حالت شب

تجربه پیاده روی اربعین کربلا

سلام دوستان خوبم.
داداش رضا هستم 🙂
میخوام تو این پست از تجربم از سفر به اربعین بگم…
همونطور که میدونید من امسال پیاده روی اربعین کربلا بودم…
یه سری تجربه های خوب تونستم کسب کنم که حس میکنم خیلی به دردتون میخوره…
قبل از اینکه بخوام شروع کنم یه نکته ای رو باید بگم…
اونم اینه که انصافا دعوت شدنی هستش…
یعنی امام حسین دعوتت میکنه…
شاید هیشکی نخواد تو بری…اما وقتی بخوای و امام حسین نامه رو امضا بزنه یهو دل همه نرم میشه و تورو راهی کربلا میکنن…
من اولش بابام مخالف بود…بعد خودش رفت برام ماشین گرفت که برم کربلا…
پس فکر نکنید خودتون هستید که میرید کربلا…
نه بابا…
از این توهم ها نزنید..
امام حسین دعوتتون میکنه و بعد شما راهی کربلا میشید…
این از این نکته…
نکته بعدی که باید بهتون بگم اینه که کلا تو این سفر اتفاقات عجیب و غریب زیاد براتون میوفته…
مثلا ممکنه یه چیزی ببینی یا یه کسی یه چیزی بهت بگه یا حتی ممکنه یه چیزی بخونی که تو فکرت ببره و رشدت بده…
من شنیدم تو پیاده روی اربعین وقتی غذا میخوری … چون غذاش امام حسینی هستش کم کم این لقمه طیب رو بدنت تاثیر میذاره و گرایشت به مثبت ها بیشتر میشه…
درمورد ثواب و این چیزاشم چیزی نگم بهتره…
چون انقدر حدیث و روایت داریم که اگه بگم مختون سوت میکشه که چه اجر و پاداشی داره…
خلاصه این سفر یکم رمز آلوده…
تو مسیر میفهمی منظورم چیه…
از این اتفاقات اتفاقی و رمز آلود زیاد میوفته…
اگه یکم زرنگ باشی میفهمی که این اتفاقات اتفاقی نیست…
من خودم از آدمایی که سر راهم سبز شدن و باهام صحبت کردن درسای زیادی گرفتم…
به خصوص داداش وحید که خیلی بچه با مرامی بود…
وحید بچه زنجان بود…خیلی با هم دوست شده بودیم…
دلم براش تنگ شد …
یادش بخیر….

وحید معجزه وار منو پیدا کرد…
اگه وحید نبود این سفرم نصفه میموند…میدونی چرا؟

چون من تنها رفته بودم ….
کلا میخواستم پیاده روی اربعین رو تنها باشم…خیلی از بچه ها هم بهم گفتن رضا کجایی میخوایم ببینیمت…ولی من جواب نمیدادم…
چون معتقدم این سفر رو باید تنهایی بری تا حالشو ببری…
ولی وحید چند جا خیلی به دردم خورد…
بذار بهتون بگم منو وحید کجا با هم آشنا شدیم…
خب من وقتی رسیدم مرز مهران تنها بودم و ساعت ۱ شب بود…اونجا همه عربی حرف میزدن…من اصلا نمیدونستم دقیقا باید چکار کنم…
کلا گیج بودم…
یهو یه پسری اومد جلوم و گفت : نجف میری ؟ منم گفتم آره…بعد بهم گفت بیا سوار این ماشین شیم اگه پر بشه میره نجف…منم گفتم خدارو شکر…این پسر عربیش خوبه میتونه کمکم کنه…
بعد با هم دوست شدیم و بهم گفت من اسمم وحیده…منم گفتم رضام و تا خود نجف که تقریبا پنج ساعت بود با هم رفتیم.
بعد که رسیدیم نجف من وحید رو گم کردم.
تو نجف به شدت جمعیت زیاد بود…
منم اصولا حوصله شلوغی رو ندارم…
خواستم بدون اینکه وارد حرم امام علی بشم برم کربلا…
خلاصه از دور به امام علی سلام دادم و بعد میخواستم حرکت کنم برم کربلا…
به خودم گفتم : رضا ؟ یه دستشویی برو بعدش برو کربلا…
وقتی رفتم دستشویی دیدم وحید اونجاست و داره وضو میگیره…
گفتم وحییییییییید چطوری…بعدش دوباره با هم اوکی شدیم و بهم گفت رضا بیا بریم داخل حرم امام علی…من گفتم بابا شلوغه…وسایلم زیاده…چکار کنم ؟
گفت رضا نگران نباش…وسایلتو بده من میدم امانات…
گفتم وحید جا نیست که …خیلی شلوغه اینجا…
گفت رضا کاریت نباشه…
خلاصه وسایلمو دادم و در کمال تعجب دیدم وحید وسایلمو داد به صندوق امانات…
حقیقتا این وحید دست خدا بود…

بعدش دستمو گرفت و به هزار زحمت و تلاش منو برد داخل حرم امام علی…وقتی وارد حرم امام علی شدیم …باورتون نمیشه…جا واسه سوزن انداختن نبود…

وحید به من گفت رضا بیا بریم جلو…خلاصه به هزار زحمت رفتیم تو و معجزه وار رسیدیم به ضریح…
دیگه واقعا نمیشد بریم جلو…اما یهو یه اتفاقی افتاد…اون اتفاقم این بود که یه موجی ایجاد شد و منو وحید همینطور میرفتیم جلو تر …دیگه کم مونده بود دستمون به ضریح برسه…
من اصولا گریه نمیکنم…
ولی اینجا گریه کردم و شروع کردم به حاجت خواستن و کمک خواستن و از این چیزا…
بعدش اون موج منو از وحید جدا کرد و من رفتم از صندوق امانات وسایلمو گرفتم و تنهایی حرکت کردم به سمت کربلا…
توی راه تا خرخره خوردم…
نمیگم شکمو هستم…نه…
ولی اگه تعارف میکردن و نمیخوردی ناراحت میشدن…منم مثل خرس خوردم.
البته این روز اول بود…دیگه بعدش عادی شده بود و ندید پدید بازی کمتر در آوردم…
ولی بچه ها ؟
به طرز عجیبی عراقی ها عاشق امام حسین هستن.
نمیخوام مقایسه کنم…
ولی باور کنید جونشونو برای امام حسین میدن…
من به چشم دیدم که چقدر تلاش میکردن…بدون هیچ چشم داشتی و فقط به عشق امام حسین…
حتی یه پسر تقریبا ۱۷ ساله جلومو گرفت و شروع کرد به پاک کردن کفشم.
اصلا یه چی میگم یه چیزی میشنوید.

