هرکی خربزه میخوره پای لرزشم میشینه

هرکی خربزه میخوره پای لرزشم میشینه

سلام.
میگم یه سوال…
میدونی چرا آدمای خیلی خیلی خیلی خیلی موفق یهو شکست میخورن و یهو به خاک سیاه میشینن ؟شاید بگی دلیلش غرور بیجای طرفه…
اره …
اینم هست…
ولی به نظر من دلیل مهمترش اینه که طرف بعد از شکست نتونسته ذهنشو کنترل کنه…
یعنی چی ؟
یعنی نتونسته به خودش بگه تو دل این شکست یه درسیه یا نتونسته بگه من بعدا از این شکست سکوی پرتاب میسازم…یه جورایی چون تمرکزش رو شکستش بود یهو پشت سر هم شکست میخوره…اونایی که شکستای رگباری و پشت سر هم میخورن …دلیلش همینه…
یعنی بهم خوردن کنترل ذهنش…
اینجور وقتا که ذهنت داغون میشه به درسایی که گرفتی فکر کن…اینجوری آروم میشی…

کل بازی موفقیت میدونی چیه ؟ کل بازی موفقیت کنترل ذهنه…

باید تمرین کنی هر اتفاقی رو جوری ببینی که بهت حس حرکت و انگیزه بده…
به خصوص آینده رو‌..

رمز موفقیت چیه؟
– گرفتن تصمیم درست
چطور تصمیم درست بگیریم؟
– کسب تجربه
خب تجربه چطور کسب میشه؟
– تصمیم اشتباه …
تصمیم اشتباه از کجا میاد ؟
– از شکست…
پس شکست پل پیروزیه ؟
– دقیقا…

اینه داستان…
بگذریم…
بعد شهادت حاج قاسم خیلی دلم شهادت خواست…
البته یه حسی بهم میگه رضا تو شهید میشیا.
ولی نمیدونم این اتفاق میوفته یا نه.
ولی الهاماتم همیشه درست از آب در میاد.
من از این دنیا برم تازه خیلی ها با من و نوع فکرم اشنا میشن و کتابام بدون سانسور چاپ میشه…این صدای درونی همش اینو بهم میگه.
خیلی دوست دارم اون دنیا به همه گناهکارا کمک کنم که پاک بشن…
یکی از فانتزی های ذهنیمه که اگه به واقعیت بپیونده به تموم‌ خواسته هام میرسم…
البته :
من از خون میترسم. دوست دارم جوری از دنیا برم که یهو منفجر بشم…اینجوری خون نمیبینم.
اگه اینجوری بشه که عالیه…

هر کسی تو رسالت خودش میتونه یه پا سردار سلیمانی باشه…

باورت میشه این روزا من اصلا وقت سر خاروندن ندارم ؟ روزی هشت تا هدف دارم.تا همشو تیک نزنم شب خوابم نمیبره…

من اصلا وقتم آزاد نیست .البته من زمانم با برکته در عین حال که وقتم پره اما واسه شما هم تایم میذارم…خیلی وقتا اصلا وقت نمیکنم حموم برم…یا حتی وقت نمیکنم به گذشته فکر کنم یا حتی انقدر وقتم پره که برای شیطونم وقت ندارم…
دیگه خودت تا تهشو بخون.
تو این سایت من فقط به شما مسیر نشون میدم…دیگه این خودتی که باید بقیه راه رو بیای…

حق انتخاب داری…

سوره مبارکه شمس آیه ۸

فالهمها فجورها وتقواها…
همتون میدونید بد و خوب چیه…

کسی که تشنه باشه…اصلا نیازی نیست کسی هولش بده…خودش میاد مسیر رو…
من یه تعریف ساده تر از آدم حسابی دارم …
چون خیلی به این واژه فکر کردم چیزای جدید کشف کردم.

ببین…
آدم حسابی از نظر من به کسی میگن که نیاز به تشویق کسی نداره و خودش میره اون مسیری رو که باید بره…
یعنی نیاز نداره کسی هُلش بده یا بهش انگیزه بده..
از نظر من این شخص آدم حسابیه و با این تعریفی که من کردم هر کسی اینجوری نباشه آدم حسابی نیست.

شاید شما تعریف های متفاوتی از آدم حسابی داشته باشید….ولی به نظر من آدم حسابی به کسی میگن که نیاز به تشویق کسی نداره و نیازم نیست کسی هلش بده بره سمت هدفاش و موفقیت.
خودش خودشو هُل میده…

یکم فکر کنی تو هم نتیجه ای که من رسیدم میرسی‌‌…

  • ببین :
  • یه آدم حسابی اصلا نیازی نیست بهش بگی اذان شده برو نماز بخون…
  • یه آدم حسابی اصلا نیازی نیست بهش بگی برو مطالعه کن…
  • یه آدم حسابی اصلا نیازی نیست بهش بگی حجاب داشته باش.
  • یه آدم حسابی اصلا نیازی نیست بهش بگی خودسازی کن.
  • یه آدم حسابی اصلا نیازی نیست بهش بگی به سمت خدا حرکت کن…
  • خودش هر روز داره تلاش میکنه که به سمت خدا بره
  • یه آدم حسابی مشتاق تغییره…
  • یه آدم حسابی عاشق اینه که از دیروزش بهتر بشه…
  • ادم حسابی اونیه که میخواد آدم خوبی بشه و بهاشم میپردازه …

نمیدونم چرا فکر نمیکنم ۲۷ سالمه…
از لحاظ روحی حس میکنم حدودا ۷ سالمه و از لحاظ جسمی ۲۱ سالم و از لحاظ روانی شاید یه نوجوونم و از لحاظ عقلی شاید ۴۵ …
من فقط تو شناسنامه ۲۷ سالمه.
من سن های متفاوت زیادی دارم…
اصلا نمیدونم چند سالمه…
اینا همش یه مشت عدده…
ما سن های متفاوتی داریم که دم دست ترینش سن شناسنامه ایه…

نگو سنم رفته بالا دیر شده…
باور کن سن فقط یک عدده بی ارزشه.
من امروز به این حقیقت پی بردم که سن رو سن شناسنامه مشخص نمیکنه.

راستشو بخوای این روزا عین پیر مردا شدم…دیدی چقدر با مرگ اوکی میشن…یعنی هر روز فکر میکنن الان عزرائیل میاد …
الان ما جوون هستیم حالیمون نیست…
ولی از سن ۷۰ سال به بعد همش منتظری بری…
میدونی چرا ؟
چون همسرت…پدر مادرت…دوستات…همه رو از دست دادی…
حالا نوبت خودته…
چه روزای جالبی…
همش منتظری عزرائیل بیاد…
تا یه صدا میاد حس میکنی عزرائیله…
یکم ترسو و بی قرار میشی…
یاد کارای جوونیت میوفتی و میترسی و گریه میکنی…
تصمیم میگیری بری مسجد و نماز اول وقت بخونی…
دیگه حالت خیلی بد میشه…
همش به بچه هات و نوه هات زنگ میزنی که خبرتو بگیرن…
یه اضطراب پنهان داری…
خودتو گناهکار میبینی…ولی وقتی یکی بهت میگه من زندگیمو مدیون تلاشای توام حالت خیلی خوب میشه…

دوست داری خدا ببخشت…
همش صلوات میفرستی و استغفار میکنی…

دیگه بدن اون توان گذشته رو نداره…
وقتی از تو تلوزیون حرم امام حسین رو میبینی بغض میکنی و میگی : اقا غلط کردم…
ولی سعی میکنی کسی نفهمه تو دلت چی میگذره…

شیطون تو پیری میگه :

چه عمری رو گذروندی…خدا نمیبخشت…بعد بازم حالت بد میشه…چون مرگ خیلی هارو به چشم دیدی…حالا نوبت خودته…
ولی وقتی دورت شلوغ میشه کمی این افکار کمتر میشه …

جوری زندگی کن که وقتی هفتاد سالت شد اینجوری نباشی…
بگذریم…
چند تا توصیه واسه کسایی دارم که تازه عقد کردن دارم :

۱: سعی کنین زیاد از هم انتقاد نکنید…اگرم انتقادی داری تو فضای دوستانه و صمیمی بگو…نه خشک
۲: قبل حرف زدن فکر کن
۳: هر چی تو خونه شد به مامان بابات نگو
۴: واسه شوهرت زیاد بخند.
۵: مردا تک بعدی هستن…وقتی داره کاری میکنه یا تو فکره باهاش کاری نداشته باش.
۶: به مرد نگو دوست دارم…به جاش تحسینش کن..
۷: ناز و عشوه یاد بگیر …مردا خوششون میاد.تن صدا چشم و ابرو و ..
۸: با هم نماز بخونید و بعد نماز دست همسرتو بوس کن…هم بعد نماز و هم بعد غذا.
۹: مهمون اومد خونتون ساده بگیرید…سخت نگیرید.اگه شما در صلح باشید مهمون بهش خوش میگذره.
۱۰: هیچوقت اقتدار مردتو نشکون…

از نظر من شماره سه از همه مهمتره.
راز داری واقعا مهمه…
خخخ
یه چی بگم ؟
ببین…
ما وسیله ای نداریم که آخر سال بخوایم خمس بدیم…
یه جورایی هر چیزی خریدیم وسایل مورد نیاز زندگیمون بوده و همه رو استفاده میکنیم…
بعضی از دخترا واسه جهیزیه کلی وسیله الکی میگیرن…غافل از اینکه باید سر سال خمسشو بدن خخخخ…
اگه ندن لقمشون حرام میشه.
قابل توجه دوستانی که تجمل گران !

لطفا زیاد جهیزیه نگیر. جهیزیه کاربردی بگیر…وگرنه باید خمس بدی…

من بعد ازدواج هر روز دارم پیشرفت میکنم…
هر روز دارم پاک تر میشم…
هر اتفاقی میوفته به پیشرفتم کمک میکنه.
اینو خودم از درون دارم حس میکنم…
عجیب رشد کردم اومدم بالا…
همه چی عالیه و تحت کنترلمه…
احساس میکنم به بیشتر آرزوهای دنیاییم رسیدم.
همین که همه چی تحت کنترلمه عالیه…
از همه چی راضی ام.
فقط دوست دارم رشد کنم .
هدف اصلیم نزدیک شدن روز به روز به خودم و خداست.
سال ۱۳۹۸ برای من پر از تلاش و سخت کوشی بود.
اصلا تنبلی نداشتم.همیشه تلاش کردم…واسه سال ۱۳۹۹ کلی برنامه و هدف دارم.
هر روز احساس میکنم عزت نفس و اعتماد به نفسم بیشتر میشه…
بعدش میرم یه کار بزرگتر میکنم…
و باز هم بهش میرسم…و باز هم عزت نفس و با اعتماد به نفسم بیشتر میشه…
خیلی خودباوریم زیاد شده.
رابطم با خودم کاملا اوکیه.
خیلی تلاش کردم تا بهش رسیدم…
چون درون من خیلی آشفته بود…
ولی الان نظم درونیمو احساس میکنم.
به ثبات رسیدم‌.
سال ۹۳ اصلا درونم نظم نداشت…
خیلی داغون بودم…
ظاهرم نشون نمیداد…
ولی از درون مثل یه شهری بودم که با بمب اتم ویران شده…

الان شهر درونم کاملا درست شده و واقعا درونمو ساختم.
چقدر خوبه خودساخته باشی و هیچیت از کسی تقلیدی نباشه و خودت به همه چی رسیده باشی و رشد کرده باشی.

هر روز داره زندگی برام قشنگتر میشه…
هر روز دارم به خودم و خدا نزدیکتر میشم .
یه حسی بهم میگه تا شهریور سال ۹۹ خیلی پیشرفت میکنم…خیلیییییی !
یعنی تا ۹ ماه دیگه.
واسه این ۹ ماه کلی برنامه دارم.همه رو تو کاغذ برنامه ریزی هام نوشتم.

پیش به سوی پیشرفت و ارتقای روحی.
همه چی عالیه و تحت کنترلمه.
خدایا شکرت.

یه توصیه به داداشام :
وقتی صبح از خواب پا میشی خیلی مواظب آبروت باش.چون خون که به مغزت نمیرسه…ممکنه یه کاری بکنی آبروت به خطر بیوفته…میفهمی دیگه ؟ پسرا سر صبح کلا از دنده راست بلند میشن.
آبرو که بریزه جمع کردنش سخته…

بچه ها بیکار نباشید...

برید کار با اینترنت رو یاد بگیرید…
الان جوونا بیشتر تو سطح‌ نت هستن…
اگه بتونی یه نفر رو با حرفات برگردونی …این شخص فقط خودش برنمیگرده…بلکه هزار نفرو برمیگردونه.‌‌
واقعا میگم…
این جبهه نیاز به ماها داره…
باید جوونا رو به پاکی دعوت کنیم…
الان جنگه نرمه…
هر کاری از دستت بر میاد بکن…

من میتونم کارای بیشتری بکنم…
مثلا میتونم سایت رو بدم دست سئو کار تا بیاد بالا…
ولی راستشو بخوای من دوست ندارم تا زنده ام کسی منو بشناسه…
دوست دارم با شهادتم شناخته بشم…
به فاطمه هم گفتم که وقتی شهید شدم چیزی سانسور نشه ازم و بیاد همه رو بگه تا الگوی واقعی تری بشیم.
شاید از نگاه شما مسخره باشه…
ولی این آرزوی قلبی منه…
وقتی تجسم میکنم کلی ذوق میکنم…
اگه این اتفاق تو زندگیم بیوفته من بردم زندگی رو…
حس میکنم مدال طلا گرفتم…
امیدوارم زندگیم اینجوری به پایان برسه…
ولی شما تا میتونید کار فرهنگی کنید…
منم از هیچی شروع کردم باور کن…

اوایل وقتی از خواب بیدار میشدم کلی افکار منفی به سمتم سرازیر میشد…
افکاری مثل استرس و اضطراب…
یه ترس و خودخوری شدید …
خدارو شکر تو متاهلی خیلی بهتر شدم…
بعضی وقتا دلم به حال خودم میسوزه که چقدر روح بیماری داشتم…هنوزم روحم بیماره…اما واقعا نسبت به گذشتم خیلی بهتر شدم.
قبلا اصلا برای خودم ارزش قائل نبودم…

بازم خدارو‌ شکر که روز به روز ضربات روحیم داره بهتر و خوبتر میشه…

اینو واقعا بدون اغراق میگم..
بهترین و پاک ترین و خدایی ترین ماه تو زندگیم دی ماه سال ۱۳۹۸ بود.

دیگه هر کسی خودش بهتر میفهمه داره چکار میکنه.
دی ماه ۱۳۹۸ خیلی با خودم در صلح بودم.

من شش ساله با شماها دارم حرف میزنم و رو مسئله تغییر کردن خیلی رو خودم و شماها کار کردم.
مشکل تغییر نکردن خیلی هاتون اینجاست که میخواین تغییر کنین ولی از دست خودتون هنوز خسته نشدین زیاد…
یعنی هنوز کاسه رنجت لبریز نشده…
بچه ها…
تغییر اینجوری صورت نمیگیره…
تا میتونی رنج های تغییر نکردنتو مرور کن…
یه چیزی مثل تنبلی…زمانی ترک میشه که کشته شدن تک تک آروزهاتو جلو چشات ببینی و حس کنی …بعدش دیوونه بشی…
احتمال اینکه بعدش تنبلیتو ترک کنی زیاده…
اما اگه اینجوری نشی…عمرا بتونی تنبلی رو بذاری کنار…
کلا من معتقدم تا کسی از خودشو زندگیش متنفر نشه تغییر نمیکنه.
من که اینجوری تغییر کردم.

ذره ای عجب و غرور ته دلت باشه تغییر نمیکنی…
اینکه بگی من بلدم و فلان…
این چیزا باعث میشه سمت یاد گیری نری…و کسی که سمت یادگیری نمیره هیچ رشدی نمیکنه…

هر وقت گفتی من بلد نیستم …بدون خیلی بلدی…
هر وقت گقتی من بلدم بدون هیچی بلد نیستی…
اینه رمز اونایی که سمت یادگیری میرن و دست از مطالعه برنمیدارن‌‌….
باید واقعا احساس نیاز کنی…
باید با تموم وجودت حس کنی که اگه مطالعه کنی و سخنرانی گوش بدی پیشرفت میکنی…
باید اینو حس کنی که روحت با خودسازی به آرامش میرسه…
اینجوری میفهمی که با تلاش میشه تغییر کرد …
باید قشنگ درکش کنی اون آیه از قران رو که خدا میگه : تا تو تغییر نکنی زندگیت تغییر نمیکنه… ( رعد آیه ده )
ولی ای کاش اینهمه وابسته نبودی…
بخاطر همین تنبل بار اومدی..
اگه وابستگیتو درست نکنی و مستقل نشی…
هیچی نمیشی…
چون تنبل میشی و تنبلی مادر تموم گناهاست.
هر چقدر از تنبلی بگذره…تنبل تر میشی…
بعدش دیگه همه چیتو از دست میدی و برگشتتم مشکل تر میشه…
بعدش صبح تا شب کارت میشه حسرت و حسادت…
الانو نبین…
چند سال بعدتو ببین…

اینارو‌ میگم که چند سال بعد ضربات روحیت مثل من نشه…
۲۲ سال تنبلی داشتم.
میفهمم داغون شدن یعنی چی…
یه روزی به خودت میای میبینی پنجاه هزار کیلومتر از خودت و صد هزار کیلومتر از خدا دوری و باید با پای پیاده اینهمه راه بیای تا جبران کنی….یه روزی به غلط کردن میوفتی…

کج رفتن و الکی وقت گذروندن عاقبتش همینه…

باور کن اگه اینجوری که میگم عمل نکنی یه روزی پوچ و خنثی و افسرده و داغون و حسود میشی…
باور کن اگه کاری برای خودت نکنی بعدا روحت ضعیف و بیمار میشه…
باور کن به روزمرگی میوفتی…
باور کن دیگه نمیتونی به خودت افتخار کنی…
خیلی وقتا وقتی به خودت نه میگی خیلی به آرامش میرسی…
وقتی سیاهی ها یهو به سفیدی ها حمله میکنن…
یه جنگی بین سفیدی و سیاهی شکل میگیره..
اینو درونت میفهمه…
بعدش سیاهی ها یهو زیاد میشن و سفیدی رو کم کم دارن نابود میکنن…
اما لحظه آخر سفیدی ها همت میکنن و سیاهی هارو دور میکنن…
و تو هنوزم سفید میمونی…
شاید از سفیدیت کم شده باشه…
آخه سیاهی ها سفیدیهاتو ازت گرفتن…
ولی تو هنوزم سفید موندی…
میتونستی سیاه بشی…اما نشدی …
پس تو پیروز شدی…
جنگ بین سفیدی و سیاهی همیشه هست…
تبریک میگم…
تو نسبت به گذشتت خیلی پیشرفت کردی…
راستی ؟ اگه قبلا سیاهی ها بهت حمله میکردن چکار میکردی ؟
اون موقع ها ضعیف تر از الانت بودی…
این روزا قوی تر شدی…
ازت میخوام به خودت خسته نباشید بگی …

یه سوال ازت دارم لطفا صادقانه بهش پاسخ بده…
الان پاک تری یا سه سال پیش ؟
لطفا همه پیام بدید و بگید نسبت به سه سال قبل پاکتر شدی یا بد تر…لطفا منصفانه بگید…فکر کنید و پاسخ بدید…

منتظر پیامتون هستم…

دوست دار شما : داداش رضا 🙂

ارسال نظر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

344 پاسخ
  1. فاطمه
    فاطمه گفته:

    داداش من با خود شکستام زیاد مشکل ندارم ولی اینکه پدر مادرم همش شکستامو به رخم میکشن خیلی عذابم میده باعث میشه همش شکست بخورم ولی من هر کاریم بکنم اونا بازم تاییدم نمیکنن داداش رضا چجوری باید بدون توجه به حرفاشون به مسیر خودم ادامه بدم؟

    پاسخ
    • مهدیه
      مهدیه گفته:

      سلام.من تازه باشما اشنا شدم. الان خیلی پاکتر شدم الحمدلله.من کلا توفاز خودسازی ام اما خیلی سخته وخیلی هم شکست داشتم اما هی بلندمیشم و مبارزه و مقاومت میکنم تا اینکه ان شالله ب روزی برسم ک حتی تو زندگیم ی کراهتم نداشته باشم.شماهم به من دعا کن داداش بعدشهادتت دست مارو بگیر و شفاعتمون کن

      پاسخ
  2. محسن
    محسن گفته:

    سلام داداش
    ببخشید سوالم مربوط به اینجا نیست ولی… :
    داداش من که ۱۶ سالمه میتونم کتاب مراقب خودت باش رو بگیرم…؟

    پاسخ
  3. photon
    photon گفته:

    سلام به همگی دوستان..
    (درجواب به کاربر مینا که درمورد حیا پرسیدن)اولا بت تبریک میگم که اینقدر حق پذیری..خداروشکر واقعا..بعد درمورد حیاهم میناخانم دقت کن یکی از شرایط حیا داشتن رعایت”ادب” هست..حیا یعنی “حفظ حریم شخصی” چه از جهت جسمانی وچه روحی..پس برااون مورد که گفتی که گویا رسم خانوادگی شده براتون پس اول خیلی باادب واحترام ودرفضای جدی بهشون بگو این عمل رو نمیپسندی یا اگه یهو فراموش کردنواومدن طرفت دستت رو به علامت ایست نگهدار تا یادشون بیاد ولی نه بااخم وبداخلاقی(مث همین جمله دورشو کور شو!! جمله خوبی نیست)..یواش یواش حل میشه..بعدهم همونطور که قبلنام بهت گفتم اعضای فامیل بمعنی داشتن دوس پسر نیست (مگر بدلیل روابط خارج از عرف)ودلیلش بیشتر به این برمیگرده که شمااز بچگی باهم بزرگ شدید وخانواده ها که باید مراقب حریمهاتون میبودن متاسفانه نبودن والانم روابطتون عادی شده پس خودتو بی انصافی سرزنش نکن..امااز الان به بعد سعی کن اول با پوشش مناسب بعد گفتار محترمانه و رفتار محجوب به بقیه نشون بدی که من اطرافم یه حصار شخصی دارم که هرکسی حق ورود به اون رو نداره..وبارفتارت بیشتر میتونی این منظور رو محکم کنی..کسی میتونه وارد این حصار وحریم شخصیت بشه که اولا خدا اجازه بده ودوما ارامشت رو بهم نزنه واین بخش مهمی از حیا وعفت رو شامل میشه..بقیشم به مرور روش مطالعه کن ومشورت بگیر و سعی کن عملیش کنی..انشاءالله که به هدف درستت میرسی دختر خوب..
    یاعلی

    پاسخ
    • مينا
      مينا گفته:

      سلام داداش🤞🏻
      ١.راستش من خودم فکر میکنم اصلا ادب ندارم🙄🤦🏻یعنى یه مقدارى دارم ها ولى به خاطر گناه خیلى از حد و مرزهام شکسته!! راهکارهاتون واقعا خوب بودش ان شاء الله عملیشون میکنم! مخصوصا اینى که گفتید دستت رو به علامت ایست نگه دار👍🏻یا اینکه حیاى جسمى داشته باش!
      ٢.داداش حیاى روحى یعنى چى؟
      ٣.من اینجا منظورم از دوست پسر اعضاى فامیلمون نبودن… و با کسایى بیرون هم قبلنا در ارتباط بودم……
      ۴.اگه بخوام ادب داشته باشم باید از کجا یاد بگیرم؟؟

      پاسخ
      • photon
        photon گفته:

        سلام..
        ۱.مگه میشه ادب نداشته باشی دختر خوب!!اصلا اینطور فکر نکن چون ذات پاک باادب هست فقط چون یادت ندادن تو درونت گم شده وباید وقت بزاری پیداش کنی و بیشتر آشکارش کنی..
        ۲.حیای روحی یعنی مواظب افکار و تصورات وقلبودلت باشی که غیر خدا وغیروابسته به خدا وچیزی که خدا منع کرده توشون جانگیره..اینم بحث مفصلیه که ای کاش امکان داشت باهم صحبت میکردیم ولی درکل حیاء روحی کمک میکنه که عمق آیه ی”الم یعلم بان الله یری” رومتوجه بشیم وخدارو حاضر وناظر درهرلحظه ببینیم..
        ۳.الحمدلله که این موردم توبه کردی و حل شده پس دیگه بش فکر نکن..
        ۴.اینم انشاءالله سعی میکنم دریه کامنت جدا برات بزارم البته در حد وسع ناقص خودم واز تجربه بچه هاهم استفاده کن حتما..به امید پیشرفت وتعالی لحظه به لحظه شما دوست گرامی وهمه ی بچه های سایت انشاءالله..
        یاعلی

        پاسخ
  4. ناشناس
    ناشناس گفته:

    سلام به همه ی اعضا میشه این سوال منم جواب بدید.من دختری بودم که با کلی محدودیت بزرگ شدم.محدودیتام بیشتر تو روابطم بود .از سن یازده سال مادرم اجازه نمیداد برم بیرون.خونه فامیل.(همه فامیلامون نزدیک بودن تو یه شهرک).اما دختر خاله ها و دختر عمو وعمه هام باهم در ارتباط بودن.با دوستای مدرسه هم اجازه نداشتم باشم.خواهر هم نداشتم.درکل تنها بودم با مادرم هم صمیمی نبودم.پدر سخت گیری هم داشتم تا اینکه بابام واسه اینکه من و از خطرهای احتمالی حفظ کنه تو سن ۱۶سالگی وادار به ازدواج کرد اونم با کسی که ازش خوشم نمی اومد. حتی ازم نظر نپرسید منم جرات مخالفت نداشتم با رفتارم بازبون خیلی گفتم ولی جدیم نگرفتن.دو سال عقد موندم منزوی بودم بدتر شدم همیشه گریه میکردم.فقط به درسم دلخوش بودم این اقا ابراز علاقه میکرد ولی من حالم بد میشد نمیتونستم تحملش کنم اینم بگم از اول بهش گفتم که ازدواجم تحمیلیه و علاقه ای ندارم.اما اونم جدیم نگرفت .تو دوران عقد یه روز بابام میگفت طلاقتو میگیرم یه روز دیگه بی خیال میشد .منظورم اینه دائم وعده میداد امیدوارم میکرد بعد ناامیدم میکرد تا اینکه بعد دوسال عقد مراسم گرفتن ازدواج کنم تو عروسی پدرم زد زیر همه چی و گفت عروسب کنسل من از ارایشگاه رفتم خونمون به خیال اینکه همه چی تموم شده اما بعد دوساعت بابام نظرش عوض شد و عروسی سر گرفت😭😭😭حالم بد بود بدتر شدم تو طول مراسم تو حالت گیجی بودم به حدی که چیزی خاطرم نیست.دو سه هفته بعد عروسی داماد شروع کرد به تلافی تمام اذیتایی که شده بود منم از خدا خواسته رفتم که دیگه برنگردم.راستش اون دوهفته هم تو شوک بودم گیج بودم.هرکی من و میدید متوجه میشد که حالم طبیعی نیست.بعداز اون دیگه برنگشتم مخالفتم و با نرفتن نشون دادم دائم از بابام کتک میخوردم .فقط گریه میکردم چیزی نمیگفتم.داماد واسطه میفرستاد ولی من نمیتونستم برم.تو خونه بابام زندانی شدم .از ترس بابام نمیتونستم از اتاقم بیام بیرون حتی غذا هم تو اتاق میخوردم. تو همون تنهایی اشتباه کردم و با پسری تلفنی صحبت کردم اول هم به قصد دردودل بود ولی بعد ایشون گفتن من میام خواستگاری.چندین بار اومدن ولی پدرم مخالف بود.من با این اقا بیرون هم رفتم.ولی بعد از چند سال که پدرم مخالفت کرد بهش گفتم تمومش کنیم دیگه فایده ای نداره. من توبه کردم و رابطمو با خدا نزدیکتر کردم حالم خوب بود ولی این اقا دائم مزاحمت ایجاد میکرد تهدیدم میکرد.ولی من اهمیت نمیدادم تا اینکه برام خواستگار اومد که شرایط خوبی داشت منم راضی بودم نامزد کردم اما اون اقا تهدیداشو عملی کرد و همه چی رو به نامزدم گفت و زندگیمو بهم ریخت .خواستم جدابشم اما نامزدم قبول نکرد.ولی دائم کتکم میزد تحقیرم میکرد.الان چندین ساله با این شرایط دارم کنار میام.کتک دیگه نمیزنه اما تو زندگیم خیلی تحقیرم کرد.همه عزت نفسم و گرفت.همش از خودم میپرسم پس خدا چطوری میگه در توبه بازه.منم توبه کرده بودم.پس چرا خدا تنبیه ام کرد.من یه بار خطا رفتم چرا اینجوری شد.خیلیارو میشناسم خطا رفتن الانم دارن ادامه میدن ولی چیزی نمیشه.یعنی خدا توبه من و قبول نکرده بود من و نبخشیده بود که تا اخر عمر باید زجر بکشم.داداش رضا تو هم توبه کردی دائم سرکوفت میشی یا فقط خودت با خودت درگیری . من هنوز بعد اینهمه سال نتونستم بفهمم چرا اینجوری دارم تاوان میدم.بعضی وقتا میگم یعنی گناه من انقدر بزرگ بود که نمیشد پوشیده بمونه.(چون همه فهمیدن )و کلی تحقیر شدم.بعضی وقتا به خودم میگم شاید این سختی کفاره گناهمه.نمتونم خودمو اروم کنم.اگه شماها میدونید کمکم کنید🙏

    پاسخ
    • سلام
      سلام گفته:

      سلام ابجی؛راستش داستان زندگی خیلیا تو این سایت شاید تلختر از شما باشه؛راستش نمیدونم نمیشه ربط داد همه چیز رو به عذاب خدا شاید بخواد صبر واعتمادت به بخشش رو بسنجه؛و شاید یه خیری تو این جریانه که تا پیش نیاد اون خیره اتفاق نمیفته شایدم همون تنبهی تنبیهی چیزی باشه اما چیزی که مطمئنم ازش اینه که ما حق ناامید شدن نداریم باید خوشبین بود شمام جنبه مثبتش رو ببین وفکر کن رشدت در اینه؛به هر حال توصیه میکنم همه ی همه ی مستای سایتو بخون دیگه الان وقت چرا اینجوری شد گفتن نیست فکر از اینجا به بعدش باش عزیزم واگر تونستی توی شهرتون مشورت کن یه عالم یا مشاور درست درمون پیدا کن باهاش مشورت کن در مورد نامزدت اگه قابل اصلاحه که اصلاح بشه حالا یا چهار نفر باهاش صحبت کنن یا مشاوری چیزی برین؛خودتم قطعا رسیدی به اینکه شاید کمرویی ودفاع نکردن از حقت این وضع رو درست کرده اینبار برین میش مشاور وهر کس که فکر میکنین سر درمیاره ومتعهده تا کمکتون کنه که چجوری باید باهاش حرف بزنی وتوضیح بدی شرایطت رو امید به اصلاحش رو بنظرم از دست ندین شاید دیگرانم صحبت کنن باهاش امیدوارم برخوردش بهتر بشه عزیزم واگرم نشد بنظرم اینبار اهمیت بدین به خودتون وارامشتون …هر چند هنوزم میگم تا جایی که راه داره مشورت وامید وعزت نفس میتونه روی اونم تاثیر بذاره…من در همین حد میدونم ببخشید اگه به درد نخورد😊امیدوارم خوب بشه حالتون

      پاسخ
      • ناشناس
        ناشناس گفته:

        سلام ممنون که نظرتون و گفتید.من الان چندین ساله ازدواج کردم تقریبا میشه گفت راه برگشتی ندارم مسئولیتام بیشتر شده دو تا بچه دارم و نمی تونم فقط به خودم فکر کنم.فقط اینکه چرا اینجوری شد و چرا تنها بخاطر یه گناه نمیگم کوچیک چون کوچیک دونستن گناه خودش گناه بزرگیه اما من توبه کردم و شرط قبولی توبه ترک گناه و پشیمانی از گناه بود که من داشتم ودارم ،اماتنبیه به این بزرگی حقم بود.نمیشد واسه منم تو خفا بخشیده شه .حداقل فقط تو خودم اذیت میشدم نه توسط دیگران.مشکلم اینه.واینکه الانم نمیتونم از خودم دفاع کنم چون دائم سرزنش میشم به خاطر گذشته. اگه بخوام مقابله به مثل کنم حرمتا از اینی که هست بیشتر شکسته میشه.

