تو کوچه منم عروسی شد

تو کوچه منم عروسی شد

 

سلام…
داداش رضا هستم…
الان که دارم این پست رو مینویسم ۱ اردیبهشت سال ۱۳۹۸ هست…
هم نیمه شعبانه و هم تولد امام زمان و هم دو روز بعد تولدم هستش و از همه مهمتر ؟
دوماد شدم 🙂
خداروشکر همه چی عالی پیش رفت…
واقعا دوست دارم زار زار گریه کنم و بگم خدایا شکرت…

به همون خدایی که جلوش نماز میخونید قسم که خیلی سختی کشیدم…خیلی اذیت شدم…یعنی کسی که یکم منو بشناسه میفهمه دارم چی میگم…مجردی برای من پر از پیشرفت و خودسازی و رشد بود اما سختی های خاص خودشو داشت…

من همش فکر میکردم بابام مجلس رو خراب میکنه…آخه عصبیه و خشم زیادی تو وجودشه…
من اصلا استرس خواستگاری نداشتم…مادر خانومم میگه تو خیلی محکم حرف میزدی و اصلا خجالتی نبودی…
راست میگه …
ولی من سر بابام خیلی استرس داشتم که یه وقت چیزی نگه مجلس خراب بشه…
ولی یه اتفاقات عجیبی افتاد که منو خانومم هنگ بودیم !
تو مجلس خواستگاری همه لبخند میزدن و کلی گفتن و خندیدن.خیلی مچ بودن دو تا خونواده ها … یعنی من همین الانشم هنگ کردم…بابام همچین با پدر خانومم بگو بخند میکرد که انگاری صد ساله همو میشناسن…
خدارو شکر…میدونستم خدا از سفیرهاش مواظبت میکنه…
برعکس اون چیزی که فکر میکردم خیلی ساده همه چی جلو رفت.
با اینکه دو تا فرهنگ کاملا با هم متفاوت بود اما خیلی خوشگل با هم حرف میزدن …
من که خیلی راضی بودم.
خداییش عالی بود.
وقتی رفتیم تو اتاق با هم حرف بزنیم کتابایی که میخوند رو بهم نشون داد.
جالبه…
تموم کتابایی که من داشتم میخوندم رو فاطمه جان از قبل خونده بود.
جفتمون نوع فکرمون مثل هم بود.
هر دو تاییمون عاشق شهادت بودیم.
الگومونم شهید حمید سیاهکالی و فرزانه سیاهکالی گذاشتیم.
سعی میکنیم شبیهشون بشیم.
بابام و مامانم خیلی خوشحال بودن.میگفتن خونواده خوبی بودن.مبارکت باشه.
کلا همه چی عالی بود…
الحمدالله..
شما تو سختی ها کنارم بودید…دوست ندارم تو روزای خوشم پیشم نباشید و اشک شوق منو نبینید…
باور کن همین الان دارم گریه میکنم و مینویسم…

قول میدم از این به بعد خیلی براتون تو حرم دعا کنم…واقعا عاشقتونم … به خانومم گفتم که من بدون شما میمیرم…همتون آبجی های منید…همتون داداشای منید…من واقعا دوستون دارم…مطمئن باشید شبانه روز برای شما تو حرم دعا میکنم…شک نکنید…دیگه من بچه مشهد شدم.چون خونه گرفتم…خیلی راضی ام…خیلی…

بچه ها…
خدای من خدای شما هم هست.
ازش بخواه و تلاش کن . مطمئن باش کمکت میکنه.
من از همتون داغون تر بودم…اما خدا یه فرشته بهم داده…
یعنی از بس دوستش دارم که واقعا نمیدونم چی بگم…
هم اخلاق و رفتار و نوع فکرش زیباست و هم صورت ماهی داره که من هر وقت میبینمش میگم خدایا ؟ این دقیقا همونیه که من میخواستم.یه صورت آرام بخشی واسم داره…هیچ دختری برای من انقدر جذاب و دوست داشتنی و زیبا نیست.اینو به خودشم چند بار گفتم.وقتی رفتم خواستگاری یهو دیدم یه چادر خوشگل رنگی پوشیده با روسری صورتی و با حجاب و ….همون لحظه گفتم : وای خدای من…این همونیه که من میخوام.اصلا داشتم بیهوش میشدم از خوشحالی.خیلی کیف میکنم که خدا همونی رو بهم داد که میخواستم.از نگاه من فاطمه زیباترین دختری هستش که تا حالا تو عمرم دیدم…عاشقشم.
بچه ها….
یادتون نره که من از هیچ شروع کردم…
به مادر خانومم گفتم که من خودم زندگیمو استارت زدم…بهش گفتم خدا کمکم کرده…خدارو شکر یه مادر خانوم گل دارم.
وقتی خدا منو کمک کنه چرا شمارو کمک نکنه…
خدایی بی انصافیه اگه بگید من راحت این نتایج رو به دست آوردم…
خداشاهده پوستم کنده شد …

  • خیلی تلاش کردم ….
  • خیلی تحمل کردم…
  • خدا اون بالا شاهده چی میگم…
  • خیلی تحمل کردم خیلی چیزارو…

اندازه تار موهاتون خوردم زمین و پا شدم و نا امید نشدم…
یعنی فقط خدا میدونه دارم چی میگم…
پوستم کنده شد که به اینجا رسیدم…
اما خب…
الان قدر میدونم …
خیلی حرف دارم …خیلیییی
از الان به بعد حرفام پخته تر میشه…
میدونی چرا ؟
چون ایمانم خیلی قوی تر شده …
قشنگ دستای خدارو دیدم…
یعنی اصلا خودمم نفهمیدم چی شد
ببین…
من همش فکر میکردم باید دهنم سرویس بشه تا ازدواج کنم…
اما خیلی ساده و راحت همه چی جلو رفت.خودمم مخم هنگ کرد…
اصلا باورم نمیشه مامان و بابام با هجرت من موافقت کردن …
من تو کف بابامم…
یعنی وقتی میبینمش میگم این چرا اینجوری شده …
یعنی همه قلبشون دست کاری شده بود به قران.
خیلی ساده همه چی اتفاق افتاد.
تاکید میکنم
خیلیییی ساده…
انقدر ساده اتفاق افتاد که خودمم هنگ کردم…
کمی ترس داشتم چون میگفتم اگه نشه چی… ولی ویژگی اصلی من همینه که همیشه پا رو ترسام میذارم…درسته میترسم اما این ترس منو حرکت میده و باعث توقفم نمیشه…
یه شب واقعا همه رو صدا زدم…از شهیدا بگیر تا خدا و امام رضا و امام حسین…گفتم کمکم کنید…
حتی کربلا هم برای همین رفتم…که امام حسین یه زن صالح به من بده که بتونم دوستش داشته باشم و درکم کنه و منو همینی که هستم بخواد.
یعنی وقتی خدا بخواد دیگه بقیه میشن عروسک های خدا…یعنی انقدر همه چی ساده اتفاق افتاد که باورتون نمیشه…
واقعا نمیدونم چی بگم…

اتفاقات یکی پس از دیگری خیلی ساده و راحت جلو رفت …
عین آب خوردن.
قشنگ میدیدم دستای خدارو…

ببین ؟ اگه بخواد بشه خیلی راحت میشه…
اگه نخواد بشه…خودتو بکشی نمیشه…
اینو از دهن کسی میشنوی که خیلی تجربه داره تو این قضیه…
اگه قبلی ها نمیشد بخاطر این بود که قسمتم این بود …
الان خیلی راضی ام…خدارو شکر که نمیشد…
واقعا راضی ام الان.

دیدی گفتم تا بوی گل ندی پروانه سمتت نمیاد…

فکرشو بکن…
ازدواج…
هجرت به مشهد…
خونه پیش امام رضا..
و…
همه با هم اتفاق افتاد…
یعنی همه چی یهو شد…
تموم تصورات و آرزوها و رویاهام واقعی شد.نکته جالب و عجیب اینه که خانومم مثل من عاشق شهدا و رسالتم و حجاب و کربلا و امام حسین و شهادت و این چیزاست…
خیلی فاز فکریمون مثل همه…
هر کتابی که درمورد شهدا خوندم خانومم قبلا خونده …
اتفاقا پارسال با هم اربعین پیاده روی کربلا بودیم … من حس میکنم از کنارم حتی رد شده اما همو ندیدیم…اینو به مادر خانومم گفتم.

خانومم عاشق و دیوونه امام حسینه…از امام حسین یه همسر خوب میخواست منم تو کربلا یه همسر خوب میخواستم…فکرشو بکن…
همزمان با هم تو کربلا بودیم و امام حسینم همونجا همه چیو امضا زد و خلاص …

یه چی میگم یادت نره …اگه میبینی داره پوستت کنده میشه تا به کسی برسی بدون در مسیر اشتباهی هستی…
کسی که قسمتت باشه خیلی ساده و راحت بهش میرسی…خیلی راحت…
از جایی که گمان نمیبری میاد…
خیلی راحت ..
همه چی خودش خود به خود طی میشه…
تو تلاش بکن شرایط ازدواجت فراهم بشه …
بعدش خودش از راه عجیب اما ساده خود به خود میاد تو زندگیت و خیلی راحت همه چی خودش جلو میره…
اگه داری سخت کسی رو به دست میاری بدون در مسیر درستی نیستی…

ببین ؟ خیلی نامردیه اگه فکر کنید همه این چیزا اتفاقی بود…شما تو زندگی من نبودید…ولی اگه کتابای منو خونده باشید به نظرم بهتر میتونید این حرف منو متوجه بشید…بچه ها  من پنج سال فقط سختی کشیدم و تحمل کردم…ببین…من خیلی خون جگر خوردم…خیلی تحمل کردم…خیلی چیزارو خیلی تحمل کردم.‌.

میدونی چیه…
من نمیتونم عمق حرفمو بزنم…
دهنم قفل میشه اصلا…
آخه از کجا بگم واست…
از کنترل چشم و غرایزم بگم برات یا از تحمل خیلی چیزا تو محیط اطرافم ؟ از کنترل نجواهای ذهنیم بگم یا از کشتی گرفتنم با شیطان ؟ از زمین خوردن ها و بلند شدن هام بگم یا از جنگیدن هام… یا از رابطه با بابام ؟
واقعا تلاش کردم…واقعا با تموم وجودم جنگیدم…
درسته ازدواجم خیلی ساده و راحت اتفاق افتاد اما اینی که تو دیدی فقط موفقیت من بود…
من قبلش پنج سال زحمت کشیدم…
من از ۱۹ مرداد سال ۱۳۹۳ تا همین امروز زحمت کشیدم…
خیلی تلاش کردم…
به خدا زمین خوردن و بعدش پا شدن کار هر کسی نیست…
به خدا ندیدن نامحرم تو خیابون و فرار کردن از هر چی بی حجاب واسه منی که تا خرخره وسوسه میشدم کار آسونی نیست…
دوست ندارم فقط موفقیتمو ببینی …
نهههه…
دهن من از بیست جهت سرویس شد…
من سختی کشیدم…
ولی امید داشتم میشه…
برو پست ها و مطالب سایتو بخون تا بفهمی چجوری به خودم امید میدادم و انگیزمو حفظ میکردم‌..
خواهش میکنم مطالب سایت رو بخونید…
من خودمو از لجن کشیدم بیرون …
من تو بازداشتگاه اراک توبه کردم…
برید کتاب از سفیر ابلیس تا سفیر پاکی رو بخونید تا بفهمید دارم چی میگم…
من سختی کشیدم…اذیت شدم تا به اینجا رسیدم…
ولی الان تموم شد…
به خدا دارم گریه میکنم مینویسم..
خیلی خوشحالم…
تموم زحمتام نتیجه داد…
خیلی راضی ام خیلی…
زندگیمو ساختم.
شیطون خیلی اذیتم میکرد…خیلی برام شک و تردید درست میکرد…خیلی از طریق نجواهای درونی ناراحتم میکرد…اما الان میخوام بهش بگم ای شیطون ..نگاه کن… ببین موفق شدم…دیدی شد؟
شاید قبلا میتونستی منو دچار تردید و شک کنی ولی الان نمیتونی.
من رسیدم به اون چیزی که میخواستم…
دیدی شد …دیدی شد …دیدی شد….دیدی شد….دیدی شد …دیدی شد…دیدی شد….دیدی شد…دیدی شد…دیدی شد…دیدی شد…دیدی شد…دیدی شد…
همین دیدی شد گفتن به شیطون از صد تا فحش بد تره…

دیدی شد…

چه حالی میده زبونت پیش شیطون دراز باشه..‌.
شیطون هیچ قدرتی جز خراب کردن فکر شما نداره.‌.
تو این پنج سال خیلی اذیتم کرد …
ولی الان فهمیدم همش دروغ بود.
یه چیزی بگم؟
به اون چیزی که قلبت میگه گوش بده‌ و‌ به تردید ها و ترس هات توجه نکن…
همش‌ دروغه…
همش !
اون چیزی درسته که از درون بهت انگیزه میده…اون حسی که حالتو بد میکنه دروغ میگه….
به خدا دروغه…
بهش اصلا گوش نده.تردید ها بهت خیانت میکنن…
جلوتو میگیرن…
بهشون گوش نده…
شیطون هیچوقت خوبیتو نخواسته…
اون فقط میخواد بهت تلقین کنه نمیشه…
اما
تو به هرچی رسیدی بخاطر گوش دادن به صدای خوب درونت بود…همون صدایی که آرومت میکرد…
همون صدایی که امید و انگیزه میداد…
من این صداهارو خیلی داشتم…
خیلی زیاد…
اما گذشتم…تا گذشتم…
اون صدا هنوزم هست…اما قدرتش کم شده…چون عین روز برام شفاف شده که دروغ میگه…
میدونی…
وقتی برات ثابت بشه دروغ میگه دیگه بهش گوش نمیدی…
اگه گوش میدی چون بهت ثابت نشده دروغگوئه…
بچه ها…
اونجایی که کم میارید و گریه میکنید و خیلی سخت بلند بشید…دقیقا همونجاها داداش رضا بلند میشد…
میدونی…
بعصی وقتا زندگی سخت میشه…
اونجاها به خودم میگفتم : گریه کن اما گام بردار…
بجنگ و برو جلو…
هر روز صبح اولین چیزی که به خودم میگفتم این بود : الان وقت جنگه…الان وقت مبارزست…
روزی نبود که بدون برنامه ریزی شروعش کنم…هدف داشتم…
نمازمم سعی میکردم سر تایم بخونم…
با تموم خصلت های بدم جنگیدم و تا تونستم کتاب خوندم و سعی میکردم با گوش دادن به سخنرانی های مختلف خودمو تقویت کنم…
انگیزه باعث شد به هدفام برسم…
درسته عقب بودم…اما از بس انگیزه داشتم نمیشه و نمیتونی حالیم نبود…
این روزا انگیزم سوزان تر شده…
یه سری هدف ها برای دوران متاهلی ریختم…
منو همسرم با هم میشیم یه تیم قوی و این قطار رو با سرعت ده برابر به جلو حرکت میدیم …
چند روز پیش داشتم به این پنج سال فکر میکردم…
یعنی از سال ۹۳ تا الان که ۹۸ هستیم…
چقدر سختی هارو تحمل کردم…
وای…
کسی جز خودم نمیدونه چی کشیدم…
چون تموم بد بختی من از مجرد موندنم بود…
اما چون بین خودم و هدفم فاصله بود باید میجنگیدم…
واقعا تلاش کردم…
اصلا تنبلی نداشتم تو این پنج سال…
درسته پدرم در اومد…ولی نتیجش شیرین شد.
این سختی ها تاوان کم عقلی هام تا قبل ۲۲ سالگیم بود.
چون من تا ۲۲ سالگیم کلا پرت بودم…
درسته سختی کشیدم و مجردی برای من عین کابوس بود اما همینکه نا امید نبودم و با تموم وجودم تلاش میکردم به لطف خدا همه چی برام خیر شد…
اینو همه میگن که رضا جهش فوق العاده ای تو مجردیش داشت…
خیلی تلاش میکردم…
تو این پنج سال چالش کم نداشتم…
ولی تلاش میکردم و حلشون میکردم.
به هیچ عنوان تو این پنج سال غر غر و درد و دل و گریه نکردم…اگرم کردم خیلییییییییییی کم بود.همیشه اهل جنگیدن بودم و هستم و خواهم بود.
بچه ها ؟
شیطون تو مجردی خیلی قویه…خیلی…
تموم تلاششو میکنه که در مسیر درست نباشی…
بر حسب ضعف هایی که داری دقیقا همونارو دم گوشت هی نجوا میکنه…
من تو این پنج سال برای ازدواجم خیلی تلاش میکردم…اما تلاش من صرفا مالی نبود !
اخه بعضی ها فکر میکنن من پول نداشتم که ازدواج نمیکردم…
نه …
اصلا پول فاکتور اصلیم برای ازدواج نبود..
درسته پول مهمه…اما برای من آخرین فاکتور ازدواج بود…
چون اونی که من تو ذهنم ساخته بودم انسانیتمو نگاه میکرد نه پول توی جیبمو‌…
مشکل اصلی من بیشتر بحث ثبات و خودسازیم بود…
چون من واقعا تا ۲۲ سالگی کم عقل و شوت بودم.
ازدواج فقط یه قسمت کوچیکش پوله…
چیزی که خیلی مهمتره ثباته …چون تا بوی گل ندی پروانه سمتت نمیاد …
وقتی ثبات نداری خب یکی سمتت میاد که اتفاقا اونم ثبات نداره…
پول فاکتور آخر ازدواجه…
چیزی که تو ازدواج خیلی مهمه اول اتمام خودسازیه…
یعنی باید به یه ثبات نسبی رسیده باشی که بعد ازدواج دچار شک و تردید نشی !
چیزی که زیاده دختر…
مگه قحطی دختره…
ولی تو باید بدونی کی برات مناسبه…
تو باید خودتو بشناسی که بعدش بدونی کیو میخوای…
بازم میگم …
تو برای رفاه زندگی آیندت تلاش بکن اما اصلا پول خالی کفایت نمیکنه…
چیزی که از پول خیلی مهمتره ثباتته…
تو پول داشته باشی اما اخلاقت درست نباشه و حفره هات باز باشه و آدم نشده باشی و چشم پاک نباشی و مغرور و عصبی و تنبل باشی و خشم داشته باشی و رابطت با خدا خوب نباشه…
خب ازدواج چه فایده…
فکر کردی ازدواج معجره میکنه ؟
نه بابا…
ازدواج همینی که هستی رو گنده تر میکنه… (تموم این حرفارو به مادر خانوممم زدم…خیلی ازم خوشش اومده…منو مادر خانومم خیلی با هم دوست شدیم)
بعضی ها فکر میکنن ازدواج کنن بعدش خیلی خوب میشن…در صورتی که تو باید اول خوب بشی که بعدش ازدواج خوب کنی !
پول فاکتور آخره ازدواجه…
چیزی که خیلی مهمتره :
خودسازی قبل ازدواجه !
باید به ثبات برسی …
اگه به ثبات نرسی نمیدونی دقیقا کیو میخوای…بخاطر همین همش ملاکات عوض میشه و تکلیفت با خودت مشخص نمیشه…
این چیزایی که من گفتم دقیقا برنامه خودم تو مجردیم بود..‌.
خداییش هم راضی ام…
از مجردیم نهایت استفاده رو کردم.
خیلی خودمو بخاطر تلاش هام دوست دارم.

برای متاهلی هم کلی برنامه های خوشگل دارم… به خصوص تربیت فرزند…
من وقتی مجرد بودم هم براش برنامه داشتم…میخوام بابای خوبی بشم…

خیلی دوست دارم یه نسل جدید از خودم متولد کنم که ازم آدمای صالح بیرون میاد…
دوست دارم بچه هام صالح باشن…
همه به درد بخور و پای رکاب امام زمان باشن…
حس میکنم تو زمین خوبی دارم بذر میکارم…

  • مشهد…
  • زندگی شهدایی …
  • همسر مهربون …
  • من دارم صد سال بعد خودمو میبینم…
  • باید باقیات صالحات خوبی جمع کنم.پس فردا مرگم که فرا برسه کارای خیر برام نوشته میشه و پرونده خوبی هام بسته نمیشه…

باید تلاش کنم بچه خوبی تربیت کنم.قبلش باید بازم خودسازی کنم و روی تحمل و صبرم کار کنم…
خیلی باید از خدا کمک بخوام که بچه صالح بهم بده .
چون واقعا نیاز امام زمانه .
ای کاش بشه بچه زیاد داشته باشم همه بچه های صالح…
من هدفم مشخصه.
اولش قراره الگوی زندگی اسلامی بشم و بعد در کنار همسرم از زندگی لذت ببرم و بعد بچه های خوب تربیت کنیم و امام زمانم بیشتر بشناسیم و با هم رسالتی که دارمو توسعه بدیم و هر وقتم قسمت شد از این دنیا سفر کنیم و بریم جایی که بهش تعلق داریم و اون دنیا با هم زوج بهشتی بشیم…
باید منو همسرم مدام برنامه و هدف بریزیم و همش همو یاد خدا بندازیم و کمک کنیم به روند عاقبت به خیریمون و از خطاهای هم بگذریم تا عاقبت به خیر بشیم…
این کلمه معروف منو خانوممه : ما میترکونیم !
نکته جالب من اینه…
من میخواستم وقتی ازدواج کردم رسالتمو به پایان برسونم و سایت و کانال رو حذف کنم….
اینجور وقتا که گیر میکنم همش منتظر یه فرصتی هستم که یه نشونه ببینم…
چون خدا به وسیله نشونه ها با آدم ارتباط میگیره…
چند وقت پیش داشتم فیلم نجات سرباز رایان رو میدیدم…
تو یه تیکه از فیلم یه دیالوگی برقرار شد…
وقتی تام هنکس داشت دنبال سرباز رایان میگشت گفت :
نمیدونم چکار کنم…
امیدوارم این کار ارزشش رو داشته باشه…
یه تیکه از وجودم میگه انجام بده…یه تیکه از وجودم میگه انجام نده…
بعد سربازه بهش میگه چرا اینکارو میکنی ؟
تام هنکس میگه : اگه انجام ندم میترسم در آینده وقتی به گذشته بر میگردم یه احساسی بهم بگه : تو میتونستی جون خیلی هارو نجات بدی … اونم با چیزی که فقط تو میتونستی از پسش بر بیای..
وقتی این دیالوگ برقرار شد فیلم رو نگه داشتم و بد جوری تو فکر رفتم…
دقیقا همون چیزی رو شنیدم که باید میشنیدم…
هیچ اتفاقی اتفاقی نیست…
بعدش کلا نظرم عوض شد و گفتم این رسالت تازه بعد ازدواج قراره شروع بشه…و بعد همه چی بعدش خود به خود برام پیش رفت…
اصلا خودمم هنگ کردم…
قلب همه دستکاری شده …
دومادمون یه حرفایی امروز به مادرم زد که من مخم هنگ کرد… باور کن خدا داشت حرف میزد…نه دومادمون…
انصافا هدایت خدا گاماس گاماسه …
تو مجلس خواستگاری فقط خدا حرف میزد…باور کنید راست میگم…
خدارو شکر زندگی من و خانومم کاملا مذهبی استارت خورده…
خداییش هم اگه بخوایم نگاه عمقی داشته باشیم مذهبی ها عاشق ترن.قبول داری ؟
میتونم با دلیل و مدرک بهتون اثبات کنم مذهبی ها عاشق ترن.خب کسی که مذهبی واقعی باشه خدا ترسه…
یعنی تو زندگیش خط قرمز داره…خدا بهش گفته فلان کارو کن…و این کارو میکنه.
ولی غیر مذهبی ها انفعالی هستن…
بیشتر واسه پز دادن ادا در میارن…وگرنه زیادم کنار هم خوش نیستن…بذار بگم چرا…ببین…وقتی از خدا میترسی چشاتو از روی عزت نفس خودت و ترس از خدا کنترل میکنی…نه صرفا بخاطر همسرت…اما غیر مذهبی ها همون روزای اول اینجوری ان…اما بعدش دیگه نه … به خصوص تو محبت به همسر مذهبی ها بیشتر و دائمی تر به هم احترام میذارن و همو دوست دارن.چون خدا گفته به همسرت محبت کن…

  • مذهبی ها عاشقترن…
  • خیلی بیشتر از آدمای دیگه…
  • چون احترام همو نگه میدارن…
  • چون با تقوا هستن…
  • راحت از هم میگذرن…
  • به دل نمیگیرن…
  • کیف میکنه وقتی دست پخت عشقشو میخوره…
  • مطمئنه که آقاش قابل اعتماده…چون تقوا داره…از خدا میترسه…
  • با خیال راحت عشق رو تو خونه سرازیر میکنه و میدونه به خوب کسی تکیه کرده…
  • وای…چه کیفی میده دست پخت عشقتو بخوریا…

منم سعی کردم زندگی مذهبی برای خودم بسازم…
وگرنه فکر کنم همتونم قبول دارید که دختر پخمه غیر مذهبی خیلی زیاده… از نگاه من بی ارزش ترین دختر برای ازدواج بی حجاب ها و شل حجاب هان.
سعی کردم زندگیمو مذهبی بسازم…
موندن تو جایی که توش پیشرفتی نیست‌…بی احترامی به خودته…
شهدا الگوی من هستن…
من رهبری رو دوست دارم…
من سردار سلیمانی رو دوست دارم …
من مدافعان حرم رو دوست دارم…
اجازه نمیدم کسی بهشون چیزی بگه…
من هجرت کردم به مشهد برای حفظ دینم…
چون میخوام یه مذهبی فول آپشن باشم.