خیلی عجیب و غریب بودن.

ببین من کلا از عراقی ها خوشم نمیاد…
چون یه جوری ان…یکم اعصابشونم خرابه…
ولی باور کنید تو اربعین از جون مایه میذارن…
دستتو میگیرن میبرن خونشون و میگن امشب اینجا باش و هر چی که دارن رو جلوت میذارن و اصلا نمیذارن کمبودی احساس کنی…
برید از هر کسی که پیاده روی اربعین رفته بپرسید…
همشون اینو تایید میکنن که میلیارد دلاری خرج میکنن برای اربعین…
کلا باورشون اینه که هر چقدر برای امام حسین خرج کنی صد برابرش به سمتشون بر میگرده…
تازه ؟
اجر و پاداش بسیار زیادی داره…
در کل تا موقع اربعین رفتار و اخلاقشون عالیه…
شما هم سعی کنید اربعین که تموم شد زود برگردید …
من خودم یه روز قبل ازبعین برگشتم…چون مرز شلوغ میشد و همونطور که گفتم زیاد حوصله شلوغی رو ندارم.
نکته جالب بعدی این بود که از خود نجف که حرکت کردم یهو یه تصمیم عجیبی گرفتم !
اون تصمیم منم این بود که میخواستم از نجف تا کربلا رو در یه روز برم !
به همین نیت حرکت کردم و میخواستم رکورد بزنم !

اونایی که کربلا رفتن میدونن که از نجف تا کربلا تقریبا ۱۴۰۰ تا ستون هستش…
ستون همون تیر برق رو میگن که چراغ بهش وصله…
آقا من تا عمود ۷۳۰ رفتم و یهو زمین گیر شدم !
بگو چرا ؟

دهن پاهام سرویس شد .

افتادم زمین و تصمیم گرفتم برم یکم بخوابم تا چند ساعت بعد دوباره حرکت کنم…
وقتی رفتم تو موکب عراقی ها دیدم دارن شام میدن…نمازمو خوندم و رفتم شام خوردم و گوشیمو زدم به شارژ و خوابیدم … (یه نکته مهم : سعی کنید با خودتون سه راهه برق ببرید که نخوای کنار پریز برق دراز بکشی …چون هم شلوغه و هم نمیتونی بخوابی…چون به هر حال باید مواظب گوشیت باشی…یه سه راهه با سیم بلند با خودت ببر..)
خلاصه شام رو خوردم و خوابیدم…
بعدش که بیدار شدم دیدم ساعت تقریبا ۲ شب هستش…
رفتم کفش بپوشم دیدم پاهام یه جوری شده…
وقتی نگاه کردم دیدم بلههههههههههه…
همش تاول زده…
اون اوایل زیاد درد نمیکرد…
ولی وقتی رسیدم به ستون ۸۵۰ دیدم درد پاهام شروع شده…
هه…
یاد اون شعره افتادم…میگه :
رهرو آن نیست گه تند و گهی خسته رود…رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود…

خلاصه دیوانه شدم تا خود کربلا…با اینکه ماه ها از اربعین میگذره اما تازه ماه قبلی بود که پاهام کامل خوب شد و تاول هام پوست عوض کرد…یه نصیحت از طرف من به همه شما : حتما حتما با دمپایی ابری برید پیاده روی…

یه جایی واقعا کم آوردم…
وقتی رسیدم به ستون ۱۰۳۰ خواستم ماشین بگیرم برم کربلا…
اما یه حسی بهم گفت : ای رضای خنگ…تو این همه راه اومدی که حالا ماشین بگیری….
خلاصه لجبازیم شروع شد…
گفتم حضرت زینب اینهمه تو پاش خار رفت هیچی نگفت…خب تو هم پاهات تاول زد…
باید همشو پیاده بری…
منم اوکی رو دادم و تا خود کربلا پیاده رفتم…
وای…
هنوز دردش تو ذهنمه…
به قران هر قدمی بر میداشتم قلبم جا به جا میشد…
اونایی که تجربه تاول پا داشتن میدونن چی میگم.

ولی خب…حس میکنم با این درد ها گناه هام پاک شد…
بگذریم…
در کل سفر جالبی بود…
نکته جالب دیگش حجاب دخترای عراقی بود…
راستشو بخوای من یه دونه مانتویی هم ندیدم…
حالا نمیدونم همه جا اینجوریه یا نه…
اما در کل همشون با حجاب بودن.
پسراشونم خیلی لخه بودن…
شمالی ها میدونن لخه یعنی چی خخخخ
و یه چیزی که خیلی توجه منو جلب میکرد ماشینایی بود که سوار میشدن …ماشاءالله همه ماشینا مدل بالا خخخ
هر چند …
از لحاظ نظافت واقعا کثیفن…
بگذریم.
هدف ما چیز دیگه ای هستش…
اگه اینارو میگم بخاطر اینه که میخوام سفرنامه ای بنویسم که توش صداقت باشه.وگرنه اگه بخوام همش تعریف کنم نمیشه…
ببینید بچه ها…
خیلی ها میگن اول کربلایی شو بعد کربلا برو…
ولی من میگم برو کربلا تا کربلایی بشی…
من وقتی کربلا رفتم واقعا معرفت و شناخت عمیقی نداشتم.
اگه نخوام دروغ بگم راستشو بخوای تو راه که داشتم میرفتم کربلا تو هنذفری رضا صادقی گوش میکردم و برای خودم کیف میکردم…انگاری رفتم سفر شمال…
ولی تموم تاثیراتش از بعدش شروع شد…
واقعا نمیدونم چجوری بگم…

بعد از اینکه رفتم کربلا و به طرز معجزه آسایی وارد حرم حضرت عباس و امام حسین شدم کلی گریه کردم و دعا خوندم …بعدش یهو تغییراتم شروع شد…این تغییر از زمانی آغاز شد که اومدم خونه و دیدم بابام برام مراسم گرفته…همون لحظه فهمیدم یه اتفاقاتی داره برام میوفته…

ببینید
من روند رو به رشدم خیلی خوب بود…اما بعد سفرم به اربعین این سرعت صد برابر شد…
اگه دقت کرده باشید تو این پنج ماه اخیر یکم روحیاتم عوض شده….اونایی که خیلی از نزدیک پیگیر من هستن اینو متوجه شدن..
اینکه یهو عشق شهیدارو پیدا کردم دیگه اوجش بود..
اگه دقت کرده باشی تقریبا یک ماهی میشه که مدام میگم دوست دارم شهید بشم.
یه سوال:
به نظر تو دلیلش چیه؟
شک نکن دلیلش همون سفری هستش که به کربلا رفتم.