        پاسخ
        • ریحانه ایزدی
          ریحانه ایزدی گفته:

          سلام به نظرم شما برید پیش یه مشاور یاروانشناس مذهبی تو حوزه خانواده پیدا کردنش سخت نیس سایت های اینترنتی یا مساجد محل می تونید با یه پرس و جو پیداشون کنید به نظرم مشکل شما نیاز به یه کارشناسی دقیق داره که متخصصش باید انجام بده ما این جا صرفا نظرات خودمونو میدیم ولی شما مشکلتون ریشه ای باید حل بشه عزیزم 🌷

          پاسخ
        • خداروشکر
          خداروشکر گفته:

          سلام.شاید شما شخصیت و محکمی بعد از توبه خودتونو نپذیرفتین،این اعتماد به نفس رو در خودتون نشون بدید با برخوردهاتون و هر چیز دیگه ای ،شما فقط یک مورد رو گرفتین و بقیه چیزارو نمی بینید.فرمول یکسانه خودسازی آخر نداره.إن شاءالله با کمک خدا به بهترین نتایج برسی.یه چیزی خیلی بهش اعتقاد دارم عصبانیت آتیش میزنه به همه چیز…زندگی مشترک تنها چیزیه که تنهایی پیش ببریش خستت می کنه پس با مشاور یا هر راه مناسبی بسازیدش.یه حرفی زدن داداش درمورد زندگی«تو تحملشو داری خدا به تحملت امنیت میده»پس ابعاد دیگه زندگی تونو بررسی کنید.با خودتون نهایت صداقت رو داشته باشین.الهی بحق خانوم فاطمه ی زهرا به تلاشای خالصتون برکت بده.برکت خیلی اِشانتیون خوبیه انقدر قویه که ده سال تخریب رو با یه سال جمع و جور می کنه…

          پاسخ
    • محمدحسن🤞
      محمدحسن🤞 گفته:

      سلام ب شما
      حرفاتونو خوندم
      چی بگم…
      شاید پدر مادرت بیش از حد مقصر و بیخیال بودن.
      شاید همه این اتفاقات امتحانای زندگیته.
      شاید اگه تو رفاه بودی و دچار این مشکلات و بد بیاری ها نمیشدی… غرق و بازیچه خوشی های دنیا میشدی و خیلی کج میرفتی و هی از خدا دورتر میشدی و هیچوقت عاقبت به خیر نمیشدی..
      شاید اراده خداونده ک تو شما جزا و کفاره ی بدیای خودتو تو همین دنیا بدی …
      شاید … نمیدونم.
      ولی یه چیزیو بدون.. با همه مشکلات و تلخیای زندگیت… ته این مسیری ک هستی ینی مسیر پاکی و جبران گذشته… تهش نوره .. تهش روشناییه .. تهش ارامشو عاقبت ب خیریه.. مگه شما جز از این میخواین ؟
      خیلی شاکی و معترض نباش و چرا چرا نکن.. دلایلشو بهتون گفتم..
      همین بس که شاید ک اگه رفاه داشتی و این بدبیاری هارو تو زندگیت نداشتی… دیگه هیچوقت خدا رو پیدا نمیکردی و فراموشش میکردی…
      ب همین مسیر ادامه بده .. زندگیتو از نو بساز و اینو بدون.. همه چیز بر میگرده ب درونت. درونتو تازه کن. درونتو روشن کن. ب زندگی فعلیت نگاه نکن. خودتو زندگیتو با هیچ احدی مقایسه نکن…
      اینو قبول کن ک مهم آخرشه.. مهم عاقبت ب خیریه . مردم جونشو میدن واسه اینکه اخرش خوب باشه همه چی.. یه روزی همه چی خیلی خوب میشه..
      یه روزی همه اونایی ک بدتو خواستن و بهت بدی کردن پشیمون میشن و به جایگاه و ارامشت غبطه میخورن … ب همین مسیر ادامه بده ک تهش جبران تموم استرس ها وبدی ها و تلخیای زندگیته..
      مهم از الان ب بعده نه از الان ب قبل.
      خدا هست… ناامید نشو .. بزودی بهترین اتفاقا واستون میفته و بهترین مادر دنیا میشی واسه بچه هات.

      پاسخ
      • photon
        photon گفته:

        سلام دوست گرامی..
        بچه ها موارد خوبیو گفتن وحتما چندبار بخونشون وبراخودت تکرارکن..بنظر بنده هم دنبال چرا چرا کردن نباش وبدون “قطعا” خداوند توبه شمارو پذیرفته چون خودش درقران این قول رو داده وخلف وعده درکار خدا نیست وگرفتاریهای زندگیت رو بهش ربط نده..چیزی که تااینجای زندگیم فهمیدم اینه که “حکمت” اتفاقای خوب وبد زندگی همیشه برای ما روشن نمیشه..پس اگه بهر اتفاقی چه خوب چه بد به چشم “امتحان الهی” نگاه کنیم راحتتر این چرایی ها برامون حل میشه ودرگیرش نمیشیم..شما فقط سعی کن بهترین نمره رو تو این امتحان بگیری چه ازین امتحان خوشت بیاد(همون اتفاقای خوب)وچه بدت بیاد(همون اتفاقای تلخ)..دقیقا مثل امتحانهای دوران مدرسه که از بعضی درسا خوشمون میومد وازبعضیا متنفر بودیم ولی باید میخوندیم و امتحان میدادیم ونهایتا گذشتتتتت..انشاءالله که بااین دید پذیرش و مقابله با رنجهای زندگیت براتون راحتتر میشه..وهمیشه بخودت یاداوری کن که* خدای مهربون توبمو قبول کرده و دوسم داره فقط من حکمتهاشو باعقل ناقصم نمیدونم وگرنه خداوند بهترینهارو برام میخواد*..ازخودش زیاد بخواه که قلب ودلت رو اروم کنه که میکنه انشاءالله.. یه پیشنهادم دارم: به کانال مشاورین تنهامسیر ارامش درتلگرام یاایتا مراجعه کنید واز مشاورینشون راهنمایی بگیرید که به حق هم کاربلد وباتجربه ان وهم مومن و دلسوز..بنده خودم تجربه مشاوره گرفتن ازشون رو داشتم وواقعا عالی بود وبشماهم پیشنهاد میکنم اینکارو حتما بکنید چون ازلحاظ هزینه و نحوه پاسخگویی خیلی مناسب حال کاربران هست وتاکید میکنم خودتون یکبار امتحان کنید چون مشکلتون به تنهایی قابل حل نیست..انشاءالله که خداوند هم گره گشایی براتون قراربده وروزهای سخت زندگیتون جاشو به لذتهای عمیق زندگی تغییر بده..
        عاقبت بخیر بشی..
        یاعلی

        پاسخ
    • مينا
      مينا گفته:

      سلام آجى من🤞🏻💛❤️
      سایت pasokhgoo.ir مشاور هاى قابلى داره! به نظرم درمورد مشکلتون باهاشون مشورت کنید ان شاء الله که راهکار هاى مفیدى بهتون بدن که از این شرایط رها بشید👍🏻

      پاسخ
  5. Fatemeh
    Fatemeh گفته:

    سلام دوستان امیدوارم اگه تجربه ایی دارید حتمابگید.
    ۱_بچه ها ایا میشه که دربین جمعی که همشون راحت طلب و خسته و تنبل اند، تلاش کرد درحالی که هر روز حرف منفی زیادی میزنن؟(بچه ها من واقعا پزشکی رو دوس دارم و دارم واسش تلاش میکنم اما جو کلاسمون به شدت منفی هست و حس میکنم اونا با حرفاشون منو بی انگیزه میکنن ، بگین که واقعا چیکار کنم)
    ۳_بچه ها من، پارسال وقتی میخواستمدبه چیزی برسم و تلاش میکردم قشنگ اون حس رنج رو حس میکردم و قشنگ میفهمیدم که تغییر کردم اما الان حدود چهار ماهی میشه که با خودم میگم ولش کن چرا الکی باید رنج بکشم و از اینده بترسم بالاخره که میرسم بهش و تلاشم میکنم ولی اون حس رنجو از دست دادم . درحالیکه من معتقدم ادم باید در مسیر هدفش رنج بکشه درحالیکه من تا جایی که رنج نکشم تلاش میکنم ولی از خودم راضی نیستم ایا من تنبل شدم؟

    پاسخ
    • زهرا
      زهرا گفته:

      عزیزدلم سلام به رو ماهت
      خدامیدونه توی کلاس ماهم همین خبره،اصلا به خودشون اجازه نمیدن سختی بکشن،همش غر غر،همش انرژی منفی،همش تنبلی،من سال کنکورمه،اگه به یکی از دبیرا بگم برامون نمونه تست بیارن کلی جیغ و داد و دعوا میکنن:ما که نمیخوایم کنکور بدیم باید پاسوز شماها بشیم.
      آبجی گلم اصلا توجه نکن و راه خودت رو سفت و سخت پیش برو،اینو بدون که منو تو و بچه های سایت آدمای معمولی نیستیم،ما کسانی هستیم که شکست خوردیم و دوباره پاشدیم،کسانی هستیم که به خدا تکیه و اعتماد کردیم پس نباید سست بشیم.
      نیت کن بگو خدایا تلاشمو میکنم که مملکت امام زمان یه پزشک حاذق برا نجات جون شیعه ها داشته باشه تو هم توی این راه کمکم کن.

      پاسخ
    • کوهنورد پاکی 💪
      کوهنورد پاکی 💪 گفته:

      سلام
      ان شاءالله. به خدا توکل کن
      بقیه رو ولشون کن. به حرفاشون گوش نکن تا ازشون تاثیر نگیری. در عوض به حرفای امید بخش و تکون دهنده خدا گوش کن
      مجبور نیستی همش تو جمعشون بشینی حرف بزنی
      اگرم میخوای صحبت کنی سعی کن مدیریت کنی در مورد چیز دیگه صحبت کنی

      پاسخ
      • photon
        photon گفته:

        سلام..
        به بقیه خیلی توجه نکن راهتو با حداکثر استفاده از امکاناتت ادامه بده..زندگی افراد شایسته ایی مثل “دکتر رضا جباری ” (جراح مغز واعصاب) الگوت قرار بده تا زیبایی های دنیا رو بیشتر ببینی و اخرتت رو زیباتر کنی انشاءالله..لزوما هم تلاش همراه با رنج نباید باشه..گاهی اوج لذت درکاری برایکی ممکنه برا کس دیگه نهایت رنج باشه یابلعکس..پس میزان براهمه یکسان نیست..اگر تلاشت رو میکنی و علاف نمیگردی یعنی تنبل نیستی..همین..
        یاعلی

        پاسخ
  6. ناشناس
    ناشناس گفته:

    داداش اگه تو خواب دچار اذیت های شیطون بشیم راهش چیه
    یعنی تو خواب اذیت کنه ادمو خیلی حس بدیه
    حالا نمیدونم چیکارش کنم
    تو بیداری نیس که ادم خودشو کنترل کنه
    لطفا جواب بدین خیلی حال بدیه

    پاسخ
    • کوهنورد پاکی 💪
      کوهنورد پاکی 💪 گفته:

      سلام منظورت از اذیت چیه؟
      اگه خواب جنسی منظورته خب واسه همه هست (طبیعیه)
      میخوای کمتر بشه سعی کن مواظب فکرت باشی ولی کلا هست

      پاسخ
    • زهرا
      زهرا گفته:

      سلام
      قبل از خواب هدیه به قلب امام زمان یه حمد شفا بخونید
      برا سلامتیشون یه ختم قرآن(سه تا سوره ی قل هوالله)بخونید
      صلوات حضرت فاطمه بفرستید
      به چهارده معصوم سلام بدید
      حتما هم با وضو بخوابید اونوقت تاصبح که خوابید ثواب عبادت و شب زنده داری در مسجدالحرام براتون مینویسن
      فکر نکنید زیاده ها همش ده دقیقه هم نمیشه،توی رختخواب که میرید همشو بگید

      پاسخ
  7. مینا
    مینا گفته:

    دختر ها سلام🤞🏻📿
    الگوى شما براى حیا داشتن کیه؟ من اصلا حیا رو بلد نیستم!تا یه هفته پیش حیا رو در این میدیدم که به نامحرم دست نزنم… شاید با یه پسر کلى میخندیدم ولى سعى میکردم دستم بهش نخوره…نمیفهمم حیا جلوى نامحرم یعنى چى و اصلا تعریفى براش ندارم… لطفا منو راهنمایى کنید😊

    پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      سلام..
      در جواب مطالب پایین اینارو نوشتم:دوست عزیزاز اسمت مشخصه که دختر هستی ولی حرف بنده چیز دیگه ایی بود..منظور شما از دوست پسرات همون پسرای فامیلتون بودن زیاد باهاشون بودی وقبلنم شما دربارش صحبت کردی؟؟!شمادر سنین حساسی هست وخیلی شاید ربطی به محبت نکردن مادرت نداره..یه چیزی میگم مدنظر داشته باش تا به ارامش برسی..استاد پناهیان میگن پدر ومادر “اولین محل امتحان” انسانه..پس اولا این امتحانته..کتاب “رهایی از رنجها” برای درک این موضوع خیلی کمکت میکنه..بعد اینکه از الان تلاش کن یاد بگیری از هییییچ کس انتظاری نداشته باشی..سود اینکار اول واسه خودته..
      اما در مورد حیا مصادیق مختلفی هست: حیا در پوشش، در رفتار، درگفتار، در برخورد بانامحرم، برخورد با پدرومادرو……امااونیکه مدنظر شماست تواین کامنت جوابش نمیگنجه ولی مطالعه کن دربارش ومنش اهل بیت بخصوص حضرت فاطمه(س) وحضرت زینب(س)کمکت میکنه..درکل خداوند ذات همه دخترها رو طوری افریده که همه درونشون گوهر حیا رو دارن..یکم تو درونت واکاوی کنی به نتایج خوبی میرسی..حجاب هم بخشی از حیا وعفت هست و……..
      سوالی بود بفرمایید..
      یاعلی

      پاسخ
    • مفرد مونث غایب 🤞
      مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

      دوباره سلام آبجی مینا😀
      خیلی خواهرونه میخوام باهات بحرفم.
      همه چ دختر و چ پسر حیا دارن.
      شما هم داری، قطعاااااا داری ک به فکر بردتت.
      فقط باید تو وجودت پرورشش بدی، بهش توجه کنی.
      ب نظر من حیا یه سری محدودیت ها میاره، ک من عاااشق این محدودیت ها هستم😍.
      تو هم باید عاشق این نوع محدودیت ها باشی!!
      اینک میگن حجاب محدودیت نمیاره ب نظرم کاملا اشتباهه!! اگ درست رعایت شه باید محدودتت کنه.پایین تر بهت میگم چ جوری.
      باید نگاهتو از نامحرم بدزدی، چ تو خلوت چ تو خیابون، چ تو فامیل.
      ببین نمی خوام دروغ بگم ک الگوم خانم فاطمه زهرا(س) چون هنوز زندگی نامه ی ایشونو کامله کامل نخوندم، تازه تازه افتادم رو دور، از امام علی (ع) و امام زمانمون (عج) شروع کردم.
      (حالا فک نکنی من ی دخترم ک هیچچچچچی از دین و اماماش نمیدونه ها، دارم تکمیل اطلاعات میکنم☺️ )
      حیا شامل خیللللی چیزا می شه آبجی.
      من فک میکنم حیا ی جور خجالته،خودم همین حسو دارم، اسمشو گذاشتم حیا😄
      ۱.مثلا من خجالت میکشم از اینکه با یه پسر چشم تو چشم بشم، اصلااااا میمیرمممم تا چند وقت همش میگم واسه چی نگاهت افتاد، حالا ی نگاه بی قصد و غرضااا، ی نگاه گذرا، اما میگم چرا نتونستی کنترل نگاه کنی حالا اون پسر چی می خواد پیش خودش فک کنه.(من حتی با دامادمونم نمی تونم مستقیم صحبت کنم)
      ۲.یکی دیگه شامل رفتار و پوشش میشه، چ حالا نا محرم چ محرم، تو این دوره زمونه بعضی از خانما از هزار تا مرد نامحرم ترن، اونقدر ک هر چی میبینن و میشنون رو میرن اینور اونور برا هرکی میخوان تعریف میکنن، یا عکسسسسسس، من حتی عکس بی حجاب ب کسی ک میدونم رعایت نمیکنه نمیدم، پس اگ بخوای خیلی ریز بشی کلی رفتار هست ک حتی شامل مجالس زنونه هم میشه بر عکس اینک خیلی ها شاید فک کنن حیا فقط مربوط ب روابط با نامحرمه ولی غافل از اینک بعضی وقتا خاله و عمه هم میشن نامحرم😬
      یا حتی جلوی محارم، پدر و برادر، عمو… جلوی این بزرگواران هم بایددد کلی حیا ب خرج داد چ تو پوشش چ رفتار و گفتار.
      در صحبت و رفتار با بزرگتر باید احترام حفظ بشه و از اینک بهشون بی احترامی بشه باید خجالت کشید ک این میشه همون حیا ک اون اول گفتم.
      ی جورایی میشه گفت عفت کلام.
      ۳.تو صحبت کردن، خب معلومه دیگه با نامحرم چ طور باید صحبت کرد خب شوخی و خنده الکی نباشه، با ناز نباید صحبت کرد.
      کلاااا بایددد محدود بشی تا حیات حفظ بشه…
      ببخشید ولی، تنها جایی ک حیا رعایت نمیشه پیش همسره آبجی ولی خب پیش همسرم باید احترام و عفت کلام حفظ بشه.
      و چون حیا یه چیز خدادادیه، پس اگ ب نجوا و الهام درونیت خوب گوش کنی اون بهت میگه چ کاری خوبه چ کاری بده.
      الهام درونت هیچ وقت بهت دروغ نمیگه، اون الهام درونم خودِ خودِ خدااااست❤️پس ب حرفش گوش کن. اون خودش راهنماییت میکنه.
      ان شاالله ک موفق باشی.
      مراقب خودت باش.
      یا علی.

      پاسخ
      • مينا
        مينا گفته:

        😳 🤯🤯واقعا حیا یعنى این؟چقدر جالبه…
        راستش اینایى که شما گفتید رو من اصلا رعایت نمیکنم
        ……به این نتیجه رسیدم که اصلا حیا ندارم😑😭🤦🏻😭
        چند وقته دارم روى عزت نفسم کار میکنم و حالا خیلى دوست دارم با حیا بشم! الگوى شما در موضوع حیا کیه؟
        وقتى یه پسر اومد سمتم که بغلم کنه من چجورى بهش بفهمونم که: دور شو کور شو؟ 😁

        پاسخ
          • مينا
            مينا گفته:

            فامیل هامون اینجورین…
            من خیلى فکر کردم… به این نتیجه رسیدم که اگه سعى کنم تو بقیه موارد حیا داشته باشم خودشون بیشتر مواقع نمیان سمتم ولى خب گاهى اوقات هست کلا انگار ى یادشون میره من چى بهشون گفتم….
            گفتم:دور شو کور شو🤞🏻😄

        • خداروشکر
          خداروشکر گفته:

          سلام مینا جان دنبال الهام درونیت باشی زودتر و مرحله به مرحله بهش می‌رسی.مفرد مونث غایب هم کامل توضیح داد.یه چیزی رو یادت باشه«من بد نبودم بلد نبودم»پس به خودت نگو حیا ندارم.کتاب من زنده ام رو پیشنهاد میکنم بخون مطمئنم برات جالبه.

          پاسخ
          • مينا
            مينا گفته:

            سلام🤞🏻❤️
            آره فکر کنم تو این یه مورد الهام خیلى بهم کمک کنه! کلا زیاد باهم حرف نمیزنیم…ولى در این یه موضوع خیلى راهکار ارائه میده👍🏻کم کم دارم بهش علاقه مند میشم! 🤞🏻💛
            به نظرم اگه تو جاهاى شلوغ نرم امکان اینکه بتونم تا یه مدتى از دست پسر دایى هام وپسر خاله ام فرار کنم خیلیه! البته هواى نفس هم کار خودشو میکنه دیگه… گاهى واقعا تحریک میشم… به نظرم حیا با عقلانیت جلوى نفس سرکش رو میگیره👍🏻

    • ریحانه ایزدی
      ریحانه ایزدی گفته:

      مینا سلام اول یه چیزی بهت میگم که چند وقت یه رو ذهنم اونم اینه که شخصیت جالبی داری من خوشم میاد ازت 💚
      دوم این که متنی که درباره مادرت بود رو خوندم فکر میکنم مادرت دچار یه سری شوک عصبی شده
      یا شایدم افسردگیی که تازه خودشو نشون داده ببین قبل از این که اخلاقش عوض بشه یه اتفاق استرس آور تو خونتون افتاده یانه
      این که میگی استرس داره تا سر کوچه هم نمیزاره تنهایی بری دقیقا شبیه حسیه که من نسبت به داداش ۸ سالم دارم وماله من به این دلیله که چند بار ناخواسته داداشم و گم کردیم و یه مدت دختر عمم گم شده بود و این شوک ها یه دفعه برای من تبدیل شد به این اضطراب های بد البته من میخوام برم
      پیش روانشناس و خودمو درمان کنم توهم برو از یه روانشناس کمک بگیر تو مراکز بهداشت نزدیک خونتون برو ببین احتمال روانشناس داشته باشن
      موفق باشی🌷

      پاسخ
      • مينا
        مينا گفته:

        سلام ابجى من🤞🏻❤️
        منم خیلى شمارو دوست دارم!خیلى جاها خیلى خوب منو راهنمایى کردین! واقعا ازتون ممنونم😊
        شوک عصبى رو هم نمیدونم واقعا… تا حالا از مامانم نپرسیدم!بذارید بپرسم

        ..
        .
        یه بار من چند سال پیش تو حرم امام رضا گم شدم… و مامانم خیلى نگران شده ولى مامانم قبل از اینا هم استرس داشته… یعنى از تایمى که ابجى اولم به دنیا اومد!! و به مدرسه رفت…
        میخواستم کتاب بچه هاى سایه داداش رضا رو بخونم… البته دو دلم… نمیدونم به دردم میخوره یا نه🤷🏻
        امشب هم یه اتفاقى افتاد که به خاطر استرس مادرم اتفاق بدى برام افتاد… خیلى گریه کردم… خیلى😔😒
        آهههههههههه…إن شاء الله درست بشه همه چیز با توکل و تلاش!!

        پاسخ
    • مفرد مونث غایب 🤞
      مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

      سلام.
      ی مدت بایدد تمرین کنی، ب حرف بقیه هم کار نداشته باش چی میگن، اصلا ی مدت ادعای کسایی ک این مسائل رو رعایت میکنن رو در بیار تا برات عادی شه.
      من خب از مادرم، خواهرم، بعضی از دوستام و… این مسائل رو یاد گرفتم.
      خودمم پیگیری کردم، مخصوصا سخنرانی های استاد رائفی پور، یا کانالای مذهبی و حجابی ک توش بودم تاثیر داشت.
      ن گفتنو یاد بگیر، حتی ب اون پسر فامیلتون.
      کم کم شروع کن.
      مثلا وقتی میان خونتون دیر از اتاق برو بیرون ک از دور یه سلام احوالپرسی اجمالی داشته باشی.
      و اگ محیط های خانوادگی اذیتت میمنه سعی کن خیلی حضور نداشته باشی، تا کم کم بقیه هم متوجه تغییراتت شن.

      پاسخ
      • مينا
        مينا گفته:

        از آبان پارسال تاااااا شهریور امسال(یازده ماه… حدود یه سال) فقط مسخره شدم و تیکه شنیدم😒الان که فکر میکنم چه دوران جالبى بود! نقل همه مجلس ها من بودم😅جوک مشهورى بودم… مامانم،ابجى هام، داداشم، بابام، خاطرات منو تعریف میکردن و بقیه میخندیدن! از نماز خوندنم… چارچوب هایى که داشتم…حجابم…ارتباطم با نامحرم…بهم میگفتن فاطى کماندو😏جو گیر و…
        خخخ ولى اون دوران گذشت(البته هنوز یه مقدار هست) الان من یه مقدار براشون عادى شدم و زیاد رو من مانور نمیدن! من هم اب دیده شدم سعى میکنم بهشون توجهى نکنم!
        ولى دوران تلخ و شیرینى بود! بیشتر شب ها با گریه میخوابیدم و تقریبا هرشب سر اعتقاداتم با خانوادم دعوا داشتم! یادمه عروسى آجیم! بعد از تالار رفتیم تو سالن کنار تالار(چون تو تالار ممنوعه کنارش یه سالن جدا زدن براى این کارا !!هه…) و زن و مرد قرم قاط شروع کردن رقصیدن…🤦🏻من اون صحنه رو دیدم دویدم بیرون شروع کردم هاى هاى گریه کردن…(نمیدونم چرا… ولى دلم گرفت) بیرون تو هواى سرد نشستم ولى تو اون مجلس نرفتم… (البته خواست خدا بود وگرنه من که…) تازه… خواننده زن هم گذاشته بودن😖صداش تا بیرون هم میومد!!
        در آخر اجى سعى میکنم نکاتى رو که گفتید رعایت کنم تا اوضاع بهتر شه!البته الان فقط تو دیدار هاى یهویى و جاهایى که امکان فرار ندارم این موارد پیش مباد! که دلم میخواد اینارو هم حذف کنم! ان شاء الله که بشه!

