حالت شب

الفبای کار آفرینی

سلام.
دوستان خوبم.
خوبید ؟
چه خبرا ؟
داداش رضا هستم.
راستش خیلی از بچه ها بهم گفته بودن رضا کمی از کار آفرینی بگو…
چشم.
به نظرم این حرفایی که الان میخوام بزنم برای دوستانی که هنور بیکار هستن خیلی میتونه کمکشون کنه.
ببینید…
در کل آدما یا کار آفرین هستن یا کارمند…

از این دو حالت خارج نیست…
کارآفرینی یعنی خودت یه شغلی رو درست کنی و کارمندی یعنی استخدام جایی بشی و بهت حقوق ماهیانه بدن.
خیلی ها بهم میگن رضا من میخوام کارآفرین بشم…
منم بهشون میگم :اوکی…
ولی کار آفرینی دردسر دارا…
امنیت نداره که…

کارمند شو ساعت هفت برو سر کار بعد دو برگرد… ماهی دو تومنم بهت میدن.
دیگه چی میخوای
بیمه هم میشی دیگه.

کار آفرینی یعنی رفتن تو دل ترس و استرس…
کارمندی همچینم بد نیست…
ولی خب…تو کارمند بشی یه ارباب بالا سرته…که دستور میده و تو باید بگی چشم.
ولی تو کار آفرینی بالا سرت ارباب نداری‌ . خودت ارباب خودتی…
همین…
مهم نیست در آینده کارآفرین بشی یا کارمند…
جفتش خوبه.
بستگی به خودت و رسالتت داره…و همینطور روحیاتت…بعضی ها حقیقتا روحیه کارمندی ندارن…
به هر حال جامعه هم به کارمند نیاز داره و هم به کار آفرین …
ولی خداییش کار آفرینی یه چیز دیگست…
قبول داری ؟
اینکه یه چیزی رو خودت خلق کنی خیلی حال میده…

میدونی چرا این بحث رو آوردم وسط ؟ چون خیلی بهم ایمیل زده میشه که رضا کمی از کارآفرینی بگو…چون یه سری تجربه ها دارم.ببین من رک بهت میگم داستان چه خبره…اما اصلا دوست ندارم فکر کنی کارمندی خیلی بد هستش…نه…به هر حال همه شغل ها با ارزشه و خدا داره به هر طریقی به بنده هاش روزی میرسونه…اما خب…حقیقت اینه که کارآفرینی یه لذت دیگه ای داره…اما کارمندی هم خوبه…

من الان میخوام کمی از کار آفرینی براتون بگم…امیدوارم حرفام به کارتون بیاد و کمکتون کنه.
در کل کار آفرینی شبیه کاری هستش که خدا میکنه…چون خدا عاشق خلق کردنه و تو هم که میخوای کار آفرین بشی داری یه جورایی مثل خدا میشی و لذت خلق کردن رو درک میکنی…
واقعا آدم یه لباس میدوزه کلی کیف میکنه چه برسه به اینکه کارشو بیشتر توسعه بده…
من خودم معتقدم کسی که در مسیر کارآفرینی قرار بگیره اتوماتیک خدا بقیه قدم هارو براش میره…یعنی یه سری ایده ها و آدم ها میان و یه سری شرایط در بهترین زمان براش اتفاق میوفته که اتوماتیک این شخص به اون مسیری که میخواد هدایت میشه…

چون به هر حال هدف تو و خدا یکی هستش…
خدا میخواد بنده هاش تو دنیا از زندگی آسوده تری داشته باشن و تو هم که کار آفرین هستی همینو میخوای…میخوای به آدما حس خوب بدی…میخوای دستشونو بگیری…میخوای کمکشون کنی…میخوای چیزی ارائه بدی که چند نفر بهتر زندگی کنن و کمتر سختی بکشن.

بخاطر همین هستش که خدا کار آفرین هارو خیلی دوست داره و کلی به زندگیشون برکت میده…
این موضوع اصلا ربطی به مذهبی بودن یا نبودن نداره…شما اگه کافر هم باشید ولی کار آفرین باشید خدا ازتون حمایت میکنه…
خدا عاشق کار آفرین هاست.
کمک خدا به کار آفرین ها به وسیله امداد غیبی هست..
مثلا یهو در بهترین زمان یه سری اتفاقات میوفته که این شخص کار آفرین مشکلش حل میشه…
ولی خب…
کار آفرینی خیلی استرس و ترس داره…
اینو همه تایید میکنن.

  • چون خیلی وقتا تموم چراغ ها خاموش میشه و تنها چیزی که میتونه تورو رو پا نگه داره امید و عشق به اون ایده ای هستش که تو ذهنته…
  • اگه امید و توکل نداشته باشی کم میاری…
  • انصافا این حرف منو همه کارآفرین ها تایید میکنن…
  • حداقل ۱ سال سختی داره…
  • یعنی اصلا هیچ نوری نمیبینی…
  • اگه بتونی یه سال تحمل کنی و کم نیاری بعدش زندگی میشه وفق مرادت…وگرنه نمیتونی…

من همیشه میگم مدرک مهم نیست…ایمان مهمه…
میدونی چرا همش اینو میگم ؟
چون مدرکم بگیری ولی ایمان نداشته باشی هیچی نمیشی…ایمان یعنی خدا کمکم میکنه…خدا تو قران گفته ویژگی اصلی کسی که به خدا ایمان داره اینه که به غیب باور دارن…
غیب میدونی یعنی چی ؟
غیب یعنی بدونی هیچ اتفاقی اتفاقی نیست…غیب یعنی خدا کمکت میکنه….غیب یعنی خدا میبینه.غیب یعنی خدا هست…

سوره بقره آیه ۳ :

الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ (۳)

(پرهیزکاران) کسانی هستند که به غیب [=آنچه از حس پوشیده و پنهان است‌] ایمان می‌آورند؛ و نماز را برپا می‌دارند؛ و از تمام نعمتها و مواهبی که به آنان روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند.

جالبه…
ویژگی اول پرهیزکاران ایمان به غیبه…
جالبه نه ؟
خداییش هم مهمه دیگه…
وقتی به خدا ایمان پیدا میکنی بعدش حرکت میکنی…
درسته کارآفرینی همش ترس و استرسه…اما واسه کسی که به خدا ایمان داره نه…
کسی که به خدا ایمان داره میدونه که خدا با الهام درونی کمکش میکنه و اگه قدم اول رو برداره قدم های بعدی یک به یک بهش گفته میشه…
ولی متاسفانه مشکل اصلی کار آفرینا میدونی چیه ؟
مشکل کار آفرینا بی ایمانیه…
چون ایمان ندارن مدام به چجوریش فکر میکنن…
چون ایمان ندارن به کل مسیر فکر میکنن…
بخاطر همین هیچی نمیشن و کم کم ایده رو در درون خودشون خفه میکنن و استعداد هاشون میمیره…

جالبه…وقتی به ایده ای که بهت میشه عمل نمیکنی..خدا همون ایده رو به یکی دیگه الهام میکنه و تو بعدا میگی : ای بابا..این که ایده من بود که !

مشکل کار آفرینا اینه که زیاد به چجوریش فکر میکنن…چون بی ایمانن…همین..مدرک مهم نیست…پول مهم نیست…بابای پولدار مهم نیست…جنسیت مهم نیست…سرمایه اولیه مهم نیست…
میدونی چی مهمه ؟
ایمان !
آره…
ایمان مهمه…
میدونی نقطه مشترک تموم کار آفرینا چیه ؟
نقطه مشترکشون اینه که اصلا کار نمیکنن که ! طرف داره حال میکنه پول در میاره…شما فکر میکنی اونایی که کارآفرین هستن خیلی کار میکنن ؟ نه بابا…طرف عاشق اون کاره…داره عشق میکنه…داره تفریح میکنه … کار کجا بود…کارش تفریحشه !
مثلا شما فکر میکنی یکی مثل استیو جابز کار میکرد ؟
هه…
نه عزیزم…ایشون عاشق کارش بود…
نمیدونم چرا تا چیزی میشه مرحوم استیو جابز رو مثال میزنم خخخخ…
خدا بیامرزش…واقعا عاشق کارش بود…در واقع استیو جابز کار نمیکرد….بلکه با کارش عشق بازی میکرد…
استیو واسه دل خودش کار میکرد…کار آفرینی این نیست که تو دنبال ایده بگردی که…کار آفرینی یعنی تو عاشق چیزی هستی و بعد میری اونو با شجاعت توسعه میدی…
شاید بگی رضا یعنی چی…
بذار برات مثال بزنم…
یکی مثلا از بچگی عاشق خیاطی بود…خب…این شخص که نباید بره ایده پردازی کنه که…این شخص باید بره سمت خیاطی و تلاش کنه تو خیاطی که علاقه داره نامبر وان بشه..
چون عاشقشه حتما میشه…چون عشق سوزان رمز اصلی کارآفرینیه…
در کل بچه ها؟
من رو ایمان و عشق تاکید زیادی دارم..
چون اگه ایمان و عشق نداشته باشی نمیتونی پیشرفت کنی…
چون اصلا حرکتی نمیکنی ! اگرم حرکت کنی وسط راه ایست میکنی…
بگذریم…
خیلی وقتا چند تا کار رو با هم میکنی که رو کاغذ اصلا ربطی به هم نداره …اما بعدا یهو میشی یه کار آفرین نمونه …و اون کاری که حس میکنی خیلی بی ارزش بود یهو به دردت میخوره‌.
شاید بگی چجوری ؟

چجوریش اینجوریه که همزمانی میشه..

همزمانی یعنی همه اون چیزایی که یاد گرفتی با هم ترکیب میشه و بعد یه چیزی متولد میشه…مثلا استیو جابز که من خیلی دوستش دارم تو نوجوونی میرفت کلاس خط…بعدشم رفت چند تا مهارت دیگه یاد گرفت که اصلا ربطی به هم نداشت…اما در انتها تموم اینا با هم ترکیب شد و تو سن جوونی از گاراژ خونشون شرکت اپل رو خلق کرد…

جالبه نه ؟
به این میگن قانون هم زمانی…
ولی بازم تاکید میگم…کارآفرینی برای کسی که زیاد استرسی هستش و میترسه اصلا خوب نیست..چون با روحیاتش سازگار نیست…
اگه با یه مشکل گریه میکنی اصلا سمت کار آفرینی نرو…برو کارمند شو …این برات بهتره.
اگه امنیت برات خیلی مهمه اصلا و به هیچ وجه سمت کار آفرینی نرو..
چون کار آفرینی امنیت شغلی نداره.
کارآفرینی برای کسایی خوبه که عاشق چالش و حل کردن مشکلات هستن…چون مشکلات رو سکوی پرتاب میبینن…
کار آفرینی برای کسایی خوبه که انگیزشون آزادیه…

نکته مهم :
کارآفرین اصلا سمت پول نمیره ! چون انگیزش پول نیست ! انگیزش خدمته ! بخاطر همین سمت عشقش میره و بعد پولم خود به خود سمتش میاد.