خیلی دوست دارم حرف بزنم اما یه حسی نمیذاره‌…میگه شما مجرد هستید اگه بگم اذیت میشید.
ترجیح میدم سکوت کنم و سعی کنم درکتون کنم و حرفی نزنم که مجردی با حرفام دلش بشکنه…وگرنه زندگی متاهلی پر از فانتزی های خوشگله…

خیلی حرفا هست که دوست دارم بزنم خدایی…اما میگم ولش کن مجرد زیاده…
مثلا خیلی دوست دارم بگم :

  • با خانومم قرار گذاشتم یه اتاق شهدایی درست کنم
  • قرار گذاشتم بدون هم هیچ جا نریم …
  • هر جمعه گلزار شهدا بریم
  • همیشه کتاب بخونیم
  • و…

خلاصه کلی برنامه ریختیم.به خصوص تو تربیت فرزند …
ببین …
یه ویژگی مثبت جفتمون هم مسیر بودنمونه…شاید بخاطر همینه که خیلی با هم مچ هستیم.خدارو شکر یکدل و یک رنگ و هم مسیر هستیم…

معتقدم اگه یک دل و یک رنگ نباشی …هر کار کنی به چشم طرف مقابلت نمیای و خوشحال نمیشه ازت…واقعا میگما…اگه هم مسیر نباشی هر کاری کنی بازم اصلا به دل طرف نمیشینه…

همون اول مشخص کن با چه دختری میخوای ازدواج کنی…با ایمان…بی ایمان…زندگی این دو تا زمین تا اسمون با هم تفاوت داره…
چون با ایمان ها میدونن برای اینکه بهشتی بشن چاره ای جز محبت کردن بهم رو ندارن … بخاطر همین مثلا یه زن میدونه که جلب رضایت شوهر…جلب رضایت خداست …
ولی بی ایمان ها اینجوری نیستن…بیشتر از رو هورمون ها با هم هستن…رابطه هورمونی دارن…
هورمون هاشون تموم بشه به هم ظلم میکنن…
واقعا این قضیه مهمه…خیلی مهمه با کسی ازدواج کنی که با ایمان باشه.
چون یه پسر با ایمان به زنش ظلم نمیکنه.بهش احترام میذاره…چون از خدا میترسه …
چشاشم کنترل میکنه…
تازه ؟ محبت میکنه…چون خدا گفته به زنت محبت کن. اما پسر بی ایمان چی ؟ پسر بی ایمان شاید روزای اول خوب باشه…اما بعدا…نگم برات !

این نظر منه :
دختری که رنگ و بوی شهدارو بده کامل ترین دختره برای ازدواجه …

بازم هر کسی دیدگاه خاص خودشو داره…
وقتی با این جنس دخترا ازدواج میکنی حس میکنی با هر دختری غیر این ازدواج میکردی بهت توهین میشد …
دخترای شهدایی عشقشون با عملشون یکیه…
هیچی رو ازت پنهون نمیکنن…
دخترای شهدایی خیلی با ارزشن…خیلی … شاید کسی که نگاه مادی به همه چی داره نفهمه…اما کسی که گنج یاب باشه میفهمه چی میگم…
باید شکار بزنی همچین دخترایی رو…
باید شکارچی باشی..
هر چند…
تا بوی گل ندی پروانه سمتت نمیاد…
دختر شهدایی …پسر شهدایی میخواد…
آره…
شاید بگی رضا ؟ دختر شهدایی یعنی چی ؟

حق میدم…
تا خودت شهدایی نشی.‌‌..شهدایی هارو تشخیص نمیدی‌‌….

ببین ؟
یه دنیای دیگست کلا…بخاطر همین میگم کتابای شهیدارو زیاد بخونید دیگه…
خیلی فازش کلا فرق داره…
بگذریم…
این روزا حس میکنم یک روح در دو تا جسمیم…
اصلا حس نمیکنم دو تا هستیم…نه…ما یکی هستیم..
شادی تو شادی منه…ناراحتی تو ناراحتی منه…
اینه اون زندگی واقعی…
دارم حس میکنم یکی شدیم …
چیه ؟
تو هم دلت ازدواج میخواد ؟
الان حرفای من هواییت کرده ؟

ببین ؟

  • باید صبور باشی…
  • یهو نمیشه…
  • باور کن چیزی به نام یهویی تو جهان نداریم…
  • همه چیز با تلاش و صبر به دست میاد…
  • چون باید خلقش کنی…
  • سخته…اما ارزشش رو داره.
  • خدا بین مسیر مدد هاشو به صورت آشکار و پنهان بهت میرسونه…
  • یه جاهایی دست تو نیست…اونجاها خدا دست به کار میشه…

من میخواستم با ازدواج یهو هجرت هم بکنم…
چون من معتقدم بزرگترین نجات زمانی هستش که روح خودتو از دست آدمای کوته فکر فاصله میدی…بد ترین شکنجه روح…بودن در کنار آدمای کوته فکره.تو این محیط ها عزت نفس و تمام مراتب انسانی زیر پا له میشه…

چه سکوی خوبیه ازدواج…میشه باهاش با یه تیر صد نشون زد…

البته به شرط اینکه با برنامه واردش بشی…واقعا سختی ترین سختی که من کشیدم قانع کردن آدما بود…امیدوارم کارت به جایی نرسه که بخوای کسی رو قانع کنی که طرف عقلش کار نمیکنه…

بعضی ها جلو پروازتو میگیرن که هیچ…بلکه پرهاتم میشکونن…من دیگه مشهدی شدم و دیگه به اون بلاد بر نمیگردم… (منظورم گرگان هستش)
شاید چند ماه یه بار به خونوادم سر بزنم …اما کلا از گرگان خوشم نمیاد. موندن تو گرگان عین توهینه واسم.
تموم موفقیت ها تو خارج از منطقه امنه…من فقط تو ایران و تو مشهد حالم خوبه…دوست دارم تا وقتی زنده ام همینجا باشم…
همین…
حرفام داره تموم میشه …
اما زندگی ما تازه از این لحظه شروع شده …
یعنی ۱ اردیبهشت (نیمه شعبان)…
تاریخ آشناییمون : ۱۴ اسفند…
وقتی کاراتو کردی بعدش خدا دست به کار میشه…

تو مجردی خیلی سختی کشیدم…
باورم نمیشه تموم شد.

ولی در بهترین زمان خودش این اتفاق افتاد.تا یه روز قبلش آماده نبودم‌…
وقتی آماده شدم بعدش شد…
هیچوقت عجله نکنید…
تمرکزت رو خودسازی باشه…
من با کلی حس منفی جنگیدم…
یعنی بعضی چیزارو واقعا نیازی نیست بگی…خودتون میدونید دارم چیا میگم.

سختی میکشیدم اما نا امید نمیشدم.
همش میگفتم رضا این کابوس تموم میشه.تو بجنگ فقط.‌‌

از یه جایی به بعد دیگه هیچی واسم مهم نبود …فقط میگفتم رضا بجنگ و خودتو به مقصد برسون.
میدونستم ازدواج سکوی پرتابمه…به چشم میدیدم اوج میگیرم.
به خصوص هجرت…
واقعا داشتم دیوونه میشدم…از بس رشد و پیشرفت کرده بودم بین خودم و بقیه زمین تا آسمون فاصله افتاده بود…حرفا و کارا و چیزایی که میدیدم اذیتم میکرد.
منتظر فرصت بودم که هجرت کنم برم مشهد.اما میترسیدم تنها مشهد باشم…چون از شیطان میترسیدم که بخوام یه خونه تنها تو مشهد بگیرم و زندگی کنم.
میفهمی که ؟

میدونم کجا بودم…میفهمم الان کجام.
خیلی زحمت کشیدم.

اگه انگیزه نداشتم هیچوقت نمیتونستم.
خیلی انگیزه دارم…خیلی زیاد…
انگیزه من سوزان نبود…انگیزه من آتشفشان بود…الان بیشتر شده…
این انگیزه رو تو هیچکس ندیدم…
این انگیزه فقط از سختی های بچگی و نووجونیم میاد.
سختی ها بعضی هارو میزنه زمین…ولی من میسوختم از انگیزه…میگفتم درستش میکنم…میجنگم.من میتونم.من همه چیو درست میکنم.همه‌چیو…

ظاهرم نشون نمیده…ولی از درون خیلی محکم شدم.
واقعا پخته شدم.
ولی اعتراف میکنم‌…در برابر آدمای احمق واقعا شکننده ام.
من هجرت کردم که نبینم خیلی هار‌و…
من واسه ازدواجم کلی برنامه داشتم …تموم تیر هامو به هدف زدم.تا الان همه چی طبق برنامم بوده.
پیش بینی میکردم.
من این لحظات رو خودم ساختم.وگرنه هیچکدوم اتفاقی و الکی نبود. (اینو بارها به فاطمه جان گفتم…)
تو سخت ترین شرایطم گریه نمیکردم…ولی وقتی میبینم تموم‌شده به خودم اجازه گریه میدم.وگرنه واسه سختی ها اگه گریه کنم بعدش از خودم متنفر میشم.

همیشه میگفتم رضا گریه هاتو بذار واسه بعد رسیدن…واقعا گریه از روی شوق یه چی دیگست…

من برنامه داشتم…من هدف داشتم…اگه بدون برنامه ازدواج کنی واقعا کلی بلا سرت میاد…

ازدواج بدون برنامه یعنی شکست…
ولی ازدواج با برنامه یعنی پیروزی…

من خیلی با خودم حرف زدم و خیلی نوشتم…چه شب ها و چه روزهایی که مینوشتم و سعی میکردم از لحاظ منطقی خودمو قانع کنم که اولا چرا میخوام ازدواج کنم و دوما ؟ چرا میخوام مشهد زندگی کنم.
آره …من حتی ۱۰۰ سال بعد خودمم دیدم و هدف ریختم…
نمیدونم چرا…
ولی حس میکنم بچه آینده من یه شخص بزرگ میشه…
یعنی یه چیزی تو مایه های شهید مطهری یا دکتر شریعتی یا بهشتی یا ابراهیم هادی میشه…
همش فکر میکنم بچه اولم پسر میشه و پسرم یه انسان پر افتخار میشه که کل ایران بهش افتخار میکنن.کلامش فصیحه و حرف که میزنه همه میگن این حرفاش به سنش نمیخوره…
تو ده سالگی کامل به بلوغ فکری میرسه و حتی به منم روش زندگی کردن یاد میده و میگه بابا رضا هیچوقت خدا یادت نره و سعی میکنه حتی به منم غیر مستقیم الگو بده.
اومدم مشهد…
بخاطر همین هدف هام…
خدارو شکر همه چی عالیه…واقعا مادر خانوم خوبی گیرم اومده الحمدالله.
مشهد هم خیلی خوبه…
آدماش فوق العاده ان.من جز خوبی چیزی ازشون ندیدم.خیلی مشهد و مشهدی هارو دوست دارم.چون با من مهربونن.
همه با من خوب و عالی برخورد میکنن ❤️
خدارو شکر امام رضا و حاج اقا نخودکی حاجتم داد.
خودمم خیلی تلاش کردم…
الحمدالله از خانومم راضی ام.یعنی خدا شاهده همونی بود که میخواستم.
اصلا همه چیش جزو ملاکام بود.
مادر خانومم که عشقه.به قران تکه.خیلی با هم رفیقیم.

ز غوره حلوا ساختم

خیلی چیزای خوب برام اتفاق افتاده که دلم میخواد بگم…ولی انقدر زیاده که نمیدونم از کجا بگم…همیشه فکر میکردم ازدواج باعث میشه دیگه در مسیر رسالتم نباشم…
اما این روزا همش حس میکنم ازدواج باعث میشه بیشتر از مسیر رسالتم لذت ببرم…
به خصوص اینکه به خانومم گفتم سفیر حجاب بشه و حالا که خودش با حجابه بیاد درموردش بگه و بنویسه و من به شما انتقال بدم…
به نظرم عالی میشه 🙂

روز به روز خواستم داره واضح و واضحتر میشه…یه جورایی دارم آماده میشم…

فکر کنم قراره یه اتفاق بزرگ بیوفته…ده سال بعد مشخص میشه چی…

حرف آخرمم بزنم و بعد خلاص…
درسته تلاش میکنم حسم رو به بابام خوب کنم…اما این دلیل نمیشه به زندگی جدیدم صدمه بزنم.چیزی که اولویت داره سلامت روح و روان خودم و همسرمه و بهتره من و بابام زیاد به هم نزدیک نباشیم …
دور باشیم از هم خیلیییی بهتره.
چون دوری و دوستی برای ما دو تا فرمول خوبیه.

از خانومم هم تشکر میکنم…چون :

  1. باورم داره…
  2. زود میپذیره…
  3. خود سازی کرده…
  4. دنبال تغییرم نیست…
  5. بهم اعتماد کامل داره…میدونه رضا حواسش هست
  6. از اشتباهاتم میگذره چون میدونه رضا رو به رشده.
  7. گذشتم براش مهم نیست.
  8. لازم نیست همه چیو براش توضیح بدم…
  9. نیاز نیست قانعش کنم…
  10. میشناسه منو و میدونه که رو به رشدم همیشه

همین…
حرفام تموم شد…
خیلی دوستون دارم…
اگه میشه نظر بذارید و برای من و خانومم دعا کنید خوشبخت بشیم…
عاشقتونم…

رضا❤️فاطمه

دیدگاه ها غیر فعال است.

565 پاسخ
1 2
« دیدگاه های قدیمی تر
  1. شهید ابراهیم هادی(محمد)
    شهید ابراهیم هادی(محمد) گفته:

    سلام داداش رضا انشالله خوشبخت بشین وروز به روز عاشق تر برای ازدواج منم دعا کن منم خیلی سر نماز شما وبچه های سایت رودعا میکنم یاعلی
    (علیه السلام)

  2. Mohamad_2812
    Mohamad_2812 گفته:

    سلام
    داداش پستت عالی بود بهتریننننن
    خیلی حال کردم
    خیلی چیزا یاد گرفتم واقعا، دمت گرم ان شاءالله صاحب فرزندان دختر و پسر صالح و سلامت بشی

  3. مهناز محبی
    مهناز محبی گفته:

    سلام و خسته نباشید
    واقعا که سایت عالی ای داری داداش رضا من تازه وارد سایت شدم و و وقتی وارد سایتتون میشم خیلی حس و حال خوبو عالی ای بهم دست میده خیلیییی
    من عاشق و دلباخته کسی هستم که خیلییییی مرده یک بار هم همو ندیدیم و فقط خانواده ها باهم صحبت کردن و موافق بودن اما هنوز شرایط ازدواج جور نشده
    با اینکه ندیدمش اما حس خیلییییی عجیبی دارم خیلی عجیب وقتی اسمش میاد یا حتی وقتی بهش فکر میکنم دلم یهویی میلرزه و اشکام سرازیر میشه و تمام قلبم به تپش میافته و دلتنگ میشم شدید آره شاید همه بگن مگه میشه وقتی همو ندیدن دلتنگ بشید یا بیقرار اما میخوام بگم میشه اگر دو تا دل به هم پیوند بخورن حتما قطعا میشه،
    میشه مطمئن باشید میشه من واقعا عاشقشم و اون همین طور
    همه میشناسنش و خیلی از مردونگی و آقا بودنش و غیرتش میگن خیلی مرده
    بازم میگم ممنونم از سایتتون خیلیییییی سایت عالی ای هست خیلی داداش رضا انشاالله همیشه موفق باشی
    برام خیلی دعا کنید
    در پناه حق

  4. nokare_hosein
    nokare_hosein گفته:

    سلام
    نمی‌دونم چرا این پست ی انرژی خاصی با خودش داره قبلن هم خونده بودمش ولی الان که خواندم از اول تا آخر فقط میخندیدم 😀
    واای واقعا چه قشنگع که آدم با همفکر و هم کفو خودش ازدواج کنه.. خیلی لذت بخش میشه زندگی خیلیییی..
    برای همه بچه های سایت آرزوی همچین ازدواجی رو دارم که ببینن نتیجه تلاش ها و مراقبه هاشونو و با همسفر بهشتیشون تلاش کنن واسه خودسازی شون ان شاء الله💕🙂
    خدا حفظتون کنه داداش ان شاء الله همیشه سلامت و عاقبت بخیر باشین و همچنین خدا ی فرزندی بهتون بده که به قول استاد رائفی پور اگه اون آدما نباشن ظهور اتفاق نمیفته..
    به آبجی هم سلام برسونین تو حرم هم همه بچه های سایت و بنده رو هم دعا کنین لطفاً..
    آرزوی شهادت دارم براتون 🙂

  5. Marziyeeee
    Marziyeeee گفته:

    سلام
    عااالی😭😭😭
    الهییی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها شما زوج عزیز رو در دامان محبتشون طوری تربیت کنه که طبق سخنرانی امسال حضرت آقا در روز ولادت حضرت مادر سلام الله علیها، مصداق عملی و برتر تربیت فرزند صالح و شهید زنده در رکاب آقا جان امام زمان عج باشین و باعث کوثری شدن بیشتر نسل شیعه….الهی امیییییییین یا رب العالمین😭😭🤲🏻
    *کوثری در مقابل کثرت میاد. نعمت: انچه به ما میرسد/ رزق: آنچه من استفاده میکنم/ برکت: انرژی حاصل از رزق که صرف عبادت و بندگی خدا شه. مثلا دو کیلو سیب میخریم میشه نعمت، یه دونه شو میخورم میشه رزق، از انرژی اون برم نماز بخونم میشه برکت. از رزق سوال نمیشه اما از نعمت سوال میشه. برکت زیاد میشه کوثری. نعمت زیاد کثرته یعنی هست اما برکت نداره.
    به مدد حضرت مادر سلام الله علیها به خاطر این پست عالی، نسلتون تا قیامت کوثری و فدایی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها باشه ان‌شاءالله

    • Marziyeeee
      Marziyeeee گفته:

      سلام
      به دعای شما بنده های صالح خدا خیلی محتاجم، بنده هایی که در مسیر رشد هستین
      دعا کنید منم اشتیاقم دم به دم بیش از پیش سوزانتر شه طوری که وجودمو همه هستی مو بکوبه و از نو بسازه و بشم مصداق عملی لا اله الا الله…شرطشو ادا کنم و ارتباط تنگاتنگی و عمیقی با پدرم امام زمان عج و نائب عزیزشون حضرت اقا داشته باشم و متوسل دائمی در خونه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها باشم😭😭.خیلی دلم میخواد، اما یه حسی میگه بروووو چه انتظار هایی داری!!! تو کجا و این هدف کجا!!! و… .شیطانه… .دعا کنید قبل مرگم منم برگردم به شیطان بگم دیدی؟؟؟؟؟ دیدی؟؟؟؟؟؟ دیدی که شد دیدی که خدا همه چیزه…. دیدی ک گولتو نخوردم…دیدی همه چیز در دست خداست و خودم در برابر خدا یه هیچ مطلقم💗💗😭💞 و در برابر تو جلوه خدا…

  6. سرباز گمنام امام زمان
    سرباز گمنام امام زمان گفته:

    انشاءالله خوشبخت باشید و فرزندتون مایه افتخار باشه⁦❤️⁩.شما هم برای من دعا کنید تا بتونم هجرت کنم و همسر خوب و عالی و مذهبی و اهل خودسازی و شهدایی نصیبم بشه.وبچه ای که بتونه سرباز عالی ای برای امام زمانش باشه نصیبم بشه🌷یا صاحب الزمان ادرکنی⁦⁩🌹

  7. ریحانه
    ریحانه گفته:

    سلام داداش . داداش یه چیزی بگم من از وقتی یادم میاد همیشه وقتی به ازدواج فکر کردم یه همسر مذهبی از خدا خواستم چون زندگی چند نفر از مذهبی های اطرافمو و دیدم و میبینم که چه حال و هوای خاصی داره . داداش راستش منم خیلی دوست دارم که بیام مشهد و خونمم همونجا باشه چون میدونم هم از خیلی گناها دور میشم هم میتونم زیاد برم حرم . من که تا حالا کربلا نرفتم ولی انشاالله هر وقت رفتم از امام حسین یه همسر خوب و شهدایی میخوام چون منم مثل شما خیلی به شهدا اردات دارم . آبجی فاطمه شما که امام حسین (ع) دعاتونو مستحاب کرده دعا کن ما هم بشیم مث خودت .
    ممنون از پست قشنگتون داداش .
    فقط یه سوال میشه بپرسم مهریه ابجی فاطمه چقدر بود چون این روزا زیاد درباره آسون گرفتن مهریه و اینا میخونم اگه دوست داشتین بگین ممنون .
    یاعلی

  8. کنیزالزهرا(انشاءالله)
    کنیزالزهرا(انشاءالله) گفته:

    سلام داداش چن وقته که با سایت و شما و ابجی فاطمه اشناشدم اولش شکست خوردم و دیه ول کردم شک کردم ب خدا ازدواجم از یک جایی که فکرشم نمیکردم بهم خورد دیه نشد که بشه.نشستم فک کردم گفتم شاید تاوان گناهامه مطمعنا خدا خواسته که نشه.حالا میخام خودسازی خودمو ادامه بدم تا بعد هرچی خدا بخاد.دعا کن برامون

  9. عبد
    عبد گفته:

    وای خدا خیرت بده داداش رضا ، تقریبا دو ساعته همینجوری تو سایتت دارم میچرخم و مطلب میخونم ، عکسای دوران قبل تحولت ( به اصطلاح خودم دوران جاهلیت خخ) دیدم کلی تعجب کردم و خندیدم
    با بعضی پستات به فکر فرو رفتم و…..
    خلاصه انقدر تو سایتت بودم که سر درد گرفتم باید یه قرص بخورم و برم سر درسم خخ
    التماس دعا داداش

  10. وخداهمینجاست
    وخداهمینجاست گفته:

    سلام ‌…خداروشکر ان شاالله خوشبخت بشید …
    اقای داداشی …اصلا اهل غر زدن نیستم اما یکم سخت شده ….دور وبرم همه دارن ازدواج میکنند و مادرم نگرانه خیلی …چون قبلاهم توی زندگیم شکست خوردم ..واین طلاق کل زندگیمو انگارتحت تاثیر قرار داده …ازخاستگارهای فرزند دار بگیر تا بعضی نجواها که اخرش مجبور میشی با یه پیرمرد ازدواج کنی …پیر شدن والدینم و نداشتن شغل دوز این مشکلاتو می بره بالا … بعضی وقتا کل انگیزه ام میره …بی فکر میشم اون چیزی که منو نگران میکنه اینه که تموم دخترای اطرافم هم با سن ۲۹ یا ۳۰ با مرد فرزند دار ازدواج کردند . بی انگیزه شدم …رفتید حرم از طرف من بگید اقا به خواهرتون قسم من که هیچم ولی مادرم داره پای ندونم کاری من میسوزه ..منو شرمنده مادرم نکنید …یاعلی

  11. تیام
    تیام گفته:

    سلام به آبجی فاطمه عزیزم و داداش رضای گلم، خیلی کیف کردم از خوندن این متن، واقعا عالی بود، انشالله که همیشه زندگیتون پر از آرامش و شادی و پر از رضایت خدا باشه… خدا هر چی که می خواید بهتون بده چه در این دنیا و چه در آخرت… هر وقت که بیکار می شم میام یه سری به سایت داداش رضا میزنم و کلی انرژی مثبت جمع می کنم برای ادامه دادن به کارهام… داداش رضای عزیزم من شما رو به اندازه برادر واقعیم دوست دارم و حتی شما بیش تر از برادر واقعیم به گردنم حق دارید… همیشه از حرفاتون انگیزه می گیرم… انشالله که محکم تر پیش برید و خدا بچه های صالح نصیبتون کنه… هر چی ازتون تشکر کنم کمه… خیلی دوستتون دارم و به امید خدا زندگی پر برکتی داشته باشید… داداش رضای عزیز و آبجی فاطمه گلم لطفا برای ما مجرد ها در حرم امام رضا دعا کنید… با آرزوی سلامتی و توفیق برای آبجی و داداش گلم

