم میگه رضا نکنه یه چی بشه این حس خوبارو از دست بدی …
میخواد با این نجواهای مسخره فکرمو خراب کنه…آخه میدونه که من خیلی میترسم از رضای گذشته…
ولی همش بهش میگم ساکت شو و بعد دیگه بهش گوش نمیدم.
با خدا بودن خیلی خوبه…
فقط میتونم بگم خدایا شکرت.
هیچی بهتر از با خدا بودن نیست.
هر کی با شیطونه آرامش نداره…بچه ها به خدا قدر این مسیر و قدر پاکیتونو بدونید.خیلی با ارزشه.
از خدا دور نشید.
مسیر زندگی رو کج نرو.هیچی نیست تهش.از خدا دور نشو.
هر کی کج رفته پشیمون شده…خدا هر چی گفته واسه خودمون گفته…
وقتی با خدا میشی دلت آر‌ومه…
همه بهم میگن داداش رضا چی بهت انگیزه میده…باور کن بزرگترین چیزی که بهم انگیزه میده همینه که وقتی با خدا هستم قلبم آروم میزنه و استرسی نیستم.
همین برام کافیه.
من تو مسیر شیطانی ذره ای آرامش نداشتم.متنفرم از اون حس های بد.من آرامش دل و قلب رو فقط تو همین مسیر دیدم و حس کردم…هر کی تو مسیر شیطان قدم بر میداره نا آرومه…ظاهر مهم نیست…درون مهمه.
خیلی ها ظاهر خوبی دارن اما چون تو مسیر شیطانن درونشون زشت و داغونه… و ارامش ندارن.

یه ساعت خواب آدم تو مسیر پاکی می ارزه به یه هفته یه آدمی که تو مسیر کج و شیطانی داره وقت میسوزونه و اتلاف عمر میکنه!

همین…
حرفام داره تموم میشه…
سعی میکنم با شما صادق باشم…چون رمز ارتباط با جوونا صداقته …
کار فرهنگی میخوای بکنی خودت باش.صداقت داشته باش.فیلم بازی نکن.نگاهت بالا به پایین نباشه.جا نماز آب نکش.بعد ببین چقدر به حرفت گوش میدن.
و از همه مهمتر؟
خودتم باید عمل کنی…
من خیلی رو این یه مورد حساسم.سعی میکنم هر چی میگم رو خودم عمل کنم.وگرنه نمیتونم ازش چیزی بگم.
کسی که خودش به حرفاش عمل کنه بعدش خدا کمکش میکنه تا بتونه به بقیه هم کمک کنه.

آدم نباید چیزی رو که خودش عمل نمیکنه رو به بقیه بگه…وگرنه آدم سنگ دل میشه و حرفاش کشک میشه.

راستی بچه ها ؟
اگه به شمارت جنس مخالفت زنگ میزنه و میخواد پاکی رو ازت بگیره تو رو به امام حسین خطتو عوض کن…

در ضمن ؟
به بهونه بالا بردن اطلاعات جنسی نرو تو کانالای زناشویی…
هوایی میشی کار میدی دست خودت ابجی…این چیزارو بذار تو دوران عقد یاد بگیر.
نه الان که مجردی !

خب..

حرفام تو این پست تموم شد…

یه سوالی ازتون دارم که دوست دارم تو قسمت نظرات بهش پاسخ بدید…

بچه ها ؟

همونطور که میدونید ترک خشم کمی از ترک شهوت سخت تره.آخه کسایی که خشم دارن از خشمشون همش پاداش میگیرن.چون موقع خشم همه به حرفش گوش میدن…
درواقع گوش نمیدنا…چون داد میزنن میگن باشه که زودتر ساکت بشن…
ولی شهوت یه همچین پاداشایی نداره.
به نظر شما راه کنترل خشم چیه ؟ منتظر نظرات شما دوستان خوبم هستم

 

داداش رضا 🙂

ارسال نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

202 پاسخ
  1. حر
    حر گفته:

    سلام بچه ها
    خداروشکر که با این سایت و با شماها آشنا شدم
    چون فکر میکنم خدا خیلی شماهارو دوست داره
    چون چندوقته حس میکنم بقول داداش رضا خدا خیلی مارو دوست داره که داره کمکمون میکنه پاک بشیم
    منم خلی روش های مختلفیو امتحان کردم ولی همیشه تو روشی موفق تر بودم که از خدا و ائمه معصومین(سلام الله علیهم) کمک و مدد خواستم
    و فهمیدم که بدون کمک اونا موفق نمیشم ، یعنی باید تلاش کنیم ولی بدونیم بدون کمک خدا و ائمه موفق نمیشیم ، باید خودمونو بهشون وصل کنیم،
    امیدوارم همتون موفق باشین و ان شاالله تو بهشت همو ببینیم

    دوست دارم یه شعر زیبا از آقای محمد فردوسی براتون بزارم
    من خیلی دوسش دارم و باهاش گریه میکنم.
    التماس دعا دارم

    باور نمی کنم که مرا هم خریده ای!
    آخر مگر ز عبد فراری چه دیده ای؟
    لایق نبوده ام بنشینم کنار تو
    با لطف خود مرا به حضورت کشیده ای!
    هرگز به روی من نزدی عبد عاصی ام
    اصلاً نگفته ای که تو پرده دریده ای!!!
    با این همه گناه و خطایی که داشتم
    هرگز ندیده ام ز گدایت بُریده ای!
    گفتم دگر ز چشم تو افتادم ای خدا
    امّا هنوز در بر من آرمیده ای!
    من بی توجّهی به تو کردم ولی مُدام
    ناز مرا به خاطر زهرا کشیده ای
    ماه مبارک است و دلم شد سرای تو
    از روح خود دوباره به جسمم دمیده ای
    شرم از عذاب نوکر زهرا نموده ای
    گفتی بیا که نوکر قامت خمیده ای
    وقتی میان کوچه زمین خورد مادرم
    آنجا صدای ناله ی او را شنیده ای

    شاعر : محمد فردوسی

    پاسخ
  2. Tandis
    Tandis گفته:

    سلام به همه دوستانم،بعد از مدتها کمی از کار فارغ شدم و نگاهی به اکثر پیامها انداختم،واقعا جالبه و رشد فکر همه دوستاان عالیه،بعد از سالها زندگی و لمس تک تک روزهای گذشته،واقعا به این درک رسیدم،لبخند بزنیم و لبخندو ببخهشیم،زندگی کنیم و زندگی و هدیه بدیم.
    خیلی از دوستان گلم وقتی پیام میگذارن ،میگن ما از همه بدتریم و مشکل ما فاجعه بار تره،این سپر اشیل ذهن هر ادمیه،که زمان سقوط به مرور سرعت سقوط و فروپاشی بیشتری پیدا میکنه.
    واقعیت تجربی برای من تقریبا تا قبل از پذیرش گناه ها و اشتباهاتم بیشتر شبیه درگیری با گذشته و ترس از اینده بود. و متاسفانه فارغ از زمان حال که هم گذشته ساز زمان حاله و هم سازنده فردا،تا اینکه رفته رفته سعی به پذیرش خطاهای فردی خودم کردم و بجای نگرانی یا اخم و افسردگی،تنها با لبخند و بیان پشیمونی ازینکه واقعا امکان بهتر بودنش بود،راه خودمو پیش بردم.
    به مرور درک کردم این مسیر فوق العاده بهتر و انرژی خالص تری داره،تا اینکه با داداش رضای گل و مهربون اشنا شدم.خیلی از تکه های پازل رفتاریمو با کمک داداش را و دوستان اصلاح کردم و امروز شدم اونی که بهتر بود باشه

    به امید اینده ای زیباتر و لبخندهای پر از محبت

    یاحق

    پاسخ
  3. Rast
    Rast گفته:

    سلام داداش
    خیلی وقت بود به سایتتون سر نزده بودم
    یادمه ۴-۵سال پیش دنبالتون کردم و
    هر روز مطالب رو میخوندم
    الان دانشگاه هستم و درگیری هاخاصش…
    داداش من با کمک سایت شما تر کردم گناهمو… ولی یه مسئله پیش اومد که دوباره….
    برام دعا کن
    برای بار چندم دارم کتاب رازتون رو میخونم
    بی نظیر حرفات…. بخدا…
    طراحی سایتت عالی هست… میتونم ازتون طراحی سایت یاد بگیرم
    به عنوان یک مربی
    هزینه هم رو اگه بگین متقبل میشم…
    داداش دعا کن
    ربنا لا تزع قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب

    پاسخ
  4. مهدیه
    مهدیه گفته:

    سلام داداش
    درسته میگی ازدواج کنین. و این خیلیم خوبه.
    ازدواج تو سن مناسبش عالیه . ولی برای هر کسی پیش نمیاد.من ۲۱ سالمه.
    داداش من قبلنا ی گناه بزرگ کردم رابطه داشتم با ی اقایی. این گناهمم از روی سادگیم بود. این گناهم برا زمانیه ک من تازه وارد دانشگاه شدم. من وقتی که متوجه گناهم شدم توبه کردم و ی جورایی سعی کردم خودمو دوباره از نو بسازم خداروشکر تونستم نسبت به قبل خیلی بهتر باشم.ولی داداش ی حسی بهم میگه تو گناه کردی و ب خاطر همینه ک قرار نیس ب این زودیا ازدواج کنی . شاید من دارم تاوان گناهای گذشتمو میدم . میترسم ک حتی تا اخر عمرمم نتونم ازدواج کنم…ولی داداش ازدواج حس خوبیه…حس خوبیه ک ی نفر باشه ک براش مهم باشی و بتونی تو زندگی بهش تکیه کنی…و خیلیم خوبه ک تو سن کم اتفاق بیوفته…
    داداش این چند روزه ک تو درباره ازدواج داری میگی بد جور منو هوایی کردی ولی خب شرایطش نیس و فک نکنم ب این زودیا فراهم شه. داداش واسه هممون دعا کن ….

    پاسخ
    • ستایش
      ستایش گفته:

      سلام شرایط شما دقیقا شبیه منه با این تقاوت که من ۲۵ سالمه و گناهم خیلی بزرگ بوده اما متفاوت با گناه شما این روزا سعی می کنم کانال داداش رضا رو نخونم چون بیشتر اعصابم خورد میشه و ناشکری و نگرانیم بیشتر الان نزدیک ۷ماهه دارم دعا می کنم فکر ازدواج از سرم بیفنه یکم بهتر شده اما کاملا از سرم بیرون نرفته
      دوست ندارم به واسطه ناشکری از خدا دور بشم
      دعام کنید

    • هدی
      هدی گفته:

      سلام
      پیرو صحبت شما منم همین حس هارو دارم…
      حس میکنم این ازدواج اشتباهم نتیجه احساساتی بودنم هست.،نتیجه گناهام…
      بنظر من اگه یکسال از خودسازی ات واسه ترک خ.ا گذشته باشه نتیجه مطلوب تری میده بدنت سالم تر ه،احساساتت بهتر میشه…
      با ازدواج ت سن پایین مخالفم من دختر ۱۲،۱۳میشناسم ازدواج کردن..
      از اون ور بقیه دختر های همسنش هایی شدن… ممکن بلوغ زود رس ببار بیاره مخصوصا ایکنه همه همسنن تو مدرسه…
      ۲۰به بالا بهتره…
      ناامید نباش خدا همه مون رودوس داره داره به یه نحوی امتحانمون میکنه دیر ازدواج کردن خیلییییی
      بهتره از یه ازدواج ناموفقه….
      نگران نباش با تمام توان انرژی ات رو
      بذار رو خودسازی سعی کن بوی گل بگیری بقیه اش دیگه خدا خوش درست میکنه…

      شب جمعه س وقت خوبیه واسه توبه
      دلم گریه میخاد اما گناهام مانع صفای قلبم شده.😢 امشب واسه پیداشدن حال خوب.همه بچه ها دعا کنین…
      شاید یکی خیلی پاک بود خدا بحرمت اون مستجاب کنه تا پردهای چشم ودل کنار برن…
      تا انرژی بگییم واسه تغییر…
      التماس دعا….

  5. Fereshtee
    Fereshtee گفته:

    هبوط و کیمیا جان ممنون که نظرتون رو راجع بهم گفتین ولی هیچکس نمیتونه موقعیت کسی دیگه رو درک کنه،وقتی پای یه بچه وسط باشه و همسرت تهدیدت کنه مجبوری هرچی میگه قبول کنی.هرچند خیلی وقتا زیر بار نمیرم.زندگیم داره با تحمل میگذره،فقط ازتون میخوام برام دعا کنید.

    پاسخ
  6. zahra
    zahra گفته:

    سلام رفقای گلم…خواهش میکنم کمکم کنید…من دو ماهه تو مسیر پاکی هستم وخیلی رابطم با خدا خوب شده وتقریبا دور همه ی کارای بدمو به خاطر خداجونم کشیدم…ولی امروز پسرعموم که ۱۵سال ازمن بزرگتر ه وزن وبچه داره اومد خونمون…موقع سلام کردن به عموم یهو اونم جلو اومد ودستشو اورد سمتم …باورکنید اون لحظه نفهیمدم که چی شدم منم دست دادم…از یه ثانیه بعد اون ماجرا درونم داره اتیش میگیره..وخیلی عذاب وجدان دارم…حالم خیلی بده…اخه من همیشه میگفتم تو همچین لحظه هایی باید دس ندم ولی نمی دونم چی شد که دس دادم …الان مشکلم اینه که روم نمیشه از خدام معذرت بخوام…وخیلی عذاب وجدان کل وجودمو گرفته…خواهش میکنم کمکم کنید چه جوری از این حال بد رها شم…

    پاسخ
    • محمد
      محمد گفته:

      به نام خدا.
      سلام خواهرم، منم از این عذاب وجدان ها داشتم، بدم داشتم. جوری که تو مهمونی ها همش میرفتم یگوشه نماز می‌خوندم استغفار میکردم. مهمون ها هم همش عجیب غریب نگاهم میکردن که این چیکار میکنه؟
      گاهی انسان حواسش نیست. این فرق داره با عمد، درسته که خدا عمد رو هم اگر توبه واقعی باشه میبخشه ولی بازگشت تو حالت اولی خیلی راحته.
      این که روتون نشه استغفار کنید، حرف شیطان رجیمه.
      خودش رانده شد میخواد شما رو هم برونه

      اول از همه باید معنی توبه و استغفار بدونیم یعنی چی، می‌دونم که میدونید ولی من خودم همیشه اینو به خودم یاد آوری میکنم، سر سجده های نمازم، مخصوصا رکعت اخر

      استغفار یعنی طلب بخشش کردن از خدا، از خدای رحمان و رحیم که صفاتش مطلق است، بزرگ و ارحم و الراحمین است، تواب است و همه به ما نزدیک تر.
      برای استغفار باید اول پشیمان باشی، که خدا رو شکر هستی. چون شیطون گاهی وقتا سعی میکنه انسانو به گناه جرئت بده. پس همیشه حواست باشه که خدا می‌بیننت.
      توبه یعنی بازگشت. یعنی ای خدای مهربانم، من کار اشتباهی از نادانی کردم، حواسم نبود ولی عشق به تو منو برگردانده در خونه خودت. منو به بزرگی خودتون ببخش. توبه میکنم تا دیگه تکرار نکنم. استغفرالله ربی و اتوب الیه. و می‌دونم که خدایی جز تو نیست الله. منو به بزرگی خودت ببخش که جز تو کسی رو ندارم.

      و ببین خدای مهربون چه جوابی میده!
      حتی برای افرادی که غرق گناهن میگه میبخشم! چه برسه اشتباه که خدا گفته اشتباهات نادانی رو میبخشه!

      متاسفانه نمیتونم آیه رو درست کپی کنم ولی دستی می‌نویسم امیدوارم قرآن و بخونید اعراب درست بزارید.

      سوره مبارکه زمر آیه ۵۳

      قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله
      ان الله یغفر الذنوب جمیعا
      انه هو الغفور الرحیم
      ترجمه: بگو ای بندگان من که بر خوداسراف و ستم کرده اید، از رحمت خدا ناامید نشوید، که خدا همه ی گناهان را می آمرزد زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.

      پس خواهرم، یا هر کس دیگه ای که اینو میخونی،هیچ وقت از رحمت پروردگار ت تا امید نشو، خدا میبخشه، فقط همیشه حواست باشه که خدا داره می‌بیننت.

      یه دعای خیلی قشنگه، خودم سعی میکنم تو قنوت یا سجده بگم،
      یه آیه هست سوره ابراهیم آیه ۴۱

      ربنا اغفر لی و لوالدی و للمومنین یوم یقوم الحساب
      پروردگارا، من و پدر و مادرم و همه مومنان را در آن روز که حساب بر پا میشود بیامرز
      انشالله همچون عاقبت بخیر شیم.

      و آخرین چیز بدونید این خیلی خوبه که اعصاب وجدان گرفتید، بدونید خدا رو شکر دلتون پاکه، خیلی هم پاک. پس اصلا ناراحت نباشید و فقط توبه و ترک کنید.
      یا الله

  7. هدی
    هدی گفته:

    سلام
    داداشی گفتی هیچ اتفاقی اتفاقی نیس…

    قبلن دوستام راجع رجبعلی خیاط وکتا ب کیمیای محبت صحبت کرده بودن منم خیلیییی دلم خواست
    کتاب رو بخونم بدوستامم سفارش کردم پیدا کردین واسم بیارین..
    اما الان بعد این همه مدت یه کتاب کم حجم از ایشون توسط دختر عموم بدستم رسید.☺
    نصفش رو خوندم عالیه..
    اما اتفاق اوایل هم دوس داشتم ابراهیم هادی رو بخونم پیداش نکردم همین دختر عموم از دوستش واسم امانت گرفت ومن خوندم..ـ مدتی بعد تو نستم
    یه جایی همین کتاب رو بخرم
    الانم باز توسط دختر عموم بود…
    اما یه جمله از کتاب منو دودل کرد
    داداشی یه سوال خیلییییییی مهم تاحلا شما شده نفستون با آیه وحدیث معتبر دودلتون کنه؟؟؟؟؟
    گیچ بشین شک کنین نکه اشتباه باشه،؟تو این مواقع چیکار میکنی حدیث معتبر هست ما هم انسانیم وجایز الممکن…
    من خیلیی اینجور مواقع واسم پیش میاد
    لطفا راهنمایی ام کن داداش…
    یاعلی…

    پاسخ
  8. حال خوب
    حال خوب گفته:

    سلام… خوبین؟ من تازه وارد سایت شدم ولی عضو کانال هستم… چون نمیتونستم چه جوری از طریق کانال ارتباط بگیرم گفتم اینجا بگم… واقعیتش امروز اومدم تو لایو ولی دستم خورد خارج شدم دیگه نشد بیام ذخیره هم ک کردین دیر اومدم ک خودم دانلود کنم… میشه دوباره بذارین؟ آخه من هنوز اول راهم خیلی ارادم ضعیفه حرفاتون بهم کمک میکنه… ممنون

    پاسخ
    • کیمیا ب
      کیمیا ب گفته:

      سلام،بیشتر لایوا تو محصولات هست،و پستای سایتم گاهی حاوی لایو هستن،اما خب اکثرا اگ مطالب کانال و سایتو دنبال کنین بعد ی مدت راه میفتین،موفق باشید

  9. mansoure
    mansoure گفته:

    سلام داداش. روزتون بخیر
    میخواستم ناشناس بهتون پیام بدم هر کار کردم نشد. نمیدونم مشکل کجاست.
    ببخشید بی موضوع به پستتون میگم.
    خیلی خوشحال شدم بخاطر اقدام به ازدواجتون. به اندازه ی خواهر واستون ذوق کردم و واسونک خوندم😊
    دیشبم که گفتین مشکل رصایت پدرشون هست امیدوارم حل بشه و خواست شما و خدا هماهنگ باشه و به عشقتون برسین🙏
    چند روزه مدام میگید ازدواج کنید . ابنقد میگم که همتون ازدواج کنید ولی این قانون بیشتر شامل پسراس نه دخترا
    از جمله افرادی که تلاش نمیکنن واسه هدفشون نیستم ولی واقعیت اینه که :‌ تا که از جانب معشوقه نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد.
    تا خدا نخواد ازدواج صورت نمیگیره. چون کلا امتحان ی عده ای این بخش از زندگی یعنی ازدواجه.
    و واقعا خیلی وقتا دست خودت نیست😔
    دردم نهفته به زطبیبان مدعی/ ‌‌ باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
    ممنون که هستین 😍
    براتون آرزوی خوشبختی دارم 🌹

    پاسخ
    • داداش رضا
      داداش رضا گفته:

      سلام.اگه پسرا ازدواج کنن هیچ دختری مجرد نمیمونه…متاسفانه پسرا جدیدا تمایلی به ازدواج ندارن…دلیلشم همه میدونن..در کل ترس و استرس پسرا برای ازدواج کردن زیاد شده.حاضرن تو گناه برن اما سمت ازدواج نرن….این خطرناکه.سعی میکنم اول خودم و بعد بقیه رو تشویق به ازدواج کنم.

