تجربه چهل روز توبه من

تجربه چهل روز توبه من

سلام دوستان خوبم…
داداش رضا هستم…
نمیدونم کی هستی که داری این متن رو میخونی اما ازت خواهش میکنم که متن زیرو بخونی و نظرتو بگی…
تجربه چهل روز توبه کردنمو براتون نوشتم.
خیلی وقت بود که میخواستم کل زندگیمو تعریف کنم اما خب روم نمیشد یا چه جوری بگم ادم یه سری چیزارو نمیتونه بگه اما اگه عقده بشه دیگه نمیتونی تحملش کنی…اما تنها چیزی که تونستم از این روزای سخت و نفس گیر یاد بگیرم این بود که تونستم خودمو پیدا کنم و بفهمم که واقعا کیم.

همه چی بر میگرده به این تاریخ ۱۹/۵/۹۳

یه سری اتفاقت خیلی خیلی بد میوفته برام که در عرض ۵ دقیقه با خدا یک معامله ای کردم. اون لحظه به خدا گفتم 🙁 خدایا اگه نجاتم بدی به خدا توبه میکنم و دیگه گناه نمیکنم) از اونجایی که هیچی از توبه نمیدونستم تصمیم گرفتم حداقل نمازمو شروع کنم و بخونم . یادمه ساعت ۴ صبح بود که از شدت استرس و ناراحتی رفتم وضو گرفتم…اما چه وضویی! راستش بلد نبودم وضو گرفتن چه جوریه.جایی که بودم کسی نبود که یادم بده…نمیدونم چه جوری وضو گرفتم اما میدونم که ۱۰۰ در ۱۰۰ اشتباه بود اما انقدر نیاز به ارامش داشتم که سریع وضو رو بلاخره به یه بدبختی گرفتم …فقط در همین حد بگم که هنگام وضو نمیدونستم اول پا رو باید اپ بریزم یا سرو…صورت چند بار؟ حتی نمیدونستم اول دست چپ یا دست راست…هیچی نمیدونستم…هیچی…

رفتم سر سجاده…اخرین نمازی که خونده بودم …راستش یادم نمی اومد….بلد نبودن نماز بخونم…مثل این دیوونه ها ایستاده بودم نمیدونستم چکار کنم…چند بار خواستم بیخیال بشم اما واقعا به این نماز نیاز داشتم.چشامو بستم دلو زدم به دریا…

دو رکعت میخونم برای خدا …

نفهمیدم چه نیتی کردم …وقتی شروع کردم به نماز خوندن حتی سوره حمد رو هم حفظ نبودم کامل یادمه موقع رکوع ذکره سجده میگفتم یعنی ذکر سجده رو اشتباهی تو رکوع میگفتم…اما با این که نمازم کاملا اشتباه بود اما با عشق میخوندم که بعد نماز خودمم باورم نمیشد که این منم که دارم نماز میخونم…من واقعا به کمک خدا نیاز داشتم.شده از همه کس نا امید شی؟ شده هیچکی به فریادت نرسه جز خدا؟

چرا دروغ بگم…میخوام یه اعترافی بکنم…من از اون دسته از ادمها بودم که نه مسجد میرفتم و نه میدونستم خدا چیه…تکو توک مسجد میرفتما…ولی اصلا قران نمیدونستم چیه..میگفتم ول کن بابا اول جوونی عشقو حالتو بکن.

بچه ها الان که دارم تایپ میکنم بغض کردم.

صبح تا شب تو دنیای خودم بودم…کلی دوست دختر داشتم همیشه پیششون بودم…اصلا اعتقاد به هیچ خدا پیغمبری نداشتم .تو دنیای خودم بودم…همیشه با ماشین میرفتم چرخ و هر کاری بگید میکردم…

تا این که این اتفاق بد تو زندگیم افتاد…

وقتی شروع کردم به نماز خوندن هیچی بلد نبودم.یادمه تشهد و سلام رو کاملا شانسی میگفتم.یه قرآنی رو تاقچه بود که کلی خاک گرفته بود.تصمیم گرفتم یه نگاهی بهش بندازم.وقتی قران رو برداشتم دیدم هیچی نمیفهمم اخه عربیم ضعیف بود.تصمیم گرفتم معنی فارسی قران رو بخونم ببینم چی نوشته…به دلم نشست…خیلی به دلم نشست.از یه طرف از گذشتم پشیمون بودم و از طرفی نگران و ناراحت.حس میکرد خدا هیچوقت منو نمیبخشه.ساعت ۵ صبح بود.یادمه نور اتاق خیلی کم بود.