  12. مجاهِد!
    مجاهِد! گفته:

    سلام…ان‌شاءالله خوشبت بشید!
    ببخشید چطوری هدف ریزی میکنن؟ براساس چه معیاری؟ لطفا جواب سوالمو بدید🙂🙏🏻

  13. جون غلام المهدی (سادات)
    جون غلام المهدی (سادات) گفته:

    سلام داداش ..
    دوست داشتم خوشحالیم رو با بچه های سایت تقسیم کنم …
    منم دارم ازدواج میکنم ..🥳💍 خداروشکر
    دارم نتیجه ی زحمت هام رو میبینم …

    بچه‌ها ناامید نباشید …میدونم خیلیییییییی از بچه‌ها ی سایت مشکل شهوت دارید…منم داشتم … اما کم نیاوردم …خداشاهده…خیلییییییی زمین خوردم …اما پاشدم …(چه شبایی که گریه کردم)
    حالا خداهم داره پاداشمو میده
    ازتون می‌خوام برای خوشبختیم دعا کنید لطفاً☺️
    منم دعا میکنم ….خیلییییییی زود همون ازدواجی که دوست دارید روبکنید😁💍🖐️

    فعلا
    یاعلی🌺

    • وخدا همینجاست
      وخدا همینجاست گفته:

      سلام چه خوب ….به سلامتی خدا همه ی جوونارو خوشبخت کنه …سرسفره ی عقد دعامون کن ….یاعلی

    • جون غلام المهدی(سادات)
      جون غلام المهدی(سادات) گفته:

      سلام عزیزم بله ان شاءالله
      خیلییی ممنونم دعام کنید ،
      ان شاءالله یه روزی همه ی بچه های سایت ازدواج کنن

      • لیلی✌
        لیلی✌ گفته:

        سلام عزیزز. ای جاانم الهییی عاقبت بخیر و خوشبخت وسفید بخت بشی از ته قلبم اومد بهت گفتم. امییین. ان شاء الله روزی همه بچه مسجدی های مجرد. 🙏😍💐

    • زینب گودرزی
      زینب گودرزی گفته:

      سلام داداش ی سوال دارم…اونم‌ اینکه اومدیمو‌ یکی اومد خواستگاریت‌ ک ملاک هاتو‌ داشت ولی خب ظاهرش‌ کامل اون چیزی ک میخواستی نبود و مثلا ی مقدار ب سمت‌ دوست نداشتن‌ بودی …اونموقع‌ باید چیکار کنی؟مامانم‌ میگه اگه یکی اخلاقش‌ خوب باشه مهرش‌ ب دلت میفته‌ …ولی خب من‌ میگم چرا صبر نکنم‌ تا مثل شما یکی بیاد ک همه چیزش‌ همونی‌ ک میخوام‌ باشه ولی از طرفی از نگران‌ اینم‌ ک خواستگار رو بیخودی رد کنم

  14. Unknown
    Unknown گفته:

    سلام.
    من قضیه ازدواج شما رو می‌دونستم و بقیه پست ها رو درباره ازدواج‌تون خونده بودم(غیر این)
    یادم نمیاد کامنت گذاشته باشم درباره ازدواج‌تون پس می‌گم که:
    ان‌شاءالله کنار هم عاقبت به خیر بشین❤
    الان که دارم می‌نویسم تو زندگیم تا خرخره مشکله ولی من آرومم چون خدا کنارمه
    چند ماهه که دعاهای بعد نمازم چند مورد تکراریه ولی هر دفعه با امیدی می‌گم که انگار بار اوله
    از لحاظ های مختلفی مشکل که نه یکم سختی قبله آسونی دارم:)
    یکی اینکه سلامتیم(قدر شو بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنین بدونین) یکی ورشکستگی مالی بابام که اونم باز خدا از یه جایی برکت داده که اصلا خفن آب تو دلم تکون نمی‌خوره(خدا هوا مو داره)
    در نظر داشته باشین که هزینه های درمانی کاملا خورده به ورشکستگی 😅خخخ
    تو خرید کتاب و بسته اینترنت و… به مشکل زیادی بر نخوردم و خدا بازم با دستاش راه پاکیم و باز کرد:)
    تو این موقعیت خب عادیه که خانواده هم اوضاع روحی درستی نداشته باشن ولی خدا به من قدرت داد که تحملم مو ببرم بالا:)
    از طرفی مدرسه و کرونا هم بر این شرایط اضافه کنید که بازم خدا و دستاش:)))
    ولی آرومم…چون خدا تا اینجا کنارم بوده و از این به بعدم هست:)
    شاید سختی ها بیشتر شه ولی باهاش دست خدا هم تو دید من بزرگ تر میشه:)
    من از سختی های قبل آسونی اینجا نوشتم و در کنارش از دست خدا می‌خوام قول بدم که بیام از آسونی های بعد سختی هم بنویسم:)))
    میام و بازم می‌گم از • ان مع العسر یسرا • 🙂
    (دعا دعا دعا❤:)

  15. امین
    امین گفته:

    انشالله شما و خانم تون خیر دنیا و آخرت رو ببینید. و مورد عنایات خاصه حضرت‌ حجت (عج) باشید. و اینکه انشالله منم یه روز لباس دامادی میپوشم آقارضا. آره بابا خدای ماهم بزرگ هان و من به خدا ایمان دارم.خودش درست میکنه 🖐️

  16. شهید ابراهیم هادی
    شهید ابراهیم هادی گفته:

    سلام داداش رضا یه جورایی مدیونتم برای اطلاعاتت واقعا خیلی کمکم کرد از سال ۹۴باشما بودم تا الانک ۱۷سالمه قبلا به موسیقی خیلی علاقه داشتم ولی الان دیدگاهم عوض شده زیاد به شهید شدن فکر میکنم… خدا خیرت همیشه دعات میکنم و برام دعا کن بهتر بشم

  17. SAMI
    SAMI گفته:

    سلام روز بخیر
    واقعا نوشته شما برای من همون الهامی بود که بهش اشاره کردین،خیلی حالم و تغییر مثبت داد مرسی بابت مطالب خوبتون واقعا در این لحظه من همین مطالبو میخواستم عالی بود
    عشقتون پایدار،واسه منم دعا کنید شدیدا به عشق واقعی نیاز دارم

  18. Fateme mohammadi
    Fateme mohammadi گفته:

    سلام
    من چند ماه بیشتر نیست که با سایت شما آشنا شدم و خودسازی رو شروع کردم. اما در همین مدت کوتاه خواستگار میخواد برام بیاد که اتفاقا خیلی آدم خوبیه ولی من هنوز اول راهم و میترسم این فرصت رو به خاطر کوتاهی گذشته از دست بدم. فعلا خدا رو شکر به خاطر امتحانات خواستگاری نیومدن اما بعدش رو دیگه نمیدونم قراره چی پیش بیاد. دعا کنید که هر چی صلاح خداست اتفاق بیافته. ان شاءالله که شما هم به هدف هاتون برسید و همیشه احساس خوشبختی کنید.

  19. پناه
    پناه گفته:

    سلام
    خیلی خوب بود
    شیرین ..دلنشین..خدایی؛
    آرزوی خوشبختی دارم براتون مثل سرانجام کتاب یادت باشد…ولی باآمادگی کامل خودتون ان شالله…برای ماهم دعاکنید.

  20. Smhmo
    Smhmo گفته:

    سلام،من کلا اهل نظر دادن نیستم تو هیچ سایتی اما اینجا واجب شد بگم
    امشب ی اتفاقی برام افتاد بعد ۲ یا ۳ سال دختری که فکر میکردم مناسب برام همش در مورد زندگی با اون فکر و خیال میکردم فهمیدم ازدواج کرده منم مشکل خ.ا دارم ترسیدم تو این بحران نتونم خودمو کنترول کنم اخه من اکثر زمان اعصاب خوردی اون کارو میکردم و دنبال ایدی شما بودم تا ازتون مشورت بگیرم اما انگار کار خدا بود که این مطلب رو دیدم خیلی حالمو خوب کرد البته بی تعارف بگم و خیلی رک 😅😅 انچه از دل براید لاجرم بر دل نشیند
    انقدر حالم خوب شد که دارم میخندم بابا دمت گرم ان شا الله خیر ببینی

  21. 🤞🏻mahsa🤞🏻
    🤞🏻mahsa🤞🏻 گفته:

    سلام داداش
    فک‌میکنم بار چهارمه ک این پست و میخونم.😅
    وقتی این پست و میخونمو این احساس شادی و مثبتی ک توی تک تک کلماتت هست و حس میکنم ناخوداگاه ی لبخندی ریز میاد گوشه لب مو با خودم میگم ینی میشه یه روزی منم اینارو بگم ؟ینی میشه ک منم بتونم طعم اینارو بچشم😊😇

  22. سلام
    سلام گفته:

    تو ازدواج قبیله ای، مهم نیست رسالتشون یکی باشه مهم اینه که هم فکر باشن درسته؟
    یا حتما باید هم رسالتی باشن؟

  23. آتوسا
    آتوسا گفته:

    سلام خوبین؟
    این پستو خوندم زیاد بود خسته میشدم اما تمومش کردم…!
    خیلی خوب و جالب و قشنگ و شیرین بود
    مخصوصا وقتی این شیرینی قبلش سختی داشته
    و قطعا بدون سختی به چیزی نمیرسه
    اما ان مع العسر یسرا فان مع العسر یسرا
    .
    خودمم دیگه خسته شدم از اشتباه و توبه و عهد هایی که بعد زیرشون زدم و با اینکه گناه اذیتم میکرد اما بازم سمت گناه رفتم…!
    الان از لحاظ روحی روانی واقعا داغونم اصلا حالم خوب نیست
    مسببش خودمم و خودم
    و خودم فقط میتونم درستش کنم با کمک خدا ان شاءالله
    دیگه تصمیمم جدیه بشینم خودمو بسازم تا به هدفام و به خدا برسم.!
    با کمک خود خدا و امام زمان علیه السلام ان شاءالله
    میخوام اگه شد فردا جمع کنم برم خونه مامانبزرگم اینا چندوقت تنها باشم و خودمو بسازم و برگردم و با قدرت ادامه بدم ان شاءالله
    راستش قبل اشنا شدنم با شما ارزوم مشهد زندگی کردن بوده هنوزم هست خیلی دلم میخواد برم مشهد واقعا از ته دل میخوام
    ان شاءالله بشه
    مثل شما از شهر و استانم تنفر دارم!
    من به اینجا تعلق ندارم
    تنها خوبی اینجا مناطق راهیان نوره که دو سه ساعتیم فاصله داره
    .
    .
    براتون دعا میکنم ان شاءالله عاقبت بخیر و خوشبخت و سرباز امام زمان باشید و بشید!
    من معتقدم عاقبت بخیری یعنی همه چی!
    برای منم دعا کنید خیلی محتاجم!خیلی خیلی خیلی خیلی
    تو نماز شباتون منم فراموش نکنید
    .
    .
    ان شاءالله یه روز میام میگم به هدفام رسیدم خودمو ساختم و به خدا رسیدم
    .
    .
    التماس دعا
    آتوسا!

  24. شکیبا
    شکیبا گفته:

    خیلی خیلی لذت بردم…
    می دونید، جالبه برام که طبق همون اعتقادی که شما دارین و خودم هم بهش رسیدم با سایتتون آشنا شدم؛ خواست خدا، حرف خدا، راهنمایی خدا، شنیدن صدای خدا، توی همین اتفاقات روزمره! ناگهانی و شانسی و البته درکش از سمت ما…
    چقدر خوب می نوسین؛ بسیار صریح، واضح و دلنشین. خدا رو شکر به خاطر این همه حس خوب که من از سایت و نوشته های شما گرفتم!
    من حتما با عنایت پروردگارم براتون دعا می کنم. برای خوشبختی و ادامه راه زیبای زندگیتون. چون این رو وظیفه خودم می دونم. شما با این سایت به من و خیلی ها کمک می کنین ما هم در قبالش دعاتون می کنیم.
    من هم در حال طی کردن مسیر پر از فراز و نشیب زندگیم هستم، تقریبا همون جوری که خودتون در مورد زندگیتون گفتین. و شاید اینجا که با سایت شما آشنا شدم یه توقفگاه بود برای من. توقفگاهی که باعث شد با یه مسافر آشنا بشم که اون تجربه رسیدن به مقصد های من رو داره و در حالی که در حال سفر به سمت مقصدهای دیگه ست، تو این توقفگاه با بیان خاطرات سفرهای قبلیش، برای من شوق رسیدن رو بیشتر و خستگی طی کردن مسیر رو خیلی خیلی کمتر می کنه!
    به یاری خدا از این به بعد به خوندن نوشته هاتون ادامه خواهم داد و اگر لازم باشه براتون خواهم نوشت. و این راه رو تا رسیدن ها و نهایت رسیدن، تا جایی که لازم باشه ادامه خواهم داد. انشاءا…
    توی زمان و مکان مقدسی که با خوشحالی درش زندگی می کنین، ویژه برای ما هم دعا کنین!
    زندگی عاشقانه تون گوارای وجودتون… خدایا عاشقان را غم مده، شکرانه اش با من!

    شکیبا

  25. مفرد مونث غایب 🤞
    مفرد مونث غایب 🤞 گفته:

    سلام داداش رضا.
    قبلا هم این پستو خوندم، لینک ک دادید دوباره خوندمش، گوله گوله اشک ریختم نمیدونم چرا، انگار حرفای منه، انگار حرف دل منو زدید، خیلی با احساس و دلی نوشته شده.
    پر از امید، پر از بوی خداس.
    منم دوست دارم یه ازدواج معنوی و خدایی مثل شما داشته باشم. خیلللللی دوست دارم.
    از خدا میخوام همسری نصیبم کنه که به رشد همدیگه کمک کنیم،از نظر معنوی بهم کمک کنیم.
    بعضی چیزا فقط وفقط از دست خود خدا برمیاد،ک شخصی رو سر راهمون قرار بده، ک بگیم وااای این همونیه ک میخواستم…
    خیلی خوشحال شدم ک گفتید هر موقع میرید حرم برای ما هم دعا میکنید ،وااقعا ممنونم، ما ک دوریم از امام رضا ع، باعث دلگرمی ک شما دعا گومون هستید.
    برای ازدواجمون خیلی دعا کنید. 🌺🌺
    #عاشقانه_های _مذهبی❤️
    #مذهبی_ها_عاشقترن❤️

  26. بنام مادرم؛ فاطمه🌱
    بنام مادرم؛ فاطمه🌱 گفته:

    سلام داداش و آبجی گلم ، این پست رو دومین باره که میخونم ؛ یه تیکش برام جالب بود :
    تا یک روز قبلش آماده نبودم ؛ وقتی آماده شدم بعدش شد…👌
    این تیکش رو خیلی دوست داشتم چون نشون میده خدا در زمانبندی چقدر دقیقه!!👌

  27. مجید کریمی
    مجید کریمی گفته:

    سلام، وزیرامور خارجه واکنش نشون داده نسبت به کشتار مسلمونای هند، اخبار رو دنبال کنید، بعد واکنش نشون بدید

  28. ترنم
    ترنم گفته:

    منم خیلی سختی کشیدم یه مدتی فکر میکردم ازدواجم ناممکنه و فقط یه معجزس اما چندین ماه فقط باخداحرف میزدم و دردل میکردم وگریه میکردم و بهش امیدوار شدم وقسم میخوردم که روزای خوب میان منو طلبید و راهم داد کربلا از امام حسین و امام علی و همه امامان کمک خواستم گفتم کسی رو بیارید تو زندگیم که دوسش دارید تو حرم ها هم شیطون منو کشت دیگه ارزوی مرگ کردم چون کشش نداشتم ولی باورتون نمیشه همین که از کربلا حرکت کردم و تو اتوبوس بودم همسرمو بهم معرفی کردن قبلش بابام ندیده بود وبخاطر سختی شغلش گفت نعع اما رفتم سرمزار شهدا گمنام توسل کردم بعد اومدم خونه با بابام صحبت کردم بابام راضی شد بیان شب خواستگاری همه چی عالی بود اینقد اسون همه راضی شدن
    الان هشت ماهه که ازدواج کردم خیلی وقتا اشک شوق میریزم و گریه میکنم گاهی باورم نمیشه که شد
    ولی شد ولی شد شد شد
    خدایاشکرت همه رو کمک کن

  29. مهسا
    مهسا گفته:

    سلام داداش رضا…خداروشکر بخاطر اتفاق خوب زندگیتون…ان شاءالله که کنار هم عاقبت بخیر بشید!!!
    نظرتون راجب مهریه چیه؟! درصورتی که مادر و پدر با مقدار کم موافقت نمیکنن؟!

  30. Rahimeh
    Rahimeh گفته:

    سلام برادرم رضا و خواهرم فاطمه جان
    تازه وارد سایتتون شدم حس تون بهم آرامش میده من و شوهرم رضا ۱۱ ماهه ازدواج کردیم ولی برنامه ریزی مون برای ازدواج محقق نشد الان که نوشته های شما رو خوندم فهمیدم چرا درست در نمیومد ولی چند ماهه سعی کردیم از نو شروع کنیم و به هیچکس در مورد کاری که میکنیم توضیح ندیم و کاری رو که قلبا” به انجام اون مطمئن هستیم انجام بدیم …خداروشکر بابت سایتتون

  31. فایزه
    فایزه گفته:

    سلام.گاهی اوقات انسان ی چیزایی ب زبون میاره ک گذشت زمان و نتیجه اون حرفها هست ک باعث اعجاب میشه گاهی به دلت میفته ک فردا یا سال دیگه فلان اتفاق میفته….امروز ک این پست رو مطالعه کردم اسم شهید حاج قاسم سلیمانی و چند نکته دیگه خیلی توجه ام رو جلب کردم…بدون شک این کلام از دل میاد دلی ک وصله ب خدا…بصیرت…..ان شاالله ک فرزندانی صالح ب جامعه اسلام تقدیم میکنید…سربازان امام زمان (عج)….

  32. محمدحسن🤞
    محمدحسن🤞 گفته:

    سلام.
    واسه چندمین‌ بار این پستو دوباره‌ خوندم..
    واقعا باید بارها این پست رو خوند.
    ب همه توصیه میکنم هفته ای حداقل یه بار این پست رو مرور‌ کنن.
    آقا واقعا یه چیز دیگست…
    ببین…‌هروقت‌ حالت بد بود..هروقت بی انگیزه و بی حوصله بودی.. هروقت از زمین و زمان خسته بودی..هروقت چمیدونم بریده بودی.. بیا سراغ این پست..
    ب عنوان کسی ک تقریبا ۴ساله داداش رضا رو میشناسه و تو سایت و کانالش بوده میگم… حرفای این پست اصلا جنسش فرق میکنه..واقعا میگم..یه‌‌ چیز دیگست..
    نمیدونم داداش رضا حرفمو قبول داره یا نه…ولی این پست کلا فرق داره با همه پستا.
    خلاصه بچه ها هرکسی پیام منو میبینه بهش میگم ک همیشه این پست رو مرور کنه.خیلی خوبه.

  33. مهدی
    مهدی گفته:

    سلام داداش رضا ازساعت ده و نیم یازده حرم هستم پیدات نکردم
    اگه میشه تلگرام بهم پیام بده
    تو کانالت هستم با اسم مهدی…

  34. محمد حسن
    محمد حسن گفته:

    سلام.
    این پست رو خوندم دوباره آمپر انگیزم رفت رو صد…
    رضا داداش تو نمیدونی چقدر این پست انگیزه و امید و تلنگر و انرژی میده ک… کوه انرژی و انگیزست
    ب جرعت میشه گفت بهترین و انگیزشی ترین پستیه ک داداش رضا تو این ۶سال نوشته.
    تصمیم گرفتم هر دو روز یکبار بخونمش.
    داش رضا بازم مرسی

    • داداش رضا
      داداش رضا گفته:

      سلام.یه نکته مهم‌بگم ؟
      ببین..
      وقتی میخوای ازدواج کنی…
      به یه نکته ریزی دقت کن…
      اونم اینه که اگه طرف داره بهونه میاره و شرط میذاره…
      کلا کنسلش کن بذار بره پی کارش…
      چون نیمه گمشده تو شرط نمیذاره…
      با کسی ازدواج کن که همینتو بخواد…
      من این نکته ریز رو رعایت کردم…کاملا هم راضی ام..

      • سحر🤞
        سحر🤞 گفته:

        دقیقا،بعضی از دخترا میگن اینک پسر حق طلاق و تحصیل این چیزا رو ب دختر نمی ده ی ریگی ب کفشش هست ولی من کاملاااا مخالفم اینا باید کاملا دلی باشه، و سر همین خیلی از آشنایی ها متاسفانه ب ازدواج ختم نمیشه

  35. M.O.27
    M.O.27 گفته:

    سلام
    داداش رضا و آبجی فاطمه تبریک میگم انشالله خوشبخت بشین داداش رضا این حرفا رو زدی ما رو هوایی کردی انشالله ما هم اگه صبر کنیم یه سرباز امام زمان نصیبمون بشه. داداش رضا تورو خدا دعا کن امسال اربعین نصیبم بشه سه ساله میخوام برم نمیشه امسال انشالله بشه برم خیلی دلم هوای امام حسین رو کرده…

  36. خسته
    خسته گفته:

    سلام داداش تبریک میگم
    باخوندن زندگینامه شماخییییلییی امیدوار شدم اخه منم گره کور دارم منم ۹ ساله ازدواجم نمیشه که نمیشه موردخییییییلییی بوده اندازه موهای سرم امااونکه میخوام نیست خییییییلییی فشار رومه خییییییییلییییییی میفهمی چی میگم از خانواده و حرف دیگران گرفته تا……
    توووورووووخدااا برام دعاکن توروووووووخدا به روزای سختی ک داشتی قسم میدم دعاکن این روزای سختم که دیگه نفس برام نذاشته و خوردم کرده و داغون منم راحت شم بیادهمونکه میخوام منم خیلی معیار و برنامه دارم نمیتونم کامل توضیح بدم اما یجورایی مثل برنامه های خودت ولی تاحالاپیش نیومده هرکی میاد دیگه روی نه گفتن ندارم میترسم از بقیه و خانواده ولی از طرفی از روزهای بعدی مجردی و گناه و… میترسم دعاکن منم بزودی چشم بازکنم و عین خودت بگم واای خدا این خودشه همونه که ۱۰ سااااال بدبختی کشیدم براش😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭قسمت میدم به شهدا و به امام رضا ب این شبای عزیز همونجور که برا خودت حاجت گرفتی برامنم بگیر کم اوردم😭😭😭😭😭😭😭

  37. morteza
    morteza گفته:

    سلام ی سری اتفاقات در زندگی ام افتاده ک میشه مردمو مطلع کرد و اخرش به سمت خدا کشوند خیلی از مردم مشکلات متافیزیکی دارن نمیدونن حالا من دیشب تو فکر این بودم توی ی وبلاگ بگم (گفتم اگه فلانی رو تو خواب دیدم یا فلان اتفاق افتاد میگم ولی نیفتاد حالاچیکار کنم؟

  38. morteza
    morteza گفته:

    سلام داداش الان حرمی ی صلوات .نماز .زیارتی
    ی چند تا توسلی به جا ما هم انجام بده به حق امام رضا ممنونم منتظر جوابتم

  39. گندم
    گندم گفته:

    سلام…
    من همین الان فهمیدم داداش رضا ازدواج کرده خخخخخ
    مباااااااااااارکه فاطمه خانوم باشید💑

  40. mehdib
    mehdib گفته:

    سلام داداش رضا من به یه دلیلی از ازدواج میترسم ..میخوام ازدواج نکنم ..از یه طرفی هم مجبور م…کجا میشه سوالمو ازت بپرسم …..لطفا جواب بده

  41. من با ارزش هستم
    من با ارزش هستم گفته:

    داداش رضا درمورد رب های صنعتی هم می میخوایم خودمون رب بگیریم ولی چون درست کردنش خیلی سخت بود ودو روز طول میکشید وباید مدام پای دیگ باشی درست نمیکردیم اما الان بعضی جاها هست دستگاه دارن وما میتونیم گوجه بخریم بدیم اونا با دستگاه پوست وتخمش جدا میشه وپورشو میده بهمون ومیتونیم بذاریم رو گاز دوسه ساعت بپزه خیلی راحته این کار وخیلی ها دارن این کارو میکنن اخبار هم نشون داد توی شهرهای شمالی دارن اینکارو میکنن