پس عجله نکنید…اگرم به نیت حاجت گرفتن میری کربلا احتمالا حاجتت بعد از این سفر نشونه هاشو اروم اروم نشون میده …فقط صبر کن تا بعد چند ماه نشونشو ببینی.

چیزی که بعد سفر اربعین خیلی تو زندگیم نمود داشت برکت زندگیم بود…
برکت از نظر من یعنی اینکه از صبح که بیدار میشی تا شبش که میخوای بخوابی کلی کارای خوب کنی…
قبل سفرم به اربعین برکت زندگیم شاید روزی پنج تا کار مثبت بود…
اما وقتی رفتم کربلا و برگشتم یهو برکت زندگیم شد روزی بیست تا کار مثبت در طول روز !
و نکته جالب دیگه این بود که گرایش هام دستکاری شد…
نمیدونم اینو چجوری توضیح بدم…
ببین….
من اصلا تو فاز شهادت و این چیزا نبودم…یه چیزی یهو منو آورد به سمت شهادت.
بعدشم منو با شهید ابراهیم هادی آشنا کرد و نکته جالب دیگش هم اینه که من قراره هفته بعد یعنی ۳ فروردین برم راهیان نور …
یه سوال :
به نظر شما این اتفاقات اتفاقیه ؟
نه…
اتفاقی نیست…
شک نکنید سفر کربلا گرایش هامو تغییر داده…
تقریبا ۱۹ بهمن ماه بود که به لطف خدا به یه گناه خیلی بزرگی نه گفتم…
اون شب خیلی اذیت شدم.
چون خیلی تحریک کننده بود…
اون شب یه یا علی گفتم و تو دلم گفتم : فقط خدارو عشقه…
بچه ها…
از اون تاریخ به بعد دست به هر کاری میزنم معجزه میشه…
خودتون میدونید که من الکی حرف نمیزنم.
باور کن با تموم وجودم حس میکنم یه کسی کمکم میکنه.
بچه ها…
قبلا من از ترس خدا گناه نمیکردم…
ولی این روزا لجن رو به چشمم میبینم و سمتش نمیرم…
این دو تا خیلی با هم متفاوته…خیلی…
اینکه خودت بهش برسی گناه نکنی خیلی فرق داره با اینکه از خدا بترسی و گناه نکنی…
بعد اون قضیه به طرز وحشتناکی توفیقات الهیم زیاد شده…
چند تا اتفاق جالب دیگه هم افتاد که مربوط به ازدواجم میشه…به زودی درموردش کامل توضیح میدم…ولی اینم بدونید که یه اتفاقاتی برام افتاده و داره میوفته که بازم دارم حس میکنم یه چیزی داره زندگیم رو جلو میبره…
وای…
نمیدونم چجوری بگم…
ولی تاثیر های پیاده روی اربعین دقیقا از بعدش شروع میشه…
یکم صبور باشی و عجله نکنی خودتم به نتیجه ای که من رسیدم میرسی.
در ضمن ؟
نگران پول رفتن به اربعین نباش…
برکتی که به سمت زندگیت جاری میشه صد ها برابر پولی هستش که رفتی و خرج کردی…
اونایی که رفتن کربلا و هزینه کردن میدونن چی میگم…
چیزی که به دست میاری میلیون ها میلیون می ارزه…شک نکن.

یه چیزی میگم بعدش که از اربعین اومدی بشین به حرفم فکر کن…
وقتی بخواد بشه …اگه همه نخوان نشه…میشه…
ولی…
اگه نخواد بشه…اگه همه بخوان بشه…نمیشه…
اینو قبل اربعین میدونستم…
اما بعد اربعین بهتر فهمیدمش…

بعد از اینکه از کربلا میای…
چند جا امام حسین امتحانت میکنه…

اگه پیروز بشی…بعدش متوجه یه دست پنهان تو زندگیت میشی….
و بعدش یه اتفاقاتی میوفته که تو میگی :
وای…
معجزه…معجزه…

تو به سمت خدا رفتی و خدا به سمتت اومد.
به همین راحتی…
میدونی چیه…
من حس میکنم این سفر یکم رمز و راز هاش زیاده…
کسی که بخواد تغییر کنه یه سر کربلا بره…بعدش که اومد میفهمه که یه جوری میشه بعد چند ماه…
در کل اگه رفتید منم دعا کنید.
خواستم خیلی ساده و خودمونی مثل همیشه براتون بگم چی بهم گذشت.
راستی ؟
وسیله سبک ببرید… اونجا همه چی هست.
پول ایرانی هم قبول میکنن …نگران نباشید.
همه چی فراوونیه و اصلا نگران هیچی نباشید.امنیت عراق هم فوق العادست و آدماشم خوبن و از جون مایه میذارن .
کلی هم غذا میدن و کلا سفر ارزونی هستش.رفت و برگشت من به ۱ میلیون تومن نرسید.
برو حالشو ببر…
از هیچی هم نترس. اگه چیزی میاد تو سرت که میگه نرو بدون شیطون پدر سوختست.
منم اوایل خیلی اذیت کرد…
اما چون میخواستم برم بهش گوش نمیکردم.
برو و حالشو ببر.
دمت گرم که خوندی.
التماس دعا.

راستی ؟
سخت نگیر و کمال گرایی نکن.
خودت باش.
امام حسین فقط واسه مذهبی ها نیست.امام حسین برای همست.

