شبی که رضا کامل شد

شبی که رضا کامل شد

سلام.
داداش رضا هستم…
بذار با هم رک باشیم…
باشه ؟
ببین…
تو هر کاری بکنی بازم گناه کردن شیرینی و لذت خاص خودشو داره…
قبول داری؟
به هر حال آدما با هم متفاوتن…
من معتقدم هر کسی یه گناهی براش لذت بخشه.یعنی چی ؟
بذار مثال بزنم.
مثلا گناه غیبت برای من اصلا جذاب و لذت بخش نیست…
اما ممکنه برای شخص تو غیبت کردن خیلی لذت بخش باشه.
پس مدل آدما فرق داره .
اینو گفتم که در جریان باشید.
تو جایی امتحان میشی که یه کاری لذت بخشه اما به شدت آسیب میزنه بهت…اونو پیدا کن و ترک کن.
با اینکه لذت داره بهش بگو نه.

ولی بچه ها…
درد رو همه میکشن…
اینو واقعا جدی میگم.

فکر نکن هیچکس بی درد نیست و فقط تویی که درد میکشی…انقدر ساده نباش.خدا تو قرآن گفته همه با یه چیزی اذیتن.
وقتی اینو بفهمی که همه با یه چیزی درد میکشن دیگه آروم میشی…
ببین…
بعضی درد ها هست که رو میاد…بعضی درد ها هم پنهانه و تو نمیفهمی و طرف فقط خودش میفهمه…
بعضی ها بلند بلند آی میگن…بعضی ها تو دلشون آی میگن.‌‌ولی همه آی میگن…
هر کسی بسته به توانی که داره با یه چیزی درد میکشه و امتحان میشه…

بعضی دردها جسمیه…
بعضی درد ها روحیه…
بعضی دردها اخلاقیه…
هر کسی با یه چیزی واقعا درگیره…

این دنیای پست همینه.
این دنیا خاصیتش همینه.
بچه ها…ما اینجا مسافریم.
هممون به زودی میریم اون دنیا.
ما یه ابدیت در پیش داریم.
گولت نزنه دنیا.خدایا مارو از غفلت نجات بده.خدایا مارو جزو کسایی بنویس که صبور بودن.خدایا از دست شیطان و نفس و خودمون به تو پناه میبریم.

بچه ها…
من بچه که بودم خونمون ویلایی بود و یه باغچه داشتیم که تو این باغچه درخت انجیر و ازگیل داشتیم.
همه میگفتن چرا این ازگیل هاتون انقدر درشت و زرد و خوشگله ؟!
همه میگفتن چرا انجیر هاتون انقدر درشت و با کیفیته ؟
واقعا همه تو کف درختامون بودن…
اما بذار بگم دلیلش چی بود.
من بچه بودم حوصله نداشتم برم دستشویی جیش کنم.
خیلی راحت از رو پنجره نشونه میگرفتم و درختامونو آبیاری میکردم.البته این قابلیت فقط در ما پسر ها وجود داره…
خلاصه درختامون خیلی چست و چابک بودن.همچین سرحال بودن که نگو و نپرس…
لامصب کود انسانی میخوردن فقط خخخ.
میدونی چرا اینو گفتم ؟
ببین…
من حس میکنم ما انسان ها هم همینیم.
یکی باید رومون بشاشه تا رشد کنیم.
میدونم مثالم خیلی داغون بود…اما راستشو بخوای خودم با این مثال خیلی خوب قانع شدم.

بعضی وقتا رشد در همینه باور کن.
بعضیا میان تو زندگیت یه سری کارا میکنن که وقتی میرن تو کلی رشد میکنی….
البته حکمتشو بعدا میفهمی…نه الان.
خیلی از شماها خیلی کار میبره تا به حرفای من برسید.
ولی یه روزی به حرفم میرسی و میگی رضا واقعا به این حرفت رسیدم.
ببینید بچه ها …
بذار رک بگم…
من با پدر مادرم خیلی مشکل داشتم.
کلا دنیای منو بابام فرق داشت.
ولی این روزا که به یه سری موفقیت ها تو زندگیم رسیدم میبینم هر چی دارم از اون نوع تربیت بابام بود.
اگه من خیلی جنگجو ام…اگه کم نمیارم…اگه نا امیدی تو وجودم نیست…اگه با خدا ام…اگه پوستم کلفته…اگه شکست رو قبول نمیکنم…اگه وابسته نیستم…اگه …همه اینا بخاطر مامان بابام بود…
درسته اونجوری که باید و شاید محیط خونه آروم نبود …ولی من دقیقا تو همین خونه باید میبودم تا رشد کنم.
ببین…
من زمانی که کتاب بچه های سایه رو نوشتم اصلا همچین دیدگاهی نداشتم…
ولی همون موقع هم میگفتم که میخوام از این شرایط برای خودم سکوی پرتاب بسازم.
من کتاب بچه های سایه رو سال ۱۳۹۶ نوشتم.
اون موقع مجرد بودم…قشنگ حس میکردم بابام داره جلوی پیشرفتمو میگیره…هیچ جوره ساپورتم نمیکرد.خیلی تنها بودم…خیلی…
منی که اصلا اهل گریه نیستم یه روز اشکم رو در آورد.
ولی همه اینا گذشته و الان که میام بررسی میکنم میبینم بهترین کار ممکن رو بابام کرد.
بابام منو مستقل بار آورد.
قوی بارم آورد.
کاری باهام کرد که به هیچ کس جز خدای خودم توکل نکنم و دلگرم نباشم.
یکی از دلایلی مهمی که توکل رو یاد گرفتم همین بود که مجبور بودم تنهایی برم سراغ ترسام و به بابام دلگرم نباشم.
من زمانی صبر و تحمل و بردباری و توکلم زیاد شد که تنهایی رفتم سراغ پر کردن خلاء های زندگیم.
آره…
خدا انتخاب درستی داشت.
من نفهم بودم که نمیدونستم این بابا و این مامان و این شهر برام عالیه.

الان واقعا مدیون بابام هستم.
فکر نکنید دارم حرف مفت میزنم.
نه…
منی که اصلا با بابام رابطه عاطفی نداشتم بهش اس میدم و میگم ممنونم که برام زحمت کشیدی…
بچه ها…
منو بابام اصلا رابطمون عاطفی نبودا…یعنی اصلا با هم حرفم نمیزدیم.
حرف میزدیم یا بحث میشد یا دعوا…
ولی الان زنگ میزنم خبرشو میگیرم و بهش میگم دوست دارم .
اون روز خیلی سختم بود…ولی بهش اس دادم و ازش تشکر کردم.
بابامم اس داد و نکته جالب اینجاست که اونم بهم میگه تو پسر منی و فلان بیسار.
هر کی ندونه خودم میدونم که این حرفای بابام برای اولین بار در طول عمر زندگیم بود.
میدونم…
خیلی هاتون دارید میگید رضا …چجوری تو و بابات انقدر با هم دوست شدید ؟
اولا دلیل اصلیش این بود که به شدت رشد کردم.

یعنی تلاش هام انقدر زیاد بود و موفقیت هام انقدر زیاد بود که وقتی میام بررسی میکنم میبینم دلیل اصلیش بابام بود.
میدونی چرا ؟
چون بابام بود که باعث شد برم تبدیل به یه کسی بشم که به هیچ احدالناسی جز خدا تکیه نمیزنه.
بابام بود که قوی بارم آورد…
بابام بود که گفت رو من هرگز حسابی باز نکن.
بابام تو چشمام نگاه کرد و گفت هیچی ندارم بهت بدم.
تک تک حرفاش یادمه.
ولی بابا …دمت گرم که اینارو گفتی.
کار خیلی خوبی کردی.
اگه اینارو نمیگفتی الان من مرد بار نمیومدم.

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.

خیلی پسرا هستن که ۲۵ سالشونه ها….ولی هنوزم به پدر مادرشون وابسته ان و پخمه بار اومدن و بدون مامان باباشون میمیرن.
ولی بابام گفت برو و روم حسابی نکن…منم گفتم باشه و حالا که اینجوری شد تنهایی انقدر تلاش میکنم که به تک تک آرزوهام برسم.
و رسیدم..
بچه ها …من خیلی وقته به هدفام رسیدم.
من هر چی دارم از بابام دارم.
اینو با تموم وجودم میگم.
خدا خودش شاهده که دارم از ته دلم این حرف رو میزنم.
اگه غیر این بود هرگز نمیگفتم.

بچه ها…
بخشش از بزرگتره…
پدر مادر خودتونو ببخشید.
ببخش و همین مسیری که بهت گفتم رو تو هم بیا…باور کن تو هم یه روزی به حرف من میرسی…
مثال درخت یادت نره.