یه کار آفرین هرگز نمیتونه تحمل کنه یه رئیس بالا سرش باشه.
اگه میترسی و همه چی رو قفل میزنی و دنبال جای امن هستی و از مشکلات میترسی و … اصلا سمت کار آفرینی نرو…
این اصلا عیب نیست…
به هر حال روحیات هر انسانی فرق داره دیگه…
یه کار آفرین قالب نداره …همش هم قالب میشکونه !
یه کار آفرین نمیتونه برای کسی کار کنه…وگرنه دیوونه میشه…
اما یه کارمند میتونه…چون امنیت شغلی میخواد و باورش اینه که دو روز دنیا ارزش اینهمه ترس و استرس نداره.باورش اینه که من هفت میرم سرکار دو بعد از ظهر میام خونه و بیمه هستم و این عالیه…
خلاصه کارآفرین و کارمند دو تا مدل طرز فکر جدا دارن…
یه کارآفرین نمیتونه کارمند باشه و یه کارمند هم نمیتونه کار آفرین باشه…
یه نکته جالب درمورد کارآفرینا بگم ؟
خیلی جالبه…
احتمالا خودتم اینو میدونی…
۹۰ درصد کارآفرینا فقیر بودن…
جالبه نه ؟
من خیلی فکر کردم چرا…
دلیلش میدونی چیه ؟
دلیلش اینه که طرف هیچی برای از دست دادن نداره…بخاطر همین تموم وجودشو میذاره و ترس از شکست براش مفهومی نداره.
الان ممکنه بگی رضا یعنی کارآفرینا اصلا نمیترسن؟
ببین…
میترسن….
اما یه کسی که کل زندگیش سختی کشیده که دیگه ترس براش مفهومی نداره…
بخاطر همینه ۹۰ درصد کارآفرین ها در ابتدا فقیر بودن..
نکته جالب دیگه درمورد کار آفرینای موفق اینه که اصلا وام نگرفتن و خودشون از همونجایی که بودن و چیزایی که داشتن شروع کردن…
بخاطر همین قدم هاشون اصولی تر بوده و ثباتشون بعد ها بیشتره..‌.

کار آفرینا اهداف خیلی بزرگی دارن…ولی کوچولو کوچولو قدم برمیداره…
یهویی از قدم اول نمیره قدم دهم…
اگه بره زمین میخوره!
تکامل خودشو یک به یک طی میکنه و رشد میکنه…
و از همه مهمتر اینه که اشتیاق سوزان داره…یعنی عاشق اون کاره…
اگه عاشق کاری که میکنی نیستی تو نمیتونی موفق باشی…
چون کار آفرینا حتی شبا به عشق کاراشون خوابشو میبینن ! در این حد !
اهداف خیلی بزرگی دارن اما کوچولو کوچولو به سمتش گام برمیدارن…

بچه ها…
بعضی وقتا نباید ده تا هدف رو با هم پیش رفت تا به همه رسید…بعضی وقتا یه هدف رو اگه نشونه بری به همه اون ده تا میرسی…
وقتی مسیرت مشخص میشه با حرکت کردن این مسیر تورو به همه چی تورو میرسونه…
کارآفرینی یه قانونی هم داره…
قانونش اینه که اینو بپذیری که هر اتفاقی تو کسب و کارت میوفته مقصرش خودتی…این رمز اصلی کارآفرینیه…
همون اولم گفتم…یه کار آفرین غر غر نمیکنه…بلکه به راه حل فکر میکنه …
متاسفانه بعضی ها میرن میگردن کدوم کار پول توشه بعد میخوان تو اون کار برن و بعد اسم خودشونو میذارن کار آفرین…
نه…این کار به شکست میخوره…
تو باید دیوونه اون کار باشی…باید دلت در بره برای اون فعالیت…باید عاشق باشی…تو روزای بی پولی فقط عشق هستش که باعث میشه ادامه بدی…
این زمانی رخ میده که تو عاشق اون فعالیت باشی….پس دنبال پول نرو … دنبال عشقت برو…
کار آفرینی انگیزه اصلیش پول نیست …کار آفرین سمت عشقش میره و بعد پول خودش میاد به سمتش…
کار آفرینایی که خیلی موفق شدن اصلا برای پول و اهداف شخصصیشون کاری نمیکردن که…اینا میخواستن جهان رو جای بهتری برای زندگی کنن…
همین…
تو اگه به دیگران خدمت کنی پول خودش خود به خود به سمتت میاد…اصلا نگران پول نباش…
آدمای کار آفرین دنبال عشقشون میرن…پول نتیجه طبیعی رفتن به سمت عشقشونه…
همه‌چیز پول نیست بچه ها…
پولم حدی داره…
وقتی به اندازه خودت در میاری دیگه انگیزه های شخصیت میره کنار…دیگه اون انگیزه های درونیت رو میاد و واسه دل و عشق خودت کار میکنی…
کسی که عاشق کارش باشه خسته نمیشه …شب تا صبح تو فکرشه و بخاطر همین ایده های خوبی به ذهنش میاد..کسی که عاشق کارشه همش ایده های خوب از درون بهش گفته میشه.
بخاطر همین چیزاست که میگن کار آفرینی بازنشستگی نداره …..چون به عشقش وصله اون کار… به همین دلیل بازنشستگی براش معنایی نداره‌‌…
مگر اینکه مرگ باعث بشه اون شخص از کارش دور بشه…کلا کار آفرینا اینجوریه مدلشون …
اگه در مسیر درستی هستی و واقعا کاری که میکنی رو دوست داری از همون اول بگو میخوام نفر اول تو جهان بشم !
نه به خاطر اینکه اول بشی جایزه میدنا….نه…
چون ما زمانی به ستاره میرسیم که ماه رو نشونه بریم !
اگه به امید بیست باشی شاید ۱۶ بگیری…
جاه طلب باش !

تا جایی که میتونی انتظاراتتو از خودت بالاتر ببر…هر چقدر انتظاراتت از خودت بالا تر باشه عملکردت بهتر میشه…

موفقیت موفقیت میاره…تموم سختی کارآفرینی چند ماه اولشه…بعدش دیگه این قطار خودش برای خودش میره…چون یاد میگیری روش کار رو !فقط یه نکته ای رو یادت باشه…اون نکته هم اینه که اگه خواستی چیزی رو تولید کنی قبل اینکه بخوای گسترشش بدی یه نمونه درست کن و بفرست برای بقیه و ببین چه بازخوردی میگیری…این خیلی مهمه…

بعد اگه بازخورد خوبی گرفتی همونو توسعه بده و زیاد کن…

پس خیلی مهمه تو منتشر کنی…ممکنه عیب و ایراد داشته باشه …مهم نیست…مهم اینه منتشر کنی و عیب و ایراد هاشو پیدا کنی…بعد همونو کم کم توسعه بدی تا موفق بشی…
و اینو یادت باشه…
اگه بتونی یه مشتری پیدا کنی…بازم میتونی تکرارش کنی…
هیچوقت برای توسعه کارآفرینیت دنبال ایده ای نباش که پول زیادی بخواد…
اگه ایده ای که داری هزینه زیادی میخواد بدون ایدت به درد نمیخوره…
بعضی ها میخوان اول یه جای مشتی رو اجاره کنن و بعد شروع کنن…در صورتی که این کار غلطه.بزرگترین شرکت های جهان از تو گاراژ خونشون کار خودشونو شروع کردن…خودتو نبر تو قرض و کمال گرا نباش… باید مراحل رشد خودتو یک به یک طی کنی…

ازدواج با ایده

مواظب باش با ایده ای که داری ازدواج نکنی..اگه ایدت میتونه بهتر بشه خب بهترش کن…چرا گیر میدی و میگی فقط همینی که من میگم درسته ؟ اینجوری جلو توسعه پیدا کردنشو میگیری…

و ایده تو باید همین الان مشتریش باشه…وگرنه ایده ای که پولی توش نباشه چه فایده…برو ببین نیاز خودت چیه احتمالا همون نیاز جامعه هم هست…
دنبال یه ایده خارق العاده نباش…همین چیزایی که بلدی رو ده درصد بهتر عرضه کن تا موفق بشی…

و اصلا هم بد نیست که تو در ابتدا برای کسی کار کنی…اینجوری تجربت بالا میره…و بعدا خودت میتونی مستقل بشی…مثلا اگه میخوای یه چیزی رو خارج از کشور بفروشی هیچ عیبی نداره یه مدت بری پیش کسایی که دارن همین کارو میکنن…اینجوری بدون هیچ هزینه ای با امکانات همون شخص میتونی کلی تجربه های خوب به دست بیاری…

اینجوری چهار پنج سال جلو میوفتی…تازه ؟ ممکنه بری تو اون کار و کلا بفهمی از اون کار خوشت نمیاد ! این چیزارو تو دل کار میفهمی…
خب…
یکم مباحث رو خصوصی تر کنم…
ببینید دوستان…
یه کاری تو ایران خیلی سخته…
اونم اینه که تو به عنوان یه مدیر یا کار آفرین یه سری از مسئولیت هارو به دیگری بدی تا اون به جات یه کاری رو انجام بده…
این فرهنگ تو کشور ما ضعیفه…
کار گروهی بلد نیستیم…
ولی اگه بتونی یه سیستم درست و سالم تعریف کنی دیگه نیازی نیست بالای کار ایست کنی…خود سیستم برات چرخ کارتو میگردونه…

اگر هم خواستی کسی رو استخدام کنی سعی کن کسایی رو استخدام کنی که از تو خیلی بهتر باشن…و تا میتونی بهشون آموزش بده تا رشد کنن…دنبال کسی نباش که تغییرش بدی تا عالی بشه…از همون اول تو استخدام دنبال بهترین باش.

یه چیزی هم بگم که خیلی مهمه…
سعی کن یه اسم و نشون برای کارت پیدا کنی که خیلی خاص باشه…یه اسمی که اصلا از ذهن کسی خارج نشه…
این اسم و نشون رو از کسی تقلید نکن…
متناسب با تصویری باشه که داری توش فعایت میکنی…
پاک ترین و حلال ترین در آمد …در آمدیه که مشکلات مردم رو حل کنی …ولی این یه روحیه حل مشکل میخواد… کار هر کسی نیست !
اگه از مشکلات زندگی خودت فرار میکنی احتمالا به درد کار آفرینی نمیخوری…
اینا خصلت های ابتدایی هر کار آفرینیه…

یه چیزی هم درمورد مشتری هات بگم…قرار نیست تو کار همه مشتری هات ازت راضی باشن…اتفاقا تو باید بعضی هارو آگاهانه پرتشون کنی برن…چون بودنشون کلی دردسر داره…ولی سعی کن همیشه خودتو جای مشتری بذاری و نیاز هاشو چک کنی…
مشتریتم تعیین کن…
شرکت اپل اصلا گوشی ارزون نداره…مشتری هاش هم اصولا از قشر ثروتمند هستن..اما سامسونگ اینجوری نیست…برای همه قشر ها گوشی میزنه…
تو بسته به بازار هدفی که انتخاب میکنی باید مدل بازار یابی و فروش و مشتری پیدا کردنش و حتی ارتباط موثرش و همه چیش رو بلد باشی.