به زور قران رو به صورتم چسبوندم تا بتونم بخونم.هیچوقت فراموش نمیکنم صفحه اول سوره توبه رو…همه ما از یه سوره قران خوشمون میاد.خیلی ها سوره یاسین دوست دارن خیلی ها سوره الرحمن…ولی من از سوره توبه خیلی خاطره دارم…وقتی داشتم معنی فارسیشو میخوندم دنبال جایی بودم که بفهمم خدا گناه کارارو میبخشه…تا یه جایی رسیدم که خدا میگفت من همه رو میبخشم.خیلی خوشحال شدم.با اون چشمای گریون و استرس زیاد سر رو بالشت گذاشتم و قران رو چسبوندم به سینم و خوابیدم.

امیدوارم اون حال من برای هیچ کسی اتفاق نیوفته.انقدر ناراحت و استرس داشتم که فقط خدای بالا سرم شاهده که چی کشیدم…

از طرفی هیچی در مورد خدا نمیدونستم و از طرفی نماز و وضو هم بلد نبودم…

از اون روزای سخت و نفس گیر ۳ ماه میگذره.چه جوری میتونم فراموش کنم…چه جوری…یادمه رفتم به یه حاج اقایی گفتم حاج اقا عذاب وجدان دارم چکار کنم…نمیتونم تحمل کنم.توبه کردم میخوام دور این کارارو خط بکشم…بهم گفت ذکر : ( استغفرالله ربی اتوب الیه ) زیاد بگو…

بچه ها بذارید باهاتون راحت باش..راستش بلد نبودم این ذکرو بگم.عربیم ضعیف بود…تا استغفرالله درست میگفتم اما باقیشو فراموش میکردم…میدونم شاید تعجب کنید شاید بگید مگه یه ذکر حفظ کردن میخواد !!! شاید تعجب کنید و بگید یه ادم چقدر میتونه از دین و خدا عقب باشه اما باید بهتون بگم که من …بذارید از اینجا براتون شروع کنم.

وقتی رفتم پیش اون حاج اقا بهش گفتم : حاج اقا من فلان جای نمازومشکل دارم باید چکار کنم؟ بهم گفت : مرجع تقلیدت کیه؟ من یه نگاهی زیر چشمی بهش کردم و گفتم مرجع تقلید کی هست ؟ بهم گفت : شما مرجع تقلید ندارید؟ جواب دادم : مرجع تقلید خوردنیه دیدنیه چی هست ؟ ….بچه ها حتی نمیدونستم مرجع تقلید یعنی چی ..وقتی اینو به اون حاجی گفتم بنده خدا هنگ کرده بود…میگفت مگه میشه یه ادم ندونه مرجع تقلید یعنی چی؟

خلاصه اینجا بود که فهمیدم مرجع تقلید کیه . رفتم از اینترنت رساله مکارم شیرازی دانلود کردم بخونم اما هیچی نمیفهمیدم.یه چی میگم تورو خدا مسخرم نکنیدا ..من نمیدونستم بول چیه…به یکی اس ام اس دادم گفتم بول چیه ؟ جواب داد نمیدونی مگه ؟ گفتم نه و اس داد : یه چیزه باحاله 🙂

اقا به هزار بد بختی این رساله خوندم اما هیچی نمیفهمیدم

تازه بعد از دو هفته تا حدودی نمازو یاد گرفتم.اما به شدت وسواس داشتم..راستش همیشه میگفتم نمازم اشتباهه..میگفتم این نمازارو خدا قبول نمیکنه اخه اشتباه میخونی.تصمیم گرفتم برای اولین بار تو عمرم برم مسجد…دوباره تاکید میکنم !! برای اولین بار تو عمرم !!! اقا رفتم مسجد..رفتم دیدم یه مشت پیر مرد تو مسجدن.اول خواستم برگردم اما گفتم تا اینجا اومدم زشته برگردم.اون روز تیپم خیلی خفن بود.همه پیر مردا نگام میکردن..