  42. خورشید
    خورشید گفته:

    سلام اول اینکه بابت ازدواجتون بهتون تبریک میگم و امیدوارم که خوشبخت بشید و تبریک میگم بابت سایت عالی که دارین راستش حرفاتون همه خیلی قشنگن ولی همیشه اتفاقای خوب برای همه نمی افته پس شما باید خیلی قدر دان و شکر گزار باشین راستش رو بخواین خیلی بهتون حسودیم شد چون من هم آرزو داشتم یه روزی یه همچین ازدواجی داشته باشم و فکر و چشم و ذهنم رو در اوج جوانی و نوجوانیم همیشه حفظ کردم تا با یه روح و جسم بکر ازدواج کنم ولی توی یه شرایط ناجور اسیر دست یه بی شرف خدا نشناس شدم و همه آرزو ها و رویاهام برای همیشه نابود شد و حالا هم حتی نتونستم حکمت این بلایی که به سرم اومده رو درک کنم نمتونم بفهمم که آیا من جایی اشتباه کردم یا این بلا یه آزمون الهیه شما راست میگین اومدن من به این سایت اتفاقی نبوده هر چی که بوده یکی از دلایلش اینه که شما هم بدونید که با وجو همه سختی هایی که داشتید باز هم از خیلی ها خوشبخترید ولی حالا که تا اینجا اومدم باید این حرف رو هم بهتون بگم خدا برای هر چیزی ذکاتی در نظر گرفته و ذکات خوشبختی هم شکرگزاریه میدونم که شما شکرگزارش هستید ولی ازتون میخوام برای همه جوون ها و برای من هم دعا کنید می خوام همین جا و همین الان دینی به گردن شما بزارم که اگر انجامش ندید فردای قیامت باید به خانم فاطمه زهرا جواب بدید شما رو قسم میدم به همه مقدسات حالا که به آرامش رسیدید از همون روزی که این پیام من رو میبینید چهل روز برای آرامش دل همه پریشون حال ها و برای آرامش دل من روزی یه تسبیح صلوات بفرستید نثار روح شهدای اسلام تا بلکه به خاطر آبروی شما و آبروی شهدا خدا منو هم جزو آبرو دارها قرار بده و دلم رو به محبت خودش آرامش بده

  43. لیلی
    لیلی گفته:

    سلام
    یعنی هرکی صبرکنه وپاک بمونه،پاداش به این قشنگی نصیبش میشه؟
    منم دوست دارم غیراین فکرنکنم ولی خب تکلیف اونایی که صبوروپاکن ولی ازدواج نمیکنن یاازدواج خوبی ندارن چیه؟به جای پاداش،غصه هاشون بیشترمیشه…
    پسرا خیلی قضیه شون بادخترا فرق میکنه…

    • داداش رضا
      داداش رضا گفته:

      سلام.بعضی ها تنبل هستن الکی میگن صبورن….
      فقط تلاش تلاش تلاش.من خودم خودساخته بودم…یه دختر خودساخته گیرم اومد.هر جوری خودت باشی همونجوری سمتت میاد .
      تلاش کردم خدا هم مزد تلاشمو داد.
      خدا مزد تلاش بنده هاشو میده اگه تنبلی نکنن و با تموم وجود بخوان و تلاش کنن.من قبل فاطمه خواستگاری چند نفر رفته بودم اما نمیشد.من اصلا ناراحت نمیشدم.میگفتم خیرم تو این نیست…بعدش فاطمه اومد تو زندگیم روزی هزار بار خدارو شکر میکنم که قبلی ها نشد.
      چون با هر کی غیر فاطمه ازدواج میکردم عاقبت به شر میشدم.فاطمه برای من خیلی خوبه.چون حالا که رفتیم تو زندگی میفهمم که خیلی تفاهم داریم.

  44. همنشین تو از تو به باید
    همنشین تو از تو به باید گفته:

    من از جشن عقد داداش رضا و آبجی فاطمه خیلی الگو گرفتم. رفتم عروسی مانتو پوشیدم و هیچ آرایش نکردم. هرچی حرف زدن که چرا حتی یه ذره آرایش نکردی من یاد جشن عقد شما میفتادم و مقاومت کردم.

  45. همنشین تو از تو به باید
    همنشین تو از تو به باید گفته:

    سلام. من تازگیا یه عروسی رفت ولی به جای لباس جشن مانتو پوشیدم‌. بماند اینکه از بعضی افراد خانواده حرف خوردم. راستش من بیرون چادری ام. ولی نمیدونم توعروسی هم چادر بزنم یانه.
    آبجی فاطمه شما تو جشنای عروسی چادر میزنی؟

      • سادات
        سادات گفته:

        سلام یعنی لباس مجلسی با حجاب می پوشید؟
        بعد میشه شما با داداش رضا ی پست راجب حجاب بزارید که ما سوالاتمون رو از شما راجب حجاب بپرسیم
        داداش رضا پست گذاشته قبلن
        اما اگه میشه ی جدید با کمک شما بزارن که ما دخترا سوالامون رو بپرسیم

        • ابجی فاطمه
          ابجی فاطمه گفته:

          سلام.نهههه? لباس مجلسی با حجاب نمیپوشم چون عروسی هامون اقا و خانوما جدان…فقط داماد وقتایی ک میاد مانتو بلند و شال یا روسری سرم میکنم

        • ۱۳۳
          ۱۳۳ گفته:

          ما ک عروسیامون حتی اگ جدا هم باشه باز یهو اقا میاد همیشه چادرم رو پامه .
          از پشت میز معلوم نمیشه چی تنتونه ک …
          من ی چادر میندازم …راحت …

          ی سوال؟ شماها اگ برین شمال و بخواید دریا برید چیکار میکنید ؟ ما چون خانوادکی میریم نمیتونم برم طرح سالم سازی (مخصوص بانوان) برای همین با چادر میرم. اخه ک
          هر کار کنم باز لباس میچسبه وختی خیس میشه .

        • همنشین تو از تو به باید
          همنشین تو از تو به باید گفته:

          عروس های ما جدا نیست. برا همین یه چیز میونه در نظر گرفتم. یعنی نه چادر پوشیدم نه لباس محلیمون. مانتو رو ترجیح دادم.
          اگه لباس جشن بخوام بپوشم مجلسی با حجاب میپوشم.
          البته من عمدا این دفعه مانتو پوشیدم که کم کم ببرمش به سمت چادر. ولی الان خودمم موندم چه کنم. چادر بزنم یا نزنم چون آقا و خانوم جدا نیستن.
          و در جواب دوستی که درمورد دریا پرسیدن؛ لباس لی چطوره؟
          من خودم فقط تو ساحل قدم میزنم..

  46. ?‍♂️
    ?‍♂️ گفته:

    سلام..
    اقا رضا …وقتی تصمیم میگیرم کاری ک خلاف درونمه انجام ندم ولی بعدش ک مرتکبش میشم نمیتونم خودمو مجازات نکنم..اونم مجازات با تیغ?‍♂️خیلی داغون میشم جوری ک میرم سراغ تیغ رو دستم اسم خدا رو حک میکنم?‍♂️?‍♂️میدونم گناهه ولی نمیدونم چطور این حس بدمو خالی کنم?‍♂️نظر شما چیه

  47. montazer
    montazer گفته:

    سلام داداش رضا خوشبخت باشی الهی.
    من آخرای سال ۹۷ با سایت توبه ۹۴ آشنا شدم .. شما رو تازه ۶روز هست ک شناختم درک میکنم چقد سختی کشیدی
    . میدونی من خیلی آدم بد شانسی بودم دلیلشم میدونم چیه
    داشتم به این فکر میکردم که اگه شما نبودینو خداشمارو تو مسیر بندگی قرار نداده بود تکلیف آدمایی مثل من چی میشد
    شما یه موهبت الهی هستید چون تمام
    مشکلاتی ک داریم به نوعی راه حلاش تورندگی تجربی شما هست. تو تاریکهای زندگی که هیچ امیدی نداشتم و زجه میزدم میگفتم خدا تو باید از یه جایی به بعد خودت دستمو بگیری بخاطر امیدی که بهت دارم.. دیگه کم آوردم نجاتم بده
    خدا اینجوری جوابم داد وتنها رهام نکردتازه
    تو این چند ماه یکم به ارامش رسیدم و فهمیدم زیاد بدشانس نیستم حضور در جمع شما پاکان بزرگترین وتنها شانس زندگیم تا الان بوده
    نگاه خدا و ائمه رو پررنگ تر از قبل دیدم
    ازت ممنونم
    خدایا شکرت

  48. فاطمه
    فاطمه گفته:

    سلام داداش رضا برای خوشبختی و عاقبت بخیری ازدواجتون دعا میکنم…ان شاالله که روز به روز قوی تر از دیروز به مسیرتون ادامه بدین
    راستش قبلا خیلی اهنگ گوش میکردم اما از یه جایی به بعد کمتر شد چون دیگه اون ارامشی که میخواستمو نداشتم..الان هر وقت میخوام ارامش بگیرم میام اینجا و پر انرژی میشم و مطمئن تر از دیروز…این اطمینانه از مسیر دقیقا همون چیزیه که میخواستم و اینجا پیدا کردم..و همونطوری که گفتی میخوام تو مجردی به خودسازی برسم و بعد خدا خودش ازدواجمو جور کنه..
    خدا به زندگیتون برکت بده

  49. Z.Maleki
    Z.Maleki گفته:

    سلام
    چقدر خوشحالم که ازدواج کردین وبیشتر خوشحالم که همشهری ما شدیم.
    مبارک باشه??انشاالله خوشبخت بشین.

  50. Black face
    Black face گفته:

    اخر پستاتون ی چیزی میگید و از بچه ها میخواید بر اساس اون کامنت بزارن و اکثرا این روالو رعایت میکنن،بنظرم ایندفعه خود امام زمانم اینجا با من و بقیه میگه الهی ک سفید ترین زندگی و عاقبت واستون اتفاقی بیفته، من چند ماه پیوسته باهاتون همراه بودم و میگم واقعا هیچ اغراقی تو ادا کردن حق مطلب صورت نگرفته ، تا الان از ازدواج کسی انقد خوشحال نشده بودم،داداش رضا خیلی مبارک باشه

  51. مرتضی
    مرتضی گفته:

    سلام …یه چیزی بی نقدمه بگم لطفا راهنماییم کن….از خدا خاواستم تا کارم رو درست کنه تا ازدواج کنم،دقیقا یه هفته بعد کار درست شد…اما کجا مشهد و خیلی دورتر از شهرم…و حالا دارم یه جورایی میزنم زیر قولم چون قرار به جایی جز شهر خودم نبود که بماند اصلا شهری برای کار مشخص نکردم…من آدم کاملا وابسته به خانواده!!!!چیکار کنم؟؟؟؟

    • سادات
      سادات گفته:

      سلام
      خیلیا ارزوشونه مشهد باشن باید سپاسگذار خدا باشید که این موقعیت رو براتون محیا کرده که زیر سایه امام رضا ع باشید
      باید برای پیشرفت سختی بکشید و به استقلال برسید وابستگی مانع پیشرفته
      حتی به خانواده انشاالله همیشه سالم و سلامت باشن اما اونا که همیشه نیستن
      پس موقعیت های زندگیتون رو از بین نبرید چون بعدن پشیمون میشید
      میتونید برید بهشون سر بزنید و اینم بگم یکی دوماه اول سخته بعدش عادت میکنید

  52. یه دلشکسته
    یه دلشکسته گفته:

    تو پست اولی که ازت خوندم “چگونه تغییر کنیم و سمت گناه نرویم” یادم رفت سلام کنم
    سلام … سلام داداش رضا

    خیلی خوشحالم واست که ازدواج کردی واقعا …… خیلی ی ی ی ی .. خیلی ی ی ی زیاد …… چقد سر این متنت اشک ریختم …. نمیدونم چرا … ولی ..اوممم….. بگذریم …. سارا واستآرزوی خوشبحتی میکنه ….. واسه منم دعا کن داداش رضا … شاید منم با ازدواج ….(گریه – از بابت اینکه چقدباید تو خودم بشکنم …. پر حسرتم داداش رضا ….)دعا کن واسم

  53. یه بنده ی خدا
    یه بنده ی خدا گفته:

    فاطمه خانوم گل که فک میکنم همشهری خودم باشی و اقای رضای بامعرفت سلام
    ازدواجتونو بهتون تبریک میگم امیدوارم که خوشبخت باشین
    شما هدفایی دارین که منم توجوونی خودم داشتم اما هیچ وقت تو زندگیم یه همراه خوب پیدا نکردم .
    برای همون هدفها بود که قصه اشنایی من با این سایت رو ساخت. دنبال ساخت یه سایت بودم برای توبه و ترک گناه و… سرچ زدم که ببینم تو چه زمینه هایی فعالیت شده یادمه روزای اولی که داداش رضا سایت رو افتتاح کرده بود همه چی سایت همونی بود که من میخواستم . حتی با چن تا پیشنهاد درخواست همکاری تو سایت رو به داداش دادم .که سعادت نداشتم و نشد . خیلی به رضا حسودیم میشد تا اینکه ماجرای اراک روخوندم . و فهمیدم رضا بخاطر یسری مسایل در گذشته باید مشابهش کاری میکرد که همون طور که یه عده به گناه الوده میشدن حالا یه عده تغییر مسیر بدن . و خدا روز به روز بیشتر وبیشتر کمکش کرد .
    داداش رضا خوشحالم که از توقف کارت در این سایت منصرف شدی و داری ادامه میدی . چون این سایت هم کنار همه ی مشکلاتی که گفتی تنهات نزاشته با ادمایی که رفتنو اومدن با نظراتی که خوندی با تجربیاتی که با همدلی در اختیارت قرار گرفت . چه بسا که یه روزایی دوباره که شکست میخوردی به امید خدا و نوشتن برای بچه های این سایت دوباره سرپا میشدی همونطور که تو خیلی به بچه های سایت کمک کردی بچه های سایت هم با همدلی و همفکری کنارت کمکت کردن تو مسیری که هستی محکمتر پیش بری . و تنها نمونی .
    اگه روزی هم تصمیم گرفتی خداحافظی کنی از اونجایی که برای زندگیت همیشه برنامه داری از مدتها قبل برای این سایت یه جانشین مناسب پیدا کن یکی که مث تودت اهل و پایبندش باشه و ادامه راهو به اون بسپر زنجیره بساز و قطعش نکن ‌.
    راستش منم ارزو داشتم فرزندی داشته باشم و صالح بزرگش کنم دوس داشتم سربا ز امام زمانی بارش بیارم حتی اسم هم براش انتخاب کرده بودم . مهدی یار.
    قسمت نبدد
    حال امروز من طوریه که از همه ی هدفای مشترک و قشنگی که این روزا و قدیما تو سر تو بوده من خیلی خیلی دور شدم . لطفا برام دعا کنید.
    اگه صاحب پسر شدی تو این اسمو بزار و دلیلشو به پسرت بگو که دلت خواسته یار امام زمانی بار بیاد
    خیلی دوست داشتم تمام کتابای تو رو بخونم که نشد
    کاش بعنوان هدیه ازدواجت وبه شکرانه ی این اتفاق خوب اینکارو برای منو اومثال من انجام میدادی و کتاباتو هدیه میکردی.
    با ارزوی سلامتی و عاقبت بخیر برای تو و فاطمه عزیز

  54. bahar
    bahar گفته:

    سلام انشاءالله روز به روز خوشبخت تر بشید من که خیلی خوشحال شدم وامید گرفتم واشک ریختم ومدام میگم خدایا شکرت که منو با این سایت وداداش رضا آشنا کردی تا ازش یادبگیرم ومنم بتونم مثل اون موفق بشم وامید پیدا کنم وراه حل پیدا کنم وبه نجواهای منفی گوش ندم وبازم تلاش کنم برای بهتر شدن وامیدم رو زیاد کنم حس میکنم خیلی انرژی دارم برای زندگی وخداروشکر میکنم که داره به لطف امام حسین ع کمکم میکنه و دستمو گرفته خدایا شکرت به خاطر داداش رضا وهمسر گلش وتموم جوونهای خوبی که هستن خدایا خودت به هممون کمک کن وعاقبت بخیر بشیم انشاءالله

  55. علی
    علی گفته:

    سلام رضا جان
    تولد منم ۹۷٫۱۱٫ ۲۶ هست یعنی الان ۵ ماه هست راهم رو شروع کردم با کلی هدف روزانه کاری و شخصی و رشد فردی خیلی هم به زمین خوردم ولی همیشه سعی کردم به اون هدفهایی که تعیین کردم برسم هدف من ۵ ساله هست
    کلا دور دختر هارو خط کشیدم واسه یه مدت چند ساله ای چون میدونم کی میخوام ازدواج کنم و ملاک های همسرم میدونم چی باید باشه
    امیدوارم و دعا میکنم خوشبخت تر باشین پیش هم خوش بحال اون دختری که تو رو داره چون میدونم کی هست نزدیک ۴ ساله دنبال میکنم مطالبت رو
    یادته تلگرام درمورد امام زمان حرف میزدیم چند سال پیش میگفتی واسم سخته باورش گفتم اگه دنبال حقیقت باشی و امام زمان حقیقت باشه بهش میرسی؟
    دوست دارم داداشم با اینکه ندیدمت از نزدیک ولی داداش کوچیکه ۵ ماهه خودتم دعا کنی مارو هم

    • علی
      علی گفته:

      راستی من برنامه نویسی اندروید کار میکنم و یکی از قول هام به خودم نوشتن یه برنامه واسه اینچنین سایتیه البته بعد چند ماه قراره این اتفاق بیوفته خیلی خیلی خیلی خوشحال میشم اگه اجازه بدی برنامه سایتتو بنویسم و نظرتو دراین مورد بدونم یا علی

  56. زهرا
    زهرا گفته:

    سلام مبارک باشه ان شالله
    ی سوال بچه ها هم خیلی پرسیدن جوابی ندیدم!
    اگه ممکنه بگین چجوراشناشدین ممنون میشیم
    انشالله هردو عاقبت بخیر شین??

  57. سادات
    سادات گفته:

    سلام ی سوال ایا موقع خواستگاری یااینکه ی فردی رو انتخاب کردیم تو دوران نامزدی راجب گذشته و خانواده مون که چجوری بودن و ما نمیخوایم مث اونا باشیم به همسرمون بگیم؟

  58. یا انیس من لا انیس له
    یا انیس من لا انیس له گفته:

    سلام
    واقعا استفاده نکردن از لوازم آرایش و آرایش نکردن نشونه اعتماد به نفس هست؟!!

  59. زهرا
    زهرا گفته:

    سلام آبجی فاطمه تبریک میگم پیوند یکی شدنتون رو ان شالله در پناه خدا و امام زمان خوشبخت و سعادتمند باشید ۲ تا سوال از حضورتون داشتم اول اینکه گفتین قبلا چله نماز شب به نیت ظهور برمیداشتین میخواستم ببینم دوره عادت ماهیانه رو چکار کردین ؟ از قرص استفاده کردین ؟ چون غالبا دیدم برای عقب انداختن عادت از قرص استفاده میکنن و خیلی هم ضرر داره ، دوم اینکه من عکسا رو داخل کانال دیدم شما جلو اقایون هم همین طور بودین یا چادر رو سرتون انداخته بودین ؟ چون حجاب لباستون کامل بود

  60. Tahoora
    Tahoora گفته:

    سلام با آرزوی خوشبختی برای شما
    آقارضا از آرایش بدتون میاد یعنی اجازه نمیدین تو خونه هم برای شما فقط آرایش کنه؟
    بعد آتلیه عکس نمیگیرین؟

  61. .....
    ..... گفته:

    سلام داداش رضا تو جشن عقد آهنگ و اینجور چیزا نداشتید؟؟میشه دراین موردم یکم صحبت کنید چون ما فامیل هامون خیلی اهل آهنگ هستند و ایراد میگیرن اگا نباشه نمیدونم چیکار کنم…

  62. .....
    ..... گفته:

    سلام داداش رضا تو جشن عقد آهنگ و اینجور چیزا نداشتید؟؟میشه دراین موردم یکم صحبت کنید چون ما فامیل هامون خیلی اهل آهنگ هستند و ایراد میگیرن اگا نباشه نمیدونم چیکار کنم…

  63. no name
    no name گفته:

    سلام داداش
    مبارک باشه
    انشاالله باهم در مسیر عاقبت بخیری حرکت کنید
    برا ماهم دعا کنید
    فقط یه سوال ؟
    چرا رفتی رو دسته مبل نشستی؟?
    فکرم درگیر شده ، وقت کردی جواب بده☺

  64. ...
    ... گفته:

    سلام داداش رضا میخواستم یه سئوالی بپرسم..فاطمه جان تو جشن عقدش آرایش نکرد؟یا موهاشو مدل نداد؟یامثلا نرقصید؟

    • ...
      ... گفته:

      سلام آبجی فاطمه چه خوب که آرایش نمیکنی..منم یه آبجی دارم اسمش فاطمه اس ولی بدون آرایش بیرون نمیره یا همش صورتش آرایش کرده اس..خیلی دلم میخواد بهش بگم که ساده باشی خوشگلتری ولی خب نمیشه ..راستی فامیلای ما اگه خانوم و آقا باهم باشن هم واسشون فرقی نداره ..مثلا موهاشونو که مدل میدن عروسا انگار نه انگار که موهای خودشونه همینجوری هستن فقط یه تاج رو سرشونه من خیلی تعجب میکنم باخودم میگم اینا چجوری موهاشونو همینجوری میزارن باشه نمیپوشونن..عروسی های طرف ما خیلی جالبه مثلا عروسی یا عقد کنون زنونه مردونه جداست انوقت داماد میاد تو زنونه خانوما هم انگار نه انگار..یه جورایی داماد به همه محرمه خخ..جشنتون فوق العاده بود خوشبخت بشین..

  65. مهدیه
    مهدیه گفته:

    سلام داداش.
    مبارکتون باشه
    انشاالله کنار خانومتون خوشبخت بشین …
    من امروز با دیدن عکسایی که تو کانال فرستادین بدجور هوایی ازدواج شدم. ولی خب هنوز نمیتونم ازدواج کنم. موقعیتش پیش نیومده.
    واسم دعا کنین که ی ادمی مثل شما بیاد تو زندگیم و ی زندگیی مثل زندگی شهدایی شما داشته باشم…

  66. علی
    علی گفته:

    آقا رضا خیلی مبارک باشه امشب متوجه شدم
    داداش خیلی خوشهال شدم
    واقعا تبریک میگم
    التماس دعا عزیز
    دعای متاهل ها زودتر اجابت میشه 🙂

  67. Banoo
    Banoo گفته:

    مبارکااااا باشه داداش❤

    داداش خب چرا از خودتون هم عکس نمیفرستین ما دوست داریم آبجیمون عروس خانوم رو (با حجاب کامل) ببینیم خب!

  68. Banoo
    Banoo گفته:

    سلام داداش عزیز و آبجی گل
    در پناه آقا علی ابن موسی الرضا خوشبخت باشید❤

    داداش میگم چرا یه عکس هم از آبجی فاطمه و عروس ما نمیفرستین که صورت گلشو ببینیم با حجاب کامل؟؟؟!