  10. مسافر
    مسافر گفته:

    نمیدونم چرا وقتی داستان ها و خاطرات شهید ابراهیم هادی رو از رو کتاب زندگینامه اش میخونم
    بدجوری رنگ و بوی خدایی میده خلی با بقیه کتابا فرق داره عالیه

    پاسخ
    • مونا94
      مونا94 گفته:

      سلام ،حق با شماست ، این کتاب این آقا ابراهیم یه جور دیگه هست ،رنگ خدا؟آره واقعا رنگ خدا داره

    • خدایم کافیست
      خدایم کافیست گفته:

      نه …نگاه نکن. خب؟ برام مهمی که میگم نه!
      وگرنه به من چه ربطی داشت…
      دوست خوبم نه میخوام نصیحتت کنم نه چیزی..
      این دفعه رو بیا به قلبت گوش کن.
      صدای خدا رو میشنوی… دیگه با خودته

    • مونا94
      مونا94 گفته:

      سلام،با گریه مینویسم ؛نه نگاه نکن ،لعنت به این فقط یه بار ها،که زندگی منو نابود کرد
      بگو نه هرگز نگاه نمیکنم حتی یکبار
      به زهرا«س»قسم از ته دل گفتم چون میگن آنچه از دل برآید بر دل نشیند

    • Masomeh27
      Masomeh27 گفته:

      سلام نه حتی یه بار خواهش میکنم ازت نگاه نکن حیف جوونیت نکرده بخدا قسم هیچ لذتی توش نیست بجاش بروقران گوش کن تا ازسرت بپره

    • Fardad
      Fardad گفته:

      سلام، این حرفی که میزنم ممکنه کمی تند باشه، ولی خودم هر وقت شیطون می‌ره رو مهم سعی میکنم با این جلوشو بگیرم.

      هر وقت مطمئن، مطمئن مطمئن مطمئن شدی که تا یک ثانیه دیگه زنده ای، نمیکنم یک ساعت یا یک دیقه، اصلا یه لحظه دیگه زنده ای، بعدش گناه کن. هر وقت دیدی میتونی از ملک خدا نعوذ بالله بگذری بعد گناه کن، هر وقت تونستی بدون نعمات خدا زندگی کنی بعد گناه کن.
      این ها ۳ تا از ۵ حرفی هست که حضرت ابراهیم ع به فردی که میخواست گناه کنه زده بود.
      انشالله همچون عاقبت بخیر شیم.
      من نمی‌دونم الان اینو میبینی، من زنده ام ببینم که دیدی، زنده ام وقتی این ارسال میشه یا نه.
      خدا نگهدار
      التماس دعا از رب العالمین

  11. rezamk88
    rezamk88 گفته:

    سلام
    دوباره یچیز جالب دیدم
    گفتم بیام به شمام بگم انرژی بگیرید!

    شما چرا تو این سایت هستید؟؟!!
    انسان تو فطرت خودش
    یچیزی داره که
    میل داره به حق
    یعنی خدا رو دوست داره…

    چند روز پیش ی کلیپ دیدم
    قرآن رو برای ادمایی که تا حالا قران نشنیده بودن پخش میکردن…

    ی دختر با شنیدن قران گریه میکرد!!
    ازش پرسیدن چرا؟؟
    گفت ی ارامش خاصی حس کرده
    بعد که بهش توضیح دادن این صدا چی بوده
    گفت من اصلا بخدا و دین اعتقاد ندارم!!
    ولی این صدا رو دوست دارم…

    این همون میل به خداست دیگه…

    خدا هم برا ما ی جایزه گذاشته!
    جایزش چیه!؟

    خدا ی راه جلوی پای ادمایی میذاره
    که دنبال رضایت خدا باشن
    که اون راه ۳ تا صفت داره
    چی؟؟!

    ۱ سلامتی داره
    ۲ نور داره
    ۳ راه مستقیم هست

    اینها دقیقا چیزایی هستن که ما گم کردیم!!
    و داریم تلاش میکنیم بدست بیاریم…
    یادتونه گفتم خدا ی میانبر داره…
    اینم اون میانبر…!

    🌷بسم الله الرحمن الرحیم
    🌷یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَیُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ (١۶)مائده

    حالا مگه دلمون میاد رضایت این خدای مهربون رو از دست بدیم؟!
    😊✋

    پاسخ
  12. rezamk88
    rezamk88 گفته:

    دیدین بعضی وقتا!
    پدرو مادر ها
    اجازه میدن بچه هاشون
    ی کار اشتباه رو انجام بدن
    تا خودشون تجربه کنن
    یاد بگیرن…

    شاید فکر کنید اونا یادگرفتن
    دیگه اون کار رو انجام ندن!!

    اما دقیق تر نگا کنیم…!

    اونا یادمیگیرن که همیشه
    حرف پدر ومادر رو گوش کنن!

    به نظرم خدا هم همینکار رو میکنه!!

    اجازه میده ازش دور شیم…
    بریم تو دل تاریکی…
    بریم لبه ی پرتگاه…

    وقتی خودمون دیدیم برمیگردیم:)

    راز موفقیت داداش رضا همینه
    ما هم هرکدوم میتونیم ی داداش رضا باشیم

    تازه !!!
    یکی از صفات خدامون
    جبران کننده هست…
    میدونی یعنی چی!؟
    یعنی اگه برگردیم دیگه لازم نیست از اول راه شروع کنیم!
    خدا ی میانبر اختصاصی جلومون میذاره
    خیلی سریع رشد میکنیم:))
    نمونش رو هم که داریم می‌بینیم

    پس چرا وایسادیم.!!
    حیف نیست!؟

    پاسخ
  13. منم رضام
    منم رضام گفته:

    دیدین بعضی وقتا!
    پدرو مادر ها
    اجازه میدن بچه هاشون
    ی کار اشتباه رو انجام بدن
    تا خودشون تجربه کنن
    یاد بگیرن…

    شاید فکر کنید اونا یادگرفتن
    دیگه اون کار رو انجام ندن!!

    اما دقیق تر نگا کنیم…!

    اونا یادمیگیرن که همیشه
    حرف پدر ومادر رو گوش کنن!

    به نظرم خدا هم همینکار رو میکنه!!

    اجازه میده ازش دور شیم…
    بریم تو دل تاریکی…
    بریم لبه ی پرتگاه…

    وقتی خودمون دیدیم برمیگردیم:)

    راز موفقیت داداش رضا همینه
    ما هم هرکدوم میتونیم ی داداش رضا باشیم

    تازه !!!
    یکی از صفات خدامون
    جبران کننده هست…
    میدونی یعنی چی!؟
    یعنی اگه برگردیم دیگه لازم نیست از اول راه شروع کنیم!
    خدا ی میانبر اختصاصی جلومون میذاره
    خیلی سریع رشد میکنیم:))
    نمونش رو هم که داریم می‌بینیم

    پس چرا وایسادیم.!!
    حیف نیست!؟

    پاسخ
  14. مهدی از مشهد
    مهدی از مشهد گفته:

    سلام دوستان-گناهان یعنی درد و رنج و بلا و بیماری و تب و حرارت و مصیبت و گرفتاری و خشم و غم و ناراحتی و ترس و سختی-در سوره شمس در چند تا آیه خدا راهنمایی مون کرده یعنی پس از قراردادن روحش در ما حق و باطل را به ما الهام کرده و کسانی که حق را انتخاب کنن و روحشون رو بزرگ کنن سعادتمند و رستگار و موفق و پیروزند-ان شاء الله همه مون سعادتمندیم و در مبارزه با نفس بدمون برد با ماست…

    پاسخ
  15. S.y
    S.y گفته:

    سلام.الان ساعت ۲۳:۱۲ هست.حرفاتونو خوندم داداش رضا چشام خیس اشک شده.
    ارزوی من اینه که ک از این ب بعد زندگیم عشق ب خدارو تو قلبم حس کنم شدیدا حسش کنم کاش بتونم خوب بشم عاقبت بخیر بشم… التماس دعا

    پاسخ
  16. زهرا
    زهرا گفته:

    سلام داداش وقت بخیر ، درمورد قضیه ازداوجت بهت تبریک میگم ، خوشحالم از اینکه با تغییر وتحول و خودسازی پروانه به سمتت اومد.
    امیدوارم واسه همه بچه های کانال بزودی این اتفاق قشنگ بیفته انشالله و همگی عاقبت بخیر بشیم

    پاسخ
  17. Fereshtee
    Fereshtee گفته:

    سلام،من به خانم متاهل هستم تو سن کم ازدواج کردم.دختر پاکی بودم ولی قبل ازدواجم به چندتا گناه آلوده شدم و ازدواجم با یه آدم فاسق و گمراه بود یعنی اصلا به ایمان طرف دقت نکرده بودم ،الان احساس میکنم خدا با این همسر منو داره امتحان میکنه چون همسرم منو وادار به گناه میکنه خیلی وقتا به ناچار مجبور به گناه میشم ،خودم از این وضع خیلی ناراحتم،و همیشه به آدم های مذهبی غبطه میخورم که زندگی شون عین رضایت خداست.روزی هزار مرتبه حسرت میخورم که کاش توی انتخاب همسر بیشتر دقت میکردم هر چند میگن قسمت آدما از اول نوشته شده.قصدم از گذاشتن دیدگاه این بود که به دختر و پسرای مجرد بگم توی انتخاب همسر خیلی دقت کنید چون همسر خوب میتونه آدم و بهشتی کنه و همسر بد و فاسد آدم و تا قعر جهنم پیش ببره

    پاسخ
    • هبوط
      هبوط گفته:

      سلام قرارنیست هرمشکلی توی زندگی پیش اومدبگیم اره این حتما وسیله امتحانمه شما اشتباه کردیدوباز دارید خطا میریدومیگید خدا داره امتحانم میکنه ولی این غلطه.مثلا من واسه کنکورنخ.نم قبول نشم بگم اره الان دارم امتحان میشم.بنظرم یه کم بیشتر هوای خودتو داشته باش

    • کیمیا ب
      کیمیا ب گفته:

      ینی چی وادارتون میکنه ب گناه!!!شما ی آدم بالغی و حق انتخاب داری،با توکل ب خدا گناه نکن،مثل آسیه باش ک همسر فرعون بود و جزو چهار تا زن برتر بهشته😊

  18. ..
    .. گفته:

    شلام بچه ها خوبین؟
    من خیلی لغزش دارم خواستم بگم میشه با این که لغزش دارم عزت نفس داشنه باشم؟ آخه من احساس میکنم اول باید لغزش هام از بین بره و بعد کار کنم رو عزت نفسم آیا درسته؟ ممنون میشم جواب بدین

    پاسخ
    • zahra
      zahra گفته:

      سلام رفیق …
      میدونی این جمله ای که گفتی مثل چی میمونه؟؟…مثل اینه که بگی من میخوام اول کنکور بدم …بعدش میشینم خوب درس میخونم!!!…خب بعدش اصلا به چه کارت میاد …توباید از همین الان شروع کنی رو عزت نفست کارکنی…کتاب بخون…سخنرانی گوش بده…خودتو تحلیل کن….درواقع لغزش هاتو تحلیل کن ….خیلی شبیه مسیر کنکوره …قاطی کردم:)….مثلا من کنکور دارم…هر دوهفته یه بار ازمون داریم…خب هربار باید بعد ازمون بشینم سوالامو تحلیل کنم که این بار اشتباهام چیا بوده …می نویسمشون ….بعد دوهفته رو این اشتباها کار میکنم…تا دوهفته بعد دوباره همون اشتباهارو نکنم….ولی خب ممکنه دوهفته بعدشم یه عالمه دیگه اشتباه کنم….ولی اصلا ناراحت نمیشم…شاید بقیه بگن تو چرا درجا میزنی یا مثل لاکپشت درس میخونی یا چرا کم کم رشد میکنی….ولی من خودم خیالم راحته که تموم نقاط ضعفای قبلم رو پوشش دادم….وبلاخره نتیجه ی تلاشامو با توکل به خدا جونم سر جلسه کنکور میگیرم …نه همین الان …اوکی ….خلاصه حسابی وقت بزاری روش…وسعی کنی به قول داداش حفره هاتو پیدا کنی…

    • هبوط
      هبوط گفته:

      مثال زهرا جون قشنگ بود.ببین عزت نفس پایه واساس شخصیته تو اگه عزت نفس نداشته باشی خودتو دوست نداری و خودتو بی ارزش ولایق گناه میدونی تو هم باید عزت نفستو درست کنی هم گناه رو کناربزاری وقتی عزتت نفست درست شد درمقابل گناه هم واکسینه وقوی میشی

  19. Mo
    Mo گفته:

    سلام ،داداش رضا من یه سوالی دررابطه باازدواج داشتم،من ۲۲ساله هستم وخواستگاری دارم که توتحقیقات مشخص شده که اخلاقشون عالیه کار خیلی خوبی دارن وکلاهمه شرایطشون عالیه تنهامشکلی که دارم اینه که ایشون۳۵ سالشون هست ،به نظرشمااین اختلاف سن مشکل ایجادمیکنه؟خواستگارای زیادی دارم ولی خب هرکدوم از ی نظر مشکل دارن وصددرصدنیستن،نمیدونم واقعا ازدواج وانتخاب خیلی کارمشکلیه ممنون میشم دراین رابطه منوراهنمایی کنید.

    پاسخ
    • داداش رضا
      داداش رضا گفته:

      سلام.تفاوت سنی خیلی زیاده… توصیه نمیکنم.به مشکل بر میخورید تو مسائلی که درک لازمه.

    • Mo
      Mo گفته:

      سلاام،خیلی ممنونم ازپاسخ خوبتون وخیلی خیلی ممنونم که توکانال هم بیشترتوضیح دادید،فقط یک نکته ای که هست خواستگارم کلا قصدشون این نبوده که حتما بایه دخترکم سن ازدواج کنن معیارشون ایمان ومذهبی بودن بوده و من به ایشون معرفی شدم یعنی کلا هدفشون دختر کم سن نبوده،ی نکته دیگه اینکه من۲۳ سالم هست به اشتباه گفتم۲۲☺یعنی میشه۱۲سال اختلاف سن خودمم فک میکنم خیلی زیاده وتو ویس گفتیدکه تفاوت نسل،تفاوت درک ایجادمیکنه واقعاموافقم، ولی شرایط خوبشون واخلاق وایمانشون وسوسه ام میکنه،ونکته آخراینکه ایشون از۱۵سالگی رفتن سرکار وکارشون جوریه که ۲ سال دیگه بازنشست میشن😦ولی خب اکثرخواستگارام به دلم نمیشینن ولی ایشون خوبن،ونکته آخر😅😅🤣واقعا دیگه آخریشه برا شما پسراخیلی راحته ازدواج ،چون کسی روبامعیارهاتون انتخاب میکنید😐ولی مادختراباید بین چندین نفربدوبدتر😆😆😆بدروانتخاب کنیم😐 خیلی ممنونم.

    • محمد
      محمد گفته:

      اگه آدم اکی هستش به نظر من اختلاف سنیش زیاد نیست من خواهر زاده ام تفاوت سنی اش همین قدر بود و الان زندگی خیلی خوبی داره

  20. ستایش
    ستایش گفته:

    سلام دوستان لطفا کمکم کنید حس می کنم انگیزه ای برای پیشرفت تو معنویات ندارم اصلا انگار اعتقادم به آخرت کمتر شده گاهی واقعا با هجوم افکار منفی رو به رو میشم و خیلی ناشکری می کنم در صورتی که خودم می دونم خیلی ها وصعشون از من سخت تره بعد تازه خودمو سرزنش می کنم که تو حق ناشکری نداری کلا اعصابم به هم می ریزه و آرزوی مرگ و … نمی دونم چمه همه ش چون و چرا می کنم تو کار خدا و انگار حوصله نماز ندارم اصلا دلم نمی خواد سخنرانی گوش بدم می ترسم همینجوری ادامه پیدا کنه واسه همین هی میگم برای چی تو این دنیا بمونیم و هرروز سقوط کنیم؟حس می کنم هز روز داره ایمانم ضعیف تر میشه دارم دنیا طلب میشم همه ش خوشی میخوام چه کنم دوباره انگیزه بگیرم واسه خوب شدن؟فکر می کنم فقط منم که بدم…
    التماس دعا

    پاسخ
    • هبوط
      هبوط گفته:

      سلام عزیزم یکی از راههایی که میتونی تشخیص بدی راهت درسته اینه که شیطان تواون مسیر ناامیدت میکنه.
      پس راهت رو درست رفتی شیطان دیده راهت درسته داره ناامیدت میکنه.تو به این احساس های منفی اهمیت نده ودوم سعی کن واجبات رو انجام بدی ودور نشی خیلی بقکرلذت تو معنویات نباش تا بعدن.خیییییلی باخدا حرف بزن

  21. هدی
    هدی گفته:

    سلام

    امروزم با موفقیت شروع کردم به ادامه کم کردن
    فضای مجازی😄

    نه هبوط جان بخاطر چیز دیگس ناراحتیم😞

    خیلیییییییییییی حالم بده….
    بهش کهرفکر میکنم میخوام دیونه بشم…
    دعام کنین
    یاعلی…

    پاسخ
  22. هدی
    هدی گفته:

    سلام

    کم کردن فضای مجازی:روز دوم💪💪

    بچه ها دلتون پاکه دعا کنین مشکلم حل بشه….