راستش خیلی خجالت کشیدم تا اینکه اقا هادی ( خادم مسجد) اومد بهم سلام کرد و منم بهش سلام کردم.با هم دوست شدیم و منو تشویق کرد که زیاد بیام مسجد و منم گفتم چشم…و از اون روز بود که تصمیم گرفتم چایی مسجد رو من پخش کنم…هر پنشنبه بعد نماز و قبل دعا کمیل نون و شیرینی و چایی میدادن که من چایی و خرما پخش میکردم..انقدر کیف میکردم که نگو…یادمه روز سه شنبه تو مسجد حضرت محمد کلاس قران بود منم رفتم… تقریبا ۲۰ نفری بودن تو مسجد و نوبتی قران میخوندن تا اینکه رسید به من.یعنی اون لحظه انقدر خجالت کشیدم که …اما دلو زدم به دریا و پیش این همه ادم شروع کردم به قران خوندن…اقا خودمم نفهمیدم جی خوندم اما بلاخره تموم شد

وقتی اون روز قران رو خوندم خیلی کنجکاو شدم ببینم قران واقعا چیه…وقتی اومدم خونه تصمیم گرفتم قران بخونم تا ایمانم تقویت بشه..سوره حمد و توحید رو برای نماز خوندن حفظ کردم و رسیدم به سوره فلق …نتونستم و کم اوردم.ولی به جاش شروع کردم به خوندن معنی فارسی قران.کلی برام سوال و شبهه ایجاد شد.مثل اینکه تازه از خواب بیدار شدم.یادمه محکم سرمو به دیوار میزدمو خود زنی میکردم.

شاید بگید که چرا خودزنی میکردی؟ راستش من تاحالا اصلا به ماه و خورشید دقت نمیکردم اما وقتی قران میخوندم خدا میگفت ما خورشید و ماه را مستخر شما کردیم.من یهویی تنم لرزید با خودم گفتم من کیم ؟ من کجام؟ دستام چرا این شکلیه؟ ماه رو کی درست کرده؟ خورشید چرا این شکلیه؟ انقدر با مشت به سرم میزدم که یه شب از هوش رفتم.به خدای بالا سرم سوگند انقدر خودمو میزدم که حتی نمیتونید تصور کنید…

تا اینکه دوباره یه توبه اساسی کردم و به خودم قول دادم دور همه دخترارو خط بکشم.راستش من دوست دختر زیاد داشتم…قراره با هم صادق باشیم.نمیخوام دروغ بگم اخه بعدش عذاب وجدان میگیرم.میدونم این حرفارو میزنم شاید گفتنش درست نباشه اما من فقط نیتم اینه که تجربمو در اختیار شما بذارم.
من دوست دختر زیاد داشتم.همشونم خوشگل و شیک بودن.هر روز با یکی بودم.نه برام کم میزاشتن و نه من براشون کم میزاشتم..همیشه با ماشین بیرون میرفتیم…بگذریم.اینو گفتم که مقدمه بشه برای باقی حرفام.

راستش من با خوندن قران توبه کردم اما دل کندنن از گناه برام خیلی سخت بود.از یه طرف عذاب وجدان داشتم و از طرفی نمیتونستم به نیازهام نه بگم.
تصمیم گرفتم سیم کارتمو بشکونم و شکوندم.از فیس بوک و لاین و ویچت تانگو و واتس اپ بگیر تا چت و شماره و عکس …همه رو پاک کردم.تموم فیلمای مستهجن رو از رو سیستمم پاک کردم..تصمیم گرفتم هر چی که منو به گناه میکشونه رو پاک کنم.این اتفاق دقیقا در تاریخ ۱/۶/۹۳ افتاد…تموم چیزهایی که من باهاشون انس گرفته بودمو ریختم سطل اشغال و درشو محکم بستم..تا یه هفته همه چی خوب بود و روال عادی داشت اما بعد از یه هفته…

از این جا به بعد حرفامو پسرا خوب متوجه میشن.زیادم تو جزئیات نمیرم چون خوب نیست.اما خیلی حالم بد شد.با خودم میگفتم خودم با دستای خودم اون حوری های خوشگلو پروندم…کلی اعصابم خورد شد اما با اینکه به شدت نا امید بودم نمازم ترک نمیشد…تا اینکه یه تصمیم عجیب گرفتم…از اینجا به بعد متنمو با تامل بخونید.