        پاسخ
        • photon
          photon گفته:

          سلام..
          میناخانم دخترخوب اینو بدون جهادی که تو داری انجام میدی از نود درصد بچه های اهل خودسازی ارزشش والاتره نزد خدا..روایت هست کسی که در خانواده غیرمذهبی سعی در حفظ عقاید و رفتارهای خداپسندانه داره حکمش جهاد در جنگ و شهادت درراه خداست..پس ببین چقدرررر ارزشت بالاست و به جرات میتونم بگم خداوند مینا رو از همه ی ماها بیشتر دوس داره چون درحال انجام دوتاجهاد باهم هست..احسنت بشما دختر قوی ومحکم..خدا به نوجوونی مثل شما نگاه میکنه به ملاءکش میگه ببین چه بنده ایی دارم:-)لبخند رضایت خدا رو همین الانم میشه دید..انشاءالله در راهی که درپیش گرفتی ثابت قدم باشی وقوی تر از قبل ادامه بدی..ماها رو هم دعاکن بنده ی عزیز خدا:-)
          یاعلی

          پاسخ
  8. Rouzbahani
    Rouzbahani گفته:

    سلام داداش رضا چطوری
    یه سوال ازت داشتم
    یکی از سیره های زندگی شهدا گمنامی و عدم تمایل به دیده شدن بود
    ولی من همیشه دوست دارم که دیده شم
    حالا به نظرت این یه مشکله؟

    پاسخ
    • زهرا
      زهرا گفته:

      اگه باعث عجب و غرور بشه حتی با وجود شرایط جامعه هم بازم درست نیست ادم آشکارا انجام بده.اما اگه کسی جنبشو داره و مغرور و متکبر نمیشه و کارش جنبه تبلیغی داره چه خوب که همه بشناسنش

      پاسخ
  9. نآشناس
    نآشناس گفته:

    سلام داداش یه سوال از دوستانم داشتن
    میخواستن بدونن اگه مطالبی که تو پست هاتون میزارین رو تو پیجشون بزارن باذکر ادرس سایتتون مشکلی داره؟

    پاسخ
  10. metanoia
    metanoia گفته:

    سلام
    من پنج ماه بود که تو یه گروه تلگرامی بودم و فقط میخواستم ببینم که چجوریه و چه خبره
    ولی آرامشم کم شده بود و اصلا هم نمیتونستم غذا بخورم
    الان ده روزه که از اون گروه لفت دادم و احساس خوبی هم دارم و باورتون نمیشه که اشتهام دوباره برگشته ولی تا بیکار میشم دوباره دلم می خواد که برم سر بزنم به نظرتون اشکالی داره که هرزگاهی برم چون دلم واسه بعضیاشون تنگ میشه
    و یه سوال از پسرا دارم اینکه یه پسری بگه شماره خونتونو بده بیایم خواستگاری بعد با یه دختر دیگه دوست باشه چجوریه داستان؟
    یعنی داره حرف بیخود میزنه باید ولش کنم به حال خودش یا چی؟

    پاسخ
    • زهرا
      زهرا گفته:

      یه پسر اگه شئن و منزلت دختر رو بدونه هیچوقت مستقیما نمیاد به دختر بگه شماره خونتونو بده برا خواستگاری یا چمیدونم دوستت دارم و از این حرف ها،یه واسطه ای چیزی میفرسته

      پاسخ
    • کوهنورد پاکی 💪
      کوهنورد پاکی 💪 گفته:

      چه فرقی میکنه واست
      حتی اگه بخوادت هم با یکی دیگه دوسته
      بیخیالش
      اینا وابستگیه و الکیه
      بنداز دور آزاد میشی

      پاسخ
  11. mthre
    mthre گفته:

    شما میگین که آدم باید از زندگی خودش از رفتاراش خسته بشه ولی خوب شاید این خیلی طول بکشه
    منو الان رفیقام و دور وریام به یه ادم‌مذهبی میشناسن ولی من خودمو اصن قبول ندارم
    ینی احساس میکنم از خودم خیلی خخییللیی عقبم
    یه مشکل دیکه هم دارم اینکه خیلی تنبلم از تنبلی خودمم خسته شدم ولی نه اونقدری که از جا بپرم
    من امسال کنکور دارم
    اگه بخوام بشینم ببینم کی از دست خودم خسته میشم که بعدش بخوام تغییر کنم شایدخیلی طول بکشه و خیلی از موقعیت های زندگیمو از بین ببره
    من میخوام بدون اینکه اسیب ببینم رشد کنم
    الان واسه تنبلی (مثلا برا درس خوندن) تنها راهش مبارزس!؟

    پاسخ
      • k7k9h
        k7k9h گفته:

        سلام پس شما چطور میگید قبل تغییر تغییر کن ؟
        خب اینجا میگید وایسن که تغییر بیاد بعد تغییر کنن .‌..
        این کاسه رنج با یه تغییری که زندگی برات ایجاد میکنه انجام میشه …
        تکلیف چیست🙄

        پاسخ
        • photon
          photon گفته:

          سلام..
          بنظرم مقصود داداش از لبریز کاسه رنج براهرکسی متفاوته وبستگی به اندازه کاسش داره..شاید یکی بعد ۲۰تا گناه کاسش لبریز بشه ویکی دیگه باهمون یه گناه سرریز کنه یا…..!واین منافاتی باجمله معروف داداش درباره تغییر نداره..چون بزرگترین تغییری که باید قبلش تغییر کنیم قضیه “مرگ” هست که بدون استثنا براهمه اتفاق میفته وتغییرات دیگه از نوعهای دیگه واسه هرکی فرق میکنه ولی مهمترینش رو که مرگ هست رو باید مدنظر داشته باشیم..ضمن اینکه انسان ذاتا خواهان تغییره وگرنه انسان نمیشد..
          یاعلی

          پاسخ
  12. مینا
    مینا گفته:

    قبلنا مامانم توى خونه اخلاقش خوب بود اما بیرون همش اخم میکرد… من هى بهش میگفتم مامان تو رو خدا میاى تو مدرسه من یه خورده بخند… چرا انقدر غضب آلود به معلم هام نگاه میکنى؟
    الان دیگه برعکس شده! توى خونه اخمه بیرون خوش روئه… هى با بابام دعوا میکنه و اقتدارش رو میشکنه…خیلى سخته برام که اینارو بنویسم…
    پشیمون شدم چرا قبلا ازش ایراد میگرفتم… خیلى خوب بود وقتى تو خونه میخندید…هروقت باهاش شوخى میکنم عصبانى و ناراحت میشه و فکر میکنه میخوام اقتدارش رو بشکنم😒
    مامانم خیلى استرسیه… این اخلاقش واقعا منو ازار میده و داغونم کرده… خیلى دوست دارم از اتاقم بیام بیرون و برم پیش بقیه… اما با خودم میگم که چى بشه… برى چیکار؟؟؟
    هیچوقت نتونستم با مامانم راحت باشم… حتى وقتى امنیتم به خطر افتاد… حتى وقتى توى خیابون دوتا مرررررررد دوره ام کردن نتونستم صداش بزنم چرا؟چون از مامانم بیشتر میترسیدم تا موقعیتى که توش بودم!با خودم گفتم این دوتا فوقش میان ارضا میشن میرن ولى مامانم منو مقصر میدونه و تا چندوقت ولم نمیکنه و ابروم رو میبره🤦🏻من جسمم رو در اختیار غریبه گذاشتم تا روحم از آشنا در امان بمونه! … هیچوقت نتونستم حرف دلم رو بهش بزنم… چون خیلى از من فاصله داشت…. هیچوقت منو نفهمید….
    اصلا انگارى براش… نمیدونم… انگارى بلد نیست، یعنى نمیدونه توجه کردن یعنى چى! یعنى همین که نگران سلامت جسمیش باشى! انگارى توجه کردن یعنى نگران بودن! مامان من نفهمید اگه به روحش توجه نکنى جسم اون بچه هم ازت فاصله میگیره…چون مامانم استرسى بود من مشکلاتم رو بهش نمیگفتم و سعى میکرد تنهایى حلشون کنم… چون آشوب به پا میکرد…
    من نمیدونم تو گذشتم چه اتفاقى افتاده… ولى تا چند سال خواب میدیدم یه شب تاریک یه مرده میاد توى ماشینمون و به من که تنها اون تو نشستم تجاوز میکنه… من مقاومت میکنم و اون…
    خب؟اگه من همون موقع میتونستم به مامانم بگم شاید انقدر استرس نمیکشیدم و شبا از خواب نمیپریدم!
    مشکل مامانم این بود که براى عقل تجربى من ارزشى قائل نشد… باور نداشت من هم میتونم دووم بیارم…نمیدونم چجورى براتون توضیح بدم…
    مامانم به خاطر اینکه استرسیه الان کلى بیمار شده… میگرن هاى شدید داره… همش به خاطر فکر و خیال هاى الکى خودشه…حتى نمیذاره تنهایى تا سر کوچه برم…😖😟منو واقعا داره عصبى میکنه… براى خودم و قدرت درونیم و استقلالم اصلا ارزشى قائل نیست… هى بهم گیر میده چرا به من کمک نمیکنى… آخه مامانه من اصلا برام جذابیتى نداره که حتى برم باهاش حرف بزنم یا سلام بدم…. دوست دارم تو کارهاى خونه کمک کنم ولى حسم بد میشه وقتى میخوام به (مامانم) کمک کنم…دلم میخواد توى اتاقم بمونم! و با مامان روبه رو نشم….
    قبلنا خیلى بهش اصرار میکردم که تو رو خدا براى من هم وقت بذار… ۵ دقیقه حتى… ولى همش میگفت من کار دارم نمیتونم… خیلى از این بابت گریه کردم… اصلا برام قابل باور نیست که خیلى از دوست هام با مادرهاشون حرف میزنن و مشورت میگیرن! من حتى فرم انتخاب رشته ام رو هم تنهایى پر کردم و مامانم حتى یه مشورت خشک و خالى هم نداد… چند ماه بود اصلا به من توجه نمیکرد… منم عصبانى شدم گفتم:مگه من جزو کارهاتون نیستم آخه؟تفریحى بچه به دنیا اوردین؟
    هه… نمیگم چى شد بعدش… فقط طبق معمول دعوا و فرافکنى….
    یه حسى همش به من میگه مینا فقط تویى که مشکل دارى و پدر و مادرت آدماى خوبى هستن! تو باید خودتو درست کنى اونا مشکلى ندارن…این حس به شدت منو ازار میده چون هرچقدر که روى خودم کار میکنم نمیتونم رابطه خوبى باهاشون برقرار کنم…. آخه یکى نیست به این حسه بگه دخترى که توى خونه بهش توجه کنن و پدرومادر خوبى داشته باشه سمت دوست پسر میره؟هعى…
    من نمیخوام بپذیرم که همه مشکلات از سمت منه! من کلیییییى کتاب خوندم درمورد ارتباطات، کلى روى عزت نفسم کار کردم ولى هنوز نمیتونم با مامانم ارتباط بگیرم… انگارى تا میام سمتش همه اون فرمول ها یادم میره… وقتى مامانم حتى ذره اى تلاش نمیکنه رابطش رو با من بهتر کنه چرا همه چى گردن من باشه؟
    مامانم یاد نگرفته بدون پول هم میشه محبت کرد… و اینو به من هم یاد نداده…
    من همش با حسرت به حرف کسایى که با مامانشون صحبت می کردن گوش میدادم… انگارى مامانشون فرشته بود…
    راستش…بین خودمون بمونه ولى وقتى خواستم جاى خالى مامانم رو تو زندگیم پر کنم رفتم سراغ پسر ها!!
    دلیل دیگه اى جز این نداشت… واقعا جاى خالى مامانم رو مثل یه حفره تو وجودم حس میکنم… واقعا انگارى جاى یکى خالیه… هرچى ریختم توى این گودال پر نشد… کلییییى کتاب ریختم،روابط نامشروع ریختم، دوستى هاى افراطى ریختم… پر نشد که نشد… الانم سعى کردم روش درپوش بذارم و سراغش نرم… چون زخمم باز میشه و دلم نمیخواد عصبى بشم باز….

    پاسخ
    • مینا
      مینا گفته:

      گاهى رفتار هاى مامانم مثل این میمونه که بخواى یه ماشین بى بنزین حرکت کنه! آخه مگه میشه؟
      مامانم ازم توقعات زیادى داشت و خودش هیچ کمکى در قبالشون بهم نمیکرد…(منظورم از کمک فقط محبت بود که من ارامش داشته باشم) وقتى من به اون موفقیت نمیرسیدم کلیییى دعوام میکرد… آخه مگه من چى میخوام جز محبت؟خیلى سخته به یکى لبخند بزنى؟در روز پنج دقیقه فقط ۵ دقیقه براش وقت بذارى؟مگه این خواسته زیادیه که براى یه فرد ارزش قائل شى؟ واقعا خیلى سخته رفتارت با فرزندت جورى باشه که بتونه حرف دلش رو بهت بزنه و هى نریزه تو خودش؟؟؟ شاید واقعا سخته….
      شاید هم پینترست براى آدم وقت نمیذاره… هه…که حتى به بچش لبخند بزنه….

      پاسخ
      • مفرد مونث غایب 🤞
        مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

        سلام آبجی مینا..
        همه تو زندگیشون ی سری مسائل و مشکلات دارن، هر کی به یک نحو، شاید یکی از دلایلی ک ب سمت جنس مخالف کشیده شدی مادرتون باشه، ولی تا کی؟ … اینجوری با زندگی و سرنوشت خودت بازی میکنی، با خودت لج نکن.
        ب جاش بشین خودسازی کن(می دونم سخته، ولی تلاش کن برای آینده ات) کار کن رو خودت ک فردا یه مادر خوب بشی، خدا میبینه، خدا حواسش هست.
        تو، تو انتخاب خانواده ات، انتخاب اخلاق و رفتار پدر و مادرت ذره ای نقش نداشتی، ولی تو انتخاب زندگی آینده ات کلی نقش داری.
        خدا به خلوتای ادم نگاه میکنه، مراقب خلوتات باش.
        خدا به خودسازی تو ک تو یه همچین خانواده ای هستی نگاه میکنه، اجر میده، ولی اونی ک تو یه خانواده خوب هست شاید اجر کار تورو نداشته باشه!!
        نذار گناه برات عادی بشه، نذار برای خودت دلیل بتراشی.
        الان بهترین فرصت برای خودسازیه، از خدا بخواه ی ازدواج موفق داشته باشی.

        پاسخ
    • محمدحسن🤞
      محمدحسن🤞 گفته:

      سلام.
      از یه جایی به بعد بعضیا خودشون باس پدر مادر خودشون باشن.
      هیچوقت سعی نکن ک بخوای مادرتو تغییر بدی و ترقیب به رفتاری کنی ک انجام نمیده. چون سن تغییر ک بگذره دیگ گذشته.
      تو بزودی از اون خونه میری.. بزودی ازدواج میکنی و از اون خونه هجرت میکنی. پس غصه نخور و اینو بدون هرچی از غمات بحرفی بیشتر میشه.
      فقط یچیزو بدون و یادت نره.. هیچوقت از مشکلات زندگیت بهونه تراشی نکن واسه کج روی ها و گناهات. باشه ؟ افرین ابجی خوب.. خدارو نمیشه گول زد .
      راه نجات تو از اون خونه و محیط بد و استرسی فقط و فقط ازدواجه . پس تا میتونی رو خودت کار کن و اگرم ب بهونه مشکلاتت دست ب کارای بدی زدی استغفار کن و اینو قبول کن زندگی مردم گلو بلبل نی.
      اجر تحمل بابای داغون بیشتره .. مگه نه ؟ اجر تحمل مادر داغون هزار برابر اونه…
      تحمل کن و صبر کن و خودتو پاک نگه دار .. توقعتو از اینو اون بیار پایین و از خودت ببر بالا.
      رو خودسازیت متمرکز شو ..
      بزودی همه چی درست میشه..

      پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      سلام..
      متاسف شدم واقعا! ولی یه سوال: یه پسر غریبه تو خیابون که از اول اسمشم نمیدونی کلی میری طرفش واقعا میتونه جای مادر پدری که از گوشتو پوست اونایی رو بگیره؟!! میدونم گفتی توبه کردی ولی بیشتر فکر کن چون قطعا هیچکس نمیتونه شرایط شمارو درک کنه و راهکار اصلی باخودته..حرف زیاد هست ولی…….!!
      انشاءالله که خیر بشه..
      یاعلی

      پاسخ
      • مینا
        مینا گفته:

        👈🏻من👉🏻یه دخترم داداش!
        نمیخوام بگم کارم اشتباه نبوده… نمیخوام روش درپوش بذارم ولى من هم نیاز به محبت دارم خب… میدونم جهالت محض بود…ولى این محبته وقتى هم از خدا دور باشى هم از پدرومادرت هم از خودت(به خاطر رفتار پدرو مادرت) کجا باید تامین بشه؟؟
        یه انسان وقتى از سطل آشغال «کوچشون» غذا پیدا میکنه میخوره که تو یخچال«خونشون» چیزى پیدا نشه!! من آذر امسال با همه دوست پسر هام کات کردم و سعى کردم از نظر احساسى وابسته نباشم…. ولى خیلى سخته… خیلى سخته که من کلییییییى سعى میکنم به مادرم نزدیک شم بعد اون با یه حرف میزنه دلمو میشکنه و منو ناراحت میکنه…

        پاسخ
    • SALEH
      SALEH گفته:

      سلام ابجی
      خدا رو شکر بچه ها کامل راهنمایی تون کردن
      ولی خوب… حرفاتون رو که خوندم دقیقا یاد رابطه داداش رضا با پدرش تو مجردی
      افتادم مثلا اونجایی که گفتین میخواستین با خودسازی به مادرتون نزدیک بشین
      دقیقا داداش رضا هم همین ترفندو زد و خواست رابطشو با پدرش بهتر کنه ولی باباش
      با بد اخلاقی هاش پسش زد ولی خب الان پدرش متوجه اشتباهش شده و بهش کاملا
      احترام میذاره حتی بهش گفته بیا بهت صد میلیون پول بدم خخخخ
      . میخوام بگم تو این قضیه میتونید از رفتار داداش رضا با پدرش وماجراهای بعدش الگو
      بگیرید و توش ریز بشید وازش ترفند بیرون بکشید و عملیش کنید.
      حرفاتون در مورد نیاز به محبت هم کاملا درسته.اتفاقا تو این زمینه هم داداش رضا رو نگاه کنید
      تقریبا اواخر سال ۹۷بود که بعد از این که چن سال پاک بود و یه گوله اتیش یه موقعیت خوب گناه براش پیش اومد که راحت میتونست خودشو توجیح کنه و بلغزه ولی به خاطر خدا ازش گذشت ودقیقا بعد اون اتفاق بود که یه همسر عالی (ابجی فاطمه)نصیبش شد.قبول دارم تو شرایط خیلی سختی هستین ولی مواظب باشید شیطون از راه توجیح وارد نشه وباعث بشه کاری کنید که بعدش حالتون بد بشه
      و اینکه مطمعن باشید خدا پاداش این رنج کشیدناتونو میده و یه همسر عالی نصیبتون میکنه که روحتون به ارامش میرسه
      شرمنده طولانی شد در پناه حق

      پاسخ
  13. شهید آینده ان‌شاءالله
    شهید آینده ان‌شاءالله گفته:

    سلاااام به همه دوستان گل
    خدا رو شکر با توفیق خدا و اهل بیت (ع) چند شبه میرم هیئت و واقعا حال میکنم حالمو خوب میکنه مخصوصا این هیئت ما…
    یه سوال دارم از رضا:چیکار کنیم که این حال خوب حفظ بشه؟
    و یه سوال دیگه:چرا بعضی زن و شوهرا اینجورین که اول ازدواج ذوق و شوقشون زیاده و خیلییی به هم عشق و علاقه می ورزن…ولی مثلا ۱۰ سال که میگذره اون عشق سابق رو ندارن؟چی میشه اینجوری میشه؟معمولا بزرگترا و پیرمرد پیرزن ها اینجوری نیستن و اکثرشون تا آخر زندگی به هم عشق زیادی دارن…چجوری عشق روز اول زندگی میتونه توی سال دهم زندگی هم باشه؟(جواب لطفا)
    یا علی

    پاسخ
    • زهرا
      زهرا گفته:

      چیزی که من توی اطرافیانم دیدم اینطوریه: اولش برا هم ذوق و شوق و علاقه و هیجان و تب و تاب دارن و چندسال که میگذره همه چی دود میشه میره هوا یا آب میشه میره تو زمین،به نظر و عقیده ی من دلیلش اینه:اون زن و شوهر هیچ سنخیتی با هم ندارن،هم هدف نیستن،هم راه هم عقیده هم فکر نیستن باهم،وقتی پای حرفای جفتشون بشینی میبینی حق با جفتشونه ها،ولی این دوتا برای هم ساخته نشدن به خاطر همین علاقه ها از بین میره،قربون صدقه ها محو میشه،استرس ها و فشار ها و تضادهای درونی و بیرونیشون زیاد میشه.

      پاسخ
      • photon
        photon گفته:

        سلام..
        هم سنخ نبودن زنو شوهر یه دلیلشه..ممکنه کیفیت زندگیشون بعد ازدواج وطی سالها دستخوش تغییر بشه..ممکنه بخاطر تغییرات روحی و روانی وجسمی در دهه های زندگیشون باشه..ممکن عدم شناخت وظایفشون درقبال هم باشه وممکنه بخاطر رفتارهای پنهان که بعدها نمود پیدامیکنه باشه و….. در کل تصحیح نوع نگرش به زندگی و تقویت ایمان واراده وتوکل درطول زندگی میتونه زندگی مشترک رو بهتر یا بدتر کنه..
        بقول داداش فقط” مراقب خودت باش”..همین
        یاعلی

        پاسخ
  14. مینا
    مینا گفته:

    سلام داداش🤞🏻💙
    آجى من ماه هاى اول بارداریشه… کتاب شما به دردش میخوره؟
    من هم که ١۴ سالمه میتونم بخونمش یا زوده برام؟

    پاسخ
  15. محمدرضا
    محمدرضا گفته:

    داداش راستشو بخوام بگم من ۳ سال پیش ۱۵ سالم بود
    من ۳ سال راهنمایی رو بدترین دوره زندگیم میدونم.😖 شاید بگی چرا؟؟
    من تو دوره راهنمایی خیلی از ناپاکی های زندگیم رو تجربه کردم و کلا روحم داغون شد😳😳
    ولی می دونی اعتقاد من اینه و خودم به عینه دیدم. اینکه وقتی نون حلال می خوری خدا خودش مراقبته.من تا یه جایی می تونستم گناه کنم ولی هر چی زور میزدم که بیشتر تو لجنزار فرو برم نمی تونستم یعنی یکی جلومو می گرفت و دیگه نمیزاشت بدتر بشم.😔😔
    بعد که وارد دبیرستان شدم یه مدیر داریم که اصن انگار فرشته ای بود که آدمای مثل منو از لجنزار بیاره بیرون.😭😭
    شروع کردم نمازامو خوندن و روز به روز پیشرفت میکردم و همچنان دارم روز به روز پیشرفت میکنم😇😊
    سرعت پیشرفتم این روزا رو نمیشه با عدد بیان کرد. اصن چرا ۳ سال پیش؟!! نمونه سادش اینکه من از ۴ روز پیش یه حسی درونم پیدا شده و اونم اینه که از مادیات زده شدم. میدونی!! مثلا دوستم تو کلاس بهم گفت عجب ساعت خوشگلی داری منم هرچی از ته دل گفتم بیا اینو میدم به تو قبول نکرد😐
    الان که دارم به ۳ سال پیشم فکر می کنم اصن انگار من یه آدم دیگه ای هستم😉😄
    خدایا عاشقتم که سناریویی که برام چیدی حرف نداشت😘😙🙏🙏

    پاسخ
    • زهرا
      زهرا گفته:

      از صمیم قلبم خدارو هزاران بار شکر میکنم به خاطر حس قشنگی که به دلتون افتاده
      انشاءالله همیشه همینطور باشید
      برای ماهم دعا کنید
      من واقعا بچه های سایت رو مث یه خانواده میدونم،با غم هاشون ناراحت میشم با خوشحالیاشون خوشحال

      پاسخ
  16. photon
    photon گفته:

    سلام..
    داداش رضا زنوشوهری که ازدواج قبیله ایی داشتن وسالها باهمه مشکلاتشون در سختیا و خوشیا کنار هم بودن وباهم زندگیو ساختن بنظرت چرا بعد سی چهل سال زندگی مشترک ازهم طلاق عاطفی میگیرن؟!؟!یابهتر بگم دیگه به نیازها وتوجهاتشون نسبت بهم اهمیت نمیدن؟! دلیلش واقعا چیه؟؟؟میتونه بخاطر بچه هاشون باشه؟؟!
    ممنون

    پاسخ
      • مفرد مونث غایب 🤞
        مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

        سلام.
        اینک گفتید از قبیله خوبی نبودن رو متوجه نمیشم.
        خب یکی تو کانون شهدا آشنا میشه، یکی تو بسیج محله، یکی تو یه همایش، یکی تو یه کلاس، یکی ب روش سنتی، یکی به روش مدرن، یکی به روش سنتی مدرن…
        ب نظر من تو هر قبیله ،و یا به هر روشی ک ازدواجی صورت بگیره اگ درست تصمیم گیری نکنن ب مشکل می خورن.
        و موردی ک دوستمون فرمود تو هر قبیله یا هر روشی ممکنه پیش بیاد، نه صرفا قبیله ای.

        پاسخ
          • مفرد مونث غایب 🤞
            مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

            درست می فرمایید.ولی اگ اینجور ک فرمودید باشه باید اسمشو گذاشت ازدواج شهدایی نه ازدواج قبیله ای چون داره محدود میشه🌺(با لحن بد نخوندید داداش، ببخشید دارم نظرمو میدم.)
            ولی پدر و مادر من، خواهرم یا تو اقوام هستن ک ازدواج شهدایی نداشتن، ولی ب بن بست نخوردن.
            من خیلی چیزا تو زندگی از پدر و مادرم یاد میگیرم، و دوست دارم ک تو زندگی خودم در آینده پیاده کنم.من بهترین پدر و مادر دنیا رو دارم، بهترین خانواده رو دارم خداروشکر، از هر جهت منو تامین میکنن، و کاملا در آرامش هستم، و همیشه خانواده ام رو به دوستام ترجیح دادم، و بهشونم گفتم ک اگ قرار بود یه بار دیگه متولد بشم، دوست دارم دوباره تو همین خانواده متولد شم.
            تعریف از خود نباشد😄ولی تو تربیت فرزند می خوام مثل اونا باشم.
            و کاربر photon یه بار گفتن ک شهادت فقط ب میدان جنگ رفتن نیست.
            جهاد نفس خودش شهادته.
            مررسی داداش رضا🌺

    • مفرد مونث غایب 🤞
      مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

      سلام.
      ببخشید منم نظرمو میگم..
      علاوه بر موردی ک پایین در پاسخ داداش رضا عرض کردم،ب نظرم بعضی وقتا مراحل قبل ازدواج ب خوبی انجام میشه، ولی مهارت درست زندگی کردن و حل مساله رو زوجین ندارن.
      ممکنه تو یه بحران مالی قرار بگیرن، یا یه اتفاق ناگوار صورت بگیره(مثل فوت اقوام درجه یک یا خدایی نکرده اعضای خانواده) یا شاید یه بحث و دعوا، یا حتی یه “مقایسه تو ذهن” انجام بشه ک مقدمه طلاق عاطفی باشه.
      گاهی هم با دخالت اقوام و خانواده های دو طرف ممکنه باعث ایجاد سردی تو روابط زوجین بشه و اونا رو به روابط بیرون از چهارچوب خانواده بکشونه.
      مسائل اعتقادی هم هست. و جامعه هم بی تاثیر نیست، شاید زوجین با چیزایی ک تو جامعه (یا حتی اقوام) میبینن یا خانواده هایی ک ماهواره دارن، یا روابطشون با دوستان و فامیل چهار چوبی نداره، اگ خیلی تاثیر پذیر باشن و اعتقاد خیلی قوی نداشته باشن، ممکنه ک توقعشون از همسرشون در همه ابعاد بالا بره و حس کنن ک دیگه نمیتونن با هم زندگی کنن، و به عبارتی همسرشون دلشونو میزنه،و احساس نارضایتی دارن…
      (یا حتی فکرشون درگیر یکی دیگه شه با اینک شاید هیچ وقت هم حتی ب دنبال رسیدن به اون شخص نباشن، همون “مقایسه ذهنی” که عرض کردم)
      یه عده هم به دنبال تغییر همسرشون هستن و وقتی میبینن تلاششون نتیجه نداده شاید زده شن.
      (بجای تغییر شرایط یا تغییر اولویت هاشون بعد از ازدواج، یا حتی تغییر خودشون، یا در نظر گرفتن امتیاز های + همسرشون ک همه اینا بر میگرده ب همون مهارت حل مساله، ب طلاق عاطفی روی بیارن.. )
      ی دلیل دیگه هم از بین رفتن انگیزه هست، اگه انگیزه ای نباشه ادم مجردشم نمیتونه زندگی کنه چ برسه ب متاهلش.
      اینک زن و شوهر یه زندگی یکنواختی رو برای هم ایجاد میکنن و اصلا حس و انگیزه برای تغییر تو سبک زندگی، حتی غذا پختن و لباس پوشیدن و گردش ندارن.
      خیلی دلایل دیگه ممکنه داشته باشه، ک شاید هیچ وقت زن و شوهر بخاطر حرف مردم و بچه هاشون به بیرون درز ندن و ناگفته بماند.
      انشاالله ک هیچ وقت طلاقی نباشه و همه مجردا و متاهل ها خوش بخت شن.
      ببخشید خیلی طولانی شد، سعی کردم هر چی به ذهنم رسید رو بگم بهتون.

      پاسخ
      • مفرد مونث غایب 🤞
        مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

        سلام داداش رضا.
        قطعا همین طوریه ک اشاره کردید، واقعا هر کسی لیاقت رفتن تو قبیله ی شهدایی ها رو نداره.
        بهتون تبریک میگم.
        برا ما هم دعا کنید، لایق همیچین قبیله ای رو داشته باشیم و یه جوری راهمون کج شه سمت اون قبیله ها.
        مرسی ازت داداش رضا

        پاسخ
  17. مینا
    مینا گفته:

    سلام🤞🏻🏴
    بچه ها من خیلى میترسم… خیلى از حساب رسى میترسم… به نظرتون خدا منو میبخشه؟🤦🏻کدوم آیه خدا گفته میبخشه؟ خیلى استرس دارم…..
    بچه ها اون دنیا رس منو میکشن که…😭😭😭😭
    کاش من بد نمیشدم…. کااااااااااش
    بچه ها من اگه بمیرم چیکار کنم؟ هیچى ندارم از خودم…😖
    سوال مهمم(اگه من خودسازى کنم… خدا منو میبخشه؟کجا گفته با این کار میبخشم؟)
    من خیلى فکر کردم! تو قیامت خیلى بى کسم…😭😭😭😭😭😭😖😖 هیچ کسى رو ندارم… اینجورى که منو به صلابه میشکن باباى جدمو در میارن که…
    باید چیکار کنم نجات پیدا کنم😞من هیچى براى سفرم جمع نکردم… همش گناه کردم…
    به نظرتون حضرت زهرا… هیچى… من اینهمه گناه کردم به احتمال زیاد نمیاد… به کى دلم رو خوش کنم که دستم رو بگیره؟؟
    فکر کنم حضرت زهرا اگه بیاد خیلى ناراحت میشه… منم خیلى خجالت میکشم… برم بسوزم خیلى بهتره که مامانم ناراحت بشه….

    پاسخ
    • مفرد مونث غایب 🤞
      مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

      سلام آبجی.
      برو جوشن کبیر رو بخون ببین خدا چند بار گفته من گناهاتونو می بخشم.
      برو بخون.
      همه گناهکارن، ب جای نا امیدی، تا فرصت هست بهتره ب فکر خودسازی و توشه اخرت باشیم.