    گیر کردم تو دوراهی ….
    نمیدونم چی خوبه چی بد…
    دارم با گریه مینویسم واسم دعا کنین..
    یاعلی…

    پاسخ
    • 78 zahra
      78 zahra گفته:

      سلام هدی جون…
      میفهمم چی میگی…
      یه کم با خودت خلوت کن…
      سعی کن درونتو بیاری رو کاغذ…شروع کن به نوشتن واز حالت بنویس …
      من تا حد زیادی اینجوری خوب میشم…
      انشاالله حال همه مون بهتر شه…

    • هبوط
      هبوط گفته:

      سلام.منم تو ترک وابستگی به مجازی ام.منم حال تو داشتم هدی جان.مخصوصا وقتی فک میکنی که الان که نیستی چه اتفاقاتی داره میفته.هیچ اتفاقی درنبودتو نیفتاده خیالت راحت تو۱۰روزدیگه هم بری سمت کانال وسایت موردنظرمیبینی نه همونه.گریه هاتم میفهمم من بهت قول میدم اگه بخاطرخودت وخدای خودت داری این کارو میکنی چندروزبعدیه سرگرمی سرراهت قرارمیگیره واینوفراموش میکنی.پس فعلا تحمل کن منم کنارتم عزیزم اصلا تنها نیستی

  23. zahra
    zahra گفته:

    امروز تا الان ۸۸۷۴۲نفرو بردن سردخونه …از نوزاد یه ساعته گرفته تا پیر ۱۲۰ساله …دستتو بزار روقلبت داره هنوز میتپه…هنوز فرصت داری…نوبت مام میرسه…اگه هنوز اینجایی …به خاطر اینه که رسالتتو هنوز تموم نکردی …یا شایدم هنوز شروع نکردی…اینقد نگو فردا…همین الان بلند شو واسه خودت یه کاری کن…انگیزشیه ترسناک:)))

    پاسخ
  24. Amir82
    Amir82 گفته:

    سلام. نزدیک به پنج ماه از پاکیم میگذره اما یه چیزی که مدت زیادیه اذیتم می کنه بی انگیزه بودن و هدف نداشتنه . من زمانی که دیگه از دست اون گناهام خسته شده بودم خیلی انگیزه و اراده داشتم و هدفم این بود که ترکشون کنم . من اون حس و حال اون موقع رو خیلی دوست دارم چون خیلی انگیزه و امید داشتم . اما الان نمیدونم چم شده . نتونستم رسالتمو پیدا کنم و مدرسه هم اصلا وقت آزاد برام نداشته . همش به این فکر میکنم که واقعا این درس خواندن برام سودی خواهد داشت؟؟ اصلا اگه درس هم نمونم پس می‌خوام چیکار کنم؟اونم با بابایی که من دارم اگه بفهمه نمی‌خوام درس بخونم منو دار میزنه. امکان خرید کتاب های داداش رضا رو هم ندارم ولی به نظرم درد من یه چیز دیگست که نمیدونم چیه . تنبل شدم ولی وقتی فکر میکنم میبینم این بی هدفی و بی انگیزه بودنه نه تنبلی. اصلا خودمو گم کردم نمیدونم چجوری باید پیشرفت کنم. انگار تو اون مسیری که بودم یهو توقف کردم و شهوتی که ازش دور شده بودم از پشت سرم اروم اروم داره دوباره نزدیکم میشه. حس میکنم خدا هم اون ارتباط قبلیو باهام نداره . هعییی چی بگم . خلاصه که حالم خوب نیست من یه زندگی می‌خوام که توش کلی هدف داشته باشم و انگیزه ولی … نمیدونم مشکلم کجاست؟؟😔

    پاسخ
    • هبوط
      هبوط گفته:

      خودت خوب داری میگی دیگه میگی هدف نداری.گفتی اون موقع هدفم این بوده که گناهاموترک کنم وانگیزه ام این بوده.بقول حاج آقا پناهیان مبارزه با هوای نفس یک هدف کوتاه مدت نیست بلکه یک فراین همیشگیه پس تو فک نکن که اره حالا که شهوتم سرکوب شد دیگه کارم تموم شده نه اصلا تو اشکالات دیگه هم داری باید بگردی.اما درموردرسالت وهدفت منم خودم خیلی دغدغه پیدا کردمشو داشتم اما یه چیزی خییییلی کمکم کرد اینکه حرکت کردم یعنی هرکاری که علاقه. اشتم رو انجام دادم ولی نهایتا به یکیش رسیدم وفهمیدم علاقه شرط کافی نیست وعلاقه شرط اصلی واستعدادشرط کافیه.داداش درس خوندن بد نیست اگر راهی باشه برای رسیدن به رسالت و هدفت نه ابزاری برای راضی کردن پدرونشون دادن خودت.پس چی شد؟۱مبارزه باهوای نفستو کاری همیشگی بدون۲برای پیدا کردن رسالت وهدفت حرکت کن وهمه راههایی که فک میکنی علاقه داری برو من قول میدم پیداش میکنی.

    • Mohammaddd
      Mohammaddd گفته:

      سلام داداشم
      به نظر من مشکلت اینه که اول از همه باید زاویه دیدت را عوض کنی میدونی چیه من الان سال دومم دارم برا کنکور میخونم سال اول انگیزه امید نداشتم اما الان انگیزه دارم زاویه دیدم نسبت به آینده عوض شده این خیلی مهمه
      این که میگی شیطون داره کم کم میاد سمتت به خاطر همین بی انگیزه بودن وهدف نداشتنه داداش رضا هم میگه باید برای ثانیه های زندگیت وقت بزاری و برنامه داشته باشی به خصوص تو جوونیت
      داداشم اگه میبینی واقعا به درس علاقه نداری از همین الان برو دنبال علاقت و در کنارش درس هم بخون باید علاقه را در خودت بسازی مثلا میری برنامه نویسی میبینی خوشت میاد یا از موبایل میری تو مغازه تعمیر. موبایل ۴روز که کار کردی کم کم برای خودت کسی میشی کار بلد میشی از همین الان باید به فکر این چیزها باشی
      زاویه دیدت را به زندگی عوض کن دنیات عوض میشه🌹

  25. هدی
    هدی گفته:

    سلام.

    یه تشکر ویژه کنم از ایشون(هبوط) واقعا راه کاری دادی خوب بود😄

    اول کلی تو ذهنم باهاش ور رفتم تا بالاخره امروز
    تصمیم گرفتم یه کوچولو عملیش کنم😅

    امروز خیلییی کم گوشی دستم بود
    بخودم قول دادام شب قبل خواب یه سری به بچه ها
    بزنم ببینم نتیجه هارو..ـ

    امروز هی وسوسه میشدم برم بخودم گفتم نه
    از تکنیک داداش رضا که تو کتاب کنترل راز شهوت
    گفته بود (وقت گرفتن از ذهن ،خر کردن ذهن)
    استفاده کردم.ـ
    میخواستم برم بخودم گفتم نه الان کار دارم
    حلا بعد صبحونه بعدش گفتم نه باید ظرف هارو بشوری
    بعدش باید غذا آماده کنی…
    حلا باید غذا واسه آبجی …
    و….

    تا الان نرفتم (فقط یه جایی یه پیشنهاد دادم که درمورد شهدا بود )به عنوان جایزه واسه خودم چیپس خونگی درستیدم😋
    تا شب خودمو سرگرم کنم … اگه ۲۱روز ادامه بدم
    از سرم میوفته🙆
    الان احساس بهتری دارم، احساس میکنم ذهنم آروم تر شده…
    یاعلی…

    پاسخ
    • هبوط
      هبوط گفته:

      سلام هدیِ عزیزم خوشحالم حالت بهتر شده.ما اینجا همه باهم دوستیم وخوبه کنارهمیم.دوست دارم🌹🌹🌹

  26. Tasnim banoo
    Tasnim banoo گفته:

    سلام
    یه سوال وقتی میخوای دور هرچی دوستی و ارتباط با جنس مخالفه رو بذاری کنار مدام این فکر هست که نکنه فلانی ک بهم وابسته شده دلش بشکنه آهش زمینم بزنه … این فکر واقعا درگیرم کرده . که چجوری میشه من تومسیرپاکی باشم و دلایی که شکستم و جبران کنم … خواهشا جواب بده

    پاسخ
    • Mohammaddd
      Mohammaddd گفته:

      سلام
      این دوستی هایی که میگید هیچ وقت عشق واقعی نیست عشق واقعی تو ازدواج هست وقتی یه نفر اهِش میگرتت که خدا بخواد
      وقتی خدا میبینه که میخوای این گناه را ترک کنی بیشتر کمکت میکنه به خودت بیای واتفاقای بهتری برات میوفته مثلا به ازدواج در آیندت فکر میکنی😊

    • هدی
      هدی گفته:

      سلام

      این یه تله شیطونه میخواد با عذاب وجدان بیمورد بندازتت تو دالم
      دودلی مرتب خاطره مهربونی چیز وچیز میاره جلو چشمات
      گولشو نخور این پدر سوخته شیطون
      منتظر ه از یه راهی بزنتت زمین
      پست داداش رضا زندگی یعنی لذت بردن از خودت رو دوباره بخون تقریبا
      وسطاشه که به سوالت جواب داده
      یاعلی…

    • هبوط
      هبوط گفته:

      تسنیم بانو عزیزنفرین وآه زمانی تاثیرداره که تو درحق کسی ظلمی کرده باشید.من اززبان حاج آقا شهاب مرادی شنیدم که این جورنفرین هاودلشکستن ها نمیگیره.ماگاهی دچاراشتباه کیشیم فک میکنیم حتما یکی نفریمون کرده که مشکل داریم.همه آدم ها توی زندگیشون بدبختی ومشکل دارن آیا همه این ها بخاطر نفرین کردنه؟نه عزیزم.پس به این چیزا بها نده ممکن تو فرداروزی یه مشکل جدی بران پیش بیاد نکنه خیال کنی اره این بخاطرشکست دل فلانی بوده.هزاردلیل واسه به وجوداومدن مشکل هست.تاکید میکنم فقط زمانی ظلمی درحق کسی بکنی اه و نفرینش میگیره.تو داری خودتو نجات میدی پس شک نکن مسیرت درسته.درحق اونم دعاکن

  27. Hoda
    Hoda گفته:

    سلام داداش رضا شماتوکانالتون گفتید که هرکسی که رسالت داره ازدواج خوبی هم خواهدداشت من متوجه این موضوع نمیشم یعنی چی یعنی چجوری🤔

    پاسخ
    • هبوط
      هبوط گفته:

      همیشه استثنا وجودداره مثل خواستگاری حضرت خدیجه ازپیامبر.ولی نمیشه استثنائات رو به همه افراد وهمه زمان ها تعمیم داد.ما دخترخیلی احساسی هستیم ممکنه تو انتخاب معیارها دچاراشتباه بشیم مخصوصا دخترای این زمونه که دانشگاه هم میره هنوز کوله پشتی میبنده.من به دخترای سایت میگم توفقط لیلی باش دل مجنون بامن

  28. Mohammaddd
    Mohammaddd گفته:

    سلام دوستان
    من یه مشکلی که دارم قبلا که با دوستام بودم تو مدرسه نماز اجباری بود و به وضع خیلی بدی از بچه ها تحت تاثیر قرار رفتم و حتی چند بار منم سر نماز مسخره بازی درمیوردم مثلا سر نماز حرف میزدیم یا… اونم تو مسجد. یجوری خدا را سبک میکردیم😢
    اما. الان میخوام جبران کنم روم نمیشه نماز بخونم یعنی تو خونم روم نمیشه چون داداش وخواهرم نمیخونن روم نمیشه یا وقتی میخونم خیلی آهسته میخونم که صدام از اتاق نره بیرون نمیدونم چیکار کنم این خجالت بشکنه
    ممنون میشم کمکم کنید🙈

    پاسخ
    • عمیدرضا
      عمیدرضا گفته:

      سلام داداش خوبی؟
      این یه چیز طبیعیه منم اینقد اولش خجالت میکشیدم نماز بخونم.میرفتم تو اتاق درو قفل میکردم سریع نمازمو میخوندم..
      ولی وقتی خدا تو دلت جا باز کنه و براش ارزش قائل بشی دیگه خجالت و اینچیزا نمیشناسی..ببین نظر هیچکس جز خدا برات مهم نیست..داداشت و ابجیت خیلیم خوشحال میشن که تو نماز میخونی..تو میتونی با این کارت اونارو هم به نماز خوندن بکشونی…اوناهم خجالت میکشن..ولی این خجالت نباید یه پرده بین خودتو خدات بکشه..
      نگو مردم چی میگن، بگو خدا چی میگه.
      دلو بزن به دریا خجالتو واسه یه بار بزار کنار کم کم روت باز میشه..

    • هدی
      هدی گفته:

      سلام

      تا کی میخوای بگی روم نمیشه
      اتفاقا برعکس به این فکر کن خدا دعوتت کرده ،نماز بخونی وگرنه چرا خواهرت یا برادرت دعوت نکرد؟
      خدا میخواد بواسطه تو خواهرو برادرتم نماز خون بشن..
      پس با ترست مبارزه کن..
      برو تو دل ترست..
      اصن نگران نباش مسخره ات کنن چیز هایی بهت بگن..
      تو قراره باخدات حرف بزنی …😍😍
      خدا خودش بهت نیرو میده،تا دل آزرده نشی …
      یه روزی میرسه اونام حسرت میخورن که نماز میخونی کیف میکنی…
      خواهر وبرادرتم میان سمت نماز…
      کم کم شروع کن مثلا اول کمی بند بخون..
      دفعات بعد دراتاقت رو باز بذار…
      همین طوری اگه مسخره ات کردن تو از لذت نماز بگو.تا اوناهم مشتاق شن

    • Mohammaddd
      Mohammaddd گفته:

      سلام خواهر وداداش گلم
      بسیار ممنونم از راهنماییتون🌹🌹🌹
      تلاش خودما میکنم که به حرفاتون عمل کنم و این خجالت بشکنه
      برام دعا کنید🙈🙈

  29. Ensiyeh
    Ensiyeh گفته:

    سلام داداش
    خیلی خوشحال شدم که نیمه گمشدت رو پیدا کردی☺
    انشالا که خوشبخت بشین باهم
    راستی یه سوال،حالا عروس خانوم همشهری ماست یانه؟من مشهدیم😊

    پاسخ
  30. M
    M گفته:

    سلام داداش .. مبارک باشه
    ان شاءالله که خوشبخت بشی 🌷🌷

    بچه ها یادتونه تقریبا یه ماهه پیش پیام گذاشتم که یکیه همیشه پروفایلمو چک میکنه و منم فقط بخاطر توجه او عکسای پروفایلمو عوض میکنم و …..!!!

    آین آقا طبق قراری که گذاشتیم شماره منو حذف کنه و این کار کرد اما باز بعد تقریبا دو هفته ای باز شمارمو ذخیره کرد اما تو اون مدتی که که دقیقا یه ماهی شد من اصلا پروفایلم هیچ عکسی نذاشتم …
    واقعا خیلی برام سختم بود که باز شمارمو ذخیره کرده اما من هیچ عکسی نزارم و
    راستش ازاینکه شمارمو ذخیره کرده بود و به قراری که با هم گذاشتیم عمل نکرده بود و از دستش ناراحت بودم ….
    اما از اینکه باز بهم توجه داره ته دلم یه جوری بودم ….. واقعیت اینکه هم دوس داشتم شمارمو داشته باشه هم نداشته باشه ….

    از دست این دو دلی خودم خسته شدم بود …. از اینکه نمی تونستم با خودم رو راست باشم خیلی کلافه بود ….

    تا اینکه روز چهار شنبه هفت آذر خبر دادن شنبه با بچه های دبیرستان به عنوان مبلغ شون برم راهیان نووور …..

    واااای نمیدونید چقد از این خبر خوشحال شدم که بلاخره شهدا هم به من نظر کردن منو طلبیدن …. 💖💖🌷

    من همیشه وقتی از خواب بیدار میشدم اول از همه شماره او آقا رو میزدم ببینم آیا هنوز شمارمو داره یا نه …… اما روز چهار شنبه که بیدار شدم این کار رو نکردم و رفتم بیرون و ظهر هم که برگشتم از بس که میخوام برم راهیان خوشحال بودم یادم رفت بازم تلگرامو چک کنم … تا اینکه شب یادم اومد و تلمو چک کردم ….

    بچه ها باورتون نمیشه …. وقتی شمارشو زدم تا ببینم شمارمو داره یا نه …

    در عین ناباوری دیدم شمارمو حذف کرده ☺😊

    واااای نمیدونید چقد تعجب کردم ..
    اگه بگم شاید بیشتر از ده بار شمارشو زدم تا مطمئن بشم که حذف کرده شاید باور نکنید….
    ینی تا روز شنبه که میخواستم برم راهیان تقریبا در طول روز چند بار شمارشو میزدم میدیدم دیگه شمارمو نداره …..

    بچه ها این همه داستان براتو تعریف کردم فقط برا یه نکته ….

    اونم اینکه من اینو فقط به خاطر نظر و نگاه شهدا میدونم ….

    واقعا این چیز به اصطلاح ساده و پیش پا افتاده معجزه زندگی منه ….

    تقریبا یه هفته ای هم که راهیان بودم اصلا سمت گوشیم نرفتم مگر فقط مواقع ضروری ….
    تو این یه هفته هم که اومدم حداقل روزی یه بار نگاه میکنم کو ببینم شمارمو داره یا نه

    واقعا نیست بچه ها … منم از این بتبت خیلی خوشحالم ….
    البته ابنم میدونم بخاطر دعاااا های شما دوستان عزیز و پاکم که دعاهاتون شمامل حالم شده
    مررررسی از تمام دوستام عزیزم

    راهیان که بودم … هر منطقه که میرفتم برا عاقبت بخیری همه شما دعا کردم ….

    ان شاءالله حالا که داداش رضا داره ازدواج میکنه …. همه ما هم به زودی زود بخت مون باز بشه و خدشبخت بشیم …..

    الهی آمین 💖💖🌷🌷🌷💞😊

    پاسخ
    • Masomeh27
      Masomeh27 گفته:

      سلام عزیزم خب الهی شکر که این مشکلتم حل شدوازبابت اینکه واقعا شهدا بهمون نظرمیکنن شک ندارم خودم چند سال پیش توی رفتم راهیان نور واقعا یکی ازارزوهام بود که بهش رسیدم خیلی عالی بودان شاءالله که توزندگیت موفق وسربلند بشی برامنم عزیز دعا کن

    • M
      M گفته:

      سلام معصومه جااان
      ممنونم عزیزم….
      واقعا خدا را هزاران مرتبه شکر میکنم ….

      اما راستش چند روزی کمی ذهنم به سمتش میره اما باز زودی به خودم تلنگر میزنم و حواسمو از فکرش میارم بیرون … دعا کنید برام تا موفق بشم

      بچه ها میدونم شما خیلی خیلیییییی دلاتون پاکه ….
      برای منم دعا کنید ان شاءالله یه همسر خوب قسمتم بشه ….

      💞🌷💖 اللهم رزقنی زوجا صالحا ،ودودا ،قنوعا، شکورا، ایمانا، صالحا

      الهی آمین💞🌷💖

  31. N
    N گفته:

    سلام داداش رضا بهتون تبریک میگم که دارید ازدواج میکنید. ایشالله خوشبخت بشید .
    اما یه سوال یعنی دیگه بعد این تو کانال یا سایت فعالیت نخواهید داشت؟ ؟؟؟

    پاسخ
    • Masomeh27
      Masomeh27 گفته:

      سلام داداش خیلی خیلی مبارک باشه کمی مارو شوکه کردی بابت اینکه همش حرفشو میزدی ها ولی نگو پشت پرده سعی وتلاش میکردی خواستگاری میرفتی یهو اومدی گفتی کلی غافلگیرشدیم خخخخ الهی که همیشه کنارهم خوب وخوش باشید داداش خب هرچی باشه نوبت مابچه هاس که برامون استین بالا بزنی یه بنگاه ازدواج بزنی 😂بقیه هم گمشده شون پیدا کنن ان شاءالله

    • N
      N گفته:

      چقدر خوشحال شدم . مرسی که ما بچه ها رو تنها نمیذارین .خیلی ممنون . ایشالله همیشه خوشحال و موفق باشین.