تصمیم گرفتم خودمو تنبیه کنم تا فکر این دخترا نزنه به سرم…یه روز فکر کنم ساعت ۶ غروب بود که به شدت داغون بودم تصمیم گرفتم انقدر به خودم سیلی بزنم که فکرش از سرم بیاد بیرون.شروع کردم به خود زنی انقدر خودمو زدم که…بعد چند بار سرمو محکم کوبیدم به دیوار بازم دیدم فکر این دخترا از سرم نمیره بیرون…روانی شده بودم.الان که دارم اینارو تایپ میکنم خندم گرفته…اقا رفتم حموم .تصمیم گرفتم خودمو به شدت تنبیه کنم!دوش اب سرد باز کردم و رفتم زیر دوش اب سرد.دستو پام شروع کرد به لرزیدن.به خودم فحش میدادم.مادرم که فهمیده بود اتفاقی افتاده اما طبق معمول فقط گفت حوله گذاشتم پشت در بردار .دوباره شروع کردم به فحش دادن .هم به خودم هم به اون دخترا…اب فوق العاده یخ بود.یهو کمرم شل شد و دستو پام شروع کرد به لرزیدن.با همون حالت لخت اومدم بیرون.اصلا دست خودم نبود.رفتم تو اتاقم و افتادم رو زمین.سگ لرز میزدم و مثل یه جنین خودمو بغل کردم…اما خیلی خوشحال بودم.میدونی چرا؟ چون فکرش از سرم اومد بیرون.نمیتونستم پاشم لباس بپوشم اخه نای بلند شدن نداشتم و بدنم سفت شده بود..چند باری ازین کارا کردم حتی بد تر از رفتن زیر دوش اب سرد.فکر کنم بد ترین تنبیهم این بود که با مشت میکوبیدم به سرم…

با اینکه خیلی وقته میگذره از این قضیه اما هنوزم سرم درد میکنه.بچه ها واقعا میزدم…اما شما هیچوقت این کارو نکنید.من با شما فرق داشتم اخه من خیلی وضعم داغون بود…من هیچی از خدا و اسلام و قران نمیدونستم حتی نمیدونستم امام حسین کیه.فقط میدونستم تو یه ماهی که اسمشم محرمه مسجدا شام میدن!! واسه شام میرفتم مسجد…اما خدارو صد هزار مرتبه شکر همون شام اما حسین نجاتم داد.
من همیشه به اینجا میرسم گریم میگیره.
بچه ها منو امام حسین نجات داد…کار هر شبم گریه کردن بود…خیلی ناراحت بودم.پشیمون بودم.حالم اصلا خوب نبود.هر وقت قران میخوندم یه چی میفهمیدم و میفهمیدم که ۲۲ سال با جاهلیت کامل زندگی میکردم…چند بار توبه کرده بودم اما توبمو میشکوندم….

هی توبه میکردم و توبه میشکستم….تا اینکه رسید به اول ماه محرم..امام حسین کمکم کرد.نمیدونم چجوری حرف دلمو بزنم.هر شب میرفتم هیئت و مسجد و مثل یه بچه ۴ ساله گریه میکردم.خیلی گریه میکردم.انقدر تو هیئت گریه میکردم که اشک همه صورتمو میگرفت. پلکام با اشک ریختن میشکست میریخت تو چشام..مثل کسی که عزیزشو از دست داده گریه میکردم!
میخوام یه اعتراف کنم.من تا روز اول محرم حتی نمیدونستم امام حسین چکار کرده اما وقتی اومدم خونه و داستان عاشورا و مقتل از اینترنت خوندم به حدی دلم شکست که حتی نمیتونم براتون توصیف کنم. داستان حضرت عباس خوندم علی اصغر و همه…دیگه از شب ۷ محرم بود که همه چیرو فهمیدم.انقدر گریه میکردم تو هیئت.میگفتم یا امام حسین روم نمیشه به خدا بگم منو ببخش تو یه کار کن …تو به خدا بگو …بگو منو ببخشه..بگو کمک کنه…بگو دیگه کاری نمیکنم…یا امام حسین نوکرتم…من نمیتونم تو کمکم کن.از همه نا امید شدم.هیچکی نمیتونه کمکم کنه.نوکرتم کمکم کن.تورو خدا کمکم کن…اینا رو میگفتم و گریه میکردم.خدارو قسم میدادم به اهل بیتش و …
از روز ۱ محرم توبه کردم و الان ۱۴ صفره…. تقریبا ۴۴ روز شده که نه تنها به فکر اون دخترا نیستم بلکه :