اگه به حرفم ایمان نداشتم اینارو بهت نمیگفتم.خودت میدونی اخلاقم چجوریه.
حرفی که میزنم رو عمل کردم و نتیجه گرفتم.
خدا میدونسته رشدت در اینه…پس تو همین خونه آیندتو بساز…
تو هم بزن تو کار توکل کردن و از ترسای کمت شروع کن کم کم خدا هدایتت میکنه…هر کسی به خدا تکیه کنه باور کن به مقصد میرسه.
اتفاقا خیلی خوبه که مامان بابات پشتت نیستن…اینجوری خدارو صدا میزنی و هر کسی خدارو صدا بزنه خدا براش کافیه…
من حتی روم نمیشد به بابام سلام کنم…
اما الان خیلی راحت بهش زنگ میزنم و اس میدم.
ببین ؟
اجر و پاداش ماها بیشتره…
اگه یه پدر جیگر طلا و مهربون داشته باشی و بهش محبت کنی که ارزشی نداره فداتشم…
تموم هنر به همینه که وقتی پدر مادرت بد اخلاقن تو باهاشون خوش رفتاری کنی…
اینه فرق آدم هنرمند با آدم معمولی…
هنر یعنی بدی رو با خوبی جواب بدی…
هنر یعنی وقتی کسی رو مخت میره دقیقا همونجا آروم باشی…
هنر به اینه که وقتی بابات اعصابش خرابه تو تحمل کنی و با اینکه میتونی جوابشو بدی …سکوت کنی…
تو شرایط سخته که آدم باید رو خودش مسلط باشه …

اگه اینجوری که میگم فکر نکنی و زندگی نکنی…وجودت میشه پر از کینه و نه تنها به جایی نمیرسی…بلکه همین مشکلات باعث منجلاب میشه و روز به روزم بد تر و تنبل تر میشی…

در کل مخاطب حرفای من کسایی هستن که زندگی ای مثل من داشتن…وگرنه اگه پدر مادرت پشتتن که هیچی…
ولی یادت باشه…
بعضی پدر مادرا از اونور بوم افتادن و با ساپورت کردن شدید بچه رو دستوپا چلفتی بار میارن…
ببین قران درمورد پدر مادر چی میگه …
خواهش میکنم با دقت بخون..
باشه ؟
بخون :

  • خدا فرمان داده است که جز او را نپرستید و تا می‌توانید بی‌واسطه به پدر و مادر خوبی کنید. اگر یکی‌شان یا هر دویشان در کنار تو به سن پیری برسند، که معمولاً هم می‌رسند، به آن‌ها حتی یک «اَه» هم نگو، صدایت را رویشان بلند نکن، با آنان محترمانه و ملایم صحبت کن (۲۳ اسرا)
  • آنان را با فروتنی زیر پَروبالِ محبتت بگیر و دعا کن: «خدایا، هوای پدر و مادرم را داشته باش؛ همان‌طورکه وقتی بچه بودم، هوایم را داشتند و بزرگم کردند.» (۲۴ اسراء)
  • خدا بهتر می‌داند در دل‌هایتان چه می‌گذرد. در مجموع اگر آدم خوبی باشید، ولی خدا‌ی‌نخواسته دربارۀ پدر و مادر کوتاهی کنید، به‌شرط جبران و توبه، خدا توبه‌کننده‌ها را می‌آمرزد. (۲۵ اسراء)

دیدی خدا چی گفت ؟
خدا تو سوره اسراء آیه ۲۵ میگه خدا میدونه زندگیت چه خبره…اگه آدم خوبی باشی و پشیمون شده باشی…خدا میبخشت…خدا کسایی که توبه کنن رو میبخشه و دوست داره.
بچه ها…
بیا جبران کنیم…
خواهش میکنم از این حرف من سر سری رد نشو…
بیا کوتاهی های گذشته رو جبران کنیم.
من واسه پدر مادرم هدیه گرفتم.
شما هم یه کاری بکنید…
بیا نمره خوبی بگیریم…
غر غر کردن بسه.
حرفام یادت نره…
همیشه بیا این پست رو بخون…

خدا میدونه..خدا میدونه تو زندگیت چه خبره….
خدا میدونه بابات چه عیب هایی داره و چه آسیبایی بهت زده…
ولی خدا کار عبس نمیکنه…
تک تک کارهای خدا یه حکمتی پشتشه…
بیا از خدا عذر خواهی کنیم که سر حکمتش غر زدیم و نق زدیم.
من خودم همینجا میگم که خدایا غلط کردم.
من خیلی سر بابام نق و غر زدم و خیلی از دستش ناراضی بودم…خدایا منو ببخش و عفو کن و کمکم کن جبران کنم…خدایا تو سمیع و بصیر هستی ..ازت میخوام توفیق خدمت به پدر مادر رو رزق و روزیم کنی تا بتونم کار خوبی براشون بکنم.
خدایا کار یکن باعث افتخار پدر مادرم باشم.
خدایا ممنونم که کمکم کردی و دستمو گرفتی و از شرایط داغون نجاتم دادی…اگه نجاتم نمیدادی معلوم نبود میخواستم چی بشم…ولی کمکم کردی و دستمو گرفتی و باعث شدی به جایی برسم که با قدرت بیام اینارو بگم…
هر کسی همین مسیر رو بیاد همین نتیجه رو میگیره…خدایا به همه بچه های سایت کمک کن که یه روز به جایی برسن که اینا هم با همین قدرت بگن موفقیت من در گرو پدر مادرم بود.

امشب شب قدره…
بیا این تصمیم جدی زندگیمون باشه..
خواهش میکنم به حرفم فکر کن.

من تجربه خیلی بزرگی تو این قضیه دارم…
ببین…
زمانی که کینه رو تو دل خودت پاک می کنی یه اتفاق خیلی عجیبی می افته…
اونم اینه که اون طرف هم اگر از دستت ناراحت بوده باشه یهو اون کدورت از دلش پاک میشه …امشب شب بخششه…
ببخش تا بخشیده بشی…
وقتی بخشیدی دیگه اسمی از گذشته نبر.
پروندشو ببند .
همه گذشته رو امشب بریز سطل آشغال و به تموم گذشتت به چشم یک سکوی پرتاب نگاه کن.

یه سوال میپرسم بهم جواب بده…دوست داشتی یه مامان بابای خیلی خوب داشتی ولی یه بیماری جسمی داشتی ؟ هوم ؟
به حرفم فکر کن.

شاید بگی رضا ؟ جفتش با هم خوبه…
یعنی هم سلامتی و هم پدر مادر خوب…
آره جفتش با هم خوبه….ولی یادت نره …تو این دنیا هر کسی با یه چیزی داره امتحان میشه…پس آدم بی درد نداریم.
راستشو بخوای دنبال قانع کردن کسی نیستم.اینارو دلی برای خودم نوشتم و واقعا میخوام عمل کنم.
چون دنبال خیر و برکت هستم.
میخوام درهای زیادی از نعمت های معنوی به سمت زندگیم باز بشه و خدا کشتی زندگیم رو به مقصد امن برسونه.
چرا عمل نکنم ؟
چرا پا رو خودم و نفسم نذارم ؟
قطعا این کارو میکنم.
شاید خیلی از اتفاقات بد رو با همین کارم از خودم دور کنم و بعدش خدا به چشم رحمت بهم نگاه کنه.
چرا که نه…
من که دنبال عاقبت به خیری ام پس برام مهم نیست گذشته و فقط همینو میخوام که پیشرفت کنم.
خدا خودش شاهد همه چی هست و خدا تواب و رحیمه.
هیچوقتم دیر نیست.

من پسر حق پذیری ام.
اصلا تعصب تو خونم نیست.
حالا که فهمیدم راه درست چیه پس بهش عمل میکنم.
اتفاقا چند روز دیگه هم قراره برم گرگان و احتمالا تا یک ماه گرگان باشم.
قطعا جبران خواهم کرد ان شاءالله.

گذشته مهم نیست.
مهم اینه آدم عاقبت به خیر بشه.
آدم وقتی خدارو فراموش کنه…آدما رو هم فراموش میکنه…
ولی وقتی با خدا هستی …گذشتن از خیلی چیزا برات راحت تره…
چون میدونی جای دوری نمیره.
همین …
حرفم تموم شد…
شب قدر منم دعا کنید…

دوست دار شما : داداش رضا …

دیدگاه ها غیر فعال است.

87 پاسخ
  1. ای بازگرداننده از دست رفته ها
    ای بازگرداننده از دست رفته ها گفته:

    داداش رضا سلام
    همه ی پستت رو قبول داشتم زیبا بود ولی واقعا این تیکه مثل نمک روی زخم میمونه یعنی جوری حرصیم میکنه .. این جمله که
    اگه من خیلی جنگجو ام…اگه کم نمیارم…اگه نا امیدی تو وجودم نیست…اگه با خدا ام…اگه پوستم کلفته…اگه شکست رو قبول نمیکنم…اگه وابسته نیستم…اگه …همه اینا بخاطر مامان بابام بود…
    یعنی چی اخه؟ چه ربطی داره من خیلی از. پدر مادر هارو میشناسم که با تربیت صحیح بچشون تو سن های خیلی کم ۱۶٫۱۷ سالگی به این صفات میرسن
    اگر که میتونی دلیل درست بیار
    من با وجود این حرف مشکل دارم و باعث شده هیچ کدوم نوشته های این پست در من اثری نکنه
    این نوشته که میگن برای دلداری به بچه ها میگن
    منو توجیه کن مرسی داداش رضا✅

  2. سید محمد
    سید محمد گفته:

    داداش رضا ترو‌خدا تو یه راهی نشون من بده؟! باوا من ۲۱ سالمه و واقعا آزادی واسم مهمه! دلم نمی‌خواد تو خونه باشم، داداش رضا خودتو جای من بذار، باوا بخدا عزت‌نفسم دیگه به ممکن‌ترین حد پایینش رسیده! پاکی من به یک‌سال نرسید که استرس و اضطراب زد سیستم عصبی و معده‌ام رو داغون کرد! یه بار ازت خواستم بهم راه‌حل نشون بدی، گفتی؛ ” فرار راه‌حل مناسبی نیست و بمون تو خونه خود‌سازی کن!” خب اگه من خودسازی کنم باز که بر می‌گردم سرخونه‌ی اولم!! به قرآن قسم که من قبلا عاشق کامپیوتر بودم و از صبح تا شب پای کامپیوتر بودم، اما الان یه حس بی‌میلی و تنبلی میاد سراغم. چون استرس و اضطراب، عزت‌نفس پایین و … و همه و همه دست تو دست هم دادن که کلا گند بزنن تو زندگیم. از بس پدر و مادرم بهم امر و نهی کردن و خسته شدم از دستشون، از بس اطرافیان به چشم تنبلی و بی‌کار و بی‌عار بهم نگاه کردن دیگه عزت‌نفسی برام باقی نمونده. باوا به پیر، به اون خدایی که قبولش داریم، منم آدمم! من می‌خوام مستقل بشم و از خونواده جدا. می‌خوام چند‌سالی تنها زندگی کنم تا بتونم عزت‌نفس و تمام چیزایی که می‌خوام رو با تمام تلاش و وجودم به دست بیارم. تروخدا نگو تو خونه بمون خودسازی کن! من تو کَتم نمیره. امروز با یه یارویی طرف شدم که انتقاد کردم ازش درمورد کتابش، یارو از چنان عزت‌نفس و اعتماد‌به‌نفسی برخوردار بود که منو کیش و مات کرد! بهم گفت جاهل!! به خدا من هر روزم جوری شده که باید تلاش کنم زنده بمونم نه زندگی کنم! من الان اولین آرزوم، مستقل شدنم هست، اما تا با خونواده صحبت می‌کنم، انگار کشتی‌هاشون غرق شده! با این حال افسرده‌ام باز هم دارم تلاش می‌کنم، تمام تلاشم رو می‌کنم گناه نکنم.