ممنونم که پست تجربمو خوندید…
دوستان خوبم…
ازتون میخوام اگه اینجا کسی هست که کربلا رفته بیاد تجربشو با بقیه بچه ها در میون بذاره و اگر هم نرفتید پیام بذارید و از امام حسین بخواید که شمارو بطلبه اربعین برید کربلا …

دلسوز شما : کربلایی داداش رضا 🙂

ارسال نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

49 پاسخ
  1. ع.م
    ع.م می گوید

    سلام منم ۲ سال پیش توفیق زیارت کربلا رو پیداکردم
    بهترین سفر زندگیم بود
    ولی مثل خواب بود اصلا نفهمیدم چجوری گذشت
    خیلی حسرت خوردم ک چرا برگشتم
    ان شاءالله ک دوباره قسمت بشه بریم همه

    پاسخ
  2. حیات🤞
    حیات🤞 می گوید

    سلام
    من حدودای ۹سال پیش خدا قسمت کرد و رفتم‌سوریه…
    انصافی‌سفر خوبی‌بود…
    قشنگ خود بی بی حضرت زینب طلبید و توکمترین ‌مدت ممکن پاسپورتمون آماده شد

    پاسخ
    • حیات🤞
      حیات🤞 می گوید

      اما الان دلم از یه چیز میسوزه…
      اونموقع من ۱۰سالم بود و هیچ درکی از حضرت زینب نداشتم😭😭😭😭
      کاش تو اون سفر درکم بیشتر میبود…

      پاسخ
  3. 😥
    😥 می گوید

    من از امام حسین میخوام بااینکه واقعا لیاقتشو ندارم،بااینک غرق گناهم و نمیتونم ترک کنم بااینک درست حسابی نمازنمیخونم منو بطلبه.😥😥

    پاسخ
  4. مدافع حجاب
    مدافع حجاب می گوید

    سلام من تا حالا نرفتم کربلا ولی چند وقت پیش که رفتیم شلمچه یه مراسمی برگزار کردن باروایتگری حاج حسین یکتا واقعا عالییی بود بعدش یه حاج آقاعه اومد گفت کسایی که کربلا رفتن بلند شن یه سلام به امام حسین(ع)بدن و برای کربلا نرفته ها دعا کنن یه حسی بهم میگه دعاشون گرفته و امام حسین(ع)امسال میپذیره بریم پابوسش برام دعا کنید…یاعلی مدد یازهرا(س)

    پاسخ
  5. عاشق خدا
    عاشق خدا می گوید

    سلام
    ساده بگم
    من نرفتم کربلا
    امام حسین منو برد کربلا
    سالها شب و روز گریه میکردم برای امام حسین
    یه روز توی مسجد داشتم برای نمار مهر بر میداشتم به یه شخصی بر خوردم
    براش دعا کردم انشالله بری کربلا
    پرسید تا به حال رفتی کربلا
    گفتم نه
    گفت ۲ قطعه عکس بیار همه چیزش با ما
    و خیلی معجزه وار خودمم رو توی کربلا دیدم
    جالبش اینه وقتی رفتیم کربلا گفتن ما اینجا موکبهای زیادی داریم که توشوت برای زائران حلیم میپزیم
    من هم از اونجا شدم یه خادم امام حسین و حلیم پز حرفه ای
    یه بار مادرم گفت یادته سالها پیش آرزو کردی که کاش بتونم تا صبح حلیم نذری بپذم؟؟؟!!!
    گفتم آره
    دیدم شدم خادم حلیم پز امام حسین علیه السلام
    چند ساله خود به خود امام حسین میبرتم کربلا برای زائرانش حلیم بپذم
    رفتن به کربلا هم طلبیدنیه نه رفتنی
    شاید بگی من خودم میرم یا خودم رفتم
    باشه
    اما این عشق رو که توی دلت بود که بری کربلا چه کسی توی قلبت گذاشت قبل رفتن به کربلا؟؟؟!!!
    امام حسین
    پس همین رفتنت که ظاهرش اینه که خودت رفتی کربلا و خودت تصمیم گرفتی بری کربلا این رو بدون
    امام حسیت از همون تصمیم اولت و احساس درونیت باهات بوده که حال رفتنی شدی و فکر میکنی خودم رفتم کربلا
    موانع راه رفنتم خود به خود برطرف شد
    کمی فکر کن
    پس طلبیده شده
    خودت نرفتی
    خودشون بردنت
    خدایا هزاران مرتبه شکرت
    من قبل رفتن به کربلا امام حسین کامل متحولم کرده بود خیلیییییییییییییییی متحول خیلیییییییییییییییییییییییییییییییی
    بعضی ها هم میرن کربلا بعد متحول میشن
    بعضی ها هم برعکس
    مثل من از قبل متحولشون میکنه بعد میطلبتشون
    خلاصه
    برید
    اول رفتنتون هم خیلیییییییییی مقاومت ذهنی خواهید داشت شک میکنید یا میترسید یا خیلی سختتون میاد اینا همش کار شیطونه یا علی بگید برید
    خدایا شکرت

    پاسخ
  6. حیات🤞
    حیات🤞 می گوید

    سلام
    من با آقا قرار گذاشتم اگ خدا کمک و به رسالتم برسم هرسال برای خدمت ب زوار برم …
    میدونم آقا خودش کمک میکنه…
    راستی امسال خیلی اتفاقی ی زائر اومد خونمون…😊
    داشت دنبال هتل میگشت بابا دعوتش کرد تو …
    جالب اینجاس شب تولد من بود😄
    هم خوشحال بودم ک زائر امام حسین تو خونمونه…
    هم ناراحت بودم چون هیشکی تولدمو یادش نبود😕از طرفی ی حسی میگف خوش نباش اما من گفتم کور خوندی… خوشحالی از ته دلم فوران میکرد…
    اون شخص صبح زود رفت اما من بخاطر سرمای شب قبلش تا خود شب تب کردم😂…
    اما خدارو شکر بعد اون سرماخوردگیام ب مراتب کمتر شدن و اینقدر شدید نبودن…

    دلتنگم آقا جون…
    دل تنگه دلتنگم…
    با پای پیاده زدم به جاده کوله بارم غم…
    آقا جون شما تعیین کنین ک کی این جاده به شما میرسه…
    من حرفامو با شما زدم میدونم بی پاسخ نمی‌مونن اما آقا بازم میگم منو یادتون نره…