  • با پدر و مادرم رابطم خوب شده
  • به نامحرم نگاه نمیکنم تو خیابون
  • گوشی و کامپیوترمو پاک پاک کردم
  • مسجد میرم و نماازم سر وقته
  • عاشق قران خوندن شدم
  • عاشق امام علی شدم
  • با امام زمان دوست شدم و همیشه به فکرشم
  • حتی یه ساعت هم از خدا دور نیستم
  • نمازمو قشنگ و خوشگل میخونم
  • روزه میگیرم
  • کتابای تاریخ اسلام میخونم
  • ذکر میگم
  • نماز صبح پا میشم
  • نمازم قضا میشه انگاری عزیز از دست دادم!! انقدر ناراحت میشم
  • اهنگ های رپ گوش نمیدم.
  • مداحی گوش میدم
  • تا اسم امام حسین میاد چشام تر میشه
  • عاشق اینم برم کربلا
  • با مادرم خوب حرف میزنم
  • قبل و بعد غذا خوردن ذکر میگم
  • تفسیر قران میخونم
  • شب زنده داری میکنم و با خدا حرف میزنم


اگه بگم یه رضای دیگه شدم بیخودی نگفتم.دیشب ساعت های دو یا سه شب بود که داشتم به گذشتم و الانم فکر میکردم…انقدر گریه کردم که تموم صورتم خیس شد.بی اختیار رفتم سجده و انقدر خدارو شکر کردم که ….دیشب تا صبح تپش قلب داشتم.دلم واسه خدا در میرفت…

و رسیدم به جایی که الان هستم.الان یه طوری شدم که اگه کسی به خدا و اهل بیت کوچیک ترین حرفی بزنه چنان غیرتی میشم که باورتون نمیشه.عاشق خدا شدم….انقدر خدارو دوست دارم که نمیتونید تصور کنید.من هیچ کاری برای خدا نکردم فقط ۴۰ روز گناه نکردم….همین…انقدر عوض شدم که هیچکی باورش نمیشه .دوستام بهم میگن رضا تو چرا اینجوری شدی؟ چرا انقدر شادی؟ چرا انقدر شنگولی؟ کسی باورش نمیشه این منم….من چهل روز گناه نکردم.هیچ گناهی…اما الان به جایی رسیدم که حتی تو خوابم گناه نمیکنم!!! تو خواب!!!

روم نمیشه خوابمو براتون تعریف کنم اما در همین حد بهتون بگم که نا محرم تو خواب میبینم سرمو بر میگردونم …در طول روز حتی فکر گناه هم نمیکنم… بیخودی ذوق میکنم وقتی تو اتاقمم یهویی میرم سجده میگم خدایا عاشقتم..اصلا یه حالی شدم که نمیتونم براتون توصیف کنم… هیچیو با خدا عوض نمیکنم.روحم فقط خدارو میخواد.الان که دارم تایپ میکنم دوباره اینجوری شدم.اسم خدا میاد تپش قلب میگیرم.حالم یه جوری میشه دوست دارم برم سجده دوست دارم عشق بازی کنم باهاش..خودمم نمیدونم چرا اینجوری شدم.انگاری یه چی مثل یه پرده از بین من و خدا رفته کنار…اصلا نمیتونم حالمو براتون توصیف کنم.

دیشب گریه میکردم و میگفتم خدایا من هیچ کاری نکردم برات الا گناه نکردن…اگه یه کار خیری هم برات انجام بدم که تو همه چی بهم میدی که … گریه میکردمو میگفتم خدایا تو یعنی مال منم هستی؟ واسه منم هستی؟ یعنی منی که این همه گناه میکردم تو منو هم دوست داری؟ حال دیشبم خیلی توپ بود.دلیل اصلی که اومدم این حرف ها و خاطراتو بزنم در واقع حال دیشبم بود.
الان که دارم براتون تایپ میکنم بی نیازه بی نیازم…نه حرص پول میخورم و نه حرص دنیارو تموم عشقم شده خدا…انقدر روحم ارومه که نگو…ارزشش رو داشت…همه شما گذشتمو خوندید و فهمیدید که چقدر گذشتم بد بوده اما من یه معامله با خدا کردم…خیلی هم تو این چهل روز سختی کشیدم اما انگاری اصلا عوض شدم…وقتی کسی میگه خدا دوستم نداره انقدر غیرتی میشم که انتها نداره سریع بهش میگم تو حق نداری این حرفو در مورد خدام بزنی.خدای من خیلی ماهه ماه!!خدا عاشق صدای بنده هاشه…میدونید چرا انقدر خدارو دوست دارم؟ بخاطر اینکه تو شرایط سخت تنهام نذاشت.جایی که از همه نا امید بودم کمکم کرد و دستمو گرفت…من وظیفمه که جبران کنم محبتشو…
تقریبا از توبه چهل روزم ۴ روز میگذره…انقدر حالم خوب شده که نگو.شادو شنگولم…تو اتاقم خدارو بغل میگیرم..اصلا یه کارایی میکنم که قبلا اصلا همچین تجربه ای نداشتم.دیدی وقتی یکیو دوست داری زیر قلبت یه جوری میشه؟ من همینجوری شدم الان…زیر قلبم از شدت ذوق له شده…اصلا نمیدونم دارم چی میگم.