  32. zahra
    zahra گفته:

    سلام رفقا …یه سوال…من فردا شب عروسیه دختر خالمه…خب …میدونم اگه برم تنها کسی که با حجاب کامل میره منم چون تنها فرد محجب ایل وطایفه مونم…خب من حجابمو دوس دارم… ولی میدونم اونا وضع حجابشون خیلی بده…منم قبلا مثل اونا بودم…دو ماهه که باحجاب شدم…میترسم برم تاثیر بزاره روم…مراسم هاشون اصلا رنگ وبویی ازخدا نداره…نمی تونم همه چیو بگم …ولی در اون حد که خیلی افتضاحن…از طرفی با دختر خالمم خیلی صمیمیم نمی شه نرفت…ای خدااااااااا گیج شدم…بچه ها چیکارکنم …برم؟؟نرم؟؟

    پاسخ
    • هدی
      هدی گفته:

      اتفاقا چن وقت پیش عروسی دختر عموم بود همین مشکل رو داشتم
      من رفتم یه گوشه نشستم صدای
      آهنگ واقعا اذیتم میکرد از اون ور باید تا دیر وقت میموندی….
      با گوشیم ور میرفتم که یکم سرگرم
      شم صدای آهنگ کسایی که درحال رقص هستن رو نبینم..
      خانواده گرام گیر سه پیچ میدادن کع
      چرا سرت تو گوشیه… کلی تحقیر وکتایه نصیبم شد😞
      شما اگه میشه یه بهونه بیار ونرو
      بعد عروسی هدیه بگیر برو پیشش
      وصادقانه بگو چرا نیومدی
      اینطوری کینه بدل هم نمیگیره…

    • گلبهار
      گلبهار گفته:

      سلام زهرا جان

      من هم توی همچین شرایطی بودم

      شاید چند ساعتی که توی عروسی هستی راحت تر بگذره چون همرنگ جماعت شدی و کسی مسخره ت نمیکنه

      اما با ناراحتی و عذاب وجدان بعدش میتونی کنار بیای؟😟
      ادم بعدش یه احساس دل شکستگی داره …
      تحمل کن و حجابت رو رعایت کن

      من همیشه حجابمو رعایت میکنم اما توی یه عروسی حجابم یکم کمتر شد …بعدش خیلی عذاب کشیدم تا تونستم خودم رو ببخشم😟

  33. زهرا خانوم(مهر74،معلم جوون )
    زهرا خانوم(مهر74،معلم جوون ) گفته:

    سلااااام به روی ماه همتون😘
    این پست هم مثل همیشه عاااااالی بود…کامل تر از همه…من فقط ممکنه به خاطر خدا جلوی خشمم رو بگیرم خصوصا دربرابر کسی که اصلا دل خوشی ازش ندارم…اما برای بقیه افراد سعی میکنم منطقی جوابشو بدم اگه بازم حرصمو در آورد از کنارش بی تفاوت برم و بهش فکر نکنم.

    پاسخ
  34. دختر خووب
    دختر خووب گفته:

    سلام من بعد از دو سال و هفت ماه خودارضایی کردن مکرر الان یکسال و ده ماه هست که ترک کردم خیلی خداروشاکرم میدونم بدترین
    درد ناامیدیه یچیزی که هست اینه که من امسال همکلاسیم هم اتاقیم شده و دائم یا فیلم میبینه یا میخوابه و من که انقددر توو طول روز نمیخابم میخابم مثله اون تحت تاثیر اون چیکار کنم این عادت بد ترک بشه؟کلا چیکار کنیم خیلی تحت تاثیر دیگران نباشیم ؟

    پاسخ
    • هبوط
      هبوط گفته:

      اگه میتونی اتاقتو عوض کن.من یه جا سخنرانی گوش دارم میگفت که گشتن باآدم های غافل شمارو هم شبیه اونا میکنه.اگه داره تاثیرمیزاره عوض کن.اگه هم نه میتونی مبارزه کنی پس بمون.ولی درتکاپوی عوض کردن اتاقت باش.

  35. گلبهار
    گلبهار گفته:

    سلام داداش رضا

    مرسیی بابت مطالب مفید این پست

    این جمله خیلی خوب بود: شیطون بارش رو گردو گردو میبره جلو😐

    در مورد کنترل خشم … اره واقعن سخته .. من خودم بعضی جاها مشکل دارم باهاش مخصووووصن در مقابل خواهرم 😃

    ولی من از این رفتار خودم خسته شدم..😑 و فکر میکنم همین که خسته شدم از عصبی بودن خیلی میتونه کمکم کنه که در برابر خواهرم خودم رو کنترل کنم

    چون واقعن بعدش حالم تا چند ساعت گرفته میشه و اگه پرخاش نکنم فوقش چند دقیقه عصبی باشم..

    البته باید حواسمون باشه کنترل خشم با سرکوب خشم فرق میکنه

    پاسخ
  36. zahra
    zahra گفته:

    سلام رفقا…ممنون میشم کمکم کنید…کسی براش پیش اومده از مامانش متنفر بشه؟؟…وای اخلاق مامانم خیلی بده …چه جوری کنار بیام باهاش…باور کنید اصلا دوس ندارم شب ها صب بشه ببینمش…همش به همه چی مشکوکه وبه من گیر میده…خیلی همیشه عصبیه…همش داد میزنه توخونه….هر بار اومدم منطقی باهاش حرف بزنم تا رابطه مون خوب بشه…هی میزنه تو ذوقم…میام نماز بخونم…هی به خودم میگم نمازام قبول نیست چون درونم پراز کینه س نسبت به مامانم…همیشه حالمو بد میکنه…عادتش شده…..یه بار اومدم با هاش دردودل کنم …فک کردم که مثلا مادره ومحرم اسرار دخترشه…یهو همه ی اهل خونه و دایی و خاله و همههههههههههه میدونستن ….اخه حیلی خصوصی بود…بعد اون ماجرا خیلی حالم بد شد …قسم خوردم فقط در حد معمول باهاش حرف بزنم…هر وقت باهام حرف میزنه تا اشکمو درنیاره ولم نمیکنه…کاره هر روزه شه…خیلی توجمع ضایم میکنه….من فقط سکوت میکنم….صب تا شب مقایسه م میکنه…اصلا موفقیتام وتلاشامو نمیبینه ….اه خسته شدم….قبلا خواهرمم بود با اونم همینطوری بود…خواهرم کم نمیاورد…پابه پای مامانم داد میزد:)…حالا خواهرمم ازدواج کرده…فقط منو و دادشم موندیم…داداشمم کم نمیاره…این وسط من به بابام رفتم…نمی تونم داد وبیداد رابندازم…بابام کل زندگیش تلاش کرد خونه مون از هم نپاشه…تنها چیزی که نتونستم تو زندگیم حلش کنم همین بود…وهمین یه چیز دلیل همه ی کارای بدم بود:(….نمی خوام همه اشتباهامو بندازم تقصیر مامانم….ولی واقعا موثر بوده…هر بار لغزیدم سر همین قضیه بوده…اگه این قضیه رو نتونم حل کنم….زندگیمو بر باد فنا دادم…بچه ها تجربه ای …راه حلی…اگه داشتید لطف میکنید…(البته عوضش بابام خیلییییییییی بی نظیره…. قوربونه بابام برم …عاشقشم…)

    پاسخ
    • H
      H گفته:

      سلام زهرا جون
      مامان منم دقیقا عین مامانت بود + وسواس شدیییید😢😢😢😢
      برای وسواسش چندبار به زووووور( میگفت من روانی نیستم که بیام…)بردیمش پیش روانپزشک، روانشناسو…… وقتی دارو میدادن با اینکه خیلیییی گرون بودن داروها ولی چون ی کمی خواب اور بودن همه رو توی فاضلاب میریخت
      یروز خودم به خاطر حساسیتم رفتم دکتر متخصص طب ایرانی اسلامی(نه سنتی!) ایشونم معاینه کرد و بهشون دارو داد(دمنوش و داروی دست ساز که باید خودمون ترکیبش میکردیم)
      خداروشکر این داروهارو مصرف کرد و خداروشکر هم از لحاظ اخلاقی هم وسواس هم پوست و معده و… خیلی بهتر شده هنوز هم دوره هاش ادامه داره( در کل ۱۲۰ روز بود ولی بستگی به فرد داره که تا چه مدت زیر نظر پزشک باشه…) و این مهمه که ادامه بده و ول نکنه وسط راه…
      پیشنهاد میکنم یبار پیش همین تخصص برید( و حتما حتما از شاگردان استاد خیراندیش باشه چون خیلی سوءاستفاده توی این تخصص زیاد شده)
      امیدوارم مامانت و بقیه خانواده همیشه عالی و سالم باشید

      در مورد خودت ی کمی روی عزت نفست کار کن… شاید به خاطر همین کم بودن اعتماد بنفست لغزش داشته باشی…
      ❤❤❤❤❤

    • هدی
      هدی گفته:

      سلام
      چه شباهتی😰 مامان منم همینطوره
      احساساتم نسبت به مامانم همین جوره مامان منم دکتر واسش دارو اعصاب نوشت ولی مصرف نکرد
      بخاطر داد وبیداد هاش محیط خونواده از هم گسسته شد😞داداشم تبدیل شد به یه آدم عصبانی
      همینطور خواهر واون یمی برادرم ……
      اونا یاد گرفتن باداد زدن به مقصودشون برسن
      وحتی اصرار بیجایی مادرم واسه ازدواج بایه شخص بد نتیجه اش شد در شرف بودن طلاق من…
      میبینی همه چی داغون شد…
      شما یه مدت مطیع وفرمانبرش باش
      گفت همین الان پاشو غذا آماده کن
      نق نزن که حالا باشه ،صبر کن ،یه ساعت دیگه همین الان انجام بد
      سعی کن طبق خواسته او عمل کنی
      تجربه من اینه هر چی سعی کنی بهش بفهمونی داد زدن بده تو دین درموردش اینا گفتن … بیفایدس بدترمیشه
      تو همچین مواردی زیاد خودتو عصبانی نکن اگه داشت غیبت میکرد تذکر دادی گوش نکرد برو بیرون یه هدفون بزن تو گوشت اصلا لازم نیست بشنوی ،تو جدل خانوادگی شرکت نکن..
      اعصابت که از سر راه نیاوردی که..
      اون سنی ازش گذشته قطعا خوب وبد رو میدونه ولی نمیخواد اجراش کنه
      مشکل خودشه تو بیخیال..
      فقط به هیچچچچ عنوان بخودت نگو
      کاش زودتر ازدواج کنم تا از دستش راحت شم….
      تحمل کن بپذیر رنج رو
      شاید این امتحان زندگیت باشه
      تنها مسیر استاد پناهیان رو گوش کن
      خیییلییییی تاثیر گذاره

    • هبوط
      هبوط گفته:

      زهرا آجی باورکن نمیدونم چی بگم ولی حالم بدشد.یه الگوی خوب توی این ماجرا داداش رضا ست تجربه هاش خیلی میتونه کمک کنه.همه ما یه جورایی با والدینمون مشکل داریم.من میگم بیا ازیه زاویه دیگه نگاه کنیم همه ما امتحاناتمون یکی نیست منم خواهرم خیلی باهام بد بودوهست😊😊نمیخام بگم اره من همیشه آدم خوبم وهمه مشکلات رو حل میکنم والانم خیلی خوبم.ولی فک کن مادرت وسیله امتحانته فک نکن مامانم منودوست نداره یا ازم متنفره نه فقط بگو اینم وسیله امتحان منه حالاچکارباید بکنم؟اینجوری قدری آروم میشی سکوت خوبه ولی نه اینکه جلوی مامانت سکوت کنی وتو خلوتت خودخوری کنی وبگی من بدبختم و..بلکه توخلوتتم به خودت آرامش بده.سعی کن زیاد دمپرش نباشی.رفتارمتقابل به مثل نکن بلکه مهربون باش.وظیفه فرزندیتو ادا کن مثلا غذا خوردی بگو ممنون.اومدی خونه بگو مامانم سلام.زیادم جلوی مامتن قربون صدقه بابانرو.شاید مامانت داره ازیه چیزی رنج میبره سعی کن اون رو پیدا کنی وازاون دورش کنی.خلاصه دخترباش واسه مامانت وبگو که من وظیفمه این کاراوبکنم حتی اگه شده فقط بخاطرخدا

    • zahra
      zahra گفته:

      ممنون رفقای گلم …خیلی خوبه یکی پیدا شه ادمو درک کنه…ایشالا همه مون بتونیم با این قضیه کنار بیایم

  37. هدی هستم ،هدی پایینیه ن ها یه هدی دیگه ام 😀
    هدی هستم ،هدی پایینیه ن ها یه هدی دیگه ام 😀 گفته:

    سلااااام داداش رضا 😄😀😀داداش رضاشماگفتی وقتتو تلف نکن ،گفتیم باشه😊😊گفتی هدف داشته باش،گفتیم اوکی🤗گفتی رسالت،رفتیم گشتیم 👈یافتیم🙂😎گفتی حجاب،اوکی😄اینستا نرو،اووکی🙃چک کن کاراتوهرشب،باشه😐😐ولییییییی 😐😑مننن نمیییییتوننننمممم جغد نباشم😦😦🙁🙁🙁😢😢😢😭😭😭😭😭😭😭
    😅😅😃😃خیلی خودسازی کردم وخدارو شکرموفق بودم ،ولی صبح ها بجزروزایی که دانشگاه میرم،روزای دیگه واقعانمیتونم زودتر از۸ الی۹ بیداربشم 🙁پدرم همیشه میگن توجوونی وپرازهدف نبایدبعدازنمازصبح بخوابی ولی نمیتونم پدرگرامی روخوشحال کنم😔چه کنم که قششنگ صبح زود بتونم بیداربمونم؟چون میدونم اگه صبح زودعالی باشیم وخوب شروع کنیم کل اون روز عالی هست😔کاش بشه ،البته بعدازامتحانام میخوام کتابتونو بخرم بخونم،ولی فعلا یه نسخه لطف کنید🤗
    داداش رضا سایتت وکانالت عالیه وفوق العاده مفید.خیلی خیلی ممنون😊

    پاسخ
    • گلبهار
      گلبهار گفته:

      سلااام هدی خانم پر انرژی 😍

      من چند تا پیشنهاد میدم

      ۱.صبح وقتی که بیدار میشی بلافاصله تختت رو مرتب کن
      ۲.وقتی بیدار شدی توی تختت نمون (فاصله ی بین اینکه چشماتو باز میکنی و از تختت میای بیرون بیشتر از ۵ ثانیه نشه😊)و قبل از اینکه ذهن ناخوداگاهت طبق عادت بیاد تو رو کنترل کنه خیلی سریع پاشو برو وضو بگیر یا اب بزن به صورتت
      ۳. یه کمی ورزش های کششی انجام بده نه خیلی زیاد که خسته بشی در حد سه چهار دقیقه

      ۴.میتونی یه دفتر بذاری و در مورد روزی که در پیش داری با خدا صحبت کنی و ازش کمک بخوای

      ۵. یه کم مقاومت کن😃

      مطمعنم موفق میشی عزیزم😍

  38. هدی
    هدی گفته:

    سلام

    من یه مشکلی برام پیش اومده لطفا راهنمایی ام کنین….

    من شاد نیستم،میخندم ولی از درون خالی ام
    نمازم بی روحه…
    اصن انگاری احساساتم از بین رفته
    نه غمم غمه ،نه شادی ام شاد
    یه چیزی بین این دو
    همش احساس میکنم کسی دوستم نداره
    بخودمم میگم تو باید با خودت شاد باشی و…
    چن ساعت حسم بهتر میشه ولی باز میشه مثل قبل
    اصلا یه جورایی بد بین شدم اگه دوستم بهم سر نزنه میگم اونا منو که دوس ندارن تضاهر به دوست داشتن میکنن وگرنه چرا در به دیر میاد ،چرا باومن مث اون یکی گرم نیست..
    بعد من معتاد اونا شدم تو فضای مجازی فعالیت فرهنگی میکنن سختمه بخوام مدتی نرم ببینم فعالیت هاشون بکجا رسید..
    بعد یهو تصمیم میگرم کلا چن وقت نرم تا کم کم سرد بشه نه اینکه بخوام کلا دوستیمو تموم کنم
    میخوام از این وابستگی بیام بیرون تا فکرم آزاد تر بشه بتونم بیشتر بخودم ،حال خودم فکر کنم
    اما نمیتونم احساس خلاء عاطفی دارم
    شما راهکار بدین الان من چی کار کنم..؟؟؟

    پاسخ
    • هبوط
      هبوط گفته:

      هدی جان عزیزم.همه اون چیزایی که گفتی مربوط به عزت نفسه.مثلا گفتی بدبینی ووقتی بهت سرنمیزنن خب این دلیلش خودکم بینیه توبرو سربزن.یاگفتی دوست ندارم برم تو سایت وببین کاراتا کجاپیش رفته خب این حسادته باید اتفاقا واسه مقابله بری وبهشون بگی که کاراخوب پیش رفته وتوواقعاحسودیت گل کرده.یااینکه یه مدت نباشی این بخاطراینه که تو خودتو کمترازاونا میبینی وبافاصله میخای اروم شی.واما سعی کن واسه شاد بودنت دنبال دلیل نباش یاوقتی بیکاری دنبال دلیلی واسه غمگین شدن نباش کلا دنبال دلیل نباش اینکه میگی نمازت بی روحه حتما لازم نیست بانمازخیلی لذت ببری نمازدردرجه اول مبارزه با هوای نفسه نه لذت بردن.کلا درگیرحالت نباش.اینم بگم طبیعیه آدم گاهی خیلی خوبه حالش بعدیه دفعه بدمیشه.تازه اینم بگم علاوه بردوستات اینجاهم دوستایی داریدکه دوست دارن مثل من
      دوست دارن عزیزم❤❤❤❤

    • هدی
      هدی گفته:

      سلام
      ممنونم عزیز جان

      درست گفتی ولی حسود😰 نه منظورم اینه برم ببینم باعث میشه فکرم درگیرش شه مرتب بیام برم وقتی زود تایید نشه پیش از ده بار میام میرم ببینم تایید شد اگه شد چی گفت دوستم این عصبانی ام میکنه میگم باید سر یه ساعت مثلا شب قبل خواب یه بار بیام سر بزنم وبس تایید شد شد نشده هم نشد حرص نخورم
      بعد نگران حالشم هستم آخه این دوستم مریضه پست غمیگن بذاره اعصاب منم میپاشه به هم ..
      میخوام باکم اومدنم جلو این حساسیتو بگیرم
      بنظرت چطور برم جلو تا اینکه نه رابطه ام بادوستم قطع نشه ونه من وابسطه؟؟؟؟

    • گلبهار
      گلبهار گفته:

      سلام هدی خانم عزیز 😍

      من هم گاهی این جور احساسات رو دارم

      بارها به این نتیجه رسیدم که شادی و نشاط واقعی با تلاش و پیشرفت کردن به دست میاد پس برای اینکه حست خوب بشه سعی کن تلاش کنی ..مطالعه کنی ..یادبگیری…
      از همه مهم تر بنویسی😊 نوشتن افکارت خیلی ارومت میکنه و بهت راهکار میده

      بهت پیشنهاد میکنم عضو کتابخونه بشی ..اونجا هم کتاب میگیری میخونی هم با افراد جدیدی اشنا میشی

      نسبت به دوستات خیلی سختگیر نباش ..شرایط ادم ها مدام در حال تغییره بارها برای من اتفاق افتاده که صمیمی ترین دوستانم به معمولی ترین دوستانم تبدیل شدن ولی درعوض من از وابستگی به اونها رها شدم… این وابستگی زمانی از بین رفت که فهمیدم نیازی نیست که من مدام با دوستانم درد و دل کنم ..فهمیدم نا ارامی های درونم رو میتونم با نوشتن و گوش دادن به نداهای درونی م و مطالعه به ارامش تبدیل کنم
      **شاید دوستات خیلی حالت رو نپرسن و ازت خبر نگیرن اما خدا هر روز حالت رو میپرسه و بهت لبخند میزنه♡♡

      به نظر من هم روی عزت نفست کار کن و بدون توی زندگی ت اولین کسی که نیاز به عشق و تزریق محبت داره خودت هستی 😍 خودت رو دوست داشته باش

      با خودت که در صلح باشی نمازت هم زیباتر میشه .. من یکم که درمورد نماز و فلسفه ی حرکات و ذکرهای نماز مطالعه کردم خیلی بیشتر به نماز علاقه مند شدم و تونستم باهاش بهتر ارتباط بگیرم

      استاد پناهیان یه کتاب دارن درمورد نماز اگه اشتباه نکنم اسمش “چگونه یک نماز خوب بخوانیم”هست

      میتونی بخونیش حتما مطالب خوبی داره البته خودم هنوز نخوندمش ولی توی برنامه م هست 😃
      التماس دعا

    • هبوط
      هبوط گفته:

      اها من فک کردم شاید نمیخای پیشرفت رو ببینی ولی حالا که بهترگفتی چه خبره پس بقول خودت وابستگیه.دقیقامثل اینه که من مرتب میرم پیام های گوشیموچک میکنم یا میرم پروفایل شخص خاصی رو میبینم یا هرچیزی که به مجازی وصله من خودم واسه این جورکارا یه راهکاردارم من میام عهدمیبندم مثلا میگم من هریه ساعت یه بار یا دوساعت یه بار(بستگی به خودت داره که تحملت چقده)میرم سراغ گوشیم.یا ومثلا الان که خونه پیش دوستمم گوشیمومیزارم روسکوت یا وقتی نمازمیخونم خاموش میکنم یا….وسرعهدم میمونم.سرت بره عهدت نباید بره چون عزت نفست میادپایین.همین گامهای کوچیک هم باعث میشه ازوابستگی دربیای هم عزت نفست بره بالا.تو خیلی اززمینه ها نه فقط تو ترک وابستگی مجازی این راهکارجواب میده.مثلا تو لذت بردن ازلحظات 🌺🌺🌺🌺

    • هدی
      هدی گفته:

      هبوط جانوحتمااا راهکارت رو یادداشت میکنم وسعی میکنم عملیش کنم

      ممنونم از همه تون خییلییی
      گلــــــ🌹ــــید
      اجرتون با حاصب مجلس

  39. رُز
    رُز گفته:

    سلام داداش..قبلاًها یه فیلم و کتاب بهتون معرفی کرده بودم بعداً دیدم تو کانال تون ازش به نیکی یاد کردید..این پست اخیرتون رو که خوندم نمیدونم چرا یاد فیلم رهایی یا رستگاری در شائوشنگ افتادم.. بی ارتباطه ها اما اومد دیگه..این فیلم یکی از بهترین فیلمهاست..تا جایی هم که یادمه صحنه ی مورد دار نداشت، چون بیشتر داستان تو زندان میگذره..چند بار هم از تو تلویزیون نشونش دادن،شاید هم دیده باشین..بسیار فیلم تأثیرگذاریه..چیزی که توش بارزه کم نیاوردن،زیرکی و هوشمندی نقش اول فیلم اندی دوفرینه..نمونه ی یه انسانیه که از درون قویه و میخواد و به هدفش میرسه..خلاصه ش اینکه کم نمی یاره.. شک ندارم از این فیلم هم به نیکی یاد می کنید رو حساب شناخت حداقلی که ازتون دارم..نمیدونم شاید رزق و روزیِ شما یا یه عده ایه که ندیدنش..به هر صورت گوارای وجودتون اگه تونستید تماشاش کنید و به مذاقتون خوش اومد..میبخشید که عرایظم مرتبط با موضوع پست نبود..خوش باشید

    پاسخ
  40. علی
    علی گفته:

    سلام هر وقت خشمگین و عصبانی شدی
    وضو بگیر
    صلوات بفرست
    یه اتصال به خدا بزن و از خدا کمک بخواه
    یاد این بیوفت که عصبانیت به دردی نمیخوره
    بگو خدایا خودت شاهدی الان اعصاب ندارم عصبی شدم ولی به خاطر شمااا حرفی نمی زنم
    یا علی

    پاسخ
  41. مونا94
    مونا94 گفته:

    سلام داداش رضا براتون یه ایمیل فرستادم،نمیدونم آدرس ایمیلتون تغییر کرده یا نه اما آدرسی که من دارم برا چهار سال پیشه
    ممنون میشم بخونید ،از حرفهای صادقانتون استفاده کردم ،همواره موفق باشید یا علی

    پاسخ
  42. Rez.m
    Rez.m گفته:

    سلام داداش رضا من یسوال برام پیش اومده نگاه وقتی ما ی مشکلی برامون پیش میاد یعنی خدا اینو برامون خواسته نگاه من ی کاری پیدا کردم بعد برا این کار من نیاز دارم مدارک دانشگاهمو ببرم اما به خاطر ی اشتباهی که خودم کردم باعث شدم مدارکم دیر بیاد و خیلی اذیت شدم تا مدارک بیاد و اون مسئولینم بهم فرست زیادی ندادن و در خطرم که کارمو از دس بدم الان من دارم به این فکر میکنم من با اشتباهم باعث این مشکل شدم یا که خدا خواسته من اون اشتباهو انجام بدم و این اتفاقا برام بیوفته

    پاسخ
    • هبوط
      هبوط گفته:

      سلام.هنوز زوده که قضاوت کنی کارخدا بودت یا اشتباه خودت.همیشه بایدزمان بگذره مدتی وازفضافاصله بگیری بعدقشنگ متوجه میشی که حکمت خدا بوده یا اشتباه خودت.فعلا صبرکن

    • خدایم کافیست
      خدایم کافیست گفته:

      سلام ..
      من خیلی متوجه نشدم چی پرسیدین!
      ولی اینو بگم که ما تو اتفاقاتی که تو زندگی برامون پیش میاد خیلی نقش داریم.. حتی اگه خودمون متوجه نشیم که نقش داریم …
      اگه با قانون جذب آشنا باشید بیشتر متوجه حرفم میشید
      اتفاقات زندگی ما چه خوب چه بد خودمون اونا رو به وجود میاریم… البته تقدیر و سرنوشت هم هست .. مثلا همون چیزی که خدا توی قرآن گفته .. چه بسا شما چیزایی رو دوست دارید اما به ضررتونه و چیزایی رو هم دوست ندارید اما به نفع شماست… که ممکنه خدا جلوی ضرر شما رو بگیره اما شما فکر کنین که براتون خوب بوده..
      اینا رو هم باید در نظر بگیرید

    • zahra
      zahra گفته:

      سلام …ببخشید من جواب میدم اخه این سوال قبلا واسم پیش اومده بود…خدا خیلی واضح تو ایه ی ۱۱ سوره ی رعد میگه :وضع هیچ قوم وگروهی رو تغییر نمی دم …مگر اینکه خودشان وضع خود را تغییر دهند…شما خودتون میگید که به خاطر اشتباه خودم بوده …بعدشم خدا به ما اراده واختیار داده که چی؟…داده که با اون مسیر درستمونو انتخاب کنیم…خدا هیچ وقت نمی خواد که بندش تو مشکل ودردسر بیوفته…این خود ماییم که به عواقب کارامون توجه نمی کنیم …اگه قرار باشه که هر مشکلی که تو زندگیمون به وجود اومد بندازیم تقصیر خدا …اون موقع که سر خودمون کلاه گذاشیم که…بعدش میشینیم یه گوشه وهی باخودمون میگیم خدا خواسته من هیچی نشم…یه جورایی این تفکر روحیه ی مسولیت پذیر بودن وفعال بودنو میگیره…به مامانتون فک کنید …ایا ایشون دوس داشتن که این مشکل واسه شما پیش اومد؟؟!!…معلومه که نه….حالا خدا که ارحم الراحمینه چی؟؟…اون که خودش خلقمون کرده …خدا این قدر مهربونه …اصلا طاقت ناراحتی های ما رو نداره…به خاطر همینه تا گند کاری میکنیم …زود میاد کمک مون میکنه….اره…خواهشا اینقدر فک نکنیم خدا مسول همه ی مشکلات ماست…به قول مولانا:اختیار است اختیار است اختیار…

  43. ج
    ج گفته:

    سلام داداش من پشت کنکوری تجربی هستم (پسر م ) و عاشق رشته پرستاری و پزشکی . من اولا عاشق کمک کردن و دادن حال خوب به بنده خدا و انسان ها هستم و دوما علاقه زیادی به کار های درمانی و پزشکی و روانشناسی دارم که همه ی اینا توی رشته پرستاری خلاصه میشه
    اما میگن رشته پرستاری صبر تحمل و قدرت روحی زیادی میخواد و فقط عشق میتونه ادم رو نگهداره من متاسفانه به خاطر خودارضایی (۴ساله درگیرشم)از لحاظ روانی داغون داغونم به طوریکه الان حدود چند ماهه که درس نخوندم (هر روز خودارضایی میکنم )و هر چی بیشتر درس نمیخونم و و قتمو هدر میدم حال بدتر میشه و بیشتر خودارضایی میکنم اما وقتی درس میخونم اصلا حالم عجیب خوب میشه حس امید و انگیزه ام به زندگی‌ و پاک بودن بیشتر میشه و از همه مهم تر رابطه ام با خدا بهتر میشه
    میخوام بدونم درس نخوندنم به خاطر نداشتن علاقه هست یا از اثرات خودارضایی و روح و روان ضعیفمه ایا خودارضایی میتونه اینقدر بهم ضربه بزنه
    به نظرتون میتونم با این وضعیتم بگم که پرستاری رسالت و هدف زندگیمه
    خیلی دوست دارم نظرتون رو راجب خودم بدونم
    ممنون

    پاسخ
    • S.M.H
      S.M.H گفته:

      سلام دوست عزیز قطعا شما میتونی به هدفت برسی به خدا توکل کن دست از اون کار هم بردارید آروم آروم. اصلا وقتی آدم خودسازی میکنه خود به خود میره سمت درس نمیذاره تایمش خالی بمونه. بهت توصیه میکنم بعضی وقتا سخنرانی گوش کن وقتی گناه به فکرت میاد اینو بدون که چهارده معصوم دارن شما رو میبینن پس اگه اهل بیت رو تو زندگیت احساس کنی هیچ وقت سمت گناه نمیری اگه براتون مقدوره گاهی مناجات داشته باشید یعنی برید هییت یا زیارتگاه شهرتون با خدا صحبت کنید حدیث کسا خیلی موثره. شک ندارم انشالله سال آینده باهم موفق میشیم تو کنکور. آخه منم تجربی ام!!!!!

  44. هدی
    هدی گفته:

    سلام

    چقد خوبه کتاب شهید ابراهیم هادی..

    منم قبلن هر دو جلد رو خوندم..

    خیلیی واسم جالب بود ابراهیم شهید محبوب جووناست..
    وقتی اسم ایشون رو میبرم خیلی از دوستام میگن ایشون رو میشناسیم
    وقتی بادوستام میگفتم کتاب خوب میگفتن سلام بر ابراهیم…
    شعر اولشم قشنگه
    سلام حضرت ساقی سلام ابراهیم

    جالبه ایشون خیلی ساده ورون صحبت میکرد
    وچقدررر قشنگ یه چیز رو به جوونا یاد میداد…

    پاسخ
  45. S.M.H
    S.M.H گفته:

    سلام آقا رضا متنی که نوشته بودی خیلی عالی بود دستت درد نکنه. منم همین سوال برام پیش اومد. راستش جو کلاس درس توی دبیرستانمون اصلا خوب نیست اگه حرفی بزنیم سر کلاس باید منتظر یک حرف بی ربط و بی ادبانه باشیم. شما توی متنتون اشاره کردید که نذار کسی بهت بی احترامی کنه. منم چون کسی بهم بی احترامی کنه عصبانی میشم و سریع جوابشو میدم. میشه بیشتر توضیح بدی که تو این موارد چیکار کنم؟ یعنی چطور رفتار کنم با همچین افرادی؟

    پاسخ
    • خدایم کافیست
      خدایم کافیست گفته:

      سلام دوست خوبم…
      یه راه مطمئن و تضمینی ۱۰۰ در ۱۰۰ داره ..اونم سکوته!!
      یعنی باور کن هیچ چیز به اندازه ی جواب ندادن و سکوت تو حرصشونو درنمیاره… شک نکن…
      اگه برگردی جوابشونو بدی بدتر و پررو تر میشن…
      جواب ندی حساب کار دستشون میاد…
      در واقع هیچ حسابشون کن….
      طوری رفتار کن که انگار نه انگار که با تو بودن…

    • هبوط
      هبوط گفته:

      سلام.اگه حرفت تاثیر نداره وبهت بی احترامی میشه نزن.سعی کن اول روخودت کارکنی نیازی نیست دیگران رو حتما باخودت همراه کنی وقتی رو خودت کارکنی ناخودآگاه کلامت رو دیگران تاثیر میزاره

  46. Masomeh27
    Masomeh27 گفته:

    سلام پستت عالی بود داداش منم اکثراوقات خشمگین میشم ازکوره درمیرم بعد که به خودم میام میبینم مقصرم نباید درگیریعضی چیزا بشم که خشمگینم کنه ولی خوب نمیتونم کنترل کنم گاهی یهو عصبانی میشم سعی میکنم ازاین به بعد به توصیه هایی که شما دوستان کردین عمل کنم برات دعا کنید بچه ها

    پاسخ
    • داداش رضا
      داداش رضا گفته:

      سلام.در کل برای کنترل خشم فقط باید به عواقبش نگاه کرد…توصیه میکنم بنویسی ضررهای خشم رو…انقدر بنویس که حالت از خودت بهم بخوره.اینجوری عوض میشی…

    • Masomeh28
      Masomeh28 گفته:

      سلام ممنون داداش که جواب دادی چشم حتما این کارو انجام میدم فقط یه چیزی بعضی وقتا حتی بعضیا مثل مادربه غذاخوردنت یا کاری داری انجام میدی گیرمیده هرچی سکوت میکنی فایده نداره اونجا چیکارکرد که ازکوره درنری بازم راهکارهست

    • هبوط
      هبوط گفته:

      سلام.حاج آقاپناهیان میگه اختلاف سلیقه بین پدرومادر وفرزند وسیله امتحانه که تو بر هوای نفست غلبه کنی تو درمقابل ولی خودت مثل امام ودردرجات پایین تر والدینت باید اطاعت داشته باشی تا زمانی که نفست شکسته بشه.نگران نباش معصومه جان خیلی گیر نده اگه چیزی گفت بگو باشه تو دلت بگو خدایا اینم بخاطرتو.

    • گلبهار
      گلبهار گفته:

      سلام معصومه جان

      من هم گاهی اوقات از سوال های پدر و مادرم عصبانی و خشمگین میشم

      ولی بعد عذاب وجدان میگیرم مخصوصا وقتی یاد اون ایه ی قران میفتم که خداوند میفرماید به پدر و مادرت اوف هم نگو 😓

      ولی خوب که با خودم فکر میکنم میبینم واقعا پدر و مادر حق دارند که گاهی این سوالات که ما اصطلاحا میگم گیر دادن رو بپرسن ..و ما بیخودی حساس میشیم ..اگه درست جوابشونو بدیم و در کمال احترام مشکلی پیش نمیاد

  47. فاطمه زهرا
    فاطمه زهرا گفته:

    من خودم خیلی عصبانی میشدم
    بهترین راهش اینه.ک چند دقیقه سکوت کنی و سعی کنی منطقی فکر کنی ک شاید حق باطرف مقابل یه جور کارشو توجیه کنی
    و بعد چند دقه با لحن خیلی ازوم مهربون کلمات قشنگ سعی کنی باهاش جرف بزنی و قانعش کنی

    میدونم خییییییلییی سخته
    اما من ب خودم شرط میبندم اگه نتیجه داد یه جایزه گنده ب خودم میدم،مثلا عصبانیتمو کنترل میکنم با خوش اخلاقی و لحن خوش حرف میزنم در طول بلند مدت مثلا یک ماه،باعث میشه همه روم حساب کنن بیشتر دوست داشتنی تر میشم ارزشمند میشم و……. کلا میرم تو دل دیگران

    اینجاست ک ادم میفهمه اگه رابطه تو باخدا درست کنی با دیگران هم رابطه ت درست میشه یعنی چی
    خشم خیلی جاها از منیت و خود بینی زیادی سرچشمه میگیره خیلی از زود رنجی های ما هم همینطور باید سعی کنیم خودمونو بزاریم جای طرف مقابل

    پاسخ
    • خدایم کافیست
      خدایم کافیست گفته:

      دوست خوبم عزت نفس یعنی تو خودت رو دوست داشته باشی و برای خودت ارزش قائل باشی…
      در واقع همونطور که برای دیگران ارزش و احترام قائلی
      بیشتر باید برای خودت باشی…
      پیشنهاد میکنم کتاب بهترین نسخه ی خودت باش از داداش رضا رو حتما بخونی.
      و کتابهای دیگه درباره عزت نفس…
      تا اطلاعاتت بره بالا… یه چیزایی رو هم باید تمرین کنی تا دستت بیاد عزت نفس یعنی چی..
      اما درمان کمالگرایی چیه؟
      من حرفای داداش رو در این باره یادداشت کردم که اینجا براتون مینویسم تا یادآوری شه
      ١. کامل و بی نقص فقط خداست.. درک کن کسی بی نقص نیست..
      ۲. کارایی که میکنی رو بزرگ و با ارزش ببین
      ۳. هر کاری رو از کم شروع کن
      ۴. بین کارات وقفه ایجاد کن وتایم تفریح بذار
      ۴. اشتباه مساوی با شکست نیست
      ۵. با خودت مهربون حرف بزن
      ۶. رسیدن به ۶۰ درصد رو هم موفقیت بدون. ۱۰۰ در۱۰۰ واقعی فقط خداست
      ۷. شب ها زود بخواب
      ۸ . عزت نفست نباید معطوف به پایان کارت باشه
      ۹. از جمله ی “باید” دار کمتر استفاده کن.. تو وقتی رمت ۲ گیگه میخوای برنامه ی ۴ گیگی اجرا کنی؟! خب مغزت نمیکشه که!
      ۱۰. به دونسته هات عمل کن.. عمل مهم ترین چیزه
      ۱۱. از دیگران انتقاد نکن و انقدر منفی نباش.. ایراد گرفتن به خاطر کمال گراییه..
      ۱۲. هر شب ۵ تا از موفقیت هاتو مرور کن..
      ۱۳. از عمد کاری کن که دیگران ازت انتقاد کنن!!!
      ۱۴.دیگران رو تشویق کن .. این میشه نقطه مقابل کمال گرایی
      ۱۵. اینو مدام با خودت تکرار کن که فقط خدا کامله و قرار نیست همه از من خوششون بیاد
      ۱۶. مثل بچه ها تو زمان حال باش همیشه
      ۱۷. بگو همه چیز نسبیه.. کاملا غلط و کاملا درست نداریم
      ۱۸. گاهی بگو که نقاط منفی داری.. مثلا بگو که عصبی هستم اما دارم خودم رو کنترل میکنم..
      ۱۹ . انگشتام دردید از بس تایپیدم خخخ

    • zahra
      zahra گفته:

      سلام رفیق…ببین کمالگرایی وعزت نفس باهم رابطه ی عکس دارن…خب این یعنی چی؟…یعنی هرچی کمالگراتر باشی تومیخوای که همیشه کامل باشی وچون هیچ کسی نمی تونه کامل کامل باشه …پس اعتماد به نفس وعزت نفست نابود میشه…حالا کمالگرایی یعنی چی؟…وقتی تومیخوای از اول همه چی کامل وبدونه نقص باشه…که این محاله …وباعث میشه که بی انگیزه بشی ودیگه حوصله ی هیش کاریو نداشته باشی…خب راهش چیه؟…راهش اینه که تو از همین الان شروع کنی وخودتو با دستاورهات نسنجونی …به این فک نکنی اگه همه چی کامل وطبق برنامه پیش رفت بعد از خودت راضی بشی…ذره ذره قدم بردار …تا با کارهای کوچیکت …در دراز مدت به دستاوردهای بزرگ برسی…سعی کن کتاب زیاد بخونی …معجزه میکنه …

    • هبوط
      هبوط گفته:

      کمال گرایی یکی اززیرشاخه های کمبودعزت نفسه.من خودم دارم ازکتاب بهترین نسخه خودت باش داداش رضا استفاده میکنم والبته درکنارش ازسخنرانی های استادشعبانعلی وکتابهای دیگه.سوالت خیلی کلیه عزیزم

  48. .
    . گفته:

    سلام داداش رضا
    تو کتابت گفته بودی که برنامه داشته باشیمو بیکار نباشیم
    ولی من هر چی هم برنامه میریزم حوصله انجام دادنشو ندارم
    دلم خیلی ناارومه همش لغزش میکنمو دوباره برمیگردم
    خسته شدم…

    پاسخ
    • هبوط
      هبوط گفته:

      سلام اولا برنامه بایدبه اندازه تواناییت باشه ودوما کمال گرا نباش.خیلی ازبرنامه ها بخاطرکم همتی وبی حوصلگی به هم نمیخوره به خاطرکمال گراییه مثلا من بگی که برنامه ام بی نقص باشه.البته منم کمال گرام ولی دارم روش کارمیکنم

    • گلبهار
      گلبهار گفته:

      سلام بله درسته گاهی واقعا عمل به برنامه سخت میشه

      اما من یه چیزو تازه متوجه شدم..همیشه وقتی شکست میخوردم و میخاستم از نو شروع کنم برای خودم برنامه میریختم و حدودن یک هفته ای رو خوب کار میکردم

      اما بعد احساس میکردم انگیزه ام کم شده …تازگیا فهمیدم اتفاقن لازم نیست که ما از اول کار کلییی انگیزه داشته باشیم در همین حد که به فکر تغییر هستیم هم خوبه ..هرچقدر که روی خودمون کار بکنیم و بریم جلوتر انگیزه مون بیشتر میشه … انگار یه چیزی هی تو رو میکشه به سمت دونستن و تغییر بیشتر..