    خودت حساب کن، ۷ یا ۸ سال به خاطر گوه‌کاری پدر، زندگیت به فنا بره و تنها یک‌سال و نیم بتونی طعم پاکی رو بچشی. بعدش با استرس و اضطراب شروع بشه و الان به این مرحله برسی، من واقعا دیگه می‌خوام برای همیشه از خونه برم و مستقل زندگی کنم، برام دیگه مهم نیست خدا راضی باشه یا نه، صلاح بدونه یا نه، خوشش بیاد یا بدش … مگه من صد بار به دنیا میام که بذارم این دو روز دنیا برام عین جهنم بگذره؟!

    • taha
      taha گفته:

      منم شرائطم تقریبا شبیه تو هست و میخواستم یجوری خلاص بشم و از خونه برم. ولی به نظرم این راه درست نیس و ما در این صورت داریم صورت مسئله رو پاک میکنیم.در این صورت اگه بعدا ازدواج کردیم و بعد دیدیم که طرف مقابل ایده آل ما نیس باز هم فرار میکنیم.چون عادت کردیم هر وقت کم بیاریم فرار کنیم.اینکه شما پاکیتون رو از دست دادین یه بخش اون به خاطر محیط هست ولی یک طرف دیگه ش هم برمیگرده به خودتون.شما باید حفره هاتون پیدا کنید و اول به یک ثبات شخصیتی برسین و بعد اگه خواستین مستقل بشین ایرادی نداره و بهترین راه مستقل شدن هم ازدواج هست نه اینکه تنهایی زندگی کنید که هزار آفت دیگه داره و ممکنه به گناهان بیشتری مبتلا بشین و داغون تر بشین.

    • بنده در جستجوی پاکی
      بنده در جستجوی پاکی گفته:

      اقا سیدمحمد من هیچوقت جاتون نبودم ولی خب یه کامنت بود که فک کنم شما در این باره گفته بودید
      تنها چیزی که خواستم بگم اینه که اجی من چندسال پیش که با یه پسره دوست شده بود حالا هم که میخواد باهاش ازدواج کنه و میدونی چیه اون میخواد این راه باشه واسه فرارش از مامانم و اقام.چرا اینکارو میکنه چون اقام اونقد به بقیه کمک کرده و بدی دیده و هزارتا بیماری از جمله دیابت فشارخون داره و قرص اعصاب مصرف میکنه موقعی که عصبانی میشه اصلا نمیفهمه داره اون لحظه چی میگه و خب ۴ دهه بین اجیم و اقام فاصلس و هیچکدوم هم کوتاه نمیان از نظرشون میگن اون خودشو عوض کنه مامانم هم که موضوعش جداس و میخواد از همشون فرار کنه تازه یه عالمه چیز مزخرف دیگه هم هس که دیگه بسه گفتنشون:))) ولی خب میدونی چیه اون داره از اقام فرار میکنه چه تضمینیه بعدا این ادم نباشه تو به جای انکه کفش بپوشی میخوای کل دنیا رو فرش کنی؟باور کن هممون شرایطمون بده معلومه پدر و مادر بعد ۴۰ ۵۰ سال نمیشه عوضشون کرد حالا منم هی لجبازی کنم بگم چرا خودمو عوض کنم اون خودشو عوض کنه یه جا دیگه واقعا خسته میشی از این کل کل کردنا ولش کن بابا دنیا مگه نمیگی دو روزه این دو روز رو اگه خودتو درست کنی دو میلیارد سال با هرجور ادمی باشی میتونی بسازی
      مطمئنم زندگی به ادمایی که نمیخوان با یه چیزی رو به رو شن بیشتر اون موقعیت رو بده
      شما که تصمیمتون رو گرفتید ولی واقعا امیدوارم روزای خوبی در انتظارتون باشه

  3. روسیاه
    روسیاه گفته:

    سلام
    دوستان دو سه ساله به عمق کفر سقوط کردم
    نمیتونم خودمو بکشم بیرون
    نه اینکه از توانم خارج باشه
    شاید بخاطر اینکه خیلی غرق شدم
    داداش رضا خوشبحالت
    میدونم تو هم روزهای سخت زیادی داشتی ولی آخرش عاقبت بخیر شدی
    ولی من که زمانی نماز شبم رو ترک نمیکردم الآن شدم دشمن خدا
    دست خودم نیست نمیدونم چم شده

    • taha
      taha گفته:

      همین که شما ایراد خودتون رو میدونید پس دشمن خدا نیستین. دشمن خدا کسی هس که با خدا و دینش عناد داره و نمیخواد قبول کنه پس الکی رو خودتون اسم نزارید. اینکه ما شبهه ای تو ذهنمون باشه بد نیس. بعضی وقتا نعمته چون باعث میشه بریم تحقیق کنیم و یقینمون از سابق هم بیشتر بشه. شما میتونید به جای ملامت کردن خودتون با یک کارشناس مذهبی مشورت کنید و همه ی شبهاتتون یک به یک حل بشه.
      با آرزوی موفقیت

  4. محتاج دعا
    محتاج دعا گفته:

    سلام داداش رضا
    من باهات حرف دارم… برات توضیح میدم و ازت راهکار میخوام. امیدوارم کمکم کنی
    منم پدرومادرم باهم بحث دارن و بدی دارن ولی خوبی هم دارن. من دارم سخنرانی تنها مسیر آرامش رو گوش میکنم واسه همین با بدی هاشون کنار اومدم. اما من ی مشکل روحی دارم که از اولین سال تحولم یعنی ۹۵ تا الان که ۴ سال شده یعنی ۹۹ درگیرشم
    داداش رضا من از ۹۵ می شناسمت. میدونم چقدر سختی کشیدی بخاطر پدرت و الان فهمیدی باعث رشدت شده
    پدر منم همینه. مادرمم همینه. مطمئنم اگه خدا بخواد ی روزی منم میگم باعث رشدم شدن
    ولی مشکل روحیم زمین‌ گیرم کرده
    مادر پدر من بیماری جسمی زیاد دارن. مثل کمر درد و کلیه و مشکل قلب
    خیلی باهاشون صحبت کردم که برن دکتر. رفتن دکتر‌ ولی به حرفاش عمل نکردن. اگرم عمل کردن ۱ هفته بود و بعدش بیخیال شدن
    من کار میکنم تلاش میکنم ولی وقتی از اتاقم میام بیرون می بینم دارن از درد جسمیشون ناله میکنن
    پیر‌نیستنا
    ۵۰ و ۴۲ اینا هستن. رعایت نمیکنن
    مثلا پدرم کمر درد داره ولی بخاطر کمک به خانوادش میره بار بلند میکنه. بهش میگم ولی گوش نمیده. یا روغن رو به پای خودش نمیزنه مشکلش حل شه ولی به پای خانوادش میزنه. دقت کردم رو رفتارش دیدم نگران پدرمادرشه دقیقا حس من…
    منم بخاطر اونا خودمو فراموش کردم
    پدرمم همینه
    الان دیگه خسته شدم
    خیلی باهاشون بدرفتاری کردم میدونم عاق شدم
    کلی باهاشون حرف زدم که بیایین رعایت کنین و این حرفا ولی… نمیگم نمیخوان. خب وقت درست حسابی نمیکنن برسن ولی انصافا تنبلی رو بذارن کنار میشه
    من همش ناراحتم و تمرکزم روی کارم ندارم. فکرم مشغوله درد اوناست. هرکاری میکنم نمیتونم رضا…
    نمیتونم بیخیال شم. الان دیگه به ته خط رسیدم. آخرین فرصت کاریمه
    من پسرم و میخوام مستقل باشم. اصلا بحث وابستگی نیست
    من نگران پدر مادرمم که دارن دنیا و آخرتشونو خراب میکنن
    خیلی سخته ببینی درد جسمیشونو ولی کاری از دستت بر نیاد. رضا این رنج روحمو افسرده کرده
    میدونم ریشه تمام مشکلاتم همینه
    میدونم… اما نمیدونم چیکار کنم
    داداش رضا من تورو مثل داداشم میدونم
    من هیجده نوزده سالمه. داداش کوچیکتم. بهم بگو چیکار کنم
    به هیچ وجه علاقه به وابسته بودن ندارمو تو این فاز نیستم.
    دنبال هدایت کردن‌مردم هم نیستم.
    سرم تو کار‌خودمه
    ولی وقتی پدر مادرمو می بینم دیوونه میشم. تحمل رنجشون برام‌ سخته
    روحم گیر کرده…

  5. صدیقه
    صدیقه گفته:

    سلام برام خیلی جالبه حکمت این قضیه که من باید به تمام این حرفا با تجربیات خودم برسم و انوقت بیام باقلم شما اونارو ببینم دمتون گرم اجرتون با اقا صاحب الزمان(عج) دعا کنید برای ما خیلی زیاد…که از این مسیر هچوقت بیرون نرم. من از ته دلم علاقه مندم علاوه بر رشد خودم تاثیر گذار هم باشم برام خیلی دعا کنید

  6. میم
    میم گفته:

    دیشب آجی گفت ما و مامان بابا رو ببخش که گند زدیم به زندگیت ولی خانواده من زیادی حمایت میکنند و پدرم کمالگراست دوره نوجوانی واقعا حال نداشتم درس بخونم و نمره هام کم شدن البته پایان ترمامو میخوندم و معدلم متوسط بود ولی خانوادم پذیرش نمره های پایین من و معدل زیر ١٨ رو نداشتن و من که قبل از اون تو هنر کلی درخشش داشتم تو خونه خودجوش یادگیری زبانو تمرین کردم و راهنمایی دیگه به خواهرام هم آموزش می دادم شعر میگفتم و… احساس میکردم بخاطر ضعف در درس بی ارزشم و به همین دلیل روابطم با همکلاسیها هم شدیدا افت کرد. الآنم پدرم اصرار داره برا استخدامی بخونم ولی از آزمونا خستم خیلی هم حوصله کارمندیو ندارم ولی سرزنشای بابا هست البته حمایتاشم هست قربونش برم ولی خوب میگه شما باید یجایی برسید تا من سرمو بگیرم بالا و خیالم راحت باشه ازتون.

    • F
      F گفته:

      سلام….
      این پست را برای بار چندم خوندم
      داشتم فکر میکردم چرا اینقدر این پست متفاوت تره (البته از نظر من)
      چرا دوست دارم بازم بخونم
      انگار نوشتی با مامانت بهتر باش

      بعضی جملاتت عالیه
      شاید بارها خونده یا شنیده بودم که کار خدا بی حکمت نیست
      ولی …..
      این که میگی من دنبال عاقبت به خیری هستم
      کار خدا عبث نیست
      خدا میدونه تو زندگیت چه خبره

      اینقدررررر غر نزن
      خیلی به دلم نشست
      میخوام این جمله را بارها تکرار کنم برای خودم
      من دنبال عاقبت به خیری ام
      ضعفت الان اخلاق مامانته
      باید روی خودت کارکنی سکوت کنی و جواب ندی

      البته حلال کن منو چون وقتی برای اولین بار پست را خوندم و به خاطره ات رسیدم قضاوتت کردم و گفتم چه مثال افتضاحی چی میخواد بگه 🙁

  7. زهرا🍃
    زهرا🍃 گفته:

    سلام
    داداش منم میخوام بابام روببخشم وسرخیلی مسائل مثلایکیش که اعتیادش هست ویه خواستگاری سراعتیادبابام رفتن تحقیق فهمیدن بعد گفتن نه حتما حکمتی توش هست که نشده وحس میکنم خدامیخوادرشدم بده ومنوبیشتربرای ازدواج اماده کنه
    ومن بابام رومیبخشم امشب وخداهم منوببخشه ویه اتفاق خیلی خوب توزندگیم بیوفته
    ممنون داداش بابت این پست خوب وتاثیرگذارتون….🌹🌺

    • Vatanparast
      Vatanparast گفته:

      سلام
      یه جوری گفتید “فهمیدن” که احساس کردم قبلا خودتون بهش نگفتید
      این موضوع رو خودتون باید به خواستگار بگید، هم از این جهت که جانب صداقت رو رعایت کرده باشید و هم از این جهت که از خودتون بشنوه بهتره؛
      اما چه جوری و چه زمانی رو نمیدونم، واقعا شرایط سختیه، اما خدا هم خداییشو بلده
      براتون دعا میکنم
      التماس دعا

  8. منتظر
    منتظر گفته:

    سلام
    شاید باورتون نشه ولی یکی از مشکلات من اینه که خانواده ام خیلی پشتم هستند
    توی کوچک ترین کارها توی حرف زدنم رفتارم درسم زندگی ایم
    می دونم همه ی این کارارو به خاطر من می کنند ولی خییلی خستم خییلی

    • جُون غلام المهدی
      جُون غلام المهدی گفته:

      سلام اجی من❤
      خانواده من که اصلا هیچی…
      به زور مامانمو نشوندم فقط پنج دقیقه درمورد انتخاب رشته باهاش حرف زدم تهشم گفت هرچی خودت میدونی…
      ازمون جایی میخوام برم خودم ثبت نام میکنم!
      خودم پول جمع میکنم که برم کانون
      خودم کارنامه ام رو میگیرم!
      اصلا مامانم درمورد مدرسه ام هیچی نمیدونه!
      این تازه مامانم بود….باور کن بری از بابام بپرسی مینا کلاس چندمه نمیتونه جواب بده!!
      یا اگه بپرسی کدوم مدرسه است؟نمیدونه من فرزانگان درس میخونم:/
      کلا هم کاری به درس خوندنم ندارن! من خودم میرم جلو!!!
      واقعا توکل رو دارم یاد میگیرم!!

        • جُون غلام المهدی
          جُون غلام المهدی گفته:

          نه اتفاقا الان من مجبورم توکل کنم!!یعنی جز اینکه بسپارم دست خدا راهه دیگه ای ندارم!!
          یهراه دیگه هست البته! اینکه از استرس بمیرم😐😅

  9. مهسا
    مهسا گفته:

    داداش رضا حرف نداری همیشه جواب سوالامو تو پستات میگیرم یه مدت خیلی میخوام به حدی که میفهمم واقعا روحم کشش این همه خواب رو نداره و به شدت بعد بیدار شدن حس بد دارم ولی باز اصرار به خوابیدن دارم.حرفت بیدارم کرد این لذت زود گذر ممو به ذلت میبره

  10. حدیث
    حدیث گفته:

    سلام، دعاهاتون مستجاب
    چه خوبه که یه آدم مجازی باشه که مدام حرفش تو رو به جلو ببره، و تو هم غافل نباشی و عمل کنی .
    چه خوبه دوستایی داشته باشی که ازشون یاد بگیری و از تو یاد بگیرن ، چقدر خوبه که صادقانه میشه حرف زد و دیگه رودربایستی نداشت…
    جنسیت مهم نیست ، مهم اینه که اصل چیه، واقعا لذت می برم وقتی تلاش بی وقفه داداش رضا رو می بینم و دانش خودسازیشو به دیگران با زبون ساده بیان می کنه .
    من اهل رفیق بازی نیستم و می تونم بگم جز خودم و خونواده رفیق دیگه ای ندارم .اما وقتی که از خدا خواستم یکی پیدا بشه که دوا باشه واسه دردهایی که زبون بیان ندارن خدا داداش رضا رو معرفی کرد.واقعا دوای درد ماها فقط خودسازیه .
    خداروشکر می کنم هزار بار که این مسیر گمنام رو پیش روی ما باز کرده و در صدد عاقبت به خیری هستیم.
    خدایا عاقبت همه ی ما رو ختم به خیر کن.الهی آمین🙏

  11. Mahzad
    Mahzad گفته:

    سلام داداش رضا
    من خیلی دلم پره
    خیلی دوست دارم دوستامو هدایت کنم و این کارم میکنم تا جایی که در توانم باشه
    ولی هر کاری میکنم اونا نمیخان
    مثلا همین امروز پیامای کانالتون رو براشون فروارد کردم بعد میگن دیگ ازین پیاما نفرس باعث دعوا میشه و دوستیمونو میپوکونه
    با خودم میگم پس دین رو بزار کنار دیگ باعث میشه ما از هم جدا بشیم
    یا یکی دیگ از دوستام چادری نماز خون همه چی تموم ولی چت با جنس مخالف داره میگم این گناه کبیرس بزارش کنار خودت که از من بهتر میدونی
    جوااب سر بالا بهم میده
    به قول خودتون اینا تو خواب نیستن خودشونو زدن به نفهمی …
    به خدا دیگ خسته شدم
    نمیدونم چی کار کنم…
    خواهش میکنم کمکم کن

    • ساجده
      ساجده گفته:

      سلام خواهر خوبم💚
      چ دغدغه ی قشنگی داری، اینکه دوس داری دوستاتو به راه راست هدایت کنی😻، نیتت عالیه مطمئن باش خدا کمکت میکنه✅
      تا جایی که میتونی و فکر میکنی تاثیر گذاره در مورد اسلام و دین و واجبات و محرمات بهشون بگو، حتی اگه واکنش نشون دادن و جبهه گرفتن بدون ک وظیفه تو امرف و معروف و نهی از منکره
      ولی اگه دیدی فهمیدن این چیزارو و همه این مسائلو میدونن ولی خودشونو میزنن ب اون راه و از هوای نفسشون پیروی میکننن، دیگه دوستیتو باهاشون کمرنگ کن، و اونارو ب خدا بسپار و براشون دعای خیر کن ک به راه راست خدا هدایتشون کنه عزیزم
      موفق باشی💕

    • جُون خادم المهدی
      جُون خادم المهدی گفته:

      سلام اجی من
      دنبال تغییر کسی نرو! خودت تغییر کن بقیه با تغییر تو عوض میشن!!
      آدما تا خودشون نخوان عوض نمیشن! اینجوری بدتر داری وقتتو هدر میدی!!
      خودخواه باش!! رهاشون کن!
      تو که امر به معروفتو کردی…وظیفه ت رو انجام دادی حالا یا طرف می پذیره یا نه…اونش مهم نیست!!
      سعی کن روی خودت کار کنی و خودتو به آرزو هات برسونی!!