      پاسخ
    • محمدحسن🤞
      محمدحسن🤞 گفته:

      ثانیا
      از قلمت علیه خودت استفاده نکن (ب خودت استرس و ناامیدی تزریق نکن)
      ب جاش کاری ک باید بکنیو بکن…
      ب خودت دلداری بده . با خودت مذاکره کن و از خودت در برابر مزخرفاتی ک شیطون بارت میکنه دفاع کن

      پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      سلام مینا خانم..
      غمت نباشه چون خدا فوق تصور ما مهربونه وبارها تو قرآن فرموده ” ان الله یحب توابین” ..داداش رضا هم تو بعضی پستاش خوب اشاره کرده به ایات مربوطه..توابین هم فقط اونایی نیستن که توبه کردن بلکه گناهکارایی که از کردشون ناراحت هستن هم جزءشون میشن..حدیث و روایتم زیاد هست که خدا راحت میبخشه که گفتنش مجال نیست وقرارم نیس اون دنیا شکنجمون بده..تازه اون عذابها هم ظاهرش عذابه وگرنه اونم حکمتی داره که طولانیه اینجا بگم ودرکل برای ورود به بهشت آمادمون میکنه..اما یه چی میخوام بگم که فوق العادست: استاد پناهیان تو یکی از کلیپهاشون راجع به اثر “حسن ظن به خداوند” خیلی قشنگ صحبت کردن که از تو سایتشون پیدا کن اگرم نتونستی برات بفرستم..فقط بدون اگه اینقدر به خدا حسن ظن داشته باشی که خداوند بخشنده ست بخاطر همین حسن ظن خدااز همه ی گناهات میگذره(روایت هم داریم).. بعدم شما هنوز نوجوونی و آلوده به دنیا و دنیا پرستی نشدی که خداروشکر:-) مطمءن باش خدای مهربون اینقدر بهت فرصت میدههههه که جبران کنی (از خودم نمیگم این حرفو)و بهترین بشی بعد بری پیشش البته اگه خودت واقعا بخوای وتلاش کنی..همینکه اینقدر خودتو در درگاه خدا عاجز و دست خالی وخجالت زده میبینی یعنی “همه چی”:-) ..فقط سعی کن تا میتونی حسن ظن و امید وتوکلت رو بخداوند ودستگیری اهل بیت بیشتر وبیشتر کنی..اونوقت میبینی خدا چقدددددر مهربون و عزیزه و دستاش بازه برای در آغوش گرفتن شماهایی که تو این سن کم دغدغده پاک بودن وپاک شدن دارید..پس قدر خودتونو بدونید..واقعا خوش بحالتون..ماروهم دعا کنید..
      یاعلی

      پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      راستی برای رهایی ازین حالتها هم تمرین خوف و رجاء داشته باش..سعی کن فلسفشو بفهمی و بجا ازشون استفاده کنی که نه بیجا از اون دنیا بترسی و نه امید واهی داشته باشی..
      انشاءالله مفید باشه براتون

      پاسخ
    • شهید آینده ان‌شاءالله
      شهید آینده ان‌شاءالله گفته:

      (قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیم)
      “(ای رسول رحمت) به آن بندگانم که (به عصیان) اسراف بر نفس خود کردند بگو: هرگز از رحمت (نامنتهای) خدا نا امید مباشید، البته خدا همه گناهان را (چون توبه کنید) خواهد بخشید، که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است.”
      سلام
      اولا وقتی به گناهات فکر میکنی به این هم فکر کن که حر راه امام حسین (ع) رو بست،شمر هم امام حسین (ع) رو شهید کرد ولی امام به همشون قول شفاعت و کمک داد…
      بعدشم همین که شیعه هستی یعنی کارت خیلی جلوئه…
      یه داستانی رو آقای دانشمند میگفتن توصیه میکنم گوش بدید یه جوونیه ته گناه بوده (همین دوسه سال هم اتفاق افتاده) از ته ته گناه میرسه به حضرت زهرا(س) جوری که زمان ازدواجش حضرت زهرا (س) به خواب عروس میرن و شب قبل از عقد تو خواب، پسره رو نشون عروس میدن و میگن:فردا شب به این پسر جواب “بله” بده از رفقای پسرم حسینه…
      ببین آبجی من، تو چند سالته؟چقدر گناه کردی؟کدوم امامو شهید کردی؟راه کدوم امامو بستی؟کدوم آدمو از راه به بیراه کشوندی؟همون آیه‌ی اول کار بسه…ولی انصافا خودتو یه آدمی نبین که تا ته چاه گناه رفتی و دیگه نمیتونی بیای بالا…امید داشته باش…
      کسی که میخواد پاک بشه مثل کسیه که میخواد شهید بشه…اجر و پاداششو میگیره…الاعمال بالنیات…
      وقتی به بی بی زهرا(س) توسل کنی تو قیامت کمکت میکنن…همین که حجاب داری یعنی خیلی خوبی…جدی میگم تو این دوره زمونه سخته به خاطر خدا حجاب داشته باشی…
      وقتی توبه کنی خدا سابقتو پاک میکنه و بدی هات رو تبدیل به خوبی میکنه (طبق آیه قرآن)
      میگی روز قیامت تنهایی؟؟؟
      بزار بهت بگم وقتی توبه کنی کیارو داری…خدا(از همه مهمتر و پشتیبان تر)،حضرت زهرا(س)،امام علی(ع)،امام حسین(ع)،امام حسن(ع)،همه‌ی امامان،و خیلی مهم امام زمان(عج)،شهدا و…
      وقتی توی موقعیت گناه باشی و گناه نکنی علاوه بر خدا و ملائکه،امام زمان (عج) هم تو رو میبینن و میگن : باریکلا میتونست گناه کنه ولی به خاطر ما گناه نکرد…اونوقت توی قیامت شفاعتت میکنن…
      وقتی به گناهات فکر میکنی و حس میکنی داری ناامید میشی،به آدمایی فکر کن که با وجود کوه گناه به خدا افترا و بد و بیراه بستن…
      وقتی حس ناامیدی داری،به آدمای پلیدی مثل شمر،مغیره،عمرسعد،خولی،حتی داعشیای امروز دنیا که با وعده ناهار کنار رسول الله(ص) آدم سر میبرن فکر کن…! یه چیزی هم با توجه به تجربه اندکی که دارم بهت میگم:سعی کن هیئت زیاد بری و با روضه ها گریه کنی،اشک برای اهل بیت(ع) معجزه میکنه…شدیییییید معجزه میکنه…خیلی کمکت میکنه خیلی رشد میکنی…
      همه اینا رو گفتم که بدونی هر چی هم بد باشی،میتونی بیشتر از اون خوب باشی…آخرالزمان یعنی دنیای امروز،ببین این همه گناه هست،ولی کارهای خوب هم کم نیست خیلی راحت میتونی به جای گناه کارای خوب رو انتخاب کنی…
      یه سوال ازت دارم،به خاطر خدا مگه این همه گناه رو کنار نذاشتی؟؟؟
      درسته شاید چند تا گناه دیگه هم داشته باشی ولی به این فکر کن تو بیشتر از اینا گناه میکردی،حالا خدا خواسته یه سری گناهاتو بزاری کنار،دقت کن خدا خواسته،اگه خدانمیخواست مطمئن باش نمیتونستی…
      پس یعنی خدا میخواد پاکت کنه،وقتی خودتم تلاش میکنی خدا بیشتر خوشحال میشه…
      یه جمله از داداش رضا:(خدا وقتی یکیو دوست داره،یاد گناهش میندازه تا بیشتر توبه کنه…)
      حالا تو هم خودسازی کردی دیگه،یه سریا با گناه خودسازی که نمیکنن هیچ بد تر میرن دنبال گناه های بیشتر تا خودسوزی کنن…
      ببین در کل میخوام یه جمله بگم با توجه به حرفایی که خدا به گناهکارا میزنه:ناامید نباش…
      خدا خوب بلده خدایی کنه…نگران نباش…(فقط یه توصیه از یه داداش : مغرور نشو!)
      ببخشید حرفام طولانی شد…
      موفق باشی
      التماس دعا
      یا علی

      پاسخ
      • خداروشکر
        خداروشکر گفته:

        مینا جان انقدر از گذشته دور بشو که باهاش غریبی کنی.داداش تونست با اون همه سختی تو چرا نتونی.شیطون بعضی وقتا با همین حرفا میخواد عقبت بندازه.از یه جایی به بعد باید بلند شد با همه ی اگر اگر ها…همه ترسا الکیه.یه آخر برای ترسات بزار بگو تهش اینه ولی منم حرفی دارم اون دنیا قلبت حرف میزنه ته دلت…قلبت میگه من تلاش کردم من بی تفاوت نبودم سخت بود ولی بازم تلاش کردم.خدارو نشناختیم…همیشه از راحتیم می ترسیدم ولی یه شرایط سخت برام پیش اومد حتی به خدا گفتم خدایا چرا فکر کردی من نمی تونم اون سختی رو تحمل کنم😅😐ولی بعدش فکر کردم دیدم من واقعا اون سختی رو نمی تونستم تحمل کنم دیدی ترسمم الکی بود.⁦☺️⁩خدا از یه آدمی که پای درد و دلت بشینه و کمکت کنه کمتره؟!!!هروقت به خدا قضاوتی نسبت می دم میگم اگه یه آدم خوب تو دنیا به این چیز برمیخورد این جور رفتار میکرد یعنی خدا از اون آدم خوبه کمتره؟!

        پاسخ
      • photon
        photon گفته:

        سلام..
        به به!! آدم کیف میکنه وقتی نظرات بچه های کم سنوسال سایت رو میخونه..دم همتون گرم داداشا و آبجیای گل..
        خدایا شکرت

        پاسخ
  18. فاطمه
    فاطمه گفته:

    سلام داداش رضا
    من پارسال با توجه به اینکه ضربه های بدی خوردم و از خودم خسته شده بودم سعی به تغییر کردن کردم و شکر خدا تونستم موفق بشم. اما الان با خودم میگم بزار اون حسی که دیگه خیلییییی به نقطه عطف میرسی و از رفتار خودت خسته میشی در من واسه هر نقطه ضعفم بوجود بیاد تا تغییر کنم چون در این حالت تغییر من بیشتر خواهد بود از همه مهمتر درد و رنج اون حالته در من میمونه و در واقع تغییرم پایدار میشه و اگرم خواستم از مرحله خودسازیم برگردم همین حس رنجش از گذشتم مانع میشه
    بچه ها من از این موضوع خیلی ناراحتم چونکه من الان فهمیدم که نقاط ضعفم کجاست و هعی دارم از کجا ضربه میخورم اما به خاطر همین فکرم تلاش نمیکنم
    و یه روزایی فکر میکنم که شاید ادما از یه جایی به بعد از این بهتر نمیشن و همیشه واسم سوال بوده که داداش رضا با اینهمه شبانه روز تلاش کردن و چله گرفتن چطور همچنان واسه از بین بردن بدی هلش تلاش میکنه یعنی واقعا چطور میشه فکر کرد که از این بهترم میتونه وجود داشتهرباشه؟

    پاسخ
    • فاطمه
      فاطمه گفته:

      بچه ها من چونکه تونسم از اون حالت بدی که پارسال داشتم بیام بیرون و حال الانمو بهتر کردم و دوس دارم هنوزم نقاط منفی خودمو از بین ببرم و ولی فکر میکنم بایدبازم خیلی ضربه ببینم تا تغییر کنم (امیدوارم منظورو رسونده باشم😊)

      پاسخ
      • Rezzza
        Rezzza گفته:

        سلام. نه اصلا اینجور نیس. من که به خودم میام میبینم چقدر مشکل دارم غرور تنبلی حسادت کمال‌گرایی عجب بی صبری عدم توکل عدم اعتقاد قلبی به توحید معاد امام شناسی امام زمان شناسی مشخص نبودن هدف زندگی، پیشرفت مادی و شغلی یادگیری هنر مهارت و و و…
        شما رو نمیدونم ولی من که تا چند سالم باید رو خودم کار کنم. ببینید یکم فکر کنید لطفا فکر کنید شاید بخاطر غروریه که تو وجودتون بوده و الان رو شده هااا؟ شایدم مال بی هدفیه.
        خدا با ماست.
        یا زهرا

        پاسخ
    • مینا
      مینا گفته:

      پیامبر گفتن قلب ها مثل اهنگ زنگ میزنه! اصحاب پیامبر پرسیدن براى صیقل دادنش چیکار کنیم؟گفتن یاد مرگ و قرائت قرآن!
      فکر کنم قلبت در شرف زنگ زدنه!
      کتاب هاى سه دقیقه در قیامت و ان سوى مرگ رو بخون! درست میشى آجى👍🏻

      پاسخ
  19. 🥀Roze💙Abi🥀
    🥀Roze💙Abi🥀 گفته:

    همین دیگه غرق تصوراتمم تو خلوتم باهاش حرف میزنم دردودل میکنم به محض اینکه بر میگردم به واقعیت یهو میبینم نیست کوپ میکنم اصلا در تصورم نمیگنجه نیست میگم‌همین الان باهاش حرف زدم اینجا بود بعد کل خونه رو دنبالش میگردم و پیدا نمیکنم دیوونگیام شروع میشه دعا میخونم نمازمم مرتبه و بجاعه میرم تو اتاقش تو سجاده اش نماز میخونم به نیتش همه اینکارا رو میکنم ولی فارغ ک میشم ازینا تازه دردای من شروع میشه😔

    پاسخ
    • کوهنورد پاکی 💪
      کوهنورد پاکی 💪 گفته:

      سلام بهتون تسلیت میگم
      ناراحت شدم… تنها چیزی که من میتونم بگم اینه که به حضرت زهرا متوسل شید چون مادر همه ماست. فقط همینو میتونم بگم
      ان شاءالله دلتون آروم بشه
      به قول داداش رضا سعی کن کاری کنه مادرت بهشتی شه

      پاسخ
    • محمدحسن🤞
      محمدحسن🤞 گفته:

      با حرف زدن راجب چیزایی ک نامناسبه و ناراحتت میکنه بهشون انرژی نده . دیگه ادامه نده
      راجب هرچیزی بگی و بنیویسی ینی انگار میگی من از این بیشتر میخوام و سمت خودت جذبش میکنی.
      این انرژی ک میذاری و درد و دل مینویسی بذار تو خلوتت واسه خدا و امام زمان بنویس و بخواه ک اروم بشی.
      با درد و دل ک چیزیو تغییر نمیدی.. بلکه غمات بیشتر میشه.

      پاسخ
  20. محمد پارسا
    محمد پارسا گفته:

    سلام به بچه ها و داداش گلمون سوالی داشتم البته خیلی بی ادبانست لطفا منو ببخشید بازیگران پورن آیا موقع بازی کردن فیلم لذت میبرن?? این همیشه برای من سوال بوده.بازم معظرت میخوام.

    پاسخ
  21. 🥀Roze💙Abi🥀
    🥀Roze💙Abi🥀 گفته:

    سلام خسته نباشید پستون مثل همیشه عالی بود
    اتاق شهداییتونم ک دیگه حرف نداشت
    راستش من قبل عید تو تصادفی ک مامانمو از دست دادم همراه مامانم بودم مامانم در جا تموم کردن و من راهی بیمارستان شدمو هیچکدوم از مراسماشو ندیدم و وقتی رسیدم خونه با جای خالیش روبرو شدم هر کاری میکنم تو کتم نمیره ندارمش و نیست چون همه کسم بود دوستم خواهرم رفیقم همه کس دیگه از بچگی اعتقاداتم خوب و عالی بود الانم هست شاید گله کنم بخدا ناله کنم ولی تو اصل موضوع مشکلی ندارم ولی خوب کنار نمیام همه کارم کردن و کردم خودم روانشناس نصیحت همه چی هیچی روم اثر نمیکنه خودم نمیخام قبول کنم ندارم یعنی میخاما تا یه ثانیه بر میگردم به دنیای واقعی و تصور میکنم مامانم نیست قلبم از جا کنده میشه قشنگ احساس میکنم قلبم وایساده و نمیزنه و بعد دوباره میرم تو توهمات ک دروغه مامانم هست واقعا دیگه بریدم شبا کابوس بیخابی دیوانه شدم هیچی آرومم نمیکنه نمیدونم چیکار کنم 😔

    پاسخ
    • ستایش
      ستایش گفته:

      سلام دوست گلم از صمیم قلبم بهت تسلیت می گم این که غمگین و شوکه باشی از نبودن مادرت طبیعیه و سیر طبیعی رو داری طی می کنی عزیزم اما فرآیند سوگ ۶ماهه الان برای تو بیشتر از ۶ ماه شده حتما پیش روانشناس بالینی برو کمکت می کنه بپذیری البته خودت هم باید بخوای به زندگیت برگردی گلم درسته مامانت نیست اما داره تو رو می بینه دلش می خواد حال خوب تو رو ببینه تو زنده هستی و آینده داری به خاطر شادی روح مامانت هم که شده قدم بردار خدا کمکت می کنه کلاس ثبت نام کن ورزش کن و حتما پیش روانشناس برو شاید هم لازم باشه دارو مصرف کنی تا حالت بهتر بشه با آرزوی بهترین ها عزیزم

      پاسخ
      • 🥀Roze💙Abi🥀
        🥀Roze💙Abi🥀 گفته:

        ممنون از محبتتون راستش اون اوایل ک قرص و یه عالمه دارو بود همشم خواب اور چندماه دیگه قطع کردم خودم چون خودمم مصدوم شدم جایی نمیتونم برم و بالطبع گوشه نشین خونم چون خودم نمپذیرم هنوز حرف روانشناس روم ناثیری نداره

        پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      سلام..
      دخترخوب واقعا اتفاقی که براتون افتاده ناراحت کننده وغیرقابل تصوره..انشاءالله خدای مهربون صبرشو بهت میده..اماسعی کن پیش روانشناسو غیره اصلا نری..التیام این درد کمی زمان میبره پس اولا به خودت فرصت بده..دوما رابطتو باخدا نزدیکترکن وهمینجوری باش حرف بزن تاخودش درونتو آروم کنه واگه گاهیم گله کردی اشکال نداره ولی بدون خدای مهربون بیشتراز هرکسی میفهمدت..شماالان ذهنت درگیره وچیزی که باید اصلاح بشه ذهنیتت به ماجراست..برای درک وپذیرش این امتحان بزرگ خیلی وقت بزار..اما پیشنهاد اصلیه من این هست که بهیچ وجه فکرنکن مادرت کنارت نیست ودیگه نداریش بلکه فقط جسمش رو نمیبینی و اونچه که به جسم مربوط میشه رو نداری..مادرت قطعا کنارته ونگران واگه سعی کنی این اشفتگی رو پشت سربزاری اونوقت حضورشوبیشتر حس میکنی وبدون الان دعاهای مادرت بیشتر درگیره و ایشون چیزایی میبینه که شما نمیبینی..پس اولا حس کن مادرت هست وحتی باهاش حرف بزن وبه حرف بقیه هم توجه نکن(فعلا)..ومطلب دوم اینکه هروقت دلت براش تنگ شد براش نماز بخون بهر نیتی که دوس داری ؛ اونوقت هم خودت اروم میشی و هم معجزات این عمل رو به وضوح میبینی..خدای مهربون داره تو رو میبینه و توقع بیجا ازت نداره پس از خودش کمک بخواه..امااگه میبینی تنهایی از پسش برنمیای به کانال مشاورین تنهامسیر یه سری بزن واز مشاوره هاشون استفاده کن..چون واقعا دلسوزن و مومن و البته باتجربه..فقط بهیچ وجه تو تنهایی وخلوت خودتم محصور نکن که انزوا حالتو بدتر میکنه..شرمنده طولانی شد..انشاءالله خداوند خودش بهترین تفضل و عنایت ویژه ش رو درین فقدان نصیبت کنه و به این صبوری ، ارامش رو بشما دختر قوی عطا کنه..تو این روزای فاطمیه هم از مادرمون حضرت فاطمه(س)خیلی مدد بخواید که یاریتون میکنن بلطف خدا..
      همدیگه رو دعا کنیم..
      یاعلی

      پاسخ
    • محمدحسن🤞
      محمدحسن🤞 گفته:

      سلام ب شما
      گمون نمیکنم نیاز باشه بهتون تسلیت بگم . چون میدونم تسلیت گفتن ما کاری رو پیش نمیبره.
      ببین آبجی تنها کسی و چیزی ک میتونه تو این شرایط آرومت کنه فقط خودتی و اون تغییر نگرشت.
      در اینجور مواقع واقعا نیازه ک سریعا سعی کن دیدتو ب کل تغییر بدی تا آروم بشی.
      این تغییر دید ک میگم اصلا گول زدن خودت نیستا. بلکه پی بردن ب واقعیت مسئلست. خودت خودتو آروم کن. پیشنهاد میدم بنویسی. واقعا آروم میشی. بنویس.. نه صرفا از غمت.. بلکه بیشتر از چیزایی ک باید بنویسی تا آروم بشی…سعی کن از این اتفاق بزرگ و میشه گفت تلخ زندگیت خیر بکشی بیرون.. . تا اینکارو نکنی و دیدتو تغییر ندی حالت بهتر نمیشا. من خودم دو سه سال پیش یهو بابامو از دست دادم.. اولش واسم خب سخت بود. ولی هی ک گذشت یچیزایی واسم روشن شد و فهمیدم اون غم و غصه هایی ک میخوردم خیلی نیازی بهش نبود و تونستم در برابر قسمت و حکمت الهی تسلیم باشم.. و بعدش گشایش اتفاق افتاد و حالم ب کل تغییر کرد و تونستم با این مسئله کنار بیام و الان مدتهاست ک وقتی یاد بابام میفتم با یه فاتحه تموم میشه.. دیگه غم و ناراحی و داغون شدنی درکار نی . نمیگم ناراحت نباش و گریه نکن. خب نشدنیه .. اما نیازی نیس خودتو بزنی داغون کنی آبجی… بشین فکر کن و از این ماجرا حکمت و خیری ک ب ذهنت میرسه رو بکش بیرون. بنویس.. تا آروم بشی..
      میگذره آبجی.. خدا بزرگه و تنهات نمیذاره . دلتو آروم میکنه بشرط اینکه توهم بهش اعتماد کنی و خودتو پرت کنی بغلش..یه چیزیم بگم… مهمه.. این روزا ک حالت میزون نیست کنار اینکه ب قسمت و حکمت ماجرا فکر میکنی همزمان برو سمت اهل بیت.. مخصوصا حضرت زهرا. خوب تحویلت میگیرن و واقعا اروم میشی.. مصائب اهل بیت رو ب یاد بیار و اینو ب خودت گوشزد کن ک غمای ما کجا غمای اهل بیت کجا.. گریه ک میکنی ب یاد مصیبت های اهل بیت باشه بیشتر..
      بعدش ک همه اینکارارو کردی.. ببین چجوری همه چیز تغییر میکنه و حالت عوض میشه .. اینجوری مادرتم اون دنیا خیالش راحته و آرومه و دیگه نگرانت نیست.. مادرتم جز این نمیخواد..
      و اینم یادت نره… مرگ خودتو فراموش نکن.. و بدون این واسه همه هست ….

      پاسخ
      • 🥀Roze💙Abi🥀
        🥀Roze💙Abi🥀 گفته:

        هر کاری بگید تو این یه ساله تو خونه انجام دادم ولی از همشون ک فارغ میشم نبودش دیوونه کننده اس ابن زجرم میده کسیم نبود تسکین بده فقط منو وبابامیم ک بابا باز برگشت سرکارش و کنار اومده فعلا ولی من ن هیچی آرومم نمیکنه دلم آروم نمیشه

        پاسخ
        • مفرد مونث غایب 🤞
          مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

          سلام آبجی گلم❤️..
          امیدوارم حال دلت زود تر خوب شه.
          سخته حتی شنیدن حسو حالت برام خیلی سخته، حتی گریه امم کردم براتون.😔
          سعی کن خیلی تو خونه نباشی، سر خودتو گرم کن قربونت برم.
          کلاسای مختلف ثبت نام کن.
          واینو بدون خدا اگ میدونست طاقتشو نداشتی، با فوت مادرتون امتحانتون نمیکرد.
          خدا بزرگه آبجی جونم❤️.
          ان شاالله ک ی روزی همه چیز درست میشه.
          من ک پدربزرگم فوت شدن تا یکی دوسال هم خوابشو زیاد میدیدم هم خیلی براش گریه میکردم .
          ولی آجی خاک سرده، ان شاالله ک درست میشه، خدا هواتو داره من مطمئنم. مطمئنم کلی اتفاقای خوب برات میوفته، خدا اجرتو میده.
          من اگ لایق باشم برات دعا میکنم🌺.

          پاسخ
        • محمدحسن🤞
          محمدحسن🤞 گفته:

          مشکل اصلی شما اینه ک نمیخوای قبول کنی و بفهمی ک :
          واقعا کی هستی ..
          اینجا کجاست ک زندگی میکنی..
          بعدش قراره کجا بری..
          هنوز خودت و دنیاتو نمیشناسی ک اینقدر غرق این مسئله ای..
          حس میکنم هنوز با جهانت کنار نیومدی و نمیخوای قبول کنی
          خدایی هست ..
          مرگی هست ..
          برزخی هست ..
          قیامتی هست..
          بخدا ما نیومدیم ک بمونیم ..
          دنیا مسافرخونست .. بزودی باید جمع کنی بری خونت… خونه اصلی.. همونطور ک مادرت رفت.. هنوز دنیاتو نشناختی ک اینجوری بی تابی .. بابا مادرت بخدا زندست من و توایم ک مردیم.. مادرت الان تو زندگی حقیقیه من وتوایم ک مردیم و خبر نداریم و خوابیم..
          وقتی میمیریم تازه بیدار میشیم.. مرگ ما تولد ماست.. اونا زندن و دلشون ب حال ما میسوزه ک تو چه دنیایی زندگی میکنیم.. اونوقت ما ب جای اینکه دلمون ب حال خودمون بسوزه و بفکر خودمون باشیم …….
          دنیارو بپذیر تا آروم شی.
          دنیا اگه ارزش داشت ب حضرت زهرا وفا میکرد…
          دنیا خیلی پسته .. همه چی اونوره .
          چقدر بعضی از ماها خوابیم..
          یخورده فکر کن ب حرفام..

          پاسخ
        • photon
          photon گفته:

          سلام..
          بنظرمیاد تنهایی از پسش برنمیای و حقم داری بخاطر شرایطت..حتما به اون مشاوره که تو کامنت قبلم گفتم مراجعه کن..قابل اعتمادن ومومن وخیلیا نتیجه خوب گرفتن.. بخودت سخت نگیر وکمک بگیر وبدون این کمکها دستهای پنهان خدای مهربونن..انشاءالله بحق شهادت بانوی دوعالم و صاحب عزاهای واقعی این روز خداوند صبر وآرامش حقیقی رو بشما عطاکنه..
          ماروهم دعاکن..
          یاعلی

          پاسخ
  22. محمدحسن🤞
    محمدحسن🤞 گفته:

    سلام. چ پست خوبی بود . مرسی
    راجب سوال باید بگم قطعا الان پاکترم نسبت ب سه سال پیش. تغییر کردم و خیلی چیزا عوض شده.

    پاسخ
  23. الی
    الی گفته:

    سلام داداش واقعا من این رنج رو درک کردم و تسلیم شدم در برابر خواسته خدا و به آگاهی رسیدم و نسبت به سه سال قبل خیلی پاک تر و آگاه تر هستم الحمدالله الان خیلی کاستی دارم واقعا این عجز و رنجی که ازش گفتی خیلی خیلی مرحله مهمی هست تا درد نکشی هیچ اتفاقی نمی افته یا علی

    پاسخ
  24. زهرا
    زهرا گفته:

    سلام داداش خیلی تغییرکردم زهرای ۳سالپیش کجازهرای الان کجاکلی تغییرکردم وحالم خوب شده
    داداش فقط من یکم عزت نفسم واعتمادبه نفسم پایینه ولی بیشترعزت نفسم یه کتابی یاراه حلی بهم معرفی میکنید؟

    پاسخ
  25. photon
    photon گفته:

    سلام..
    دوستان برنامه سمت خدا در بزرگداشت شهادت حاج قاسم سلیمانی؛ به خانواده هایی که بچشون از ۱۳دی تا ۲۲ بهمن بدنیا اومده ومیاد اگه اسمشون رو “قاسم” یا “مهدی” بزارن ★یک پلاک طلا★باهمون نام هدیه میده.. اگه کسیو میشناسید اطلاع بدید به سایت سمت خدا مراجعه کنن وهدیه بگیرن;-)

    پاسخ
    • الی
      الی گفته:

      سلام داداش واقعا من این رنج رو درک کردم و تسلیم شدم در برابر خواسته خدا و به آگاهی رسیدم و نسبت به سه سال قبل خیلی پاک تر و آگاه تر هستم الحمدالله الان خیلی کاستی دارم واقعا این عجز و رنجی که ازش گفتی خیلی خیلی مرحله مهمی هست تا درد نکشی هیچ اتفاقی نمی افته یا علی

      پاسخ
  26. عاشقتمممممم خداااا همه وجودمی
    عاشقتمممممم خداااا همه وجودمی گفته:

    سلامروزهمگی بخیرباشه.بچه ها ی چیزی بگم من ازخودم ب هیچوجه راضی نبودم غرق گناه بودم یه دخترم دوران دانشجوییم حسابی از جوونیم استفاده کردم الان ۲۶ سالمه.ولی ازبس روزانه قران میخوندم خدا نجاتم داد.ازبچگی باوجود اون گناه ها نمازشب هم میخوندم و نمازم کم و بیش میخوندم.ازبچگی اهل برنامه ریزی و اهداف روزانه و نوشتن بودم.الان هم سرکار میرم دور ازخانوادم هستم هفته ای پنج کتاب میخونم همش راجع سیر وسلوک.هیچی برام قشنگتر از کتاب نیست. کلی سخنرانی گوش میدم. اصلاااا وقت بیکاری ندارم موقع خوردن آب ک داداش گفتن من ازبچگی بسم الله رو بهم یاددادن بعدشم صلوات میفرستم. بسم الله ملکه ذهنم شده بحدی ک حتی موقع خوردن ی دونه شکلات هم میگم بسم الله. ی دوست شهید انتخاب کردم عجیب ب زندگیم ازنظر مالی و معنوی برکت داده.بچه هاباورت نمیشه محاله ی شب نمازشب نخونم شباساعت ۱۰ و نیم یانهایتا ۱۱ میخوابم ۴ بیدار میشم ساعت ۷ هم میرم سرکار تاظهر.خیییلی خوبه خییلی.ب واسطه یکنفر بابچه های یتیم اشناشدم ازبچگی دوس داشتم ی روز اینقد ثروتمند بشم تموم یتیما رو زیر پوششم بگیرم.مطمئنم ی روزی ارزوم ب تحقق میرسه. سه ساله ک هرگززززز غیبت نمیکنم و نمیشنوم و اگه احیانا شنیدم دفاع میکنم. هرشب برای کسایی ک سالها پیش غیبتشون کردم کارخیر میکنم استغفار میکنم هدیه میکنم بهشون تاخدا قیامت ازم بگذره.خیلی حس خوبیه سبک میشم اینکارو ک میکنم.اسماشونو تاجایی ک حافظم یاری داده نوشتم.هرکدوم میخونم تیک میزنم هرروز یه جز قران میخونم و اروم میشم. وقت نماز کلی توسجده گریه میکنم حس میکنم خدا دقیقا کنارمه.ازبس نزدیک میشه بهم.😭😭.مطمئنم خدا ی همسر شبیه شهدانصیبم میکنه درسته ک بد کردم اما ندونستم و پشیمونم.خییلی ب خدانزدیک شدم.خودسازی خیلی قشنگ و شیرینه.امیدوارم همه جوونا عاقبت بخیر بشن و ب عزت برسن.