      شما اگه ۱۰ تا هدف میریزی واسه روزت و مثلا ۷ تا شو انجام میدی نباید ناراحت باشی اتفاقن با خیییلی هم خوشحال باشی مثلن باید بگی من همین ۷تا رو نگه میدارم یک یا دو هفته بعد سعی میکنم از ده تا هدف حداقل ۸ تاشو انجام بدم …
      یه حدیث هم داریم که میگه ارزشمند ترین کارها نزد خداوند با دوام ترین انهاست اگرچه اندک باشد

      پس توی شرایط سخت اروم اروم قدم بردار اما متوقف نشو

      موفق باشی التماس دعا

  49. عاشق خدا
    عاشق خدا گفته:

    سلام
    دادا
    من خودم هنوز خشم دارم اما درجه اش از ۱۰۰ رسیده به ۲۰
    میدونم راه حلهایی رو میخوای که به همه حتی آدمهای صفر کیلومتر کمک کنه
    من آموزش صفر کیلومترش رو توی این همه کتاب و سایت دیدم اما اونا عمیق نیست و اثر لحظه ای داره و خیلییییییییییییییی زحمت میخواد تا به مرور در درون آدم نهادینه بشه و باز هم زمانی که در موقعیت قرار میگیریم انگار یکی دکمه ی خشم ما رو فشار میده و دستگاه تولید خشم ما شروع میکه فعال شدن و نکته اش هم اینه که دکمه اش دست ما نیست دقیقا دست طرف مقابل یا اون رویدادی هست که رخ داده و به راحتی دکمه رو فشار میدن و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم عصبانی میشیم
    کتابها مختلف کمک میکنن که سیمهای ارتباطی اون دکمه تا مغز ما قطع بشه تا جریانی متصل نشه که منجر به روشن شدن دستگاه عصبانیت ما نشه یا مثلا یه چسب میچسبونن روی دکمه که کسی نتونه فشارش بده یا یه تابلو میزنن جلوی دکمه که مواظب باشید اگر این دکمه رو فشار بدید اتفاق بدی می افته
    گاهی هم ممکنه میوه های عصبانیت خیلی شیرین باشن چون عصبانیت یه درخته که میوه میده و گاهی خودمون از میوه هاش میخوریم و کیف میکنیم و لذت هم میبریم چون باعث شده به هدفمون برسیم حتی با زور و عصبانیت
    حتی اگر این درخت رو شاخه هاش رو حرص کنی یا حتی از روی تنه اره اش کنی ریشه هاش سر جاشه و باز هم رشد میکنه
    خدا راه های زیادی داره برای درمان و فقط یک راه وجود نداره و داروی هر کس فرق میکنه
    من فکر میکردم و دوست داشتم که اصلا این دکمه که توضیح دادم وجود نداشته باشه که هیچ کسی دکمه ای رو پیدا نکنه که بخواد فشارش بده یا این درخت رو چطور از ریشه بخوشکونم
    تنها راه عمیق درمانش که دکمه پاک و نابود بشه یا ریشه های این درخت بسوزه رو در عبادت بسیار سنگین پیدا کردم که طی یه دوره عبادات سنگین و زیاد اون دکمه کم کم محو و نابود میشه و درخت عصبانیت از ریشه میسوزه
    یه مسئله ای که هست برای کسانی که تازه کار هستن این روش خیلیییییییییییی سخته اما برای مراحل فوق پیشرفته عالیه
    این راه حلی بود که من بهش رسیدم احتمالا راه حلهای ساده تری هم داره
    امیدوارم از این تجربه ی عملی من بتونی استفاده کنی در کمک به دوستان دیگه
    ممنونم خدایا شکرت

    پاسخ
  50. مهدی از مشهد
    مهدی از مشهد گفته:

    سلام دوستان عزیز-سلام رضا جان-راه کنترل خشم دقیقا بستگی به شخصیت انسان ها داره-اول اینکه یک نوع خشم و غضب حقه که نسبت به دشمنان خدا هست-دوم اینکه خشم دیگری وجود داره که انسان خودش از قبل باعث به وجود اوردنش میشه یعنی اینکه انسان یه عمل گناه یا اعمال گناه آلودی انجام میده که نتیجه ش میشه خشم و ناراحتی یعنی خشم بر انسان تحمیل میشه که این نوع خشم بستگی به شخصیت انسان داره و انسانی که شخصیت و ابعاد روحانی وجودش هر میزان که پاکی داشته باشه به همان میزان میتونه بر خشمش غلبه کنه و گفتن ذکرهایی مانند لا اله الا الله و الحمدلله علی کل حال و شکرا لله و غیره میتونه کنترلش کنه-نمونه ی بارز از انسان پاک حضرت امام موسی کاظم بوده که لقبش فروبرنده خشم بوده

    پاسخ
  51. هبوط
    هبوط گفته:

    سلام.بچه ها توی کانال وقتی داداش آدرس پیام ناشناس رو نمیزاره چطور براش پیام میزارید.من فقط همون لحظه که آدرس میزاره میتونم پیام بدم.میشه جواب بدید؟

    پاسخ
    • ???
      ??? گفته:

      سلام دوست عزیز
      ی راهش اینه که پیام حاوی آدرسو بتونی ی جا سیو کنی…
      من شماره خودمو تو مخاطبا سیو کردم،هر وقت هر مطلبی که دوست دارم نگهش دارمو ،برای خودم می فرستم?
      شما هم اینکارو بکن…
      پیام حاوی آدرسو واسه خودت بفرست و هر وقت خواستی نظری برای داداش رضا بزار روی آدرس کلیک کن….
      موفق باشی

    • فاطمه خانوم (:
      فاطمه خانوم (: گفته:

      سلام.. وقتی داداش لینکشو میزاره تو کانال شما میتونی اونو ذخیره کنی یعنی اون ستاره ک کنار پیاما هس رو بزن تا بره تو پیامای ذخیره شده و هروقت خواستی میتونی بری تو پیامای ذخیره شده و پیام بفرستی

  52. زهرا
    زهرا گفته:

    سلام خیلی ممنون بابت پست زیباتون
    حضرت علی میفرماید خشم را با سکوت درمان کنید
    من خودم خیلی زود عصبانی میشم ولی سعی میکنم از این سخن حضرت علی استفاده کنم چون خشم ، ایمان رو فاسد میکنه.
    به بعدش فکر کنیم که چی رو از دست میدیم.

    پاسخ
  53. هدی
    هدی گفته:

    سلام داداش رضاشما که درزمینه ازدواج تحقیق زیاد داشتی به نظرت ازدواج با پسری که عالیه نمازمیخونه فوق العاده سالمه و همه قبولش دارن موفقه واخلاقش عالیه(باتوجه به اینکه فامیله میدونم که اخلاقش خوبه)ولی تنها چیزی که هست اینه که هیچ حسی بهش ندارم و تقریبا به دلم نمیشینه ،به نظرتون حیف نیست فقط به خاطر این یه مورد بگم نه؟ خیلی ممنون

    پاسخ
    • عاشق خدا
      عاشق خدا گفته:

      سلام هدی خانم
      اول از همه دوره ی داداش رضا رو تهیه کن تا بوی گل ندی پروانه سمتت نمیاد
      ثانیا به درون خودت نگاه کن چقدر خوش اخلاقی ؟ چقدر خوبی؟ چقدر پاکی؟ چقدر دنبال رشد هستی؟
      اگر همه ی اینها رو داری و هیچ حسی به این پسر نداری دو تا مسئله وجود داره
      یا هنوز از صمیم قلب تصمصم جدی برای ازدواج نداری و تکلیفت با خودت روشن نیست
      یا اینکه اون پسر اونجوری که ظاهرش نشون میده در درونش به اون زیبایی نیست چون وجود دوتاتون همسنگ و همانند نیست که احساست بهش اینجوریه
      ثالثا میتونی باهاش نامزد بشی یه مدت اما تبعاتش رو هم بپذیر که اگر اونی نبود که بتونید با هم خوشبخت بشید به راحتی ازش جدا بشی و وابسته اش نشی و حتی ضربه روحی نخوری
      موفق و خوشبخت بشی

  54. بنده‌خدا
    بنده‌خدا گفته:

    خوبین؟
    بچه ها من کمک میخواستم?
    میدونم شاید براتون امتحانم خنده دار باشه،بهرکی ک گفتم اصولا میگ دیوونم? ولی من یه چن مدت ک داداش درمورد امتحانات صحبت میکرد خیلی رو امتحانام فک کردم و فهمیدم ک خدا امتحانش برا من ظاهرمه
    خب من تو انتخاب رفیق دنبال ادمای مذهبی و همفکر خودم بودم
    و الانم خدا دقیییقا افراد مذهبی سر رام گذاشته ک از قضا همشونم خییییلی خوشگلن!
    و من خب نمیگم زشتم ولی چهره معمولی دارم
    از وقتی با اینا رفت و امد میکنم هربار تو خونه چشام اشکیه!
    خودمم گاهی اوقات ک حالم خوبه خندم میگیره از حساسیتام ولی واقعا نمیدونم چیکارشون کنم. . .
    قبلا اصلا اینطوری اینجوری نبودم ی چن مدته حساس شدم خیلی?
    تنها خوبیم اینه ک هیچ وخ نمازم ترک نشده و موارد دیگ رو ول کنشون نبودم تو دین. . .
    ولی نمیدونم این نقصمو چیکارش کنم دیگ حس میکنم مغزم کار نمیکنه
    بنظرتون نگشتن با اون افراد میتونه خوب باشه؟

    پاسخ
    • هبوط
      هبوط گفته:

      سلام عزیزم.نگشتن بااونا دردی رو دوا نمیکنه چون ممکنه تو با یه نفر دیگه هم دوست شی وبازاین حس رو داشته باشی.پس مشکل ازخودته ببین هیچ آدمی زشت نیست.تو بگرد قشنگی های خودتم پیدا کن واوتارو واسه خئدت برجسته کن مثلا ممکنه یه نفرصورت زیاد خوشگلی نداشته باشه ولی تیپش خوب باشه پس اون نقاط مثبت ظاهرتو پیدا کن وواسه خودت برجسته کن درضمن یه دختردرسته بایدچادری ومذهبی باشه ولی دلیل نشه به خودش نرسه.تازه درسته مجردی ولی تو خونه زیاد به خودت برس تااعتمادبه نفست بره بالا

    • بنده‌خدا
      بنده‌خدا گفته:

      ممنون هبوط جان ❤
      اتفاقا منم با این ک ی دختر حتی با چادر هم باید ب خودش برسه خییییلی موافقم
      و انصافا خیییلی رو این موضوع حساسم. . .
      الان دارم سعی میکنم دنبال کارا یا روشایی باشم ک عزت نفسم بره بالا
      ولی خب الحمدلله خیلی بهتر از یه ماه پیشم شدم
      عاشق خدا از شمام ممنونم?

    • فاطمه خانوم (:
      فاطمه خانوم (: گفته:

      سلام عزیزم.. یه ذره حساس شدی ولی اینو بدون هرکسی قشنگیایه خاص خودشو داره.. مشکل از دوستات نیس مشکل از نبودن اعتماد ب نفس و عزت نفسه.. رو عزت نفس و اعتماد ب نفس خودت کار کن.. کتاب بهترین نسخه خودت باش رو نخوندی؟

    • Younos
      Younos گفته:

      سلام. منم چهرم معمولیه…کلی عیبم داره و بعضی وقتا بهم میریزم سر این موضوع چون هنوز عزت نفسم خیلی خوب نشده ولی اکثرا کنار میام باهاش رو عزت نفست کار بکن کم کم بهتر میشه من خودم به اوج عزت نفس نرسیدم ولی از قبلا بهتر کنار میام
      اینو بدون که خدا همینجوری مارو خلق کرده و دوسمون داره

  55. آیدا
    آیدا گفته:

    سلام به همه
    یه سوال دارم اگه میشه جواب بدید،خیلی مهمه برام
    به نظرتون دلیلش چیه که آدم یهویی وسط راه باشنیدن یه جمله هایی از آدما شک میکنه یکهو به همه چیز؟!!
    وقتی خیلی خوب داره پیش میره همه چی،خودسازی و تمرین و حس شادی درونی و لذت و حال خوب موقع نماز یهو همه باورات انگاری از هم میپاشه…یه صدای وحشتناک همه وجودتو پر میکنه به هر چیزی که فکر میکنی یه دلیل منفی میاره
    فقط بهم بگید طبیعیه
    فقط بهم بگید جزوی از مسیرمه تاباهاش بجنگم
    تا قانعش کنم
    من راهمو دوست دارم
    من خود اینطوریم رو دوست دارم
    نمیخوام برگردم
    نمیخوام بی قیدو بند بشم
    بهم بگید
    لطفا…

    پاسخ
    • هبوط
      هبوط گفته:

      سلام آیدا خاااانم.من وقتی دعا میکنم تو اوج دعا وگریه یهو یه حسی میاد میگه بهم ای بابا کی به این دعا رسیده که تو برسی نگا دوستات نگا فلانی.یامیگه دیگه کی میخای برسی به او هدف؟تاکی صبر؟و….
      میدونی من هرچی فک کردم که یه راه حل پیدا کنم نهایتش به پرش فکری رسیدم وقتی اون حسه میاد اهمیت نده پرش فکری کن.یابگو من چندین ساله بدبودم هیچی بدست نیاوردم الان میخام تو این مسیرباشم ببینم خدا چی میخاد حاج آقا پناهیان میگه سکوت خدا به معنای نبودش نیست گاهی خدا به اقتضای امتحانت سکوت میکنه ولی هست وصداتو میشنوه پس این حرفا الکیه یابهتره بگم شیطانیه.محل نده.دوست دارم❤❤❤❤

    • عاشق خدا
      عاشق خدا گفته:

      طبیعیه
      کلی مدته سالهاست رو خودم دارم کار میکنم کارها و عبادات عجیب غریب و مختلف و کوتاه و طولانی هم انجام دادم و کلی استاد و سخنرانی و کتاب مطالعه کردم کلی هم تفکر
      منظورم اینه خام نیستم چیزی که میخوام بهت بگم
      تا لحظه ی مرگ این موضوع ادامه داره فقط قدرتش به مرور کم میشه اما باز هم هست
      اینجور وقتا به خاطرات خوبت و هدایتها و کمکهای خدا فکر کن و اونها رو در یک دفتر بنویس هر وقت شک بهت هجوم آورد دفتر رو باز کن بخون ببین خدا برات چه کارها کرده و اون نجوای شیطان ساکت میشه
      سوره ی مجادله رو بخون خداوند فرموده که نجوا از سمت شیطان است که می خواهد مومنین را غمگین و ناراحت کنه
      راه حلشم اینه که یا محیطت رو سریع عوض کنی یا به کاری که دوست داری مشغول بشی یا پرش فکر داشته باشی و به موضوع دلخواهت فکر کنی یا از همه بهتر بری اون دفتر رو بخونی و ببینی که مسیرت درسته و خدا در این مسیر چه موهبتهایی بهت عطا کرده و کمکت کرده اونوقت گریه ات میگیره از خوشحالی و نجوا ساکت و خفه میشه
      خدایا شکرت

    • فاطمه خانوم (:
      فاطمه خانوم (: گفته:

      سلام.. مطمعن باش اینم یکی از ترفند های شیطانه و میخاد تورو دلسرد کنه.. بهترین کار همینه ک هبوط جان گفتن.. بی محلی کنی شیطان میزاره میره یکم اولش اذیت میشی ولی بعدش آسون میشه.. من خودم هم از این روش خیلی نتیجه گرفتم.. ایشالا ک داداش رضا ب هر خواسته ای ک داره برسه.. خیـــلــــــی بهم کمک کردن.. همه ی اینا رو ما از داداش رضا یاد گرفتیم.. هرکی حرفامو میخونه یه صلوات برا سلامتیش بفرسته ☺️ممنونم

  56. afshin
    afshin گفته:

    سلام بر دوستان عزیز.سلام برروی گل داداش عزیز واقعا عزت ممنون من چند سال پیش با خدای خیلی صمیمی بودم لذت میبردیم از زندگی و یه اتفاقی باعث شد و شیطان از خدا دورم کنه خیلی بهم مسلط شده بعضی وقتا یه فکر های ناجور ذهنم خطور میکرد ک مثلا ی بلا هایی سر خودم بیارم کلا نا امید بود از زندگی تا این که خدا یهویی خودمم نفهمیدم چ شد ک خدام تورو به هم معرفی کرد وارد سایت کانالو شدم از اون به بعد تا حالا تغییر کرد تونستم به شیطون به شهوتم مصلت شم واقعا ازت ممنونم خدا همه مو نو به راه راست هدایت کنه اجرت با صاحب زمان کوچیکت افشین

    پاسخ
  57. صادق
    صادق گفته:

    سلام برار چتی هستی خاری خانواده خار هستنه دمت گرم خله انرژی زا هستی ام وسته دعا هاکن راستی اگه زحمت نیه با توجه به ته تجربه درباره رفع تنبلی بی حوصلگی و نکته برداری و یاداشت نویسی مطلب بنویس .
    به نظر من را کنترل خشم اینه که تو ذهنت لحظه های به وجود بیاری که داری درگیر میشی یا عصبانی ولی چئن او عالم واقع نیست همونجا کنترل کنی یه جور شبیه سازی

    پاسخ
  58. علیرضا
    علیرضا گفته:

    سلام داش رضا خوبی ؟ دلم برات تنگ شده بود
    کم مونده بود بزنم زیر گریه خخخ
    ایول سایت چقدر عوض شده همه چی عوض شده حتی دیدم که تو کانال ۲ مصاحبه کردی ایول دادا روز به روز پیشرفت کردی خدارو شکر از روز اولی که سایت چهل توبه رو تاسیس کردی من جزو اولین نفرا بودم که مخطب پابند سایتت شدم تقریبا دو سال هر روز به سایت سر میزدم تو چله ها شرکت میکردم یادمه که کتابم نوشته بودی کتابتو خریدم همه چی خوب بود ولی نزدیک به ۲ سال نیومدم تو سایت خیلی چیزا عوض شد زمانی که هر روز تو سایت بودم روز به روز داشتم پیشرفت میکردم ولی همه چی عوض شد نمیدونم یهو چیشد تمام زحمتام نابود شد دوباره شدم همون آدم سابق با عقاید عجیب و غریب دوباره به همه چی شک کردم شیطان روز به روز دوباره بهم نزدیک شد نمیدونم چیشد دوباره بعد دو سال اومدم تو سایتت الان حس خوبی دارم ولی دوباره راهمو گم کردم داداش رضا اصلا حالم خوب نیست اگه به همین راه ادامه بدم مطمنم نابود میشم قشنگ به قهقرا رفتنو با تمام وجودم حس میکنم قشنگ حس میکنم ته این راهیی که دارم میرم نابودیه ولی نمیتونم ازش بیام بیرون

    پاسخ
    • هبوط
      هبوط گفته:

      سلام.اگه قراربر نتونستن بودچرا اول بارتونستین؟پس قضیه شایدشایدنخواستن وبهانه آوردن باشه.پای هرچیزی یاهرکسی وسط باشه نمی ارزه به نابودی،توبخاطرخدا خالی کن همه اون بدی ها ازوجودت تا خدا برات پُرش کنه.سخته ولی ممکنه

    • فاطمه خانوم (:
      فاطمه خانوم (: گفته:

      سلام.. حرفاتونو ک خوندم واقعا ناراحت شدم.. حیفه واقعا عمرتو داری الکی هدر میدی..مطمعن باش خدا خواسته ک دوباره بیای تو سایت و هدایت بشی.. پس یا علی بگو.. و اینکه تمرین کن دیگه از کلمه ی نمیتونم استفاده نکنی.. مطمعن باش اگه تلاش کنی میتونی.. سخته.. هیچکس نمیگه آسونه ولی خدا برات جبران میکنه.. مطمعن باش.. قبلا تونستی.. تلاش کردی ولی زمین خوردی الان محکم تر و قوی تر بلند شو و ادامه بده.. محکم یا علی بگو. هیچوقت دیر نیست..یه خورده رو امید و عزت نفس خودت کار کن..برا شروع کتاب داداش رضا ب اسم بهترین نسخه خودت باش رو اگه نخوندی بخون.. و اینو بدون ک هروقت لغزیدی ولی ناامید نشدی و ازش درس گرفتی و ادامه دادی بفهم خیلی قوی شدی.. اسمشو شکست نزار چون واقعا این پیروزیه.این موفقیته.. ب امید موفقیت و پیشرفته همه ی جوونا تو مسیر پاکی??????