    درپناه حق
    یاعلی

    پاسخ
  7. N
    N می گوید

    سلام من الان کاظمینم باورم نمیشه تولد امام جواد تو حرمشم
    چقدر این پست به جا بود
    از ته قلبم دعاتون میکنم عاقبت بخیر و یار امام زمان و شهید بشید و زیارت ائمه و کربلای نصیبتون

    پاسخ
  8. مینا
    مینا می گوید

    استاد پناهیان میگن گناه داره یکی بگه من لیاقت ندارم اربعین برم کربلا یا این لیاقت نصیب من نشد!!!
    اگه یه خورده خودمون هم فکر کنیم خوب نیستاااااااااا
    امام حسین کرامتش بیشتر از اینه که نخواد تورو ببینه!!
    امام حسین دوست داره ببینه تورو ولی تو با گناه هایی که میکنی مانع میشی
    بعد امام حسین میگه:ای بابا!!!خدایا واقعا دلم برای این یکی شیعه تنگ شده تو رو خدا زود پاکش کن.
    اصن برای همین دعا هستش که تو حالا اینجایی!!!
    باور کن! که پاک بشی و امام حسین ببینه تورو…چون دلش تنگ شده واست:(
    دوستت داره….بفهممممممممم
    دوستمون دارن ائمه ولی ما درک نمیکنیم!!!
    چشامونو میبندیم و همه چیرو به قسمت و لیاقت نسبت میدیم:(
    یخورده به خودمون بیایم قبل از اینکه دیر بشه!!!!

    پاسخ
  9. مادر
    مادر می گوید

    سلام داداش. خوش به سعادتت داداش رضا. منم چندسال پیش رفتم یه بار.۲۸ صفر .ولی اربعین پیاده روی نرفتم نهایت آرزومه پیاده روی برم😥 .ولی مدت هاست کف هر دوپاهام همیشه درد داره پیاده اصلا نمیتونم راه برم 😧 داداش برای شفای پاهام دعا کن بچه های عزیز سایت از همگی تون التماس دعا دارم. خدا داداش رضا و شما بچه های سایت رو حفظ کنه إن شاءلله

    پاسخ
  10. دلتنگ کربلا
    دلتنگ کربلا می گوید

    سلیمانا از این خرمن فقط یک خوشه میخواهم
    زگوشه گوشه دنیا فقط شش گوشه میخواهم
    خوش به سعادت هرکی تاحالاکربلارفته
    من که چندساله توحسرت کربلام وقسمتم نمیشه،کاش امسال اربعین طلبیده میشدم،بدجور دلتنگم…
    راستی داداش راهیان نور رفتی سلام ماروهم به شهدا برسون

    پاسخ
  11. 💚عاشق خدا💚
    💚عاشق خدا💚 می گوید

    سلام ارباب جان
    دیگه میدونین خودتون
    که چی میخوام ☺️😍
    یه زیارت بامعرفت نصیبم کن 🙏🙏

    (الـلّهُمَ الرزُقناَ کُربَلاَ )

    پاسخ
  12. MoNa
    MoNa می گوید

    سلام
    منم تاحالا کربلا نرفتم، شرایطش واسم پیش نیومده هیچوقت
    بااین خاطرات و تجربه های شما واقعا مشتاق شدم،ان شالله که امام حسین هرچه زودتر بطلبه

    پاسخ
  13. نسیم
    نسیم می گوید

    باسلام خدمت داداش رضا و دوستان عزیز
    بچه ها من چند روزی میشه از کربلا برگشتم؛ خودمم هنوز باورم نمیشه کربلا رفتم و هرلحظه یادم میفته خداروشکر میکنم بابت توفیق بزرگی که نصیبم کرد؛ وقتی رسیدم نجف تو شوک بودم گفتم خدایا من یه ذره بندگی کردم این همه به من لطف داری؛ خیلی سفر کربلا عالیه حتما حتما این سفرو تجربه کنین؛
    من هروقت از کربلا حرف میزدم پدرمادرم به شدت مخالفت میکردن؛ اما پاسپورت گرفتم و رفتم؛ خیلیم امنیت داره؛ باور کنین اخلاق و ایمان عراقی ها از ما ایرانیا خیلی بهتره؛ حجابشون که دیگه حرف نداره
    ببشتر زائرام خانم هستن؛ خیالتون راحت بابت همه چی؛
    پاسپورتم که دیگه رایگان شده؛ هزینه اش زیر یه میلیونه رفت و برگشت
    من اونجا خیلی برای داداش رضا و بچه های کانال و سایتش دعا کردم از امام حسین خواستم همتونو بطلبه؛ خودمم اگه بطلبه اربعین رو پیاده میرم؛ اینقد حس خوبی دارم شایدم زودتر از اربعین باز برم
    آرامشی که تو این سفر هست هیچ جای دنیا نیست
    سوالی بود درخدمتم؛
    درپناه خدا باشین
    یاعلی

    پاسخ
  14. محمد
    محمد می گوید

    سلام داداش رضا ‌‌.
    امام رضا ۴ بار منو تو اوج گناه طلبید حرم .
    ولی هر بار که برگشتم ، دوباره کارمو از نو شروع کردم .
    ارزومه اربعین برم کربلا ، اما همش با خودم میگم اگه برم و بیام و دوباره شروع کنم چی ؟
    اگه برم و بیام و آدم نشم چی ؟
    فقط عذاب وجدان برام میمونه …

    پاسخ
    • داداش رضا
      داداش رضا می گوید

      سلام

      اگه بعد کربلا رفتن لغزش داشتی خودتو ببخش.هیچکس کامل نیست.
      مهم اینه از دیروزت بهتر باشی.

