کتاب تضاد درونی + صوتی

 

سلام.
داداش رضا هستم…
میگم ؟
میشه یه توضیحی در مورد کتاب تضاد درونی بدم ؟

آخه به نظرم یکی از مظلومترین کتابایی که نوشتم همینه…
چون تعداد صفهاتش کمه …شاید با خودت بگی خب این کتاب زیاد مهم نیست…
اما اتفاقا این کتاب یکی از پر مغز ترین کتابایی هستش که نوشتم…
دلیلشم اینه که سرویس شدم سر عمل کردن بهش..
این کتاب برمیگرده به دوران بعد از توبه کردنم…
خب…
من توبه کرده بودم ولی دوست دخترامو نمیتونستم ترک کنم…به هر حال عادت کرده بودم به این کارا…

من قبل تحولم هر کاری میکردم حتی ذره ای احساس عذاب وجدان نمیکردم…
ولی وقتی ۱۹ مرداد سال ۱۳۹۳ توبه کردم یه اتفاق عجیبی در درونم به وجود اومد…
اونم اینه که به شدت احساس گناه میگرفتم.
یکی از دلایلی که سال ۱۳۹۳ مدام سیم کارت میخریدم و سیم کارت میشکستم همین بود…
نمیدونم یادتونه یا نه…ولی کسایی که از سال ۱۳۹۳ منو دنبال میکنن قشنگ یادشونه دارم چی میگم…

شاید به جرات بگم که نمازام منو نجات داد…چون سر نماز فقط خودمو فحش میدادم که رضا نه به نمازت نه به این کارات…

خیلی هاتون الان منو میبینید و میگید رضا خوشبحالت …چه ازدواج خوبی کردی…خوشبحالت…رفتی مشهد و هجرت کردی و همسایه امام رضا شدی…
ولی هیچکدومتون اینو نمیگید که من قبلش چکار کردم…
مرد حسابی…من پوستم کنده شد سر ترک بعضی از کارا…
خب خدا جای حق نشسته …دیده من چقدر تلاش میکردم برای پاکی…بخاطر همینم یه همسری داده بهم که واقعا خوبه …
خب قبلشم ببین دیگه…
من قبلش همه کارامو گذاشته بودم کنار…

  • باور کن عذاب وجدان بیچارم میکرد…

خیلی هاتون دوست دختر دارید ولی از کنار این عذاب وجدان ها به سادگی عبور میکنید…ولی من نمیتونستم عبور کنم…پوستم کنده میشد…
قشنگ یادمه…
یه روزی با خدا معامله کردم و این رابطه رو گذاشتم کنار…
بعدش یهو بوم بوم بوم اتفاقات خوب برام میوفتاد…به نظرم بهترین اتفاق مثبت زندگیم همین صلح درونیم بود…
بعدش که حالم توپ شد رفتم یه کتاب نوشتم به نام تضاد درونی…
این کتاب رو تقریبا شش سال پیش نوشتم.
دلیل اینکه اسمشو گذاشتم تضاد درونی همینه که از درون عین خوره خودمو میخوردم…یعنی درسته چت میکردیم و اس میزدیم و تلفنی حرف میزدیم ولی عذاب وجدان بیچارم میکرد…
وقتی این رابطه هارو گذاشتم کنار بعدش این کتابو نوشتم و یه گوشه ای از سایت داشت خاک میخورد…چون حس میکردم کسی قدر این کتابو نمیدونه…تعداد کامنت هم تو قسمت نظرات این کتاب کم بود…ولی اگه بگم بهترین و تاثیرگذارترین کتاب تو زندگی تک تک شما همینه کم نگفتم.
بگذریم…
این کتاب رو بخونید .

به لطف خدا این کتاب توسط داداش محمد هم صوتی شده که میتونید گوشش بدید.

در انتها ازتون میخوام اگه دوست دختر داری کاتش کنی…چون آدم با گناه به عاقبت خوش نمیرسه…خیالت تخت.

کتاب تضاد درونی + فایل صوتی کتاب 🙂

 

کتاب تضاد درونی رو زمانی نوشتم که مجرد بودم.

الان ازدواج کردم و دو سال از عروسیم میگذره…تموم پیشبینی هام تو کتاب تضاد درونی درست بود.

هر روز که داره میگذره بیشتر عاشق فاطمه میشم.
همیشه اینو بهش میگم که من تورو بخاطر خودت میخوام.یعنی وجودتو میخوام اخلاقتو میخوام …جز این هیچی برام مهم نیست.اگه ۱۲ تا بیماری هم بگیری بازم دوست دارم و پیشتم.
هر اتفاقی بیوفته پیشتم.
چون عشقم نسبت به فاطمه بخاطر حاشیه نیست…بلکه بخاطر خودش دوستش دارم.چون وجودشو دوست دارم هر روز بیشتر عاشقش میشم.
عشقی که الان به فاطمه دارم رو اوایل عقد و عروسی نداشتم.الان عشقم بیشتر شده بهت…
به طرز عجیبی همونی هستش که میخوام.
میدونستم وعده خدا حقه.
کنارش آرامش دارم.
خیلی به هم محبت میکنیم…با درونم خیلی یکیه.
اینا همه پاداش همون تصمیماتی بود که مجرد بودم گرفتم…
من سر نفسمو بریدم.
گرگمو بردم تو غل و زنجیر…
خدا میدید منو…میدونست که تلاش میکنم.
گشایش مال کسایی هستش که با خودشون صادقن.
من خیلی بد بودم …ولی در حد توانم خوب شدم.
پنجاه درصد مسیر رو من اومدم پنجاه درصد دیگه رو خدا….
کلا از همه چی زندگیم راضی ام.خدایا شکرت‌…
همه چیم نظم پیدا کرده.
میخوام با این همسفر بهشتی عاقبت به خیر بشم.

منو فاطمه خیلی با هم خوبیم.
کلا از لحاظ عشق و محبت خونمون خیلی شارژه.
اصلا یه همچین چیزی رو ندیدم تو کل اقوام و فامیلامون.
نکته جالب اینه که من خود فاطمه رو دوست دارم.یعنی وجودشو…
اگه دوست داشتنم دلیل دیگه ای داشت خونمون انقدر پر از عشق نبود.
ما خیلی بهم محبت میکنیم…خیلی زیاد.
هم محبت کلامی هم فیزیکی.
یادمه اون روزی که داشتم کتاب همسر نمونه‌رو مینوشتم میدونستم که شوهر خیلی خوبی میشم…
به لطف خدا اخلاقم تو خونه با خانومم عالیه.
من باور داشتم زندگی خوب و پر آرامش هست…رفتم سمتش…و ساختمش…
همین…
حرفام تموم شد 🙂

دیدگاه ها غیر فعال است.

196 پاسخ
  1. لیلا
    لیلا گفته:

    سلام یه سوال لطفا جواب بدید چی باید بدونیم که اعتقاداتمون از حالت تقلیدی خارج بشه
    یعنی همینکه من خدارو قبول کنم ترجمه ی قرآن رو بخونم درمورد اماما کتاب بخونم و یه چیزایی درمورد احکام دین بلد باشم خوبه؟

  2. زهرا
    زهرا گفته:

    سلام همسفران زمینی
    میخواستم بگم شیطان ونفس از راه همون اعتقاداتی که قبول داری وارد میشه واسه من اینجوری ..
    مثلا میگه تو واسه خدا داری تو این مجلس عروسی میری که ….تو واسه خدا داری کفش شیک میپوشی که …
    در صورتی که در اصل تو قلبت واسه خود نمایی و ریا هست…من.اومدم با خودم گفتم این مجلسو نمیرم ..کفش دیگه رو می پوشم ..یعنی از وسط راه منصرفش میکردم که دیگه به خطاهای دیگه نکشوندم..میبینی خیلی ریز وارد میشه ..
    اینا تجربیات من بود.ِ..
    داداش رضا میشه یک راه حل بدی واس این مورد..راه حل هایی از بزرگان شنیدم میخوام نظر شما رو هم بدونم..

  3. مونا۹۴
    مونا۹۴ گفته:

    سلام داداش ینی واقعا نمیخای به من کمک کنی؟من لازم دارم باهات حرف بزنم
    من از اول محرم تا امروز پاک بودم امروز شکست خوردم آدم هرچی بالاتر بره اگه بیفته بیشتر میشکنه محکم تر زمین میخوره بیشتر میرنجه
    خسته ام از خودم اول اعتیاد به پورن بعدش هم دیگه واضحه
    وسوسه
    وسوسه
    وسوسه
    زمانی که وسوسه میشم هیچ چیزی نمیتونه جلوم رو بگیره هیچی بعدش هم پشیمونی که دیگه سودی نداره
    داغونم مگه میشه کسی کلا ترک کنه باورم نمیشه ترک کردی داداش
    میدونم الان میگی برو کتابام رو بخون
    یکیش رو خوندم تا بیست روز پاک بودم اما بازم شکست خوردم
    خسته ام از خودم و شاکیم از خدا
    به دادم برس
    شاید فقط یه ایمیل تو منو برگردونه شاید پس کمکم کن

  4. احسان
    احسان گفته:

    سلام بچه ها ⁦👋🏼⁩

    من ۲۰ سالمه این روزا خیلی شهوت بهم فشار میاره … برام دعا کنید تا شرایط ازدواجم فراهم شه مرسی ازتون

  5. آبجی فرزانه
    آبجی فرزانه گفته:

    سلام داداش. خوشا به حالتون
    ایشکا من و بیشتر بچه ها مشهد بودیم باهم میرفتیم
    راستی چقدر چهره هردوتون شبیه به شهداست😍
    نگاهتون میکنم کیف میکنم. یجورایی حس میکنم به چهره شهدا و یا علمای دینی نگاه میکنم

  6. سمیرا
    سمیرا گفته:

    سلام داداش.
    خواهش میکنم جوابمو بده.
    داداش من و خانواده ام آدمای خوبی هستیم ، ۲۵ سالمه. و تلاش میکنم برای بهتر شدن ولی داداش خواستگاری ندارم ،خیلی هم دعا میکنم ، تلاش میکنم برای بهتر شدن، حس میکنم درسی رو که باید بگیرمو گرفتم.
    چهره خیلی قشنگی هم دارم همه میگن.
    خواستگار داشتن واقعا چیزی نیست که دست من باشه ، همه تلاشمو میکنم که مثلاً تو چشم باشم اما خدا نخواد نمیشه ، اما نمیدونم چیکار کنم ؟ بهم بگو لطفاً. کمکم کن

    • sars 🤞
      sars 🤞 گفته:

      سلام آبجی
      تلاش کن بوی گل بده و تسلیم خدا باش
      خودش در بهترین زمان بهترین ها رو نصیبت میکنه ان شاءالله
      عاقبت بخیر شی 🤞

    • امیرحسین :)
      امیرحسین :) گفته:

      سلام.
      اینو بنویس بذار وسط قرآن
      🙂
      به مامان یا پدرت بگو دعا کنن
      دعای مامان بابا، عین چی میگیره
      شک نکن.