    پاسخ
      • مینا
        مینا گفته:

        سلام🤞🏻💛
        یه جورایى آره… توبم رو شکستم……………..
        قبل از اینکه بشکنم خیلى ناگهانى چند تا تصویر جنسى دیدم توى فضاى مجازى! و از هفته قبل تا حالا امپرم روى هزاره و دارم به زور خودم رو کنترل میکنم!
        ?? Whate should I do, to prevent sin

        پاسخ
        • Rezzza
          Rezzza گفته:

          سلام.
          تا میتونید روضه و مداحی گوش بدید. تا قبح گناه براتون برگرده. فقط اگه شور نباشه بهتره. یه چند روز فقط روضه و مداحی(زمینه و دودمه چهارضرب) گوش بدید و یه چند روز آهنگ رو ترک کنید. فقط امام حسین علیه السلام نجات میده…
          یاعلی

          پاسخ
        • photon
          photon گفته:

          سلام..
          هیجانتون رو از طریق درست تخلیه کنید حله..
          یه پیشنهاد: اینکه الان ایام فاطمیه ست و “حضور” در هیءت و عزاداری اهل بیت هم انرژیتون رو خوب تخلیه میکنه وهم توفیقاتی میده که این حالات هیجانی کاذب دیگه ایجاد نشه بلطف خدا..
          یاعلی

          پاسخ
        • محمد پارسا
          محمد پارسا گفته:

          سلام اگر همینجوری بدون اختیار دیدیت این که توبه شکستن نیست اینا تصاویر عادیه اما اگر ادامه دادید یعنی توبه شکستید.

          پاسخ
          • مینا
            مینا گفته:

            توبه ام رو یه جور دیگه شکستم… اینا پیش زمینه اى بود براى اینکه شهوتم بره بالا و توبه ام شکسته بشه!!
            یه پسره بهم گفت بیا بریم بیرون منم….

    • Rezzza
      Rezzza گفته:

      بازم برگردین. مگه به لطف امام حسین شک دارین. ما هرچه هم گناه کار باشیم گناهامون قدر کرامت اهلبیت نیست که…
      بازم هر روز نوحه گوش بدین بعد ۱۰ روز تأثیرش رو میبینید
      والله یحب التوابین..

      پاسخ
      • مینا
        مینا گفته:

        برگشتم…الحمدالله خیلى قوى هم از جام پا شدم! خداکنه همین حس حیاى شدیدى که پیدا کردم تا تهش باهام بمونه و چندبرابرش رو به همه ى یچه هاى سایت و همه ى آدم بداى دنیا بده که برگردن تو مسیر درست! به آدم خوبا هم دوکیلو اضافه بده!🤞🏻🏴🏴🤞🏻

        پاسخ
    • مفرد مونث غایب 🤞
      مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

      سلام داداش رضا.
      احتمالا گرگ آبجیمون شهوته.
      ولی داداش من اصلا تجربه این چیزایی ک بچه ها میگن رو ندارم ن فیلم ن ارتباط با نامحرم، ن چت نه…
      ولی بازم فک میکنم گرگم شهوته.
      میگم نکنه تو مجردی همه ی گرگه ثابت شهوت دارن؟ و در کنارش گرگ دیگه ام دارن؟!
      از طرفی هم تو تشخیص گرگم موندم!

      پاسخ
  27. احسان
    احسان گفته:

    سلام داداش.من نسبت به گذشتم یعنی سه سال پیش خیلییی پاکترشدم.چقدرارادم بیشتر شده.چقدرصدای درونم شفاف تر شده.من واقعا این روزا خداروحس میکنم وبرای هیچ کس نیستم جزخودم وخدا..البته من گهگاهی شیطونی میکنم اماکاملاپرقدرت وپاکترم نسبت به سه سال قبل……

    پاسخ
  28. جامدادی
    جامدادی گفته:

    سلام روزتون بخیر
    کانون شهدایی ک گفتین کجا هست؟اگر بخوایم برنامه هاش شرکت کنیم باید جای خاصی ثبت نام کنیم؟

    پاسخ
  29. photon
    photon گفته:

    سلام..
    درپاسخ به “شهید آینده ان شاالله “که در مورد قراءت العفاسی پرسیده بود(چون جا نبود اینجا جواب دارم): چیزی که بنده متوجه شدم اولا اگر ترویج قاریان وهابی نباشه(البته وهابیونی که اشکارا به اهل بیت توهین نکرده باشن) اشکال نداره ولی چون معمولا تبلیغه ونفعش به اونها میرسه میگن بهتره قراءت قاریان شیعه گوش بدید..دوما گفته شده بعیده العفاسی جزء وهابیون باشه و توهینی هم ازش دیده نشده..درکل اشکال شرعی یااخلاقی نداره و گوش دادن به قراءت قران کسی که شخص اون فرد مطرح نباشه و عبارات قران هدف باشه چه بسا تاثیرگذاریشم بیشتره .. ولی تجوید قاریان خلیجی معمولا بااشتباه زیاد همراه..ومیشه سبک قراءت اونها رو از قاریان مصری که تجوید صحیح دارن وقرانو درست میخونن استفاده کنی..
    سوالی بود در خدمتم..
    یاعلی

    پاسخ
    • تا رهایی
      تا رهایی گفته:

      نظر آیت الله جاودان در پاسخ به این سؤال رو هم ببینید:
      سوال ۱۱۰۵۹ – سلام
      من مدتی به طور مرتب ترتیل قرآن را با صوت افرادی مثل عبدالرحمن سدیس یا مشاری العفاسی گوش میکردم و تقریبا جزء سی را حفظ کردم. میخواستم به همان ترتیب ادامه بدم که شنیدم خیر چندانی در این کار نیست و نباید قرآن را با صوت وهابی ها که با شیعه دشمنی آشکار دارند گوش داد. بعد از آن خیلی تلاش کردم تا ترتیل منشاوی یا پرهیزگار را جایگزین کنم و برنامه قرآن گوش دادنم را ادامه بدهم اما نتوانستم. چه باید کرد؟ آیا گوش دادن به ترتیل های جذاب و زیبای وهابی ها برای حفظ یا ختم قرآن بهتر است ترک بشود؟
      ممنون

      پاسخ : سلام علیکم و رحمه الله ،
      آن قرآن خواندن آن ها همراه با تاریکی است بر آدمی تاریکی می آورد . بکوشید ترتیل پرهیزگار را ادامه دهید

      پاسخ
  30. .
    . گفته:

    سلام داداش من وقتی قبلا به مدت سه سال با یکی دوست بودم. اما توبه کردم و پشیمونم و دیگه سمت این چیزا نرفتم ارایشو گذاشتم کنار و سعی کردم روی خودم کار کنم.

    سعی کردم بیشتر نمازامو اول وقت بخونم. روزه های قضامو میگیرم. غیبت نمیکنم تهمت نمیزنم حجابم کامله کامله انقلابی و ولایی هستم.
    حالا من چند وقت پیش نامزد کردم. به نظرتون به نامزدم قضیه رو بگم؟ از یه طرف از اینور و اونور شنیدم که باهاش صادق باشی بهتره و… ولی از یه طرفم آبروم میره
    هر چند اون تا حالا سوالی درمورد روابط قبلی من نپرسیده .
    راستی توی یه سخنرانی از استاد شجاعی شنیدم که بعضی دخترا سادگی میکنن و با اینکه توبه کردن از گذشتشون حرف میزنن، در حالی که اگه دور اون کارا رو خط کشیدی و هیچ بیماری ای چیزی هم نداری ک زندگیت رو تحت الشعاع قرار بده بهتره نگی
    نظر شما چیه؟

    پاسخ
    • کوهنورد پاکی 💪
      کوهنورد پاکی 💪 گفته:

      سلام به نظر منم چه نیازیه اشتباه گذشتتو بگی؟ توبه کردی تموم شد رفت
      بهش فکر نکن
      گوش حرفای شیطانم نخور
      زندگی کن…

      پاسخ
    • زهرا
      زهرا گفته:

      خواهر گلم جز راست نباید گفت ، هر راست نشاید گفت
      چه نیازیه چیزی که تموم شده و انشاءالله اثرات سوء روی زندگیت نداره رو برای همسرت روشن سازی کنی؟ضمن اینکه مردها به شدت غیرتی ان و دونستن این موضوع آزارشون میده

      پاسخ
  31. شهید آینده ان‌شاءالله
    شهید آینده ان‌شاءالله گفته:

    سلام داداش و بچه ها
    یه کتاب در مورد زندگی امام حسین(ع) میخواستم که روان باشه برای یکی میخوام که میخواد با زندگی امام (ع) آشنا بشه… ولی مذهبی نیست…
    کتابی اگر هست بگید فقط نثرش روون و راحت باشه… کلمات سنگین توش نباشه…
    ممنون
    یا علی

    پاسخ
    • تا رهایی
      تا رهایی گفته:

      اگه تازه واردن به نظرم بهتره مستقیم زندگی امام رو مطالعه نکنن
      اینکه طرف تازه وارد بیاد کتابی بخونه که شروع کرده امام حسین علیه السلام کی متولد شدن کجا متولد شدن ادامه ی روند تا شهادت ممکنه خیلی جالب نباشه…
      ضمن اینکه هر کتابی قراره بهش معرفی کنید بهتره خودتون خونده باشینش
      پیشنهاد من کتاب «نامیرا» هست که درمورد جذب و دفع امام حسینه فرم داستانی داره و اصلا مستقیما زندگی و شخصیت امام رو بررسی نکرده بلکه روایت زندگی شخصیه که ابتدا میل چندانی به حضرت نداشته و بعد در رکابشون شهید میشه… کشش و جاذبه ی شخصیت امام انقدر قشنگ قابل درکه تو این کتاب که فرد بعد خودش میره دنبال بقیه ی وجوه شخصیت امام حسین علیه السلام
      رحمت واسعه ی آیت الله بهجت روضان الله تعالی علیه هم هست ولی خیلی مستقیم بررسی کردن بهتره خودتون تورق کنید کتابها رو

      پاسخ
      • شهید آینده ان‌شاءالله
        شهید آینده ان‌شاءالله گفته:

        سلام
        خیلی ممنون از راهنماییتون
        این کسی که میگم خودش گفت یه کتاب در مورد زندگی امام (ع) میخوام منم برا همین در این مورد میخواستم ولی کتاب هایی که گفتید خیلی خوبن “نامیرا” رو میدونم ولی “رحمت واسعه” رو نمیدونم…
        راستش توی اینترنت کتاب “حسین (ع) از زبان حسین (ع)” رو دیدم نوشته‌ی “محمد محمدیان”،اینجوری که خود نویسنده میگفت نثر کتاب روون و راحته و برای قشر جوان جامعه‌ست… و از احادیث و روایات خود امام حسین (ع) هم داخلش استفاده شده…
        به هر حال ممنون کتابا رو بررسی میکنم…
        موفق باشید
        التماس دعا
        یا علی

        پاسخ
    • عاشقتمممممم خداااا همه وجودمی
      عاشقتمممممم خداااا همه وجودمی گفته:

      سلام. سیدالشهدا ازشهیددستغیب عااالیه. من خودم تموم کتابای این شهیدعزیز رو خوندم بیشتر از سی تا کتابه.ازبس روان گفته ادم عاشق کتاباش میشه. روح پرفتوحش شاد…

      پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      سلام..
      کتاب “هفت شهر عشق” روایتی جدید از واقعه عاشورا ؛ رمانی هست در مورد ماجرای کاروان امام از مکه تا….. بنده خودم نخوندمش ولی بنظرم چون بصورت رمان هست وتوصیفاتی که ازش شنیدم باید جالب باشه..کتابهای سید مهدی شجاعی هم قشنگه ولی گریه داره دیگه..
      بقول دوستمون قبل از زندگی نامه امام اگر باواقعه عاشورا اشنا بشن رغبتشون برای مطالعه این نوع کتب بیشتر میشه انشاءالله..
      یاعلی

      پاسخ
  32. k7k9h
    k7k9h گفته:

    سلام آقای داداشی و اعضای عزیز سایت

    یه متن خوندم از امام خمینی(ره)
    زنان نیمی از جامعه هستند و نیم دیگر را می سازند …

    این جمله خیلی عمیقه،وبرای خانومها قضیه خیلی جدیه باید بد جوری خودسازی صحیح داشته باشیم
    تا کشور رو آباد کنیم تا سردار سلیمانی ها تربیت کنیم

    الان میخوام برای خودسازی خانوما به عنوان اولین دوره دسته جمعی توی یک گروهه یه پیشنهاد بدین .
    پیشنهاد خودم روی ترک تنبلیه …

    شماهم مشارکت کنید ان شاءالله عاقبت به خیر بشید …
    آقای داداشی اجازه میدید از پست های شما استفاده کنم و توی گروه به اشتراک بزارم ؟
    مثلا از نصف پستتون …یا شاید هم کامل
    بعد اگه استفاده کردم اسمتون رو ذکر کنم کنار جملاتتون یا نه؟

    یاعلی

    پاسخ
  33. مینا
    مینا گفته:

    سلام داداش رضا🤞🏻📿
    من نمیدونم چرا وقتى بابام به مامانم محبت میکنه یا برعکس عصبانى میشم(از درون) دلیلش چیه؟

    پاسخ
  34. کوثر
    کوثر گفته:

    سلام
    من از سه سال پیش تا الان پسرفت کردم
    خیلی زیاد
    خیلی هم نا امیدم
    حرفای داداش رضارو هم میخونم حس میکنم کار از کار گذشته
    درونم داغونه
    دقیقا باید از کجا شروع کنم؟

    پاسخ
  35. محمد پارسا
    محمد پارسا گفته:

    سلام داداش رضا دستم به دامنت کمکم کن بعد از ۴۰ روز ترک فیلم پورن یهو توبه شکستم و شیطان گولم زد البته که نگذاشتم اتفاق بدتر یعنی خود ارضایی بیفته چون اونو ۶ ماهه ترک کردم تازه نماز هم میخونم.پیشنهادت در این رابطه به من چیه???? چی کار کنم واقعا دیگه خسته شدم از این فیلم های مزخرف

    پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      سلام..
      بقول داداش حفره هاتو درست پوشش نمیدی..لذتشم گویا هنوز برات هست اما اگه تبدیل به عادت شده احتمالا درین مورد هم تکنیک جایگزینی جواب بده..فیلترینگ مغزتو تغییر بدی هم موثره(یعنی درکل توجهت رو از مسایل جنسی به مسایل دیگه هدایت کنی تاتو اون مسایل کنجکاو بشه)..تو جمع های مذهبی جوانها مثل هیءت یاهرچی دیگه هم شرکت کنی رغبت به اون جمعها قطعا بیشتره و وقت سوخته نخواهی داشت..انشاءالله که جواب بده..
      یاعلی

      پاسخ
  36. سین را
    سین را گفته:

    سلام داداش
    کانون شهدایی که تو کانال فرمودید
    تو مشهد هست
    میشه بیشتر راجبش توضیح بدید
    من مشهد هستم
    و میخوام عضو همچین کانونی بشم
    اما نمیدونم کجاست
    میشه راهنمایی بفرمایید؟
    ممنون

    پاسخ
  37. لیلی✌
    لیلی✌ گفته:

    سلام ،دوست گرامی اگه ایمیلی چیزی هست بذارید براتون من ایمیلش کنم البته داداش برای بار دوم این کتاب گذاشتن بار اول عید غدیر خم به عشق علی هرکسی یه کار خوبی کرد درهر صورت اگر تمایل داشتین بگین براتون ایمیل کنم کتاب رو.عاقبت بخیر باشید 🙏

    پاسخ
  38. فاطمه
    فاطمه گفته:

    سلام داداش رضا
    داداش شما همیشه میگی اگه از کم شروع نکنی انگیزت از بین میره ولی من یه مدت خیلی زیاد تنبلی کردم الان اگه بخوام موفق بشم باید از همون اولم با حجم زیاد شروع کنم و هر روز بیشتر وبیشترش کنم . داداش چجوری میتونم هم با حجم بالا کار کنم هم انگیزمو حفظ کنم؟

    پاسخ
  39. Seyyedeh Zahra
    Seyyedeh Zahra گفته:

    سلام من سه سال پیش خیلی بد بودم الان خداروشکر یکم بهترم دلیلش اینه که با یه خانم آشنا شدم که فقط تو مسجد می دیدمش بخاطر اون برای نماز مسجد میرفتم بعدش چون خجالت می کشیدم ازخدا که برم مسجد یه کارایی رو کمتر انجام دادم

    پاسخ
  40. حمید
    حمید گفته:

    سلام داداش تو کتاب از سفیر ابلیس تا سفیر پاکی گفتی ۳۰۰۰ساعت سخنرانی گوش دادم و کلی کتاب خوندم…میخواستم بهم لطف کنی و بگی چه سخنرانی هایی گوش میدادی و چه کتابایی خوندی…چون منم یه مدته بیکار هستم و تو روز همه وقتم آزاده میخواستم پیشرفت کنم…راستی سخنرانی تنها مسیرو چند جلسشو و تو چه مدتی گوش دادی؟

    پاسخ
    • عاشقتمممممم خداااا همه وجودمی
      عاشقتمممممم خداااا همه وجودمی گفته:

      سلام. سخنرانی استادپناهیان همش عالیه همه رو گوش بدین منم تاحالا همه روگوش دادم چ خلاصه بندیشو نوشتم تودفترم. استادشجاعی و مجتهدی و رائفی پور هم عااالیه.کتابهای حق شناس و دستغیب معرکس. من خودم هفته ای پنج تاکتاب سیر وسلوک میخونم خیلی عالیه.کلا سخنرانی زیاده بگردین پیدامیکنین. مهم اراده و خواست خود ادمه .موفق باشین.

      پاسخ
  41. photon
    photon گفته:

    سلام داداش..
    تو کانال دیدم در مورد شهوت شکم و درمونش صحبت کردی..خواستم بگم دلیلش هم میتونه روحی باشه وهم جسمی..باید هر دوش درمون بشه تاتعادل بوجود بیاد..تازه تو روایات اومده که کسی که پرخوری کنه لذت وحال عبادت ازش گرفته میشه(این خودش میشه یه انگیزه♣)..
    بنده تو این زمینه خداروشکر اطلاعات درستی کسب کردم وراهکارشو تاحدی میدونم..
    ولی بت نمیگم خخخخ
    بقول خودت باید تلاش کنی تا طلاش کنی..منم بت نمیگم مگر به یه شرط؟!!!!
    دیگه خوددانی(خخخ) میخوای یه ماه واسش وقت بزار تا بفهمی یا اعتماد کن تو یه ساعت همه چیو بت میگم!!
    مخلصیم..

    پاسخ
  42. شهدا دارن نگاهمون میکنن
    شهدا دارن نگاهمون میکنن گفته:

    روز ششم چله هست
    یه مشکل خیلی سختی برام پیش اومده که من کوچک ترین دخالتی توش ندارم یعنی یه موضوعی هست که فقط دست خداست برام دعا کنید
    شما میدونید چرا دقیقا الآن همچین اتفاق عجیبی برام افتاده؟
    چیزی که تصورشم نمیکردم یه روزی برای من پیش بیاد

    پاسخ
    • شهدا دارن نگاهمون میکنن
      شهدا دارن نگاهمون میکنن گفته:

      خدایا مطمئنم یه خیری توی هست
      خدایا تو قدرتت بینهایته
      چقدر خوشبختم که بزرگترین مشکل هم پیش میاد دیگه نمیترسم
      دائم میگم من تحت ولایت خدام
      خودش ازم نگهداری میکنه
      دیگه مثل قدیم تحت ولایت شیطان نیستم
      خدایا شکرت

      پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      سلام..
      شاید امتحانته یا شایدم خدا میخواد عکس العملتو ببینه یا شاید به اون وسیله میخواد درس بزرگی بهت بده..درهرصورت خیره انشاءالله..امااگه فکر میکنی بلا هست یه صدقه ایی هم بده و به خدا توکل کن همه چی درست میشه انشاءالله..
      یاعلی

      پاسخ
  43. !...Gomnam
    !...Gomnam گفته:

    الان نسبت به سه سال پیش خیلی پاک ترم و یکی از دلایلش دوستای بدم بودن که الان گذاشتمشون کنار و الان فقط دورم ازون آدما هست که برام مهم نیست من راه خودمو میرم.

    پاسخ
  44. photon
    photon گفته:

    سلام به داداش و دوستای خوب سایت..
    به همگیتون پیشنهاد اکید دارم که کتاب ** سه دقیقه در قیامت** رو حتما بخونید..قبلا یکی از بچه های سایت گفته بودن و تبلیغشم دیدم ؛تهیه کردمو خوندم..خداروشکر مطالعه زیاد دارم اما به جرات میگم این کتاب باورهاتونو عوض که نه ولی درستوخالص میکنه..خودتون امتحان کنید میفهمید..انتشارات ابراهیم هادی هست ومطالبش مطابق روایات وایات قران وخیلی خیلی بعیده که مبالغه باشه!
    (وقتیم نمیگیره چون کم حجمه وفوقش نیم ساعت بیشتر یاکمتر زمان ببره خوندنش)..از دوستی هم که قبلا پیشنهادشو داد واقعامتشکرم وامیدوارم شماها هم استفاده کنید انشاءالله..
    (جدا اگه امکانش بود واسه همتون میگرفتم که بخونیدش ولی خب …..!!)
    همدیگه رو دعا کنیم..
    یاعلی

    پاسخ
  45. لیلی✌
    لیلی✌ گفته:

    سلام داداش رضا و ابجی فاطمه عزیزم و همه بچه های پاک وگل سایت.داداش امشب درمورد هدف تو کانال صحبت کردین خب قبلا پست رسالت گذاشتین درسته ولی من الن متوجه شدم کلا اشتباهی انگار هدف ریختم و دیگه نمیدونم رسالتم چیه وفرق اشون چیه من گیج شدم بدجور مات و مبهم نگاه دفتر وقلم ام میکنم کاش یه پستی یه چیزی یه جوری کمک ام کنید لطفااااا.عاقبت اتون بخیر.

    پاسخ
    • گناه یعنی خداحافظ مهدی ...
      گناه یعنی خداحافظ مهدی ... گفته:

      سلام به همگی دوستداران تغییر

      سخنرانی های استاد رائفی پور رو با موضوعات امام زمان و مدیریت زمان گوش کنید (باز هم عرض میکنم که همه در هر سطحی از مسیر تغییر هستند به سخنرانی های استاد گوش کنند = واقعا با دو دوتا چهار تای عقلی، دین و مسائل اش را توضیح میدهند)

      و کلیپ های «هدف زندگی ۱ و ۲» استاد رو حتما حتما حتما گوش کنید

      بدون شک برای شما و بقیه دوستان، مفید واقع خواهد شد (انشاالله)

      پاسخ
  46. zahra
    zahra گفته:

    سلام داداش رضا
    ببخشید میشه بگید برای اینکه قران رو به طور کامل و بدون غلط یاد بگیرین از کدوم برنامه قرآنی استفاده کردین
    واینکه الان من که میخوام تازه شروع کنم به خوندن قرآن بنظرتون با کدوم برنامه قرآنی شروع کنم بهتره

    پاسخ
    • مینا
      مینا گفته:

      سلام🤞🏻💛
      قرآن مبین هم آیه رو میخونه هم ترجمه رو! تفسیر هم داره(هرکدوم رو که بخواى) تازه یه مکان براى یادداشت تو هر آیه داره که اگه الهامى به ذهنت رسید میتونى اونجا بنویسیش👍🏻درکل خیلى عالیه!
      به نظرم از قران بیان بهتره! ولى قرآن بیان تفسیر صوتى حاج آقا قرائتى رو داره! که اونم میتونى از اینترنت دانلود کنى

      پاسخ
  47. maryam
    maryam گفته:

    سلام
    خیلی چیزارو نمیدونم ولی هر چیزی که میدونمو عمل نکردم احساس خر بودن بهم دست میده
    جدی میگم
    چه فایده دونستنو عمل نکردن من یه روزی زیاد میخوندمو گوش میکردم…همش عذاب وجدان همش نگرانی
    یه تصمیم بزدلانه گرفتم خیلی ندونم خیلی فک نکنم جدنی آروم ترم راحت ترم
    نمیخوام تغییر کنم انگار یه بار بزرگ از رو دوشم برداشتم
    واقعا وسواسم کمالگراییم بهتر شده واقعا پیش فعالیم و نا آرومیم بهتر شده
    انقدی که درونم دچار تضاد شدم اون مسیری که میرفتم که مثلا هدفم دین بود واقعا اون همون مسیر با خدا بودنه همش نا آرومی استرس…
    هر روز ازش آرامش خواستم ولی نداشتم
    انگاری ته ته وجودم خدا رو مقصر میدونم اون مسیر رو تلخ و پر استرس میدونم برا همین برنمیگردم
    ولی نمیدونم ته این راهی که دارم الان میرم چیه
    شاید چون دین از مسیر درستی بهم نرسیده
    شاید چون واقعا چیزی که تا الان میدونستم اشتباه بوده
    دارم چیزایی رو میگم که تازگی کشف کردم
    من از اون آدمام که گند هر چیزیو در میارن از اونا که عادت دارن هم بزنن تا گندا بیاد رو
    ولی گندو کصافتارو نگا میکنم و هیچ کار نمیکنم
    الانم دارم زندگی میکنم واقعا برا چیزایی که دوست دارم تلاش میکنم الان زندگیم شده فقط انجام کارایی که دوست دارم هنر فیلم کتاب داستان صوتی…
    یه چیزی از درون مانعم میشه که سمت دین برم
    میترسم دوباره این یکم آرامش از بین بره
    با اینکه شاید درست باشه ولی من از بزدل بودن بیشتر بدم میاد میدونم این بازگشت پر از استرسه میدونم شاید عذابم بده ولی واقعا دلم میخواد گندشو دربیارم
    دلم برا اون مریم دیوونه تنگ شده یه روز گریه یه رو خنده یه روز عصبانی یه روز آروم یه روز شاعر یه روز فارق
    الان همه چی آرومه ولی من خوشبخت نیستم
    میدونی من ناخواسته ناخواسته به دنیا اومدم
    اینو میگم چون عین چهارتا داداشمو مامان نمیخواست ولی منو عمرا اصلا ابدا به هیچ عنوان نمیخواست
    واقعا سوالم همیشه اینه که چرا انقدر میخواستم به این دنیا بیام چرا انقد براش تلاش کردم؟

    پاسخ
    • k7k9h
      k7k9h گفته:

      سلام 💚
      حالت چطوره !
      آی ام یکی مثل تو 😊
      اومدم بگم ته اون مسیری که تا خواستی شروعش کنی استرس و سردرگمی داشت دیوونت میکرد مرحله بعدش آرامش و عاقبت به خیریه …
      من الان اونجام برای هر کسی به اندازه خودش مرحله اول طول میکشه…
      بزار بگم چطور بودم مرحله اول ،
      سخنرانی تنها مسیر استاد پناهیان رو گوش میدادم تپش قلب میگرفتم از بس استرس میگرفتم از سختی این را فکر میکردم استاد پناهیان داره اشتباه میگه ذهنم با یه سپاه هزار نفری با حرفای آقای رضا داداشی و استاد پناهیان میجنگید .
      یادش به خیرنباشه خخخ ….

      اون روزهایی که از این سردرگمی و استرس میذاشتم خانوادم برن بیرون زار میزدم و زمین رو چنگ میزدم که خدایا کمکم کن دیگه منو از این سردرگمی و استرس این مسیر در بیار و لی سمج بودم و به هیچ وجه نمیخواستم دست از این مسیر بردارم انگار خدا میخواد ببینه چقدر فهمیدی این مسیر تنها مسیره و راه دیگه ای نداری …مثل مصاحبه طلبگی میمونه انقد سخت میگیرن و بهت استرس وارد میکنن روز مصاحبه میگن نکنه تصمیمش سر سری باشه جا بزنه بزار اگه میخواد جا بزنه همین روز مصاحبه جا بزنه …
      خلاصه توی سایت آقای رضا داداشی میومدم و همش پر ذهنم علامت سوال میشد که چطوری انقدر مطمئن تصمیم میگیره و قدم برمیداره ؟!
      از کجا شروع کرده ؟!
      چطور از اول دونسته که آخرش خوبه و مثل ما استرس نگرفته ؟چطور سخنرانی تنها مسیر استاد پناهیان رو گوش داده و نترسیده ؟و…
      خب به نظر من راه حل خوب شدن ما دوستی با خداست و نماز خوندن این دوتا رو حفظ کنیم به عاقبت خیرش میرسیم ان شاءالله
      دوستی با خدا هم سخت نیست فقط همه جا بهش گمان خوب داشته باش و بگو سبحان الله خدا پاک و منزه است این یعنی این که خدا از هر صفت بدی پاک و دوره پس وقتی به بن بست خوردی گریه نکن که ای وای باز خدا تنهام گذاشت(نامردا آدم رو توی شرایط سخت تنها میزارن ما گفتیم خدا پاک و منزه از هر بدی ) تو به خاطر گناهایی که کردی یکم کور و کر شدی به خاطر غبار گناهایی که روی گوش و چشمت نشسته و خدا رو نمیبینی و صداش رو نمیشنویی
      آروم باش و به خودت اطمینان بده که خدا هست …
      پس برو تغییر کن و برده ترس نباش
      من اون مرحله استرس و ترس و ناا منی و سردرگمی رو رد کردم خیلی جای خوبیه نیایی ضرر کردی نیای غرق شدی پسر نوح نشو مریم جان نترس بیا با خودت و خدا دوست شو 😊🌷 راه درست تغییره
      ترک گناهه و مبارزه با نفسه و…
      به عنوان خواهر کوچیکت اینارو بهت میگم
      امیدوارم
      به خوش بودن سطحی و زود گذر قانع نشی و نترسی و قدم برداری

      یا علی

      پاسخ
      • photon
        photon گفته:

        سلام..
        کاربرk8k9h چقدر قشنگ و دلی نوشتی متن رو..عالی بود..بنظرم همه کسایی که میخوان به مرحله “یقین” برسن این دوره رو پشت سرمیزارن باکلی استرس و سردرگمی وترس!! اما استقامت و شهامت تو این مسیر تهش آرامشه..شاید بعدش بازم بد باشی(که اونم دلیل درستی داره) اما روحت واقعا پاک شده..روحی که پاک بشه حقیقت پذیره..
        بهت تبریک میگم واقعا..
        مریم خانم شماهم شهامت واستقامتت رو نشون بده با یه یاعلی..
        وبدون تهش فقط “رسیدنه” و هیچ نه ایی توش وجود نداره..انشاءالله بهش میرسی..
        یاعلی

        پاسخ
  48. F
    F گفته:

    دوستان دو سه تا سوال داشتم
    ۱…. چرا وقتی فکر میکنیم یه کاریو خیلی خوب انجام دادیم ولی وقتی نتیجه میاد خلاف فکر و تصور و انتظارمون میشه؟
    ۲….بچه ها من وقتی یه کاریو میخوام شروع کنم اگه قبلش با خودم میگم که شاید خراب شه، واقعا اخرش خراب میشه هرچی تلاش میکنم که ذهنمو مثبت کنم به خودم میگم نه این از طرف شیطونه و…. گویا تاثیر نداره … چیکار کنم که همون فاز منفی اول رو از بین ببرم ؟(من نمیدونم از روی چه حسی میگفتم که سال ۹۸ سال خوبی نیس و واقعا هم همین طوری شد درحالی که خیلیییی تلاش کردم ذهنیتمو عوض کنم … چرا واقعا؟)
    داداش رضا اگه شما هم جواب بدی خیلی خوب میشه

    پاسخ
    • داداش رضا
      داداش رضا گفته:

      سلام.احتمالا زیاد شکستاتو مرور میکنی…یا شایدم اخبار زیاد میبینی…شایدم پا درد و دل زیاد میشینی…شایدم متنقد درون داری…شایدم خوره امید داری…
      خلاصه امیدت نشتی داره.