کافیه چهل روز مثل من سختی عبادتو به جون بخرید …۴۰ روز گناه نکنید…پدر نفس خودتونو در بیارید .بعد چهل روز تغییری نکردی بیا همینجا لعنتم کن و هر چی فحش دوست داری بهم بده

بعد این چهل روز یه پرده ای از رو قلبت کنار زده میشه..احساس سبکی میکنی…خدارو حس میکنی…صداش میزنی میگی خدا این حالتو ازت نگیره …یه طوری میشی که نه بهشت خدا رو میخوای نه نعمتاشو فقط خودشو میخوای…خوده خودش…

ارزوم اینه که این شوق و اشتیاق رو تو وجود همتون به وجود بیارم…برای دیدن خدا کافیه نفس خودتونو پاک پاک کنید.خدا همه بنده هاشو دوست داره…همرو..بعد از یه مدت خوده خدا کمکت میکنه و تموم مشکلاتتو حل میکنه

خدایا این حال خوبمو مدیون توام…بعد از گذروندن اون همه سختی الان انقدر خوشحالم که فقط میتونم بگم که ارزشش رو داشت.

تو موقعیت گناه بودم گناه نکردم…وقتش بود مکانش بود همه چی بود اما به حرف شیطان گوش نکردم…و حال الانم بخاطر سختی های اون روزاست.اون روزایی که از اتیش شهوت فرش رو چنگ میزدم..به جایی رسیدم که به الله قسم دختر میبینم ذکر میگم.تو خواب یه دختر نامحرم میبینم سریع از خواب بیدار میشم.قبل از اذان صبح بیدار میشم.یکی انگاری منو بیدار میکنه… ماهواره نمیبینم.تا یه چی میبینم سریع استغفار میکنم و در طول روز حتی فکر هم به گناه نمیکنم.حتی فکر گناه!!! باورتون میشه؟ حتی فکر گناه هم نمیکنم.

من یه نتیجه ای گرفتم

تو موقعیت گناه بودی و اون کارو بخاطر خدا نکردی منتظر باش که خدا هم یه جا به یادت باشه.از این دست بدی از اون دست میگیری

قران و کلا دین اسلام برام یه مرزهایی رو تعیین کرده که اصلا از اون حد بالاتر نمیرم!

بهم اعتماد کنید بچه ها…تورو خدا…از این متن سر سری رد نشید…توروخدا امتحان کنید.به پاتون میوفتم…امتحان کنید …۴۰ روز گناه نکنید…امتحان ضرر نداره…خواهش میکنم…

ما هرچی داریم از آن خداست ما هیچی از خودمون نداریم

ای کاش بتونم این حال خوبو به شما هم منتقل کنم.اما شما هم باید بخواید.

بهم اعتماد کنید.کافیه دل بدید به امام حسین به امام حسین اعتماد کنید…میکشونه میبرت ..من نفهمیدم چی شد …مثل یه معجزه میمونه برام.شما هم میتونید..فقط یه بار…فقط یه بار…فقط یه بار به امام حسین اعتماد کن.فقط یه بار!

دیدگاه ها غیر فعال است.