    • عاشِقِ مَهدی
      عاشِقِ مَهدی گفته:

      سلام آبجی..تسلیم باش …و باور داشته باش خدا در بهترین زمان همه چی رو جور میکنه..همه چی به وقتش اتفاق میوفته…رو حسن ظنت نسبت به خدا کار کن و به آینده خیلی امیدوار باش🤗

    • 🌱حسنا🌻
      🌱حسنا🌻 گفته:

      سلام سمیراجان هم سن و هم اسمیم خواسته هامونم که یکیه..راستشو بخوای منم چند وقت پیش(چند ماه بود)خیلی گیر داده بودم به ازدواجم…هی میگفتم ای وای سنم بالارفته و همه دوستام ازدواج کردن وفلان و..نذر و ختمی نمونده بود که بر ندارم انگاری دیوونه شده بودم اما نشد یکی از دلایلشم بیکاری و حرفای اطرافیانه که باعث شده بود این موضوع رژه بره تو مغزم…اما بعدِ آشنا شدن با سایت داداش رضا و خوندن پستا و گوش کردن لایوا این موضوعو سپردم به خدا دیگه ازش دست برداشتم اوایلش خیلییی سخت بود اما الان یکم آروم تر شدم و همش میگم خدایا چون خودت جورش میکنی خیالم راحته شمام با خدا زیاد حرف بزن و بسپر به خودش و به خودت اطمینان بده همه کاره خداس انشالله که بزودی یه همسفر بهشتی قسمتت میشه عزیز

    • neda🤞
      neda🤞 گفته:

      سلام ابجی
      مطمئنا حکمتی توشه…شاید خدا میخواد امتحانت کنه و توکل و صبرت رو بسنجه
      این متنو بخون🥰

      یکی تو ۲۳ سالگی ازدواج میکنه و اولین بچه شو ۱۰ سال بعد به دنیا میاره،اون یکی ۲۹ سالگی ازدواج میکنه و اولین بچه شو سال بعدش به دنیا میاره
      یکی ۲۵ سالگی فارغ التحصیل میشه ولی ۵ سال بعدش کار پیدا میکنه، اون یکی ۲۹ سالگی مدرکشو میگیره و بلافاصله کار مورد علاقه شو پیدا میکنه
      یکی ۳۰ سالگی رئیس شرکت میشه و در ۴۰ سالگی فوت میکنه، اون یکی ۴۵ سالگی رئیس شرکت میشه و تا ۹۰ سالگی عمر میکنه
      تو نه از بقیه جلوتری نه عقب تر. تو توی زمان خودت زندگی میکنی پس آرام باش،از زندگی لذت ببر و خودت را با دیگری مقایسه نکن.
      هر کسی سرنوشت خودش را دارد

  7. Hoseini
    Hoseini گفته:

    سلام من واقعا درباره شناخت امام زمان گیج شدم اصلا نمیدونم باید دقیقا درباره ی چه چیزی بخونم و تحقیق کنم تو سایتم درباره اهل بیت خوندم ولی بازهم به نتیجه ای نرسیدم و فقط این جمله تو ذهنمه
    کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است. و من حس میکنم هیچی از امام زمانم نمیدونم و نمیدونم چیکارباید بکنم.
    التماس دعا

  8. H.d
    H.d گفته:

    سلام داداش رضا من یه سوال داشتم؛
    شما قبل تحول هم اینقد انرژی تون بالا بود؟
    حالا گذشته از اینکه صرف چ کاری میشد

    من انرژیم کمه

  9. Yekta Azizi
    Yekta Azizi گفته:

    سلام آقای داداش رضا
    ببخشید پیامی که میدم ربطی به این موضوع نداره ولی
    نمیدونستم باید کجا پیام بدم .
    من تازه با سایت‌تون آشنا شدم. گرگ من تنبلیه و کتاب تنبلی
    مادر تموم گناهاست رو خریدم. الان فصل دو هستم. رسالت.
    من خیلی فکر کردم .. زیاد چیزی از کودکیم یادم نمیاد، بازی‌های
    کودکیم خیلی بودن .. نمیشه گفت به کدوم علاقه داشتم ..
    الان هم ۱۵ سالمه .. نوجوانیم هم خب الانه، دلم می‌خواد
    رسالت رو پیدا کنم، نمی‌خوام عمرم صرف چیزایی غیر از
    رسالتم بشه ولی نمیدونم باید چیکار کنم ..
    هر چی فکر کردن به چی علاقه دارم ابن‌ها اومد تو ذهنم :
    ۱. کتاب خوندن [ خیلییییییی دوستش دارم از همون بچگی
    مادرم میگه برات کتاب می‌خوندم و دوست داشتی .. الانم
    خیلی کتاب دوست دارم، همینطور سخنرانی و .. ]
    ۲. یه کار دیگه که خیلی دوست دارم این هست که وقتی
    چیزی یاد می‌گیرم دلم می‌خواد به دوستام و … یاد بدم
    یعنی اصلا برام مهم نیست که من پول دادم فلان چیز رو
    یاد گرفتم، نه ! کلا دوست دارم .. تو مدرسه بچه‌ها میومدن
    با هم درس می‌خوندیم.. خونه‌مون میومدن اگه مشکلی داشتن
    براشون رفع می‌کردم، یعنی می‌خوام بگم توضیح دادن و این‌ها
    رو خیلی دوست دارم ..
    می‌تونم بگم ابن دو مورد علاقه واحدم هست چیزهای دیگه
    دوست دارم اما درجه‌شون کمتره ..

    ولی خب این‌ها رسالت میشه ؟؟؟
    من یکم گیج شدم .. نمیدونم باید چیکار کنم .. شما گفتید صفات هم مهمه ..
    خب من روابط عمومی بالایی دارم، انرژی خیلی بالایی هم دارم و….
    اما خیلی گیج شدم ..
    میشه کمکم کنید ؟؟؟

    • شهیده گمنام🤞🏻
      شهیده گمنام🤞🏻 گفته:

      سلام طبق چیزایی که گفتید، رسالت شما می تونه همون معلم بودن یا یه کاری که مربوط به آموزش هست باشه…
      یه بار متن خودتون رو بخونید… جواب سوالتون توی خود سوال هست..
      بهتون پیشنهاد می کنم لایو پیشگویی داداش رضا رو گوش کنید

      • Yekta Azizi
        Yekta Azizi گفته:

        معلم بودن .. درسته خودم هم حس میکنم اما یه حسی دارم..
        انگار استرس اینکه موفق نشم یا … نمیدونم ..
        خیلی مچکرم. فقط کجا می‌تونم پیدا کنم لایو رو؟؟
        داخل قسمت لایوها ندیدم …

        • شهیده گمنام🤞🏻
          شهیده گمنام🤞🏻 گفته:

          لایو پیشگویی رو فکر کنم در کنار لایو برکت توی سایت گذاشتن.. اما مطمئن نیستم.
          من از تو کانال گوش دادم، لایو ها رو داداش تو کانال گذاشتن

  10. ظریفه سعیدخانی
    ظریفه سعیدخانی گفته:

    سلام دوستان
    من درحال مقابله ومبارزه هستم برا خیلی دعا کنین بتونم سلامت بیرون بیام
    میدونم خدا داره قدم به قدم کمکم میکنه
    داداش رضا چیکار کنم تو مقابله با وسواسم دوام بیارم
    میخوام از تجربه ی شما کمک بگیرم

  11. علی
    علی گفته:

    سلام.
    وقتتون به خیر
    اگر میشه یک سیر مطالعاتی برای کتابهاتون معرفی کنید.
    مثلا یکی که میخواد شروع کنه به مطالعه کتابها از کدوم کتاب شروع کنه و بیاد جلو؟؟
    اصن ارتباط درونی یا ذهنی دارن که نیاز باشه پشت هم باشن یا میشه قرم قاطی خوند؟
    اگر به هم مربوطن یا مث تیکه های پازل هرکدوم سر جای خودشون قراره باشن، پس یه روش مطالعاتی بگید که مثلا او این کتاب بعدش فلان کتاب و… تا کتاب آخر

    • جُون غلام المهدی🤞🏻
      جُون غلام المهدی🤞🏻 گفته:

      سلام داداش🤞🏻
      داداش رضا میگن از هرجا درونت میگه استارت بزن و پیش برو…
      ایشون معتقد ان سیر مطالعاتی رو باید خدا بگهـ نه من (“:
      [ من قبلا این خواستتون رو گفته بودم، جوابی که دادن این بودش🙂😁]
      ان شاءالله عاقبت به خیر شیم

  12. یا حسین
    یا حسین گفته:

    سلام بچه ها.
    من تا حالا کربلا نرفتم.
    دو شب پیش خواب دیدم، خواهرم رفته کربلا، من اونقدر گریه میکنم میگم، من که خیییلی دوست داشتم برم پس چرا من نرفتم ، در همون حال گریه میگم که، میگن که دعا تو بین الحرمین براورده میشه.
    تو این حین هم بین الحرمین رو دارم میبینم.

    راستش بچه ها من ی حاجت بزرگ دارم، بعد از دیدن این خواب هم خوشحال شدم ، هم رفتم تو فکر و ناراحت شدم، میگم نکنه از امام حسین دورم، نکنه از من راضی نیس ک حتی تو خوابم نرفتم کربلا؟؟

    • .
      . گفته:

      سلام
      چند تا چیز وجود داره
      یک اینکه خواب حجت نیست
      ممکن باشه بدون تعبیر باشه
      اما هستن کسانی که خوابشون تعبیر داره و اکثر خواب هاشون نشونست مثل حضرت یوسف یا عالم های دینی دیگه یا حتی بعضی از آدم های عادی هم میتونن اینجوری باشن
      دوم اینکه شما چرا نیمه پر لیوان رو نمی‌بینید بعضی ها هستن نه کربلا رفتن نه خواب کربلا رو دیدن همین که شما محیط کربلا رو تو خواب دیدید خیلی شیرینه
      به نظر من شما به فال نیک بگیرید کربلا هم خودش هم خوابش خیلی زیبا می‌تونه باشه
      خب ببینید نعمت بزرگیه امام حسین شما رو به زیارت بین الحرمین تو خواب دعوت کرده خیلی چیز بزرگیه ها
      ان شاءالله که خیره
      عاقبت بخیر شید

  13. دلارا
    دلارا گفته:

    جواب سوال داداش:

    اینکه بدون تلاش یا بدون نیت درست
    بخاد ب کسی کمک یا برکت بده.

    و من الله توفیق جایزه مِن اخی رضا😁

  14. 🌱حسنا🌻
    🌱حسنا🌻 گفته:

    سلام داداش پیرو اون سوالی که تو کانال پرسیدین
    به نظر من خدا “هدایت نکردن” رو نمیتونه انجام بده شایدم “نبخشیدن” نمیدونم

  15. سعید
    سعید گفته:

    سلام داداش
    جواب سوالتو کجا بدیم هیچ راهی نذاشتی برای پاسخ ؟
    همین جا میدم
    به نظر من خدا، یه خدای دیگه عین خودش و هم سطح خودش رو نمیتونه بیافرینه…

  16. آبجی فرزانه
    آبجی فرزانه گفته:

    داداش در رابطه با سوالی که پرسیدید
    به نظرم خدا نمیتونه بد بنده شو بخواد
    یا اینکه خدا نمیتونه توبه ی بنده ای که ازگناهش پشیمونه رو نبخشه

  17. دلداده‌ابوخلیل
    دلداده‌ابوخلیل گفته:

    سلام ، ببخشید (:
    خیلی وقتا خسته ام نمیتونم مطالب رو بخونم
    الان ۱۱ روزه که با سایت و کانال آشنا شدم و توی همین ۱۱ روز تونستم یکی از گناهام رو که خیلی درگیرشم ترک کنم
    دیشب دوباره انجام دادم و امروز با پشیمونی گفتم باید خودم رو تنبیه کنم… فلفل…😆
    اولش ترسیدم اما گفتم باید بخوری تا دیگه انجامش ندی…
    خیلیییییی بد بود باور کنین …. ان شاءالله که اثر کنه و دیگه سمتش نرم

    داداش رضا در مورد امام زمان مطلبی گفتین توی سایت یا توی کانال؟
    باخودم گفتم این تلاشهام برا ترک گناه فقط نذر ظهور باشه…

  18. گلادیاتور مونث
    گلادیاتور مونث گفته:

    سلام داداش رضا
    منم خیلی دوست دارم یکی از کتاب هاتونو صوتی کنم
    آخه تا الان فکر میکردم فقط برادرا میتونن بخونن اما
    امروز که دیدم دو تا از خواهرا هم این کارو انجام دادن انگیزه م قوی شد
    حالا
    کتابی هست که صوتی نشده باشه و بتونم کمک کنم ؟

  19. Erfan.m
    Erfan.m گفته:

    سلام واقعا خدا رو شکر میکنم که من از اول سراغ این کار نرفتم که وابسته بشم .ولی متاسفانه دوستام درگیرش بودن . من از ۱۴ سالگی تو قهوه خونه بزرگ شدم با هر جور آدمی برخورد کردم اما واقعا چون مهر خدا و اهل بیت تو دلم بود خدا نجاتم داد و بعد از واردشدن به خدمت سربازی که شروع به نمازخوندن کردم یواش یواش حکمت های خدا برام روشن شد .خدایا شکرت
    داداش تو بهترین کسی بودی که باعث شدی من خدا رو بهتر بشناسم خدا یه فرزند صالح مثله خودت بهت عطا کنه انشاءلله💗💗💗

  20. ریحانھ:)🤞
    ریحانھ:)🤞 گفته:

    سلام داداش.
    دیشب خیلی دعاتون میکردم
    واقعا مسیر زندگی خیلی هارو تغییر دادید، خوش به حالتون.
    ما از امام رضا دوریم شما که میرید پابوس آقا ما رو هم دعا کنید.