      پاسخ
  49. نگین
    نگین گفته:

    سلام داداش رضا میشه لطفا دوباره فصل هفتم تنبلی مادرتمام گناهان که دوسه روزپیش تو کانال گزاشتید بزارید ..دانلود کرده بودم پاک شده ..میخواستم بخونمش

    پاسخ
  50. محمد
    محمد گفته:

    سلام و عرض ادب خدمت برادر جان.
    صحبت هات خیلی خوب بود .واقعا تا خسته نشی از زندگیت و رفتار های قدیمیت تغییر نمیکنی .و تا تغییر نکنی زندگیت تغییر نمیکنه.من سال ۹۸ از دقیقا لحظه تحویل سال با خواندن دعای فرج الهی عظم البلا … شروع به تغییر کردن کردم.و تابستون سال ۹۸ بهترین تابستون زندگیم شد.گوشه ای از تابستونم رو میگم نه برای تو چشم بودن اینا واسه اینکه شما هم این کارا رو کنید خیلی خوبه .صبح نماز صبح
    بعدش دعای عهد میخوندم .بعد پیاده میرفتم پارک .داخل پارک ورزش میکردم .بعد صبحانه میخوردم .بعد درس میخوندم جمعه ها هم صبح بعد ورزش میرفتم مسجد دعای ندبه بعدش صبحانه بعدش میومدم خونه.پینگ پونگ هم بازی میکردم با دوستم .گاهی هم با دوستم تو پارک در دو دل میکردیم .نمیدونید داشتن دوست خوب چقدر خوبه .البته این کارایی که میکردم گاهی اوقات با دوستم انجام میدادیم و این دوستم بود که منو با دعای ندبه اشنا کرد . .بعد پیاده میومدم خونه .توراه هم کتاب لغات میخوندم. دی ماه امسال هم با مسجد آشنا شدم و و خیلی لذت داره خدایی زندگی کردن . هر چند خیلی کارا میتونستم امسال بکنم که دریغ کردم و نکردم ولی نسبت به سال های گذشته ترکونم و خیلی امسال خدایی شدم .و خدارو شکر میکنم جدیدا نماز شب چند روز خوندم حالم دگرگون شد .بعد این جمعه ای که گذشت نماز جمعه هم شروع کردم .تازه یه یادگاری هم آوردم از اولین نماز جمعه ای که شرکت کردم اونم کتاب دو جلدی سلتم بر ابراهیم هادیه .اگه بشه هر جمعه یک کتاب خوب مذهبی و اینا بخرم خیلی خوب میشه .شمایی مه پول دارید این کتاب های خوب رو هدیه کنید.یا میتونید جا هایی که دعای ندبه برگذاز میشه هزینه اون صبحونه رو یم روز شما بپردازید و خیلی کارای خوب خدایی .تا به خدا نزدیک شید . و خیلی خوبه .البته چون کسی نیست همراهم باشه سخته .اگه کسی مثل شهید ابراهیم هادی الان میبود خیلی کارا باهم دیگه میکردیم .دوستان مقید باشید به بجاآوردن نماز اول وقت در مسجد .بعد نماز هم دعا ها رو بخونید و کلا تا مسجد برپاست شما هم با جماعت باشید دعای سلامتی امام زمان و فرج رو بخونید دعای کمیل و توسل و ..و. قرآن بخونید .به معنی هم توجه کنید .تو اینترنت بزنید راحت میاد .مثلا جدیدا یه چیزی کشف کردم خیلی ذوق کردم .صفحه ۵۶۶قرآن به خط عثمان طه را خوندم یهو آیه ۵۱ و ۵۲ سوره قلم رو دیدم که همون وان یکاد خودمونه خیلی باحال بود .قبله اینم آه ۱۴ سوره علق رو کشف کردم .ولی نمیدونم چرا به عقلم نمیرسید تو اینترنت بزنم 🤔.الان خیلی ها میگن ما نمیتونم توبه خالص بکنیم و دیگه نشکونیمش کسی که نماز شب میخونه خدا به ملاﺋکه اش میفرماید که ببینید بنده منو که چجوری چیزی که بر او واجب نکردم رو به جا میاره ۳ چیز رو به او میدهم .۱ دوزخ رو بر او حرام میکنم ۲ توبه اونو قبول میکنم ۳ موفق به توبه نصوح میکنم .توبه نصوح یعنی توبه ای که توبه کنی و دیگه نشکونیش .هدف بزرگ داشته باشید .مثل چی ؟ پزشکی ؟ نه نه
    مثل تقرب و نزدیک شدن به خدا .
    نگاه کنید هر چی برید هی نزدیک و نزدیک و نزدیک تر میشید ولی هیچ وقت تموم نمیشه و با اینکه کلی راه رفتی بازم بینهایت راه واسه رفتن هست .من امسال به این نتیجه رسیدم خودم و خیلی واسم خوب بو از قران خیلی خوشم میاد .طبق ایه ۴ سوره احزاب خداون برای ما یک دل آفریده .با وحود یم دل باید عزیز ترین شخص را در دلمان جای دهیم .عزیز ترین شخص هم خداونده .حالا یک سوال
    چطور محبت خدا رو در دلمان جای دهیم ؟؟
    خداوند در احادیث قدسی میفرماید
    محبت من با محبت دنیا در یک نمیگنجد.
    گر به دنیا وابسته ای و دل بستی به دنیا و میخدای به خدا نزدیک شی و خدا رو در قلبت جای بدی دوست داشته باشی .بدون سخت در اشتباهی .نمیتونی هم یزید رو دوست داشته باشی هم امام حسین علیه السلام رو .تا از ب
    یزید متنفر نباشی نمیتونی بری طرف امام حسین و ایشون رو دوست داشته باشی .بعد امام حسین ع کلی مامه مثلا۱۶۰۰۰ تا از کوفیان دریافت کرد .ولی چون به مسلم بن عقیل پایبند نبودن و پشت ایشون رو خالی کردن امام حسین نرفت .ما هم اگر تنها ۳۶۲۷۲۷۲۸۷۳۷۲۷۲۷۰۰۰۰۰ اللهم عجل الولیک الفرج بگیم و دعای ندبه و عهد … بخونیم امام زمان نمیاد .تا مسلم بن عقیل زمانت رو که رهبری باشه حمایت نکنی امام زمان نخواهد آمد .و من انتقادی که با سایت شما دارم اینه که چرا اشاره ای به امام زمان نمیکنید .!!ببخشید زیاد حرف زدم این بود گوشه ای خاطرات و افکار و عقایدم .به امید دیدار روی مهدی درحالی که پیروز شده باشیم و هیچ بدی ای در دنیا نماندت باشد .خدانگهدارتان بعدا میایم پیشتان .یا حق

    پاسخ
  51. 133
    133 گفته:

    سلام داداش رضا
    من به حرفت گوش کردم که گفته بودی خودتون رو درمعرض گناه قرار ندین وگرنه لغزش میاره.من عضو یه کانال رمان آنلاین بودم که یه قسمتهایی دقیقا باعث میشد زمینه گناه رو برام فراهم کنه.منم لفت دادم اومدم بیرون به همین راحتی.
    خدایا من دارم برای پاکی به سمتت قدم برمیدارم خواهش میکنم توام کمکم کن و دستمو سفت سفت نگه دار.
    مرسی داداش رضا برای بودنت. الهی عاقبت به خیر بشی.آمین

    پاسخ
  52. نگین
    نگین گفته:

    سلام…من یه خواستگار داشتم پسر خوبی بود وخیلی شبیه هم بودیم فقط برااینکه بدلم ننشست ردش کردم..داداش رضا به نظرت کارم اشتباه بود؟😔چند مرحله هم باهم صحبت کردیم وپسره داشت وابسته من میشد که جواب رد دادم ….الان عذاب وجدان دارم ..

    پاسخ
  53. فاطمه
    فاطمه گفته:

    سلام داداش رضا ، امیدوارم که بهم کمک کنید
    بچه ها واقعا دلم نمیاد بگم اما حس میکنم اگه مامان من واسه من دو سه تا کتاب میخوند و بهتر منو تربیت میکرد حالا اینجوری نبودم ، اون موقع دیگه نیاز نبود همش رو عزت نفسم کار کنم و یا خلا های عاطفیمو از بین ببرم … نمیدونم همش حس میکنم من متعلق به خانه و مکان نیستم و فقط یه فرد تنها تو این دنیام که فقط خدا رو داره … شاید بگین که ازدواج کن اما واقعا فعلا زمان ازدواجم نیس چون اگه این کارو بکنم زندگیمو ده برابر خرابتر کردم .البته یه وقتایی با خودم میگم خب وقتی بنده خدا خود مامانم این چیزا رو نمیدونسته چجوری میخواستع واسه من وقت بزاره وای میگم خب چرا خدا نور هدایت و تربیت منو تو دلش ننداخته؟
    مامان بابای من از لحاظ مالی و امکانات منو کاملا تامین کردن و واقعا دوسم دارن و بهم روحیه میدن اما چون خود مامانم خلا عاطفی داشتع نتونسته اون عاطفه رو به من بده …. وقتی هم بعضی روزا مامانم به خواهر کوچیکم که ۴ سالشه دعوا میکنه حالم خیلی بد میشه …. این موضوع باعث شده که چند روزی دست از تلاش بردارم

    پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      سلام..
      راهش فقط تغییر نگرش و اصلاح ذهنیت منفی نسبت به اطرافیان و واتفاقای زندگیه..سلسله مباحث حیات برتر استاد پناهیان بسیااااااار مفید وکاربردیه..
      انشاءالله که روز به روز بهتر میشی..
      یاعلی

      پاسخ
  54. فاطمه :)
    فاطمه :) گفته:

    سلام بچه ها من با اینکه دخترم حس میکنم که باید چشامو کنترل کنم چون که ضربه دیدم … و خب همیشه رعایت میکنم اما یه وقتایی حواسم نیس نگاه میکنم ولی بعدش بازم دوست دارم نگاه کنم ولی سعی میکنم که این کارو نکنم ، بچه ها ایا این طبیعیه و یا من دارم سرکوبش میکنم؟

    پاسخ
    • محمد
      محمد گفته:

      سلام.طبق آیه ۱,۲سوره نور .
      به مومنان بگو:چشم های خود را از نگاه به نامحرم فرو گیرند.۱
      مومنان فقط مزدان نیست و شامل زنان هم میشود .
      و به زنان با ایمان بگو : چشم های خود را از نگاه هوس آلود فرو گیرند.تو این ایه هم واضح دیگه گفته شده .نگاه کنید خیلی ها نگاه نامحرم براشون طبیعیه ولی این خوب نیست. مراقب باشید گناه براتون عادی نشه .اینکه آلرژی داری به نامحرم و نامحرم میبینی خجاذت زده میشی و .. خیلی هم خوبه .در مورد ارتباط دختر و پسر یه سرچ ساده بزنی تو قران ایه های زیادی میاد .ایه ۵ سوره ناﺋده و ۲۵ سوره نساء و ۲۳ ۲۴ سوره قصص و … موفق باشید.

      پاسخ
      • فاطمه:)
        فاطمه:) گفته:

        ممنون دوستان ولی من میدونم که همونطور که حجاب هم واسه مرد هست هم واسه زن ، کنترل نگاه هم واسه هردو جنسه . منتهی منظورم اینه که من حدود بیست یا سی روز نگاهمو کنترل که میکنم ، ولی با یع حواس پرتی دوس دارم بازم نگاه کنم ….و من حس میکنم این طبیعی نیست چون بالاخره من بیست سی روز به هیچ نامحرمی نگاه نکردم چرا باید بایه نگاه که از روی حواس پرتی بوده ، تمایلم خیلی زیاد بشه؟ ایا این سرکوب نیس؟

        پاسخ
  55. k7k9h
    k7k9h گفته:

    سلام منظورتون از اینکه هیچی رو تقلیدی جلو نرفتین و ساخته خودتونه منظورتون چیه میشه بیشتر راهنمایی کنید منم میخوام برنامه های اعتقادی ام رو از روی دلیل و یقین خودم بپذیرم تقلیدی نباشه …
    خدا ازتون راضی باشه
    شما مرزبان افتخاری اعتقادات مردم هستید

    پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      سلام..
      منظور داداش از تقلیدی نبودن یعنی اعتقاداتشو رو منطقی وباتفکر پیش برده..راهشم مطالعه صحیح و تعقل وتفکر در مباحث خونده و شنیده شده هست(البته باید واقعا خواست چون درغیراینصورت خوی لجباز بودن و تکبر انسان دقیقا عکسش عمل میکنه و باعث انحرافش میشه)..چیزیو که عقلا انسان بپذیره و نه با توهم واحساسات(همون تقلیدی بودن) دربرابر طوفان فتنه ها آسیبی نمیبینه انشاءالله..
      یاعلی

      پاسخ
      • k7k9h
        k7k9h گفته:

        سلام خدا خیرت بده که جواب دادی راستی
        منم قبلا مثل شما انشاءالله مینوشتم اینی که شما مینویسید یعنی ما خدارا ایجاد کردیم نعوذبالله
        استغفرالله

        ان شاءالله یعنی اگر خداوند مقدر فرمود

        یاعلی

        پاسخ
        • photon
          photon گفته:

          سلام..
          ممنون از تذکرت ولی فرق نداره هر دوش درسته چه از لحاظ ادبی وچه مفهومی..مثلا ایا معنیه “بخدا” با “به خدا” فرقی تو معنیش میزاره؟! قبلنا دربارش تحقیق کردم که میگم..

          پاسخ
  56. حسین
    حسین گفته:

    سلام بچه ها شما خیلی خوب به هم کمک میکنید وهیچ چشم داشتی به هم ندارین بچه ها یه سوال دارم اگه زحمتتون نیست کمکم کنید ممنونم میدونم که یه کم مسخرست ولی من خیلی درگیرشم بچه ها من ۱۵سالمه از الان باید راه خودمو مشخص کنم که دیر نشه من فوتبال ودرس خودن رو انتخاب کردم راستش چند ماه درگیرشم ونمی تونم انتخاب کنم فوتبال رو دوست دارم چون پول توشه وهدفه من فققققطططط کمک به نیازمندانه چون واقعا بدبخت هارو دارم میبینم وخیلی دوست دارم کمک کنم بهشون ازطرفی میگم که نکنه گناه باشه فوتبال چون به هرحال عکسمو میبینن که و……. درس هم همین ن کل زندگی میره و اخرش چی بچه ها من موندم واقعا لطفا کمک کنید

    پاسخ
    • گناه یعنی خداحافظ مهدی ...
      گناه یعنی خداحافظ مهدی ... گفته:

      سلام

      به نظرم حتما با چند نفر که عاقل و فهمیده هستند مشورت کن (منظورم از عاقل و فهمیده این نیست ملا باشه … همین که متعصب به چیز خاصی نباشه (مثلا شخصی باشه که میگه فقط درس یا کسی که میگه درس همش الکیه – و سعی کن با گروه سنی و افراد مختلف مشورت کنی. مثلا چند نفر که کمی بزگتر از تو باشند یا دبیران فهمیده)

      امام علی (ع)
      کسی از لغزش و خطا مصون می‌ماند که در کارها با دیگران مشورت می‌کند … (البته که شخص باید ادم درستی باشد – همانطور که امیر المومنین هم در دیگر احادیث سفارش کرده اند … = مشورت کردن با آدم دلسوز ولی جاهل و نادان برای انسان خطراتی دارد.)

      مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام
      قبل از اینکه تصمیم بگیری مشورت کن و پیش از اینکه به کاری اقدام کنی اندیشه نما.

      یا علی مدد …

      پاسخ
    • محمد
      محمد گفته:

      سلام.خب مردد بودن در انتخاب منم داشتم .قبل از اینکه اهداف کوچولو اینا نتخاب کنی که خیلی ها فکر میکنن بزرگه هدف نهایی ات را بچین .مثلا همون طور که قبلا گفتم .تقرب به خدا هدفیه که هرچی بری نمیرسی و هی نزدیک تر میشی و کلی راه هنوز مونده و بخواه که یار امام زمان عج بشی و .نگاه از وظایف منتظرین جلوگیری از معروف نشدنه .و دنبال تو چشم بودن نباش .ابراهیم هادی هم دوستش که تو فوتبال داشت اسم در میاورد بهش گفت فوتبال رو ادامه نده .چون عکست تو روزنامه ها دست خیلی ها میفته که نامحرم ها هم میبینن .و … . ولی من نمیگم فوتبالتو قطع کن یا چیز دیگه من نطرم رو میدم .مثلا اگه فوتبال رو دوست داری در کنار شغلت و درست واینا فوتبالتم کار کن و سالن برو اینا .و علایق ات رو روی یک برگه بنویس و دلیلت برای انتخاب اون هدفم مد نظر داشته باش و تیک جلوش بزن .مثلا فوتبال و درس علاقه داری هر کدوم یک تیک .بعد فوتبال چون تبرج و اینا میشه یک ضرب در و درس یه تیک .و تمام اهدافت و این جور میکنی و سرانجام دو هدف برات میمونه که .اینجا باید پیش مشاور هم بری تحقیق کنی اینکه میخوای از درس به چه چیزی برسی و … تازه زندگی فقط فوتبال و درسم نیست .چیزای دیگه هم هست .البته آگه نماز تو سر وقت بخونی و بعد نماز دعای مستجاب داری استفاده کنی و دعا کنی و دعای توسل بخونی از خدا بخوای کمکت کنه سغلی و مسیری رو انتخاب کنی که مورد رضایت پروردگار هم باشه خدا کمکت میکنه .من امسال معجزه دعا بعد از نماز رو دیدم و به وضوح حسش کردم .تازه تو جوونی تا جایی که میتونی واسه معنویت وقت بزار .مقید باش به نماز اول وقت در مسجد .دعای ندبه و نماز جمعه .همرو شروع کن .قرآن بخون .تازه اینم بگم مثلا من امسال ربتم مسجد چون تنها جوون مسجد بودم همه یهجور نگا میردن که انگار من جزو این کهکشان نیستم و از کهکشان راه دوغی اومدم 😅😂
      ایتا طبیعیه .شاید به ادم خیلی ها طعنه بزن رفقا فامیل و … ولی اگه هدفت تقرب به خدا باشه و عاشق خدا بشی اینا واست مهم نیست .قبلا هم گفتم طبق ایه ۴ سورخ احزاب ما یک دل داریم .عزیزترین کسی هم که بخوایم در دلمون حای بدیم خداست .و برای اینکه خدارو نو دلمون جای بدیم .خدا در احادیث قدسی میفرماید .محبت من با محبت دنیا در یک دل نمیگنجد .اینو بدون تا از دنیا دل نبری و وابستگیت به دنیا رو کم نکنی محبت خدا رو دلت نمیگنجه .واقعا وقتی زندگی شهدا رو مزخونم که مثلا کاپشن نوشو نو دادن به یک فقیر و اینا .حالا میفهمم چطور راحت این کارو میکردن ؟ چون وابسته نبودن دل نمیبستن به مال دنیا ، و به جاش به خدا وابسته بودن .این نظر بنده حقیر بود موفق باشید .یاعلی

      پاسخ
    • photon
      photon گفته:

      سلام..
      یه پیشنهاد!! ببین کدوم یک از اهدافت دردی یا مشکلی یا گره ایی از کار مردم باز میکنه وحلاله مشکلاتشونه وهمونو پیش بگیر.. در اسلام توصیه شده “بعداز توجه به نماز اول وقت؛ بانیت رضای الهی هرچه میتونیددرراه خدمت به خلق خداو اطاعت الهی گام بردارید” قطعا سعادتمند دنیا واخرت خواهید شد انشاءالله..
      یاعلی

      پاسخ
  57. امیر محمد
    امیر محمد گفته:

    سلام دوستان من خیلی آدم تنبلیم همین تنبلی منو از زندگی انداخته بیرون باور کنین همش می‌خوام شروع کنم مثلا یه روز شروع میکنم ولی بعد ول میکنم تا حالا نتونستم تنبلیمو درمان کنم به دو روز نمی‌کشه باز تنبل میشم
    میشه بهم کمک کنین که چیکار کنم و یه زندگی جدید و برای خودم درست کنم

    پاسخ
    • مینا
      مینا گفته:

      سلام✌
      ۱.توی کارهات خلاقیت ایجاد کن!
      ۲.گاهی به خودت زور بگو!(گاهی)
      ۳.سعی کن برای دیگران مفید باشی!مثلا برای خانوادت کادو بگیر یا کمکشون کن!!(To important)
      ۴.روحیه شاد خودت رو حفظ کن یا بساز(داداش رضا توی فصل پنجم کتاب راز کنترل شهوت جلد دوم راهکار داده)
      ۵.کتاب تنبلی مادر تموم گناه هاست رو بخون!
      ۶.کارهای کوچیک رو برعهده بگیر!کم کم رشد کن!
      (میدونی داداش…واقعا اگه حالت رو خوب نگه داری خیلی خیلی راحت تر میتونی تنبلی رو بذاری کنار!و کی حالت خوب میشه؟زمانی که احساس کنی مفیدی و خودت رو دوست داشته باشی!پس خیلی مهمه که به دیگران کمک کنی!اینا بخشی از بیس کنار گذاشتن تنبلیه!سعی کن این قوانین رو رعایت کنی و بعد کتاب تنبلی داداش رضا رو بخونی!!)
      ۷.هیچوقت نذار کسل بشی!
      ۸.ببین کدوم یک از هیجاناتت باعث میشه تنبل بشی؟

      پاسخ
    • محمد
      محمد گفته:

      سلام علیکم .خب همون جور که داداش رضا گفت .تا از زندگیت خسته نشی نمیتونی تغییر کنی .تد از بی نمازی خسته نشی و حالت بهم نخوره از بینمازی نمیتونی نماز خون بشی .تا از دنیا دل نبری نمیتونی به خدا برسی .تا از یزید متنفر نباشی نمیتونی بری سمت امام حسین ع و یار ایشان باشی .
      من جلوتر هم تو نظرات گفتم .من امسال تو تغییر کردن ترکونوم .منی که ۱۲ ظهر با لگد بیدار میشدم امسال تابستون نماز و دعا عهد میخوندم بعدش میرفتم پارک ۶ صبح داخل پارک ورزش میکردم بعد صبحانه بعدم درس .تازه نمیدونی چقد مسافرا رد میشدن چون برای دستچویی از خواب بیدار میشدن منو میدین چقد پشتم حرف میزدن و تعجب میکردن از من .ولی من خیلی سود کردم تو زندگیم .یعنی یه جورایی ضرر نمردم اینم این بود مه به حرف نردم توجهی نمی کردم و کاری رو که میدونستم درسته انجام میدادم .یک ربع قبل از خواب اهداف کوتاه مدت فردا رو بنویس .مثلا اهداف کوتاه مدت روزانه من این جوریه .
      بالای برگه مینویسیم
      اهداف کوتاه مدت روزانه برای فردا مثلا …….شنبه /…./۹۸
      ۱ نماز اول وقت
      ۲ درس ۱ فارسی
      ۳ فلان
      ۴….
      ۵ پانزده دقیق قران با معنی
      ۶
      ۷
      از خصوصیات اهدافت باید این باشه که خوب باشه .مثلا ننویسی سیگار بکشم .بعد مشخص باشه مثلا مبخوای فارسی بخونی بخونی باید بگی کدوم درس .بعد قابل دستیابی باشه مثلا کل ادبیات فارسی رو تو یک روز نمیتونی بخونی .
      و برای این که این اهدافت رو بچینه باید یه هدف کلی داشته باشه و این اهداف زیر مجموعه اون هدف باشن .مثلا هدف اصلیت تقرب به خدا باشه .سخنرانی های مذهبی هم گوش کن سخنرانی
      که چی؟ از آقای راعفی پور
      و …که مطالب خوبی زو عنوان میکنه .

      پاسخ
    • مفرد مونث غایب 🤞
      مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

      سلام.
      ب نظرم هر موقع واقعا حوصله داشتید شروع کنید، ن از روی اجبار و وظیفه.
      تو مدتی ک ب خودتون آف دادید بشینید برنامه هاتونو بنویسید.
      و ب خودتون بگید مثلا تا شنبه میخوام هر کاری دلم خواست بکنم (تنبلی کنم) ولی از شنبه دیگه طبق برنامه میرم جلو.

      پاسخ
      • مینا
        مینا گفته:

        سلام اجی…
        به یه تنبل فول آپشن بگی از فردا شروع کن عزا میگیره(چون شروع کردن براش سخته) ….باید بنیادین حل بشه!
        به نظرم کتاب تنبلی مادر تموم گناه هاست خیلی کمک میکنه!

        پاسخ
  58. خادم حسین
    خادم حسین گفته:

    سلام به همه پیشنهاد میکنم که حتما سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین پناهیان رو که (مثل بقیه نباش ) رو گوش بدن

    پاسخ
  59. ساره
    ساره گفته:

    سلام بچه ها
    من واسه حفظ قران اقدام کردم
    میدونم که هر کاری باید با اخلاص و برای خدا باشه
    اما من میترسم حفظ ک کنم و در این راه قرار بگیرم
    به خودم مغرور شم
    و این تکبر پنهانی که سراسر وجود هر کسی و میگیره
    من و غرق کنه و ب جا این ک ثواب کنم کباب شم
    چیکار کنم که اونطوری نشه
    ب نظرم گرگ من همین تکبر هست
    خیلی باهاش درگیرم
    هر کار میکنم
    میگم نکنه ب خاطر تکبری ک ته دلم شکل بگیره من پام بلغزه
    همش میترسم
    این حفظ قران هم که نکنه با این راه پام بیشتر بلغزه من و میترسونه
    چیکار کنم

    پاسخ
    • ریحانه ایزدی
      ریحانه ایزدی گفته:

      ساره نترس منم قرآن حفظ میکنم
      درحین حفظ قرآن اینقدر باید تمرین و تکرار بکنی تا یک آیه رو حفظ بشی که خود ب خود غرور و این مسخره بازیا رو اصن یادت میره این حرف تو مثله حرف کسی می مونه که میگه دوست دارم چادری بشم اما میترسم لایق نباشم
      دروغ میگه اون آدم تنبله حاضر نیست تغیر کنه حالا ببینم ساره خانم شما هم آدم تنبل و ترسویی هستی یا زرنگ و شجاع؟؟؟!!جوابشو زمانی می فهمی که تصمیمو رو برای حفظ قرآن بگیری
      امیدوارم تصمیم خوبی بگیری
      یاعلی.

      پاسخ
    • یه دوست
      یه دوست گفته:

      سلام، آبجی!
      استاد پناهیان راهکار پنهان کردنِ خوبی‌ها مونو برا درمان ریا پیشنهاد میده. یعنی نذار احدالناسی جز خدا بفهمه قرآنو حفظ می‌کنی، یا داری.

      همچنین، استاد پناهیان از قول آیت‌الله بهجت میگه درمان ریا ریاست؛ یعنی برو برا خدا ریا کن … از خدا جلب توجه بکن‌.

      هرچند این راهکار برا درمان ریاست، اما من فک می‌کنم برا درمان عجب و غرور نیز موثره.

      یه دوست

      پاسخ
    • مهدی
      مهدی گفته:

      سلام خواهرم
      من این چیزی که میگم برای خودمه تورو نمیدونم ولی راستش دلم نیومد چیزی نگم ببین من خودم اینجوری ام
      وقتی می خوام یه کارخوب کنم همش شیتون میاد توجلدم میگه نکنه این جوری شی مثلا میگم امروز میخوام سنخرانی گوش بدم بعدشیطون میادمیگه خب ببین توالان تودوره ترک هستی نکنه گوشی بیاد دستت وکاری کنی یا مثلا شیطون به و یه کاردیگه ای پیشنهاد میکنه من که اینجوری ام تورو نمی دونم ولی ببین تواگه حفظ کنی چی میشه اگه نکنی چی تازه تودیدی کسی قران حفظ کنه خداتنهاش بزاره
      اینها درمورد دم بودا من شرایط تورو نم دونم

      پاسخ
    • گناه یعنی خداحافظ مهدی ...
      گناه یعنی خداحافظ مهدی ... گفته:

      سلام به همه دوستداران تغییر و نه تقدیر!