1310 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تر
  1. یا صاحب الزمان
    یا صاحب الزمان گفته:

    سلام
    من یه ده ماهی هست که سعی میکنم نمازامو اول وقت بخونم از وقتی سخنرانی استاد پناهیان رو شنیدم (چگونه یک نماز خوب بخوانیم) خیلی خیلی رو نمازام حساس شدم اونقدری حساس شدم که اگه یه نمازمو ببینم که زیاد مودبانه نیست یا احساس کنم دارم بدون توجه نماز میخونم دیوونه میشم حالم خیلی بد میشه اونقدر سر این مورد خودمو سرزنش کردم که یواش یواش داره از نماز بدم میاد می‌دونم نباید این طوری بگم اما هیشکی جای من نیست که منو درک کنه خسته شدم از بس

  2. بنتـ الحسیـــنـ
    بنتـ الحسیـــنـ گفته:

    خیلی خوشحال شدم که به خدا وصل شدین واقعا خوشحالم که انقدر متوصل هستید و دارید زندگی خودتون رو تعریف می کنید چیزی که خیلی کم پیش میاد تعریفش
    خدا به خیلی ها که دیگه از همه چی بریده بودن کمک کرده و دستشون گرفته خوشحالم که شما هم یکی از اونها هستی کسایی که هیچ وقت امیدشون به خدا از بین نمیره چون توی بدترین حالت عمرشون فقط خدا براشون مونده و خودش رو نشون داده

  3. محمد
    محمد گفته:

    سلام وجود خدا رو برای خودمون از طریقه ی زندگی جنین در شکم مادر و طریقه ی زنده موندنش وزندگیش تو این دوران برای خودمون اثبات کنیم

  4. یه آدم
    یه آدم گفته:

    سلام آقا رضا.من امروز با شما آشنا شدم.سال خوبی نداشتم…همش افسردگی.همش اضطراب.حالم اصلا خوش نیست.باید با یه نفر حرف بزنم…حس میکنم دیگه خودم نمیتونم به خودم کمک کنم

  5. عسل
    عسل گفته:

    سلام داداش رضا
    راستش الان که میبینم چقد عاشق خدا هستی و چقد حسش میکنی و این شدت از وابستگیو میبینم وااااقعا بهتون حسودیم شد واقعا خوشبحالتون که انقد پاک شدین که انقد دیوانه وار عاشق خدا هستید
    ای کاش منم یروز به یه جایی برسم که مثل شما مجنون خدام بشم😭😔ولی اخه نمیدونم چطکری؟باید چیکتر کنم که اننننننقدر دیوانه وار قلبم برای خدام بتپه😭😍
    خیلی دلتنگ خدام خیلی دلم گرفته انشاءالله خودش بهم کمک کنه انقدر خوب بشم که نتونم یه دیقه بهش فکر نکنم
    یه سوال ازت داشتم داداش
    یکی از عمه هام بهم گفت خواهر زاده شوهرم پسر بسیار بسیتر بسیار مومن و مدهبی هستش طوری که انقد پاکه که همه رو ایمش قسم میخورن و دوستای باباش برای اینکه دخترشونو بندازن بهشون سر و دست میشکنن
    خلاصخ کلی از خصوصیات اخلاقیش تعرف کرد عکسشو نشونم داد و خلاصه کلی تعریف و تمجید بعدم گفت اگه بشه باهم ازدواج کنید خیلی خوب میشه
    راستش اول مسخرشم کردم ولی یکم که با خودم فکر گردم به این نتیجه رسیدم که چی بهتر از این که با یه ادم مدهبی و مومن ازدواج کنم و زندگیم زیر سایه امام زمانم باشه من بیحجاب بودم با نامحرم چت میکردم گناه کبیره میکردم حتی😭😭😔وای با خودم گفتم اگه اونو از خدا میحوام باید خودمم مثل اون پاک و مومن شم بخاطر همینم شروع کردم نماز خوندن و حجاب کردن و قطع رالطه با نامحرم ها و ترک گناه بزرگم بعد همش سر نمازام میگفتم خدایا منو اونو به هم برسون تا اینکه سایت شما اشنا شدم و فهمیدم اینا کافی نیست حجاب الکی و نمازی که سر وقت نیست خیلی مسخرس که از خدا بحوام حاجتمم بده شروع کردم نمتز صبح خوندن روزی ۲صفحه قران ذکر روز صلوات روزانه احترام به بقیه کمک به پدر و مادر غیبت نگردن دروغ نگفتن عضولی نکردن کنترل خشم و نگاه نکردن به نامحرم طوری که وقتی بیرون میرم نامحرمو اصلااا نگاه نمیکنم از کنارم رد میشه نامحرم سرمو پایین میگیرم که نگاهم بهش نیوفته اخه با خودم میگم اگه اون پسر برای احترام به زن ایندش و رضایت خدا به نامحرم نگاه نمیکنه خوب چرا من بکنم؟
    حالا داداش میخوام بدونم اگخ دختر پاک و خوبی بشم طوری که خدا دوسم داشته باشه تحتمالش چند درصده که به حاجتم برسم و با اون فرد در اینده ازدواج کنم؟
    عمم گفت که یجوری هماهنگ میکنم که همدیگرو ببینید و مطمینم کخ مامانش ازت خوشش میاد بهم بگو لطفا ایا به حاجتم میرم اگه پاک بشم یا نه؟