این تو هستی که انتخاب میکنی با کیا کار کنی…
ببین خودت روحیه ات با کدوما سازگاره…این تویی که مشتریتو انتخاب میکنی…

تو انتخاب میکنی برای کیا برند بشی…
و تو کار که رفتی سعی کن یه جوری مشتری هاتو شگفت زده کنی که اگه رفت پیش رقیبت فکر کنه داره بهش توهین میشه…

نکته مهم :

یعنی انقدر بهش حال بدی…تا وقتی رفت پیش هم صنف تو فکر کنه داره بهش توهین میشه…

ببین اپل چکار کرده که طرف میره کلیه خودشو میفروشه تا بره گوشی اپل بگیره…خب…چرا واسه سامسونگ کسی این کارو نمیکنه ؟
قطعا اپل خوب کار کرده که مشتری هاشو اینجوری کرده !
و نکته انتهایی …

الان تو آمریکا همه چی اینترنتیه….تو ایرانم داره راه میوفته کم کم…

سعی کن یه سایت بزنی …من مطمئنم تو هر مسیری که بخوای فعالیت کنی یه سایت لازمه…برو یادش بگیر…خیلی سادست. و یه موردی که باید رعایتش کنی اینه که باید تو کارت صداقت داشته باشی…کلا تو هر کاری که رفتی باید صداقت چاشنیت باشه وگرنه هیچکس حرفاتو باور نمیکنه…
همین…
حرفام تموم شد…
امیدوارم حرفام به دردتون خورده باشه….
سعی کردم خیلی راحت از صفر تا صد کارآفرینی رو تو یه پست بگم…
ببین…
اصلا نگران نباش…هر چقدر تصمیم بگیری بازوی تصمیم گیریت قوی تر میشه…وقتی تصمیم گرفتی سریع عملش کن..دست دست نکن…زیادم پیگیر رقیبات نباش…رقیبی وجود نداره اگه تو مدام دنبال نو آوری باشی…

حالا یه تمرین مهم کار آفرینی میخوام بهتون بدم…
بیاید تو قسمت نظرات و بهش جواب بدید…

تصور کن پنج سال گذشته و تو به تموم چیزایی که میخواستی رسیدی…
خب…
بگو ببینم…
دقیقا چی میبینی ؟
(به این تمرین میگن تمرین سفر معکوس )

خب…چی میبینی الان ؟
همه رو بنویس…
بعدش زیرش بنویس:
من برای به دست آوردن این هدفم چه تغییری رو باید در رفتار و اخلاقم به وجود بیارم ؟
چه چیز جدیدی رو باید شروع کنم ؟
چه کسایی رو باید حذف کنم ؟
چه مهارتی رو باید در خودم تقویت کنم ؟
برای چی باید وقت کمتر بذارم ؟
چه کتابایی رو باید بخونم ؟
و….
همه رو زیرش بنویس …

این تمرین رو همه انجام بدن…
میخوام ببینم چند تا کارآفرین تو سایت داریم…

منتظرم 🙂

دلسوز شما : داداش رضا

ارسال نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

62 پاسخ
  1. mahdi
    mahdi می گوید

    سلام رضا
    امیدوارم شاد و پرانرژی باشی
    قبول باشه سجدت منم دعات کردم
    ببین
    من سه ماهه کانالتو دارم تو این سه ماه همه حرفاتو گوش دادم و توی مرحله اجرا نهایتا دو سه روز دووم میاوردم چرا؟؟؟
    چون به قول خودت لذت عمقی تلاش میخواد و زمان میبره ولی همیشگیه من بعد از سه ماه تازه به این حرفت رسیدم چون عمل کردم واقعا خلا کردم قید خیلی چیزا رو زدم مثه خودت خدا هم داره همش واسم پرش میکنه
    به نظرم مشکل خیلی از ماها و تنبلی هامون اینه که چون تجربه نکردیم لذت دائمی رو انگیزه ای هم نداریم که واسش تلاش کنیم
    خداروشکر خدا داره کمک میکنه و الان یه هفتست دارم سختی میکشم ولی لذتش خیلی بیشتره شب سر رو بالش راحت میذارم و به خودم میگم ایول …..
    ان شاءالله موفق باشی
    فعلا
    الله یارت

    پاسخ
  2. mahdi
    mahdi می گوید

    سلام فرمانده رضا
    خداقوت :)))
    رضا تو که دستت تو کاره و از اوضاع جامعه و این داستانا خبر داری من یه سوال ازت دارم
    من دیپلم گرفتم و یه سال هم گفتم دوباره بشینم واسه کنکور
    به نظرت الان بهترین کار اینه که دانشگاه رو ول کنم برم خدمت و بعدش برم دنبال کسب مهارت
    یا
    بچسبم به درس و دانشگاه ؟؟؟
    میخوام هرچه زودتر به در آمد برسم
    تویی که لیسانس برق داری به کارت اومده جایی؟؟؟

    پاسخ
  3. تنهایی درد بی درمون
    تنهایی درد بی درمون می گوید

    سلام
    نه تربیت درست داشتیم … نه توجه بهمون شده … نه طبع و مزاجمون درست درمونه!! (آخه سودا هم شد مزاج) … یه ذره از ارتباط گیری و روابط سر در آوردیم! هیچی!!
    هعی …!!
    واقعا موندم …
    نه پول دارم که مزاجمو درمون کنم … مخصوصا با این گرونی!!
    واقعا موندم … من چرا اومدم … چرا خلق شدم … ترسو .. گوشه گیر … بی پول … تو سری خور … یخ و نچسب
    هر کتاب و سایت و صوت و … رو بگی رفتم اما اینا یه چیزی میخواد که از درون ادم بجوشه و به حرکت دربیاره
    خیلی مایوسم ..
    هنر مرد به حرف زدنشه اما من مَردم ولی بی هنر…!
    بخدا کلافم
    هر کی بود خودکشی میکرد
    اما هیچ وقت بهش فکرم نکردم … از چاله به چاه عمیق هزار متری افتادنه
    ولی الان دیگه عاجز شدم
    الان دردم بی پولیه … درمون رو میدونم اما پول ندارم
    ده پونزده سال دنبال درمون بودم … الان که بهش رسیدم پول ندارم
    یه بار خودمو به فشار انداختم با قرض و قوله یه چیزایی خریدم اما بعدش چهار پنج بار مهمون پشت سرهم اومد و هشتاد درصد خریدام تموم شد
    بعدشم یه بلایی به سرم اومد که تازه خلاص شدم … یعنی تموم اون فشارا کشک!!
    احساس میکنم سرنوشت من اینه که بسوزم و بسازم
    هعی …
    خستم
    نبریدم اما خستم..!!!

    پاسخ
    • ...
      ... می گوید

      چرا اینقدر منفی حرف میزنی؟؟؟چرا اینقدر افسرده ای؟
      این مسیر جای افسرده ها نیست…کسی که افسرده است ایمان نداره! افسردگی تو برگردون!تبدیلش کن به یه نشاط دائمی!!توقوی هستی 💪🏻 فقط انرژی رو که صرف فکر های منفی کردی رو بیار تو مسیر درست!!!
      نمی دونی وقتی قلبت سنگینه چه انرژی ای ازت کم میشه!!!
      ما به برکت همون ایماهه که اینجاییم…
      به دست غیب خدا ایمان داشته باش!!
      دیگه حق نداری درمورد خودت اینجوری حرف بزنی!!
      حق نداری سرنوشت خودتو بد تعیین کنی!!😤
      من و کسی که درونته این حق رو ازت میگریم!
      تو نه باید بسوزی نه باید بسازی…نوووووچ فقط باید تغییر کنی!!!
      عیارت رو مشخص کن💪🏻 ازرشت رو تعیین کن!!!
      همین حالا دستت رو بزار رو پات و یا علی بگو!!!
      به دنیا و مسایلش فکر نکن…اونا به درک! سعی کن فقط روی خودسازی کار کنی بعد اونو سوق بدی سمت کار و اینا!!
      دوست دارتو_ابجی کوچیکه_مینا😍

      پاسخ
    • تنهایی درد بی درمون
      تنهایی درد بی درمون می گوید

      سلام
      ممنون که پست گذاشتی
      واقعا حالم خوب شد
      نمیگم متحول شدم … اما انرژیه مثبت زیادی گرفتم
      خوشحالم کردی.!!
      وقتی دیدم یکی نظرمو خونده و جواب داده ؛ واقعا از ته دل خوشحال شدم
      یه جورایی انگار برای چند دقیقه ای از تنهایی در اومدم
      خلاصه ممنون که بهم لطف داشتی
      التماس دعا

      پاسخ
  4. مینا
    مینا می گوید

    حالا بعد از گذشت پنج سال با این همه سختی که کشیدم تونستم به زبان انگلیسی کاملا مسلط بشم و مدرک کامپیوترم رو بگیرم.فتوشاپ کار میکنم و عکس های شهدا رو در میارم…یه کار کوچیک هم توی قسمت فرهنگی جهاد به عهده گرفتم!تقریبا دو میلیون ماهانه درآمد دارم.با این پول به نیازمند ها کمک میکنم…کتاب هم زیاد میخرم!!با اینکه هنوز ۱۹ سالمه ولی دستم تو جیب خودمه!!
    لااقل برای خودسازی پول کم نمیارم!!!یه دوره زبان فرانسه هم رفتم ولی…هنوز معلوم نیست شاید ادامش دادم!!!قراره توی یه شرکت به عنوان تایپیست مشغول به کار بشم یه کار نیمه وقت درآمد خوبی داره ولی متعلق به من نیست!!!مال ابراهیم هادیه…داداشم!خودش هرجور صلاح بدونه خرج میکنه!!!
    چند وقت پیش رفتم حوزه ببینم فضاش چجوریه؟؟خیلی خوشم اومد می خوام که ثبت نام کنم!!!
    از دانشگاهم سه سال دیگه مونده…دوست دارم وقتی تموم شد معلم خوبی برای دانش آموزانم بشم!!!میخوام یادشون بدم که پول همه چیز نیست…گاهی میلیاردری ولی هیچی برا خودت نداری!!!
    توی حوزه بود که با یه آقایی آشنا شدم…خیلی ضایع سرش پایین بود با اینکه اونجا اکثرا چادر داشتن!!با خودم گفتم این توی خیابان میره چیکار میکنه؟؟
    اخه حیا هم حدی داره…هفته ی بعد خودمو دیدم که معلممون داشت درمورد اون پسره باهام حرف میزد…ظاهرن هیچیییییی نداشت ولی ایمان داشت!!!
    منم قبول کردم اول زندگی بدون عروسی رفتیم توی یه آلونک زندگی کنیم!!!چیز زیادی نداشتیم…اما عشق موج میزد…خدا توی تک تک لحظه هامون بود…اصلا هم رو که میدیدیم یاد خدا میوفتادیم!!!
    بعد از یک سال برای ادامه ی دروس حوزه رفتیم قم…کارمون اونجا این بودش که بریم حوزه،کتاب خانه،گلزار شهدا،پیاده روی و شام که حتی گاهی اوقات شام هم نداشتیم بخوریم!!!!
    من که فقط کار جهادیم رو ادامه میدادم و تازگی ها داشتم کتاب ترجمه میکردم…اون هم که همه کار میکرد ولی خب درآمدش کم بود…توی کارهای فرهنگی حوزه هم همکاری میکردیم(از نظر مالی)چیز زیادی برای خودمون نمیموند!!!
    بعد از یه مدت زمزمه های سوریه رفتنش شروع شد…آنقدر گفت که دیگر من هم میخواستم زود تر برود….خیلی دلی حرف میزد….
    رفت و دیگر برنگشت…
    حالا من هستم و جای خالی اش که گاهی منتظر دیداره دباره اش هستم….
    راستش نتوانستم طاقت بیاورم گفتم اینجوری که نمیشود…از طرف جهاد دوره ی خدمات پزشکی رفتم و حالا هم دارم کارهایم را برای اعزام به سوریه انجام میدهم
    نتوانستم بدون همسرم طاقت بیارم….بعد از گذراندن دوره های سخت عملیاتی
    در یکی از عملیات ها خمپاره میخورد کنارم و من هم مانند او اسمانی میشوم….(شهید شدن برا همه نیست….این رو میدونم!! من میتونم زنده هم شهید بشم لزوما سوریه و کربلا لازم نداره)
    خب این هم پنج سال به بالای من!!!!
    برای رسیدن به این هدف من باید روی عزت نفس و تنبلیم کار کنم خودمو دوست داشته باشم و با دیگران مهربون باشم!!!سعی کنم خدا رو بیشتر بشناسم و اطلاعات دینیم رو بالا ببرم!!!
    تهذیب نفس بایدددد داشته باشم!!!سعی کنم به پدر و مادرم خدمت کنم.اطلاعات خودم رو درمورد ائمه بالا ببرم!!!
    جدید ترین کاری که باید انجام بدم اینه که از جولان دادن نفسم جلوگیری کنم و هفتاد بار بمیرم…باید سعی کنم همیشه ذکر بگم و غالبا به یاد خدا باشم تا خدا شهوتم رو بیاره تو مناجات با خودش
    اونایی که غیبت میکنن،درددل میکنن،اونایی که متقی نیستن خلاصه باید فقط کسایی دورم باشن که منو یاد خدا بندازن!!!همین…
    باید مهارت عزت نفس رو در خودم تقویت کن!!نباید به نامحرم نگاه کنم!!!!!!!
    برای دیدن فیلم هایی با محتوای چرررت باید وقت کمتر بزارم و یا خوندن کتاب های الکی و کتاب هایی که چیزی به من اضافه نمیکنه!!!!
    همچنین رفتن تو سایت هایی که به رشد من کمک نمیکنه و اینکه باید وابستگیمو نسبت به دنیا کمتر و کمتر تر کنم!!!!
    کتاب هایی مثل آنگاه هدایت شدم،چهار اثر از فلورانس اسکاول شین،شب های پیشاور و همچین کتاب های شهدا مثل علمدار،پسرک فلافل فروش،یادت باشد!!
    کتاب من ادواردو نیستم برای اینکه بتونیم از دنیا دل بکنیم هم خوبه!!!!
    اذان نزدیکه….بایییییییییییییییی