      ۱. اول از همه بگم که همه ما ها نیاز داریم و باید ارتباطی با این کتاب بی نهایت ارشمند و واقعا غیر قابل توصیف داشته باشیم
      حالا چه عالی میشود که شخصی در مسیر حفظ و محفوظ کردن سخن خدا قرار بگیرد (حدیث درمورد حافظ فراوان ولی به غیر از ثواب هاش – اثری که در انسان داره خیلی با ارزشه …)

      ۲. از نظر من این فکر (با اینکه خودتون میگید مشکل تکبر و غرور دارید)، فکر شیطانی و بیشتر از سمت شیطانه – یکی از کارهایی که شیطان میکنه همینه که انسان را با فکر های دیگه (که به ظاهر اسلامی و دینی هم هستند) از کاره خوبی منصرف میکند (این نکته رو هم اضافی عرض میکنم که یکی دیگه از کار های شیطان اینه که همیشه سعی میکنه انسان رو مجبور به کاره بد “تر” کنه = یعنی حتی بین دو کار خوب و خوب تر به انسان پیشنهاد خوب رو میده (التبه وقتی ببینه که با پیشنهاد کار بدی نمیتونه کارو پیش ببره) – پس اصلا شک نکنید و به این راه پر فیض ورود پیدا کنید

      ۳. برای حل مشکل غرور و تکبر فکر میکنم گوش دادن به سلسه سخنرانی های اقای عالی (جوان موفق از دیدگاه امام علی (ع) = نامه‌ ۳۱ نهج البلاغه که از مفصّل‌ترین نامه‌های نهج البلاغه است) مفید باشه + سخنرانی های استاد رائفی پور …

      انشاءالله مفید واقع شود …

      پاسخ
    • محمد
      محمد گفته:

      سلام .غرور خیلی بده اوچقدر بد که حتی نمیتونی تصورش رو بکنی .همین قدر بدون که ملتﺋکه مقرب خدا که ۶۰۰۰ سال عبادت خدارو مرده و یک سجده اون۲۰۰۰ سال طول کشیده اونم نه سال این دنیا سا اون دنیا زمان اون دنیا دیرتر میگذزه .با غرور و تکبر از درگاه الهی رانده شد .این از این دوستانی هم که نطر دادن نظرشون خوبه .اما اینم بگم شیطان شاید با این فکرا تورو از هدفت دور کنه .تو قرآنت رو حفظ کن .وپیش خدا بی بینازیت و فقرت اقرار کن .مرور کن چه ادمی بودی و پی شدی .ببین که بدون خدا هیچی نیستیم .حس کن درک کن .و …

      پاسخ
  60. خدایا اول پاکم کن بعدش خاکم کن
    خدایا اول پاکم کن بعدش خاکم کن گفته:

    سلام.. خیلی به این حرفا نیاز داشتم ممنونم ازتون..منم ۲۲ سالم رو الکی گذروندم.. چه روزایی بود.. گاهی میگم کاش میشد برگشت و درستش کرد.. اما باید با تلاش بیشتر جبرانش کنم.. من از ۳ سال پیش واقعا خیلی عوض شدم.. اونموقع یه بچه تخس لجباز زبون نفهم دیوونه بودم به معنای واقعی!! خدا نصیب گرگ بیابون نکنه😅😅 یادم که میاد خندم میگیره به رفتارها و افکارم.. البته هنوزم نقص دارم اما فرقش اینه که دیگه همون موقع میفهمم اشتباه کردم و سعی میکنم درس بگیرم که دیگه تکرار نشه.. من دقیقا از ۳ سال پیش تو اوج روزای گناهم بودم..از بی نمازی بگیر تا ارتباط با نامحرم تو فضا مجازی و گوش دادن به موسیقی و ناامیدی و تنبلی وعدم اعتماد بنفس و عصبانیت و بی احترامی به بزرگتر مخصوصا مادرم 😢 و فیلم پورن و… . از همه اینا بعضی وقتا ناامیدی میاد سراغم که البته نمیزارم موندگار باشه همین موقعها تو نمازم هم کاهلی میکنم.. بعضی وقتا عصبانی میشم که زود پشیمون میشم راه های کنترلش رو دارم یاد میگیرم.. تنبلی هنوز میشه گفت به قوت خودش باقیه.. البته مبارزه میکنم باهاش اما کافی نیست.. اعتماد بنفسم هم هنوز ایراد داره.. اما مهم اینه دارم تلاش میکنم و برام مهمه عاقبت بخیر شدنم.. اگه بعد از اشتباه بیخیال بودم باید میترسیدم از خودم اما الان همه چی اوکیه خداروشکر.. 🙏 الانم شروع کردم چله ترک گناه رو با شما و خوب پیش رفتم راضیم .. درسته سوتی زیاد دادم اما مهم نیس نباید از خودم توقع زیاد داشته باشم.. پله پله تا ملاقات خدا

    پاسخ
  61. شهید آینده ان‌شاءالله
    شهید آینده ان‌شاءالله گفته:

    سلام بچه ها
    خواهشا کمک کنین
    چند وقت پیش اتفاقی سه تا آهنگ زن گوش دادم و حالا دیگه انگار برام سخته گوش ندم هی پاک میکنم دوباره دانلود میکنم هی پاک میکنم دوباره دانلود میکنم گوش میدم چیکارکنم؟
    دروغه اگه بگم قشنگ نیستن چرا قشنگه ولی عقلم راضی نیست گوش کنم چیکار کنم؟؟؟
    کمممممممک

    پاسخ
    • مینا
      مینا گفته:

      سلام داداش✌🏻🌹
      ١.متنشون رو توى ذهنت تکرار نکن!(very important)
      ٢.هروقت هوس کردى گوش بدى به تعویق بندازش! و تا حد ممکن به خودت بگو باشه براى بعد! فقط اگه موفق شدى بندازیش عقب خوشحال نشو⚠️چون ذهنت میفهمه! خودتو دست به سر کن!
      ٣.به نظرم یه جایى گاف دادى داداش… یه خورده فکر کن ببین کجاها از خطوط قرمزت رد شدى…که الان نفست سرکش شده!

      پاسخ
      • شهید آینده ان‌شاءالله
        شهید آینده ان‌شاءالله گفته:

        سلام آبجی
        خیلی ممنون از راهنماییتون
        آره یه جا به اشتباه گوش دادم که همون دفعه اول باید جلوشو میگرفتم اما نگرفتم متاسفانه…
        در کل ممنون
        موفق باشید
        یاعلی

        پاسخ
    • یه دوست
      یه دوست گفته:

      سلام، مرد بزرگ!
      راستش منم عین تو بودم، اصلاً نمی‌تونستم آهنگ گوش نکنم. اما به‌لطف خدا الان دگه آزادم … اصلاً آهنگ، حتی بهترین‌شون، حالمو بد می‌کنه.
      توصیه می‌کنم یه دوره‌های ترک آهنگ گوش کردن براتون برگزار کنید و مدت و دفعات این دوره رو افزایش بدید.در ضمن، از اینکه هربار شکست می‌خورید #ناراحت بشید، خیلییییی ناراحت بشید. امام صادق (ع) میگه کسی که سوز و گداز داشته باشه (ناراحت باشه …) بالاخره پیروز میشه. شک نکن، سرانجام تو هم پیروز میشی، هرچند زیاد سختی بکشی.

      در ضمن، توصیه می‌کنم سلسله مباحث استاد پناهیانو با موضوع: کنترول ذهن در مسیر تقرب رو گوش بدید. این واقعاً معجزه می‌کنه.
      الهی عباس آقامون بشی!
      یه دوست 😊

      پاسخ
      • شهید آینده ‌شاءالله
        شهید آینده ‌شاءالله گفته:

        سلام
        یعنی به جاش مداحی؟
        آخه میدونی اعصابم از چی خرد میشه؟؟؟
        از اینکه خودم بیشتر از آهنگ اهل مداحی و روضه و هیئتم ولی یهو اینجوری شد!!! (که البته الان به لطف شما دوستان آهنگا رو پاک کردم و دیگه بهشون فکر نمی کنم)
        ولی این راه حل شما خیلیی جواب میده امتحانش کردم…
        ممنون
        یا علی

        پاسخ
    • محمد
      محمد گفته:

      سلام.تا وقتی چیزی لذت ش از اون بیشتر نباشه رو حای گذینش نکنی نمیتونی ترکش کنی .شما یک اهنگ سادخ گوش میدین .من آلبوم تمام اهنگ های خواننده ها و داشتم حتی طراحی کاورشون و تنظیم کننده شونو و … همرو توجه میکردم خودم اهنگ ساز شدم اهنگ تنظیم کردم اینقدری که من رفتم تو بحر موزیک شما ها نرفتید .ولی من ترکش کردم .یه روز فهمیدم یه اهنگرو ناخود آگاخ تکرار کردم که فحش هم بود .من که نفوذ اهنگ رو درک کردم .ترکش کردم .و بجاش دعای عهد با صدای اقای محسن فرهمند گوش میدم .بعد به جاش قران میخونم و گوش میدم با صدای استاد پرهیزگار.سخنرانی اقای راعفی پور رو گوش کن راجب ریورسینگ و ریورس کردن موزیک.من خودم اهنگ ساز بودم موسیقی ریورس کزدن .یعنی موسیقی زو چپه کنی .موسیقی ها رو چپه کزدن دیدن عه کلز بی احترامی و فخش و اینا به قران و دین و ایناست .و حرف های شیطانی زیادی هست .حتی تو این اهنگ های فارسی معروف .از نفوذ اهنگ استفاده میکنن تا چرت و پرت و گناه تو ذهنت بشینه بدون اینکه خودت حتی بفهمی کلی توهین کنی به خدا و …
      موفق باشی یا علی .

      پاسخ
        • photon
          photon گفته:

          سلام..
          بهترین چیزی که میتونیدجایگزین کنین گوش کردن صوت قرآنی قاری هست که دوسش داری..مداحیو غیره خوبه ها ولی قرآن حتی اگه توجهم نکنی خاصیتی که داره روح ادم رو ناخوداگاه تمیز وآروم میکنه..شاید یکی از دلایل تاکید بر عربی خوندن قرآن همین باشه..منم یه مدت اهنگ زیاد میگوشیدم ولی ازوقتی صوت قرآن میزارم هم تکراری نمیشه برام وهم بشدت آرومم میکنه وعلاقه به هیچی دیگه ندارم..
          یه مثالم بزنم چون خیلی روم اثرگذاشت: مثلاآدمی که درحال جون دادنه رو میگن بالاسرش سوره یس(درکل قران خوندن) بخونید راحتتر جون میده..ببین واسه کسی که هنوز نه این دنیاس نه اون دنیا اینقدر تاثیر داره اونوقت ببین واسه ماها چقدر سود داره..
          یه صوت از قاریانی که خیلی خوشتون میاد رو دان کنید..مثلا من خودم صوت فروغی رو خیلی دوس دارم..یه مدت گوش بدی خودت اثرشو میفهمی ودیگه هیچی به گوشت زیبا نمیاد واینم جزء معجزات قرآنه(علاوه بر اثرهای دیگش البته) انشاءالله که موثربوده باشه..
          یاعلی

          پاسخ
          • شهید آینده ان‌شاءالله
            شهید آینده ان‌شاءالله گفته:

            خیلی ممنون
            یه سوال “العفاسی” بده؟؟
            به خاطر این میگم که وهابیه…
            منظورم اینه که گوش دادن به تلاوتش مشکل دار نیست؟؟؟

  62. Zahra
    Zahra گفته:

    سلام سه سال پیشو ک نگم‌ انگار تو لجن زار بودم اما الان دارم سعیمو میکنم‌ ب لطف خدا و با کمک‌ حرفای شما که بشدت روم تاثیر میذاره

    پاسخ
    • یه دوست
      یه دوست گفته:

      سلام، داداش‌رضا جونم! به‌لطف خدا الان، که بیشتر پست‌های شما رو دنبال می‌کنم، پاک‌ترم، و از این بابت خیلی از شما متشکرم! خدا تو رو به بزرگ‌ترین آرزوت، شهادت، برسونه.

      البته، من خیلی دوست دارم. ویراستار ویبلاگ شما باشم. هرچند من افغانستانی هستم و در کابل زندگی می‌کنم. اما با ادبیات شما آشنا هستم.
      دوست دارم این کارو ثوابی انجام بدم. داداش جونم؟ لطلفاً اجازه بده این ثوابو کسب کنم. پلییییییییییز!

      پاسخ
      • photon
        photon گفته:

        سلام..
        ایول:-)یه دوست اونور آبیم داریم تو سایت خداروشکر..من که واقعا خوشحال شدم دوست عزیز..انشاءالله داداش هم یاریتو لبیک بگه..
        همدیگرو دعاکنیم..

        پاسخ
  63. نگین
    نگین گفته:

    سلام..خیلی خیلی بهتر از سه سال پیش شدم..به خاطر خودسازی که شروع کردم… کانال شما وتنها مسیر ارامش خیلی تواین راه خودسازی کمکم کرده ..هنوز خیلی راه دارم تا اونی که میخوام بشم ..ان شاءالله که بتونم کامل تغییر کنم

    پاسخ
  64. زهرای قهرمان میسازم از خودم
    زهرای قهرمان میسازم از خودم گفته:

    🌷بسم الله الرحمن الرحیم🌷
    سلااام داداش و همگی
    داداش رضا من از تنبلی واقعا خسته شدم و اینکه غبطه خوردن موفقیت دیگران البته نه حسادت..
    امروز از صبح تا الانش ۹تا پست هاتون نکاتش رو نوشتم و بقیشو حوصلم نکشید بنویسم. خیلی خوب بودن ازشون استفاده میکنم حتما
    اومدم بگم من از امروز میخوام یه ادم جدیدی بشم و شخصیتمو تغییر بدم کلی از اون پستاتون انگیزه گرفتم.
    هنوز تو راه خودسازی ام نمیدونم چن درصد مسیرو رفتم اما مطمعنم یه روزی خیلی موفق میشم.۲۱ سالمه اما همچنان پشت کنکوری ۹۹چهارمین کنکورمه…حتی رسالتمم پیدا نکردم علاقه هامو و اسعدادمو میدونم اما سمتش نمیرم چون تنبلم و اینو قبول دارم. الانم که وقت ثبت نام دانشگاها گذشت…حداقل ۵ماه رو باید جوری تلاش کنم که حسرت نخورم دیگه…
    داداش رضا بزرگترین حسرت زندگیه من رتبه اوردن و قبولی تو کنکوره…اگه الان برم دنبال رسالتم درحالی که فقط ۵ماه مونده تا کنکور اونوقت تا اخر عمرم حسرت کنکورو میخورم که چرا نتونستم موفق شم.با قبولی تو کنکور هم خودم خوشحال میشم هم بابام بشدت و مامانم…دعا کنین بچه ها.
    قول میدم نه نه! قول نه…چون قول دادن و عمل نکردن عزت نفسو له میکنه…. قول نمیدم اما اگه تو کنکور قبول شم واسه سایت کم نمیزارم و منم دستانی میشم از دستان خدا برای کمک به بچه ها…البته قبلش خودم باید تا ۷۰ درصد مسیرو طی کرده باشم…
    داداش رضا؟ شما گفتین در کنار درسای دانشگاه و مطالعه درسی مطالعه غیر درسی هم داشته باشیم…من الان در کنار درسای کنکورم چه کتابای غیر درسی باید بخونم؟
    نهج البلاغه بخونم یا دوره ی ترک عادات بد رو داشته باشم؟ یا چله برای زیارت عاشورا اینا بردارم؟
    داداش این پیاممو حذف نکنین و بزارین بمونه چون بعد کنکور حتما میام و امروز رو میخونم….اگه قبول شم تو کنکور که حتما باید بشم جایزم اینه برم مشهد حرم امام رضا ۸ساله که نرفتم😥
    واسه این میخوام قبول شم که اولا اینهمه عمرم تلف شد و هزینه کردم و نخوندم…میخوام جبران کنم و این سد رو بشکنم ….نتیجه مهم نیس اما باید قبول شم
    بچه ها اگه پیشنهادی دارین بدین شماهم خوشحال میشم.
    خداحافظ همگی تا ۱۵تیر ۱۳۹۹…نابرده رنج گنج میسر نمیشود✌ هممون یه روزی ادم بزرگی میشیم چون مسیرمون درسته🤞🤞🤞
    یا علی🌸البته گهگاهی سر میزنمااا 🙂
    ۱۳۹۸/۱۰/۳۰ ۱۷:۳۳

    پاسخ
    • گناه یعنی خداحافظ مهدی ...
      گناه یعنی خداحافظ مهدی ... گفته:

      سلام

      اول بگم که به نظر من همه باید برنامه منبر{cafebazaar.ir/app/ir.sobhe.menbar} (مجموعه سخنرانی های سخنران های کشور = رفیعی، عالی، رائفی پور و …) رو نصب کنن و از سخنرانی های عالی اش استفاده کنند

      دوم اینکه تو برنامه، دنبال سلسله سخنرانی های “جوان موفق از دیدگاه امام علی (علیه السلام)” بگردید و حتما تک تک سخنرانی هاشو با دقت گوش کنید – به جرات میتونم بگم برای من که عالی بود و قطعا برای بقیه هم خواهد بود

      سوم: استاد رائفی پور سخنرانی های بسیار کاربردی دارند که به درد همه میخورد
      کسانی که با مشکل زمان، تنبلی، بی هدفی و … دارند، سخنرانی های “مدیریت زمان” و دیگر سخنرانی های مرتبط رو دانلود کنند و یا کلیپ هاشون رو که در حد ۲ تا ۱۰ دقیقه هستش گوش کنند (اگر خیلی کم حوصله هستید – وگرنه اگر سخنرانی شو کامل گوش بدید عالی میشه)
      کلیپ هدف زندگی رو هم حتما ببینید

      و پیشنهاد میکنم که دیگر کلیپ ها و سخنرانی های ایشون رو گوش بدید …

      برای من و کسانی که پیشنهاد دادم خیلی خوب بود …

      پاسخ
      • زهرای قهرمان میسازم از خودم
        زهرای قهرمان میسازم از خودم گفته:

        سلام اومدم ببینم کی جواب داده🙂 واای خیلیی ممنونم از شما حتما دانلود میکنم و در کنار مطالعه ی درسی داشته باشمشون.
        مرسیی🌷

        پاسخ
        • Rezzza
          Rezzza گفته:

          سلام. من که خیلی از سخنرانی های استاد شجاعی لذت می برم. حتما عضو کانالش بشید هم منسجمه هم برنامه داره هم دلنشینه. واقعا جذابه. تازه خیلی هم کوتاس.
          روزی یکی دو تا هم گوش بدی خوبه…
          ان شاء الله موفق باشید. هر چه خدا بخواد…
          یاعلی

          پاسخ
    • مفرد مونث غایب 🤞
      مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

      سلام آبجی…
      بهترین کا رو داری میکنی، چون خیلی درگیر کنکورت بودی.
      با ذهن آشفته نمیشه خودسازی درست و درمونی کرد.
      چند تا هدفم هم نمیشه با هم پیش برد.
      ان شاالله ک خبر قبولی تو ی دانشگاه تاپ و سراسری رو بهمون بدی.
      موفق باشی.
      یاعلی

      پاسخ
  65. SALEH
    SALEH گفته:

    سلام
    راستش نگاه که میکنم میبینم نسبت به سه سال قبل خیلی بهتر شدم وپیشرفت کردم
    و مهم عاملش هم سایت و کانال داداش رضای خودمونه.دمت گرم داداش ممنون که هستی

    پاسخ
  66. مینا
    مینا گفته:

    با آهنگ رپ انگارى مته رو فرو میکنى تو مغزت! تازه منفى بافى و منفى گرایى رو هم در آینده نزدیک میاره که عزت نفس رو از بین میبره!

    پاسخ
    • محمد
      محمد گفته:

      سلام .اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم .ازنکه به بنبست بخوری دلایل مختلفی داره .میتونز یه تلنگر باش که خدا بهت میگه کجا داری میری اشتباهی نرو .میتونی بخداطر این باشت خدا میخوا بهش توجه کنی .میتونی بخواطر این باشه که با اینکه داری راه درطت رو میری میخواد تورو امتحان کنه .نه اینکه بفهمه چجور ادمی هستی .خدا که میدونی مه چجور ادمی هستیم .میخواد ما خودمون بفهمیم چجور ادمی هستیم تا بتونیم مشکلمون رو برطرف کنیم غرور نکنیم و رشد کنیم .بعد نماز های واجب دعای مستحاب داری .در انتهای دعای توسل دعا میتونی بکنی .نماز شب بخونی میترکونی .باور کن

      پاسخ
  67. مفرد مونث غایب 🤞
    مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

    سلام داداش رضا.
    ممنون بابت پست خوبتون.
    راستش موقعیت گناهی ک سه سال پیش داشتم با الان و حتی سه سال آینده ام با هم متفاوته.
    مثلا سه سال پیش دانشجو بودم، خب خودتون میدونید ک محیط دانشگاه چ جوره، ولی خداروشکر هم تو انتخاب دوست، هم ارتباط با نامحرم بسیار بسیار عالی عمل کردم، و ن چیزی برای پنهان کردن دارم و نه از کار خودم پشیمونم، از وسطای دانشگاه حتی تصمیم گرفتم ک دانشگاه ک میرم چادر سر کنم، با اینک ی سریا میگفتن ممکنه دلتو بزنه یا میگفتن حجابت خوبه (آخه من مانتویی محجبه هستم و فقط ی چادر ب حجابم اضافه شد) اما خب ی نذری داشتم و پاش وایستادم و چادر رو سر کردم.
    خب الانم دیگ دانشگاه نمیرم پس موقعیت های گناهی ک اون موقع بود رو الان ندارم، الانم ب یه شکل دیگه زمینه گناه برام فراهم میشه، ک یکیش شهریور ماه بود ک باعث خیر شد و من با کانال شما دوباره آشنا شدم، میزان مطالعه ام بالا رفته مخصوصا تو زمینه ایمان و توکل، می فهمم دارم چی کار میکنم، قبلا خودسازی میکردم مثل همون دانشگاه ولی نمی دونستم خودسازیه، الان با الهام درونم آشنا شدم، با سوالای بچه ها تجربه کسب میکنم، برای خدا نامه مینویسم.
    تقریبا میشه گفت ذهنم ی نظمی گرفته ک قبلا بخاطر رشته سخت دانشگاهم خیلی سمت این چیزا نمیرفتم.
    سه سال دیگه هم خب احتمالا ازدواج کردم و بچه دارم و زمینه گناه اونموقعم با الان و سه سال پیش متفاوته.
    پیشرفت ک داشتم ولی خب ب نظرم مهم اینه ک هر دوره رو چ طور پشت سر بذاریم چون زمینه های گناه تو هر دوره متفاوته.
    یا علی.

    پاسخ
  68. زهره
    زهره گفته:

    نسبت به ۳ سال پیش پاک تر شدم ، اما از خودم راضی نیستم ، چون تو همون بحران روزمرگی هستم و هیچ کاری واسه خودم نمیکنم به تنبلی و بی هدفی عادت کردم

    پاسخ
  69. شهید آینده ان‌شاءالله
    شهید آینده ان‌شاءالله گفته:

    راستی رضا کاغذ دیواری زدید؟؟؟ 🙂
    یه پیشنهاد هم برای همه دارم: نواهنگ شبهای دلتنگی سید رضا نریمانی رو گوش کنید شدیدا آرامش بخش و قشنگه…

    پاسخ
  70. شهید آینده ان‌شاءالله
    شهید آینده ان‌شاءالله گفته:

    سلام
    من از وقتی با این سایت آشنا شدم زندگیم عوض شد واقعا درسته اگه انصافا بخوام بگم کم کاری داشتم تو این سه سال ولی علم و تجربه ای که پیدا کردم زیاد بوده جدیدا وقتی میلغزم دیگه نه خودمو سرزنش میکنم نه چیز دیگه ای میرم توی دفترم راهکار مینویسم تا دفعه ی دیگه از همین جا نلغزم…
    همین یعنی من نسبت به سه سال گذشتم پیشرفت کردم ولی واقعا توقعم بیشتر از این بود…
    رضا چیکار کنم؟اینو مطمئنم که میتونستم بهتر از این باشم ولی کم کاری کردم به نظرت چیکار باید بکنم؟(کمال گرا نیستم)…
    چجوری میتونم انگیزه رو زیاد کنم و تلاشمو بیشتر کنم؟ مشکلم هم هنوز همون(خ ا) هست… حسم میگه گرگم شهوته…
    خواهشا کمکم کن…
    ممنون بابت پست عالی و زیبا
    یا علی

    پاسخ
  71. زهره
    زهره گفته:

    سلام من ۳سال پیش انگارپاکتربودم ولی تلاشی برای پاکی بیشترنمیکردم الان خیلی درمعرض گناهام وخیلی تلاش میکنم دیگه فکرکن مثل طلاهمش بایدبرم توکوره ولی خیلی عالیه چون تازه دارم میفهمم هیچ هیچ هیچم وهرچی غروروعجب وتکبرداره میره انشاء الله خداکمکم کنه که به خودشناسی کامل برسم تابه خداشناسی هم برسم وازشماداداش مهربون خیلی تشکرمیکنم وباهمه ناقابلیم دعاتون میکنم .ازهمه بچه های سایت هم خیلی التماس دعادارم .من هم برای همتون دعاگوهستم.

    پاسخ
  72. سیدحسن
    سیدحسن گفته:

    سلام
    من ازشهریورسال۹۷خودسازی وپاکی روشروع کردم وتاالان تواین یه سال وخورده ای خیلی تجربه جمع کردم وبنظرم قویترشدم ی مثال مثلا وقتی تازه شروع به خودسازی کرده بودم اگه لغزش میکردم نابودمیشدم وفکرخودکشی وسیگارو…..میوفتادم ولی الان اگه لغزش کنم میتونم بعدش خودموجمع وجورکنم وخودموکنترل کنم که نابودنشم واین شرایطی که پیش اومده رومدیریت کنم ودوباره دوره پاکی بردارم وهردفعه نسبت به قبلم قویترپامیشم واین یعنی پیشرفت

    ولی همیشه باخودم تکرارمیکنم که:
    من یه محصول تموم شده نیستم خداهنوزداره رومن کارمیکنه وباید به این حرف ‌ازجول اوستین برسم که میگه:
    خداهیچ اتفاقی روبرامون پیش نمیاره مگه اینکه یه چیزخوبی ازتوش دربیاره

    همین

    پاسخ
  73. Ali
    Ali گفته:

    سلام داداش رضا خدا خیرت بده
    الان پاکترم نسبت به سه سال گذشته
    اون موقع ها واقعا یک حیوون بودم!
    بچه ها برام دعا کنید

    پاسخ
  74. زهرا
    زهرا گفته:

    صد در صد الان
    چون نماز نمیخوندم الان میخونم
    دروغ میگفتم الان نمیگم
    غیبت میکردم الان نمیکنم
    تنبل بودم الان نیستم
    خودسازی نمیکردم الان میکنم

    پاسخ
    • محمد
      محمد گفته:

      سلام .خوشحالم تغییر و تحولتون شیب مثبت داشته 😃
      سعی کنید بیشتر کنید این شیب رو تا جایی که خط راست عمودی بشه .به نظر من وقتی ادم میمیره که خطش افقی بشع و هیچ تلاشی برای بهتر شدن نکنه درجا بزنه.بعضی ها هم هستن شیبشون کلا منفی اینا که دیگه خدا به دادشون برسه .مراقب شیب زندگیوت باشید .

      پاسخ
  75. مینا
    مینا گفته:

    بچه ها کسایى که پیش مشاور میرن یعنى ضعف روحى دارن که خودشون نمیتونن خودشونو درمان کنن؟ و نباید کسى پیش مشاور با خدا بره؟ خودش باید مشکلاتش رو حل کنه؟

    پاسخ
    • خداروشکر
      خداروشکر گفته:

      سلام خواهری.نه تنها مشاور اصلا هر کی مشورت بهت داد چه باخدا
      چه بی خدا کامل عقل خودتو بهش نده فکر کن روش خوب گفت خدا خیرش بده ، بی ربط گفت یا هرجور که برات قابل قبول نبود دیگه حتی روش فکر نکن بزارش کنار.ولی خودشناسی و بعدشم خودسازی بیشتر جواب میده،خوبیش اینه بعد یه مدت دیگه خودتم میتونی خودتو جمع کنی و دیگه بی قرار نمیشی که یه جوری از کسی کمک بگیری که شاید در دسترسم نباشه.این استقلاله خیلی امنیت به آدم میده به خدا هم نزدیکتر میشی آرامش بیشتری هم داری.🌸

      پاسخ
    • شهید آینده ان‌شاءالله
      شهید آینده ان‌شاءالله گفته:

      سلام آبجی
      آدم باید یه تصمیمی بگیره بعد بره پیش مشاور و از مشاور مشورت بگیره چون مشاور همونجور که از اسمش پیداست مشورت میده…
      به نظرم رفتن پیش مشاور کسب تجربه از اونه
      مثلا مشاوره ازدواج تجربه به آدم میده…
      و دوم اینکه قطعا همه آدما توی همه مسائل کامل نیستن و ممکنه انتخاب غلطشون باعث عواقب بدی بشه پس بهتره طرف بره پیش مشاور و ازش کمک بگیره…
      متوجه این قسمت از حرفتون نشدم “نباید کسی پیش مشاور باخدا بره؟” منظورتون چیه؟
      ان‌شاءالله کمک کننده باشه حرفام…
      یا علی

      پاسخ
      • مینا
        مینا گفته:

        سلام✌🏻❤️
        روى با خدا تاکید داشتم که حتى پیش مشاور با خدا هم خوب نیست بریم یا اشکالى نداره! راستش یه مشکل برام پیش اومده بود که قابل حل نبود… براى همین رفتم سراغ مشاور… میخواستم بدونم خوبه یا بده! که ادامه بدم یانه…

        پاسخ
        • سلام
          سلام گفته:

          سلام خب اگه اینطوره که میگین آدم پیش دکترم نباید بره🙄همه تا یه سرما کوچولومیخورن میرن دکتر ولی تو اینترنت سرچ کنی کلی درمان میگه داروم داروخونه راحت میده😊من هیچوقت واسه سرما خوردگی دکتر نرفتم وخودم درمان کردم…. هه

          تازه بااین دید آدم مدرسه هم نباید بره چون الان کلاس خصوصی ودوره های مجازی بهترن اونوق چی🤔

          پاسخ
    • محمد
      محمد گفته:

      سلام .نه اینطوری ها هم نیست .مشاور مسی هست که اطلاعات داره و وقت میذاره شرایطت رو میبینه و … و مشورت بهت میده .و مشورت کردن رو هم خد توصیه مزده و در احادیث زیادی بهش توصیه شده . مشورت کنید ضرر نمیکنید .بهتره بگم مشورت نکنید ضرر میکنید

      پاسخ
  76. پسر قهرمان
    پسر قهرمان گفته:

    سلام داداش رضا
    من تابستان و بهار ۹۸ نسبت به الان خیلی خیلی خیلی پاک تر بودم.
    الان دیگ هنگ کردم که چیکار کنم.

    پاسخ
      • photon
        photon گفته:

        سلام دوستان..
        ایناهمش غلغلک های شیطونه که نذاره درس بخونید وموفق بشید..وقتی با بسم الله درسو شروع میکنیم یعنی تا وقتی تموم بشه هم ما باخداییم هم خدا باماست..اینکه دقت وتمرکزتون میره رو تستها دلیل این نیست که ازخدا دور شدیم بلکه درستشم همینه که رو کارمون تمرکز داشته باشیم..قبل تست زنی و درس خوندن یه بسم الله بگید که برا رضای خدا درس میخونید..همین..بقیشم افکار غلط و شیطانیه مطمءن باشید واهمیت ندید..ذکر “اعوذبالله….” هم برای رفع وسوسه شیطون تو روز خیلی کمک میکنه..
        انشاءالله برترین ورودیهای سال دیگه شماها باشد..
        یاعلی

        پاسخ
    • مفرد مونث غایب 🤞
      مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

      سلام.
      اتفاقا درس خوندن عبادته…
      قدرشو بدونید، مشغولید، وققتون پر میشه، کمتر ب فکر گناه می افتید.
      بهتون برنامه و جهت میده.
      همه عبادتا ک نباید ب صورت نماز و روزه باشه.
      همین ک درس میخونید و ب بطالت وقتتون رو نمی گذرونید خودش عبادته…
      ان شاالله ک موفق باشید.