    • Ali-Z
      Ali-Z گفته:

      سلام علیرضا جون … اینکه کج رفتی میتونه باعث بشه به اوج برسی چون کسایی که زمین خوردن بدنشون قوی تر میشه واسه برنده شدن …شاید فکر کنی این جمله کلیشه ایه اما بدون خود داداش رضا هم میگه بیشترین چیزی که بهش انگیزه میده گناهاشه مهم پاک بودن خالی نیست مهم بهتر شدنه مهم تلاش کردنه مهم مبارزست به فرض تو هیچ گناهی نداشتی … اما وقتی میوفتی تو لجن و دوباره میای بیرون اولا قدر و ارزش اون پاکی رو میدونی دوما میفهمی لجنه کجا بود و دیگه سمتش نمیری سوما شکر گذاریت بیشتر میشه… الان فقط از خدا خالصانه بخواه و تلاش کن و بدون که تلاش تلاش میاره تلاش تلاش میاره.. بخدا تلاش تلاش میاره فقط کمال گرا نباش که به من خیلی ضربه زد ، تلاش تلاش میاره ایمان میاره حس خوب و عزت نفس میاره یعنی تو هرچی حتی کم تلاش کنی فرداش ارادت و انگیزت برای تلاش ی اپسیلون هم که بگی بیشتر شده .. تازه داداش خدا میدونی چی گفته به حضرت داود؟ گفته : ای داود به بندگانم بگو هر گاه هر کدام از بندگانم به جای پناه بردن به دیگری خالصانه به من پناه بیاورد از کارش چاره جویی میکنم اگرچه آسمان ها و زمین و هر انچه که در آن هاست علیه او برخیزند … در ضمن داداش تو شاهکار خلقتی تحقیر رو باور نکن … موفق میشی حتما میتونی پاشو یا علی(ع)

    • فرداد
      فرداد گفته:

      به نام خدا.
      سلام، این وضعیت شک و اینا رو خوب میشناسم، شاید باورت نشه، تا حدود دو سه روز پیش خودم همین بودم. هی شک هی شک،
      داشتم دیوونه میشدم.
      ولی تو وجودم باور داشتم خدا هست و قرآن و پیامبر ص و همه اینا وجود داره، تو هم که اومدی اینجا داری این حرفا رو میزنی، مطمئن باش، مطمئن باش که خدا رو قبول داری.
      این شک وسوسه شیطونه، شیطونی که خدا گفته دشمن شماست! تکبر کرد و رانده شد و قسم خورد ما رو از راه بدر کنه.
      به ندای درونیت گوش بده و قرآن زیاد بخون، و هیچوقت به شیطان گوش نده.
      این حس رو منم داشتم
      بدون این دنیا دار مکافات و ازمایشه.
      خدا گفته مومنان رو آزمایش می‌کنه، پس صبر کن، خدا بزرگه، نزدیکه و میشنوه، پس بر اون توکل کن
      انشالله هممون عاقبت بخیر شیم .
      فقط به حرف شیطون گوش نده.
      از کجا بشناسمش!؟
      خدا خودش تو قرآن راهنمایی کرده، که به فحشا و بدی دستور میده.
      پس هر وقت دیدی داری این شکلی میشی بدون شیطونه. بگو یا الله و برو قرآن بخون
      جدی برو خیلی قرآن بخون
      من خودم همینجوری تونستم رها شم. واقعا بدم میومد از اون حس شک وگمراهی.
      بگو یا الله
      اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله

  59. reyhaneh
    reyhaneh گفته:

    سلام . همه حرفاتون کلی نکته خوب داره دوست دارم از تک تکشون استفاده کنم.درمورد بخشیدن یه عده هم که گفتید خیلی سخته ولی با کمک گرفتن از خدا میشه برا رسیدن به ارامش خودمون هم شده باید ببخشیم میدونم خدا جای حق نشسته درسته ما میبخشیم اما مطمئنم خدا اونا رو تنبیه میکنه چوب خدا صدا نداره . و اینکه شماره عوض کنیم هم حرفتون درسته ادم به ارامش میرسه . داداش رضا من میدونم هر ساعتی که بخواهی سایتتون بالا باشه بقیه استفاده ببرن هزینش زیاد میشه برای همین قصد دارم با خرید محصولات سایت شما سهمی در کمک کردن به سایت شما داشته باشم . راستی داداش رضا یکم بهتون حسودیم شد و چون میدونستم بر طبق حرف خودتون یکی از راه های نفوذ شیطان همین راه هست کلی دعاتون کردم تا به بالا ترین درجه از عزت نزد خدا برسید . عاقبت بخیر باشید

    پاسخ
  60. ابتسام
    ابتسام گفته:

    سلام، واقعا نوشته هاتون خیلی خودمونی و صمیمی بود ، به طوری که وقتی متن رو خوندم هیچ احساس نکردم ، یعنی وقتی می خونی ، به خودت می گی این واقعا داداش معنویه منه و خیر و خوبی منو می خواد، پس چه بهتره بیام به حرفش گوش بدم?
    برای کنترل خشم که هنه ی ما تا حالا دچارش شدیم و لی
    بعضی ها به شدت این خلصت دارن.
    به نظرم کسی که می خواد این رفتار که به آدم حس بی ارزشی می ده ، اولش خوده شخص باید یه دفتر خوشکل بگیره و تمام اون رفتار خشم گینانه که چند ساعت پیش انجام داده رو تو برگه بنویسه مثلا بگه من تو فلان بحث با فلان شخص به جای اینکه برای خودم ارزش قائل باشم و با محکم و آروم حرف بزنم تو موضوع رو برای طرف مقابل روشن کنم، داد و فریاد راه انداختم و بعدش چی شد، هیچ، آدم بده من شدم و خودم مقصر محسوب شدم حتی در واقع من نیستم ولی به خاطر خشمم ، اونی شدم که لایقش نبودم؛ بعد بیاد برگه ی دوم بنویسه اگه من به جای خشم حرفای منطقی و و با اقتدار بزنم ، در این حالت از همه مهم تر من دیگه شرمنده ی خودم نمی شم و حتی از الان که بچه هام وهمسرم آیندام که الان دارن نگاه می کنن، شرمنده
    و خجالت زده پیششون نیستم ، چون من مطمئنم همسر و بچه های آینده ام ، دارن نگاهم می کنن می کنن و بهم می گن تو چه مادر یا پدر و چه همسری هستی که حتی لد نیستی قشنگ حرف بزنی? از خدا می خوان یه مادر و یا پدر دیگه ای نصبشون کنه چون آدم های خشمگین حتی لایق ازدواج نیستن چه برسه به تشکیل خانواده و بچه دار شدن.
    می دونید چرا دفتر خوشکل چون این این افراد به دلیل آسیبی که دیدین با خودشون نامهربونن ، کلا این افراد باید در حد ی که وسعت مادی دارن، به خودشون برسن و اسه خودشون یکم خرج کنن، مثلا لباس شیک واسه خودشون بخرن ، و از همه مهتر از این به بعد خودشون و زندگیشون رو تو اولویت قرار بدن تا وقتی که مجرد هستن ،چه خوب می شه که این افراد برن سراغ هنر نقاشی وشعر(اشعار انسان که اهل بصیرت بودن) و ورزش چون این دو مورد راه کار خوبی هستن واسه تخلیه ی انرژی اصافی و تلطیف روحشون(هنر)، خیلی خوبه?❤?
    بعد سعی کنن افراد مسبب این اسیب در اونا شده رو ببخشن و اون آدما رو سرزنش نکنن، چون نبخشیدن بدتر باعث می شه ارمششون رو از دست بدن، خدا ما رو انسان پس حتما ما لایق یک زندگی پر از آرامش و رویایی و با احساس، چون بچه ها واقعا این خشم نمی زاره تو زتدگیت شاد باشی و لذت ببری مثلا وقتی می ری طبیعت، اینگار حتی نی خوای با این طبیعت بجنگی و بهش بی محلی کنی و ازش لذت نبری.??

    پاسخ
    • ابتسام
      ابتسام گفته:

      در ادامه یه چیز بگم افراد خمشمگین گاهی واقعا براشون سخته کسی که باعث آسیب شده رو ببخشن، بهتره برای یه مدت از اونا دور باشن، بعد بهتر می تونن تصمیم بگیرن که ببخشن یا نه؛ گاهی اوقات می خوان ببخشن ولی نمی خوان اونا رو ببین این هم نسبت مورد اول بهتره، چون فرد احساس آرامش بیشتری می کنه.
      یه چیزی بگم، بچه ها همتون که تو سایت و کانال داداش رضا هستین به نظرم هستین ،نظر کرده ی خدا هستین و خدا دوستون داره و آدما ی باهوشی هستین و دنبال سلامت و زندگی پر از آرامش هستین.❤??❤??❤??❤??❤??❤??❤??❤??❤??❤??

  61. F.H.P
    F.H.P گفته:

    سلام.ی حس فوق‌العاده دارم بخاطر اینکه تقریبا هرچی شما میگین خودم بهش رسیدم?خیییییلییی حال میده…
    من ۶سال پیش تصمیم ب تغییر گرفتم و تاحدودی هم موفق بودم .تنها چیزی ک توش موفق نبودم شهوت بود ک اصلا فک نمیکردم اینهمه اذیت شدنم زیر سر این گردن‌خورد باشه…
    من نگاهم هی کنترل شده بود اما بقیه چیزا رو بنظرم خودم ب دست آوردم…
    البته خیییییییلی خورده شیشه دارم چون اونارم ک بدست آوردم صرفا بخاطر تلاش و تصمیمم بوده و هیچ تحقیق و مطالعه ای ب اون صورت پشتش نبوده…کلا هرچیزی رو با برهان و دلیل قبول کنی بیشتر بهت میچسپه تا بی دلیل برای حفظ آرامش…
    اما خشم…
    من بیشتر خشمم واس خونوادم بود اونم اینطور ک مثلا ی مسئله ک مربوط ب همه خونواده بود و پدر یه کار اشتباه مثلا سرمایه گذاری اشتباه کرده بود دادو هوار منم بود…
    ۹۹٪اخلاقای بدمو اینطور عوض کردم ک با خودم میگم اگ الان آخرین دیدار من با این شخص ک میخواد پدرم یا برادرم باشه،باشه واقعا دوس ندارم آخرین خاطره ای ک ازم دارن پرخاشگریم باشه…
    نمیخوام همیشه بگن خدا بیامرز آخرین بار ک دیدمش با اخم بود یا تو دعوا بود…
    واس خاطر همین همیشه وقتی داداشمو دعوا میکنم ۲ثانیه بعدش میرم دلجویی …این شده ک اینقد مهربون شدم ک دوستام میگن خوب نی…اما من دوسش دارم…
    من خودمو دوس دارم و عاشق خودمم و اصلا دوس ندارم بخودم صدمه بزنم بخاطر همینه دور کارای اشتباهمو خط کشیدم…?و دارم تلاش میکنم بهتر شم…

    پاسخ
  62. فاطمه خانوم (:
    فاطمه خانوم (: گفته:

    سلام داداش. خوبی کربلایی؟؟ داداش اینم مث همیشه عااالی بود.. ممنونم ازت حرفات خیلی بهم آرامش میده و کمکم میکنه.. از خدا بهترینا رو برات میخام داداش.. انشالله ک عاقبت بخیر بشی.. راستی داداش حرفت واقعا درسته.. گفتی کنترل خشم از کنترل شهوت سخت تره.. آره واقعا..راهکارش من فک میکنم همینایی ک بچه ها گفتن باشه.. اینکه محل رو ترک کنی.. صلوات بفرستی.. نفس عمیق بکشی.. و مهمتر اینه ک ب عواقبش فک کنی(اینو خودتم انگار گفته بودی برا کنترل شهوت ) .. ب بعدش ک عذاب وجدان میگیریم و پشیمون میشیم فک کنیم..

    پاسخ
  63. Ali
    Ali گفته:

    سلام،باید عادت کنیم قبل از گفتن هر حرفی یا انجام هرکاری یه کم فکر کنیم ،اگر به این عادت کنیم وقتی خشمگین میشیم دیگه کار اشتباهی انجام نمیدیم چون قبلش به این فکر میکنیم که چرا باید این حرفو بزنم یا این کارو انجام بدم.درواقع پشیمون میشیم.با اون فکر کردن داریم زمان میخریم و با گذشت زمان خود به خود خشممون کم میشه و ازبین میره.

    پاسخ
  64. کیمیا
    کیمیا گفته:

    سلااا ممم ورحمت خدمت همه ی بنده های خوشگل و برگزیده خداوند مهربون و بخشنده
    ??️____________________

    گام اول:تموم تلاش خودمون رو به کار بگیریم که از عصبانی شدن پیشگیری کنیم .
    برای اینکه موفق به این پیشگیری بشیم با دقت و بدون کم کاری کار های زیر رو انجام بدیم :

    کار اول:
    تعدادی از عواقب خیلی ناشایست و بد خشم رو بنویسیم و در جایی که در روز چند بار مبیبنیمش نصب کنیم.
    مثلا:
    ۱.《من عصبانی شدم ودل مادرم رو شکستم.مادری که عاشقانه و بدون هیچ منتی منو بزرگ کردو غمخوارم بود》
    ۲. امام علی علیه السلام: خشم شرّی است که اگر اطاعتش کنی ،ویرانت میکند .
    ۳. بد اخلاقی عمرم رو کوتاه و بیمارم میکنه .
    ? ?️____________________
    کاردوم :
    به محض اینکه احساس کردیم در آستانه عصبانی شدن هستیم با تمام توجه حداقل ۱۴صلوات بفرستیم …
    ??️____________________
    کارسوم:
    ۷حدیث به انتخاب خودمون درباره ی ثواب و ارزش بالای خوش اخلاقی و ۷ حدیث درمورد زشتی و عواقب هولناک بد اخلاقی رو در یک برگه به صورت منظم ومرتب بنویسیم و هرشب تا ۴۰ شب متوالی و پشت سر هم با دقت و توجه بخونیم و بعد بخوابیم.
    ??️____________________
    کار چهارم :
    تلاش کنیم نماز هامون رو جماعت بخونیم. اگر امکان جماعت خوندن رو نداشتیم دووعده از نماز های سه گانه خودمون رو در اول وقت بخونیم .
    ??️____________________
    کار پنجم:
    به محض اینکه احتمال دادیم ممکنه عصبانی بشیم ، حالتمون رو تغییر بدیم .
    مثلا اگه نشسته بودیم بلند بشیم و قدم بزنیم .
    اگر ایستاده بودیم بریم و کناری بشینیم .
    ??️____________________
    کار ششم:
    صبح ها قبل از اینکه به فعالیتی بپردازیم این جمله رو سه بار با توجه، با خودمون بگیم :
    《خدایا امروز بهت قول میدم با عصبانی نشدنم خشنودت کنم .》
    ??️____________________
    همه این موارد برای پیشگیری از خشم بود .
    با تمام دقت یکا یک این موارد رو انجام بدیم تا آثارش رو به لطف خدا توی اخلاقمون ببینیم …..
    ??️____________________
    دوستان عزیزم این موارد برای جلوگیری از عصبانی
    شدن بود که استاد بزرگوار بنده توصیه کردن و نتیجه گرفتن …
    ان شاالله اگه خوشتون اومد و مشتاق بودید عمل کنید به این موارد
    هم استادم رو بهتون معرفی میکنم تا بهشون مراجع کنید هم راهکار های کنترل خشم وقتی که عصبانی هستیم رو براتون مینویسم با اجازه داداش رضا…

    امیدوارم کمکتون کنه
    درپناه خدا?

    پاسخ
  65. sara
    sara گفته:

    سلام داداش رضا
    متأسفانه خودم درگیر خشمم یعنى توی خونه نمیتونم خشمم رو کنترل کنم ولی بیرون از خونه کسی نمیتونه عصبیم کنه .
    وقتی این سوال رو پرسیدید خیلی بهش فکر کردم که چرا توی خونه زودرنج و عصبی ام بیرون از خونه نیستم به این نتیجه رسیدم از کسایی که برام مهم هستن خیلی توقع دارم و تو دنیا فقط از مامان و بابام توقع دارم و فقط هم از دست اونا عصبی میشم . ولی نمیدونم چطور کنترلش کنم اصلا ازشون توقع کوچیک ترین چیزی رو ندارم.
    البته وقتی از خودم ناراحتم زود عصبانی میشم و بهونه میگیرم بعد هم تا مامانو بابام کوچیکترین کاری کنن عصبی میشم.شاید هم از خودم زیاد توقع دارم.?