  21. setareh
    setareh گفته:

    سلام داداش رضا 😢
    من با یه پسری مذهبی در ارتباط بودم به خدا قسم پدرم درومد تا گذاشتمش کنار
    دو ماهه هیچ ارتباطی نداریم
    زنگ میزد خواهش و التماس و گریه که بزار بیام خواستگاری ولی به خاطر اینکه میدونستم نمیتونم باهاش زندگی کنم به خاطر مشکلاتی که داشت رد کردم😢
    بهش میگفتم از خدا میترسم رابطه امون گناهه
    هزار تا توجیه میاورد که نه من قصدم ازدواجه
    داداش من با تموم سنگدلی گذاشتمش کنار , هزار بار بهم پیام میداد جواب نمیدادم یه صبح که بیدار شدم بالای ۲۰ تا میسکال داشتم با ۲۰۰ تا پیام تلگرام😢
    داداش به خدا منم دوسش داشتم ولی نمیشد نمیتونستم چون مشکل داشت
    همه درا رو روش بستم . همه ظلمی کردم بهش ‌.
    فقط به خاطر اقا امام رضا به خاطر خدا به خاطر اینکه میدونستم گناهه میدونستم اشتباهه رابطه رو تموم کردم
    موقعی که با اون تو رابطه بودم زندگیم جهنم بود
    بعد از جدا شدنمون آقا طلبید رفتم مشهد ازش خواستم حُبش رو از دلم خارج کنه و بهش کمک کنه
    بعدش زندگیم پر از خیر و برکت شد
    داداش بگو که اشتباه نکردم باهاش کات کردم
    بگو آه اون پسر منو نمیگیره 😢😢
    خیلی میترسم

    • sars 🤞
      sars 🤞 گفته:

      سلام آبجی
      بنظر من کار درستی کردی عزیزدلم
      اون رابطه گناه بوده و تو باید تمومش می کردی
      شیطون از این موقعیت میاد استفاده میکنه
      مدام به فکرت میندازه که آه پسره تو رو میگیره تا دوباره تو رو به گناه بکشونه یه جورایی گناه رو میخواد با دلسوزی بیجا توجیه کنه برات …‌ به عشق خدا نه گفتی خدا هم به وقتش برات جبران میکنه 😊 گول حرفای شیطون رو نخور آبجی و به مسیرت ادامه بده
      عاقبت بخیر شی 🤞

    • زهرا
      زهرا گفته:

      سلام همسفر زمینی
      نه اتفاقا بهترین کار دنیارو کردی من تجربه تورو داشتم …
      ولی این نفس واموندس میگه نفرین و….
      تو بهترین کارو کردی منم همین کارو کردم امام زمان عج دستمو گرفت ..
      یقین بدون و عذاب وجدان نداشته باش

  22. Ziba
    Ziba گفته:

    سلام داداش واقعا نمیدونم چه دعای برای شما و داداش محمد کنم این واقعا مشکل من درست بادوست پسرخیلی تلفنی حرف نمیزنم چت هم نمیکنم هر ماهی یه باراما باز عذاب وجدان دارم قبلا با چند پسر چت میکردم نمیدونم چرا اما واقعا خسته شدم همشو گداشتم کنار جز یه نفر که ماهی یه بار یا دو بارشب تانصف شب چت میکنم اما بعد چت واقعاناراحت میشدم مشکل اصلی منچت باجنس مخالف نمیدونن چرا واقعا خسته شدم ازاین حس لعنتی 😭دوستام خیال میکنن من دخترمذهبی هستم که تا حالا با هیچ پسری چت نکردم اما برعکس تا امروز شانسی این فایل صوتی کتاب تضاددرونی دیدم واقعا حرفهاتون عالی همه حرفهاتون درست به خدا گل گفتین🤞داداش دعا کنید این گناه بزارم کنار همین الان می خوام شماه اون پسر حذف کنم برام دعا کنیدداداش خواهش میکنم شاید مشکل من این که خیلی به ازدواج فکر میکنم خیلی این فکر ازدواج ذهن درگیر خودش کرده اما از امروز این میزارم کنار همه چیز میسپارم به خدا فقط
    واقعا نمیدونم چه دعای کنم برای شما وداداش محمد ان شاءالله شهادت قسمتتون ببخشید خیلی حرفهام زیاد شدن🌹🌹🌹🌹

    • محمد مظهری
      محمد مظهری گفته:

      سلام آبجی زیبا
      همین که عذاب وجدان دارید بنظرم خیلی نشونه خوبیه
      اصلا همین که امروز این کتاب قسمت شما شد یه نشونه براتون بود
      مطمئنم میتونین از پسش بربیایید
      یه همت جانانه کنید و یک تصمیم قاطعانه بگیرید
      التماس دعا

  23. Yaaamahdiii
    Yaaamahdiii گفته:

    سلام داداش
    میخواستم یچیزی بگم
    اگر میشه یه دوره یا یه پستی درباره خیال های الکی معرفی کنید
    داداش دارم دیوونه میشم کمکم کنید
    یا اگر صوتی مقاله ای چیزی میدونید بهم معرفی کنید
    دست خودم نیست ۲۴ساعته دارن خیال بافی میکنم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
    تورو خدا کمکم کنید

    • عاشِقِ مَهدی
      عاشِقِ مَهدی گفته:

      درمان خیالبافی یکیش اینه که سر خودتو با جیزی که دوست داری مشغول کنی که حواست به اون کار معطوف بشه….و اینکه پرش فکری بزن..یعنی تا خواستی خیالبافی کنی یه موضوعی چیزی پیدا کن در مورد اون فک کن…شاید برا شروع بهتر باشه سخنرانی زیاد گوش بدی تا حواست پرت بشه..لایوهای داداش..سخنرانی های استاد پناهیان..رائفی پور اینا عالی ان..خیالبافی از بیکاری میاد بیکار نباش…به قول امام علی اگه نفس خودتو مشغول نکنی اون تو رو مشغول میکنه..قطعا روزای اول خیلی سخته چون میخوای یه عادتی رو در خودت تغییر بدی که حداقل ۲۱ روز تا ۴۰ روز طول میکشه تا یه عادت جدید در شما شکل بگیره..یادت نره کل خودسازی یعنی استقامت و کم نیاوردن😊

  24. مرتضی
    مرتضی گفته:

    سلام
    داداش رضا
    اگه دوس دختر مجازی باشه اشکال داره😐
    چون من دوس دخترم مجازیه بهش هم گفتم درباره ازدواج
    اون منو از تنهایی درمیاره این خیلی خوبه چون اگه تنها باشم میرم سمت کارای غلط
    قراره همو ببینیم بعدش ب خانواده هامون بگیم بعدش هم اگه شد ازدواج
    ب نظرت کار غلطیه؟🤒

    • sars 🤞
      sars 🤞 گفته:

      سلام داداش
      ببیخشیدقصد توهین و قضاوت ندارم
      اما این راه شما که به گناه ختم میشه دوباره
      برای فرار از گناه به یه گناه دیگه پناه نبرید خودتون رو با اهداف و چیزای مفید سرگرم کنید
      عاقبت بخیرشید 🤞

      • مرتضی
        مرتضی گفته:

        ممنونم که کمکم کردین
        باهاش تموم میکنم بعدش میسپارم ب خدا
        خدا خودش درست میکنه چون خوشبختی دست خداست

        • زهرا
          زهرا گفته:

          ببینید این راه من تا آخرین لحظه رفتم و خدا نجاتم داد گفتم قصدم خیره ازدواج و….اما اما….امان از دست وسوسه های شیطان که با همون نیت های خیرو اعتقادات وارد میشه تا ضربه روحی و جسمی خودشو بزنه به جوونا …
          هرچه زود تر کات کنید تا دلبسته نشدید..این یک تجربه است..که دارم میگم ..

  25. سجاد 313
    سجاد 313 گفته:

    سلام . عالی بود . شیطون قبل قطع رابطه میگه گناه داره . ولش نکن . بعد تو چیکار کنه . افسرده میشه و چرت و پرتای دیگه . حتی واسه من از راه حق الناس هم وارد شد . بهم میگفت دلشو شکستی اون نماز میخوند و مومن بود . آه مومن پاچت رو میگیره 😂 و … .
    اخرشم به ازدواج ختم نمیشه . تازه وقتی کات میکنی میفهمی با تو فقط که نبوده هیچ با یکی دیگه هم بوده . بعد از دوسال میبینی نه با تو ازدواج کرده نه با اون یکی دیگه ، رفته با پسرخالش ازدواج کرده 😂😂😂

  26. بنده در جستجوی پاکی
    بنده در جستجوی پاکی گفته:

    سلام داداش،من دخترم ولی گوش دادم،خودم یه دوره ای بود یعنی پارسال تقریبا،خواستم کار خیر کنم توکانال تلگرام ومن شدم ادمین کانال و مدیرش پسربود،اولش حریمابود اصلا نفهمیدم چیشد که یهوگرم گرفتیم ولی اینم بگم تلاش میکردیم خودسازی کنیم باهم،زهی خیال باطل،خودسازی از راه حروم؟هه.نمیدونم چیشد که یکماه چت کردیم.اما یه اتفاق عالی افتاد.گوشیم خودبه خودخراب شد.حالم خیلی بدشد ولی خب اتفاق خیلی خیلی خوبی بود چون باعث شد به خودم بیام ویهو موندم که چیشد رسیدم بع اینجا؟اونم تویک ماه؟اصلا مگه میشه؟اینجاست که درک کردم که خدایا منو یه لحظه ام به حال خودم رهانکن یعنی چی؟اما خب میدونید چیشد؟یه مدت گوشی برادرم دست خودم بود که درسمو بخونم اما خب باهمون گوشی پیام دادم وگفتم نیتمون خیره ولی درست نیست.وتمومش کردم.گرچه اصلا رابطه عشق وعاشقی نبود.فقط درحدخودسازی و پیشنهاددادن.میگم خداروشکر تمومش کردم چون خدا یک ماهه یه عزیزی رو وارد زندگیم کرده که فقط شکر گزارشم.من حرومشو گذاشتم کنار حلالش اومد.اگه داستان خواستگاری و…تعریف کنم که چطوری معرفی شدیم وچیشد میمونید.فقط اینو بگم اگه خدا بخواد طوری برات میسازه ومیچینه که فقط انگشت به دهن بگی عههه چطوری شد؟بچها حرومشو بذارید کنار حلالش میاد باورکنید.
    (تو کتاب گفتید که این کارو گذاشتید کنار اول برای ارامش خودتون دوم ترس از خدا،به نظرم درست نیست بایدبگید اول بخاطر خدا دوم ارامش خودم،نه این کار بلکه همه کارا)
    ممنون از سایت خوبتون،التماس دعا ازهمگی

  27. Sood.2
    Sood.2 گفته:

    خوشبحال دخترایی ک هیچ وقت باهیچ پسری دوست نشدن قدر خودتونو بدونین برای منم دعا کنین
    واقعا پاکی دختر یچیز دیگه اس
    انگاری ک هیچ لکی روپارچه ی سفید قلبشون نیفتاده
    اما من هم متاهلی وهم مجردی هزارتا غلط کردم کمبود محبت وعقده داشتم

    • محمد مظهری
      محمد مظهری گفته:

      سلام
      چه بسا دخترایی بودن که روابط غلط زیادی داشتن تو زندگی شون اما از وقتی توبه صادقانه و خالصانه انجام دادن و متحول شدن پاک شدند. ما اجازه نداریم قضاوت کنیم
      و اینکه چون کمبود محبت و عقده داشتیم دلیل نمیشه که بریم هزار تا غلط کنیم
      امان از شیطان
      امان از نفس اماره
      چاره ای نداریم جز اینکه هر لحظه مراقب باشیم که دشمنی بس آشکارا داریم
      خدایا یه لحظه ما رو به خودمون وامگذار

      • Eli
        Eli گفته:

        سلام آبجی شاید حس میکنی با ارتباطهای قبلی دیگه دختر پاکی نیستی.
        ولی گرفتار دوتا تله شیطان شدی
        اولیش اینه ناامیدت کنه ک باور نکنی از اینکه میتونی با توبه مث ی بچه پاک بشی از گناه.اینکه مث همون دخترایی ک ارتباط نداشتن هیچ وقت.و هیچ سیاهی نیس دیگه(اینم یادمون باشه بعضی گناها مث غیبت از صدتا زناهم بدتره ک ازش روزانه غافلیم )

        دوم اینکه شیطان خوراکش اینه با کمبودامون مارو منحرف کنه.ی جوری ک ب خودمون حق بدیم ک ببین وض منووو.اگه فلان کمبودو نداشتم ک نمیرفتم سمت گناه.
        توجیه گناه خیلی سَمی هستش.
        تو خیلی روح پاکی داری ک اینجایی و دوست داری متحول شی

    • خادم المهدی🤞🏻
      خادم المهدی🤞🏻 گفته:

      سلام عزیزم🦋
      آدما وقتی توبه میکنن و تمام تلاششون رو میکنن که دیگه گناه نکنن هم پاک میشن🙃
      انگاری که اصن گناهی نکردن…

  28. دلارا
    دلارا گفته:

    سلام این کتاب هم خداروشکر خیلی خوب صوتی شد.
    ی نکته جالب اینه داداش محمد با یک ریتم یکنواخت صحبت نمیکنه.جایی ک باید حالت تلنگرانه صحبت کنه یا بامکث یا نیشخند یا هر مدلی ک انگار خود داداش داره اون لحظه صحبت میکنه میحرفه.تاثر گذاری زیاد میشه.متشکر از داداش رضا و داداش محمد

  29. مریم
    مریم گفته:

    من خیلی درگیر این روابط بودم. الانم هستم. شاید فکر کنی آرامش داری. ولی تهش، وقتی با خودت خلوت میکنی، میبینی که حالت اصلا خوب نیس… ظاهر قضیه قشنگه. ولی حال دلت خوب نیس. وای اگ بهش وابسته بشی. چشاتم بسته میشه. تا تهش میری… پس حتی یک بارم نرین سمتش..
    من الان نمیدونم چطور ازین رابطه بیام بیرون..
    وابسته شدم ولی در عین حالم میدونم آدم درستی رو انتخاب نکردم
    اون آدم درستیه واسه مریم الان
    نه آدمی که میخام باشم و بسازمش

    نمیتونم راحت بزارمش کنار
    درد خودم هیچ. از ضربه ای ک اون بخوره میترسم
    عذاب وجدان دارم
    وقتی اون هست بخاطر حقی که از خدا زیر پام می زارم
    وقتی هم بیخیالش میشم، بخاطر خودش عذاب وجدان دارم
    انگار هیچ کاری نمیتونم بکنم
    میدونم خدا درستش میکنه
    ولی نمیدونم باید چیکار کنم؟
    فقط یه حسی بهم میگ بیام مشهد
    حرم…
    احساس میکنم از خدا خیلی دور شدم
    خیلی…
    یه حسی بهم میگ از امام رضا کمک بگیرم
    تا باز بتونم مثل قبل با خدا حرف بزنم
    دیشبم خواب حرم دیدم
    گریه میکردم…
    کاش جور شه بیام حرم
    خیلی بهش نیاز دارم
    اگه بتونم ی بار دیگ باورمو نسبت به خدا قوی کنم
    مطمئنم خدا هم برام درستش میکنه
    مثل هزار دفعه‌ای که درست کرد…
    هیچ وقت فکر نمیکردم ب اینجا برسم
    فکر میکردم هر غلطی هم بکنم باز میتونم برگردم
    آدم امیدواری بودم
    ولی گناه باعث میشه قساوت قلب بگیری
    امیدت و باورتو از دست بدی
    به جایی میرسی ک هیچی برات مهم نیس
    نگین بعدش میتونم برگردم..
    سخت میشه
    خیلی خیلی سخت
    و شاید دیگ نتونی برگردی
    نیاز نیس همه چیزو امتحان کنی
    بعدش توبه کنی و برگردی
    احمق نباش
    پشیمون میشی
    در آخر ی سوال دارم
    میشه به ی جایی برسه آدم
    که خدا باهاش قهر کنه؟ حرفاشو گوش نده؟
    احساس میکنم خدا باهام قهره
    انگار حرفامو میشنوه ولی توجهی نداره
    قبلنا زودتر جواب میگرفتم
    شایدم من باورمو از دست دادم
    انگار خدا دیگه ب موقع نمیرسه به دادم
    ولی خب اندک امیدی ته دلم دارم
    ی روزنه کوچیک منو میکشونه سمت حرم
    دعا کنین بیام حرم
    دعام کنین…

    • سارا
      سارا گفته:

      سلام آبجی گلم، همین احساس پشیمونی که داری خیلی خوبه. خیلیا صدتا اشتباه میکنن ولی عین خیالشون هم نیست.
      خدا حتی با گناهکارترین بندهاشم قهر نمیکنه. مگه میشه خدایی که خودش خالق ماست مارو رها کنه و به حرفامون گوش نده. فقط کافیه یکم افکارهامونو خلوت کنیم بعدا متوجه میشم که خدا داره حرف میزنه، فقط این ما بودیم که خودمونو به نشنیدن زده بودیم.

  30. مرضیه
    مرضیه گفته:

    سلام داداش رضا…من یه سوال دارم که ذهنمودرگیرکرده وبقیه خیلی ازم میپرسن.چون مخالف جدیه این قضیم.من همیشه به دیگران میگم ازدواج بادوست دختریادوست پسرعاقبت خوبی نداره وبراشون مثال هم میزنم.ولی بقیه میگن فلان دوستم دوساله بادوست پسرش ازدواج کرده خیلیم خوشبخته وزندگی خوب وآرومی داره.منم میگم دوسال زوده برای قضاوت بایدچندسال بیشتربگذره تابگیم زندگیشون عالیه…بعدبرام زن وشوهرایی رومثال میزنن که قبل ازدواج باهم دوست بودن وحالاهم دوازده سیزده سال میگذره وزندگیاشون خوبه چندتاشونوخودمم میشناسم.منی که قاطعانه میگفتم اینجورازدواجا عاقبت خوشی نداره الان به شک افتادم ونمیدونم درجوابشون بایدچی بگم.به نظرشما روش درست چیه؟

  31. Mofrad_Mozakar_Hazer🤞
    Mofrad_Mozakar_Hazer🤞 گفته:

    داداش…
    من تو رابطه با کسی نیستم
    قصدم ازدواجه
    تو این چن وقته مواردی پیش اومده که هر کدوم به نحوی اوکی نشد
    اما این آخری
    طرف از نظر اخلاق و رفتار و گفتار و ایمان اوکی
    ولی تنها مشکلش اینه که چشماش انحراف داره و حاضر نیست بره عمل کنه
    دلیلش هم اینه که میگه منو همینجوری که هستم و خلق شدم باید پذیرفت
    اعتماد به نفسش خوبه

    ولی‌ باور کن وقتی بهش نگاه نمی‌کنم و به حرفاش گوش میدم خیلییی خوبه
    اما اصصصلا نمیتونم راحت به صورتش نگاه کنم و اذیتم میکنه
    ینی با این آدم نمیتونم برم تو خیابون راه برم
    یا به بقیه بگم این آدم شوهر منه ☹️☹️

    خب از یه ور میگم پس اون حدیث معصوم چی که میگن طرف ایمان داشت باهاش ازدواج کنید و ملاک ظاهر نباشه
    از یه ور خب اون به دل نشستنه چی؟

    کل ارتباط گیری با طرف مقابل از طریق چشمه دیگ

    به احتمال زیاد جواب رد بدم 😑😑

    من میام اینجا سر میزنم
    لطفا یه چیزی بگو داداش 😓🤞

    • masoomeh
      masoomeh گفته:

      سلام داداش رضا
      من توی روستا زندگی میکنم نه تو رفاه بودم نه چیز دیگه ای پدر و مادرم سواد آنچنانی ندارن و چیز خیلی زیادی هم از دین نمیدونن نه اینکه بی دین باشن ،نه! اما خب…
      مثلا به من گفتن نماز بخون اما هرگز نگفتن برای چی!گفتن حجاب کن اما به اجبار و فقط توی کوچه!باورتون میشه من حتی تا چند وقت پیش ترتیب امامانم و اینکه چیکار کردن چطور شهید شدن حرمشون کجاست و خیلییی چیزای دیگه رو نمیدونستم و من دلگیرم که چرا؟!چرا یکی تو خانواده ای بزرگ میشه که از نه سالگی میدونه توبه چیه حق الناسو غیبت و… چی هستن اما من تا ۱۸سال تو تاریکی محض زندگی کنم و ساده ترین چیزها رو نمیدونم منم دوست دارم برم نماز جماعت اما چون تو روستام برام عیبه دوست دارم برم دعای ندبه و کمیل اما چون روستایی ام و فرهنگشون پایین هست عیبه من حتی حسرت یه هیئت خوب تو دلم مونده…
      به من گفتن تو کوچه حجاب کن چادر بپوش اما چادر پوشیدن پیش نامحرمای فامیل عیبه
      بخدا خسته شدم به هر کی گفتم مسخرم کرد حرفای گنده گنده زد اما هیچکدوم نگفتن چیکار کنم اینا رو به شما میگم چون حس میکنم درد من به درد شما نزدیکه!چون حس میکنم شما یه نشانه بزرگ از طرف خدا برای منید که بفهمم میشه از زیر صفر شروع کرد
      اما چطور؟گذشته بدون اینکه بخوام جلوی چشمامه و تموم انگیزمو میگیره به آدماش میگم من عشق به ادما رو دیگه باور ندارم اما اونا همش اعتقاداتم رو میبرن زیر سوال و من رو دچار دوگانگی میکنن داداش رضا
      قضاوتم نکن اما من دنبال کسی هستم که بخاطر ایمانش به خدا اون رو دوست داشته باشم اما این افکار مثل خوره افتاده به جونم که مگه خودت خوب بودی؟!گذشتت؟!
      میخوام از دنیا و زیباییاش دل بکنم اما چطوری؟میخوام شرمنده شهدا نباشم اما چطوری؟میخوام مثل شما باشم اما چطوری؟!
      هزار تا سوال بی جواب هزارتا چرا تو ذهنم هست که من نمیدونم چطوری باید جوابشون رو پیدا کنم…
      داداش رضا اصلا تا بحال دقت کردین که اکثر شهدای ما وقتی زندگینامشون رو میخونیم نوشتن که تو خانواده مذهبی بزرگ شدن از اول خوب بودن تو هیئت و مسجد زندگیشونو سپری کردن و بعد به اراده خدا شهید شدن
      یا کسایی مثل سیدبن طاووس که میگن از اول بلوغ از ایشون گناهی سر نزده و چشم دل دارن خیلی چیزایی که ما نمیبینم و شاید اگه میدیدیم باعث بالا رفتن ما میشد ایشون میدیدن
      وسوالی که همیشه برای من پیش میاد اینه که ایا این ناعدالتی نیست؟ایا تو قیامت خدا برای من نوعی اینا رو در نظر میگیره؟اگر نه چرا؟اصلا از کجا معلوم که من هم در این شرایط بنده خوبی برای خدا نمیشدم؟؟چرا برای من باید ارزوی شهادت یه حسرت بشه چون دخترم چون خانوادم خودشون چیز زیادی نمیدونستن که بهم یاد بدن یا اگه میدونستن دریغ کردن؟؟
      داداش رضا،اهای نشانه شمایی که منو درک میکنی میشه جواب منو بدید میشه بگید که باید چیکار بکنم باید از کجا شروع کنم؟اصلا شروع چی هست؟
      داداش رضا میشه بگی که ایا یه ادمی مثل من میتونه خوب شه که در اینده یه نوشتش کل دل و منطق ادمو زیر ورو کنه که بشه الگو بشه انگیزه؟
      داداش رضا میشه یه حرفی بهم بگی که زندگی نابود شدمو اباد کنه؟

      • Fateme
        Fateme گفته:

        سلام معصومه جان ، باور کن که هیچ اتفاقی، اتفاقی نیست و قطعا اتفاقی نبوده که شما توی سن ۱۸ سالگی آگاه شدی … ۱۸ سالگی میدونی یعنی چی ؟ یعنی اول جوونی!
        منم به لطف خدا توی سن ۱۸ سالگی آگاه شدم و به توفیق الهی آمدم توی این مسیر 🙂
        تو داری از این گلایه میکنی که چرا از نه سالگی آگاه نبودی!؟ باور کن خیلی خیلی کمن کسایی که توی سن ۹ سالگی میدونن توبه و حق الناس و غیبت و… چیه! آخه ۹ سالگی آدم بچه اس هنوز!
        منم وقتی آمدم توی مسیر، اوایل غصه میخوردم که چرا من از همون موقع آگاه نشدم … ولی یکم که با دیدگاهی منطقی به ۹ سالگی خودم فکر کردم دیدم … بابا من اون موقع اصن بزرگترین دغدغه ام این بود که فوری مشقامو تموم کنم …برم با دوستام توی کوچه بازی کنم! و فهمیدم این انتظارم از خودم یه انتظار بیجا بوده! میدونی مطمعن باش یه حکمتی بوده که الان و توی این سن آگاه شدی!
        شاید اگه توی ۹ سالگی آگاه میشدی … خدای ناکرده توی ۱۸ سالگی یه جوری گمراه میشدی که تا خِرخِره میرفتی تو لجن زار گناه! طوریکه دیگه نمیتونستی هیچ جوره خودتو نجات بدی! خب اینجوری خوب بود؟! . . . قطعا نه ! پس تسلیم خدا شو و به حکمتش اعتماد کن و بدون خدا چیزی بجز خیر و صلاح بنده هاش رو نمیخواد!

        بیا توی مسیر به حرف کسایی که مخالفتن گوش نده! همیشه کاری رو انجام بده که خدا گفته درسته! اگه بهت میگن جلوی نامحرمای فامیل چادر نزن، عیبه! در کمال احترام و ادب نظر خودت رو بگو! …نامحرم فامیل و غریبه نداریم، نامحرم ، نامحرمه! حالا میخواد فامیل باشه یا غریبه … تو فضای مجازی باشه یا تو دنیای واقعی … فامیل بودن کسی با ما دلیلی برای نامحرم نبودنش نیست!