      پاسخ
  77. N
    N گفته:

    سلام
    من نسبت به سه سال پیش نمازام گه گداری بود!!! نماز صبح ک فقط ماه رمضون میخوندم! زیادم عذاب وجدان نداشتم نماز نمیخونم! زیاد برام مهم نبود جدیش نمی گرفتم! حجابم خوب بود ولی نمیدونستم چرا حجاب دارم! دقیقا درک نمیکردم! با مامان بابام خوب رفتار نمیکردم خیلی بی احترامی میکردم! و اهمیتیم نمیدادم ک خدا گفته احترام بزار بهشون! بعد از اینکه باهاشون تندی میکردم اگرررررر یاد این ایه قران میفتادم….متاسفم! ولی …حس نفرت داشتم به قران و خدایی ک تو ذهنم ساخته بودم فکر میکردم درکم نمیکنن و با گرز اتیشی افتادن دنبالم و همش میگن اشتباه میکنی وای برتو و…….چنان بلایی ب سرت بیارم ک نفهمی از کجا خوردی و ….

    اما الان اکثرن(۹۵درصد) نمازام رو اول وقت میخونم
    حجابم خوبه با این تفاوت ک درک کردم چرا باید جلوی پسرا حجاب داشته باشم! و اینکه دخترم ودوست دارم جلب توجه کنم رو پذیرفتم!!!! ولی به خودم گفتم الان ن! جلوی هرکس ن! بزار صبر کن! ازدواج کنی بعد هرچقدر خواستی دلبری کن😂😂😉
    رفتارم با مامان بابام خیلللی بهتر شده! بخاطر خدا و ایه قران…..خیلی خیلی زیاد باهاشون بهتر شدم! حتی وقتی بی احترامی میکنم بهشون …بعدش میرم معذرت خواهی میکنم و بوسشون میکنم…..

    رابطم با خودم!!!!
    🤔تلاش زیادی میکنم از خودم راضی باشم خودم رو دوست داشته باشم
    درونم رو اروم کنم!
    در تلاشم!
    تو مسیرم هنوز!

    پاسخ
    • N
      N گفته:

      اوووووووووه داداش!!!! اینو یادم شد بگممممم
      وای….
      من ۳ سال پیش خود ارزضایی میکردم!
      ولی ۱/۵ سالی هست ترک کردم!
      البته بنظرم بخاطر قرصیه ک میخورم😐و یکی از عوارضش کمبود میل جنسیه!
      😐

      ۳ سال پیش برام مهم نبود پسر خوشگلارو دید بزنم
      یعنی میگفتم این ک گناه نیست!
      اما الان نگاه نمیکنم:)تو تبلیعات تلویزیون یا فروشنده اگر خوشگل باشن نمیبینمشون!!!
      ۳ سال پیش رهبرو نمیشناختم دوستشون نداشتم! حس بدی داشتم!
      الان اما خیللللی دوستشون دارم:)

      پاسخ
  78. M.H
    M.H گفته:

    سلام ، این که تو قسمت سوالات متداول گفتین محصولات برای شخص و خانواده اش مجازه یعنی اعضای خانواده هم میتونن کپی اون محصول رو برای خودشون داشته باشن به علاوه شخص خریدار محصول؟؟
    کسی میدونه جواب این سواله؟! اگه میدونه لطفا به منم بگه؟!

    پاسخ
  79. erfan
    erfan گفته:

    سلام. راستش سه سال پیش پاک تر بودم.ولی تلاشی که الان دارم برای ترک گناهام میکنم نسبت به سه سال پیش چندین برابر شده. روزی نیست که برای ترک گناهام تلاشی نکنم.داداش یادمه میگفتی خدا به تلاش ما نمره میده بااین وجود نمیدونم خدا الان بیشتر از من رضایت داره یا سه سال پیش.

    پاسخ
  80. Mahdis
    Mahdis گفته:

    داداش رضا یه چیزی بگم من چی کار کنم اصلا خوشم از لباس دخترونه نمیاد و بیشتر بیشتر لباسام پسرونه ست موهام هی کوتاهه از کوچیکی دوست داشتم پسر باشم یه چی بگو و منو قانع کن که دیگه اینطوری نباشم

    پاسخ
    • محمد
      محمد گفته:

      سلام .خداوند مردانی که خود را شبیه زنان میکنند . وزنانی که خود را سبیه مردان میکنند را لعنت کرده است . حالا باز لباس پسزونه بپوش .این جور چیزا یکم توهمات و تخیلات و یه چیزایی است که سمت خیلیها رفته ولی تونستن کنترلش کنن. امیدوارم موفق باشی بزرگور .چادر بپوش چادر .

      پاسخ
  81. ستایش 1998
    ستایش 1998 گفته:

    سلام داداش رضا
    میخواستم چندتا سوال بپرسم ازتون. فاطمه جان تو خونه لاک میزنن یا کلا نمیزنن؟بنظرتون دختر بدلیجات داشته باشه و تو خونه لاک بزنه خوبه؟ اگه بیرون بره و یادش بره پاک کنه چی؟
    نظرتون درمورد ارایش ملایم چیه؟
    و یه سوال خیلییییی مهم 👈من دختری ام که موهای صورتم اصلا دس نزدم اصلا ابروهامو برنداشتم و دستکاری نکردم…بنظرتون تو مجردی اصلاحشون کنم؟یا بزارم تو ازدواج؟
    فاطمه خانوم اصلاح کرده بودن قبل ازدواج؟
    و اینکه داداش شما برای درمان حسادت چه توصیه ای دارین؟ چجوری حسود نباشیم؟
    من حتی به جنس مخالف هم حسودی میکنم کسی که با من همسن باشه و پیشرفت کنه و تلاش کنه.
    دیگه خسته شدم میخوام درمان کنم حسادت رو. از کجا باید شروع کنم؟

    بچه ها اگه داداش رضا جواب نداد شماها جواب بدید💜
    مرسی🌺

    پاسخ
    • داداش رضا
      داداش رضا گفته:

      سلام.کلا فاطمه ارایش نمیکنه.لوازم آرایشم نداره.چون جفتمون بدمون میاد.
      درمورد حسادت پست گذاشتم.واسه باقی سوالاتتون هم خب بستگی به عرف و فرهنگ شهر خودتون داره.تو بعضی شهر ها این کارو خیلی زشت میدونن.

      پاسخ
    • محمد
      محمد گفته:

      سلام .قبلنا رسم بود کسی تا قبل ازدواج ارایش نمیکررد و اصلاح نمیکرد .و کسی که اصلاح میکرد میفهمیدن شوهر کرده .با اصلاح کردن اولندش کار درستی نیست .اصلا که چی اصلاح کنی که چی ارایش کنی که چی ؟ واقعا .ارایش بعد ازدواجم اگه برای شوهر باشه خوبه وگرنه برای بیرون ارایش کنی نامحرم تورو ببینه حواسش سمت گناه بره شما گناهکارید .تا قبل ازدواج اصلاح ممنوع .تازه ارایش سرطان زاست .بع ازدواج اگه خواستید ارای کنید خیلی هیلی ملایم .

      پاسخ
  82. محمدجواد
    محمدجواد گفته:

    داداش راستش منم مث تو دیماه۹۸بهترین ماه زندگیم بود چون دارم می گردم دنبال رسالت،از عبادت لذت می برم.

    پاسخ
  83. 🎉
    🎉 گفته:

    سلام داداش
    میگم همه باهر گناهی …..میتونن عاقبت بخیر بشن حتی باگناه… ل…. .و……….. ا……..ط یعنی این فرد میتونه. شهید بشه
    لطفا جواب بدید

    پاسخ
        • محمد
          محمد گفته:

          سلام .میتونه .تو نظر قبلی نوشتم .ولی. باید جبران کنه کسی که امتحان الهی رو صفر شده علاوه بر اینکه باید از این به بعد در کلاس درس خوب گوش کنه منظم باشه همیشه سر کلاس حاظر باشه .یعنی نماز بخونه و اونم اول وقت .باید یه سری کارا اضافه ترم بکنه .تا نمره اضافی بگیره .مثلا اعمال مستحبی حکم نمزه اضافی داره .البته کسی تو این امتحان الهی نمره ۲۰ نگرفته جز اولیای الهی, پس هممون به نمزه اضافی نیاز داریم .ساده و خوش مزه و روون .😃خدا میبخشه

          پاسخ
    • شهید آینده ان‌شاءالله
      شهید آینده ان‌شاءالله گفته:

      سلام
      توی تاریخ بگردید بودن آدمایی که یه عمر عبادت میکردن بعدش دم مرگ گفتن : خدا باعث بدبختی های ما بود!!! یعنی لحظه آخر لغزیدن…
      و از اونطرف هم بودن آدمایی که گناهکار بودن و هدایت شدن به راه درست و عاقبت بخیر شدن(توبه نصوح) قطعا وقتی کسی بخاطر عشقش یه کاری کنه عشقش هم بخاطر اون یه جوابی بهش میده و یه کاری براش میکنه
      حالا فک کن این عشق خدا باشه…
      خدایی که اگه بخاطرش گناه رو ترک کنی قطعا بهترین هارو برات رقم میزنه…
      همونی که گفته یه قدم به سمتم بیا من ده قدم به سمتت میام…
      نگران هیچی نباش و با امید و توکل به خدا قدم توی مسیر پاکی بذار…
      (حدیث قدسی:اگر بندگانی که از من دور شده اند بدانند که من چقدر مشتاق بازگشت آنها هستم،بند بند وجودشان از هم میپاشد)
      به امید شهادتمون
      یا علی

      پاسخ
    • محمد
      محمد گفته:

      سلام. خدا توبه را برای همه گذاشته .حتی حق الناس هم راه توبه داره .باید بری حق الناس رو عطا کنی و بپردازی تا جبران کنی .گناهی که خدا نمیبشخشه سوء ظن به پروردگاره .یعنی بگی ایا خدا منو میبخشه ؟ نمیبخشه من خیلی کثیفم و … اینا .خدا میبخشه .اره .ولی بترس از اینکه از چشم خدا بیفتی .وقتی به گناه مثل سقوط از ارتفاع نگاه کنی دیگه گناه نمیکنی فکر کن یع قله رو بری بالا و بالا بعد کلی سختی خودتو پرت کنی پایین شاید حتی بمیری که اگه دقت کنی در احادیث خیلی ها تو قبرستون ها بخواطر گناه مردن .و بعد اگه نمیری هم کلی فاصله میگیری از قله بعد بدنت داغون میشه ساید دیگه به اون قله نرسی .شاید دیگه نتونی بخدا متقرب بشی .اگه اینجور به قضیه نگاه کنی دیگه گناه نمکنی .
      در مکانی که کنی قصد گناه
      گر کند کودکی از دور نگاه
      شرمت آشد ، زگنه در گذری
      پرده عصمت خود را ندری
      شرمت ناید ز خداوند جهان
      که بود آگه اسرار و نهان
      خداوند در آیه ۱۴ سوره علق میفرماید آیا نمیدونه که من دارم میبینمش . ودر آیه ۷۴ سوره نمل میفرماید خداوند به راز های شما آگاه است . ایگه ایم جوری به قضیه نگاه کنی دیگه گناه نمیکنی .اگه نماز سب بخونی و تلاش کنی واسخ تقرب به خدا .و لذت زندگیت این بشه دیگه گناه نمکنی .و اینو بدون گناه نکردن ساده تر از توبه کزدن است .و این کع نامید شی از رحمت الهی خودش گناه بزرگیه .و کار شیطانه وسلام نامه تمام نشده ادامه دارد .ولی دیگه زیاد گفتن هم خوب نیست .بهترین کار ها میانه ترین آن هاست .یاعلی یا حق

      پاسخ
  84. تا رهایی
    تا رهایی گفته:

    الان
    هرچند سه سال پیش بیشتر احساس زلال بودن داشتم ولی الان بیشتردر معرض خطرم بیشتر مبارزه می کنم
    اون خوب بودن سه سال پیش شاید بیشتر فطری بود و من کمتر مبارزه می کردم
    ولی الان واقعا باید برای تک تک تصمیمات و اعمالم فکر کنم بسنجم و بجنگم
    درست رفتن الان رو بیشتر پاکی می دونم تا سه سال پیش…

    پاسخ
  85. امیرحسین
    امیرحسین گفته:

    سلام الان خیلی پاک تر از سه سال پیشم.درسته الانم خیلی پیشرفت نکردم اما با خودم در صلحم و فکر تغییرم.به خودم افتخار میکنم چون تونستم از گذشته ام بیام بیرون

    پاسخ
  86. faribabanoo25678
    faribabanoo25678 گفته:

    سلام برادرها و خواهرها،لطفاهرکی میدونه پاسخ منو بده،داداش رضاخواهشا اگه اطلاع دارید بگید،من ازسن تکلیف تاحالااصلا نه روزه نه نمازداشتم.حالابا۱۹سال بدهکاری چکارکنم؟

    پاسخ
    • دل آروم
      دل آروم گفته:

      سلام آجی،
      ببین آجی من ، خیلی مهمه که شما از الان به بعد را خراب نکنی…و گذشته را در حد توانی که دارید،می توانید جبران کنید،مطمئنا خدا کمک تون می کنه…خدا در حق خودش (که به نفع بنده اش هست، مثل نماز و روزه)خیلیییییی مهربون و بخشنده است…اگه شنیده باشید ، خداوند تا لحظه آخر منتظر برگشت ما هست…و بودند کسانی که در آخرهای عمرشان بر گشته اند…بدون آنکه گذشته شان را بخواند جبران کنند…مهم اینکه از الان به بعد در مدار الهی قرار بگیری و گناه نکنی و از زندگی لذت ببری.

      پاسخ
    • مینا
      مینا گفته:

      سلام آجى من✌🏻💛
      اگه تازه توبه کردى پیشنهاد میکنم به این چیزا فکر نکنى و خوسازیتو بکنى! اگه که نه سعى کن بعضى از نمازهاتو بخونى! میدونم زیاده… ولى من نگفتم همش رو بخون!چون هم واقعا سخته و هم انگیزه آدم رو میگیره! من که خودم با اینهمه نماز قضایى که دارم واقعا میترسم! البته من یه بیمارى دارم و روزه براى من حرامه براى همین نمیدونم حکم روزه چیه…
      ولى آجى چندتا راه حل دیگه هم دارم.
      ١.صبر کنى ازدواج کنى، بچه دار بشى و بعد اون مکلف میشه و باید نمازهاى شما رو بخونه😁من خودم امیدم به بچمه!😅
      ٢.وصییت کنى وقتى مردى پول بدن به یه فردى برات نماز بخونه!
      ٣.شهید بشى تا حق الله نداشته باشى✌🏻❤️
      ۴.خودت تا حد امکان بخونى تا خدا تلاشت رو ببینه و بقیش رو ببخشه!

      پاسخ
    • تا رهایی
      تا رهایی گفته:

      مراقبت کنید از این به بعدتون رو از دست ندید
      بعدش با برنامه ریزی و کم کم تلاش کنید اعمال قضا شده تون رو به جا بیارید
      وظیفه ی شرعی اینه که در حد توان سعی در جبران مافات کنیم
      توسل بگیرید که ادای واجبات قضا شده براتون تسهیل بشه
      من شخصا برای ادای نمازهای قضام جدول داشتم و هرچی می خوندم علامت می زدمش
      اول صبح ها رو خوندم بعد نماز ظهرها به ترتیب…
      خدا بخشنده ست و برای کسی که داره تلاش میکنه تا محبت و توجهش رو بیشتر جلب کنه جبران میکنه
      شما تلاش کنید تا جایی که توان دارین
      توصیه میکنم استفتائات مربوط به ادای واجبات قضا شده رو از سایت مرجع تقلیدتون مطالعه کنید که اعمالتون صحیح باشه
      عاقبت بخیر باشید ان شاءالله

      پاسخ
    • محمد
      محمد گفته:

      سلام .باید بدهی تو بپردازی .جا دست دست کزدن روزی وقت بزار هرچقد که در توانته نماز قضا بحا بیار اونم باید تیک بزنه بر حسب تاریخ اعمالت رو بررسی کنی .که دقیق ۳۶۵ روز نماز رو در سال بجا بیاری . و بابت نماز قضا منم در حال حاضر درحال بجا اوردنشم .و اینهمه فرصت داریم باید بدهی مونو بپدازیم .تازه اگه عاشق خدا باشی میفهمی خدا چقد عاشقته هدا اینقدر عاشقته که فکر کن بری به خدا توجه کنی نماز بخونی خیلی لذت داره .خدا میخواد ما بهش توجه کنیم .باید تلافی این همه سال بی توجهی رو جبران کنیم .

      پاسخ
  87. خداروشکر
    خداروشکر گفته:

    سلام.مهم نیست چ جور بودی خوب یا بد مهم اینه که از قبلاً بهتر باشی.از قبل درکم بیشتره.عجیب صبورتر شدم.خیلی خدارو بیشتر دوست دارم خدا یادش نرفته که تو هر شرایطی صداش زدم و از مادرم بیشتر دوستش دارم.خیلی خوشحالم که با احترام تونستم پدر و مادرمو راضی کنم که کاری که اونا فکر می کردن صلاحه منه و من روحیم به صلاح اونا نمی‌خورد تونستم بدون دلخوری با فشار زیاد روی خودم ردش کنم.پاکی این چیزام محسوب میشه؟…
    یه چیز دیگم تا خدا بهمون کمک نکنه تصمیم به پاکی معنایی نداره خدا به ته ته ته قلب آدما نگاه می کنه و اتفاقات رو برامون رقم میزنه چقدر خدا با معرفته⁦♥️⁩ به قول شما داداش یه صداقت بی رحمانه با خودمون داشته باشیم اونوقت خدا هم خیلی امتیازا بهمون میده.

    پاسخ
  88. Kimia.rngvr
    Kimia.rngvr گفته:

    سلام داداش رضا، اگر همین الان حس یک آدم ۷۰ سالرو داشته باشیم چطور؟ اگر هر کسی رو که داریم از دست بدیم و حس پر از گناه داشته باشیم و احساس کنیم تو سن ۲۱ سالگی داریم میمیریم چی؟ چطور میشه دووم اورد وقتی سن کمه و دردا، دردای یک ادم ۷۰ ساله؟

    پاسخ
    • محمد
      محمد گفته:

      سلام .وقتی پشتت به بهترین بزرگترین بی نیاز ترین و پر قدرت ترین و زیباترین و عاشقترین و …ترین
      فرد گرم باشه دیگه مشکلی نداره تازه مشکل برات درس میشه .مثلا یه مدت همه با من بد بودن .و فهمیدم چون خدارو ندارم خدا داره یکاری میکنه من فقط به اون توجه کنم . مشکل نداشته باشی که مرده ای بیش نیستی .مشکلات هم نعمت اند .مشکلات نباشه ما درونمون رو نمیبینیم چهخبره .تو مشکلاته که اطافیانت رو میبینی و میشناسی . تو مشکلاته که یاد خدا میفتی میبینی چقدر غافل بودی . تو مشکلاته که کلی درس میگیره .تو مشملاته که توانت بیشتر میشه و قوی تر میشه . و یهجور قوی میشی که دیگه هیچ مشکلی حتی مشکلی که سبب از دست دادن جونتم بشه نمیتونه باعث بشه از این مسیر دست برداری مثل شهدا ،اره .خیلی سادست طرز نگاهت وقتی نسبت به زندگی تغییر نکنه .راه اشتباهی رو میری .

      پاسخ
  89. عاطفه
    عاطفه گفته:

    الان خیلی پاک ترم داداش…
    محجبه شدم
    ارایشو ترک کردم
    نمازام اول وقته
    درس خون تر شدم
    عصبی شدنام کمتر شده…
    خیلی از گناها رو ترک کردم
    اما اعتماد بنفس و عزت نفسم هنوز خیلی مشکل داره.تو این سالها خیلی تخریب شده…
    باید خیلی روش کار کنم

    پاسخ
  90. سجاد
    سجاد گفته:

    سلام
    درسته که اعتیاد جنسی اختیارو از آدم میگیره و شاید ممکنه نسبت به سال های قبل بیشتردرگیرم کرده و بیشترعذابم داده باشه
    اما اگه حساب شده حساب کنم نسبت به سه سال قبل کلی تغییرکردم و اصلا نوع نگاهم تغییر کرده.
    خط فکریم عوض شده….
    یعنی قوی تر شدم.

    پاسخ
  91. Zeynabbano
    Zeynabbano گفته:

    سلام،خواهش میکنم تقاضا میکنم،پیام های کانال رو حداقل ۲۴ساعت حذف نکنید،و لطف کنید برای خشم هم مطلب بذارید،بسیار بسیار سپاسگزارم
    بخصوص برای اینکه به فکرمتاهل ها هم هستید

    پاسخ
  92. S
    S گفته:

    من سه سال پیش خیلیییییی پاک تر بودم. همه کاری میکردم تا یه پله پیشرفت کنم. توی این سه سال نمی‌دونم چی شد تغییر کردم. الان دوباره از صفر شروع کردم. این دفعه با تجربه های بیشتر. امیدوارم دیگه این سه سال برام تکرار نشه…

    پاسخ
    • محمد
      محمد گفته:

      سلام .اینو بدون گوی سبقت را نماز شب خوانان میگیرند .بس .به پیشنهاد من به شما هست خواندن کتاب فریاد رس
      قافیه شد البته کتاب های مذهبی مثل فریاد رس و امید اخر وهیچ کس به من نگفت.رو میتونی بخونی اثر حسن محمودی .بعد حتی کتاب یادت باشد خیلی شیرینه و حتی کتاب سلان بر ابراهیم خیلی خوبه .طرز تفمرتونو تغییر میده .

      پاسخ
  93. علیალი
    علیალი گفته:

    سلام سه سال قبل خیلی خیلی خیلی پاک بودم
    الان به اون لحظه ها غبطه میخورم و میخوام دوباره بدستشون بیارم
    تموم بیچارگی های من فقط بخاطر سو ظن به خدا بود

    پاسخ
  94. شهدا دارن نگاهمون میکنن
    شهدا دارن نگاهمون میکنن گفته:

    یه چیزی بگم؟
    خیلیا الان میان گذشته و الان رو مقایسه میکنن میگن آره ما قدیم آدم بهتری بودیم
    هه
    ولی اینجوری نیست
    شما اون موقع تو شرایط گناه کردن نبودی
    مثلا من دوره بچگیم رو یادم میاد چقدر پاک بودم تا ۱۵ سالگی
    ولی الآن که نگاه میکنم میگم خدایا شاید الآن بیشتر بهت نزدیک شدم
    چون اون موقع یه جورایی همه کارام تقلیدی بود
    خب شرایط گناه نداشتم زیاد
    من بعد این همه سال تازه فهمیدم گرگ درونم تنبلیه

    لطفا توهم خوب بودن پیدا نکنیم وقتی که شرایط گناه نداریم و اصلا هوسی هم به گناه نداریم

    پاسخ
  95. شهدا دارن نگاهمون میکنن
    شهدا دارن نگاهمون میکنن گفته:

    فک میکنم الآن پاک تر هستم چون خیلی چیزارو دارم ریشه ای درون خودم درمان میکنم
    الآن که میگم منظورم همین چند وقت اخیر هست
    خداروشکر خیلی حرفاتون روم تأثیر داره
    من بعد این همه سال بلاخره فهمیدم و پذیرفتم که گرگ درونم تنبلیه

    عجیبه ولی من نمیدونستم یعنی نمیتونستم بپذیرم
    از وقتی پذیرفتم خیییلی حس خوبی دارم الان میدونم دشمنم چیه و میخوام با چی مبارزه کنم
    مطمین پشت سر هم به پیشرفت میرسم میخوام تا شهریور به خیلی از آرزوهام برسم

    پاسخ
  96. سلام
    سلام گفته:

    از یه لحاظ بهتر شدم از یه لحاظ بدتر شدم البته شاید اون که میگم بهتر شدم توهم باشه و کلا میلم به گناه کمتر شده باشه اون وقت دیگه ارزشی نداره گناه نکردنم پس 😔

    پاسخ
    • مفرد مونث غایب 🤞
      مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

      سلام آبجی.
      اصلا دنبال این نباش پسرا از چی خوششون میاد.
      سلیقه ادما با هم متفاوته،
      شاید یکی شوخ طبع دوست داشته باشه، یکی آروم و با وقار، یکی خیلی ناززدار دوست داره یکی نه.
      همون طور ک ما دخترا هر کدوم شاید یه مدل و تیپ اخلاقی و شخصیتی از پسرا رو بپسندیم، پسرا هم همینن.
      درباره ناز و عشوه هم، خب مدل هر کس یه جوره. ولی ب قول داداش سعی کن پسر نباشی، بعضی جاها خودتو به اون راه بزنی، از نظر جسمی هم سعی نکن با آقایون رقابت کنی.
      یاعلی

      پاسخ
  97. امید رهایی
    امید رهایی گفته:

    داداش این جنگ بین سیاهی و سفیدی که گفتی من از دیشب تا الان به عینه دارم لمسش میکنم.
    از دیشب تا الان سیاهی‌ها بهم حمله کردن که برو فلانی‌‌رو چک‌ کن برو چک‌ کن برو بروووو…
    ولی من مقاومت کردم تا همین الان و گوش به حرفشون ندادم. چون تجربه بهم ثابت کرده هروقت بهشون گوش دادم، زندگیم تا یک‌هفته، دوهفته یا شایدم بیشتر رفته رو هوا… همراه با یک حال خیلی بد .. خیلی بدد
    الان دقیقا تو‌‌ همون مرحله ایم که سیاهی ها بخشی از سفیدی‌هامو گرفتن ولی انقدر مقاومت میکنم تا سیاه نشم‌‌ و سفید باقی بمونم…

    پاسخ
  98. ناشناس
    ناشناس گفته:

    سه سال پیش رابطم با خدا بهتر بود
    فهمید کج رفتم دارم درستش میکنم الان اخلاقم نسبت به قبل بهتر شده واز این لحاظ احساس میکنم بهتر از قبل شدم
    سه سال پیش وقتم بیشتر با کتاب بود چیزی که باش سرگرم بشم نبود الان سرگرم فضای مجازی شدم که الان دارم قدم به قدم میزارمش کنار ونت گوشیم خیلی کم رو شن میکنم

    پاسخ
  99. یامهدی
    یامهدی گفته:

    سلام من دوسه ماه رو که درنطر بگیرم نسبت به سه سال پیش خوب شدم کمی البته هنوز خیلی کاردارم تا بهتر تربشم.واینکه داداش رضا من واقعا خسته شدم از کارای روزمره تنبلم هستم تازه ،نمیدونم ازکجاشروع کنم برا خودسازی،دوست دارم وقتم همش پر باشه ولی نمیدونم چیکار کنم .میشه یه بارم جواب منو بدین.بین دوتا کتاب شماهم موندم کدوم اول بخرم یکی تنبلی مادرتموم گناه هاست یکی هم اگه پاک باشی پروانه سمتت میاد لطفا بگین اول کدومو بخرم بهتره برام.

    پاسخ
  100. الف
    الف گفته:

    من سه سال پیش پاک تر از الان بودم. خیلی پاک، یه پسر خام که هیچی نمیدونست و نمازاش اول وقت بود چشم چرونی نمی کرد. اما الان 😐
    ولی خب، این سه سال واقعا خوب شد که افتادم تو خط گناه. چون باعث شد خدا رو بهتر بشناسم. هدفم اینه که نزدیک تر از نزدیک بشم به خدا که هر وقت احساس تنهایی کردم، برم پیشش باهاش حرف بزنم.
    دوستی ها چند نوع داره:
    ۱- بد
    ۲- خوب
    ۳- یه چیزی بین بد و خوب
    ۱ و ۲ همه می دونین کیا هستن. اما ۳ کلا کاری به کارت نداره و هر وقت پیام بدی، بری پیشت پیگیرته و کلا یه سری خط قرمز ها رو داره. من یه دور با همشون دوست بودم. اما آرامش و شادی ای که میخواستم گیرم نیومد…
    واس همین کلا میخام به خدا نزدیک تر بشم. چون آرامش اصلی اونجاست:)

    پاسخ
  101. یاس بانو
    یاس بانو گفته:

    سلام داداش
    من نسبت به سه سال پیشم خیلی بهترم خداروشکر ،هرچند الانم درونم خیلی درست نیست ولی قشنگ حس میکنم تا هفت سال دیگه به خیلی از آرزوهام میرسم ،خداروشکر امسالم برام سال خیلی خوبی بود مخصوصا از اواسط آذر ماه تا الان رو واقعا خداروشکر خیلی خوب بود 😍

    پاسخ
  102. سمیه
    سمیه گفته:

    سلام داداش رضا من بااطمینان می تونم بگم سه سال پیش پاک تربودم والان یکساله که احساس می کنم روزبه روزدارم بدترمیشم البته به غیرازچندروزگذشته چون تصمیم گرفته تغییرکنم.

    پاسخ
  103. لیلی✌
    لیلی✌ گفته:

    سلام به داداش رضا و ابجی فاطمه و همه بچه های گل وپاک سایت و کانال ، راستش ،صادقانه منصفانه درسته کمیت اش خب خیلی نیست هنوز اون چیزی نیست که میخوام ولی واقعااااا من الان کجا ،سه سال پیش کجااا ،اصلااا نمیخوام بهش فک کنم.عالی بود داداش پست جدید ان شا الله همگی عاقبت بخیر بشیم.خیلیییی خوب بود یه حس بی نظیری بهم داد پست اینهمه پست ولی این تکون دهنده بود انصافاااا. التماس دعا از داداش و همگی و اجرکم عندالله 🙏.

    پاسخ
  104. Amirmahdi75
    Amirmahdi75 گفته:

    سلام داداش رضا
    فک میکنم نسبت به سه سال پیش کمی بدتر شدم اما تو دوره ای که برداشتم دارم تلاش میکنم دوباره پاک بشم و حتی از سه سال پیش هم بهتر بشم

    پاسخ