    پاسخ
    • بیت الله
      بیت الله می گوید

      سلام
      خیلی خوب نوشته بودی
      اما حیف خیالیه!!
      یه جور رویاپردازی
      به نظر من این نوع زندگی وجود نداره و نخواهد داشت
      اما الگوی خوبیه
      البته نمیدونم میشه الگوی خیالی هم انتخاب کرد یا نه؟
      احتمال میدم ضرر داشته باشه
      خلاصه اوایل که مجذوب نوشتتون شدم
      خیلی نوشتنتون خوبه
      همین
      مارم دعا کنید

      پاسخ
    • مهدی
      مهدی می گوید

      سلام آبجی عزیز
      عالی بود
      هدف‌گذاری تون برای ۵سال آینده واقعا زیبا و عملیاتی بود.
      البته که یه سری چیزا دست خداست ولی خودسازی شما می‌تونه شما رو برسونه به این اهداف.

      رسالت خودتون رو اما واضح تر کنید.
      معلم؟ اردو جهادی؟ نویسنده؟ طراح و تایپیست؟

      التماس دعا

      پاسخ
  5. Mohamamd
    Mohamamd می گوید

    سلام. ممنون از پست قشنگتون. یه سوال داشتم. چرا من کارهایی که بیشتر بهش علاقه دارم رو به تعویق میندازم. مثلا یه کتابی رو که خیلی دوست ندارم رو می خونم اما یه کتابی که عاشقشم رو میندازم برا بعد. انگار دنبال یه فرصت خوب برای خودنش می گردم و این فرصت هیچ وقت گیر نمیاد! یا مثلا وسط یه کتاب که بهش علاقه دارم وقتی به جاهای خاصش میرسم به جای اینکه با هیجان بیشتر ادامه بدم میذارم برای بعد. انگار حیفم میاد کتاب اون مطالب ناب رو بخونم!!!!
    داداش لطفا جواب بدین. آیا می تونه دلیلش کمال گرایی باشه و برای درمانش چیکار باید کرد؟؟؟؟؟؟

    پاسخ
    • HosseinKm
      HosseinKm می گوید

      ای گل گفتی دقیقا منم همینطورم
      یعنی وقتی داشتم میخوندم داشتی حرف دل منو میزدی
      یکی دلیلش ماله خودارضایی بی صاحابه آدمو تنبل میکنه یکی دیگش به نظرم بخاطر ترسه و بقیشو نمیدونم
      داداش رضا میشه مارو راهنمایی کنی😥

      پاسخ
  6. Ffff
    Ffff می گوید

    کارافرینی یه چیز دوست داشتنیه. من کارتیمی دوست دارم. چند واحد کارافرینی تو مدرسه گذروندیم عالی بود. انقد باذوق تیمی کار کردیم که تیممون اول شد از بین چند تیم. هنوزم که یادم میاد ذوق میکنم. خیلی وقتا میرم تو اینترنت می گردم کسب و کارهایی که بقیه راه انداختنو نگا می کنم و خوشم میاد.
    افرین به کارافرینا.

    پاسخ
  7. kija37
    kija37 می گوید

    سلام
    داداش رضا تموم مدتی که مطلبو میخوندم انگار اشک تو چشام جمع شده بود و قلبم تند میزد
    ۵ سال بعد هنوز زوده که به اون هدف بزرگم برسم…۵ سال بعد هنوز در حال یادگیری و آزمون و خطا هستم…خیلی طول میکشه تا به هدف برسم شاید بالای ۲۰ سال…خدایا کمک کن عمرم قد بده بتونم انجامش بدم…هدفمو نمیگم چون میخوام فعلا برای خودم بمونه خخ.ولی بدونید چیزیه که تو ایران وجود نداره.وجود داره ولی خیلی به صورت سطحی و مسخره و ابتدایی…من گسترشش میدم.طوری که تو ایران برند بشم و بعدش جهانی بشم و ایران باشه که صادر کننده باشه.نه چین و کره…
    من عاشق این هدفم…میدونم که اوایل راه همه مسخره م میکنن.اما من میجنگم و میرسم به جایی که همه تحسینم میکنن…
    چه تغییری در خودم به وجود بیارم؟
    گفتین که باید مشکلات فعلی خودمو حل کنم.نباید از کنکور تجربی فرار کنم.با اینکه هیچ ربطی به هدفم نداره،اما تمام تلاشمو میکنم که از پسش بربیام و مامان و بابامو به خواسته شون برسونم.پزشکی یا دندان یا دارو یا فیزیوتراپی یا تغذیه قبول شم…بعدش بسته به اینکه چقدر از هدفم دورم یا نزدیک،یا ادمه میدم یا انصراف میدم و به علاقه و هدف خودم میپردازم.
    فقط الان نباید از کنکور و درس خوندن شونه خالی کنم.
    باید به خودم نشون بدم از پسش برمیام.
    اگه از پس این بربیام،نشون میده که توانایی رسیدن به اون هدف بزرگ رو هم دارم.
    باید اعتماد به نفس و عزت نفسمو تقویت کنم.باید فن مذاکره و فن بیانمو تقویت کنم،باید یاد بگیرم بتونم حرف بزنم و سخنرانی کنم…
    باید کلی کتاب در این زمینه و در زمینه ی هدفم بخونم.هیچوقت هم نباید مطالعه و یادگیری رو متوقف کنم.باید اطرافمو خوب ببینم تا بتونم نیاز هارو تشخیص بدم و ایده بگیرم…
    اگه پدر و مادرم مانعم باشن حذفشون میکنم.میرم یه جای دیگه زندگی میکنم.همیشه حق با اونا نیست…میدونم خیر منو میخوان اما جامعه فرق کرده و طرز فکرای اونا داره منسوخ میشه…اونا نذاشتن من هنر بخونم.چون فکر میکنن پول تو این کار نیست.من در آینده بهشون نشون میدم که اتفاقا پول تو همین کاره.در آینده به من افتخار میکنن و متوجه اشتباهشون میشن.
    من انجامش میدم.من برای همین زنده ام.این رسالت منه

    پاسخ
  8. بیت الله
    بیت الله می گوید

    سلام

    ۵ سال دیگه دو سه چیز میخوام
    یه سایت داشته باشم با ده بیست تا کتاب با کیفیت که نویسندشون خودم باشم
    شروع کنم به سخنرانی و تدریس ( که بزرگ ترین معضل فعلیم هستن … من به شدت کمال گرا هستم و از این موقعیت ها فراری
    تو کلیپ سازی و کتاب صوتی و عکس نوشته هم میخوام حرفه ای بشم

    برای این کار :
    ۱)‌ باید ساعت کاریمو به هفت هشت ساعت ارتقا بدم (الان حدودا سه چهار ساعته … البته متاهلم با یه فسقلی دوساله که کار رو خیلی سخت میکنه)
    ۲)‌ تو زمینه عزت نفس و ارتباطات و خونواده و روان شناسی و بازاریابی و تبلیغات ساعت مطالعمو ببرم بالا (الان تو حالت عادی حدودا ۲ ساعت مطالعه دارم)
    ۳)‌ باید مهارت تایپ ده انگشتی رو یاد بگیرم (که میدونم چهل پنجاه روز وقت بذارم اوستاش میشم)
    ۴)‌ باید شبا برنامه های فوتبال و خندوانه و کودک شو و عصر جدید رو بذارم کنار
    ۵)‌ باید دو سه ماه رو تغذیم به شدت کار کنم تا مزاجم دموی بشه و کمی سرحال تر بشم (صفراوی هستم و منزوی)
    ۶)‌ باید برنامه پاورپوینت ، فتوشاپ ، کامتاسیا و … رو که تا حدودی بلد هستم رو حرفه ای یاد بگیرم و چندتا برنامه کاربردی دیگه
    ۷)‌ طریقه زدن سایت و راه انداختن امکان پرداخت اینترنتی تو سایت رو یادبگیرم
    و چند مورد که الان یادم نمیاد

    داداش رضا حقیقت یه کتابم در شرف چاپه … ایشال دومی هم تا نصفشو نوشتم
    یه چی میخوام بگم … من با شخصیتی که در کتاب بهترین نسخه معرفی کردی و دوباره بازسازی کردیش ؛ مو نمیزنم … با جرات میتونم بگم همه مشکلات اون کتاب به همراه کتاب بچه های سایه و دقت دق ات میدهد رو همشون رو دارم و خیلی سختی میکشم … اما بخدا تلاشم رو میکنم که همه رو درست کنم
    دعام کن …
    خیلی میخوامت .. چون خودمو با تو پیدا کردم … و راستش تو نوشتن و بعضی کارها الگوم تویی داداش!!

    یه سوالم داشتم .. شما توموسسه سریع الرضا چیه؟
    چیکار میکنین؟
    ممنون

    پاسخ
    • مینا
      مینا می گوید

      گاهی اوقات…خیال ها به واقعیت میپیوندد!
      درسته که شهادت برای همه نیست…امّا نمیتونم خیالش رو از خودم دریغ کنم!!!!
      ما عقب افتادیم…راه میوفتیم خیال میکنیم اونایی که رسیدن چه حالی دان حالا…
      حال خودمونو فراموش نمیکنیم که توی این مسیر چقدر بهمون خوش میگذره!!!
      امّا حال دیگران رو هم یادمون نمیره!!!
      حال اونایی که رسیدن…که به عشق رسیدن به اون حال ادامه بدیم!!!
      لذت تو مسیر هست اما…خودت درک میکنی چی میگم!!
      من سیزده سالمه…متابق با سنم خیلییییی از خودم راضیم که به جای انتخاب الگوهایی مثل بازیگر ها و ورزشکار ها الگوی من یه شهیده!!!!!
      و این خیلی خوبه که من میتونم ۵ سال آینده ام رو ببینم!!!این یعنی از مهارت هام با خبرم!!!
      من خیلی کارا میتونم بکنم…خیلی از گناها هستن که همین حالا میتونم برم سمتشون!!!!ولی….
      این یعنی تقوا!!!که بتونی ولی نکنی!!!
      مرسییییییییی از گوش دادنت ان شاءالله که خونتم بیت الله باشه
      مینا_کلاس هشتم_فرزانگان_ایران_کرمان

      پاسخ
    • بیت الله
      بیت الله می گوید

      سلام
      واقعا ؟!
      سیززززده سال؟
      ببخشید آبجی …. اما دمت گرم
      من سی سالمه … الان چندماه میشه خودمو چهل پنجاه درصدی شناختم
      جوریکه کم کم دارم رو مهارت ها و استعداد هام کار میکنم
      اما واقعا بهت غبطه خوردم
      من تاااااازه تو این سن شروع کردم به هدف داشتن … وقت مرده رو کم کردم … پی کارهای مورد علاقم رفتن
      یعنی تازه به این پختگی ، اونم نصف و نیمه رسیدم

      خوش به حالت..!!