        معصومه جان، خیلیا هستن که تو سنهای خیلی بالاتر از این مثلا ۳۵ یا ۴۰ سالگی تازه آگاه میشن … حالا باید نا امید باشن و همش خودخوری کنن و عذاب بدن خودشونو!؟ پس اونایی که دین دیگه ای داشتن و بعد مسلمون میشن! اونا چی؟ اونا باید غصه بخورن که مثلا چرا من توی یک خانواده ی مسیحی بدنیا آمدم؟ چرا خانواده ی من مسلمون نبودن تا منم از اول مسلمون بشم!؟
        خب هرکس یه شرایطی داره و از یه جایی شروع میکنه … مهم اینه که کم نیاره و ادامه بده! مهم استمراره!

        و اون کسی موفق میشه که گذشته اش و آدمای گذشته اش و تک تک اتفاقات گذشتشو ببخشه!
        منم ازت میخوام گذشته ات رو ببخشی! هنوز خیلی فرصتها داری برای جبران! نزار شیطون با یادآوری گذشته ات ، زمان حالت رو ازت بقاپه! مهم ترین چیزی که وجود داره از الان به بعده! نه از الان به قبل!

        معصومه جان گفته بودی آرزوی شهادت برات حسرت شده چون دختری! میدونستی از دامان یک زن هستش که یک مرد به معراج میره؟ میدونستی اگه اون زن نبود شاید الان این پسرم وجود نداشت که حالا بخواد بره شهید بشه!؟ آرزوی شهادت برات حسرت نشه! تو شاید خودت شهید نشی یا روی سنگ قبرت ننویسن شهیده! ولی همسر یک شهید یا مادر یک شهید بشی! یا آنقدر قشنگ خودسازی کنی که توی اون دنیا به مقام شهدا برسی در حالیکه توی این دنیا روی مزارت ننوشتن شهیده!
        اگه میخوای شرمنده شهدا نشی به عنوان یک دختر فقط کافیه حجابت رو رعایت کنی و گناه نکنی!

        و خب پرسیدی که چطوری شروع کنی یا شروع چی هست؟ خب برای شروع فقط یه جرقه لازمه! من خودم با مطالعه ی کتاب «سه دقیقه در قیامت» تلنگر خوردم و برای شروع از نمازم شروع کردم و بعدش روی گناه غیبت کلید زدم و به امید خدا ترکش کردم … الانم توی مسیر خودسازی ام و دارم یکی یکی عیبامو شناسایی میکنم و توی این مسیرم مهم ترین چیزی که کمکم میکنه … سایت دادش رضا و کتابهایی ان که توی سایت هستند.

        بابا… دختر تو آمدی توی سایت و کامنت گذاشتی پس احتمال زیاد به یه کامپیوتری ، گوشی … چیزی دسترسی داری که به اینترنت وصل میشه! همه ی سوالاتت و شبهاتت رو از اینترنت بپرس! کامل و دقیق برات توضیح میده! دست رو دست نزار… فقط شروع کن! خدا خودش راه رو بهت نشون میده! تو هم میتونی مثل من عمل کنی اول نمازتو شروع کن و دوره بردار که اول وقت بخونیش… به قول داداش رضا:” هواپیما تا زمانی که با برج مراقبت در ارتباطه مشکلی براش پیش نمیاد …. اما وقتی ارتباطش قطع میشه تازه مشکلات آغاز میشه و کلی براش مشکل پیش میاد… نماز ارتباط با برج مراقبته … حتی اگه یه موتور آتیش گرفته حتی اگه یه اتفاق بد افتاده … بازم این ارتباط رو قطع نکن … حتی اگه سنگین ترین خطاها و گناه ها رو داری این ارتباط رو قطع نکن!» همین نماز نجاتت میده!

        و در آخر به قول داستایوفسکی :” هر پرهیزکاری گذشته ای دارد و هر گنه کاری آینده ای! ”
        پس نه قضاوت کن نه نا امید شو!
        حضرت علی(علیه السلام) : هیچ گنهکاری را ناامید نکن ، چه بسیار گناه آلوده ای که عاقبتی نیکو یافته است.

        با آرزوی فرداهایی روشن
        و من الله توفیق 🙂

      • بی تاب برای دیدن زهرا
        بی تاب برای دیدن زهرا گفته:

        عالمی مشغول نوشتن با مداد بود.

        کودکی پرسید: چه می نویسی؟

        عالم لبخندی زد و گفت: مهم تر از نوشته هایم، مدادی است که با آن می نویسم، می خواهم وقتی بزرگ شدی مثل این مداد بشوی!

        پسرک تعجب کرد! چون چیز خاصی در مداد ندید!

        عالم گفت پنج خصلت در این مداد هست.سعی کن آن ها را بدست آوری

        اول: می توانی کارهای بزرگی کنی، اما فراموش نکنی دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند و آن دست خداست!

        دوم: گاهی باید از مداد تراش استفاده کنی، این باعث رنج مداد می شود، ولی نوک آن را تیز می کند. پس بدان رنجی که می بری از تو انسان بهتری می سازد!

        سوم: مداد همیشه اجازه می‌دهد برای پاک کردن اشتباه از پاکن استفاده کنی ، پس بدان تصحیح یک کار خطا، اشتباه نیست!

        چهارم: چوب مداد در نوشتن مهم نیست ،مهم مغز مداد است که درون چوب است،پس همیشه مراقب درونت باش که چه از آن بیرون می آید!

        پنجم: مداد همیشه از خود اثری باقی می گذارد،پس بدان هر کاری در زندگی ات میکنی ،ردی از آن به جا میماند،پس در انتخاب اعمالت دقت کن

      • Madarjann
        Madarjann گفته:

        سلام ابجی جون…خوش به حالت که ۱۸سالته و به فکر خودسازی هستی اومدی بهترین جای دنیا (سایت داداش رضا)….من الان ۳۶ سالمه وهمش حسرت شمایی که توسنای کمید رو میخورم که خوش به حالتون …چقدر میتونید پیشرفت کنید اما ۳ساله که با داداش آشنا شدم و فهمیدم خیر من در همین بوده که تو این سن بیدار بشم…حالا شمام مطمئن باش خیرت تو همینه …منم مثل شما گیج میشدم که چیکار باید بکنم البته نمازامو می‌خوندم ودین تقلیدی داشتم قبلش ولی خسته شده بودم از اون مدل وقبل آشنایی با سایت داداش رضا یه گناه مثلاً دروغ رو تصمیم گرفتم اصلا نگم …این جرقه آیی شد برای تحول من…بعد دوسال خودسازی کردم خیلی در گیری روحی داشتم ولی لذت می‌بردم از این مسیرم وخیلی از خدا میخواستم هدایتم کنه تا اینکه مدتی بعد خدا منو با سایت داداش آشنا کرد والان کم کم دارم به آنچه می‌خوام با ترک گناه میرسم …لطفاً از هر جا درونت بهت میگه شروع کن اما خیلی یواش یواش چون شیطون میاد گیچت می‌کنه که این همه کار چه جوری انجامش میدی …اما کم کم بیا جلو از هیچی نترس …هیچی پیش نمیاد مخصوصا اونایی که شیطون خیلی میترسوندت …فقط به خدا اعتماد کن بهت تو مسیر همه چی گفته میشه ومیرسه …درضمن منم تو روستای وشرایطمون تقریبا یکیه …پس از این ناامیدی بیا بیرون وبه خدا اعتماد کن …امیدوارم موفق و عاقبت به خیر بشی عزیزم

      • عاشِقِ مَهدی
        عاشِقِ مَهدی گفته:

        سلام معصومه جان کی گفته همه شهدا از اول خوب بودن.مثلا شهید شاهرخ ضرغامی برو زندگینامشو بخون که تو کاباره کار میکرد🙂 خود همین داداش رضا زندگیشونو خوندی داداش الان خودش هشت ساله که متحول شده..تازه اون موقع بیست و دوساله بود که متحول شد…تو اتفاقن خیلی زود به فکر خودسازی افتادی ..خدا خیلی دوستت داره ..همینو باور کن و شروع کن🤗

  32. زهرا
    زهرا گفته:

    سلام کتاب عالی بود واقعاً چشامو کور کرد من شبم خوندمش طاقت نیاوردم بذارم روز بخونم ، روز بهتر بود بخونمش.
    من اصلا درگیر این دوست پسر و اینا نبودم فقط یه بار توی مجازی به خاطر یه پرسش ضروری به پسری به ظاهر مذهبی پیام دادم ولی کاش دستم می‌شکست و پیام نمی‌دادم دیگه تا چند ماه ادامه داشت .
    اتفاقاً چرا حس بدی داشتم و ادامه دادم ،از خدا دورم کرد و ادامه دادم، تمرکزم رو ازم گرفت و ادامه دادم .ولی من اصلا استیکر و پیام ناجور نفرستادم .ولی خوب دوست داشتم در مورد مسائل مختلف باهاش حرف بزنم.البته خدا شاهده اول نیتم این نبود و فقط ج اون سوال رو خواستم بدونم .
    میدونید شیطون خوب کارشو بلده ، من اصلا با پسر جماعت حرف غیر ضرور نمی‌زنم ، حتی بارها مزاحم تلفنی داشتم و پیامک های ناجور اصلا ج ندادم ، شیطون اینجور گولم زد که طرف مدیر کانال و گروه مذهبی هستش اتفاقی نمیفته فقط یه سوال می‌پرسی و تمام ،مگه میشه اون با تو چت کنه واینا ، توأم که خودت خیلی مراقبی پس سوالتو بپرس و اینجور گول خوردم من به خودم مطمئن بودم خیرسرم ولی گند زدم متاسفانه .
    ولی توبه کردم دیگه اینکارو نکنم و به امام زمان هم قول دادم که دیگه سمت چت با نامحرم نرم .

  33. 🌸Z
    🌸Z گفته:

    سلام داداش اگه چت کردن ب قصد آشنایی باشه چی چون ما قراره بعد از این روزای عزیز عقد کنیم‌ ب نظرتون ادامه بدم یا نه میشه جواب بدین؟

    • .
      . گفته:

      سلام به نظر من چون اونها محرم نیستن و رابطه با نامحرم هم گناهه نوع و مکان و زمان هم ندارن نامحرم نامحرمه
      می‌تونه ایشون بره خواستگاری دختره بعد صیغه محرمیت بخونن بعد آشنا شن زیر نظر خانواده

  34. زهرا ۱۳۸۰
    زهرا ۱۳۸۰ گفته:

    سلام خیلی کتاب خوبی بود خیلی دلی ساده روان
    من حدود یه سال پیش با یه آقا پسری چت کردم . شهرمون کوچیکه .تو رو خدا دعا کنید برام . میترسم اون اتفاقی که ازش وحشت دارم بیوفته🙏😞
    حالم از خودم بهم میخوره که من که ادعا مذهب و ایمان و حجب و حیا داشتم به این روز افتادم 🥺

  35. نسترن
    نسترن گفته:

    سلام من ضربه سختی از رابطه خوردم و فهمیدم همه چی که بهم گفته بود دروغ بوده میخوام ترک کنم میخوام همه چیو بزارم کنار چون خودمو خیلی گم کردم خدام از یاد رفته شد
    دیروز همه چیو تموم کردم امروز به طور اتفاقی البته بگم خدا راهو نشون داد با کانال اشنا شدم
    دعا کنید برام من میخوام دوستی و بزارم کنار

  36. مهدی(ققنوس)🤞
    مهدی(ققنوس)🤞 گفته:

    سلام داداش رضا خوبی
    داداش من تا حالا دوست دختر نداشتم
    کلا تو این فازا نبودم دیگه نمیدونم دلیلش این بوده که خدا دوستم داشته نمیدونم خدا هم منو تو موقعیتی قرار نداد که دوست دختر داشته باشم خودمم سمت این چیزا نرفتم
    توکل بر خدا میکنم ان شاء الله اونی که خودش صلاح میدونه را وارد زندگیم کنه
    داداش رضا برام خیلی دعا کن 🤲🤲🤲

  37. mohamad
    mohamad گفته:

    والا من تا حالا بجز دو سه بار تو موقعیتش قرار نگرفتم
    ولی همون دو سه بار نسبتا کوتاه صحبت کردم و سعی کردم زودی بحثو تموم کنم
    خب..
    فک میکنم گرگ من تو این یه مورد نیست
    و تو اتفاقاتی ریز و کوچولویی که برام نمیفته و فکر میکنم گناه نیست باید مراقب باشم خیلی
    اگه شما هم مثل من بودین قبل الان اوضاعتون فرق کرده یا تو موقعیت قرار دارید لطفا راهکار بهم بدید که اگه امتحان شدم حواسم باشه
    ممنون❤

  38. گمنااام😊
    گمنااام😊 گفته:

    سلام راستش من ۵ ماه هست که کات کردم و واقعا این‌حس ارامش رو درک کردم
    دعا کنید خدا اشتباهاتم رو ببخشه و یه همسر خوب و اهل خودسازی نصیبم کنه
    خیلی خیلی دعام کنید😔

  39. گمنام
    گمنام گفته:

    سلام داداش رضا ماهم اگه کات کنیم و مسیرمون رو تغییر بدیم خدا همچین ادم رو برای ماهم کنار میزاره

  40. شهید آینده ان‌شاءالله
    شهید آینده ان‌شاءالله گفته:

    واای دلم قنج رفت با این نامه‌ی آبجی فاطمه بهت رضا 🙂
    یعنی میشه یه روزی منم همینجوری باشم؟؟؟(ان‌شاءالله میشه)
    التماس دعا
    یا علی

  41. حمید
    حمید گفته:

    سلام داداش بخدا بی نظیری من داداش شما رو مثل خواهر و برادرم دوست دارم من تا حلا دوست دختر نداشتم ولی انگیزه دوست شدن رو داشتم الان که خواندم واقعا درس بزرگی بود برایم برای شما بهترن ها را هرشب موقع نماز ارزومندم دمت گرم مرسی که هستی

    • داداش رضا
      داداش رضا گفته:

      سلام.
      خدارو شکر…
      یه چی بگم ؟
      بعضی ها میگن چون شناختمون از جنس مخالف کمه سمت دوستی میریم تا بشناسیم جنس مخالفمونو…
      اینجوری تو ازدواج به مشکل نخوریم!
      جواب :
      اولا این دوستی ها شمارو از خودتون و خدا دور میکنه و نشونشم اینه که آرامش ندارید‌‌..
      دوما ؟ اگه وابستگی پیش بیادچشمات کور میشه و نمیبینی…
      سوما ؟ چرا کتابای خوب نمیخونی که جنس مخالفتو بشناسی ؟ اینهمه کتابای خوب در این زمینه.اگه واقعا میخوای بشناسی کتاب بخون.
      ولی کسی که آرامش نداره سمت این چیزا میره…
      کسی که آرامش داشته باشه میفهمه این کارا آدمو از آرامش دور میکنه…
      ارامش یعنی خدا.