    (داداش رفتین حرم به آقا بگین آقاجان اون دخترتون از اهواز رو که امروز چله سوره یس هدیه به شما رو تموم کرد فراموش نکنید و قضیه ازدواجش رو به بهترین شکل فراهم کنین ان شاالله❤)

  69. Banoo
    Banoo گفته:

    (داداش یه نکته هم اینکه شما تو سایت برای آبجی فاطمه آیکون مشخص کردین
    توی کانالتون هم همین کارو بکنین که ما تشخیص بدین الان آبجی جان داره پیام میده
    بابای اون پیام که خودتون میفرستین زده داداش رضا
    مال آبجی رو هم بزنین آبجی فاطمه
    ممنون:-))

  70. satar
    satar گفته:

    سلام داداش من همین الان یه خواب خیلی عجیب و خوب دیدم
    خواب دیدم شما منو دعوت کردین به جشن عقدتون نمیدونم چطوری ولی همدیگرو دیدیم و روبوسی کردیم و من به همراه خانوادم داشتیم میومدیم جشن شما واااااااااااااااااااای چه جشن فوق العاده ای بود همه چی درجه یک دور تا دور تالار بزرگی مبل های زیبا برای مهمان ها بود جالبیش و زیباییش اینکه وقتی داشتیم وارد میشدیم از ورودی درب امام رضا بود اول هنگ کردم که رضا اینجا جشن عقد گرفته چرا ، مخم هنگه هنگ بود اما بعد از ورودی درب حرم یک دفعه وارد تالار شدیم همه چی خوب بود رقص نور های زیبا و مجلس بدون گناه انگار فقط من و مادرم یه رفیقت اونجا بودیم کسی نبود، یه هدیه کوچیک اما خیلی جالب یه کیسه تخمه آفتاب گردون دادم به شما و شما سریع رفتین جای مطمعن گذاشتین یه دفعه تالار تغییر شکل داده شد و خانواده ابجی فاطمه معرفی شدن به مهمان ها خیلی رویایی بود این یه قسمت رضا من میخ کوب شده بودم
    رضا من تازه دارم درک میکنم اگر تو این کانالم کار خدا بوده رضا من از عید فطر تا حالا از کانالت لفت داده بودم یه جورایی بد شده بودم اما دیگه لفت نمیدم چون شما بهترین هستین رضا عزیزم
    الانم از ساعت ۴:٣٠ صبح دارم به خواب فوق العادم فکر میکنم وتا الان نخوابیدم رضا جان خدا هواتو خیلی داره ???❤️??

  71. بنده خاص خدا
    بنده خاص خدا گفته:

    سوال : عامل موفقیت در زندگی مشترک و شرایط ازدواج محمدی و بدست آوردن آرامش در خانواده چیست ؟
    جواب آیت الله بهجت:
    محبت طرفین و عمل هر کدام به وظائف شرعی نسبت به دیگری و اغماض هر یک از خطاهای دیگری

  72. مهدیه
    مهدیه گفته:

    سلام داداش
    تبریک میگم بهتون
    انشاالله در کنار فاطمه خانوم خوشبخت بشین.
    داداش شما دارین میگین دختری مثل خانوم شما نیست که همچین طرز فکری داشته باشه و اینقد بخواد آسون بگیره تو امر ازدواج .
    من ۲۱ سالمه .درسته ازدواج نکردم هنوز و هیچ خبریم نیست.
    ولی من این شیوه ی ازدواج شما رو که عقدتون ساده و ازدواجتونم سفر کربلا باشه رو خیلی وقته تصمیم گرفتم ک ازدواجم به این شیوه باشه.‌‌‌.. میتونم بگم حتی از ۱۹ سالگیم…

    داداش با خانومتون واسه ما هم دعا کنین تا حداقل خدا به خاطر دل پاک شما یه ادم خوب نصیب ما هم کنه…

  73. parvaz takhoda
    parvaz takhoda گفته:

    صدای خنده ی خدا را میشنوی؟آرزوهایت راشنیده و به آنچه محال می‌پنداری میخندد(این حال الان منه )
    ان مع العسر…یسرا(حال الان عروس دوماد خوشبختمون)
    بادا بادا مبارک بادا ان شاالله عاقبت به خیری و خوشبختی بادا +شهادت

  74. عاشقتم خدا
    عاشقتم خدا گفته:

    سلام.داداش یه کتاب خییلی عالی هم کتاب خودتون یا بیرون درمورد کنترل نگاه بهم معرفی کنید تابخونم ممنونم.من تموم تلاشمو دارم میکنم ک هیچکسو نبینم ولی مطالعه قطعا لازمه.

  75. Fatemeh77
    Fatemeh77 گفته:

    سلام داداش ان شاءالله در کنار ابجیمون خوشبخت بشین
    میشه بگین با ابجی فاطمه چجوری اشنا شدین؟

  76. احسان
    احسان گفته:

    سلام داداش رضا و ابجی فاطمه خیلی خوشحال شدم وقتی فهمیدم داداش جونم ازدواج کرده اینو واقعا میگم و ارزوی بهترین هارو براتون دارم انشالله زنده باشم و بچه داداش رضا رو ببینم چون واقعا داداش خیلی کمکم کرد عه شما هم برام دعا کنید که منم به مراد دلم برسم

    خیلی دوست دارم داداش رضا

    احسان هستم ۱۸ ساله از اصفهان

  77. صید ابراهیم
    صید ابراهیم گفته:

    سلام .کلامتون اثر گذاری زیادی داره .بهتون غبطه میخورم .چون درک کردید .چون باتمام وجودتون به وجود خدا رسیدید.به نظر من ادمی که به چیزی اعتقاد نداره ,اگر با تحقیق و دلیل نه با تقلید به اون اعتقاد پیدا کنه خیلیییی استوار میشه و مطمئن به راهی که انتخاب کرده.گاهی با خودم میگم ای کاش غرق گناه بودم بعدا زندگیم خدایی میشد تا شیرینی این وصال و از عمق جون احساس میکردم .مثل شما .
    راستش مطلبهاتون در مورد ازدواج و همسرتون و توکل خیلی به دلم نشست .عشقتون پایدار.من هم مثل گذشته شما,فکر میکردم ازدواج مانع .مانع رسالت دینی و علمی…..اما طی تلاش یکساله ,نه با تقلید بلکه با تحقیق و کاوش ,به این نتیجه رسیدم که غلط میکردم همچین نظریه ی داشتم.و کاملا برعکس شدم وشدم موافق سرسخت ازدواج.چون از مخالفت به موافقت رسیدم خیلی روش محکمم .راستی,همیشه میترسیدم خدا مرد صالحی و برای ازدواج سر راهم قرار نده,ولی داستان زندگیتون دوتا درس بهم داد.اولش اینکه خوب باش تا خوب گیرت بیاد.دومن اینکه توکل .التماس دعا

  78. ملینا
    ملینا گفته:

    سلام داداش رضا و فاطمه خانوم .خیلی حرف دارم باهاتون ولی از همه مهم ترش اینه که چون من خود ارضایی رو از بچگی و در ارتباط با دوستام یاد گرفته بودم اون اوایل نمیدونستم چیه ولی ازش لذت میبردم الان ۲۳ سالمه خود ارضایی رو گناهی میدونستم که قرار نبود هیچ وقت ترکش کنم چون فکر میکردم فراتر از توان منه هزار بار دستمو رو قرآن گذاشتم ک ترک میکنم ولی باز شکست خوردم .از آخرین باری که توبه کردم فقط ۲ روز گذشته بود دیدم نمیتونم تحمل کنم یه واژه مستحجن سرچ کردم و میخواستم با دیدن عکس و فیلم تو اینترنت باز عادتمو از سر بگیرم که سایت شما برام باز شد اولش اهمیت ندادم ولی هرچی بیشتر خوندم و حرفاتونو هضم کردم به این نتیجه رسیدم که شما دستی از دست های خدا بودید اون لحظه چون قبلش به خدا گفته بودم یه کاری کن برام یه راهی نشونم بده نمیتونم خودم از پسش بر بیام برام سخته ترکش.جدای از خجالت از خدا خجالت از همسر آینده هم رو داشتم که یه روزی بلاخره براش فاش میشه و من چجوری تو چشماش نگاه کنم.۲ روز دیگه میشه ۲۰ روز که این عادت زشت رو ترک کردم این یه پیشرفت خیلی بزرگه برام قبلا از دوروز بیشتر نمی شد دوره ی ترکم .ممنونم ممنونم ممنونم خیلی دوستون دارم امیدوارم جزو خوشبخترین ها باشید داداش رضا از همون ۱۸ روز پیش تا ابد داداشم شدید و باقی می مونید?

    • علی
      علی گفته:

      ابجی ملینا افرین خوبه مهمترین حرف رضا میدونی چیه؟
      ادامه دادنه بعد ۲۰ یا ۳۰ یا ۴۰ روز شاید دوباره این کارو بکنی ولی این به معنای شکست نیست وقتی دست از تلاشت کشیدی اونوقت بدون شکست خوردی من خودمبعد هزار بار فهمیدم اون مدلی نیستم یهویی ترک کنم برای همین برای خودم هدف گذاشتم و پله پله ای میرم جلو مثلا قبلا هفته ای دوبار روزای خاصی گذاشته بودم برای انجامش و ۵ روز بقیه هفته رو کنترل نگاه میکرم الان هر ۵ روز یه بار هست که میشه ماهی ۶ بار بعد یه مدتی هر یه هفته یه بارش میکنم و کمتر و کمتر شاید تعجب کنی ولی به نظرم خدا بی تفاوت و بی رحم نیست نسبت به تلاش ما و همه تلاش هامونو میبینه و حتی لذت میبره از تلاش های ما ۱۴ قرن پیش بود میگفتن استمنا گناه کبیرس خدا نمیبخشه الانم همینجوره ولی شرایط خیلی عوض شده خدا خودش میبینه دیگه توجیه نمیکنما فقط میگم خدارو به چشمی نمبینینم که با یه ساطور قصابی منتظر اشتباه ماست تا مارو ادب کنه خدا مثل دوستیه که ناراحت میشه از شکست هامون یه جمله ای هست خدا رو هرجوری ببینی خدا همونجوری میاد به سمتت خدا مهربونتر از مادرامونه به ما پس از هر راهی میری بعد هر شکست یادت نره خدا منتظره بلندشی
      بنده :خدایا دوباره افتادم زمین
      خدا: اشکالی نداره بنده ی من همه میخورن زمین
      بنده:یعنی منو بخشیدی خدا جونم؟
      خدا:بعد افتادنت(شکستت) بلند شدی؟
      بنده :….
      ?

  79. Moloud
    Moloud گفته:

    سلام داداش رضا واسه تایم آشنایی محرم شدین ک با هم رفت و آمد کنین ؟؟؟ خواهر من الان دارن صحبت میکنن اما صیغه محرمیت نخوندن ؟؟؟

  80. یامهدی
    یامهدی گفته:

    سلام داداش رضا و ابجی فاطمه و همه بچه ها
    داداش رضا یه پیشنهاد فوق العاده عالی دارم برای نزدیک شدن به ظهور
    رضا حتما حتما یه پی ام داخل تلگرام یا روبیکا قسمت روبینو بهم بده
    بخداوندی خدا قسم این راهکار جواب میده

  81. زهرا
    زهرا گفته:

    سلام،تبریک میگم ان شاالله همیشه خوشبخت باشید.
    من۲۰سالمه تو خانواده خوب و مذهبی بزرگ شدم رابطمم با خدا خوب بود هر وقت خیلی خوب شدم با خدا بعدش خدا ی امتحانی گرفته ازم که من رو سیاه شدم
    چند ماه پیش برنامه ریخته بودم و داشتم خوب پیش میرفتم تا اینکه با یه اقاپسری اشنا شدم و درسته اولش خوب بود رابطمون ولی یه مدت بعد پای گناه به رابطمون باز شد و من باز روسیاه شدم خواستگار اومدن ولی بابام رد کرد
    از لحاظ سطح شخصیتی و روحی معنوی تو یه سطح بودیم ولی خدا نخواست ما شریک زندگی هم باشیم
    بقول حرف شما هیچ کدوممون ثبات نداشتیم

    الان از طرفی خیلی از خدا دور شدم بخاطر گناهام و شیطان هی بهم میگه تو توبه هات الکی ان ببین هی زمین میخوری الان که به خواستت نرسیدی میخوای بری بگی خدا ببخش با چه رویی و از این حرفای ناامید کننده ازطرفی من هنوزمحبت ایشون تو قلبمه و هیچ بدی به من نکردن…از طرفی چون به ایشون علاقه داشتم و وابسته هم بودیم هی یه صدایی میاد که شکایت کنم از خدا که چرا بهم نرسیدیم ولی یه صدایی هم نمیذاره میگه حق نداری ، خیلی دوس دارم این بره تو قلبم که خدا بهترین سرنوشت رو میخواد برات…شیطان بهم میگه تو این همه گناه کردی باز چطوری انتظار داری خدا یه ازدواج خیر نصیبت کنه…میترسم بازم نتونم پای بندگی خدا بمونم….واقعا هر چی میکشم از مجردیه بخصوص بااین وضع دانشگاهمون
    چطوری لذت گناهایی ک کردمو از یاد ببرم و یه توبه واقعی بکنم و دوباره برگردم پیش خدا

    • فرزند ادم
      فرزند ادم گفته:

      سلام . دوست عزیز همه ادما اشتباه میکنن حالا یا بزرگ یا کوچیک مهم اینه درس بگیری و به قول داداش رضا حفرت رو بپوشونی که باز از همون جا نخوری زمین . اول اینکه شیطون فقط می ترسونه کار دیگه بلد نیست یعنی خدا رو شکر قدرتی نداره کلا وسوسه میکنه و میترسونه به خدا امید داشته باشه، خودت رو ببخشی خدا هم شما رو میبخشه همین که بخواهی جبران کنی عالیه . نکته بعدی اینه اشتباهاتمون رو به پای خدا ننویسیم منم قبلا مثل شما بودم همین فکر رو میکردم اما اشتباه مال خود ماست این خداست که ما رو نجات میده . مطمئن باش خدا صلاحت رو بهتر میدونه که به این اقا نرسیدی جدا شدن و فراموشی هم سخت نیست فوقش خیلی سخت باشه ۶ ماه تا یکساله وقتت رو پر کنی مطمئن باش زودتر از قلبت میاد بیرون چند سال بعد هم سجده شکر میری که با این اقا ازدواج نکردی . برو به درگاه خدا و یادت باشه بجز خدا کسی رو نداری

    • علی
      علی گفته:

      خدا قصاب نیست و ساطور نداره ابجی
      تلاشتو بکن بقیش با خدا شکست هم خوردی پاشو
      خدا تلاشهای ما به سمت خوبی و ترک بدی رو میبینه و سختیایی که میکشیم
      یه بچه تا بتونه قشنگ راه بره چندبار میخوره زمین؟
      به بچه میگیم چرا زمین خوردی؟
      پدر مادرش چی میگن میگن بلند شو
      همه تقصیر هارو گردن بچه مسندازه واسه درست راه نرفتنش یا میبینن تلاششو و میگن بلند شو؟
      خدا اندازه پدر مادر بنده هاشو دوست نداره؟
      خدا قضاوت میکنه مارو؟
      نه خدای نتجه گرا رو حداقل من نمیتونم قبول کنم و بنظرم این کار شیطونه خدا هر ذره تلاش های ما برای خوبی و هر ذره تلاش های ما به بدی رو میبینه
      تلاش میکنی خوب شی یا بد؟
      شاید یه جایی پات بلرزه ولی این پا لرزیدن خیلی کم ارزش تر از اونیه که عرق سختی رو بخاطر خوب بودن بچشی
      بلند شو ابجی و تلاش کن بقیشو کاری نداشته باش خدا میرسونه بلند شو فقط بعد هر شکت

  82. محمد شیواپور
    محمد شیواپور گفته:

    سلام داداش رضای عزیز و دوست داشتنی محمد هستم در آستانه ۲۱سالگی بهتون تبریک میگم بابت همه چیز و ازدواجتون …
    و باز تبریک میگم این که اول خودتون رو تغییر دادید و به اهدافتون رسیدید و هم اینکه خییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی ممنونم از شما که ۳ کتاب راز کنترل شهوت رو نوشتید … واقعا خودتون هم شاید بدونید که با این کار بزرگتون خیلی ها به شما مدیون هستن . البته به خدای بزرگ و مهربونم که باعث شد این کتاب های خوب رو بنویسید …
    من شما رو ندیده خیلی دوست دارم خیلی به خاطر این که صداقت رو از حرفاتون میشه فهمید من با هیچ نویسنده کتابی به جز شما این قدر خوب ارتباط برقرار نکرده بودم .
    .
    اگر بخوام بگم من هم گذشته واقعا تاریکی داشتم (از لحاظ گناه) ولی از اول در خانواده بسیار خوب و مذهبی به دنیا اومدم . خودمم از اول مذهبی بودم ولی در دوران نوجوانی و تا چند وقت پیش ( قبل ماه رمضان ۹۸)‌‌ با این که ظاهراً مشکلی نداشتم ولی از باطن خیلی سیاه و آلوده بودم …ولی با این حال در این مدت سعی میکردم تا بتونم نماز هامو در مسجد بخونم .عضو بسیج شدم و تا تونستم و وقت داشتم سعی کردم ارتباطم رو با بسیج مسجدم حفظ کردم . نماز و روزه هم می‌گرفتم و ارتباطم با بقیه و خانواده هم خوب بود ولی خودم که میدونستم چه باطن بدی دارم …..
    خیلی بد و سخته که آدم از نظر بقیه و خانواده پسری خوب باشه ولی خودش بدونه چه افتظاحیه…
    من میگفتم با خودم که خدایا من که نمازهامو تا تونستم اول وقت و حتی الامکان در مسجد خودنم،روزه هامو گرفتم،با هیچ دختری حتی در حد گفتار هم رابطه و دوستی نداشتم،ولی چرا باطنم این قدر سخته…

    واقعا یکی از بد ترین شکنجه و تنبیهی که من داشتم این بود که تو مجلس ائمه و آقا امام حسین علیه السلام گریم نمی‌گرفت . یعنی خودمو نیشگون می‌گرفتم ،فحش میدادم و سرزنش میکردم که چرا گریم نمیگیره برای امام حسین ولی در تنهایی هام که به امام حسین علیه السلام فکر میکردم خیلی گریه میکردم …
    در کل میخواستم بگم که کتاب های شما به من و خیلی های دیگه کمک کرده واقعا میگم هر چی می‌خوندم و هر کار میکردم نمیشد . یه بی انگیزه بی حال شده بودم که حوصله خودمم نداشتم کارم شده بود وقت کشی وقت کشی وقت کشی . احساس میکنم من در زمینه تحصیل و کارم خیلی میتونم ایده پردازی و نوآوری و … کنم و حتی در زمینه زندگی خیلی میتونم موفق باشم ولی گناه همچون سدی فولادی جلو استعداد هامو می‌گرفت ،با خودم میگفتم که بابا جان من که میدونستم میتونم تو این وقتم این کار خوب رو انجام بدم ولی چرا نمیشه یا حالش نیست ….باور کنید داداش رضا انگار مغزم رو شیطان قفل میکرد که نتونم فکر کنم و از استعداد هایی که خدا جون بهم داده استفاده کنم..
    ولی کتاب های شما (سه گانه راز کنترل شهوت) خیلی به من کمک کرد به از این خواب بد بیدار شم از وقتم به خوبی استفاده کنم و این که هدف دار و با برنامه زندگی کنم …
    در آخر باز هم ازدواج شیرین تونو بهتون تبریک میگم و براتون دعا میکنم که انشاالله به حق آقا امام حسین علیه السلام به تمامی اهداف خیرتون برسید…
    برای من هم دعا کنید
    و همین که امسال برای اولین بار قسمت بشه امام حسین علیه السلام منو قبول کنن به نوکری بتونم برم کربلا

    در آخر یه سلامی کنیم به سالار شهیدان:
    السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقیه اللیل و النهار و لا جعله الله اخر عهد منی لزیارتکم السلام علی حسین وعلی علی بن حسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

    • رضا
      رضا گفته:

      سلام من هم مشکلم مثل شماست و اتفاقا هم سنیم.
      مشکل بنده هم این بود که دیگران فکر میکنن آذم خوبی ام ولی خودم از باطن خودم خبر دارم.واینکه اصلا اشکم درنمیومد تو روضه و…
      ولی یه چیزی بگم سعی کن به خودت سخت نگیری یه چیزی که متوجه شدم باطن انسان در عمل خالص خودش رو نشون میده یعنی اگر کاری خوب بود و خودت با علاقه و بدون توجه به حرف دیگران رفتی به سمتش بدون که باطنت هم خوبه و میتونه به راحتی خوبتر میشه و اینکه مخلص باشی
      محبت اهل بیت رو هم بهتره از راه عقلی و عملی بری جلو اگه احساسات ضعیفی داری مثلا هر چی که میتونه به معرفت خودت و دیگران کمک کنه و در واقع قدم برداشتن در راه اهل بیت باشه رو انجام بدی.

  83. فاطمه زاهدی
    فاطمه زاهدی گفته:

    سلام شما توی حرفاتون گفتین که ادم نباید به شک وتردیداش توجه کنه وهمش دروغه وتابرای کسی ثابت نشه که این شک وتردیدا دروغه ممکنه بهش پابده خب میشه بگید ازکجامیشه اینو برای خودمون اثبات کنیم ومیشه کلا راجب شک وتردید وبرطرف کردنش و وسواس فکری توی سایت صحبت کنید؟

  84. mojahed
    mojahed گفته:

    سلام داداش انشالله خوشبخت بشید،خداروصدهزارمرتبه شکر که کسی که لیاقت بودخدابهت داد
    واسه منم دعاکن?
    خودمونیماشماوآبجی فاطمه بعضی اوقات خیلی سینگل آزاری میکنید?

    هرچقدرازت تشکرکنم کمه بخاطرکمکایی که کردی من الان تو بهترین دورانم(دوران پاکی)نمیدونم واقعا چی بگم ازذوق گریه ام گرفته…..

    التماس دعا فراوان داداش آبجی گلم
    یا حسن مدد
    (ساجده )

  85. مسعود
    مسعود گفته:

    سلام داداش،
    ان شاءالله تا آخر عمر عاشق هم باشید،
    و باهمدیگه به بهترین چیزها برسید،
    و همیشه دوستدار هم و خوشبخت زندگی کنید،
    هرچی آرزوی خوبه برا شما دونفر ،ان شاءالله

  86. « فائزه »
    « فائزه » گفته:

    سلام … اول تبریک بابت ازدواجتون . انشاءالله خوشبخت و عاقبت بخیر بشید هردوتون .
    تو کانال دیدم یه پست گذاشته بودین که یکی سوال پرسیده بود از ظاهر چادری یا مانتویی بودن دختر نمیشه خوب و بدشو تشخیص داد بعد جواب داده بودین خط قرمز باید حجاب باشه بعد شخصیتشو بررسی کنی . و گفتین برای شناخت شخصیت طرف مقابل اول باید خودتو بشناسی … چجوری خودمون بشناسیم ؟؟

    • داداش رضا
      داداش رضا گفته:

      سلام. با محاسبه نفس.یعنی با مشارطه …مراقبه… محاسبه…

      مشارطه یعنی قول میدی یه کاریو نکنی…

      مراقبه یعنی در طول روز مواظب باشی کج نری.

      محاسبه هم یعنی قبل خواب خودتو بسنجی…

      تو کتاب راز کنترل شهوت من کامل درمورد محاسبه نفس صحبت کردم…
      یادش بخیر.‌‌..
      سال ۹۳ و ۹۴ و ۹۵ هر شب محاسبه نفس داشتم.

      • ابتسام
        ابتسام گفته:

        سلام آبجی فائزه ، عزیزم واسه محاسبه و مشارطه یه برنامه تو بازار هست که کاملا این دو موضوع رو توضیح داده و بهت می گه هرروز چطور محاسبه ی نفس انجام بدی???

  87. زهره بانو
    زهره بانو گفته:

    سلام داداش رضا من چند سال که باهاتون آشنا هستم شاید باورتون نشه ولی زندگیم ۹۹% شبیه شماست بابام مث بابای شما از لحاظ عاطفی همیشه تحت فشار شدید بودم مشکلاتی که داشتم فراتر از نوشتن هست بابام همیشه مانع ازدواجم بود ۷-۸ سال خواستگار میومد همه چی هم خوب بود تازه بابام بعضی موقع ها با اون سخت گیریش قبول میکرد با خودم میگفتم دیگه همه چی تموم شد دیگه دارم از این خونه راحت میشم ولی باز نمیشد همش به خدا میگفتم چرا آخه نمیشه تو که خوب وضعیت من رو میدونی چرا میذاری دل ببندم بعد همه چی به هم میخوره ولی همین چند ماه قبل (آذر ماه پارسال) یک خواستگار که چندین سال بود به خانوادم میگفت ولی قبول نمیکردن باز پیشنهاد دادن به طرز عجیبی که شاید هیچ کس حتی خودم باورم نمیشه همه چی جلو رفت خیلی ها خواستن مانع بشن ولی وقتی خدا پشتت باشه هیچ کس نمیتونه مانع بشه همسرم هم زندگیشون مثل شما بوده تا ته ته خط رفته بودن اهل همه چی بوده همه چی رو برام تعریف کرده ولی یک اتفاق کل مسیر زندگیش رو عوض کرده خیلی ایشون هم سختی کشیده بعد از تغییرش ایشون هم تو پیاده روی اربعین از خدا همسر امام زمانی خواسته مثل من ما هم اول شعبان عقد کردیم چند روز بعدش هم عروسی من هم مثل شما اردیبهشتی هستم.راستی منم ۷۱ هستم.الان بیشتر ذکرم الحمدالله هست واقعا نمیدونم چه جوری باید از خدا تشکر کنم.روزی که ایمیلتون رو دیدم اشک تو چشام جمع شد.برام جالبه شباهت اتفاق های زندگیتون به من.
    در کنار همسر عزیزتون در پناه حق باشید.التماس دعای مخصوص هر وقت حرم رفتید.