      البته فقط غبطه میخورم !
      یعنی ناراحت نیستم…
      همه یه زندگی ای داشته اند
      من با اون خامی و “نشناختنِ خود” و “الّافی و بی حاصلی” ؛ اما دو سه کار واقعا بزرگ و به شدت سخت کردم که تو مسیر کل زندگیم تاثیر صد درصدی گذاشته
      (البته با لطف صددرصدی الله)
      وقتی بهشون فکر میکنم میفهمم جور بزه ای فراتر از حد خودم نشون داده ام!
      خدا رو شکر…

      ولی با این همه خوش به حالت که تو این سن ، شناختت از خودت خوبه و میدونی باید چیکار بکنی؛

      البته برادرانه میگم: مراقب عجب و غرور باش که مثل ویروس نامرئی داشته ها رو به باد فنا میده …
      عجب چیزی فراتر از “گناهه”!!

      موفق باشی!!
      مارم دعا کنید…

      پاسخ
  9. Asal1992
    Asal1992 می گوید

    سلام
    ۵ سال دیگه اونقدر رو خودم کار کردم که ترسم برای بچه دار شدن از بین رفته
    ۵ سال بعد مزون دارم و تو کارم ماهرترم
    اگه الان ۵ تا مشتری دارم اون موقع ۵۰ تا دارم
    خدایا شکرت 😍

    پاسخ
  10. زهرا
    زهرا می گوید

    من الان کارمندم، پنج ساله دیگه خیلی داخل کارم پیشرفت کردم و چون کارم خیلی خوب بوده رییس دفتر شدم با یه حقوق فوق العاده عالی، ادامه تحصیل دادم و مدرک جدیدمو با نمره های عالی گرفتم، مدرک آیتلس رو گرفتم، کنار همسرم و پسر دو ساله م یه زندگی شاد و عاشقانه دارم و خدا رو شکر زندگیم خیلی خیلی خوبه، خیلی رو خودم کار کردم و مسیر خودسازی رو خیلی خوب طی کردم یه زن با نشاط و شاد و سرزنده هستم و خیلی به خدا نزدیکتر شدم، یه گل خونه خیلی قشنگ که همیشه عاشقش بودم درست کردم و تو این زمینه موفق شدم، لازمه رسیدن به اهدافم تلاش، تلاش، تلاش و تلاشه، توکل به خدا، مطالعه، برنامه ریزی، خودسازی، هدر ندادن وقت و باز هم تلاش شبانه روزیه

    پاسخ
  11. HosseinKm
    HosseinKm می گوید

    من هنوز رسالتمو پیدا نکردم 😞
    ولی به احتمال زیاد کاآفرین بشم واقعا هیچی برا از دست دادن ندارم.
    من دوس دارم برم کار کنم اما سختمه از نقطه امنم برم بیرون و یجورایی میترسم چکار کنم؟

    پاسخ
  12. reza
    reza می گوید

    سلام
    ۵ سال بعد رو میبینم که انشاالله عطاری ها اجازه فروش داروهای طب اسلامی رو دارن.
    چقدر عشق میکنم با درمان کردن مریض ها.
    معمولا بعضی داروها رو میسازم و هزینه رو از جیب خودم میپردازم اما داروها رو رایگان میدم به اونایی که واقعا لازم دارن بعد که میبینم درمان شدن یه کیفی میبرم از زندگی که اصلا وصف ناپذیره
    ۵ سال دیگه رو میبینم که یه عطاری باز کردم و با اون عطاری بیمارستان شهرمون رو به چالش کشیدم مردم رو دارم با هزینه خیلی کم درمان میکنم اونم مریضی هایی که درمان ندارن
    اون سال ۱۵ نفرو راهی اربعین کردم چه حالی پیدا میکنم
    خخخخ
    فعلا در حد یه رویا تو قلبم نگه داشتم
    تا ببینم قسمت چی میشه

    پاسخ
  13. زهرا
    زهرا می گوید

    سلام ، ازدواج کردم و صاحب فرزند شدم ، اخلاقم خیلی خوب شده وآرومم ، نماز و روزه قضا ندارم ، قران رو چندبار خوندم ، کربلا رفتم ، خیلی عزت نفسم بالا رفته ، اهل محاسبه نفس شدم ، نظر دیگران اصلا برام مهم نیست ، پدر ومادرم ازم راضی ان ، ارتباطاتم خیلی خوب شده ، با شهامت هستم ، بانشاطم ، بدی دیگران رو با خوبی جواب میدم و کارافرین هستم و …
    من برای این اهدافم سعی میکنم برنامه ریزی داشته باشم ، کامل گرا نباشم ، رو خودم کارکنم ، خوش بین باشم
    ادمای منفی رو کنار بذارم
    کتاب در زمینه رشد فردی و خودسازی بخونم
    برای تلگرام وتلویزیون و بحث های بیخود کمتر وقت بذارم
    در مورد کارافرینی داداش ، من فک میکردم به خیاطی علاقه دارم واسه همین ۴ماه کلاس خیاطی رفتم با اینکه کارمم خوبه ولی علاقه ندارم زیاد ، قالیبافی هم همینطور کارم خوبه ولی خیلی سختم میشه انجام میدم متاسفانه نمیدونم عاشق چه کاری هستم ، میشه راهنمایی کنید چیکار کنم

    پاسخ
  14. Younos
    Younos می گوید

    سلام.رسالت من هم درست مثل اینه که یه چیزی رو خلق میکنم اما بین دو راهی کارمند و کار آفرین گیر کردم یعنی بیشتر باید فکر کنم.تا امروز میگفتم میخوام برم برا یه شبکه ی تلوزیونی کار کنم اما الان یه جمله ای که تو این پست بود احتمالا مسیرمو عوض کنه.
    گفتی سیستم…من با چند تا برنامه دارم کار میکنم
    و همش چیزای جدید بهم الهام میشه منم مثل استیو جابز چند تا مهارت رو تمرین کردم مثل نقاشی.مثلا الان نقاشی رو آوردم تو فضای مجازی اما نه با کشیدن بایه ترفند دیگه🙃 و یه ایده دارم ومیخوام برنامه نویسی رو یاد بگیرم و یه سیستم جدید خلق کنم تا کارو سریع کنه. ولی هنوز بین این دوتا گیرم و باید بیشتر فکر کنم و وقتی به نتیجه رسیدم میام تمرین رو انجام میدم.

    پاسخ
  15. Manisa
    Manisa می گوید

    سلام من یه زندگی عالی در کنار کسی که میخام دارم و دبیر عربی هستم و در کنار دبیری بزرگترین طراح بین المللی لباس
    بلوچی هم هستم و در همین استان خودمون واسه زنها و دخترایی که بی سرپرستن و مهارت دارن ولی نمیتونن از این مهارت استفاده کنند یه کارخونه بزرگ ساختم و اونجا کار میکنن و مرکز خیریه هم ساختم

    پاسخ
  16. masumeh
    masumeh می گوید

    سلام
    تمام ترسام؛ نگرانیام ؛فکرای منفی رو شکست دادم.شدم یه انسان خودساخته؛مستقل؛شجاع؛محکم با اعتماد به نفس و عزت نفس بالا.یه عکاس حرفه ای شدم.چند تا کتاب نوشتم.ازدواج کردم و با هم مسیر عاقبت بخیری و خودسازی رو ادامه میدیم.ادمای منفی رو حذف کردم و دوستای خوبی پیدا کردم.یه کتابخونه ی بزرگ دارم و کلی کتاب مفید خوندم مخصوصا کتابای داداش رضا.آشپزی رو حرفه ای دنبال کردم.ارتباطم با پدر و مادر عالی شده و ازم راضی ان.کارای خیر رو دوس دارم و میخوام وقتی کسی منو میبینه و حرفامو میشنوه امید و ارامش بهش منتقل بشه.🌹🌹🌹

    پاسخ
  17. Mahdiye. S
    Mahdiye. S می گوید

    سلام.
    من هنوز تصویر واضحی از شغل آیندم ندارم. ینی یه سری تصورات داشتم که کلا شرایط عوض شد، هنوز تطبیق پیدا نکردم.
    یه سری پیش نیاز هاشو میدونم:
    زبانم باید فول باشه.
    حافظه بسیار قوی ای نیاز دارم. البته رفتم دنبالش. اما تمرین میخواد.
    مهارت های ارتباطی توش بسیار تاثیرگذاره و صد البته عزت نفس…
    و، علم کامپیوتر و برنامه نویسی…. این خیلی اهمیت داره. ایشالا سال ۹۸. 💪

    اما قول میدم که برم انقد تحقیق بکنم که تصویر واضحم رو اینجا بنویسم.
    داداش رضا تلنگر خیلی به جایی بود. مخصوصا الان که آخر ساله و باید واسه سال بعد برنامه بریزیم.
    متشکرم.

    پاسخ
  18. دانیال
    دانیال می گوید

    دانیال هستم الان اواخر سال۱۴۰۱ هستش من لیسانس ام رو یک ساله گرفتم تو دوره لیسانس تولیدات امون سولفات و سدی سولفات رو شروع میکردم الان تمرکزم تو کشف فرموله الان همزمان با خوندن فوق دارم رو فرمول تولید رنگ و
    چسب مخصوص که از خارج وارد میشه کارمیکنم اواخر هست جمع بندی تولید محصول میکنم فرمول رو پیدا کردم چند نمونه به شرکت ایران خودرو سایپا فرستادم اوکی دادن یه سوله اجاره کردم محصولات رو تولید کنیم بین ۱۰ ،۳۰ میلیون درام دارم فقط واسه خودم به کارگر هم ۳ تومن میدم فعلا ۲۰ کارگر دارم دارن زیاد میشن قصد دارم کم کم خودم سرو سامان بدم چند مورد دیدم ولی میام بعد گرفتن فوق اقدام کنم به ازدواج بازم خودسازی میکنم بیشتر الان تمرکز تو نحوه تربیت فرزنده اخراج هست خدا رو شکر
    برای اینکار ۱ باید اعتماد بنفس ام رو عزت نفس ام رو قویتر کنم قدرت سلام دادن و نه گفتن به دوستان رو داشته باشم
    ۲ باید یکم راجب رنگ و چسب و خلاصه اطلاعات فراتر از دانشجو بیسان باید بشه کتاب باید زیاد بخونم
    ۳ کمتر گیم بازی کنم مخصوصا top eleven وpes
    ۴دوستانی که انرژی منفی وب دهن دارم باید خداحافظی کنم
    ۵ باید خودم تو دوران لیسانس یه کار افرینی گوگولی بکنم حتما