      اگه بعد کربلا رفتنت جنایت هم بکنی…بازم ثواب زیارت پا بر جاست.نگران نباش😊
      تو فقط تمرکزت رو این باشه که دیروز خودتو شکست بدی🌹👌

      پاسخ
    • عاشق خدا
      عاشق خدا می گوید

      سلام برو کربلا درست میشه
      اگه درست هم نشد فدای سرت
      همینکه نیتت اینه که کاش گناه نمیکردم خدا نیتت رو میدونه همین یعنی کلی از مسیر رو رفتی عزیزم
      پیش حضرت عباس رفتی بگو کمکت میکنه
      خیالت تخت

      پاسخ
  15. ندا
    ندا می گوید

    سلام داداش رضا منم سال گذشته رفتم کربلا البته راضی کردن همسرم یکم سخت بود بعد از ۴ ماه از برگشتنم فهمیدم امام حسین یه هدیه بزرگ بهم داد اونم دخترم بود برام شبیه معجزه بود که یه روز بتونم فرزندم رو تو اغوشم بگیرم اونم بعد از چندین سال مداوا و نتیجه نگرفتن

    پاسخ
  16. محمد رضا
    محمد رضا می گوید

    چرا آخرش میگی امام حسین فقط مال یچه مذهبی نیست ،،،خوب الان خود شما هم بچه مذهبی هستید ای کاش شما با این همه توفیقات بابا ما همه بچه مذهبی هستیم چرا از این قضیه می خواهیم فرار کنیم افتخار کنیم به مذهبی بودنمون اینم یه رشد ها

    پاسخ
  17. هدی
    هدی می گوید

    سلام

    کربلا نرفتم
    خیلی دلم میخواد برم
    دعا کنین اما حسین (ع)سال دیگم منم دعوت کنه

    وای چی میشه سال دیگع همه مون پیاده روی راهی کربلا بشیم اونجا عهد ببندیم
    وعشق بازی کنیم
    خدایا بطلب….

    پاسخ
  18. ava
    ava می گوید

    سلام داداش خیلی خوب توضیح دادی
    من دقیقا شش روز بعد اربعین با سایت وکانال شما آشنا شدم بعدش استارت خودسازیم زده شد من سفر اربعین نرفتم ولی دقیقا این که گفتی یه کسی میاد یه چیزی بهت میگه تو سفر راهیان نور واسم اتفاق افتاد تو راهیان یه خانم مسن نشست کنارم با هم صحبت کردیم بعد به من یه بیت شعر گفت ورفت اون موقع نفهمیدم اما بعد سفر که خاطراتمو مینوشتم تازه با خودم گفتم چی شد واقعا چی گفت اصلا معنیش چی بود
    خیلی اتفاقای دیگه که آدم بعدش میفهمه تو راهیان هر کسی با یه منطقه انس میگیره ولی علقمه و طلائیه و هویزه یه چی دیگس من خودم تو طلائیه سیمم وصل شد
    من به سفر اربعین همچین حسی نداشتم ولی بعد کانال مسیر عشق خیلی بهش علاقه مند شدم خیلی دلم میخواد برم
    اولین بار کربلا اولین بار اربعین وای چه شود
    تو رو خدا دعام کنین برم هر کی که آرزوشو داره بره بد جوری به دلم افتاده
    من خیلی دلم میخواد تنها برم خدا کنه مامان بابام بذارن

    پاسخ
  19. سعید
    سعید می گوید

    سلام،
    برای پیاده روی اربعین ،بهتره که اول مستقیما رفت به طرف کربلا با ماشین،چون خلوت تره،؟؟؟

    یا مستقیما از نجف پیاده روی رو شروع کنیم؟؟؟

    پاسخ
  20. Mahdiye. S
    Mahdiye. S می گوید

    سلام.
    ممنون.
    من ۵ سال پیش رفتم کربلا. اونجا دلم خیلی شکست. رفتم حرم حضرت عباس علیه السلام، کلی حرف زدم، گریه کردم، دوتا حاجت داشتم، خیلی کلی بود. عین بچه کوچولوهایی که آرزو میکنن، اون شکلی، من خیلی چاق بودم، درسم هم خوب نبود، ازشون خواستم لاغر بشم و درسم خوب بشه. به طرز معجزه واری من به همش رسیدم. ٣٠ کیلو لاغر کردم و درسم هم تاپ شد. اینا با پازلی اتفاق افتاد که الان بعد از گذشتن ۵ سال میفهمم. شاید اگه اون زمان بهم میگفتن این اتفاق ها داره میوفته که تو به اینجا برسی، میگفتم طرف دیوونس، این کجا و اون کجا… اما خب، باید بگذره.
    اینو گفتم که بگم از بزرگ، بزرگ بخواید، نترسید! عین همین بچه کوچولوها که آرزو میکنن.
    اما الان میگم اگه قراره برید کربلا، به خاطر عشقتون برید. به عشق امام حسین برید، عشق. نه اینکه صرفا واسه گرفتن حاجت مادی. مطمئن باشید اهل بیت زحمت کسی رو بی جواب نمی‌ذارن. خودشون راست و ریس میکنن، حاجت های معنوی گنده گنده بخواین، مثلا توفیق شهادت، آمادگی براش.
    اینو بیشتر از همه به خودم میگم، واسه رسیدن به این نیت باید روحم خیلی بزرگ بشه. باید کار کنم روش.
    انشالله اربعین امسال همه تو مسیر باشیم. یاعلی.

    پاسخ
  21. علی
    علی می گوید

    خیلی تجربه ی خوبی بود
    در طول این چند ماه حی میکنم یه انقلابی درونت اتفاق افتاده… حس خیلی خوبیه و از طرفی آدم دلش میگیره که ای کاش میتونست اینطوری بشه
    از امام حسین میخوام دست هممونو بگیره و کربلایی بشیم🙏🙏🙏

    پاسخ
  22. سوگند
    سوگند می گوید

    سلام داداش
    من قسمتم شد که امسال اربعین برم کربلا چند روز قبل شما… رفتنم ب کربلا برام شبیه یه معجزه میمونه، یادمه اون روزهای ک شما داشتین آماده میشدین برا این سفر و از کربلا رفتنتون تو کانال پست میزاشتین خیلی غصه میخوردم ک چرا امام حسین منو نمی طلبه که برم پابوسش با اینکه ما نزدیک مرز هم هستیم …یادمه خیلی ب مامانم التماس کردم ک بیا بریم کربلا ولی مامانم قبول نمیکرد فقط اون روز امام حسین از حالم خبر داشت ک چقدر بی قرار کربلا بودم تمام تلاشمو کردم ک مامانمو راضی کنم ولی راضی نشد … ب خودم گفتم من ک اینقدر دارم بال بال میزنم ک برم کربلا اگرم قسمتم نشه ک برم مطمئنم ک خود امام حسین برام نوشته ک رفتم کربلا با این حرفا خودمو آروم میکردم … ب غروب همون روز نرسیده بود ک قربون امام حسین بشم رفتنمو امضا کرد و همسایمون اومد گفت ما میخوایم بریم شما هم با ما بیاین … هنوز ک هنوزه باورم نشده رفتم کربلا واقعا مث یه خواب بود برام…