  12. ساجده
    ساجده گفته:

    سلام داداش رضا، طاعات و عباداتتون قبول ان شاالله
    ی سوال داشتم ازتون🙏
    میخواستم بدونم ایمان تقلیدی ینی چی؟
    برای اینکه ی فردی باشیم ک ایمانمون رو خودمون باتلاش بدست اورده باشیم و در حقیقت خودسازی کرده باشیم، چیکار باید بکنیم؟!🌹
    بچه های عزیز سایت هم اگر تجربه ای دارن منو ب عنوان خواهر کوچیکتر خودشون بدونن و راهنماییم کنن
    ممنون میشم🌹
    یا حق💜

    • مهسا
      مهسا گفته:

      عزیزم دین تقلیدی یعنی من میگم خدا پرستم توهم میگی اوکی منم هستم بدون اینکه اصلا اسلام رو بشناسی.بعد وقتی یجا سوالی برات پیش میاد یا با تضادی رو به رو میشی به دینت شک میکنی و تازه میفهمی اصلا نمیشناسیش.تقلیدی یعنی اینکه بگیم خب ما مسلمونیم دیگه دینمون اسلاکه چون مامان بابام مسلمونن,این میشه تقلید یعنی خودت چیزی از اسلام نمیدونی و خودت انتخاب نکردی.اگه میخوای دینت تقلیدی نشه اول خودتو و جهانو بشناش بعدم خدارو,در مورد اهل بیت بخون در مورد دین تحقیق کن سوالاتو راجب دین و خدا بنویس راجب خودت و زندگیت بنویس بعد براشون تحقیق کن و راه حل پیدا کن.وقتی خودت تحقیق کنی و با جون و دل خدا و اسلاممون رو بشناسی دیگه دینت تقلیدی نمیشه.اینکه بگی خب خونوادم مسلمونن منم هستم دیگه بعد یموقع یکی یه حرف غیر خدایی میزنه تو شک میکنی خدایا چی درسته ولی اگه خودت با تحقیق و تلاش به دین رسیده باشی دیگه حرف هیچ کس تورو به شبهه نمیندازه.موفق باشی

      • مهسا
        مهسا گفته:

        ایمان تقلیدی هم همینطور میگی خب خدایا من بهت ایمان دارم,ولی یهو یجا یه گرفتاری پیش میاد بجای اینکه ایمان داشته باشی خدا از همه توانا تره بجای اینکه ایمان داشته باشی خدا میخواد امتحانت کنه و یه درسی بهت بده شروع میکنی اه و ناله و غر زدن و بی تابی,اینجاست که تو فقط به ظاهر ایمان داری و یجور تقلید از بقیست.وقتی باور کنی خدا همیشه هست و تنها کسیه که خوبی تورو میخواد و وقتی به توانایی و قدرتش ایمان داشته باشی مهربونیاشو باور کنی ایمانت قوی و محکم میشه.هر موقع برات مشکلی پیش اومد گره ای تو زندگیت افتاد چیزی از خدا خواستی و عجله داشتی فقط تو دلت بشمر صبر صبر صبر توکل توکل توکل وقتی بتونی تووو اوووووج وحشتناک ترین اتفاق دلت به خدا گرم باشه یعنی ایمانت واقعا ایمانه

    • نفیسه
      نفیسه گفته:

      سلام ساجده جانم
      خودتو به چالش بکش
      ببین اگر کسی درمورد خدا و ائمه سوالی ازت بپرسه میتون جواب بدی
      مثل اینا:
      چرا میگیم خدا وجود داره
      کی گفته ائمه بودن
      چرا باید قیامت وجود داشته باشه
      جواباشونو بری سراغش کم کم نفست شروع میکنه اذیت کردن
      اول که مقاومت میکنه تو قبول کردنش که این باعث میشه محکمتر بشی
      و وقتی شروع کنه به اذیت ، خودش سوالای میپرسه که به راحتی میتونی ازشون سوال مفید هارو جدا کنی و بری دنبالش تا دفعه دیگه سوال جدید بیاره و باز جواب اونارو پیدا کنی اینجوری کم کم قوی میشی به امید خدا
      داداش رضا میگفتن به همه چی شک کن ، هرچیزی که قبول داری بگو چرا قبول دارم
      ببین دلیل عقلانی و قابل قبول داری یا نه
      التماس دعا خواهری 🌹

      • ساجده
        ساجده گفته:

        سلام خواهرای عزیزم، مهسا جان و نفیسه جان
        وقتی دیدم ک سوال منو چقدر با دقت خوندین و جواب دادین و از همه مهمتر انقد وقت گذاشتین و برای من نوشتین از ته قلبم خوشحال شدم و براتون دعا کردم خواهرای خوبم ان شالله هر چی که از خدا میخواین بهتون بده💕💕مهربونا🌹🌹🌹🌹
        بله اجیا، من از وقتی ک متحول شدم و خداوند بزرگ بهم نظر کرد و منو برگردوند تا همین الان سوال خیلیییی برام پیش اومد و تا الان موفق بودم براشون جواب پیدا کنم
        این چن روزی ی خورده ذهنم مشغول شده بود از داداش رضا پرسیدم بهم گف ایمانت تقلیدیه بکوب از نو بساز
        خلاصه منم خیلی فکرم درگیر شد اومدم با شما بچه های عزیز سایت در میون بزارم تا راهنماییم کنید
        بازم هزاران بار ممنون خواهرای خوبم💜💙💜💚💚💚

  13. روشنی
    روشنی گفته:

    سلام از وقتی دوره چالش اسفالت رو برداشتم دلم ارومه خداروشکر وشیرینی دینداری رو حس میکنم اون مسایل نمیذاشت من تمرکز کنم بهم هیجان میداد مثل ستارههایی که توی اسمونن وگر میگیرن ومیسوزن و وتموم میشن عمرشون تموم میشه و خاموش میشن این هیجانها هم همینه هیچ فایده ای نداره همش حس منفیه حسرت و عذاب و ناارامی همش چشمت دنبال بقیس و دلت اشوبه خب این چ زندگیه ولی الان نه ارومم …از اون لحاظا البته وگرنه نگرانیامو دارم ولی چون پرهیز میکنم دیگه امیدم زیاد میشه ک بلاخره خدا صدامو میشنوه ولی وقتی گناه کنم نه امیدم ب رحمتش کم میشه وخودم باعثش شدم و برنامه زندگی پس از زندگی هم ک عالیه قشنگ باورت میشه گناه کردن چقدر وحشتناکه و…
    خلاصه برادر رضا ازشما ممنونم واقعا مثل برادری بزرگوار حق ب گردنمون داری خدا خیر دنیا واخرت رو بهتون بده و هی بری بالاتر
    راجب پذیرش پدر مادر هم خیلی حرفاتون ارومم کرد چون خدا میدونه مشکلمو

  14. EleNa
    EleNa گفته:

    سلام داداش نماز روزه هات قبول حق باشه
    داداش منو خ به پدرم بی احترامی میکنم اما هم دوستش دارم و هم نه .😑
    بابام خ اذیتمون کرده و اینکه متاده اما من اصلا نمی تو نم جلو خشممو بگیرم مامانم میگه تو عالی هستی اما فقط خ زود از کوره در میری😔
    من بچگیم با بابام دوست جونجونی بودیم با بابام میرفتم استخر ، سلمونی و هر جا که میرفت خ وابستش بودم اما الان اینطور نستم😣
    باید چه کنم😖😭😭😭😭😭
    تورو خدا جوابمو بده🥺

    • محمدحسن🤞
      محمدحسن🤞 گفته:

      سلام.بشینید خوب فکر کنید و از خدا کمک بخواید تا هدایتتون کنه.
      درکل هرچقدر ب بابات بی احترامی کنی ب همون اندازه از عاقبت بخیری دور میشی.

  15. EleNa
    EleNa گفته:

    سلام بچه ها این روزا منم دعا کنید.
    دعا کنید به راه راست برم و مومن پاک با ایمان بشم😞
    بچه ها من یه مرگو به چشم دیدم😭
    تو ماشین داشتیم میرفتیم جایی بعد من تو ماشین گناه کردم( خ ا) و بعد یهو احساس کردم یکی رو قفسه سینم نشسته و گلومو گرفته اصلا نمیتونستم نفس بکشم😖
    هرچی سعی میکردم دستمو به خواهرم یا مادرم برسونم و داشتم اروم صداشون میکردم اما جوابمو ندادن😭
    گفتم خدایا منو ببخش غلط کردم خدایا دیگه نمیکنم این کارو خدایا الان نمیرم خدایا التماست میکنم🥺😭😭😭
    حالم خ بد بود😣
    یهو ازاد شدم نفسم ازاد شد شروع کردم گریه کردن😭
    رفتم مامانمو صدا کردم بعد زدم زیر گریه و بهش جریانو گفتم اما نگفتم گناه کردم قبلش😔
    بچهها اینی که گفتم به و خدا قسم دروغ نیستش 😔
    بچه ها دعام کنید 🥺🤲😭
    به علی قسمتون میدم😭😭😭

    • روشنی
      روشنی گفته:

      خدا بهت رحم کرده برنامه زندگی پس از زندگی رو ببین ..سعی کن از این کار متنفر بشی تا متنفر نشی بازم دنبالش میری بدیهاشو‌زیاد مرور کن

    • amirhossein_jr
      amirhossein_jr گفته:

      سلام خواهر
      یه چرایی محکم داشته باش برای گناه نکردن
      بهش فکر کن و انتخاب کن
      به خودت بگو که چی؟!
      تهش که چی اصلا گناه کردم دروغ نداریم یه لذت کاذبیم داره بگو که چی؟!
      میشه باور کن میشه خواهر
      تنها چیزی که غیر ممکنه غیر ممکنه
      بیخود و بی جهت نمیگم
      میشه واقعا میشه
      قوی باش
      گوش نده
      پرش فکری بزن
      کاری که درونت باهاش مخالفه نکن
      به جای فکر کردن به مشکل به راه حل فکر کن
      حرفایی که زدم فقط انگیزشی نیست واقعیه
      یا حق