    پاسخ
  19. نیما
    نیما می گوید

    سلام داداش رضای عزیزم. ٢٣ساله از جویبار.درمورد این گفتی که پنج سال بعد خودتون رو بگید. من دانشجوی حقوق هستم و میخوام ۵سال دیگه یه وکیل خوب بشم و براش دارم تلاش میکنم در ضمن من یک ورزشکار دو ومیدانی هستم ماده استقامت (١٠٠٠٠متر) تموم تلاشمو میکنم تا برای کشورم مدال بیارم .این اهدافی که گفتم اهداف عادی زندگی منه و باتموم وجودتلاشمو میکنم بهشون برسم اما اون چیزی که من براش زنده هستم اینه که من سال های زیادی از زندگیم با ناامیدی و یاس گذشت ادم به شدت ناامیدی بودم و منفی زندگی برای من سیاه بود اما الان که اون دوران گذشت و ادم مثبتی شدم همیشه از خدا میخوام که امیدی بشم برای ناامیدا همیشه و همیشه اینو به خدا میگم که روزی بتونم برای ادم هایی که تو زندگیشون ناامید هستن امیدی ایجاد کنم مثلا اونی که واقعا میخواد ازدواج کنه ولی پول جهیزیه نداره مثلا اونی که واقعا درس خونه اما دوره دانشجویی نمیتونه خانواده خرجشو بده و … کلا از شاد کردن دل ناامیدا تو هر سنی و جایی لذت میبرم و کلا حتی دوس دارم برای این هدف بمیرم .این ۵سال بعد منه البته ۵سال دیگه به امید خدا ازدواج هم میکنم با اون دختری که دوسش دارم😄. البته تموم این ها رو بعد از خدا و اهل بیت مدیون داداش رضای عزیز بهترین دوس دنیایی خودم هستم🤞🤞🤞

    پاسخ
  20. amirhossein_jr
    amirhossein_jr می گوید

    سلام
    من یه انسان با ایمان و نترس می بینم که بدون ترس همه رو به چالش دعوت میکنه
    که هر کاری دلشون میخواد انجام بدن تا متوقفش کنن ولی نمیتونن
    تنها چیز که غیر ممکنه غیر ممکنه

    برای رسیدن به این هدف باید رفتارمو تغییر بدم
    کمتر با دیگران بحث کنم
    اخلاقمو تعالی بدم و خودمو تو طرز صحبت با دیگران سنگین و محترم نشون بدم و مهم ترین چیز اینکه خودم باشم و ادا در نیارم

    باید نوشتن رو شروع کنم
    صبر و استقامت تو این مسیر رو باید شروع کنم و ادامه بدم
    دوستی که ندارم حذف کردم ولی اگه آدم بدی در مسیرم بود حذف کنم با توکل به خدا
    مهارت نترسیدن مهارت شجاعت مهارت تمرکز داشتن رو باید در خودم تقویت کنم

    باید برای آدمایی که جدال میکنن کمتر وقت بذارم و بیشتر به خودم بپردازم
    کتابایی رو باید بخونم مثل کتاب بهترین نسخه خودت باش برای عزت نفس و کتاب های دیگه داداش رضا
    قرآن بخونم در وهله ی اول

    پاسخ
  21. Nana
    Nana می گوید

    سلام
    انشالله من پنج سال بعد اینترن پزشکی دانشگاه شهید بهشتی ام و تاحالا استریتی مو روهم گرفتم و دارم اماده میشم واسه ازمون رزیدنتی جز دانشجوهای تاپ ورودی سال ۹۸ ام جز ده نفر اول ازمون علوم پایه و پره اینترنی شدم
    و تو این حوزه خیلیا منو میشناسن ، و انشالله تا ۱۳سال دیگه فوق تخصص قلب یا گوارشم و یه موسسه خیریه واسه کودکان کار زدم و مناطق محروم میرم و رایگان درمان میکنم و جز یک درصد برتر پزشکای جهانم
    وتا اون موقع به یاری خدا حافظ کل قران شدم و تا جایی که بشه درامدمو خرج حوزه مهدویت و کار خیر میکنم
    و تمام کارهایی که لازم بوده برای رسیدن به هدفمو دارم اجرا میکنم فقط یکم باید زمانمو بهتر مدیریت کنم و فقط تلاشمو بکنم و نتیجه رو بسپارم به خدا و اینکه من همیشه برنده ام مهم نیست چه اتفاقی بیوفته من همیشه برنده ام تا وقتی به خدا توکل کردم

    پاسخ
  22. مریم
    مریم می گوید

    سلام داداش رضا
    من علاقه م فقط به زبان انگلیسی هست
    دارم‌میرم کانون زبان ایران خییییلی عالیه
    واقعا عاشق این زبان هستم
    از خوندن ش لذت میبرم
    هیچوقت ازش خسته نمیشم
    فقط چجوری میتونم تو ابن زمینه کار آفرین بشم🤔

    پاسخ
  23. Ali-z
    Ali-z می گوید

    سلام داداش حرفایی که زدی فوق العاده بود و هیجان انگیز و نشاط بخش
    من علی ام الان سال ۱۴۰۲ عه ۲۰ روز مونده به ۱۴۰۳ من الحمدا… ی برنامه نویس قدرتمندم که تونستم ایده هایی که داشتم رو اجرایی کنم
    هر روز ایده های جدید دارم و هر روز با شوق آتشین دارم بیشتر یاد میگیرم هرچی بیشتر یاد میگیرم بیشتر دوس دارم یاد بگیرم
    من درامد برام مهم نیس اما خیلی پول دارم خیلی اما دوس ندارم بمونه این پول میدمش به کسایی مثل خودم که دنبال پرورش و تقویت استعدادی هستن
    که خدا تو وجودشون گذاشته من برنامه نویسم اما قوی ترین هکر دنیا هم هستم و اگه رهبرم بخواد سیستم امنیتی آمریکا و اسرائیلو هک میکنم( این قسمتش فانتزی مانند بود ولی بش میرسم خخ)
    من برای رسیدن به این هدفم باید مدام تلاش کنم خیلی تلاش کنم خیلی این تلاشو خیلی دوس دارم دوس ندارم دیگه چیزی مثل بازی وقتم رو هدر بده میخوام وقت بیشتری بذارم برا هدفم من باید با خود سازی پیش برم باید تو خیابون قدم بزنم مردم رو ببینم نباید خودمو فراموش کنم هر کسی که انرژی منفی بم میده رو میخوام حذف کنم هر کی که باشه اگه هم قابل حذف نبود سایلنتش میکنم مهارت های زبان انگلیسی و تایپ رو باید از الان ام هم قوی تر کنم برای کارایی که هیچ
    ارزش افزوده ای ندارن باید وقت کمتری بذارم مثل بازی کردن مثل تلویزیون یا فیلم دیدن البته خودم رو ممنوع نمیکنم اما کم کم کم میکنم
    کتابایی که مربوط به خود سازی ان مثل کتابای داداش رضا رو بیشتر میخونم چون تاثیرش مثل این میمونه که سه تا زبون برنامه نویسی رو همزمان خوندم
    من عاشق کارمم و بشم میرسم این مهم نیس که بقیه ببینن میرسم یا نه یا کسی بشناسم مهم اینه من میرسم اتفاقا دوس دارم کل دنیا بیان برنامه نویس شن
    میخوام رقیبام زیاد باشن از کسی نمیترسم و برنده میشم ان شاءالله
    مرسی داداش پستت عالی بود

    پاسخ
  24. فاطمه خانوم🌸
    فاطمه خانوم🌸 می گوید

    سلام…من پنج سال دیگه:۱-همچنان مشغول خودسازی هستم برای هرچه بهتر شدن حال دلم و لبخند خدا رو دیدن:)…۲-با همسری ازدواج کردم که از جایی که گمان نمیکردم خدا،به زندگیم واردش کرده و …۳-حافظ دو سوم قران شدم چون ازسال۹۷مشغول حفظ کردنشم…۳-اطلاعاتمو در زمینه مهدویت فوق العاده بالا بردم و میتونم نقش مربی و داشته باشم برای آگاهی کردن بقیه بچه شیعه ها…۴-یه خانوم معلم خوب شدم اونم از نوع جامعه شناسی که درد جامعه خودش و جهان رو برای بچه هاش جوری بیان کنه که نه از خدا زده بشن نه برن جاده خاکی و دیه برنگردن…و با امام زمان سر هرکلاسم بیشتر آشناشون میکنم۵-دارچوبک هایی (تابلو فرش در ابعاد کوچیک)با طرح متنوع درست کردم و قصد فروششون رو دارم و با پولش قصد کار خیر رو دارم…۶-کار قرائت رو تازه،شروع کردم و قصد دارم یه قاری خوب بشم..۷-همچنان مشغول زبان یاد گرفتنم چون به درد اقا بخورم و اینکه یاد داشته باشم مردم دنیا رو به اقا امام زمان اشنا کنم(((:…

    زیر نویس:
    ۱-برای به دست آوردن هدفم همچنان سعی در ترک عادتای بد داشته باشم و اگر هزار بار هم دفتر خودسازیمو خط خطی کردم بازم کم نیاری۲-به برنامه حفظ قرانم عمل کنم۳-این چهار ماه باقی مانده از کنکور رو در حد عالی خوب بخونم که بعدا حسرت نخورم و حتما سال نود و هشت قبول شم که کلی کار نکرده دارم۴-ارامشمو از دست ندم و رو نگاه حسن ظن بینانه به خدا زیاد کارکنم …

    کتاب های مختلفی که مربوط به حوزه کاریم هس رو بخونم و اطلاعاتم فول بشه دراین زمینه…
    تنبلی مو کنار بزارم چون یکی از بزرگترین مشکلات منه…!
    و چون از بچه های سایه هستم یه کاری کنم که بقیه هم امیدوار بشن(اونایی ک مثه من هستن)

    خداییش دیگه نمیدونم چی بنویسم فک کنم خیلی زیاد حرف زدم!
    داداش رضا من این پیاممو اسکرین شات میگیرم تا پنج سال دیه اگه ب یاری خدا کانالتونو سایتتون ادامه داشت نتیجه کارمو براتون بگم…
    براتون دعا میکنم بچه ها و داداش گلم ـ اگه لایق دونستید برا منم دعا کنید…یاعلی مدد🌼🌼

    پاسخ
  25. Sanjaghak
    Sanjaghak می گوید

    سلام.
    پنج ساله دیگه من و نامزدم رفتیم سر خونه زندگیمون و یه بچه ی ۳ ساله دارم.
    برای همسرم خانوم فوق العاده خوبی هستم و هرروز بیشتر از قبل عاشق هم میشیم.
    برای فرزندم مادر خوبی هستم و تلاش میکنم تا خوب تربیتش کنم.
    تو کارا به همسرم کمک میکنم درآمد خونگی دارم و کمک خرجش میشم.
    خودم و شوهرم باهم تلاش میکنیم تا روز به روز به هم و به خدا نزدیک تر بشیم و فضای خوبی رو تو خونه ایجاد کنیم.