    پاسخ
  23. جهاد فی قلبی
    جهاد فی قلبی می گوید

    این روزا از خودم خیلی بدم میاد.یه گناهی رو باز تکرار کردم😔 میترسم دیگه منو نطلبه. واقعا جای من اونجا نیست

    پاسخ
  24. محمد علی
    محمد علی می گوید

    راستی داداش،شما گفتین دمپایی ابری،
    من بعضی هارو دیدم تو این مسیر پا پرهنه میان ،حالشونو به شخصه دوست دارم خیلی دلم میخواد منم توفیق پیاده روی با پای برهنه رو داشته باشم،
    ولی یه کم میترسم ،یه خورده تردید دارم،
    ولی به قول خودت باید تردید ها رو کنار گذاشت،
    ان شاءالله اربعین امسال پای پیاده ،پای برهنه طی مسیر می کنم

    پاسخ
    • عاشق خدا
      عاشق خدا می گوید

      خیلی عالیه اما کسانی که با پای برهنه میرن خودشون توی جایی که زندگی میکنن معمولا پا برهنه زندگی میکنن مثل عربهای جنوب ایران یا کشورهای عربی و پاشون عادت داره اما این کار رو نکن خیلی آسیب میبینی و آسیب زدن به خودت حرامه
      با صندل یا دمپایی ابری برو اما پابرهنه نرو به ۱۰ کیلومتر نرسیده پاهات میره قاطی باقالیا بقیه مسیر زمینگیر میشی
      خدایا شکرت

      پاسخ
  25. فاطمه
    فاطمه می گوید

    سلام داداش رضا
    ینی تک تک حرفاتون رو میفهمم…مخصوصا اون جمله که گفتین وقتی کاری بخواد بشه حتی اگه همه نخوان بازم میشه….ینی استارت معجزاتی که شما میگی برات میوفته…واسه من شروعش از ۱۷ بهمن بود…درست بعد از پاکی چهل روزم….ینی یه جوری گره های زندگیم باز میشد که هنوزم که بهش فکر میکنم مخم سوت میکشه…باورش در مراحل اول سخته …گیج کننده است…حتی بعضی وقتا من می ترسیدم…نمیدونم چرا…ولی ترسم از این بود که خدایی نکرده کاری کنم این توفیقات از دستم بره….اما خدارو شکر لغزشام کم شده میتونم از سیم خاردار نفسم به سختی، ها..به سختی ،ولی بالاخره رد شم…..من همیشه دعام این بود برم کربلا…گریه میکردم اصلا تا اسمش میومد…ولی از ۱۷ بهمن تا حالا جاهایی رفتم که هنوز باور نمیکنم …انگار خواب بود…ولی فهمیدم که هنوز وقت کربلا رفتنم نیست….درسته که دلم پر میکشه براش…ولی حالا که فکر میکنم میبینم اگه اون لحظه که کربلا خواستم خدا قسمتم میکرد قدرشو نمیدونستم…حس میکنم خدا میخواد امتحان پس بدم به سختی به کربلا برسم که درست ازش استفاده کنم…جالبه هفته پیش راهیان نور توی طلائیه واسه کربلا قرعه کشی بود…تا وقتی اسما در میومد من دلم از تو سینه میخواست در بیاد…میگفتم اگه اسمم نباشه میمیرم…ولی عجیبه …اسمم نبود…اما بعدش یه آرامشی نصیبم شد که خیلی حال داد…اصلا نمیدونم چی…ولی انگار خدا خودش گفت صبر کن آروم باش الان وقتش نبود بزار به موقعش….در کل این مسیر صراط مستقیم خیلی رمز آلوده ….و همین پر هیجان و دوست داشتنیش کرده….ان شاءالله که از راهمون کج نشیم….و ….یا الله رضاََ برضاک

    پاسخ
  26. الناز(اسم مستعاره)
    الناز(اسم مستعاره) می گوید

    سلام
    تجربه ی کربلا رفتنم😍
    سال ۹۴ یکی از دوستام رفت کربلا بهم گفت برات اونجا دعا کردم که بری کربلا من اسفند ۹۴ رفتم پاسپورتمو گرفتم که داشته باشم معلومم نبود که میتونم برم کربلا یا نه عید شد بعد که عید تمام شد خاله م اینا میخواستن برن کربلا که منم خواستم باهاشون برم پاسپورتمم فرستاده بودم براشون که یهو همه چی عوض شد و قرار شد منو مامانم و عمه مم بریم کربلا دیگه یهویی شد رفتنم به کربلا😍❤بهترین سفره کربلا👌👌💚بی نظیره💝قبل از رفتنم به کربلا به دوستم پیام دادم دعات مستجاب شد دارم میرم کربلا گفت واقعاً گفتم آره💞همیشه آرزوم بود که روزی برم کربلا و توی بین الحرمین باشمو بارون بیاد روز آخری که کربلا بودیم منو مامانم رفته بودیم نماز صبح بین الحرمین که یهو بارون گرفت کلی عشقققق کردم💜و همون جا به آرزوم رسیدم💙هر کی بره کربلا دلش گیره اونجا میشه و همش میخواد بره اونجا دیگه💖دعا میکنم از ته قلبممم که همتون کربلایی بشید💕شما هم دعا کنید باز قسمتم بشه برم کربلا🌺😢

    پاسخ
  27. ستایش
    ستایش می گوید

    سلام من ۱۴ سالم بود که رفتم کربلا حدود ۱۲ سال پیش و راستش خیلی چیزی نفهمیدم چون بچه بودم و همه ش مشعول بگو و بخند و الان واقعا حسرت اون موقع رو دارم که کاش فهمیده بودم کجا رفتم اما ارامش حرم و صحن حصرت ابوالفضل واقعا تکرار نشدنی بود راستش من یه مشکلی دارم که قابل بیان نیست اما خوب به خاطر همون خیلی نمی تونم جای زیارتی برم الان حدود ۱۲ ساله مکان های زیارتی نرفتم خیلی انیدی به اینکه نصیبم بشه ندارم اما خواهشا شما دعام کنید ادم بشم و زیارت امام حسین و امام رضا و راهیان نور بتونم برم