    • Masomeh28
      Masomeh28 گفته:

      سلام زهره جان بهت تبریک میگم خیلی خوشحال شدم به کسی که دوستش داشتی رسیدی به قول داداش رضاهیچ اتفاقی اتفاقی نیست واقعا کارای خداازروی حکمته که درسته سختی کشیدی ولی هیچ وقت تنهات نذاشته عزیزم قربون خدابرم وقتی پیامت خوندم ازخوشحالی گریم گرفت دیگه نمیدونم چی بگم خدایاشکرت فقط برات آرزوی خوشبختی میکنم ان شاءالله زندگیتون امام زمانی باشه

  88. گمنام
    گمنام گفته:

    سلام و درود برشما داداش رضا و خانم گلتون

    من از صمیم قلبم بهتون تبریک میگم و برای شما ارزوی خوشبختی و سلامتی وبرکت و عشق وجاودانگی وپایداری و ثبات در زندگیتون میکنم الهی که هم توی این دنیا هم اون دنیا عاقبت بخیر و سعادتمند باشید❤❤❤❤

  89. Setareh
    Setareh گفته:

    با سلام
    بسیار خوشحال شدم و تبریک فراوان به شما و همسر محترمتون.در پناه خدا و امام زمان سلامت، موفق و عاقبت بخیر بشید. التماس دعای فراوان در حرم امام رضا علیه السلام برای همه بویژه جوانها و مجردها.

  90. امین
    امین گفته:

    سلام داداش رضا امیدوارم حالت همیشه خوب باشه و زندگیت همیشه روبه رشد باشه، ازدواجتو تبریک میگم انشالله که خوشبخت باشی با همسر محترمت و برای تو و همسرت آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم.
    من خیلی به تو مدیونم داداش، قبل از این که با تو آشنا بشم خیلی آدم ضعیف النفسی بودم ولی الان به لطف خدا و اسبابش یعنی تو خیلی اراده ام قوی تر شده من دو جلد از کتابای کنترل شهوتی رو که نوشتی کامل و با حوصله خوندم واقعا روم تاثیر گذاشته و الانم دارم جلد سومشو میخونم، واقعا دمت گرم داداش این لطف خدا بود که تو رو سر راه من قرار داد که بتونم با کمکت خودمو درست کنم و از منجلاب بکشم بیرون، خیلی چیزای دیگه هم ازت یاد گرفتم داداش، من همیشه برات دعا میکنم از شما هم میخوام که برای منم دعا کنید که بتونم با شرایط سخت زندگی کنار بیام و موفق بشم…..
    یا علی…

  91. مهدی
    مهدی گفته:

    سلام داداش رضا. انشالله مبارکت باشه. من قبلا با سایتت آشنا بودم ولی با روش شما شروع نکردم. انشالله از امروز با روش تو شروع می کنم.
    امیدوارم با عشقت خوشبخت شی، زندگیو داری که تموم ما آرزشو داریم.

  92. Zahra
    Zahra گفته:

    سلام بر زوج خوشبخت
    عشقتون همیشگی
    خیلی خوشحالم که به این درجه از خوشحالی و پیروزی رسیدید
    هم به شما هم به خانومتون تبریک میگم بابت اینکه همو دارین
    امیدوارم همون‌طور که گفتین بشه و فرزندان صالح و امام زمانی تربیت کنین
    ارزوم خوشبختی تونه
    شمام مارو دعا کنید توی حرم آقا
    که مام بال پروازمونو پیدا کنیم چون تنهایی بال زدن خیلی سخته
    میسپارمتون به خدا.

  93. Faezaeh
    Faezaeh گفته:

    سلام داداش رضا،نمیدونید چقد خوشحالم،برای خوشحالیتون،خوشحالم ک قلبتون پر از شادیه،ازدواجتون مایه ی خوشحالی،و امیدوارم خوشبخت بشید و زندگی شهدایی داشته باشید،خوندن این پیام تو زمانی ک تو اوج ناامیدیم برام لذت بخشه،ب قول خودتون گاهی اوقات بعضی حرفا،انگاری از زبون خداست،برام دعا کنین،ک بتونم از پس خودم و نفسم بربیام،بتونم زندگیمو سرو سامون بدم

  94. fatemeh._.e
    fatemeh._.e گفته:

    سلام داداش رضا و آبجی فاطمه عزیز:)
    الهی که سالیان سال زیر سایه امام زمان (عج) در کنار هم خوشبخت بشید
    که قطعا میشید چون دعای کلی جوون پشت سرتونه…
    و انشاالله که عاقبت هردوتون ختم به شهادت بشه….
    برای بقیه جوون ها هم دعا کنید…
    داداش رضا چقدر جالب که شروع زندگی شما با ولادت امام زمان و شهید ابراهیم هادی تو یک روز بوده….
    میگ تاحالا به این نکته توجه کردید که اکثر شهدا متولد اردیبهشت بودند؟

  95. a.ez
    a.ez گفته:

    سلام
    داداش رضا وآبجی فاطمه ی گل خوشبخت و عاقبت بخیر بشین در کنار هم
    ان شاءالله اونایی که هنوز سردرگم هستن مثل خودم راهشون رو هر چه سریعتر پیدا کنن.امین

  96. من معمار زندگیم هستم
    من معمار زندگیم هستم گفته:

    سلام داداش رضا
    برای شما و هسمرتان آرزوی موفقیت دارم.
    داداش چجوری می تونم تو سایت عضو شم هر چی سعی می کنم پیام میده که عضویت با خطا روبه رو شد.

  97. ندای امیدوار
    ندای امیدوار گفته:

    سلام داداش خوبید؟ من همونیم که همیشه نظرات غمگیث میذاشتم و کلا منفی بودم اما شما باعث شدین نظرم نسبت به زندگی عوض بشه و حسن ظنم به خدا زیاد بشه یاد گرفتم اینم منم که میتونم با تلاش پشتکارم سرنوشتم رو عوض کنم و هیچی از قبل نوشته نشده این شما بودین که سخت کوشی و تلاش و سحر خیزی و امید رو بهمون یاد دادین و گفتین که با خودم مهربون باشم تا بتونم قوی باشم و گام بردارم و خیلی چیزای دیگه داداش ممنونم به خاطر همه چی و از خدا بهترین ها رو آرزو میکنم ان شاء الله زیر نظر لطف خدا نظر کرده بشید و حرکتهای بزرگ واست ظهور امام زمان بزنبد بدونید ماها هم هممون کنار شما و فاطمه خانوم هستیم الان اینارو نوشتم فقط خواستم بابت همه آموزشهاتون و زحماتت تشکر کنم شما یه معلم خیلی خوب بودین برام داداش شما یکی از بهترین معلمای زندگی من هستین روزتون مبارک آقا معلم ان شاء الله عاقبت بخیر بشید دست مارو هم بگیرید و برامون دعا کنین.

  98. ریحانه زهرا
    ریحانه زهرا گفته:

    سلام برادر بزرگوار و پاک و مخلص ما تبریک میگم این وصلت مبارک رو . الهی به پای هم پیر بشید. راستش منم یه ده ماهی تقریبا میشه رفتم سر خونه و زندگیم می دونید شما خیلی در زندگیم تاثیر گذار بودید منم یه آقای فوق العاده خوب و مهربون قسمتم شده به قول شما همه اش لطف خدا بوده واقعیتش همسره منم همین حسی که شما به همسرتون دارید به من داره . من همشهریه شهید محترم حمید سیاهکلی مرادی هستم میشناسم این شهید بزرگوار رو ( کتاب یادت باشد شهید رو حتما بخونید). خیلی خیلی خوشحال شدم داماد شدید. الهی به پای همدیگه پیربشید و لحظات پر از شادی و خوشی و سعادت در کنار هم داشته باشید . من همیشه ایمان دارم خدا همیشه ما رو میبینه شما یه کاربزگی رو شروع کردید اونقدر بزرگ که فقط خدا می دونه اصلا می دونید چه کسایی رو به راه راست اوردید. خدا پاداش همین نیت پاکتون رو داد. برای من و همسرم رو خیلی حرم آقام دعا کنید. شما همیشه راست میگفتید پاکی و حس همیشه به یاد خدا بودن یه حس نابیه که اگه بهش برسی غیر ممکنه ازش جدا بشی ممنونم برادرم دغدغه پاکی ما رو داشتید. خدا فاطمه خانمتون رو حفظ کنه براتون.
    بازم آرزوی خوشبختی براتون دارم

  99. مراد
    مراد گفته:

    سلام.اقا رضا من از شما خیلی ممنونم.شما زندگی منو نجات دادید،شما منو از لجن درآوردین .شکر خدا نزدیک شش ماهی میشه که پاکم و این پاکی مو مدیون شما هستم.زندگی پر از شادی و نشاط و عشق برای شما و همسرتان آرزو مندم.شما هم برای ما دعا کن که سرانجام ما مثل خودت شه،به همون چیزی برسیم که تو رسیدی
    داداشمی.نوکرتم به مولا.
    یاعلی….

  100. الهه
    الهه گفته:

    ان شاالله عاقبتبخیربشید وهمیارهم تابهشت ارزوی موفقیت دارم براتون واینکه(………………………………………..
    ………………………………………..)توش کلی حرفه منم به تازگی عقدکردم وشدیدامحتاجم به دعاهستم دلم خیلی پرخیلی

  101. رها
    رها گفته:

    سلام داداش رضا این موفقیتت رو بهت تبریک میگم ایشالا خوشبخت بشید ، این خیلی خوبه بچه های دیگرو که باهاتن رو تنها نزاشتی امیدوارم به راهت ادامه بدی و باعث بشی بقیه زندگیشون رو عوض کنن

  102. P.gh
    P.gh گفته:

    سلام داداش رضا از وقتی خط فکریتون ولایی وشهدایی شده حرفاتون هم پخته تر شده چون بنظرم دین داری بدون ولایت مثل سرابه وهدفامون هم ناقصه…بهتون تبریک میگم خدا داره هدایتتون میکنه…ان شاءالله که این راه قشنگ رو با همسرتون با سرعت بیشتر طی کنید و عاقبت بخیر بشید…
    آبجی فاطمه اگه پیاممو دیدی لطفا واسه منم تو حرم دعا کن و اگه امکانش هست از برنامه هاتون واسه زندگی مهدوی که داداش رضا گفتن بیشتر بگید،بخصوص اینکه برنامتون واسه عروسی بدون گناه چیه…

  103. zbc
    zbc گفته:

    سلام داداش رضا خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم، امروز که فهمیدم ازدواج کردین خیلی خوشحال شدم و تصمیمم برای بهتر شدن بیشتر شد. خدایا داداش رضا و فاطمه خانم رو خوشبخت و عاقبت به خیر کن

  104. سینا
    سینا گفته:

    ایشالله خوشبخت بشین.اگه میشه واسم دعا کنین.۱۶ سالمه و تا به زمانش برسم راه زیادی در پیش دارم.از این زمان زیاد میترسم.دارم با تمام وجود درس می خونم ولی مملکتم.دعا کنین نفسم و شکست بدم

  105. التماس دعا
    التماس دعا گفته:

    سلام اقا رضا
    دعا کن منم تو جنگ با نفس خودم نبازم،ادم از خودش ببازه خیلی بده
    هرکی کامنتمو میخونه برام دعا کنه،یه صلوات برای براورده شدن حاجت همه ی جوونا و بچه های سایت و حاجت من درمونده خسته بفرستین،ممنون

  106. S A D R A
    S A D R A گفته:

    کلا یک نگرش جدید برام باز کردی
    امیدوارمممم بتررررکونی زندگیتو با انرژی مثبت خدا
    و در نهایت لذت و آرامش و اطمینان در کنار همسر بزرگوارت به خدا برسی
    برای من دعا کنید
    من دو ماه هست که چشامو خدا باز کرده نهاااایت شکر خدا میکنم
    من ۱۸ سال و ۶ ماه دارم به قبلش اصلااااا معنی موفقیت هام فرق میکرد واااای اصلا نمیدونم این صدرایی که الان اینجاست کیه !؟!؟
    من هشت سال خود ارضایی میکردم ولی پی دوست دختر نرفتم برام قبحش بود ولی در تلگرام با دخترا حرف میزدم (این بد بود)
    کلا ۲۰ بهمن پارسال رفتم توی صحن امام رضا نوشتم از خودم و تصمیم گرفتم خیلی از گناهامو ترک کنم
    بعدش چشام باز شد
    خیلیییی سخت بودا اولاش همش شک و تردید وای فقط حالم بد بود
    بعدش به سایت سید عباس منش هدایت شدم و بعدش که امروز به سایت شما
    اییییمان دارم که تنها راه رستگاری راه توحیده فقط
    چون من واقعا محتاج به خدام
    یعنی احتیاج به خدا رو من یک لزوم می بینم
    حتی کسی که میخواد به دنیا برسه و سودش خدا رو انتخاب کنه سریعتر و با لذت میرسه
    چه برسه هم دنیا و هم اخرت
    به به عجب خداااااییییی داریم
    عشقهههه عششششششششششششششششق عشق عشق
    میخوام فریاد بزنم از بس خوبه
    خداروشکر که سنم زیاد زیاد نیست و الان فهمیدم بنظرم خدا یک لطف ویژه به تمام کسانی میکنه که قدرت درک راه خودشو بهشون میده
    بنظرم باید انسان از متمرکز بر داشته هاش باشه و شکرگزار حقیقی خداوند و اونجاست خدا نعمتشو بیشتر میکنه
    و همچنین آروم باشه و کم سخن و اهل تفکر و قرآن رو با تدبر بخونه ظوری که قلبش گشاده بشه
    اخ چی بگم
    خیلی خدا خوبه
    عاشق سکوتشم
    عاشق الهاماتشم
    خخخخخخ جالبه شیطان اخرین زوراشو میاد میزنه طوری که از مقدس ترین چیز ها احساسم رو بد میکنه عجب نامردیه :\
    ان شاا الله اسلام (یکتا پرستی) رو در جهان گسترش میدهیم تا همه از زندگیشون لذت ببرن
    یاااااااااا فاطمه الزهرا
    مادر مهربان جهانیان

  107. زینب
    زینب گفته:

    سلام. وای داداش مبارکت باشه ان شاء الله به پای همدیگه پیر بشین. خوشبخت بشین. خیلی خوشحال شدم بخدا. ان شاء الله ب همه ارزوهاتون برسین. داداش رفتی حرم حتما حتما حتما برای ما هم دعا کن. به خانومتم بگو خیلی دعاکنه واسمون. خدا حفظتون کنه. ان شاء الله شهید بشین هر دوتون?

  108. 133
    133 گفته:

    سلام داداش رضا
    خدا قوت.
    میشه خواهش کنم برای کنترل خشم و عصبانیت هم یه راهکاری معرفی کنید ؟
    ممنون میشم. حرم میرید التماس دعا دارم . مخصوصا از همسر محترمتون.

  109. داداش رضا
    داداش رضا گفته:

    سلام. یه تجربه از دوران متاهلی.
    هیچوقت زن و شوهر که تو خونه براشون مشکلی پیش میاد نباید مشکلاتشونو به پدر مادراشون بگن…
    اینجوری ممکنه بعدا مشکل زن و شوهر حل بشه ولی خونواده ها دل چرکین بشن و اذیت کنن…
    زن و شوهر لباس همدیگه هستن…باید مواظب این قضیه بود …
    چون ذهنیت میسازه و وقتی ذهنیت میسازی مامانت اگه شوهرت فرشته هم باشه دیو میبینیش…
    حتی خانم نباید درامد شوهرشو بگه …فقط بگه هی انقد هست که بتونیم یه زندگی معمولی بگذرونیم خداروشکر…
    درضمن بهتر ارتباط با هردوخانواده متعادل باشه…اگه زیاد بری خونه همسرت هم سرشوخی بازمیشه و … نگم برات…
    پیش زنت از خوبی های مامانت بگو و پیش مامانت از خوبیای زنت…جلو ابجیات و دومادات از مسائل خصوصیت حرف نزن..‌.کلا خبر نبر و خبر نیار و تعریف کن و بدی خونواده خودتو نگو …
    اینا همه رو سرنوشت رابطه تاثیر میذاره…وگرنه گند میزنی به رابطه…
    تا میتونی بگو : مامان ؟ خانومم خیلی دوست داره … همش میگه مادر شوهرم عالیه ❤️
    شوخی زن دوم هرگز نکن… یا اسم طلاق رو به خنده نیار…شوخیشم نباید باشه …شوخی ها مسخره کردن هم نباشه…
    گوشیتو رمز نذار.همسرت هر موقع دوست داشت میتونه گوشیتو ببینه و چک کنه…
    تو زندگی همه چی باید رو باشه.طلا که پاکه ، چه منتش به خاکه …
    وقتی پاک و درستکار باشی نیازی به این پنهون کاریا نیست…
    همین..
    از خدا هم میخوام کمکم کنه و دستمو بگیره تا حق همسر رو ادا کنم و من و فاطمه با هم زوج دنیایی و بعد زوج بهشتی هم باشیم.خدایا به زندگیمون برکت بده و کمکم کن همسر نمونه ای باشم و نذارم از دستم دلخور و ناراحت باشه و همیشه باعث سرافرازیش باشم.دوست دارم بهم افتخار کنه و جلو بقیه وقتی اسمم اومد سرشو بالا بگیره…تموم تلاشمو میکنم این اتفاق بیوفته و بخاطر همین هر چیزی که بخواد ذره ای فکرمو از سمت فاطمه دور کنه حذف میکنم.خدایا گذشته هر چیزی بود بر من ببخش و کمکم کن به لطف و کرم و مهربونی تو هم من و هم فاطمه و هم تمومی کسایی که تو کانال وسایتمون هستن جمیعا عاقبت به خیر بشیم…خدایا ممنون که ستارالعیوبی…خدایا ممنون که به بنده هات فرصت میدی.

    این دو و سه ماه آینده رو باید تلاش کنیم و خودمونو اماده کنیم…من دارم این کارو میکنم…اسمشو گذاشتم آغاز پوست اندازی..‌یعنی تغییر وضعیت از مجردی به متاهلی…باید عمل کنیم.چون از عمل کار برآید…عمل میکنیم …میدونی چرا ؟چون عاقبت به خیریمون در گرو عمل کردنه…
    پیش به سوی عاقبت به خیری و ساختن دنیا و آخرتمون 🙂
    واقعا خدارو شکر…
    انگاری من رفتم پیش خدا یه خانوم همونجوری که خودم میخواستم سفارش دادم و بعد خدا وقتی ساختش بهم گفت :
    رضا بیا…اینم خانومی که میخواستی…
    یعنی واقعا مخم هنگه هنگه.آخه مگه میشه یه شخصی انقدر باهات تفاهم داشته باشه …
    خیلی عجیبه ولی همه چیش همونی هستش که خودم میخوام.
    اگه با هر کسی جز فاطمه ازدواج میکردم خیلیییییی بهم توهین میشد.
    واقعا نمیدونم چجوری بگم خدایا شکرت.نه تنها خودم و خودش…بلکه خونواده هامونم با هم تفاهم دارن.
    تو مجلس خواستگاری یه جوری بگو بخند میکردن انگاری صد ساله همو میشناسن?❤️
    واقعا راست میگن از دامن زن مرد به معراج میره…
    یه مرد دانا اگه زن داغون بگیره اون مرد نادان میشه…یه مرد نادان اگه زن خوب بگیره اون مرد بعد چند ماه دانا میشه

  110. عادله
    عادله گفته:

    سلام تبریک میگم…. درست سال ۹۳ و ۹۴ بود که تو اوج مشکلاتم با سایتت آشنا شدم خیلی کمکم کرد… یه مدت طولانی بود سر نزده بودم… خوش حالم که همشهری ما شدید و مشهد رو دوست دارید.خوشبخت بمونید در کنار همسر عزیزتون.

  111. آرام
    آرام گفته:

    سلام…
    یکی میگفت حضرت ابراهیم وقتی خواست سر اسماعیلشُ ببره طبیعتا ناراحت بود چون اسماعیل بچه اش بود پاره ی تنش بود….ولی بخاطر خدا رفت که این کارو بکنه….من امشب سر اسماعیلمو بریدم…روحم درد میکنه ولی بخاطر خدا گذشتم از چیزی که راضی نبود… احساس میکنم قلبم تیکه تیکه شده ولی فقط بخاطر خدا رد شدم از چیزی که خدا دوست نداشت و من دوست داشتم…دعام کنید لطفا….آبجی فاطمه اگه پیاممو دیدی منو ویژه تو حرم امام رضا دعا کن که کم نیارم….

      • H
        H گفته:

        سلام اجی فاطمه
        انقدددر خوشحال شدم که اومدی توی سایت بلافاصله تا پیامتونو دیدم زدم زیر گریه?ان شاءالله همگی عاقبت بخیر شیم❤

        • نجمه
          نجمه گفته:

          سلام داداش رضا و آبجی فاطمه خیلی خوشحالم براتون خیلی…راستی من چند روزی هست مشهدم دیروز دنبال محل دفن شیخ نخودکی بودم که فیلم توی کانالتون رو دیدم واقعا ممنون دیگه بدون سوال از خادما رفتم سراغش.دوست دارم با فاطمه جان دوست واقعی بشم من مشهدم تا چهارشنبه مهمان امام رضام میخوام یسری حرفای دخترونه با هم بزنیم منم متاهلم خداروشکر…صبح ها تا اذان ظهر میام حرم خودم تنها چون اقامون کلاس داره…اگه امکانش هست دوست دارم ابجی فاطمه رو از نزدیک ببینم و با هم دوست بشیم ….. خیلی دوست دارم ببینمتون آبجی فاطمه از ته قلبم دوست دارم باهاتون هم صحبت بشم…اگر امکانش هست برام پیام بذارید که هماهنگ کنیم.اگرم نه که باز هیچ اشکالی نداره…امیدوارم هر دوتون زیر سایه ی امام زمان باشین…حال خوب و آرامش توی زندگی و عشق امام حسینی رو از خدا براتون میخوام????

        • یاس
          یاس گفته:

          سلام فاطمه جون میشه لطفا سریع تر سفیر حجاب بشین:)))
          من محجب نیستم ولی بی حجابم نیستم هرچی میخوام محجبه بشم نمیشه اصلا انگار لازم نمیبینم حجاب کاملو:/

  112. ehsan
    ehsan گفته:

    سلام خدمت داداش رضا عزیز و همسر محترمشان
    رضا جان من تصمیم خودمو گرفتم و از نیمه شعبان تولد امام زمان (عج) تصمیم گرفتم بنده پاک و خالص خدا بشم گناهامو کم کردم که مانع ظهور حضرت صاحب زمان نشم ، چشامو تو خیابون کنترل میکنم دلم نمیاد رفاقتم با امام زمان با یه نگاه سطحی و بیخود بهم بخوره هر دختری رو که نگاه نمیکنم تو دلم به امام زمان میگم آقا تو زیباتری تو تو دل برو تری دیگه کم کم دارم عادت میکنم به نگاه نکردن به نامحرم …کل نمازهام سر وقت شده ، مهربون شدم ، سعی میکنم هر پنج شنبه یا جمعه برم باشگاه ، اما باشگاه من یه نوعی فرق داره
    خواستم برم باشگاه بدنسازی اما منصرف شدم هر هفته میرم باشگاه انسان سازی ( منظورم دیدار اموات و گذشتگان ) دارم تغییرات در خودمو شروع میکنم شاید سنم زیاد شده باشه برای خودسازی یکم دیره اما من تا ۳۰ سالگی میخوام به همه چی برسم یه زمانی ترک گناه شده بود برام آرزو هِی زمین میخوردم اما پامیشدم انقدر اینجا پیام منفی دادم که حد نداره رضا همیشه هم از شما شاکی بودم غُرغُر میکردم …حالا همه چی فرق کرده یه انسان کامل دارم میشم میخوام نماز شب رو به امید خدا شروع کنم چون خیلی برکات داره که حد نداره
    حتی خدا ثواب این نماز رو پنهان کرده خلاصه که داداش رضا عزیز و دوست داشتنی و تو دِلی خیلی دارم پیشرفت میکنم از نظر ایمان امشب داشتم فیلم صحن انقلاب رو که گذاشتی تو کانال رو میدیدم هوای دلم ابری شد دلم برای امام رعوفم تنگ شده بود رضا جان دمت گرم داداش لذت بردم از اینکه هم محله امام رضا شدی خوش به سعادت شما داداش راست میگی امام رضا برای همه هستش مخصوصا گناهکارا بیشتر
    رضا از شما خواهشی دارم برای من بنده سراپا تقصیر دعا کن هر وقت رفتین زیارت منم دعا کنید دوست دارم همسر محجبه و امام زمانی نصیبم بشه رضا دعا کن بتونم موفق بشم تو مسیر زندگیم من آخر زندگیم به شهادت ختم میشه رضا
    تو مراسم وداع شهید مجید قربانخانی رفتم و به مجید گفتم داداش مجید منم مثل خودت شهید کن
    خیلی حرفا دارم از تحولاتم اما یه مقدار هم بمونه برای دلم ..انشالله همیشه شاهد موفقیت هاتون بشم خوشبخت و عاقبت بخیر بشین داداش رضا و آبجی فاطمه
    ارادتمند شما احسان ????????