    پاسخ
  26. ava
    ava می گوید

    سلام
    من ان شالله یه انسان خودساخته ودانشجوی دکترام وتو دانشگاه تدریس می کنم خیلی استاد باسواد ومحبوبی ام و توی موسسات هم دارم زبان انگلیسی تدریس میکنم تو این کار دیگه خیلی با تجربه شدم
    زعفران کار نمونه استانمون هستم وبرای صادراتش حتما طراحی سایت واپلیکیشن یاد گرفتم وسفارش بین المللی دریافت می کنیم
    تو کارگاهمون یا کارخونمون بالای صد نفر پرسنل داریم
    برای این کار باید سحر خیز باشم خوش اخلاق باشم مهارت کنترل خشم یاد بگیرم عزت نفسمو بالا ببرم ایمانم بالاتر ببرم شبهاتمو رفع کنم کمال گراییمو برطرف کنم دارم روشون کار میکنم واز همه مهمتر این که منفی گراییمو بذارم کنار وشکر کزار باشم
    باید طراحی سایت یاد بگیرم
    تمام کسایی که راحت طلب وغرغرو ومنفی گرا و حسود ومحافظه کار هستن باید حذف کنم
    باید مهارت حل مسئله وناامید نشدنو تلاشگریمو تقویت کنم
    باید فکر کردن در مورد این که بقیه در موردم چی فکر میکنن به صفر برسونم وواسه تلگرام و تلویزیون خیلی وقت کمی صرف کنم ویه کار نیمه وقت پیدا کنم
    باید کتابای تولید ثروت وموفقیت وقران و نهج البلاغه رو بخونم تا هم روش کار دستم بیاد هم نگرشم به زندگی درست باشه باید با آدمای موفق وتلاشگر و خوش فکر که اتلاف عمر ندارن دوست بشم

    پاسخ
  27. ناشناس
    ناشناس می گوید

    سلام داداش
    من الان به آرزوم رسیدم و با مردی که دوسش داشتم ازدواج کردم و یه پسر خوشگل و با ادب هم دارم. ما با هم کار خیر انجام میدیم. من یه فیلمنامه نویس خوب هستم و میخوام یه مستند از زنبورام بسازم. من یه زنبوردار نمونه هستم و عسل هام و به همه ی استان ها می فرستم.
    داداش بهم نخندی ولی من چند ماهه تو فنی حرفه ای اسم نوشتم برای کلاس زنبورداری قراره بعد عید تشکیل بشه. من باید برای این کار گذشته رو رها کنم و از نشستن یکجا و غصه خوردن دست بکشم. باید کتاب بخونم. باید با کسانی که ناامیدم می کنن بجنگم. میخوام یه بارم شده به خودم اعتماد کنم. من عاشق زنبورام ولی داداش نمی دونم چون یه دخترم می تونم از پسش بربیام یا نه. البته باغ که داریم ولی نمیدونم پول اولیه اش رو از کجا بیارم چون بنایی داریم پولامون ته کشیده به نظرتون باید از جایی وام بگیرم. البته یه ۱۰۰۰۰۰۰ تومنی دارم ولی نمی خواستم به اون پول دست بزنم. کلاس فیلمنامه نویسی هم قبلا رفتم.

    پاسخ
  28. سوگند
    سوگند می گوید

    سلااااام😊
    الان کارگاه تولیدی لباس و پوشاک زنانه و دخترانه رو راه اندازی کردم و اونایی ک دارن برام کار میکنن رو از زنان بی سرپرست انتخاب کردم خدارو شکر کارم خیلی خوب گرفته و فروش خوبی داریم…🤩
    من برای اینکه بتونم یه کارگاه تولیدی بزنم باید روی مهارت خیاتیم کار کنم و نکات و ایده های به روز خیاطی و کار تولیدی رو یاد بگیرم و دوره های مختلف خیاطیرو شرکت کنم و سطح مهارتم رو بالا ببرم.. باید با دوستانی بگردم که انگیزم رو بالا میبرن و میتونن تو این مسیر کمکم کنن.
    باید تنبلی رو بزارم کنار و دور افرادی ک بهم میگن نمیتونم و حرفای منفی میزنن رو خط قرمز بکشم و رو انگیزه و اعتماد به نفسم کار کنم ک حرفای بقیه برام مهم نباشه.. من با توکل ب خدا و تلاشم حتما موفق میشم.
    ممنون از شما داداش ک باعث شدین رسالتم رو پیدا کنم و برم دنبالش.

    پاسخ
  29. Selen
    Selen می گوید

    یادم رفت بگم ،نویسنده و گوینده فوق العاده ایی شدم چون فن بیان بالایی داشتم و قلم رسایی و زندگی نامه ام را هم احتمالاااا نوشتم البته این کمی صبر و هزینه میخواد که به جاهای مختلفی سر میزنم و صبر میکنم.ان شا الله به یاری خدا و پیگیری خودم.

    پاسخ
  30. Selen
    Selen می گوید

    سلام ،من لیلا هستم ،سال ۱۴۰۲، اول باهمسری که همیشه ارزو داشتم و جایی که ارزویم بود زندگی کنم و همسایه کسی که ارزویم بود شدم زندگی میکنم که براثر خودسازی به اینجا رسیدم و کمک الله و جز سایت داداش رضا بودم و همراه اشون.دوم گالری نقاشی زدم البته با سبک خاص خودم و نقاشی کردن رو با راههای مختلف ،سوم به زبان انگلیسی مسلط کامل هستم و درحال تدریس که همه مدرس محبوب مهربان خوش اخلاق و با انصاف میشناسنم و این باشروع کلاس زبانم از صفر شروع شد ، سوم درزمینه کامپیوتر جز کسانی شدم که همه میگویند فقط از دست تو این مشکل حل میشه که این را از طریق همین کم بلد بودن کامپیوتر شروع کردم و راهنمایی دیگران ، چهارم ،بهترین بازیکن و داور و مربی بدمینتون شده ام و این را از طریق دوسال کنار گذاشته بودم ولی تازه شنبه ۱۱اسفند ۹۷شروع کردم و بهش رسیدم ، و درهمه چالش ها و رقابت ها با نه گفتن دیگران شدم و محدویت های سمی سنی و باورهای غلط اشون رو بی توجهی کردم ، پنجم من درحال حاضر هیچ نماز قضایی ندارم انهم بواسطه برنامه ریزی ۵ساله ایی که کردم و از اول سال ۹۸شروع به اجرا و عملی. ششم من حفظ و مفاهیم قرانم را کنار گذاشته بودم ولی از ابتدای سال ۹۸شروع دوباره کردم والان در قرانم که گواهی دهنده روز قیامت هست درحقش کوتاهی نکردم به دلیل خودسازی ام و درعمل تنبلی را کنار گذاشتن ، هفتم من برند خااص طراحی لباس به سبک ایرانی و اسلامی را دارم که از کلاس خیاطی فرهنگسرا شروع کردم و کلااا هنرمندم و خیلی خلاق ، هشتم من در این سال جوان تر از سنم میزنم چون به خودسازی ام عمل کردم ،رنگ خدا رو گرفتم و سلامت جسم و روحم را تامین کردم و به خود ظلم نکردم و همچنین درنهاایت من یک سفیررر پاااکی هستم والاترین مقام ،که با خودسازی و خواندن کتاب و کل سایت داداش رضا رو عمل کردم و پا به پا قدم به قدم اومدم با نفسم مبارزه و جنگیدم ،و اللن لبخند امام زمان و رضایت خدارا با تمام وجودم حس و خدایا سپاسگزارم ،خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم که من به اینجا رسیدم.🙏🙏🙏.یا حق.

    پاسخ
  31. ودود
    ودود می گوید

    سلام. من ۵سال اینده :کسی رو میبینم که با متن ها و کتاب هایی ک با صداش میخونه برای ادم ها حس خوب رو بهشون هدیه میده..وخودش غرق نشاط و ارامشه.
    ۱-تغییر در رفتار و اخلاق:باید دید مثبتی به هدفم داشته باشم. این منم ک میتونم خلاقیت های عالی در این زمینه داشته باشم.
    ۲-چه چیزی رو باید شروع کنم؟تمرین. بیشتر بخونم و خودم بهترین منتقدم برای خودمم. و بیشتر گوش کنم.
    ۳-چه کسای رو حذف کنم؟ ادم های منفی رو. ک امیدو انگیزمو کم میکنن.ادم های غرغروکه همیشه ناراضی ان و تلاش نمیکنن. ادمای ک دید مثبتی به این کارم ندارن.
    ۴چه مهارت های یاد بگیرم؟فن بیان. شناخت صدام. تکنیک های خوانش. خوب گوش کردن. شناخت دقیق حس ها
    ۵-برا چی وقت کمتر بزارم؟خواب روز. اینستا. گفتگوهای بی حاصل اطرافیان
    ۶-کتاب هاب ک باید بخونم؟فعلا کتاب پرورش صدا و فن بیان هنر پیشه

    پاسخ
  32. محسن
    محسن می گوید

    سلام.🙋
    الان ۲۲سالمه…
    انشاءالله اگه خدا بخواد و همچنین خودم اگه قدم بردارم تا دو سال دیگه ازدواج میکنم.
    و ۵ سال بعد خودمو اینجوری میبینم که:
    سه سال از دانشگاهم مونده،تموم کردم،و چون رشتم دامپزشکیه و هم استخدام داره و هم خودت میتونی کار راه بندازی و من خودم چون عاشق رشتم بودم سعی میکنم کار آفرین باشم چون تو کار آفرینی علاوه بر این که خودت درآمد داری میتونی چند نفر دیگه رو هم براشون شغل ایجاد کنی و برام جالبه از دوم دبیرستان کلا دوست داشتم یه دامپروری بزرگ تو منطقه خودمون بزنم و یک سری از کارگرهای محلمون رو مد نظر داشتم که چون میدونستم دستشون خالیه با این کارم یه حقوق ثابت بهشون بدم و در کل دوست دارم انقدر سرمایه داشته باشم(اگه خدا بخواد) که تو دستگاه امام حسین(ع) خدمت کنم.
    و خداروشکر چون نیتم پاک بوده خدا قدم اول (قبولی تو رشتم) رو برام فراهم کرده.و الانم دارم سعی میکنم کنار درسم یه کار پیدا کنم و به صورت پاره وقت برم کنار دست بعضی از اساتیدم درمان رو یاد بگیرم.

    پاسخ
  33. دخترِ شاپرکی
    دخترِ شاپرکی می گوید

    سلام و وقت بخیر به همه ی عزیزان و داداش رضای خوبمون
    من ترم آخر کارشناسی پرستاری میخونم. از تابستون طرحِ کاریم به مدت ۲سال شروع میشه. من از سیستم کاریِ تکراریِ بیمارستان خوشم نمیاد.
    اگر ۵سال آیندمو بخوام تصور کنم؛ میبینم که بعد از چند سال کسب تجربه ی کاری توی بیمارستان، حالا برای خودم یه مرکز خدمات پرستاریِ متفاوت به همراه سایتش تاسیس کردم و دارم با لذت اونو اداره میکنم😊✌
    یه مرکز که سیستم کاریش طوریه که خودم دوستش دارم و اونجا راااحتم. جزئیاتشو فعلا نمیدونم. فعلا فقط اینو میدونم که اصلاااا دلم نمیخواد ۳۰ سال توی بیمارستان هر شیفت یه سری کار رو تکرار کنم و اصلنم وقت نشه با بیمارام خوب ارتباط بگیرم. دلم چالش و تنوع میخواد. دلم ارتباط بیشتر با بیماران رو میخواد. دلم میخواد با بیمارام واقعا درگیر بشم و براشون مفید واقع بشم.
    من برای بدست آوردن این هدف باید:
    ترس هامو در کارهای عملیِ رشتم کنار بذارم، توی عملکردم جسورتر و سریعتر بشم، پول هامو بیشتر پس انداز کنم چون اون موقع نیازم میشه، تلویزیون دیدن و یکی به دو کردن توی خونه رو کلا ترک کنم، ایمانم به اینکه خدا منو به هرچی برسونه حتما خیره بیشتر بشه، عزت نفسم بیشتر بشه، کمتر دل نازک و زودرنج باشم، صبورتر و مقاوم تر بشم، تلاشم برای بالا بردن علمم بیشتر بشه، برای همیشه عادت سحرخیزیم رو حفظ کنم.
    آدمایی که باید حذف کنم:
    آدمای ترسو، دائم النگران، ضعیف، اهل حاشیه و دائم حرف زدن از این و اون، بی هدف، ناامید، بی ایمان، غرغرو، بی عزت نفس، کم تلاش و تنبل و مخصوصا کسانی که فقط میخوان زودتر یه جایی استخدام بشن تا دیگه خیالشون تا آخر عمر راحت باشه، آدمایی که کلا هدف خاصی توی شغلشون ندارن، یا تصمیم ندارن تغییری توش بدن یا توسعه اش بدن یا خدمت جدیدی ارائه بدن.
    مهارت های لازم:
    مهارت برقراری ارتباط موثر با بیماران
    مهارت های عملیِ مربوط به رشتم
    مهارت های مدیریتی
    مهارت کار با اینترنت و کامپیوتر
    شرکت در دوره های اختصاصیِ مهارت های پرستاری در طول طرحم
    شرکت در دوره های طب سنتی در طول طرحم (چون هم واقعا عاشق طب سنتی ام و هم احساس میکنم بعدا میتونم توی مرکز خودم باهاش خدمات متفاوتی رو ارائه بدم)
    مهارت نویسندگی (چون هم واقعا دوستش دارم، الانم بیشتر وقتمو توی خونه با نوشتن میگذرونم و هم اینکه احساس میکنم بعدا توی کارم به دردم میخوره)
    کتاب ها:
    کتاب های مرتبط با رشتم با تاکید بر کتاب های
    “آموزش و مراقبت های پرستاری در بیماری ها”
    کتاب های طب سنتی
    کتاب های یادگیری زبان انگلیسی
    کتاب ها و پست های داداش رضا (واسه اینکه یه روز که حالم خوب نبود خدا منو به اینجا هدایت کرد…حالام میخوام روی تک تک نقطه ضعف هام کار کنم و پله پله روحم رو رشد بدم ان شاءلله)