  42. پگاه
    پگاه گفته:

    سلام خوبین آیه قرآن هست که راجب دوستی میگه آیا منظورش فقط روابط نامشروع هست یا بقیه روابط رو هم شامل میشه؟ مثلااگر بایکی دوست باشه بدون رابطه چی؟اینم اشکال داره یا براازدواج یکی دوسال بایکی صحبت کنه لطفااینوبرام توضیح بدین

    • پناه
      پناه گفته:

      سلام.
      خدارو شکر…
      یه چی بگم ؟
      بعضی ها میگن چون شناختمون از جنس مخالف کمه سمت دوستی میریم تا بشناسیم جنس مخالفمونو…
      اینجوری تو ازدواج به مشکل نخوریم!
      جواب :
      اولا این دوستی ها شمارو از خودتون و خدا دور میکنه و نشونشم اینه که آرامش ندارید‌‌..
      دوما ؟ اگه وابستگی پیش بیادچشمات کور میشه و نمیبینی…
      سوما ؟ چرا کتابای خوب نمیخونی که جنس مخالفتو بشناسی ؟ اینهمه کتابای خوب در این زمینه.اگه واقعا میخوای بشناسی کتاب بخون.
      ولی کسی که آرامش نداره سمت این چیزا میره…
      کسی که آرامش داشته باشه میفهمه این کارا آدمو از آرامش دور میکنه…
      ارامش یعنی خدا.

  43. Sahra
    Sahra گفته:

    سلام داداش رضا..
    ممنون بخاطروقتی که واسه نوشتن کتاب گذاشتی..
    واقعاعالی بود کلی باهاش گریه کردم

  44. فاطمه خانوم (:
    فاطمه خانوم (: گفته:

    سلام داداش.. کتابت واقعا عااالی بود.. مرسی ک وقت میزاری.. انشالله هرچی از خدا میخای خدا بهت بده.. امیدوارم همیشه موفق باشین.. دوست دارم.. کوچیک شما آبجی فاطمه

  45. این نیز بگذرد
    این نیز بگذرد گفته:

    سلام داداش رضا

    واقعا با خوندن این کتاب ب وجد اومدم ی مسئله یی بود ب هیچ وجه نمی تونستم بپذریم ولی الان کاملا متوجه شدم چی ب چیه خیلی خیلی ممنونم

  46. مریم
    مریم گفته:

    اجرت با امام زمان..
    امیدوارم هر چی از خدا میخای بهش برسی همونطور ک تا الان رسیدی
    واسم دعا کن داداش رضا دوباره برنگردم به راه قبلی…

  47. مه لقا
    مه لقا گفته:

    سلام داداش رضا عالی بود کتاب ممنون البته من شکر خدا تو این روابط نبودم اما خلا های دیگه ای دارم که این کتاب به سوال های منم جواب داد
    الهی همه مون عاقبت بخیر بشیم
    داداش رضا ان شاء الله شما هم پایدار و سرافراز باشی به درگاه خدا

  48. Fatemeh
    Fatemeh گفته:

    عاااالی عااالی عااالی بود واقعا ممنون
    من خودم اول به اصرار دوستم به یه بنده خدایی دوست شدم اوایل هرچی میگفت هر کاری میکرد برام جذاب بود و دلمو میلرزوند اما وقتی خوب فکر کردم دیدم این اون ادمی نیس که برا زندگی یا حتی دوستی میخوامش
    بعد از این دیگه کاراش و خودش برام خسته کننده بود دلم نمیخواستش و دچار تضاد درونی شده بودم
    ولی الان چن ماهه دارم تغییر میکنم حاااالم عالیه
    دعا کنید برام دوماه دیگه سرنوشت من رقم میخوره ایندم و میخوام انتخاب کنم??

  49. مهدی هستم
    مهدی هستم گفته:

    داداش رضا این سوال خیلی هاس یعنی چی همسر آینده از راه عجیب وخیلی ساده وارد میشه؟؟؟
    تو رو خدا بحث کمی باز کنید

  50. elnaz.goli93om
    elnaz.goli93om گفته:

    سلام
    من که دوست پسر ندارم یه سال دو سالی هست فکر کنم وقتی کتابتو خوندم داداش فهمیدم چقدررررررررررررررررر آرامش دارم فهمیدم اون موقع که دوست پسر داشتم یا نماز نمیخوندم یا تند تندی میخوندم الان فهمیدم که چقدر اون موقع تضاد درونی داشتم ولی خودم اصلا متوجه این موضوع نبودم

  51. Just God
    Just God گفته:

    سلام
    ی دختر خانم نیمه مذهبیم
    نیمه مذهبی میگم چون چادری نیستم والا تمام ویژگیهای مذهبی بودنو دارم
    ولی چیزی ک اذیتم میکنه سستی نسبت ب نمازامه
    اگه راه حلی میدونید ر اختیارم قرار بدین

    تمام کتابو خوندم تو ۱سال اخیر منم ۲ مورد مشابه داشتم ولی شکر خدا با یاری خدا و توجه ب منطق و عقلم راه درست رو پیش گرفتم
    کتابتو دلی خوندم چون میدونم دلی نوشتی
    عااالی??????????بود
    مولا علی یارتون

  52. مرضیه
    مرضیه گفته:

    سلام داداش رضا
    کتاب تضاددرونی عالی بود.
    تو صاحب بهترین همسر خواهی شد.چراکه نیت خیرت مشخصه و البته دعای خیرسایر دوستانی که با مطالب قشنگت روشون تأثیرمیزاری و تلنگرخوبی هستی براشون-من جمله خودن-همراهت هست.
    پیرئز و سربلند و سعادتمند باشی.

  53. غریبه آشنا...
    غریبه آشنا... گفته:

    سلام..کتابتون عالی بود..من درگیر این چیزی ک فرمودین هستم..اما..اما اخه با تنهاییم چیکار کنم؟ میگی با خدا تنهاییاتو پر کن اخه چجوری ب هرحال ادم به یکی مثه خودش نیاز داره..همه ی حرفاتونو قبول دارم ولی چیکار کنم از این غل و زنجیر رهایی پیدا کنم…آه…توروخدا راهنماییم کنید…

    • یه بنده خدا
      یه بنده خدا گفته:

      سلام
      یکی بالاتر همین رو پرسیده بود و داداش رضا پاسخ داده بود
      (دوست داری یکی با خواهرت همین رفتار و داشته باشه؟!)
      خب راستش ببینید رابطه داشتن با نامحرم کلا گناهه خب اصلا به شرایط هم نگاه نمیکنه کلا گناهه
      بعد کلی راه هم هست تا آدم تنها نباشه که اصلا رابطه داشتن با نامحرم بینشون نیست
      عاقبت بخیر شید

    • شهیده گمنام🤞🏻
      شهیده گمنام🤞🏻 گفته:

      قانون خلأ:
      هر چی رو برای خدا خالی کنی…
      خدا بهترشو برات جایگزین میکنه

      بهترین جایگزین

      خودشه✨

  54. effat
    effat گفته:

    بسم الله الرحمن الرحیم.
    سلام داداش رضا و دوستان..من میخوام یک چیز را خواهش کنم داداش رضا به این کتاب اضافه کنی..یکی از مضرات این دوستی ها اینکه باعث ازدواج عاطفی میشه و اون قلب بکر و نابی که آماده پذیرش کامل ارتباط گیری با همسر در آینده بشه را نخواهیم داشت….کاش اینو همه مون در بچه گی می دونستیم و درکش میکردیم..آنگاه هرگز به خودمون اجازه نمیدادیم برای نیاز عاطفی دوران مجردی وارد این دوستی ها و عواطف بشیم..و در آینده هزینه ی سنگینی را متحمل بشیم…البته من خودم معتقدم هیچ چیزی نشد نداره و با توبه حقیقی و خواستن از خداوند و اطلاعات روانشناسی میتوانیم اگر وارد این وادی عاطفی شدیم ضربه هایی که خوردیم را ترمیم بدهیم..دوستان برایم دعا کنید..من روز ۱۴ خودسازیم و روز نهم چله پاکی هست..نمیدونید چقدر دارم به سرعت خودمو درست میکنم..کتابای عزت نفس و کتابای مختلف روانشناسی خیلی دارن کمکم میکنن من به تمام تمرینات کتابا عمل میکنم…امیدوارم انشالله امام زمان به همه مون کمک میکنه..یا علی ادرکنی..

  55. f@teme
    f@teme گفته:

    سلام کتابتو خوندم خیلی عالی بود دقیقا منم بعد کات کردن الان واقعا حال دلم خوبه و آرامش بیشتری دارم و بهتر میتونم رو اهدافم تمرکز کنم

  56. انسان
    انسان گفته:

    سلام.خیلی زیباحرف زدی.اره واقعامابایدازلذت سطحی عبور کنیم چون دوامی نداره وعمرلذت سطحی نهایت نهایتش همین دنیاست ولی لذت عمقی ابدی هست ولذت بهشت برزخی وقیامتی اصلا ادامه همین لذت دنیاست

  57. علی
    علی گفته:

    سلام به همه ی دوستان عزیز
    دادا دستت درد نکنه
    مثل همیشه عالی بودی
    واقعا گناه هر چقدرم ظاهرش قشنگ و دل ربا باشه ولی بازم یه تلخی و عذابی همراهش هست. تو این رابطه ها هم استرس و فکرای منفی و وابستگی و از بین رفتن فرصتا آدمو آزار میده. تو اینترنت و شبکه های اجتماعی خیلی باید مراقب باشیم. مراقب تک تک رفتارمون باشیم. از گروه های مختلط جدا دوری کنیم و با هیچ توجیهی وارد نشیم. لایک و کامنت و دایرکت و… هم خیلی مراقبت لازم دارن.. حواسمون باشه هرچقدرم خودمونو گول بزنیم ولی نتیجه یکیه. وقتمون رو نذاریم برای حرف زدن با یه غریبه مجازی، حتی به اندازه یه لحظه…
    ان شاء الله خدا به هممون زندگی با برکت و شیرینی عنایت کنه

  58. الناز(نام مستعاره)
    الناز(نام مستعاره) گفته:

    سلام داداش من خیلی وقته شاید بیشتر از یه سالهکه دوست پسر ندارم واقعااااا واقعاااااا واقعااااا کتابت عااااالی بود دمت گرررررم
    داداش کتابتو خوندم دیدم واقعا من چقدر آرامش دارم چقدر از درون و بیرون شادم چقدر حالم خوبه واقعا توی درونم تضادی نیست که بگه تو نماز میخونی دوست پسر داریو اینا کاااااش از بچگی اینطور هممونو آگاه میکردن تا هیچ کس سمت این کارا نره

  59. الهام
    الهام گفته:

    داداش کتابت محشر بود….من دوست پسر یا دختر ندارم….
    متاهلم …اما تو مجازی گرفتار یه محبت شدم.اسمش رو گذاشتم داداش… . اما در واقع خودمو گول میزدم …هرچند الان مدتهاس ارتباط قطعه…اما هنوز دلم رو یک دله نکردم ….هنوز پروفایلشو چک میکنم و فراموشش نکردم ….حرفات اثر بخش بود…خدا کمکم کنه …همیشه عذاب وجدان دارم که چرا یادم میاد ودلتنگ میشم ….دوست ندارم دلتنگ بشم…چون حس میکنم گناهه…..مزاحمت نمیشم …ان شالله خدا بهترینو نصیبت کنه