  16. مهسا
    مهسا گفته:

    سلام داداش واقعا حرفت حرفه من ثانیه به ثانیشو زندگی کردم و بعد کلی درگیری و گله شکایت از خدا فهمیدم حکمتی توش بوده.من پدر و مادرم فووووق سخت گیر بودن بااینکه دختر عاقلی بودم و هرگز کار جلفی نمیکردم ولی شدیدا سخت میگرفتن,باورتون نمیشه من از بابام اگه پنجاه تومن میخواستم میگفت ندارم ولی واسه غریبه ها جلو چشم پول میریخت!!!نه اینکه با من لج باشه ها نه ولی حس میکردم اصلا متوجه رفتاراش نمیشد,شدیدا غریبه پرست بود.مامانمم بنده خدا هیچییییی از محبت به من نمیدونست و درکم نمیکرد,من خیلی دردنتک بزرگ شدم همیشه از طرف مامان بابام محدود شدم,ترسیدم ازشون چون به شدت بداخلاق و بی مهر بودن.خیلی با سختی بزرگ و شدم هر پنج شش سال یبار یه دست لباس میخریدم پول تو جیبیام همش کم بود…و دیگه نگم…ندار نبود بابام ولی خب غریبه پرست بود….ولی شکر خدا خدا همیشه هر مشکلی داده راه حلشم داده,صبرشم داده,مدام یچیزی بهم یاداوری میکرد تو نباید کم بیاری,نباید کینه ای باشی,نباید افسرده باشی و نباید خودتو ببازی,خلاصه بااینکه اون همه وضعم بد بود ولی خدا الهاماتش نمیزاشت عزت نفسم شکسته بشه.قبلا از خدا ناراحت بودم و با جیغ و گریه و ارزوی مرگ واسه خودم ازش گلایه میکردم و میگفتم ارزونی خودت این زندگی گندم منو بکش ببر جهنم راحت شم…..بچه ها خلاصه کنم…همه اون روزا باعث شد من الان یه دختر فهمیده و با محبتم,همسری دارم که خوش اخلاق و بی نهایت با محبته که گاهی واقعا ازین همه محبتش میترسم میگم نکنه یه زن دیگه داره میخواد سر منو شیره بماله خخخخ همه اون سختی ها باعث شده من یه دانشجوی موفق شدم و بعد درسم میخوام برم مناطق محروم و به مردم کمک کنم,همه اون سختیا که حتی یه دست لباس نداشتم باعث شده الان همسرم هر خرجی که برام میکنه از ته قلبم شاد میشم و ازش تشکر میکنم و زندگیم روز به روز عالی تره,مطمعنم مادر خوبی هم میتونم بشم چون فهمیدم چجوری تعادل ایجاد کنم.خلاصه من پدر مادرم رو بخشیدم و از خدا براسون طلب خیر میکنم و دستشونم میبوسم اونا اگه نبودن و اونقد من تحت فشار نبودم,اگه راحتم میزاشتن و همه کار برام میکردن شاید من الان تو خیابونا درگیر چیزای کثیف بودم…من دختر کمال طلبی بودم و خدا خونواده ی سخت گیری بهم داد تا کمال طلبیم از بین بره تا مثل الان از کوچیکترین چیزای زندگیم لذت ببرم.خوشحالم که توهم با پدرت رفیق شدی.

  17. ...
    ... گفته:

    سلام بچه ها …خوبین….دوستان برای شناخت بیشتر امام علی علیه السلام .و کارهایی که انجام داده ….ومخالفتهایی که از طرف معاویه بوده .خطبه ،نامه.امام علی …همه هستش …..خیلی خوبه .انسان واقعا با خوندنش تعصبات رو کنار می زاره …وبا جون ودل و عقل ودانش .امام علی رو قبول داره….بخونیین .بخونیین

  18. سولماز
    سولماز گفته:

    سلام داداش رضای گلم امیدوارم همیشه خوش باشی و عاقبتت بخیر بشه مثل همیشه عالی بود من زیارت عاشورا برات خوندم شما و بچه های کانالم منو یادتون نره دعا کنید هم عاقبت بخیر بشم هم با ۴ تا بچه مستاجری بدجوری گرفتارم خدا ی نظری بهم بکنه 😭😭

    • Elena
      Elena گفته:

      ابجی خدا نگاهش به تک تک ما هست .
      اگرم گرفتاری داری ان شاء اله که حل شه اما حواست باشه این دنیا مثل یه بازیه و توش هر مشکلی هست و خدا بندههای که خیلی دوستشون داره رو خیلی امتحان میکنه تا عالی بشن واسه اون دنیا و قوی بشن💪
      همه ما الان داریم امتحان میشیم هممون مشکل داریم مشکلای خ سخت 😞
      اما این دنیا فقط باید توش کارهای خوب و چیزای خوب جمع کنی واسه اون دنیات
      اون دنیایی که واقعی و خ خوب و لذت بخش برای مومنان.
      دعا میکنم خداوند صبر زیاد بهت بده عزیز دلم🤲❤💞🥰

  19. ناشناس
    ناشناس گفته:

    منم از زمانیکه تصمیم گرفتم نگرشم رو درمورد والدینم عوض کنم واقعا رابطه ها بهتر شده
    احساس میکنم بیشتر تر از قبل دوسشون دارم
    خجالت میکشم از ایکنه جوونیشون برام گذاشتن
    انشاءالله توفیق بده خدا بیشتر بیشتر بهم نزدیک بشیم.

  20. لطفا همه بخونند
    لطفا همه بخونند گفته:

    سلام
    من یه چیزی به بقیه بچه ها که کامنت هارو میخونن میخوام بگم
    همه ی اون چیزایی که داداش رضا گفت حقیقت داره بچه ها
    من قبلا انجامش دادم و اتفاقات عجیبی واسم افتاده ، اثرشو دیدم
    اصن من میگم پدر و مادر برای ما خلق شدن که رشد کنیم
    اینکه میخوای با عصبانیت با مادرت حرف بزنی و خودتو کنترل کنی آره خیلی سخته ، ولی اگه تونستی اینکارو بکنی هنر کردی
    وقتی حالت خوبه و بدون هیچ مشکلی با محبت با مامان و بابات حرف بزنی اصلا کار سختی نیست، اخه همه میتونن انجامش بدن😂
    اینی که میخوام بگم از روی تجربه س ، اصن وقتی بهش فکر میکنم خندم میگیره😅 : یه ۴،۵ بار که خشمِت رو کنترل کنی برات لذت بخش میشه
    واقعا میگم
    شاید خندتون بگیره ولی به یه جایی میرسید که از کنترل خشمِت حال میکنی ، لذت میبری
    هی میخوای واست اتفاق بیفته هی این خشم بیاد سراغت و دوباره بزنی تو سرش😂 برای من که سرگرمی شده بود
    کم کم از زندگیم داشتم لذت میبردم حتی توی مشکلات هم حس خوبی داشتم ، چون میدونستم تحملش باعث میشه رشد کنم (راسی من از داداش رضا میخوام یه بار درمورد استقامت باهامون صحبت کنن ، تو دین خیلی بهش تاکید شده ، خیلی از مشکلات فقط با صبر و استقامت حل میشه ،لطفا اگه میتونید حتما درموردش باهامون صحبت کنید، ممنون)
    یه چیز مهم تر میخواستم بگم بچه ها
    دلم میخواد یه جور دیگه به این حرفام گوش کنید من یه مدت که این کارو انجام دادم یه سری ظرفیت ها و استعداد ها در من ظهور کرد
    واقعا میگم ، خودمم تعجب کرده بودم
    همیشه وقتی زندگی نامه ی شهدا رو میخوندم برام سوال میشد که چطوری اینا میتونند انقدر خاص زندگی کرده باشن ، آخه مگه میشه انقدرر ساده و بی ریا باشن
    مثلا اگه زندگی نامه ی شهید چمران رو خونده باشید اون موقعی که لبنان رفته بود ، همش برام سوال میشد چطور میشه یه آدم ۳،۴ روز بدون اینکه چیزی بخوره انقدر با انرژی باشه و شبانه روز برای خدا جون بکنه(البته من معتقدم قدرت روح هم میتونه دخیل بشه)
    جالبه بدونید به اینجا هم رسیدم ، البته خب متاسفانه من یه گناه خیلی مسخره ای انجام دادم بعد توفیقش از من گرفته شد☹
    این تنها استعدادی نبود که در من ظهور کرداااا
    .
    یه حدیث من شنیدم که گفته خدا دو هزار تا استعداد در ما گذاشته تا ما تو قله های خودمون بدرخشیم
    اونوقت ما فقط به یکی از این استعداد ها بسنده میکنیم🤦‍♀️
    در کل میخواستم بگم من به حرفای داداش رضا رسیدم
    دلم میخواد شما هم برسید😊
    همین
    راسی تو این شب ها برای کنکوریا هم دعا کنید خیلی دارن اذیت میشن ، بیشتر از همه محتاج دعا هستند
    مدیونید اگه فکر کنید من کنکوریم😅
    یاعلی مدد

    • Amir_Ali
      Amir_Ali گفته:

      به خصوص وقتی اون کنترل خشم حالش بیشتره که اون طرف هم منتظر عکس العمل سابقت باشه
      چون بعضیا از قصد وقتی نقطه ضعف آدمو پیدا میکنن میخوان کرم بریزن و هی عصبانی کنن آدمو
      وقتی هم عصبانی بشی کیف میکنن
      از اون طرف هم وقتی خشمتو کنترل کنی ضایع میشن
      به خصوص اگه یه لبخندم بزنی که دیگه حرصش در میاد
      به هر حال دیدن اینکه یه حرفی رو قبلا به کسی میزدی جوش میاورد و عصبانی میشد و حالا لبخند میزنه حرص داره دیگه
      انشاءالله(این همزم به سفارش داداش رضا) داداش رضا کتاب کنترل خشمو بنویسه هممون بتونیم خشممنو کنترل کنیم

      • همه نخونن😅
        همه نخونن😅 گفته:

        بله از این جهت موافقم که نقطه ضعف به طرف مقابل نشون نمیدیم ، اما به نظرم زیاد جالب نیست برای حرص در اوردن دیگران عصبانی نشیم
        من همه ی حرفم این بود که خودمون رشد کنیم نه اینکه ضایع شدن بقیه رو ببینیم
        اگر با این قصد و منظور خشممون رو کنترل کنیم بعید میدونم رشدی صورت بگیره

  21. Morteza
    Morteza گفته:

    سلام
    بچه های خوب خدا همه شبها شب قدر
    منتها ما آدما فکر می‌کنیم فقط همین شبا باید زجه زد
    خدا واسه همه مهربون بخشنده وبی نظیر فقط باید بخوای که باشه توی زندگیت چون خدا هیچ شرطو شرطی واسه ملاقات کردنش با هیچ بنده ای نزاشته فقط باید زانو بزنی وازش بخوای که عمریه که دست منو شما هارو گرفته الان رها نکنه
    🤗مرتضی مشهد

  22. HM
    HM گفته:

    سلام به همگی
    آقا رضا من درسته که مثل شما به اون مرحله از پاکی نرسیده ام و شاید خیلی عقب تر از شما باشم ولی امسال حتی قبل اینکه باهاتون آشنا بشم حس میکردم چه خوب شد که خانواده مون شش نفره است و به بچه های وسط زیاد توجه نمیشه
    بچه که بودم اگه گریه میکردم مامانم زود متوجه میشد از صورتم ولی الان حتی صدامو هم بشنوه زیاد گیر نمیده که
    – چرا؟؟ چیشده ؟؟
    بعضی وقتا فک میکنم چه خوبه که توی خانواده به این شلوغی کسی جز خدا واقعا نمیدونه توی زندگی من چی میگذره :)))
    “التماس دعا یکی برای خودم و یکی برای تعجیل در ظهور آقا”

  23. 🌴
    🌴 گفته:

    سلام داداش پستت عالی بود
    همین راه رو ادامه بده دعات میکنیم
    منم در مورد پدر مادرم عجیب گرفتارم
    اونا زیادی خوبن انگار اسیر گرفتن مادرم خوبی رو از حد گذرانده شاید جالب باشه فقط به من میگن بخور بخواب این ساعت میوته ،این ساعت خرماته،و،،، اصلا این مادرجان ما نمی ذاره دست به سیاه وسفید بزنم ،افسردگی گرفتم بعدش میگه چرا شاد و شنگول نیستی 😰کار میکنم ناراحت میشه،،،به نظرت باهاش مخالفت کنم درسته ؟خیلی ناراحت میشه
    ماهم این مدلی گرفتار😕

  24. mohamad21
    mohamad21 گفته:

    سلام به داداش رضا و اعضای عزیز سایت
    فازه ناله نیست اما پدر و مادر ترسو و خجالتی من مارو وابسته خجالتی و ترسو بار آوردن و بعد که بزرگ شدیم هیچی حمایتی نداشتن که بخوان بکنن خواهرام و دادند به یه مشت آدمه معتاد و مشنگ که شرشون کم شه منم که تک پسرم و هیچی وابسته و ترسو این که خوشبختی م و بدبختی من دست خودمه قبول و میشه تو هر شرایط سختی تغییر کردم قبول اما بخشش سخته اما من میبخشم چون می دونم اونام تو محیط سختی زندگی کردن و بزرگ شدن هرچند همیشه اشتباهاتشون جلوی چشمامون هست
    به امید روزی که مایه ی افتخار والدین و بچه هامون بشیم خصوصا امام زمان علیه السلام.
    التماس دعا💞

  25. Sadegh
    Sadegh گفته:

    سلام داداش
    خیلی خوبه که به اشتباهت پی بردی .
    همش به خودم میگفتم داداش رضا که نباید از پدر و مادرش بد بگه .
    خیلی داری رشد میکنی خوشبحالت!
    من هنوز تو گیر یک گناهم

  26. amirhossein_jr
    amirhossein_jr گفته:

    داداش حس میکنم هر کاری که خدا گفته بکن و نکنم بی احترامی به خدا کردم
    در حالی که اینطوری نیست
    به خاطرش اذیت میشم و خدا از هر کی تا یه حدی توقع داره
    من راجب یه سری احکام پرسیدم از کسانی و جست و جو هم کردم گفتم اجباره؟!
    گفتن اجبار چیه واجبه
    گفتم خب اکثر مردم اینارو نمیکنن یعنی همه گناهکارن میگن آره
    یه جوری میگن گناهکارن اکثر مردم که فلان کارو نمیکنن که خدا گفته
    سر احکام مثلا میگن دقیقا باید فلان کارو کنی
    خب هر کسی ممکنه اذیت بشه
    مثل قضیه نجسی پاکی که راهنماییم کردید منم ذهنم درست شد
    الانم سر این قضیه فقط ذهنم اشتباه گرفته قضیه رو
    شاید خدا از اونا انتظار نداره در این حد اصلا
    داداش راهنماییم کنید لطفا در این مورد
    تو این مدت این ذهنمو به شدت اذیت کرد

    • زهرا
      زهرا گفته:

      همه علما عارفا گفتن اگه میخوای به جایی برسی عمل به واجبات ترک محرمات، که هر دوی اینها تو دین ما واجب هستش ، یعنی بر تو حکم شده ک اینکار ها رو انجام بدی، وقتی خدا از همه اینو خواسته یعنی در همه این ظرفیت رو گذاسته، چون خدا به کسی ظلم نمیکنه، اینکه شما میگین خدا از هر کسی یه توقع داره کاملا درسته، من اگه آدم خشمگینی هستم دقیقا امتحان من اینجاس و اینو باید درست کنم نه اینکه برم هی نماز شب بخونم چون فعلا وظیفه من ابنه، شاید وظیفه شما ترک مثلا چشم چرون باشه ، اما در انجام واجبات مثلا مثل نماز روزه لقمه حلال و حرام و خیلی دستورات دیگه خدا در همه این ظرفیت رو گذاشته و گرنه به همه این دستورات یکسان رو نمیداد

    • جُون خادم المهدی
      جُون خادم المهدی گفته:

      سلام داداش
      اللهم انی اعوذ بک من علم لا ینفع خدایا من بهت پناه میبرم از علمی که سود نمیرسونه…
      باید بگم کاملا حست رو درک میکنم!! ولی رهاش کن داداش عین اشغال پرتش کن دور اصلا اهمیتی نداره!!
      من یه زمانی چون ذهنم رو درگیر چیزی نمیکردم که منو رشدم بده باعث همین فکرا شده بود…که هی با این افکار درگیر باشم!! مردم رو رها کن،درگیر جزئیات نشو! و نکته مهم اینکه به خودت زیاد سخت نگیر!!🚫
      حاکم و قاضی خداست!! به اصل بپرداز! مثلا عزت نفس،همسر نمونه شدن و…
      گاهی اوقات افسار ذهنت رو باید بکشی!! هیچ کس به اندازه من از این موضوع ضربه نخورده…من حتی تا چنننند سال فقط کابوس میدیدم!! متاسفانه یه جوری هم هست که ادم نمیدونه چشه و نمیتونه توضیح بده…میدونی؟؟

  27. fatemeh
    fatemeh گفته:

    سلام! بچه ها البته بهتره بگم ابجی ها و داداشام بیاید امشب دعاکنیم هممون تو رکاب حضرت ولی عصر (عج) به شهادت برسیم … وگوشه کنارای دعاهاتون منم یادتون نره…😭

  28. F.s
    F.s گفته:

    سلام عالی بود…
    به حباب نگران لب یک رود قسم وبه لحظه کوتاهی شادی که گذشت غصه هم میگذردآنچنانی که فقط خاطره ایی میماند

  29. زهرا
    زهرا گفته:

    خدا به حضرت موسی گفت منو با زبانی دعا کن که گناه نکرده، بچه ها ما هر کاری کردیم ولی دعا هامون در حق همدیگه مستجابه، امشب اول ظهور آقا بعد همه رو و منو هم دعا کنید ، براتون دعا میکنم بنده های پاک خدا

  30. مبینا
    مبینا گفته:

    سلام داداش
    امیدوارم حالت خوب باشه و تو این شبا منو خیلی دعا کنی
    منم تصمیامی جدیدی گرفتم خواستم دیگه با کسی درد و دل نکنم و شروع کنم به حل مشکلاتم دوستام میگن نمیتونی خب باهاشون دیگه حرف نمیزنم و سعی میکنم بیشتر برا خودم وقت بزارم و خودمو صرف خودم کنم چون بقیه زمانی باهاتن که کارت دارن
    میدونی امشب باید باز با خودم حرف بزنم برام دعا کن باشه؟

  31. حجت
    حجت گفته:

    دمت گرم واقعاْ. خیلی عالی بود. منم تموم تلاشمو میکنم تا افتخار آفرین باشم و امشب به خودم و خدا قول میدم که گذشته رو جبران کنم

  32. 🤞🏻توکل🤞🏻
    🤞🏻توکل🤞🏻 گفته:

    سلام
    بیاید امشب هممون برا اینکه عاقبت بخیر شیم دعا کنیم
    برا اینکه هممون سرباز امام زمان (عج) بشیم دعا کنیم
    التماس دعا🤞🏻🤲🏻🙏🏻

  33. زینب
    زینب گفته:

    سلام داداش من خودم تو یه خانواده کاملا داغووووون ک مال شما پیشش بهشت بوده زندگی کردم اینو گفتم ک نگی نفست از جا گرم در میاد ولی یه چیزی میخواستم بگم خیلی از پدر و مادر ای خوب و جیگر هستن ک بچه هاشونم جیگر و عبد میشه مثلا الان تو و فاطمه جان چون شما خوبید باید بچتون خدایی نکرده چیزیش باشه که اتفاقا بنظرم پدر و مادر ای خوب بچه های خوبی هم ک ب دنیا میارن رنجی ک تو زندگی میکشن رو خودشون انتخاب میکنن و اون پا گذاشتن رو نفسشونه از اول برای انجام ندادن گناه پس ان شاءالله هرکسی هم ک پدر و مادرش خوبه هم خودش هم پدر و مادرش عاقبت بخیر شن ما بچه هایی هم ک تو خانواده های داغون بودیم پدر و مادرامون و خودمون عاقبت بخیر شیم ان شاءالله بحق همین شبای عزیز…میدونم داداشی نگفتی ک بچه هایی ک پدر و مادر خوب دارن عاقبتشون بخیر نمیشه خدایی نکرده اینو فقط گفتم ک بگم اتفاقا اینطور بچه ها هم ک خانواده عالی دارن رشد دارن
    التماس دعا داداش ب زنداداشمم بگو دعامون کنه

  34. amirhossein_jr
    amirhossein_jr گفته:

    سلام داداش
    کسی که نه پدر مادر خوبی داره هم بیماری های جسمی و روحی و ذهنی گرفته بخاطرشون چی؟!
    داداش چندین بار در مورد یه موضوعی از شما راهنمایی خواستم میدونم که میتونید مشکلمو حل کنید
    ولی جوابی ندادید
    جواب بقیه رو میدید جز جواب من
    شیطان عزت نفسمو نشونه رفته داداش
    لطفا راهنمایی کنید
    اگر شد سوالامو در اون موارد بپرسم مجدد تا جوابمو بدید
    ممنون
    یا حق

    • مهسا
      مهسا گفته:

      شما هم عزت نفستو نشونه برو.پدر و مادرت قرار نیست همیشه باهات باشن,تو یه روزی ازون خونه میری قرار نیست تا ابد اونجا باشی,به فکر خودت باش و اول از همه مشکلاتتو بنویس بعد از اونی که راحتتر میتونی حلش کنی شروع کن,باور کن خیلی از مشکلات ما بخاطر تفکر غلط و غر زدنامونه,پدر و مادرت اگه بداخلاقن چندیییین ساله که اینطورین نمیتونن عوض شن ولی تو جوونی راحت میتونی تغییر کنی.تو شروع کن بقیش با خدا

      • amirhossein_jr
        amirhossein_jr گفته:

        سلام خواهر بعضی حرفا نذاشت
        هر کی هر چی گفت درست نمیگه
        ثابت شده ست
        اینکه هر چی دلمون خواست بگیم بعد جوابگو نباشیم اشتباست
        بعد که همه چی فراهم شد و اوضاع خوب شد
        و دیدمونو عوض کردیم
        یهو حرفمونو عوض کنیم
        و انتظار داشته باشیم همه مثل ما باشن
        اشتباست
        یا حق

  35. میلاد
    میلاد گفته:

    سلام.داداش هرچی سختی های زندگی و رنج ها بیشتر باشه اون سکوی پرتابه هم میتونه خارق العاده تر باشه؟؟
    ینی پیشرفتی که تو شرایط سخت باشه ارزشش بالاتر از پیشرفت در شرایط راحته؟

    • مهسا
      مهسا گفته:

      خب معلومه مثل ادمی که تو شرایط گناست و گناه نمیکنه پیش خدا عزیز تره تا اونی که تو شرایط اکبندیه و هیچ چیز وسوسه انگیزی دورش نیست.خب اجر اولی بیشتره,حسشم نسبت به خودش بهتره چون تو سختی جنگیده,شرایط راحت که جنگیدن نمیخواد

  36. Kayan
    Kayan گفته:

    داداش حرفاتون طلا.منم مشکل شما را دارم البته من با مادرم این مشکل رو دارم زندگی برام جهنم شده ب خدایی خدا من خیلی سعی کردم برا درست کردن این رابطه خیلییی ولی مامانم تو هربار ردمیده تمام سعیموب باد میده..خیلی ظلم دیدم از بچگی تاالان از کتک بگیر تا فحش وحرف ناحق از طرف مادرم راستش و بخواب منم از بس ظلم دیدم دلم سیاه شد تاالانی ک ۲۲سالمه و هی دارم سعی میکنم این رابط رو بسازم ولی بازم مامان ی کاری میکنه پسم بزنه مشکلش اینه ک خیلی بی احترامی میکنه منم دیگ این چیرو قبول نمیکنم برا خودم چون اون بچه ی ۹ساله نیستم ی خانم ۲۲ساله ام خواهش میکنم پیاموخوندی جواب بده بگو چکارکنم.خواهش میکنم جواب منو بده چون دیگ طاقت ندارم بقران دیگ از زمین اسمون داره روم میباره

  37. من
    من گفته:

    سلام
    پست بسیار زیبایی بود😊
    داداش رضا چیکار کنیم واسه توبه کردن پررو باشیم ؟😅 ینی صدبارم که شد باز توبه کنیم و برگردیم؟
    من خیلی این مشکلو دارم. همش خجالت میکشم از خدا نمیتونم نماز بخونم یا باهاش حرف بزنم.
    به خودم میگم خودش گفته ناامیدی از رحمتش بزرگترین گناهه ولی بازم همش شرمنده ام و نمیتونم برگردم😔😔
    میشه جوابمو بدی یا هروقت تونستی راجع به این برامون یه پست بذاری😔🙏

    التماس دعا.

  38. فرشاد
    فرشاد گفته:

    سلام نماز روزه هاتون قبول باشه 🌷
    ممنون داداش از این پستت مث همیشه عالی👌🏻

    الان داشتم سریال حضرت یوسف و می دیدم
    از یوسف پرسیدن :
    ما چجوری به خدا ک تو میگی ایمان بیاریم وقتی نمی بینیمش🤔
    حضرت یوسف ی جوابی داد هنگ کردم 😐
    گفت همین که من و برای هدایت شما فرستاده یعنی : خدا با نشونه ها باهامون حرف میزنه ☺️

    میخوای بگی خدایی نیست
    پس داداش رضا چرا داره این حرفا رو میزنه
    این حرفا رو از رو بیکاری میزنه؟!؟
    نه..
    اینا همش نشونست برای من و تو که باور کنیم خدا فراموشمون کنه 😉
    یه سوال؟
    از بین این ۷ میلیارد نفر کره زمین چرا تو باید با داداش رضا آشنا بشی؟
    یکم فک کن
    خدا به همه این فرصت و نمیده
    خدا به من و تو نظر کرده که می تونیم قبل از خیلی از تجربه ها این مطالب و بدونیم…
    واقعا این شکر نداره؟

    اگه بریم و عمل کنیم خودمون عاقبت بخیر میشم
    اگه هم لج کنیم و به راه کجمون ادامه بدیم خودمون بد بخت میشیم

    هیچ تفاوتی ام نداره برای داداش رضا
    ((درسته خوشحال میشه از موفقیت ما ولی خدا جریمه اش نمیکنه داداش رضا اندازه خودش کار کرده)
    رسالت رضا گفتن این مطالبه
    و رسالت من و تو عمل به این مطالبه
    داداش ازت تشکر میکنم و همیشه دعاگوت هستم
    تو دست خدا هستی تو زندگی من
    من این دست میبوسم و دوسش دارم ❤️
    وای به حال من اگه دست خدا رو رد کنم 😑

    تو این شب های عزیز برای امام زمان زیاد دعا کنید
    بچه ها هیچ دعایی بالاتر از دعای ظهور نیست اگه دنبال خوشبختی هستی دنبال این هستی ک مشکلاتت حل بشه
    فقط برای ظهور امام زمان دعا کنید
    داداش رضا درست میگه آدم باید ی خودخواهی کوچولو داشته باشه
    دعا برای ظهور امام زمان از جنس همین خودخواهی هاست…
    اگه میشه برای عاقبت به خیری همه جوونای آخر الزمانی ۳ تا صلوات بفرستید 😇
    یاعلی

  39. ...
    ... گفته:

    سلام بچهای خوب و مومن…بیاید امشب برا همه جوانهایی که دلشون امام علی علیه السلام رو دوست دارن ..ومی خوان مثل مولایمان زندگی کنن.دعا کنیم که خدا توفیق بده زندگی مان رنگ اهل بیت بگیره وهر روز پرنگ تر بشه تا رنگی بگیره که تنها خریدارش خدا باشه …من به خدای خودم گفتم پروردگارا من دو سست دارم ..کاری کنم که عاشقم بشی ..وبه معرفتی برسم که عاشقت بشم.پروردگار من در اخرت دوست دارم هم نشین شهدا،اهل بیت ،صدیقان.باشم..پس خودت هدایتم کنم و کمکم کن تا طوری زندگی کنم .که لیاقت همچین خواسته ای رو داشته باشم،الهی مگر این همه نعمت بی شماری که بهم دادی لیاقتش دارم…پس می دونم مهربانی روحم داری واز دلم خبر داری …پس همنشین فاطمه زهرا.را نصیبم کن .ان شاء الله..همگی بگین اللهی امین