    بی نهایت سپاس گزارم به خاطر پست عالیتون داداش رضا

    پاسخ
  34. الا
    الا می گوید

    ۵ سال بعد من ازدواج کردم کنار همسرم خیلی ارامش دارم وهردو باهم خوشبختیم خودسازی میکنیم و هرروز بیشتر از دیروز به خدا نزدیک میشیم من معلم و روانشناس موفقی شدم وتو این کار تجربه های زیادی به دست اوردم حالا میخوام یک دبستان تاسیس کنم میخوام تو دبستانم غیر از دروسی که همه بچه ها میخونن راه وروش زندگی درست و دینداری رو به بچه ها اموزش بدم میخوام بهشون کمک کنم از همون ابتدا رسالتشون رو بشناسن استعدادهاشونو پیدا کنن ودر اون مسیر قرار بگیرن هر هفته برای والدین جلسه بذارم روانشناس هایی که قبول دارم و عالم های دینی مثل اقای پناهیان رو دعوت کنم که پدومادرها رو راهنمایی کنند خلاصه میخوام تو این دبستان کنار درس های تئوری به بچه ها و خانواده ها درس زندگی و دینداری داده بشه و ان شاالله در اینده کنارش دبیرستان هم تاسیس کنم و این کاررو توسعه بدم شاید بتونم کمک کوچیکی کنم که نسل اینده سرباز های امام زمانمون باشن ان شاالله…
    برای رسیدن به این هدفم در درجه اول باید خودسازی کنم ایمانمو تقویت کنم تا لیاقت این خدمت رو پیدا کنم بعد برنامه ریزی کنم بیشتر درس بخونم که امسال معلم بشم و رشته خودم روانشناسی رو هم ادامه بدم مطالعاتم رو درباره دین و روانشناسی و رابطشون باهم بیشتر کنم رو عزت نفسم کار کنم و ناامید نشم
    ادمای منفی رو باید از زندگیم حذف کنم و به خدا توکل کنم
    یا علی…

    پاسخ
  35. عرفان دادمهر
    عرفان دادمهر می گوید

    الان سال ۱۴۰۸ هست.من عرفان دادمهر هستم.کارشناس رسانه در زمینه جرم و بازپرس دادسرا…در زمینه روانشناسی جرم و علل وقوع جرایم کیفری کتاب هایی رو در حال نوشتن و تکمیل هستم.تا جایی که در توان داشته باشم از راه قلم و نوشتن به جامعه خودم خدمت میکنم.با فردی که سال ها برای ازدواج مد نظر داشتم ازدواج کردم و تمام این ها دلیلش خودسازی و شناخت درست از زندگیم بوده…از سنین جوانی یعنی سال های ۹۸_۹۹به توصیه دوستانم به سمت رادیو رفتم بخاطر صدام و الان هم در رادیو برنامه های مختلفی رو بر عهده گرفتم.و همیشه گفتم و خواهم گفت که خدا برای بنده اش کافیه.و شکست و زمین خوردن و بلند شدن جزئی از پیروزیه.به امید رحمت خدای بخشنده و مهربان

    پاسخ
  36. صفر
    صفر می گوید

    داداش یعنی منی ک نمیدونم دقیقا علاقم به چیه..یعنی اون عشقی ک شما ازش حرف میزنید به چیزیو ندارم.درونم پیدا نکردم همچین عشقو علاقه ب جیزیو.. کار افرین نیستم؟؟

    پاسخ
  37. زهرااااا
    زهرااااا می گوید

    سلام داداش من پنج سال آینده یه حسابدارخبره شدم وشرکت هابهم پیشنهادمیدن چشرکت های خوب کارمیکنم پنج سال بعدشم خودم شرکت حسابداری زدم

    پاسخ
  38. معصومه
    معصومه می گوید

    خخخ داداش اصلا نمیدونم چجوری بگم منطورم اینه که من میخام کاریو شروع کنم که عشقم نیس ولی رشتمه و از طریق این کارم به عشقم،کاری که آرزومه برسم

    پاسخ
  39. مونا
    مونا می گوید

    سلام داداش،خسته نباشی عالی بود حرفات 👏
    من ان شالله یه مربی بدنساز خیلی خوب شدم تو شهرمون،کلی شاگردخصوصی دارم،اکثر باشگاه ها ازم میخوان باهاشون همکاری کنم،باعث شدم امید و انگیزه بین شاگردام بیشتر بشه و به این باور برسن که باید به فکر خودشون و سلامتیشون باشن و برای خودشون وقت بزارن،اسیبی هم که تو ورزش دیدم کامل خوب شده و خیلی حرفه ای دارم ورزش خودمو دنبال میکنم.
    من برای رسیدن به این هدفم باید کتابای مرتبط با رشته بدنسازی،برنامه نویسی،اناتومی،اسیب شناسی،بیشتر بخونم،باید سعی کنم بیشتر امیدوار باشم و توهیچ شرایطی از علاقم دست نکشم و قبول کنم مشکلاتی که برام به وجود اومده بلاخره تموم میشه..
    برای گوشی وقت کمتری بزارم و سعی کنم بیشتر کتاب بخونم و از ادمای با انرژی منفی که میگن نمیتونی و شانس نداری فاصله بگیرم و ازهمه مهم تر اینکه توکلمو به خدا بیشتر کنم و رو سلامتی خودم تمرکز کنم و هرکاری کنم که زودتر خوب شم و بتونم به کارم برگردم

    پاسخ
  40. معصومه
    معصومه می گوید

    سلام.من میخام تو پنج سال آینده به ارزوم رسیده باشم
    آرزومم اینه که میخام یه کاری شروع کنم یعنی تقریبا ۸۰ درصد کارامو کردم میخام از طریق این کارم به ارزوم برسم و حالاتو پنج سال بعدش رسیدم و واقعا خوشحالم…چون به بزرگترین آرزوم رسیدم….

    پاسخ
  41. پریسا
    پریسا می گوید

    سلام
    پنج سال دیگه ک نه!اما ده سال دیگه که سی سالمه،
    من یه سایت دارم که مطالبش انگیزشیه،دو تا کتاب نوشتم،یکیش برای دختراس،به اسم خودت باش دختر ایرانی،یکی دیگشم مجموعه ای از تلفیق دین و روانشناسیه……
    و ارشد شیمی ام رو هم میگیرمو،احتمالا یا در یک کارخونه مسئول ازمایشگاهم،یا یه موسسه اموزش خلاقانه شیمی و نانو شیمی دارم،در این مورد مرددم که کدومش بهتره……
    و برای رسیدن به اهداف باید ساعت مطالعه ام رو بالاتر ببرم،دین و روانشناسی رو بیشتر مطالعه کنم،البته مطالعه ام زیاده ولی بیشتر باید بشه،
    نحوه تاسیس سایت و جمع کردن مخاطب رو از خواهرم باید یاد بگیرم،
    تازگیام بهم پیشنهاد تدریس خلاقانه شده که باید حسابی روش کار کنم،باید ارشدمو بگیرم،از آدم های تنبل و کم حوصله ام دوری کنم……
    به امید موفقیت همه بچه ها و داداش رضا

    پاسخ
  42. زهرا
    زهرا می گوید

    سلام من به یه درامد خوبی رسیدم، و اندازه درامدم هم کارهای خیر انجام میدم،برای رسیدن ب اینجا با ادمای صادق کار کردم و تو پروژه هاشون ب اندازه پولم سرمایه گذاری کردم و پولمو چن برابر کردم،کتاب هم کتابایی ک تو این زمینن تو زمینه کسب و کار و سرمایه گذاری خوندم و همچنان ب مطالعه ادامه میدم چون هر چقد بیشتر بدونی خلاقیتت هم بیشتر میشه،

    پاسخ
  43. Abolfazl
    Abolfazl می گوید

    سلام
    من دارم یه زندگیه خوب با همسرم رو تو یه خونه خیلی خوب با یه ماشین خوب و کسب و کاری که خودم راه انداختم و میبینم.
    برای این اهداف باید حتما ۱_خودسازی خودم رو انجام بدم،۲_همسر نمونه باشم،۳_مدیریت اموالم رو بلد باشم،۴_مهارت های ارتباطی و مدیریتی رو بلد باشم،۵_مهارت های برنامه نویسی و ورد پرس رو تا حد نیازم بلد باشم،۶_مهارت کنترل احساسات و افکار رو داشته باشم،۷_دوره های داداش رو تهیه کنم و در اولین فرصت کتاب ثروتمندترین مرد بابل رو مطالعه کنم،۸_همیشه در حال افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس باشم،۹_ورزش و تحرک داشته باشم تا ذهنم باز باشه و بهتر بتونم تصمیم بگیرم و فکر کنم،۱۰_مهارت کنترل خشم رو افزایش بدم.
    فعلا کسی رو نمیبینم که حذفش کنم.

    پاسخ
  44. زهرا77
    زهرا77 می گوید

    سلام و خسته نباشید خدمت داداش رضا
    واقعا پست مفیدی بود خیلی ایده ها ذهنم اومد برام.
    منم ارزومه کارافرین بشم.دوست ندارم کارمند بشم و رییس بالاسرم باشه ینی غرورم نمیزاره.چون خودمم خلاقم….
    بعد۵سال من یه کار افرین تولید و طراحی لباس بچگانه دخترانه انواع کیف و کفش ایرانی شدم و واردات از ترکیه رو تعطیل کردیم…
    بهترین طراح کیف و کفش و لباس در ایران شدم.اشتغال زایی کردم تا جایی که ن تنها وارداتی از کشورای غربی نداریم بلکه ما ب کشورای دیگه صادر میکنیم.
    من باید رسالتمو بشناسم و توسعش بدم و از کسایی که تو این رسالتن کمک بگیرم برم تو دل تموم ترسام و بخاطر رسالتم زمان زیادی بزارم
    باید ارتباطمو با دوستایی که منو برا هدفشون میخوان حذف کنم.کتابایی راجع به مد و لباس و متناسب نیاز جامعه بخونم.
    اول باید بتونم فرهنگ غربی رو کمرنگ کنم تا بتونم ی فرهنگ جدید بیارم.
    نظرخواهی کنم ی سایت بزنم و محصولاتی رو عرضه کنم تا فقط نظرمردمو بدونم…
    تنوع رو بیشترکنم.
    فعلا همینا به فکرم رسید😁😁😁
    مرسی.

    پاسخ