  113. Kami
    Kami گفته:

    سلام.
    هم غافلگیر شدم هم خیلی برات خوشحال شدم
    با این توصیفات فقط میگم ماشاءالله هزار ماشاءالله
    از ته قلبم از صمیم قلبم واقعا براتون شادی و خوشبختی و توفیق روز افزون میخوام
    انشا الله پا در رکاب حضرت مولا ولیعصر (عج) باشی
    الهی آمین

  114. اعتمادی
    اعتمادی گفته:

    سلام بهتون تبریک میگم .ان شاءالله بحق امام رضا خوشبخت باشید و با همسرت پله های رشد رو طی کنید وبه خدا برسید.ویادتون باشه که هر مشکلی سر راهتون قرار گرفت با آرامش حل وفصلش کنید وبدونید خدا تو مسیر رشد بنده هاش مشکلات قرار میده تا بنده هاش رشد کنن.پس هر لحظه خداروشکر کنید وبا توکل بخدا جلو برید خدا بنده هاشو دوست داره و تنهاشون نمیزاره.ان شاءالله سربازان امام زمان باشید و در راه خودسازی.و خداوند فرزندان سالم وصالح بشما عطا کنه.

  115. محیا
    محیا گفته:

    سلام داداش رضا خیلی واسه ازدواجتون خوشحالم لیاقت تو همچین ازدواج و همسریه انشالله خوشبخت باشین وبه هرچی میخاین کنار هم برسید وبهترین دعا بنظرم درحقتون از جانب من عاقبت بخیریتونه . واسه منم دعاکنید خیلی تا ازاین حالت خنثی دربیام .ممنون

  116. فرشاد
    فرشاد گفته:

    سلام داداش رضا
    امروز بهت غبطه خودم و یجورایی حسادت??
    ولی بعدش سر نماز هم برا خودت هم برا خانومت دعا کردم ?
    ان‌شاء‌الله هرجا هستید سلامت باشید و خدا حفظتون کنه ❤
    داداش تو ک دلت صاف برا ماهم دعا کن زودتر سروسامون بگیریم و عاقبت بخیر بشیم
    مطمئنم اگه برا هم دعا کنیم
    زودتر عاقبت بخیر میشیم و خدا ی نگاه ویژه ای بهمون میکنه ?
    پس رفتی حرم مارو از یاد نبری داداش
    ما اول راهی هستیم که تو ۵ سال پیش شروع کردی
    خیلی به دعا نیاز داریم ☺❤

  117. شبنم
    شبنم گفته:

    داداشی چشم بد از زندگیتون ب دور باشه.خیلی خوشحال شدم وقتی از باهم بودنتون فیلم گذاشتی.از خوشحالیتون..
    ایشالا لبتون همیشه خندون و هرچی شادی نصیب شما و فاطمه جان شه..

    • ??
      ?? گفته:

      سلام اقا و داداش یا هرچی بهت میگن .
      ساعت یک شبه و اتفاقی سایتتو دیدم اولش اصلا نمیخواستم بهت پیام بدم ولی دیدم اتفاقی برات افتاده که شبیه زندگی منه میخواستم بهت شخصی پیام بدم چون حرفام ممکنه برای خیلیا که تو این سایتن و امید دارن دلسرد کننده باشه ولی متوجه نشدم چطوری میشه شخصی پیام دادخودت ببین قبلش و اگه دیدی دلسرد کنندس تاییدش نکن .میخواستم بهت بگم همه این امید دادنا که ادم راهو پیدا میکنه الکیه بعضیا مثل من اخر اخر چاه هستن.اطمینان دارم همه بچه هایی که اینجان حداقل یک نفرو داشتن که یک ذره رگه های مذهبی داشته و پشتشون بوده من تو این دنیا از وقتی چشم باز کردم اطرافم ادمایی بودن که اگر از مقدار بی دینیشون بگم هیچ کس باورش نمیشه و قویم تو راهشون هستن .میگی انگار جای پدرت خدا داشت حرف میزد وقتی رفتی خواستگاری یک دختر مذهبی ولی وقتی من داشتم عوض میشدم و میخواستم برم خواستگاری یک دختر مذهبی اعضای خانوادم مهمونی گرفتن نشستن پوکر بازی کردن و مشروب خوردن و…..و گفتن فیلمه این کارامون بفرست برای دختره تا بدونه تو چی هستی از کجا میای .خلاصه میخواستم بهت بگم این خداهه جای بابای من حرف نزد و کسایی که شما میگین دست گیرن و بداد ادم میرسن وقتی توسل کنی ،نگاه من نکردن .منم بعد از بهم خوردن اون مراسم طوری برگشتم مثل خانوادم شدم که جلوم کم اوردن .بذار رک بهت بگم الان هرشب مشروب میخورم و مخدری مصرف میکنم به اسم کوکایین که صد ها نفر از ادما مشهور دنیا چون نتونستن ترکش کنن خودکشی کردن.شاید بگی خب چرا اینجا پیام دادی و فاز منفی برو پی زندگیت تو که نمیخوای عوض بشی جوابم اینه که دو ساله این حرفا تو گلوم مونده بود و کسیو نداشتم بهش بگم یک جا باید میگفتم خالی میشدم .واقعا هم نمیدونم اینطوری رک متن نوشتم هنجارا سایتتو شکستم یانه بازم میگم ترجیحم اینه کسی این متنمو نبینه .ببخشید وقتتو گرفتم.

      • آرام
        آرام گفته:

        سلام….پیامتون رو اتفاقی دیدم….دلم نیومد هیچی نگم و رد بشم…وقتی شما مسیر درست رو انتخاب کنید خیلی با ارزشه بخاطر شرایطی که دارید…من زیاد حرف نمیزنم فقط ازتون میخوام برید زندگی نامه ی شهید ادواردو آنیلی رو بخونید و کلیپ هاشو ببینید…شاید شما یکی از جنس ایشون باشید….به قول داداش رضا هیچ اتفاقی اتفاقی نیست…حتما و قطعا خداوند چیزی در شما دیده و میخواد که شما هدایت بشید?

      • حیات?
        حیات? گفته:

        جواب مشکلاتتو تو همین جملات کلیدی داداش رضا میتونی پیدا کنی…
        اولا خدا به اندازه باورت باهاته…
        دوما ضعیف بودی ک نتونستی تحمل کنی، وقتی چیزی ک باتموم وجود براش میجنگی جور نمیشه حکمتی داره…
        فک کردی خونواده بقیه بچه‌های سایت همگی اِند مذهبی بودنن؟! نه آقا،اما همه دارن تلاش میکنن ک زندگیشونو بسازن چون خودشون فهمیدن ک ته این دنیایی بودن هیچی نیس وگرنه دنبال سایت داداش‌رضا نمیگشتن… وگرنه خدا این سایتو نشونش نمیداد و میذاشت غرق شن، مثلا یکی مث خودم. اگه یه شب اتفاقی پیدا نکرده بودم اینجا رو مطمئنم الان داغووووون بودم…
        قبول وجود کسی ک رگه‌های مذهبی داره خیلی کمک میکنه من خودم داشتم اینو تو زندگیم اما آخرشم فقط خودتی و خدات…
        اون مذهبیه از یه جا به بعد دیگه نیست و تو اگه نری دنبال ساختن عقایدت و بخاطر اون این شکلی شده باشی خیلی بدتر زمین میخوری…
        هم من
        هم داداش رضا
        و هم بقیه بچه‌های سایت براحتی میتونیم از مسیرمون برگردیم اما مقاومت میکنیم هرچقدرم سخت باشه چون غم و درد اون مسیرو چشیدیم…
        چون هممون میدونیم تهش هیچی نیس…
        چون خودمونو دوس داریم…
        مطمئنا توهم خودتو دوس داری ک میای باغم این حرفارو میزنی…
        شاید الان خیلی سخت و طاقت فرسا باشه برات اما میتونی برگردی…
        بقول داداش خراب کردن رو همه بلدن…
        اگه میتونی درستش کن…

      • Mahdi Vosough
        Mahdi Vosough گفته:

        سلام…
        ببینید…
        من شرایط شما رو توش نبودم و نمیدونم که مشروب و مواد چه حسی داره…
        ولی حس اعتیاد رو میدونم چیه…میدونم وقتی به چیزی اعتیاد پیدا کنی و عادت بشه روح و روان و جسمتو به هم میریزه…
        جنس اعتیاد من با اعتیاد شما یکم فرق داره…
        این حس ناامیدیو میدونم چیه چون درکش کردم…بخوای تغییر کنی ولی اطرافیانت روز به روز بدتر میشن…واقعا این حس تنهایی خیلی بده…
        حتی شده بعضی وقت ها فکر کنم که خدا کمکم نمیکنه و اهل بیت و خدا ازم ناراحتن و دیگه تغییر نمیکنن…
        ولی وقتی که واقعا خواستم تغییر کنم فهمیدم که این فکرم یه مانع ذهنی بیشتر نبود…
        چیزی که من تجربه کردم و همینطور خیلی های دیگه اینه که خدا بینهایت مهربونه و اهل بیت هم عاشقمونن و اگه ازشون بخوای کمکت میکنن…
        خدا خیلی ها رو نجات داده از چه گناه هایی…
        گاهی اوقات یه سری داستان هایی میشنوی که آدم هنگ میکنه طرف چه طور تغییر کرده…
        دوست عزیز…
        میدونم شرایطت سخته و حالت داره بهم میخوره…
        اینو بدون که خدا عاشقته که آوردتت اینجا…حتما یه چیزی رو در تو دیده که هدایتت کرده به این سایت..
        هیچ اتفاقی اتفاقی نیست…
        هیچ وقت از رحمت خدا ناامید نشو…
        وقتی که توبه میکنی و برمیگردی شاید روبروت ابرای سیاه زیادی ببینی ولی اینو بدون که باید حرکت کنی…باید پرواز کنی و یه سری سختی ها رو تحمل کنی و بها بدی تا شرایطت عوض میشی..
        اینو بدون که باور قلبی منه…همه ماها اشرف مخلوقاتیم و لایق بهترینها…همه ماها دنبال آرامشیم و لذت و خوشبختی..همه اینها در دستان خداست…
        از خدا بخواه کمکت میکنه…
        مطمئن باش…
        فقط تلاش کن و برو جلو باقیشو بسپار به خدا…اگه خدا دوست نداشت که الان اینجا نبودی…شاید مشغول کار دیگه بودی!!!!
        تو حتما موفق میشی و میتونی این شرایطت رو عوض کنی…
        این شرایطت باید بشه انگیزه…از الان به بعد به خودت قول بده که طوری زندگی کنی که مثل گذشتت نباشی…شرایطتو تغییر بده…
        اگه از اطرافیانت خسته شدی…از خونه فرار کن…
        آدم توی جنگل زندگی کنه خیلی بهتره که توی همچین فضاهایی که پر از گناهه زندگی کنه…
        از امام حسین بخواه که کمکت کنه…معجزه میکنه…
        روضه امام حسین گوش بده…
        اشک بریز…تموم گناهات پاک میشه…
        من خودم تجربه کردم…
        وقتی گریه میکنی انگاری از درون سبک میشی و حال دلت خیلی خوبه…هر شب گوش بده روضه…
        میتونی از سایت استاد پناهیان دانلود کنی…
        Panahian.ir
        خلاصه اینکه بهترین نسخه خودت باش و سعی کن که بوی گل بدی تا پروانه سمتت بیاد…
        موفق باشی
        یا علی…

      • نازنین زهرا
        نازنین زهرا گفته:

        سلام
        خداروشکر که ازدواجتون جور نشد وگرنه دختر مردمو بدبخت میکردین کسی که با این جور مشکلا کم میاره وخودش خودشو زجر میده چجوری میخواد تکیه گاه یه نفر دیگه شه فکر کردین با ازدواج همه چیز گل و بلبل میشه و هیچ مشکلی نیست
        دارید به خودتون ظلم میکنید فکر کردین تمام کسایی که موفق شدن و رشد کردن همشون تو شرایط ایده ال و با کسایی بودن که اعتقادات و
        رویاهاشونو باور داشتن نه برادر من مطمئنم همه ی ادم های دنیا حداقل یه نفر تو زندگیشون هست که اعتقاداتشونو باور نداره و اونارو به سخره میگیره
        ببین توی هر چالشی یه فرصتی هست یه فرصتی که همون باعث موفقیت و رشد تو میشه بگرد و پیداش کن مطمئن باش واسه هر مشکلی یه راه حلی هست خدا الکی چیز سر. راه ما قرار نمیده شاید همین شرایط که شما توش هستین باعث رشد شما شه شاید اینو الان نفهمید اما در اینده وقتی نقطه های زندگیتونو بهم وصل کنید میفهمید که اتفاقا همین شرایط مناسب شما بوده چرا از مشکلات فرار میکنید شما کلان صورت مسئله رو پاک کردین به جای اینکه دنبال راه حل باشین فکر کردی الکی همین جوری خدا کمکت میکنه و همه چیز جور میشه فکر کردی این داداش رضایی که الان به خواسته هاش رسیده و ارامش داره همین جوری شانسی این اتفاقا براش افتاده نه خیر برای لحظه به لحظه امروزش بارها بارها تلاش کرده خورده زمین اما درس گرفته بلند شده
        هیچ وقت نگو اخر چاه یا اخر خطم تا وقتی که نفس میکشی وقت داری تا همه چیزو تغییر بدی
        ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم
        خداوندسرنوشت هیچ قومی تغییر نمیده تا انکه انان حال خودرا تغییر دهند
        امیدوارم با خوندن پیامم ناراحت نشی چون من ادم. رکیم ترجیح میدم با حرفام ناراحت شی اما به خودت بیای
        انشاالله که به خودت بیای
        یا علی

      • S A D R A
        S A D R A گفته:

        سلام داداش من
        اولا هیچ اتفاقی اتفاقی نیست
        اینکه اومدی این سایت خدا نهایت عشقشو به تو ثابت کرده (باید درکش کنی با وجودت)
        من ۱۸ سالمه خب؟
        ولی یک نشانه هایی در آرامشم از خداوند دیدم که امیدمو به ایمان تبدیل کرده
        من هر روز ایمانمو میشکونم تا ایمان قوی تری درست کنم اپدیت باید بشه
        این متن شما هم باعث شد ایمانم قوی تر بشه خوبه که رک حرف زدی خود واقعیتو گفتی و پذیرفتی که کار اشتباهی داری میکنی
        خب براااار ( لفظ مشهدیه) با خودت میخوای جنگ کنی ؟ حداقل با خودت خوب باش مخدراتو بذار کنار
        شیطان میدونی خوشحاله که ذهنتو خراب کنه و احساستو بد کنه؟ وقتی احساست بده فقط میتونی گناه کنی ولی احساست خوب باشه فکر گناه هم تو سرت نمیاد باور کن خودت تجربشو داری
        من میگم اگه بتونی تلاش کنی اووووول روی خودسازی یعنی بیای صفاتی که دوست داری در زندگیت ایجاد بشه رو بنویسی و از خدا بخوای با تمام وجودت
        و بعدش که خودتو ساختی خدا راهشو نشونت میده و راه خدا قلبتو آروم میکنه (نه مثه ودکا ومخدر که موقتیه) ما آرامش دائمی میخوایم حقیقی میخوایم
        بعدش مطمئن باش که خدا برات یک همسر خوب انتخاب میکنه و عشق پاکشو تو قلبت میذاره( نمیگم همسر مذهبی چون ممکنه ادم خوبی نباشه و مذهبی نما باشه منظورم اینه یک همسر با وقار و یکدل باهات و محجبه ) شاید اون دختر مذهبی که ازش رد شدی براش شما خوب نبوده پس چرا خراب کردی همه چیو؟ به جاش باید با اتش عشق بیشتر به خدا رو میکردی الان دیر نیست پاشو فقط زمان مرگ دیره
        چرا من بیام برات بنویسم؟ چون خدا میخواد پاشی
        خودتو نجات بده اون وقت دستای خدارو در محیط اطرافت حس میکنی
        و از وجودت بخواه خانوادت اصلاح شن یااااا از اونجا هجرت کن به خونه دیگه هرچند کوچک چون آرامشت و خودسازیت مهمه خدای بزررررگ شادت کنه یا علی مدد

      • ابتسام
        ابتسام گفته:

        سلام، خوبید آقای؟؟
        پسر تو با وجود مشروب خوردن و مخدر مصرف کردن بازم پسر خوبی هستی ، اگه نبودی که بدون اینکه برات سخته مثل بقیه ی اعضای خانوادت می شدی ولی تو راه را بلدی نبودی و ناامیدی که شدی مثل اونا و الا تو درونت اصلا به فرهنگ وشرایط خانوادت و اخلاقشون راضی نیست، پسر خوبی بودی که رفتی دنبال یه دختر مذهبی،تو دقیقا رفتی دنبال دختری که درونت دوست داشت، یعنی یکی مثل شخصیت درونی خودت، به خدا تو یک پسر عالی هستی ولی فقط کسی رو نداری راه از چاه رو بهت نشون بده، ببین برادر من ، تو عالی هستی ولی این سخصیت عالیت زیر این شرایطی که توش به دنیا اومدی گم شده ، ولی نابود نشده و هنوز هست، پسر خوب اعتیاد هم یک بیماریه ،جرم که نیس، شما اولش برو پیش یک دختر متخصص خوب و یا یک کمپ خوب که بتونی اعتیادت رو ترک کنی، جون اعتیاد نمی زاره آدم فکرش درست کار کنه، بعدبیا زندگیتو بساز پسر، کاری هم نداشته باش دیگران جی می گن، ببین تو اول پاک شو بعدش بیا از خانوادت دور شو و فرهنگ و زندگیه خودتو بساز این حقته،مگه پیامبر ما وقتی فامیل و اطرافیانش شرایط رو در مکه براش سخت کرده بودن، نرفت به ندینه هجرت کرد، تو همین کار انجام بده، بعدش برو دنبال یه دختر خوب و محجبه و با حیا، ببین پسر خوب نگو نمی شه، می شه الان دخترا دنبال گذشته ی هیچ پسری نیستن و این رو خود داداش رضا ثابت کرد، بببن دخترا دنبال اینن از وقتی که اومدی خواستگاری به بعد چند مرده حلاجن، اعتناد به نفس و عزت نفست رو دوبار بدست بگیر، راستی داداش رضا هم یه کتابی داره به نام بهترین نسخه ی خودت باس،که کمکت می کنه عزت نفست رو تقویت کنی، خواهش می کنم این کارات رو ادامه نده بیا سمت خدا???

      • فرزند ادم
        فرزند ادم گفته:

        سلام . بهم خوردن خواستگاری شما یه امتحان بود از جانب خدا . درسته بهم خورد ولی مطمئن باشه یه نقطه ضعف داشتی خدا میخواست قویت کنه

        خدا خالق ما میدونه چی برامون خوبه یا بد
        سختی ها ادم رو میسازن به اندازه ظرفیتت امتحان میشی نه بیشتر همین که با سایت داداش رضا اشنا شی خودش یه قدمه .یبار برگشتی خوب شدی بازم یا علی بگو و برگرد خد منتظرته …

      • zahra
        zahra گفته:

        سلام
        همیشه قرار نیست همه چیز اونجور که ما می‌خوایم پیش بره
        همه ماها ک اینجاهستم مشکلات خاص خودمونو داریم
        شاید شما بگی خوشبحال اونا ک تو خانواده مذهبی ان
        ولی بدون یکی از این مذهبیام ک لغزیده میگه خوشبحال تو
        حداقل تو از اول توی شرایط بد بودی و زبونت درازه ولی ماها چی ماها همیشه به خودمون فش میدیدم تو ک همه چیت خوب بود اطرافت خوبی بود تو چرا کج رفتی

      • ...
        ... گفته:

        سلام کمی دیره برای جواب دادن
        ولی
        اینکه با به هم خوردن یه خواستگاری اینطوری همه چیو به هم زدی یعنی به خودت باختی.
        یعنی همینقدر توان داشتی؟
        مگه مهمه کسی چی میگه و چیکار میکنه وقتی تو دلت و دادی به خدا و تو مسیرش حرکت میکنی!!!
        بهتر نبود یکم بیشتر تلاش میکردی؟
        شرایطی که الان توشی خوبه؟
        مگه الان راضی ازش؟
        نه نیستی
        کاری که کردی شبیه لجبازیه
        ولی بدون فقط با خودت لج کردی
        ن خونوادت چیزیش شده
        نه دورو بریات
        راه تو کج شده
        قطعا توانت بیشتر از اینه
        قطعا تو شرایط خوب رو ترجیح میدی
        براش تلاش کن
        اینقدر راحت ولش نکن
        🙂

      • س...
        س... گفته:

        سلام
        خدا میخواسته امتحانت کنه که چقد ثابت قدمی. این که با یه نه شنیدن این قدر تغییر رویه دادی یعنی هنوز باور نداشتی به چیزی که فکر میکردی و میخواستی.ممکن بود اون دختر بله رو بگه و بعد با ی مشکل تو زندگیت دوباره همینطوری وا میدادی.اون موقع تون دختر چه گناهی داشت.شاید خدا میخواسته که تو خودت رو اصولی و ریشه ای قوی کنی بعد یه چیز بهتر بهت بده . پس به جای غصه خوردن نقطه ضعف رو تبدیل کن ب نقطه قوتت و خودت رو به خدا اثبات کن اون موقع میبینی که یکی بهتر از اون میاد تو زندگیت

      • عمیدرضا
        عمیدرضا گفته:

        رفتار خانوادت اینطوریه به تو چ اخه مگه هرکی خودشو انداخت تو چاه تو هم باید اینکارو کنی؟با اینکه نقطه ضعف بنظر میاد ولی میتونه سکوی پرتابت باشه و از دیدن رفتاراشون انگیزه بگیری و تغییر کنی…مطمئنا هنوز خدا رو درست نشناختی ک اینطوری گفتی
        وگرنه یک قدم بردار کیلومترهاااا راه رو برات هموار میکنه

  118. hanye
    hanye گفته:

    داداش مهربونم خیلی خوش حال شدم خبر ازدواجتو شنیدم الهی که همیشه کنار هم شاد باشین و لباتون بخنده .با تموم وجودم براتون ارزوی خوش بختی و عاقبت به خیری دارم

  119. داداش رضا
    داداش رضا گفته:

    سلام.
    بذار منم نظر بذارم
    آقا …
    من هنوز تو کف بابامم.
    این آدم چجوری قلبش نرم شد آخه.
    یعنی من مخم هنگه هنگه خدا شاهده.
    خخخ میگه پسرم ماشین رو بگیر برو روغنشو عوض کن بعدش برو مشهد پیش خانومت ?
    بابام کلا مخالف مشهد رفتن و ازدواجم تو مشهد بود…اما الان کلا با پدر خانومم رفیق جون جونی شده ??
    همش میگه هر جا میرم جلو چشامه?
    اصلا باورم نمیشه . شاید از نگاه شما این چیزا خیلی طبیعی باشه.ولی واسه من عجیبه.اصلا ندیده بودم این چیزارو …
    خلاصه وقتی تصمیم گرفتی با توکل به خدا حرکت کن…بعدش خدا قلب این و اونو نرم میکنه واست …اصلا نگران آدما نباش…
    آدما عروسک های خدان.
    قلب آدما تو مشت خداست ?❤️
    در کل خیلی خوشحالم که همه چی درست و اصولی پیش میره.بازم مسیر مونده…مطمئنم خدا کمکم میکنه????