  60. بیدار
    بیدار گفته:

    سلام
    چقدر دلم برای خودم سوخت…چقدر حالم بده ازین تضاد درونی ،ازین نا آرومی….ولی وقتی فضای زندگیت خیلی خیلی نا آرومه و خلأ عاطفی موج میزنه تن میدیم به یه ناآرومیه بظاهر کمتر….شاید مرهمی بشه…. خستم ازین وابستگی ها…نمیتونم رها بشم….و چقدر قشنگ گفتین داداش رضا،،خدایا کمک کن هیجکس از سرناچاری سمت گناه نره…خدایا حلالش رو روزی مون کن یا اله العاصین…

  61. دلم به اندازه همه دنیا گرفته!حق دارم گاهی اینجوری بشم نه؟!
    دلم به اندازه همه دنیا گرفته!حق دارم گاهی اینجوری بشم نه؟! گفته:

    سلام داداش
    کاملا با حرفات موافقم چون عقیده م تا امروز همین بوده
    ولی نمیتونی بفهمی وقتی سی سالته و تنهایی یعنی چی؟
    نمیدونی وقتی فقط امیدواری که خدا برات جبران کنه ولی نمیکنه یعنی چی؟
    نمیدونی اینکه دلت میخاد یه نفرو دوس داشته باشی
    اینکه آرامش کنار همسر رو که فقط اون جنس آرامش و محبت رو نیاز داری ولی نیست یعنی چی؟
    اینکه تا کی و تا کجا میتونی همه نیازاتو سرکوب کنی یعنی چی؟
    و وقتی به حال امشبم میرسم میبینم دوستی که همیشه واسش دعا میکنم با حلال خدا از حرامش بی نیاز بشه بعد از سی و چند سال حق داره بِبُره

      • پگاه
        پگاه گفته:

        سلام داداش رضا… من تازه وارد سایتتون شدم. لطفا جواب منو بدین. من تا حالا دوست پسر نداشتم. فقط یه سری بگو بخند ها داشتم که اونم توبه کردم. دیگه انجام نمیدم.
        ۲۱سالمه و از خدا همسر میخوام. از راه حلال. دختر بدی نیستم. اما یک دونه هم خواستگار ندارم. نمیدونم واقعا چرا. ما هم نیاز عاطفی داریم. دلمون همسر میخواد. اما یه دختر باید صبر کنه تا خواستگار براش بیاد. شما پسری. من باید چیکار کنم.

    • N.H
      N.H گفته:

      سلام
      خیلی حس و حالتون رو با این افکار خراب میکنید،خب طبیعیه که تنها بمونید!!
      یه اقدامی واسه خودتون بکنید،اول عزت نفستو درست کن و از تنهایی نهایت لذتو ببر،دوم اینکه همییییشه گمانت به خدا خوب باشه،شما الان فقط دارید جواب گمانتون نسبت به خدا رو می گیرید! گمانتونو مثبت کنید،هم به خدا هم به بنده هاش تا اتفاقات خوب کم کم وارد زندگیتون بشه.

  62. بنده پاک خدا
    بنده پاک خدا گفته:

    سلام داداش

    مثل همیشه عالی بود بله درست میگین من خداروشکر الان ۲ سالی میشه که از این رابطه های دوستی تمام کردم و هیچ رابطه ندارم و سیم کارت هار رو نابود کردم واقعا اون وقت ها که در رابطه بودم اصلا آرامش نداشتم من اون زمان وقتی در تماس بودم آرامش نداشتم چون من اهل نماز و قرآن خوندن بودم یدفه سر از این رابطه ها افتادم ولی الان یه آرامشی دارم که خیلی خوبه دیگه عذاب وجدان ندارم اون زمان همش وجدانم آرام نبود همش در حال جنگ با من بود یا علی

  63. ناشناس
    ناشناس گفته:

    سلام بله واقعابعدازترک این ارتباط ادم احساس ارامش واقعی میکنه،من بعدازکنکورباخریدگوشی باچندنفرارتباط برقرارکردم،اماواقعاضربه روحیشون روخوردم وبخودم قول دادم دیگرسمت اینکارهانرم،البته همکاراقادارم وحتی امروزبایکیشون تلفنی صحبت کردم ویمقدارکسالت داشتم وجویای حالم بودند،اماارتباط خصوصی بعنوان دوست پسراصلاندارم وچندین ماه پیش گذاشتم کنارالان حس ازادی میکنم،اونموقع همش هرجامیفرتم بایدجواب پس میدادم یادروغ میگفتم امالان حس ارامش توام باازادی دارم،واقعاارزش نداره برایه جمله دوستت دارم واردهم چین ارتباطاتی شد،ادم بشینه یه اینه بزاره جلوش وازبخودش بگه دوستت دارم عاشقتم فوق العاده ترازاین ارتباطاته (کاری که من انجام میدم)یه اینه میزارم جلوم کاملاازخودم تعریف میکنم وبخودم میگم دیوانه واردوستت دارم?فوق العاده ست دوستان امتحان کنید،ممنون بابت کتاب مفیدتان،راستی من این جمله””خدارادراولویت اول قراربدید””توذهنم قالب بسته ودیگردرهرکارم اولویت رابرخدامیگذارم سپاس فراوان?

  64. ArEzOoO
    ArEzOoO گفته:

    سلام داداش ،حرفاتونو قبول دارم منم تجربه دوستی با جنس مخالف رو داشتم تو اون دوران همش عذاب وجدان داشتم همش با خودم درگیر بودم میدونستم کارم اشتباهه اما همش فکر میکردم بهش بگم نه ناراحت میشه اما خدا بهم تلنگر زد همون باعث شد دورشو خط بکشم خدا خواست و کمکم کرد اونم دیگه سراغمو نگرفت خدارو شکر

  65. منتظر
    منتظر گفته:

    سلام داداش رضا.خدا چقدر ماها رودوس داره که تو رو سر راهمون قرار داده.داداش از این جور ارتباط ها خیلییییییییی زیاد شده.الان اگر رابطه نداشته باشی برای بقیه تعجب آوره?ولی داداش من تا به الان که ۲۲ سالمه هییییچ رابطه ای نداشتم و تازگیا که کم کم به فکر ازدواج افتادم انگار شیطان همممش بهم القا میکرد که تو باید دوست پسر داشته باشی اگر نداشته باشی فلانو فلانو فلانو و مدام مقایسه میکردم و………….ولی درونم واقعا با اینکار مخالفه و خدارو صد هزارمرتبه شکر اصلا نمیتونم همیچین رابطه هایی داشته باشم.الان که این کتاب دقیقا جواب سوالای ذهن من بود درست سر موقع.کتابت عالیییی بود داداش.امیدوارم برسه به دست کسایی که درگیر چنین رابطه هایین و این رابطه های بی سر و ته کمتر بشه لااقل.در پناه خدا

  66. ندا
    ندا گفته:

    سلام.کتابتون عالی بود مثل همیشه.و حرفتونو خیلی قبول دارم اگه صبور باشی خدا بهترین رو سرراهت قرارمیده به شرطی که انقدر خوب بشی که لایق هدیه خوب خداباشی.من هروقت مانع خودم میشم که یه کاراشتباهو نکنم میگم خدایا ببین بخاطر توبود ها.پس تو هم دستمو بگیر و همیشه کمکم کن که جزتو هیچ پناهی ندارم.اصلا ته این دوستیا چیزی نیست.کسی هم که قصدش ازدواجه راههای دیگه هست حتما که نباید دوستی باشه.یاعلی…

  67. behrad113
    behrad113 گفته:

    سلام داداش. کتابتو خوندم خیلی خوب بود من خودم تاحالا از این رابطه ها نداشتم ولی خوب میدونم و درک میکنم که آخرش هیچی نیست جز حال بد و احساس پشیمونی . کسی که از این رابطه ها داره از درون خیلی بهم ریخته هستش و همش عذاب وجدان داره. کسایی که میرن دنبال این جور رابطه ها تو خانواده هایی بزرگ شدن که به اندازه کافی بهشون محبت و توجه نشده و این تو دلشون میمونه تا از یه سنی به بعد اون توجه رو از جنس مخالف بگیرن

  68. میلاد
    میلاد گفته:

    با سلام و شب بخیر
    من خوشبختانه تاکنون این نوع از روابط را تجربه نکرده ام، اما برام جالب بود مگه میشه کسی این نوع روابط را داشته بشه و نماز اول وقتش به راه باشه؟!یا کلا نمازش رو بخونه؟!
    چرا که (نماز تنهی عن الفحشا و المنکر)
    در کل مطالبش خوب بود.

  69. فاطمه
    فاطمه گفته:

    سلام داداش رضا خیلی خوب بود ? تمام حرفایی که باید میزدی رو گفتی و فکر میکنم اینکه از آرامش بعد از قطع رابطه صحبت میکنی تاثیر گذار باشه برای کسایی که دنبال یه آرامش دائمین.

  70. Zahra
    Zahra گفته:

    ی چیزی ک یادم رفت بگم
    اعتماد بنفست تو نوشته هات کاملا مشهوده واقعا دلم میخواست میدونستم در گذشته چجوره بوده صحبت کردنت و به وضوح این تغییرات در عزت نفس و اعتماد بنفس و درک میکردم
    به امید روزی ک عزت نفسم جاشو در من پیدا کنه و پاشو قرص کنه

  71. ********Abolfazl******
    ********Abolfazl****** گفته:

    سلام داداش رضا .
    کتابت خیلی خوب بود و عالی و درجه یک.
    میدونی چیه من ۱۶ سالمه و از طرف مامان بابام بشدت تحقیر میشم . به حدی که پدرم بعضی وقتا خیلی کتکم میزد و کلا عزت نفسم داغون شده بود و احساس پوچی داشتم و هی شیطون بهم پیشنهاد این روابط را میداد ولی من طرف اینا نرفتم تا حالا و اصلا هم دوست ندارم فشار روحی اضافه را تحمل کنم. خودت گفته بودی که به خاطر خلا عاطفی سمت اینجور مساعل رفتی وگفتی که اگه خلا عاطفی داری و بخاطر خدا اون کارو انجام ندی خدا برات جبران میکنه و آدم های مهربوون و خوب وارد زندگیت میشن و این جملت خیلی به من که اصلا عزت نفس نداشتم انگیزه داد .
    مطمعنم که خدا برام جبران میکنه و پدرم که بارها قلب من را زده خورد کرده خدا عدالت را بعدا نشون میده .
    من وقتی گریه میکنم یه صدایی میاد بهم میگه صبر کن خدا همه چی را برات درست میکنه و این خیلی بهم انگیزه میده .
    ممنون داداش رضا
    تو یکی از اون آدمای مهربوونی⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘

  72. Zahra
    Zahra گفته:

    سلام داداشی وقتت بخیر
    قسمت تمرکز شو خوب درک میکنم چون واقعا اینجور دوستی ها تمام فکر و ذکرتو میگیره ۲۴ ساعته فکر میکنی بهش هی دلت میخواد باهاش چت کنی یا مثل بقیه باشی تک باشه طرف خلاصه هزارتا از این حرفا داداش یه چیزی ک جاش خالی بود تو گفته هات اینه ک راهکار ندادی بهمون بیشتر راجب خودت حرف زدی یجور ادمو میندازی تو خلا تصمیم و میذاری به عهده خود ادم در واقع کارت درسته ماها باید بفهمیم ک کسی جز خودمون نمیتونه بهمون کمک کنه چون فقط خودمونیم ک خیلی خوب خودمونو میشناسیم در کل داداشی کارت درسته ک سر نخ و میدی ب ادم میگی بقیه شو خودت برو شیوه ات خوبه ادمو به فکر فرو میبره گاهی لازمه بعضی کتابارو چنبار خوند شاید بچه ها بگن این کتاب ک چیزی نداشت ولی مطمئن باشن ک هربار ک تکرار کنن خوندن این کتابو ی چیز تازه به ذهنشون میاد
    مرسی ک هستی داداشی
    با قدرت ادامه بده

  73. فاطمه
    فاطمه گفته:

    داداشی خیلی عالی بود،ممنون که هستین،من هم توبه کردم،و قیددوست رازدم،وکنارگذاشتم،خداروشکر بامطالب شماآروم میشم،مخصوصأوقتی میگین،فکرکن،فردازنده نیستی،بایدپاک پیش خداحاضربشیم،بغضم میگیره.ان شاءالله خداوند هدایتمون کنه،تاپاک ازدنیابریم.