    پاسخ
  28. مسعود
    مسعود می گوید

    سلام داداش،منم امسال اربعین کربلا رفتم،خیلی دلم تنگ شده به خدا ،از همون وقتی که برگشتم به مرز،دلم برا کربلا تنگ شد ،
    چی بگم از این سفر،باید خود بچه ها برن که به این معجزه عشق ،ایمان بیارن،
    باید خودشون امتحان کنن این مزه رو

    پاسخ
  29. ehsan
    ehsan می گوید

    سلام رضا جان
    زیارت مشهد قبول باشه عزیز دل
    من برای اولین بار سه ماه پیش رفتم کربلا
    قبلا شنیده بودم بار اول بری برگردی انگار خواب بودی واقعا هم همین طوره من عهد بستم که بشم همونی که امام حسین میخواد تغییر زیادی کردم تو زندگیم اما کُمِیتم هنوز لنگه .،
    لغزش دارم ولی خیلی تغییر کردم
    یه حسی با من بعد کربلا بود یه صدایی با من همیشه هست تا یه کار بدی میکنم یکی در گوشم تذکر میده میگه :احسان تو که کربلا بودی نکن اینکارو زشته ،،، وقتی همه بهت میگن کربلایی یه احساسی باهامه که قابل وصف نیست نمیدونم شما هم این صدا رو متوجه شدین یا نه اما این صدا از بعد کربلا باهامه تا میخوام گناه کنم سریع میگه کربلایی از تو بعیده این کارا و من متوجه کار خلافم میشم و توبه میکنم
    در کل کربلا خیلی رازها داره که تا نریم متوجه نمیشیم
    دلم جامونده رضا 😔

    پاسخ
  30. مریم
    مریم می گوید

    با سلام و عرض ادب.
    ان شاءالله ۲۹ ام برای اولین بار عازم کربلا هستم. اگه لایق باشم دعاگو و نائب الزیاره شما و همه اعضا هستم.
    ‌التماس دعا

    پاسخ
  31. دختر پاک
    دختر پاک می گوید

    سلام داداش.
    من راهیان نور رفتم خیلی خوبه یک هوای خاصی داره حس معنویت .یک حسی که فقط باید تجربه کنی .
    کربلا نرفتم😔
    خیلی دوست دارم برم .
    برام دعا کنید که برم ومشکلم حل بشه

    پاسخ
  32. نازنین زهرا
    نازنین زهرا می گوید

    سلام
    من یه بار کربلا رفتم اما سنم کم بود ۱۱سالم بود اونم هوایی رفتیم با خانواده و من هیچی از سفر نفهمیدم
    خیلی دلم میخواد سال بعد پیاده روی اربعین برم خیلی خیلی دلم میخواد انشالله امام حسین جانم ما رو بطلبه
    مکه هم من دوبار رفتم ولی بازم سنم کم بود یه بار ۶سالم بود یه بار دیگه هم ۱۲ هیچی نفهمیدم به خدا
    اما راهیان نور هیچ وقت سعادتشو نداشتم برم اونجاهم خیلی دوست دارم برم انشاالله سال بعد اونجاهم میرم

    پاسخ
  33. فاطمه
    فاطمه می گوید

    سلام امام حسین عزیزم خییییلی دوستت دارم ی کاری کن قسمت منم بشه اربعین بیام پابوست آقا وهمونجاشهیدبشم وبمونم کمکم کن آقاجون خودت میدونی چی میخوام

    پاسخ
  34. الهی وربّی مَن لی غَیرُک
    الهی وربّی مَن لی غَیرُک می گوید

    سلام داداش…..سفراربعین وشما امروز باحرفاتون دوباره واسم مرور کردین….چقدخوبه….چقدوقتی داری میری وتوی مسیری حالت خوبه…بی دلیل حالت خوبه…بااینکه میدونی باچه بار گناهی داری میری،اما اصلا امام حسین ب روت نمیاره واینقدمهربانانه به وسیله عراقی ها احترامت میذاره کفت میبرررره،واسه هرچیزی که پیش میاد ناخواسته اشکت میاد،اتفاقای خوبی میفته،وقتی پیاده داری میری وپاهات درد میگیره وکمرت درد میگیره….بعضی جاها کم میاری توراه رفتن…وقتی یه لحظه ب خانم رقیه فکر میکنی ومیزنی زیر گریه،بعدش که حرکت میکنی،قشنگ احساس میکنی که خودت راه نمیری واقعا دارن میبرنت…..چ حس خوبیه امیدوارم که نصیب همتون بشه،اینجور راه رفتن توی کربلا،اینکه عجیب احساس میکنی که توهم داری روی بال فرشته هایی که درروایتهاگفتن که زائر امام حسین روی بال فرشته ها راه میره ،راه میری….امیدوارم اونایی که نرفتن برن وتجربه کنن،ببینن اربعین هراتفاق خوبی ممکنه…،حال خوش معنویه عجیبی داری،که بنظرمن حتی توی نمازشبم این حال ونمیتونی تجربه کنی،اونجا یه چیز دیگه ست❤

    پاسخ
  35. مینا
    مینا می گوید

    انشاءالله قسمت ماهم بشه دیگه…
    خیلی خوش به سعادتت داداش
    خیلی دلم میخواد عید یه جوری بشه که منم جنوب باشم…❤
    خدا پشت و پناه شما و همه ی سفیرای پاکی باشه

    پاسخ
  36. محبوبه
    محبوبه می گوید

    سلام من تاحالا کربلا نرفتم چند ساله اربعین که میشه دلم فقط اونجاست و خیلی از امام حسین خواستم ومیخوام ولی هنوز دعوتم نکردن نمدونم چرا؟
    اما خدا رو شکر راهیان نور یه بار رفتم
    امسال هم قراره ششم فروردین با یکی از بهترین دوستام برم ان شاالله
    خیلی خوشحالم
    همونجا از شهدا میخوام همه ی کربلا نرفته ها به آرزوشون برسن خصوصا به زیارت اربعین که آرزوی قلبی خودمه

    پاسخ
  37. Mahdi_Rev
    Mahdi_Rev می گوید

    سلام…
    من تا حالا کربلا نرفتم ولی خیلی دلم میخواد برم…
    راهیان نور هم همینطور…خیلی از اینجور جاها خوشم میاد…پر از آرامشه…
    داداش برای ما هم دعا کن که مشرف بشیم…

    پاسخ