      • التماس دعا
        التماس دعا گفته:

        سلام اقا رضا
        نمیدونستم از کجااین باید برات کامنت بزارم
        همینو ریپلای کردم،امیدوارم بخونی
        از خوندن نوشته هات بغض کردم،یه نور امیدی اومد تو قلبم،اینکه خدا انقدمی‌کنم هواتو داشت،برام دعادعا کن،خیلی دارم سعی میکنم کم نیارم،بارها افتادمو پاشدم،دیگه خسته شدم،دعا کن منم ادم شم
        ان شالله خوشبخت باشی،ان شالله خداخوشبخت دست همه ی درمونده ها رو بگیره،دست منه درمونده مستاصلم بگیره

  120. معصومه
    معصومه گفته:

    سلام
    داداش نوشتی رفتی مشهد لطفا مخصوص برا یکی از آشناهام دعا کن به حق امام زمان از خر شیطان بیاد پایین…برا یه خانومم دعا کن خواهش میکنم خیلیییییی گناه داره..داداش چرا دنیا اینقد بده آخه البته دنیا همون دنیاس آدما بد شدن

  121. فاطمه
    فاطمه گفته:

    ان شاالله خوشبخت میشین داداش رضا
    برا ما هم دعا کنین که بتونیم به خودسازی برسیم و خدا وامام زمانمون ازمون راضی بشن
    الان شما متاهل هستین و پیش خدا عزیزترین
    التماس دعا???????????

  122. ریحانه
    ریحانه گفته:

    و این که
    دعا میکنم که حسابی خوشبخت بشید ?
    هیچوقت هم از خدا جدا نشید و عاقبت به خیر هم بشید ???
    من عاشق مشهدم ، ولی نه اجازشو نه پولشو دارم که بیام از شما کوچیک تر بودم کلی برای پیش امام رضا رفتن گریه کردم ، وضع مالی ما خوبه ولی پدرم متاسفانه اخلاق نداره و نمیدونه چ جور استفاده کنه و خودشو میندازه دردسر ( نه حرام )، شما هم برای ما دعا کنید و البته شما تا الان مجرد بودین و یقینا مجردارو درک می کنید پس واسه کسایی که داغونن ، خودمو نمیگم ، محبت آمیزای زندگیتونو نگید که میدونم احتمال تاثیر بد گذاشتن داره و این خوب نیست . الهی که خوشبخت بشید ??

  123. ندای امیدوار
    ندای امیدوار گفته:

    سلام داداش تبریک میگم ان شاء الله زیر سایه اماث زمان خوشبخت بشین و یه زندگی خوب داشته باشین و مارو هم دعا کن داداش من از حرفات کلی انگیزه گرفتمو اینستام رو پاک کردم و میخوام جبران کنم همه ایث عقب موندن هام رو دعام کن که بتونم. داداش بازم بنویس و بهمون انگیزه بده که بتونیم واسه امام زمان رو خودمون کار کنیم و قوی بشیم. داداش ممنونم بت خاطر همه خوبیاتون منتظر پستای سفیر حجاب هم هستم که بازم رو خودم کار کنم لطفا در مورد تنبلی و بی حوصلگی هم بگو برامون حفره بزرگ زندگی منه

  124. آیدا
    آیدا گفته:

    داداش
    هرجا نوشتی دارم با گریه مینویسم منم گریه میکردم باهات
    فقط خدا میدونه چقدر برای تو فاطمه خانوم خوشحالم
    خوشبخت ترین بشییید❤??

  125. Maryam
    Maryam گفته:

    سلام داداش رضا
    خیلی ازخبرازدواجتون خوشحال شدم امیدوارم که سفیدبخت بشید…??
    ازتموم کسایی که دارن پیام منومیخونن میخوام که واسه من خیلی خیلی دعاکنن توبدشرایطی قرارگرفتم شیطون کاملا روم زومه دعاکنیددیگ یک باربرای همیشه آدم بشم بشدت محتاج دعاتونم??

  126. فائزه کریم زاد
    فائزه کریم زاد گفته:

    سلام اولین باره دارم نظر میذارم.
    به قول یکی از دوستان من بعد از مدت ها به ایمیلم سر زدم و وقتی دیدم نوشتین دوماد شدم لبخند اومد روی لبم مثل اینکه دادش واقعیم دوماد شده.
    ان شاء الله زیر توجهات حضرت بقیه الله و امام رضا علیه السلام، زندگی خدایی ای رو شروع کنید و همیشه سالم و سلامت باشین.دعا برای تمامی کسایی که نظر گذاشتن هم یادتون نره مخصوصا اینکه الان همسایه ی امام رضا(ع) شدین.
    یا علی
    اللهم عجل لولیک الفرج

  127. فاطمه زهرا
    فاطمه زهرا گفته:

    داداش یه اهنگی خیلی واسه حال و هوای این روزهاتون مناسبه
    عشق پاک از حامد زمانی واسه ازدواج حضرت زهرا وامام علی
    شنیدم یاد شما افتادم

  128. و خدایم کافیست
    و خدایم کافیست گفته:

    سلامممم?
    اول اینکه خیلی خوشحالم که بعد از مدتی به سایت برگشتم . خدا رو هزار مرتبه شکر
    خیلی خیلی مبارکا باشه داداش رضا و آبجی فاطمه عزیز?❤
    خیلی خوشحالم براتون خیییلی زیاد
    انچنان که در تایپ نمیگنجه?
    امام رضای مهربونم ضامن خوشبختی تون باشه?

    • نیت
      نیت گفته:

      سلام داداش رضا وفاطمه خانم
      ان شاءالله باهمدیگه توسیر الی الله موفق باشید،فاطمه خانم من که از داداش رضا خیلی درسا گرفتم،ان شاءالله هر کاردرستی که میکنم واز ایشون یادگرفتم خیرشو تو زندگیتون باهم ببینیدوقدرهمو بدونید.

  129. زینب
    زینب گفته:

    سلام به عروس و داماد گل الهی به حق پنج تن آل عبا خوشبخت و سعادتمند و عاقبت بخیر بشین خیلی خیلی خوشحالم ازاین خبر قشنگ

    واسه منم دعا کنین تواین آشنایی خدا هرچه صلتحمونه برامون اتفاق بیفته و هرچه زودتر بریم سرزندگیمون لطفا هم شما هم فاطمه جان وقتی میرین حرم برای من بنده بد خدا دعا کنین که هرروز به ایمانم به اعتقاداتم افزوده بشه و طرف مقابلم هم همه ملاکهای خوب مذهبیون داشته باشه ممنونم در پناه ایزد منان

  130. ft13541354
    ft13541354 گفته:

    سلام داداش خوبین ؟ ازدواجتون را تبریک میگویم انشاالله که خوشبخت بشید و روز به روز به لطف خداوند متعال پله های ترقی را طی کنید بی نهایت خوشحالم و با مطالعه این مطالب انرژی می گیرم التماس دعا یا علی

    • سهیلا
      سهیلا گفته:

      سلام داداش رضا و آبجی فاطمه تبریک میگم واقعا خیلی خوشحالم براتون ان شاءالله عاقبت بخیر و سعادتمند بشید لطفا برای منم تو حرم دعا کنید.

  131. Shahla
    Shahla گفته:

    سلام داداش رضا
    سلام فاطمه خانوم
    واااااااآی باورتون نمیشه چقدرخوشحال شدم خبرازدواجتونو دیدم???? ان شالله سربازای درجه یک آقامون امام زمان(ارواحناه فداه) باشید?
    التماس دعااااااا

  132. ...
    ... گفته:

    سلام داداش رضا
    خیلی خیلی تبریک میگم و آرزوی خوشبختی دارم
    خیلی عالیه
    خدا همون موقعی که باید ،یه راهی جلو پای آدم میزاره
    من درگیره یه همچین مسئله ای بودم و چند روزی واقع اوضاع زندگیم بدجوری به هم ریخته بود و اصلا انگار از یاد برده بودم که خدا اون بالا مواظبمه و داره کمکم میکنه
    خیلی ممنون که یادم انداختین
    خیلی ممنون از خدا که همیشه حواسش بهم هست
    بازم تبریک میگم و خیلی خوشحالم
    انشاالله خوشبخت بشین:)

  133. کیمیا
    کیمیا گفته:

    سلام داداش رضا و آبجی فاطمه …
    بهتون خیلی تبریک میگم ان شاالله که خوشبخت و عاقبت بخیر بشید
    و ان شاالله یار های درجه یک امام زمان (عج)
    وان شاالله که این دعای من براتون مستجاب بشه
    یا علی علیه السلام

  134. خوشحال
    خوشحال گفته:

    سلام داداش رضا
    خیییییییلی خوشحاااال شدم خیییلی
    به هر دوتون تبریک میگم
    خوشبخت و سرافراز باشین
    انشاالله که زندگیتون غرق در ارامش و شادی باشه
    تبریییک مجددد

  135. الهام
    الهام گفته:

    سلام داداش خیلی خیلی بهتون تبریک میگم باور کنید خیلی اشک شوق ریختم
    منم آذر ۹۳ متحول شدم همون موقع هم اولین سرچی ک کردم درباره خدا ساعت ۱۱ شب بود سایت شما بالا اومد و شما خیلی خیلی کمکم کردین واسه پیشرفت
    میدونم چی کشیدین و حس شیرینتونم درک میکنم
    منم چند ساله میرم مشهد از امام رضا خواستم یه همسری رو روزیم کنه که بیایم مشهد زندگی کنیم
    ی زندگی امام حسینی داشته باشم
    آبجی فاطمه از ته دلم بهتون تبریک میگم و واستون آرزوی خوشبختی میکنم
    داداش و آبجی گلم امروز خیلی اتفاقی پیام شما رو دیدم و از یه طرف دیگه پیام خاکسپاری یه شهید مدافع حرم ک مثل خیلی از ماها نظر کرده امام حسینه بقول خودش امام حسین آدمش کرده
    فقط باید خودمون بخوایم تلاش کنیم تا بشیم عزیز کرده خدا
    یکی مثل داداش مجید لات با معرفت شهید میشه
    یکی مثل داداش رضا خدا بعد اون همه سختی سوپرایزش میکنه
    و خیلیای دیگه و این زنجیره همچنان ادامه دارد
    ❤❤❤❤❤

  136. پوریا
    پوریا گفته:

    سلام داداش مبارک باشه انشاالله خوشبخت بشید (که هستید همین الانم)
    همیشه باور دارم خداوند بنده هایی رو که اینطور توی راه بندگی زحمت میکشن رو رها نمیکنه به حال خودشون
    و بالاخره دستشون رو میگیره
    برای منم دعا کن داداش
    اتفاق های خوب رو برای همه اعضا آرزومندم

  137. ف
    ف گفته:

    سلام داداش مبارکت باشه خوشحال باش ک امام حسین صداتو شنیده و یه زن خوب بهت داد چون من و دوستام سالهاست میریم کربلا و از امام حسین میخایم ولی نمیشه ماهم سختی خیلییییی کشیدیم ولی نمیشه ب قول خودت اگ نخاد نشه نمیشه…… ولی تو رو خدا تو مث بقیه نباش هی بگو از امام حسین خواستم داد از اون خواستم داد یه چیزی بخای بهت میدن نه اگ تو سرنوشتت نباشه نمیشه هرچقدرم بخای…. موفق باشی و ب رسالتت ادامه بده….. ماها اقد کم محلیمون کردن ک حتی نایی واسه رسالت نمونده فقط زور بزنیم گناه نکنیم کار فرهنگی پیش کش موفق باشی و پایدار

  138. محمد حسن قاسمی
    محمد حسن قاسمی گفته:

    داداش رضا بهت تبریک میگم.
    واقعا بعد این همه سختی ها میشه گفت واقعا حقت بود. البته ادامه بده پسر.
    از طرف محمدحسن،یک پسر ۳ ساله در شرف ۱۸ سالگی
    از کرج
    که داره با کنکور آزمایش میشه…

  139. سولماز
    سولماز گفته:

    سلام خیلی تبریک میگم. انشاالله در کنار هم خوشبخت باشید.خیلی خوشبخت.برای ما هم خیلی دعا کنید. دعا کنید امام رضا به زودی زود ما رو هم بطلبه.لطفا اگه تو سروش کانال دارید لینکش رو بهم بگید.

  140. M*
    M* گفته:

    سلام داداش رضا

    خیلی خوشحال شدم از ازدواجت داداشی
    ان شاءالله خوشبخت و عاقبت بخیر بشی
    داداشی برای ما هم دعا کن ان شاءالله عاقبت بخیر و عروس بشیم

    الهی آمین

  141. •| بِنتُ المَهدی(عَجْ) |•
    •| بِنتُ المَهدی(عَجْ) |• گفته:

    سلام آقارضا
    بهتون تبریک میگم، ان شاالله عاقبت بخیربشیددرکنارهم
    وسعاتمندبشید
    خیلی هم برای شماوهم برای فاطمه جان خوشحالم، مبارکتون باشه

  142. فرزاد
    فرزاد گفته:

    سلام.مبارک باشه. انشاالله ۱۲۰ سال پربرکت درکنارهم بادلی شاد وتنی سلامت زندگی کنید. الهی آمین. بادل مهربانتون واسه همه دعاکنید تا عاقبت بخیر بشیم.

  143. زهرا
    زهرا گفته:

    سلام داداشی
    انشالله خوشبخت شی خیلی خوشحال شدم
    از اینکه همشهری من شدی خیلی خوشحالم
    ?
    انشالله عقد بالاسر حضرتتون من رو هم دعوت کنید بیایم حضوری تبریک بگم..??
    واس ما هم موقع عقدتون خیلی دعا کن اون موقع میگن دعا مستجاب میشه حتما

  144. Royayeziba
    Royayeziba گفته:

    سلام داداش
    خیلی خیلی مبارکت باشه
    انشاءالله به پای هم خوشبخت، عاقبت بخیر و پیر بشید.
    الهی امین
    ————
    حال خوبمو از دس دادم واسم دعا کنید که خوبترش دوباره نسیبم بشه.

  145. S.Farshad
    S.Farshad گفته:

    خدا جون من دوست ندارم #خوب باشم?

    من دوست دارم #عالییییییی باشم??
    تو منو خلق کردی برا عالی بودن ?
    ن خوب بودن ⚠
    #به_خوب_بودن_قانع_نباش
    #بترکون?
    #فدای_داش_رضا?
    #منبع_انگیزمی❤❤

  146. Fatemeh
    Fatemeh گفته:

    سلام داداش تبریک میگم ان شاءالله خوشبخت باشین و نگاه اقا امام زمان و امام رضا بالا سره زندگیتون باشه.
    من از دوستای عروس خانومم تبریک میگم بابت انتخابتون بهترین و مهربون ترین معصوم ترین خوشگل ترین خوش قلب ترین دوست دنیارو تقدیم کردیم به داداش رضا…?
    ناگفته نماند همینطور که داداش رضا به خیلیا تو مسیر تغییر کمک کردن دختره ماهم دست خیلی هارو گذاشته تو دست خدا که یکیشم من.
    ان شاءالله که مراقبه همدیگه باشین و عاقبت بخیر بشین?

  147. شبنم
    شبنم گفته:

    سلام ب ابجی فاطمه عزیز.خیلیییییی ذوق کردم دیدم شمام اینجایید.ان شاالله ب پای هم پیر شید .صدو بیست سال عمر باعزت داشته باشید.ابجی برا مام دعا کن عافبت بخیر شیم.
    و اینکه ای کاش تو ی پست شما بیشتر از خودتون،اخلاقیات وعقاید و …بگید ما شما رو بیشتر بشناسیم…
    شمام مثل داداش رضا مهم و تاثیرگذارید.اینکه ما دخترا چکارا کنیم و…
    ممنون ک هستین..

    • ابتسام
      ابتسام گفته:

      سلام، خوبه که تو زندگی آدم دوست خوبی باشه که اتگی ه بده بری سمت خدا?
      والا ما هم داداش رصا رو سه ساله می شنسایم، هر چی بگیم ازتقوا شون کم گفتیم، همچنین بسیار مهربون، احساساتین اما تو رفتار نشون نمی دن و عقلانه برخورد می کنن،سالم، خانواده دوست، شهامت، تواضع، تلاش،و پتکار عالی، اهل نماز، چشم پاک،اصلا اهل خودسازی که واقعا تو این دوره و زمونه کمتر پسری دنبال این کاره?
      اینا رو به این دلیل گفتم که تو این مدت اون به عنوان داداش برامون تو انگیزه و روشن شدن مسیرمون کم نذاشت، حتی گاهی مثل یه داداش وقتی سرزنشمون می کرد و گاهی مهربون و نرم بودن و همین سرزنششون و حتی ازدواجشون برامون تلنگر بود.
      ما آبجیا و داداشاش از خواهراش هم یا حتی خانوادش هم بیشتر اونو درک می کردیم و گاهی حای حمایت می کردیم، واقعا پارسال که نشهد بود و تنها و تو سختی بودن با تقوا بازم خودسازیشون رو جلو بردن، جاهایز بود تو زندگیشون کم می اوردن گریه می کردن ولی بازم گام بر می داشتن و لی حتی به ما هم نمی گفت ولی ما می دونیم، کسی که فقط خدا رو داره دیگه، الانم خدا رو شکر خدا اولش یه خانواده ی بزرگ داده که ما هستیم و بعدهم شما رو وارد زندگیشون کردن که ماداش تمام سختی ها و صداقت ایشون هستین، تقدیم به زن داداشمون آبجی فاطمه?❤حواستون به داداشه ما باشه

  148. الهم الرزقنا تارک المعاصین
    الهم الرزقنا تارک المعاصین گفته:

    سلام این جمله همین الان بهم الهام شد
    اگر میخوای دختری مثل آبجی فاطمه نصیبت بشه باید پسری مثل داداش رضا بشی ????

  149. لیلی
    لیلی گفته:

    سلام داداش رضا خیلی تبریک میگم امیدوارم همیشه کنارهم خوشبخت و شاد باشید و بهترین ها در زندگی براتون رقم بخوره در ضمن به مشهد خوش اومدی حالا دیگه همشهری شدیم?

  150. Fateme.H
    Fateme.H گفته:

    سلام داداش رضا گل و ابجی فاطمه. واقعا خوشحال شدم ان شاالله که خوشبخت بشین .
    خیلی دوست دارم فاطمه جان رو ببینم کاش عکسشو میزاشتین? همچنین اینکه فاطمه جان رشتشون چیه و درچه زمینه ایی تحصیل کردن؟و اینکه عروسیتون رو دقیقا کی میگرید؟ …. خیلی سوال تو ذهنم هست ? در ضمن تولدتم مبارک باشه داداش رضا

  151. ریحانہ
    ریحانہ گفته:

    سلام بہ آبجے فاطمہ و اقا رضا
    اقا رضا مبارک باشہ
    ابجی فاطمہ تبریک میگم
    واسہ این تبریک میگم کہ نصف دینتون کامل شدہ
    انشااللہ کہ پیوندتون در مسیر پیوند حضرت فاطمہ و علے باشہ
    انشااللہ کہ صاحب بچہ ھاے صالح بشین ابجے فاطمہ یہ خواہش دارم۔۔۔
    لطفا واسم دعا کن?

  152. معصومه
    معصومه گفته:

    سلام
    تبریک میگم داداش رضا به هردوتون،وبیشتر به فاطمه خانوم که کسی چون شما همسرش شد…داداش یه سوال،فاطمه خانوم چند سالشه کاش میتونستم در کنار هم ببینمتون…و یه اعتراف من تو عمرم برای اولین بار نهههه وای برای دومین بار تو عمر ۳۱ سالم بهتون حسودی کردم.امیدوارم ببخشین.چون من اصلا همچین ادمی نیستم.و یه خواهش میشه تو حرم مخصوص برام دعا کنی؟؟؟

    • ابتسام
      ابتسام گفته:

      سلام، معصومه جان آبجی، ببین گران نباش که ۳۱ سالته و ازدواج نکردی، همیشه بهترین اتفاقات تو بهترین زمان ها و مکان ها می یوفتن، نزار شیطون بهت بگه ببین اینی که ازت کم سن و سالتره ازدواج کرده و تو نه،بعضی ما ها برامون مقدرشده که یک سری تجربیات رو قبل ازدواج کسب کنیم بعد که ازدواج کردیم به دردمون می خوره، عزیز من فقط واسه مهریه که نباید سرمایه جمع کنیم بلکه تفاهم تو زندگی مشترک یک سری سرنایه هایی می خواد که قبل ازدواج باید بهش رسیده باشیم، مثل خودسازی ، صبر وایمان وتوکل و مثل جلبکا نباشیم و بلد باشیم محبت کنیم، البته ببخشید ها منظورم کلیه؛خوده ازدواج اصلا کلی مسئولیت و سختی داره، کشکی نیست و بدون یک نگاه درست به زندگی حت جهنم هم هست،ولی اگه قبل ازدواج تمرین کرده باشی، و بهترین خودت شدی اونوقت بهترین هم می یاد سراقت این قانون کلی خداونده، خدا وعده داده، حتی اگه به خدا ایمان نداشته باشین خودت بگو به حرفای کی ایمان پیدا کنیم، به خدا هیچکی؛خودت یکم فکر کنی حتما متوجه می شی❤

      • معصومه
        معصومه گفته:

        ممنون از حرفات.ولی میدونی چیه آخه اینطور پیش بره صبرم تموم میشه بابا پیامبر که نیستم درد منم فقط ازدواج نیس کاش پسر بودم هجرت میکردم که از اینطرفم تو بن بستم.بخدا خیلی سختی کشیدم از همون بچگی تا الان و این سنم من بر عکس داداش رضام از بچگی بدون هیچ پیش زمینه ای کلا خدا و اهل بیت و دوست داشتم و البته عاشق رهبری و اما خامنه ای هم هستم و البته موقع ناراحتی باهاشون حرفمم میشه..ولی در کل آدم بدی نیستم که خدا اصلا نبینتم و این اذیتم میکنه که چرا هیچوقت منو ندید…و خود سازی نمیدونم شما برام دعا کنید منم از یاران با وفای امام زمان بشم

  153. ?z?
    ?z? گفته:

    داداش من تقریبا ۳سالی میشه که با سایتتون آشنا شدم ولی تا الان که تقریبا۱۶ سالمه تا حالا نشده یه بار به خودم بگم آفرین زینب بالاخره تونستی خودسازی کنی?نمیدونم مشکلم از کجاست هربار یه سوتی میدم به بار غیبت به بار دروغ ……
    میشه لطفاً راهنماییم کنید???????

    • ابتسام
      ابتسام گفته:

      سلام، آخه خواهر عزیزم همین که از ۱۳ سالگی تا الان که ۱۶ سالته داری خودسازی می کنه عالیه،نه فقط آفرین بلکه تبریک هم بابد بهت گفت،?❤تو هر کار به نظرم نیت آدم مهمه، یه جورایی نیت تاثیر گذار تر از عمله، حالا تو سعیت رو نی کنی یه بار و یا چندین بار شکست خوردی چه اشکالی داره، در اینجور مواقع فرمول را حلت رو عوض کن شاید این روش وایه حل مشکلت درس نیس، واسه این کار وقتی تنهایی بشین با خودت صادقانه صحبت کن یا بنویس، بنویسقبلش چه اتفاقاتی افتاده که با عث شده غیبت کنی، معمولا تو این سن آدم دوس داره توسط دوستاش تایید بشه یه جورایی با غیبت و یا یک سری شوخی هایی نوجون فکر می کنه که داره دیگران رو جذب می کنه و یا اصلا تو زندگی فرد از بچگی یه آسیب ها و تحقیراتی بوده که عزت نفسش تخریب شده و حالا با کتابی مثل بهترین نسخه ی خودت باش داداش رضا و هر کتابی که باهاش راحتی رو بگیر و رو خودت کار کن،
      بازم بهت آفرین نی گم که تو این سن کم اینقدر باهوشی که اوندی دنبال خودسازی،اینجوری زود خودسازی می کنی به وقتش هم آمادگی ازدواج رو پیدا می کنی، قبلش هم تحصیلاتت رو هم به موقع شروع و به پایان می رسونی، عالیه به خدنزار شیطون گولت بزنه، ببین ادم های موفق با تلقین های مثبت و تلاششون موفق شدن .

  154. ?z?
    ?z? گفته:

    سلام داداش رضا? ازدواجتونو تبریک میگم خیلیییییی خوشحال شدم
    امیدوارم سالیان دراز در کنار هم خوش و خرم زندگی کنید??????????????????????????

  155. رعنا
    رعنا گفته:

    سلام داداش رضا.پیامی که میدم ربطی به موضوع هم داره و هم نداره!
    داداش رضا به مناسبت دامادیت، برای محصولاتت تخفیف نمیزاری؟

1 2 « دیدگاه های قدیمی تر