  74. علی
    علی گفته:

    سلام داداش رضا کتابت رو کامل خوندم
    ممنون ک انقدر بفکر مایی .خیلی چیزا یاد گرفتم ازش
    من خودم اصلا تو چنین کارایی نبودم ولی با دیدن دوستام ک داشتن این کار رو میکردن همیشه با خودم میگفتم چرا من ؟احساس تنهایی میکردم وقتی میدیدم هر کدوم از اونا مشغول این چنین روابطی هستنو اصلا به من ک پیششون نشستم یا دیگری توجه نمیکنن
    همش فکر تنهایی و فکر میکردم هیچ هیجان یا کسی نیست ک وقتمو باهاش پر کنم .
    ای کاش در مورد افراد تنها هم صحبت میکردید .
    امشب ک با خودم فکر میکردم ،تنهایی منم گذشت و خوشحالم به خودم و کس دیگه ای صدمه نزدم
    اما دوستام امیدوارم بعد این هم دخترکه میاد و میره تو زندیگشون بالاخره سر عقل بیان .
    از نظر من ی طرف قضیه هم دختران ک انقدرزود اعتماد میکنن .دیدم پسرایی رو ک در لحظه با چند نفرن و دارن خیانت میکنن.لطفا انقدر زود خام حرف های بعضی ها نشید
    مطمعنم ی روزی ی کسی ک خدا میخواد و میتونین با هم بهترین باشین میاد تو زندگیتون پس عجله نکنین تو روابطتون و به خودتون قبل ازدواج صدمه نزنید

  75. زینب
    زینب گفته:

    سلام من کسیم که تاحالا دوس پسر نداشتم تاحالا اون حرفات اون تضادی که میگی رو درک نمی کنم گاهی وسوپسرمیشم یه بارم شده تجربش کنم گاهی میگم یه چت یه تلفنی حرف زدن میتونه یه حس خوب بهم بده و من دنبال اینم یه چیزی بگی سمتش نرم کتابت از این بعد خالی بودن اما یه جاش که راجب تمرکز حرف زدی عالی بود و قانع کننده چون تمرکز برام خیلی مهمه ولی کاش یه چیزی میگفتی که بازدارنگی ازش رو بیشتر کنه نه بیرون اومدن

  76. خدیجه
    خدیجه گفته:

    سلام داداش رضا مثل همیشه عالی بود واقعان حرفاتون تاثیرگذاره من خودم یه مدتی کات کردم ودارم به این ارامشی که شما دارین ازش میگیدمیرسم اصلان وجود این روابط ادم داغون میکنه روحه ادم نابودمیکنه بداخلاقی وعصبانیت واقعان از همین روابط میاد ولی وقتی کات میکنی ارومی هم ازدورن ام ازبیرون همان طورکه داداش رضا گفتن ارامش یعنی رهاشدن از این روابط دوست دخترودوست پسر.داداش بابت همه چی ممنونم التماس دعا یاعلی

  77. ().Saeed
    ().Saeed گفته:

    سلام داداش رضا مرسی ک کتاب رو رایگان گذاشتی.داداش من تو ۱۶ سالمه ولی تو خونه اصلا بهم محبت نمیشه احساس میکنم هیشکی ازم خوشش نمیاد ولی میخوام اون محبت و عشق رو از جنس مخالف بگیرم . میخوام از طریق محبت اون اعتماد به نفس بگیرم یعنی این مشکلی داره؟؟راستش من هر وقت با میخوام با خدا باشم هی احساس تنهایی میکنم و محبتی احساس نمیکنم البته هنوز با کسی دوست نشدم اما یه روزه با یه نفر دوست شدم میخوام راهنمایی کنی که ادامه بدم ؟یعنی اون محبت و عشق رو میتونم از طریق اون بدست بیارم چون تو خونه هی سرکوب میشم منو مهم نمیدونن داداش کمکم کن چون هنوز به هم وابسته نشدیم اگه الان تمومش کنم آسون تره تا بعدا .. خدا خیرت بده . مرسی

    • N.H
      N.H گفته:

      سلام.
      کتاب داداش رو چند بار دیگه بخونید!!!
      بعدشم تا خودت،خودتو دوست نداشته باشی هیچکس نمیتونه اون محبت هارو که میخوای بهت بده و ارزششو نداره، بجاش عزت نفست رو بالا ببر و هدف بذار توی زندگیت.کلا حس خوب رو خودت به خودت بده و هر لحظه با خدا باش

  78. صحرا
    صحرا گفته:

    کتابتون حرف نداشت مثل همیشه بینظیر مخصوصا اونجاش ک گفتید صفحاتش سیاست ک چشمات اذیت ش چطور تا نصف شب باهاش چت میکردی چشماتم اذیت نمیشد من ک بشخصه شدید احساس خسارت میکنم و اینک تعداد صفحاتشم کمه آدم انگیزه میگیره بخونه خیلی قشنگ بود مثل نون داغتو نشون گشنه نده
    ????????❤?????

  79. دلارم
    دلارم گفته:

    داداش خب ما دوستیم اما خانواده ها درجریانن وبه زودی قراره ازدواج کنیم الان عذاب وجدان گرفتم یعنی دیگه باهاش حرف نزنم؟

  80. خدیجه
    خدیجه گفته:

    سلام داداش رضا کتابتو خوندم واقعان عالی بود حرف دل زدین مثل همیشه حرفات تاثیر گذاره من الان مدتی که کات کردم وواقعان دارم به اون ارامشی که شماحرفشو دارین میزنین میرسم فقط خواستم به بچهای کانال بگم اگه واقعان ارامش میخواید کات کنیدبادوست دختر یا دوس پسرعلاوه به حرفایی که داداش رضا زد واقعان ادم داغون میشه اصلان روحه ادم نابودمیکنه همش اعصابت خرابه همش بداخلاقی ازهمین روابط میاد فقط توروخدا اگه کات کردین مواظب باشین چون شیطان تواین مواقع ازاد نمیزارتتون همش دورتون میگرده که دوباره سمت این روابط کشیده بشید بنظر من ارامش یعنی رهایی ازهمین روابط ممنون داداش رضا التماس دعا یاعلی

    • آبجی سمیرا
      آبجی سمیرا گفته:

      سلام به داداش رضا و همسر و رفیق خوب و دوست داشتنیش فاطمه و تمام دوستان…
      وقتی نامه های فاطمه که برای داداش رضا نوشته بود و حسی که داداش به همسرش داشت رو میخوندم از شوق گریه میکردم و ته دلم میلرزید و کلی ذوق کردم…
      التماس دعا… امیدوارم همه عاقبت بخیر بشیم❤️

  81. soheila
    soheila گفته:

    سلام. کتابتو خوندم. خدا خیرت بده داداش رضا. خیلی خوب حرف میزنی. من خودمم تو زندگیم اشتباهاتی داشتم که مقصر قسمتی از اشتباهات ٬ فقط خودم بودم. و بعدش نشستم و کلی به درگاه خدا گریه کردم و خدا آرومم کرده.
    فقط من در مورد خودم این مسأله رو دارم که چون دختر بزرگ خونواده هستم و ازم انتظار میره اول از همه ازدواج کنم. و بخاطر همین دچار یه رابطه اشتباه شدم و چوبشم خوردم و خیلی گریه کردم. داداش خواهشأ راهنماییم کن که بخاطر انتظارات خانواده باید چکار کنم؟ چون هنوز خودمو کامل پیدا نکردم که بخوام ازدواج کنم.مطمئنم با این شرایط کنونی ازدواج کنم به اون خوشبختی و آرامشی که در ذهن دارم ٬ نمیرسم. دلم نمیخواد با جنس مخالف حرف بزنم. بخدا حرف دلمو زدی٬ منم میخوام مسیرمو پاک برم و خدا برام پیدا کنه و در زندگیم قرار بده اون شخص رو.

  82. سراج
    سراج گفته:

    سلام
    عالى بود داداش
    ممنونم از شما که گفته هات تلنگرى بود بر وسوسه هاى شیطانى حتى در ارتباط با مردان و زنان متاهل
    رابطه اى که عاقبتى که نداره هیچ ؛ فقط خودتو خراب مى کنى ؛ افسرده تر و غمگین تر از همیشه
    ارتکاب گناه یک سمت قضیه ست و سادات بودن بعضى ماجراى دیگر

  83. خدیجه
    خدیجه گفته:

    سلام داداش رضا کتابتو خوندم واقعان عالی بود حرف دل زدین مثل همیشه حرفات تاثیر گذاره من الان مدتی که کات کردم وواقعان دارم به اون ارامشی که شماحرفشو دارین میزنین میرسم فقط خواستم به بچهای کانال بگم اگه واقعان ارامش میخواید کات کنیدبادوست دختر یا دوس پسرعلاف به حرفایی که داداش رضا زد واقعان ادم داغون میشه اصلان روحه ادم نابودمیکنه همش اعصابت خرابه همش بداخلاقی ازهمین روابط میاد فقط توروخدا اگه کات کردین مواظب باشین دیگه سمت این روابط چون شیطان تواین مواقع ازاد نمیزارتتون همش دورتون میگرده که دوباره سمت این روابط کشیده بشید بنظر من ارامش یعنی رهایی از روابط ممنون داداش رضا التماس دعا یاعلی

  84. عرفان
    عرفان گفته:

    بنظرم خیلی خوب بود…دلی بود واقعا …منتهی چیزی که خاصش کرد همین ندای درونی بود که همیشه بهش اشاره میکنی!! اینکه ما رابطه ای رو که مطمئنا متضرر ماست شروع میکنیم اگه ندای درونی قوی ای برامون مونده باشه مطمئنا به صدا درمیاد! من خودم تا هفته قبل بعد از چند ساله درگیر این قضیه بودم کاملا از همچی این روابط واقفم! آدم باید روراست باشه با خودش واقعا رابطه ای که موفقیت و رسیدن بهش ۴۰ به ۶۰ باشه چیزی جز خسارت به روح و روان آدم نیست
    وقتی با توکل به خدا حرکت کنی همچی ۱۰۰ درصده !! اینو شک نکن!! هرکجا که بری و هرنوشته ای بخونی ندای درونت بازم آژیر میکشه و نمیتونی صداشو خفه کنی!!درصورتی که اینقدر غرق شده باشی تا دیگه دستت به لبه آب نرسه!!

  85. Mahsa
    Mahsa گفته:

    داداش رضا خیلیی ممنونم ازت من نزدیک پرتگاه بودم داشتم به این دام گرفتار میشدم مال این بود خودمو و خدامو نادیده گرفتم خدا خیرت بده همیشه به موقع به دادمون میرسی ..بی زحمت مطالبی بزار در مورد اینکه چطوری تو کارهامون موفق و بانگیزه باشیم

  86. Mozhi
    Mozhi گفته:

    سلام داداش رضا ی خوب. حرفات کاملا درسته چقدر خلوت آدما شبیه همه.چقدر احساساتمون شبیه همدیگه ست. اون حس دور شدن از خدا خیلی آدمو دلتنگ میکنه. فقط یه سوال دارم چطور با همسر آینده مون آشنا بشیم خوب؟؟؟

  87. مریم
    مریم گفته:

    مریم هسم.کتابتون خوب بود. همه حرفاتوتو قبول دارم. واقعا ارامش ندارم. اولش خیلی هیجان داشتم ولی کم کم از درون تخریب شدم. منم دوس پسر دارم. هزار بار به خودم قول دادم کات کنم. ولی نمیشه. ارادم کمه. عادت کردم به این کاره زشت. ولی تصمیم گرفتم هر طور شده بزارم کنار این کارو. لطفا یرام دعا کنید .

  88. پروین....
    پروین.... گفته:

    سلام داداش رضا چه حس خوبیه داداش نداشته باسی اما کسی روداداش صدابزنی.
    واقعا عالی بودچندروز بود دنبال همچین حرفایی بودم چون میخواستم برگردم به قبلا چون همش درحال شکست هستم.
    امیدورام این حرفاواسم تلنگری باشه،خداهم کمکم کنه.
    التماس دعا

  89. سارا
    سارا گفته:

    مثل همیشه عالی بود. و تماما درست
    البته برای کسایی که واقعا از زندگی که دارن خسته شده باشند و دنبال تحول باشن

  90. رامونا
    رامونا گفته:

    سلام.منم تقریبا روند زندگیم مث شما بود.و این تضادهااای درونی داشت دیوونم میکرد.تقریبا یک سالی هس که با کسی نیستم و هیچ پیشنهادی تو این زمینه رو قبول نمیکنم.چون برای خودم ارزش بیشتری قائل شدم و ارامشم و دوست دارم.فقط زندگیم یکم ینواخت شده:)
    میخام دیگه شوووووووهر کنم.
    خخخخخ

  91. حسین
    حسین گفته:

    سلام داداش رضا کتابت خوب بود حرفات درسته فقط این که میگی همسر رو خدا برای آدم پیدا میکنه به چه صورت رخ میده ؟ باید خود آدم تو اون محیط قرار بگیره و سمتش بره یا کاملا اتفاقی صورت میگیره؟ اگه میشه در این مورد بیشتر توضیح بده ممنون