    پاسخ
  66. سوگلی بابا
    سوگلی بابا گفته:

    ۱.بپذیری که خشمگینی
    ۲.اول با یک روز شرو کن و بگو که میخوام امروز رو عصبی نشم و تمام سعیتو بکنی که اون روز عصبی نشی
    ۳.موقعی که خشمتو کنترل کردی برای خودت جایزه بگیری
    ۴.ببین واسه چی عصبی میشی و ریششو پیدا کن و از بین ببر
    ۵.موقعی که داره آمپرت میره بالا نفس عمیق بکش و تا ده بشمر
    ۶.کتاب اینقدر عصبانی نباش!!اثر رونالد پاترافورن را مطالعه کن

    پاسخ
  67. هدی
    هدی گفته:

    سلام

    مث همیشه نااااب

    کنترل خشم:بعضی جاها سکوت کن ،سخته ها خودم
    هم تو این زمینه مشکل دارم
    اما بارها تجربه کردم سکوت رو اولش آرومم بااینکه
    میشنوم همه چیز رو ….اما زیاد تحمل ندارم جوش میارم ….شروع میشه کل کل آخرش عصاب خوردی
    گفت وگوی ذهنی ای بوق نثارت این چی بود گفتی
    چرا اینقدر تند رفتی،بعد یه صدای دیگه میگه همش تو مقصر نبودی چون اونام خیلی بد میگفتن
    قضاوتت کردن و…
    تهشم به این میرسم نگاه خشمگین کردن به والدین
    باعث میشه نماز ت قبول نشه درنتیجه نه از نماز لذت میبرم که هیچ از خدا پس کله ای میخورم….
    جدیدا یعی میکنم برم بیرون یا اگرم باشم وبشنوم بیاهمیت باشم… یا بنویسم….
    کلا صحبت های استاد پناهیان تو تنها مسیر احساس
    میکنم رو تاثیر گذاشته یجورای یه صدایی بهم میگه
    رنج رو بپذیرشاید یکی از امتحانات پدر ومادرت باشن…

    پاسخ
  68. عمیدرضا
    عمیدرضا گفته:

    سلام داداش رضای عزیز و همه دوستان.
    من واسه کنترل خشم یه اسپینر خریده بودم ?چون میگفتن اسپینر باعث میشه صبرت بیشتر بشه و کسی که صبرش بیشتر بشه میتونه راحت خشمش رو کنترل کنه…و دیگه یه مدته اعصابم خورد نشده و از کسی عصبانی نشدم?اصلا خودمو در شرایطی قرار نمیدم که اخرش به این مرحله برسم…
    یه جور گریز از محل خشمه…به صورت خودکار مکان رو میسنجم و الفرار…
    خداروشکر نتیجشم خوب بوده …
    ولی خب این کافی نیست ، آدم باس محکم از درووون ساخته بشه..
    واسه همین بنظرم تغییر نوع نگاه مهمه
    مثلا وقتی یه نفر به هر دلیلی بهت ناسزا میگه ، پیش خودت بگی اشکال نداره پدر و مادرش تربیت یادش ندادن و سایه خانواده بالای سرش نیست?
    همین??

    پاسخ
  69. Mahdi_Rev
    Mahdi_Rev گفته:

    سلام…داداش…امیدوارم حالت توپ توپ باشه…
    از نظر من خشمگین شدن در افراد درونگرا و برونگرا تفاوت هایی داره…
    در افراد درونگرا بیشتر خود کسی که خشمگین شده اذیت میشه…مثلا من خودم اینطوریم…وقتی عصبانی بشم انگار یه چیزی داره از درون منو تیکه پاره میکنه…
    در افراد برونگرا خشمگین شدن بروز میکنه و آشکار میشه…معمولا نفساشون تند میشه ممکنه بددهنی کنن یا ممکنه رفتار ها و حرکات عجیب غریبی انجام بدن…( برای خنده یکی از دوستای ابتدایی من شخصیت برونگرایی داشت و وقتی که عصبانی میشدانگشت اشاره دست راستش رو میزاشت داخل دهنش و گاز میگرفت بعد به طرف مقابل حمله میکرد…یه بار شدت خشمش زیاد بود و دستش زخم شد…:)…. )
    اگر من که شخصیت درونگرایی دارم عصبانی بشم چند تا نفس عمیق میکشم و ذکر میگم و پرش فکر میزنم و کانون توجهمو تغییر میدم یا میرم یه جا که هیچ کس نباشه و با تمام وجود داد میزنم…اگر کسی هم باشه اطرافم مثلا توی خونه میرم جلوی آینه داد بی صدا ولی با تمام وجود میزنم…
    خلاصه هر کس روشی داره…
    ببخشید اگه زیاد شد…
    یا علی خداحافظ…

    پاسخ
  70. Ali
    Ali گفته:

    سلام،داداش سوالم ربطی به پست نداره.داداش تازه شروع کردم به نماز خوندن اما همش بعد نماز و حین نماز شک میکنم و به این فکر میکنم که نمازم درسته یا نه و خدا قبول میکنه یا نه.داداش اعصابم به خاطر این موضوع بهم ریخته.

    پاسخ
    • الناز(اسم مستعاره)
      الناز(اسم مستعاره) گفته:

      سلام
      اولا شک زیاد رو نباید بهش اعتنا کنید
      و بعدشم نماز که خوندین اصلا بیخیال شک هاتون باشین اینطوری کم کم این موضوع نیستین و بعد یه مدت درست میشه ولی یکم صبر کنید و این که در مورد این که نمازتون قبوله یا نه فکر نکنین که بعد کمالگرا بشین

    • فاطمه خانوم (:
      فاطمه خانوم (: گفته:

      سلام. منم اوایل اینجوری بودم و هی ب نمازم شک میکردم.. هی میگفتم نمازم درسته یا ن.. ولی با حرفای داداش رضا و تلاش خودم خداروشکر بهتر شدم و هنوزم تلاش میکنم بهتر و بهتر بشم.. داداش رضا میگف: (( کلا ما خیلی دوس داریم بدونیم نتیجه ی کارامون و فعالیت هامون از نگاه خدا چی میشه.. آیا قبول میشه یا ن .. انصافا سوال شیرینی هم هست.. ب هرحال دونستن اینکه خدا کارمونو پذیرفته یا ن شرط اصلی مسیر پاکیه.. آخه وقتی مقصد میشه خدا، ما برامون مهمه خدا ازمون راضی باشه ولی هیشکی نمیتونه ب این سوال جواب قطعی بده چون اصلا این قضیه ب عهده ی ما نیست و بهتره ندونیم. یعنی بعد نماز نباید بگیم من چن بار تو نماز حواسم پرت شد یعنی خدا این نماز منو قبول میکنه؟؟ من نتونستم نماز صبح بیدار بشم یعنی خدا عذابم میکنه؟ من ب فلانی خیلی کمک کردم الان خدا عاشقم شده؟ اگه درگیر این چیزا بشی رسما فضول خدا میشی… فضول خدا ب کسی میگن ک زیاد ب این سوالا فکر میکنه.. ب ما چ نمازمون قبوله یا ن؟ ما فقط باید تلاش کنیم و امید وار باشیم.. ممکنه نماز داغونی بخونیم خب ب ما چ؟ ممکنه همونو خدا قبول کنه. کیه ک بگه قبول نیس؟ هروقت حس کردی نماز خوبی خوندی بترس چون مغرور شدی هروقت حس کردی نماز ناجوری خوندی امیدوار باش چون ممکنه خدا همونو قبول کنه کلا از این فاز بیا بیرون ک بخوای همه چیو بفهمی. ب ما چ؟ مگه خدا اینو ازمون خواست؟ خدا فقط گف امید داشته باش و تـــلــاش کن)) ..همشو داداش رضا گفته بود تو کانالش منم دقییییقا همونا رو گفتم….یه خورده داری وسواسی میشی.. ولی اینو بدون ک داداش رضا گف شیطان ب اونایی ک نمازشون خرابه کاری نداره زیاد.. اتفاقا چون نمازت درسته میاد اذیتت میکنه ک شک کنی و خرابش کنی اگه نمازت درست نبود وقتشو صرف تو نمی‌کرد….

  71. سید علیرضا
    سید علیرضا گفته:

    سلام داداش رضا
    حرفایی که میزنی و پستایی ک میزاری اگه یه نوجوون صفت حق پذیری رو در خودش داشته باش و واقعا گوش کنه و عمل کنه زندگیشو دگرگون میکنه
    هر چند ک این صفت حق پذیری رو سال ۹۵ خدا ی پس گردنی بهم زد و بعدش کلی سرویس شدم ولی ارزششو داشت ک از اون اوضاع دربیام چون پدر مادرم ک کلا رهام کرده بودن و بعدش این صفت در من ایجاد شد وگرنه من ک خواب بودم حالیم نبود من اگه بد شدم شرایط منو بد کرد من تا ۱۵ سالگی واقعا بچه خوبی بودم ولی خدا در اولین فرصت تو ۱۸ سالگیم گوشمو پیچوند وگرنه عمرا ادم میشدم این روزا هم تا خرخره وسوسه میشم ولی خدا این قدرتو بهم داده ک به خودم نه بگم خدا میدونه چقد بعد توبه کردنم بالای صد میلیون بار موقعیت گناه داشتم همرو با اینکه خیلی کشش داشتم نه گفتم و بعدش خدا کلی بهم پاداش داد ? ..
    من خودم طی این یسال و خورده ای خدا میدونه چقد تغییر کردم …
    چون واقعا خواستم و خدا پی در پی با حرفای تو و اتفاقات هدایتم کرده و همچنان داره ادامه میده
    داداش یه جمله ای گفتی که بچه ها شما هرچقدرم در گذشته خرابکاری کرده باشی خدا این قابلیتو داره که برات درستش کنه خدا هرکاری بگی از دستش بر می اد.. اصلا این جمله رو میخونم انقد ارامش خیال میگیرم حد نداره چون واقعا مسئولیت کل زندگیمو دادم ب خدا البته خودمم تلاشمو میکنم دیگه بقیش با خدا ❤
    چون من خواستم خدا گفت اهان این خودش داره همکاری میکنه دور یسری چیزا رو خط کشیده منم با جون و دل هدایتش میکنم و میارمش بالا ..
    قشنگ دارم رد پاشو میبینم تو زندگیم ک داره دخالت میکنه به نفعم توی کارام ..
    راستی داداش این کتاب سفیر ابلیس تا سفیر پاکی جلد دومش خیلی خوب بود با اینکه ۱۲۶ صفحه بود ولی وقتی شروع کردم ب خوندن تا تهشو رفتم انگاری نفهمیدم زمان چطوری گذشت خیلی نفوذ داشت حرفات دست مریزاد خیلی عالی بود ??

    پاسخ
  72. zahra
    zahra گفته:

    سلام.عالی مثل همیشه…
    من وقتی خیلی عصبانیم برخلاف بقیه اصلا نمی تونم داد بزنم…کلا حنجرم باز نمیشه…:)…واسه من کنترل خشم یه جورایی فک کنم که به طرف مقابلمم بستگی داشته باشه …اگه ادمی باشه که با دلیل های منطقی قانع بشه …من به اون مرحله ی اوج خشم نمی رسم…ولی اگه یکی باشه که اصلا دلیل ومنطق و هیچیو قبول نداره …منم هر چی بگم رد کنه …دیگه متوقف میشم …ولی خب از درون اتیش میگیرم…از بس درونگرام…به خاطر همین خشمم فقط به ضرر خودمه…یه مدتی مامانم خیلی باهام کلکل میکرد…به همه کارام گیر میداد…هرچی باهاش حرف میزدنم …اصلا اینگار نمی شنید…به خاطر همین یه مدتی تصمیم گرفتم اصلا باهاش حر ف نزنم…از اون موقع دیگه بهم گیر نداد…الان تا حدودی بهتره…کلا سعی میکنم که تو موقعیت خشم نیوفتم…اگه هم افتادم به فکر خودم باشم که این همه خشمو بریزم توخودم داغون میشم…اصلا تا یه مدتی خدارو هم یادم میره…

    پاسخ
  73. عرفان بهرامی
    عرفان بهرامی گفته:

    سلام رضا ممنون از حرفات ما چطوری حرف خدا بهت الهام می شه من می خوام یاد بگیرم واقعا تو خیلی چیز می دونی چطوری اینها بهت الهام می شه ؟؟
    اما در مورد خشم هنگام خشم باید ترسی در وجودمون باشه که مثلا اگه داد بزنیم از این حس پاکی دور می شیم و برای این کارمون ارزش قائل باشیم

    پاسخ
  74. علی
    علی گفته:

    سلام دادا
    مطالب زیبایی گفتی مثل همیشه
    برای کنترل خشم اول باید حفره ها رو شناسایی کنیم . یعنی با خودمون فکر کنیم چه اتفاقاتی باعث خشمگین شدنمون میشه … بعد میتونیم جلوی عصبانیت خودمونو بگیریم . راه دیگه خود داری از خوندن ذهن دیگرانه ، یعنی اگه کاری کردن و باعث عصبانیت ما شد با فکرای منفی نگیم عمدا این کارو کرد تا عصبیم کنه . مثبت فکر کنیم .. راه آروم شدن هم یکیش نفس عمیق کشیدنه که بهش تنفس شکمی یا دیافراگمی هم میگن . آب خوردن . قدم زدن . تغییر اون موقعیت … اینا همش از راه های کنترل خشمه
    التماس دعا

    پاسخ
  75. .f.t.m
    .f.t.m گفته:

    سلام بهترین داداش دنیا.صبح باز یه مزاحم اومد پی وی چند بار بهش گفتم من تعهد دارم مزاحم نشو حرفای بدی هم نزده بود فقط خواست بیشتر اشنا بشه ولی نخواستم دوباره خودمو گول بزنم چون نمیدونم اخرش به کجا میکشه بلاکش کردم بعد دیدم پست جدید گذاشتی سایت در این مورد.گفتم اینو جنبه هدایتش براش میفرستم دوباره بلاکش میکنم☺.اما برای کنترل خشم بهتره ادم وقتی عصبانی شده تغییر محیط بده منکه خودم بیشتر عصبانیتم رو خود خوری میکنم بعد که ارووم شدم به اون چیزی که باعث عصبانیتم شده میخندم واقعا ارزشش نداره که ارامش ادم از بین بره سر هر چیزی بخواد باشه سعی میکنم مثبت بین باشم وهر اتفاقی حتما حکمتی داشت ومیسپارم به خدا چون عواقب خشم رو میدونم خیلی زشته اول به جسم وروح خودم ضربه میزنه وبعد ممکنه طرف مقابلم رو آسیب بزنه..ودر آخر ذکر یا حلیم منو ارووم میکنه

    پاسخ
  76. مهدی سرحال
    مهدی سرحال گفته:

    سلام داداش خسته نباشی.از این پستت خدایی خیلی خوشم اومد.هم کاربردی بود و هم خیلی خودمونی و رک همه چیو گفتی.دمت گرم…
    من خودم خیلی وقتا خداییش نمیتونم جلو خشممو بگیرم.ولی بعضی وقتا ب خودم میام و میگم بابا تو ک همش بعد اینکه خشمتو رو کسی خالی میکنی کلی از درون میریزی ب هم ک…
    اینو وقتی ب خودم میگم یاد آرامش بعد این میوفتم ک چقد خوبه آدم وقتی خشمگین میشه با سکوت و مرور ضرراش خودشو آروم کنه و دور بشه از اون مکان.و اینجوری میشه ک بعدش کلی از درون حالم خوب میشه بخاطر این کارم.آرامش خاصی میده…
    همیشه هم جواب گرفتم…
    ب جز اینکه حال خودتو بد نمیکنی،طرف هم ازت ناراحت نمیشه و این حس خوب دو طرفه اس…
    داداش خیلی دوست دارم…♡

    پاسخ
  77. H
    H گفته:

    سلام داداش مثل همیشه عالی?
    من قبلنا خیلی زود عصبی میشدمو داد میزدم ولی خودم از این رفتارم بیزار بودم تا اینکه یبار کامل خودمو کنترل کردم و سکوت
    بعدش خیلی حالم خوب شد و چون این حال خوبو تجربه کردم به مرور این سکوتو ادامه دادم و حالا دیگه خیلی خیلی خیلی کم عصبی میشم و تلاش میکنم که تا چند وقت دیگه عصبی نشم ان شاءالله?

    البته در بحث مزاج شناسی طب اسلامی صفراوی بودم و باتوجه به این موضوع پیش متخصص طب ایرانی اسلامی رفتم و تغذیه ام رو اصلاح کردم که خیلی کمکم کرد

    التماس دعای فرج?

    پاسخ
  78. هبوط
    هبوط گفته:

    من یادم رفت بگم علت عصبی شدنم بابام بودچون خیلی زودعصبی میشدوقتی دادمیزدهمه سکوت میکردن این باعث شدهمه مابچه ها عصبی مزاج بشیم.چیزی هم که باعث شدفکرترک عصبانیت بیفتم این بودکه من بعدازعصبانیت عذاب وجدان شدیدمیگرفتم به حدی که شبا خوابم نمیبرد.وسردردهای مکررهم میگرفتم.من تو دوسال تونستم کنترلش کنم نمیدونیدچقدسخت بودبرام.??????

    پاسخ
  79. هبوط
    هبوط گفته:

    سلام.داداش پستت مثل همیشه عالی بود.من اتفاقا تا دوسال پیش یکی ارعصبی ترین آدما بودم وقتی عصبی میشدم بایدیه چیزی میشکوندم باورکن من گوشی موبایل شکستم لیوان شکستم و….ولی الان بعداز۲سال به ندرت عصبی میشم.مهم ترین کاری که کردم این بودکه فاصله میگرفتم ازاون موقعیت وارافرادی که عصبیم میکردن ونمیموندم.اوایل خیلی بهم فشارمیومدوگریه میکردم چون زورم نمیرسید به خودم.دومین کاراین بودکه روحموبزرگ کردم وسعی کردم باهرحرفی به هم نریزم وسومین کاراین بودجدل رو کنارگذاشتم.ولی مهم ترین کارهمون فاصله گرفتن بودباورکنیدمن هنوزبایکی ازهمکلاسام که خیییلی عصبیم میکردفقط یه سلام دارم همین.

    پاسخ
  80. خدایم کافیست
    خدایم کافیست گفته:

    هر چی عقلت کامل تر و پخته تر بشه خشمت هم کمتر میشه… به نظر من بستگی به درک ما از مسائل داشته باشه..اگه آدم در قبال مسائل عاقلانه برخورد و فکر کنه
    چرا باید عصبی شه؟!

    پاسخ
    • داداش رضا
      داداش رضا گفته:

      سلام.آخه خشم پاداش داره.وقتی عصبی میشی همه به حرفت گوش میدن…بخاطر همینه ترک خشم سخته…طرف تا میخواد ترک کنه شیطون بهش میگه : دیدی به حرفت گوش نمیدن ؟ دیدی تورو آدم حساب ندارن ؟ بعد دوباره خشمگین میشه.از اون طرفی هم خشم عقل رو کم میکنه و شخص عملا بعد چند ماه نمیتونه درست وقایع رو تفسیر کنه….
      من که اینجوری فکر میکنم.دوست دارم نظر بقیه بچه ها رو هم بدونم

  81. الناز(اسم مستعاره)
    الناز(اسم مستعاره) گفته:

    سلام
    صبح بخیر بین الطلوعینت بخیر?
    اون بالا کلی تف تفیمون کردی از بس گفتی تففف تففف??
    من دفتر الهامات دارم وقتی مینویسم یه آرامشی میگیرم از درونم?
    اون بالا ۶۶ نکته گفتی قبل از تموم شدنش گفتم بنویسمشون دیدم پایینش نوشتی من جات بودم اینا رو مینوشتم?
    من سیم کارتمو دو سال پیش عوض کردم بدم می اومد پیام بده و سریعم بلاک میکنم دست به بلاکم خوبه?
    گفتین کنترل خشم سخت تره کنترل شهوته
    الان من چند روز سعی میکنم اگه عصبانی شدم گوش بدم به ندای درونم که عصبانیتم رو کنترلش کنم چون اون لحظه میشنوم نداشو اما چون صدای شیطان قوی تره به شیطان گوش میدم تا ندای درونم برا همین سعی میکنم که به صدای درونم گوش بدم تا بتونم کنترل کنن اعصابمو الکی بهم نریزم??

    پاسخ
    • داداش رضا
      داداش رضا گفته:

      سلام.چه عالی…
      آخه اصولا کسی که خشم داره نمیپذره اینایی که گفتید رو…
      میگن درمان خشم پذیرشه اینه که واقعا بپذیری که خشم داری و باید مدام ضرر هاشو برای خودت مرور کنی و از خودت حالت بد بشه…
      من خودم میگم نباید با آدمای عصبی دور خورد…چون عصبانیت و خشم واگیرداره و تفسیر غلطی از اتفاقات رو به آدم یاد میدن…
      بعضی ها هم واقعا پر توقع ان…همش خشم خشم خشم… به نتیجه وابسته بودنم خشم میاره…
      در کل موضوع جالبیه…دوست دارم همه نظر بذارن و درباره این مورد با همدیگه بحث کنن و زیر نظرات هم نظر بذارن. من عاشق این کارای بچه هام که نظر میذارن و زیر نظر هم به هم جواب میدن و سایت رو گرم میکنن.
      منتظر نظراتتون هستم