    • برنو به دوش
      برنو به دوش گفته:

      یادت باشه همه این کارا رو به خاطر خدا انجام بدی ، و خدا ملاکت باشه ، به کسی امید نداشته باش و خودت تلاش کن ، فقط خدا رو ببین . مطمئن باش خدا دوست داره و صدات رو میشنوه

  6. علیرضا
    علیرضا گفته:

    سلام خیلی ممنون از دلگرمیتون 🙏🙂انشا الله که یک بار دیگم سمتش نمی رم به امید خدایی که عاشق هممونه

  7. علم الهدی
    علم الهدی گفته:

    اینکه میگید خدا رو حس کردید خیلی قشنگه
    خصوصا اونجا که انقدر از ته دل توی دل خودت ناله زدی که انگار صدای نفست تو مغزت هم نمیاد، انگار صدای اونم گرفته :/دقیقا همونجاست که انقدر قشنگ به خودت میارتت که میبینی وَه من که تو بغلت بودم خدا چطوری گفتم منو ببین؟ “آخه مگه میشه؟ “جمله کیلیدی ذهنت میشه و میبینی که میشه چقدرم قشنگ میشه اونقدر قشنگ که تو ظرفیتش نداری باید یجوری این همه حال خوبو بریزی بیرون میخندی و شادی و گریه میکنی و سجده میری
    من یه دخترم که همه منو به این می‌شناسن که از ۱۱سالگی با شهدا بوده و اینا و همیشه آدم خوبه بودم،اما همین من کارایی کرد که به ذهن هیچ کس نمی‌رسید، حتی خودش هم نمی‌دونست کاری که میکنه اشتباهه و یا گناهه و اونقدر نسبت به این قضیه جاهل بود که وقتی داشت تفریحی رساله میخوند فهمید داره چه غلطی میکنه فهمید که تهش چیه،فهمید که اثرش چیه
    اما معتاد رو نمیتونی به یکباره از موادش جدا کنی
    منم به یکباره جدا نشدم، نمیدونم چقدر طول کشید اما اونقدر میدونم که ترکش کردم و حتی الانم بعضی وقتا به سمت اون لعنتی کشش دارم ولی خودمو سر کوب میکنم آخه فهمیدم زشته و قبیحه، تا حالا هم به هیچ کس نگفتم این موضوعو و خودم تنهایی از تو مرداب اومدم بیرون و خب به خودم افتخار میکنم اما هیچ وقت یادش نمیکنم، من فراموشش کردم، استغفار کردم و دیگه دنبالش نمیرم و میدونی تهش چی شد؟
    اونقدر صاف شدم که تو یه ده دقیقه از ته دل خدا رو تو دلم صدا زدن برات کربلا گرفتم اونم تو اربعین اونم تنها، اینا برای دختر ۱۷ سالیه که سال بعدش کنکور داشت و برای همه خیلی این مهم بود و خب تنها رفتن اون به یه کشور دیگه با یه کاروان که هیچ آشنایی توش نیست شبیه یه معجزست و خب معجزه اتفاق افتاد من یه ماه بعد داشتم برای ابوالفضل(ع) دست تکون میدادم.
    اگه جوابتو نمیگیری، اگه حالت خوب نیست، اگه روز و شبت برات یکی شده، اگه دلت میخواد جا بزنی ولی نمیتونی چون قول دادی، اینو از من بشنو
    اینکه بفهمی خدا صداتو میشنوه و همیشه یکی هست که خریدارته، اونقدر قشنگه که پای هیچ لذتی بهش نمیرسه
    رفیق! هرچقدر که بد باشی تهش قشنگ تره
    جا نزن، قوی باش، ادامه بده و بخواه….
    کربلات، مشهدت، ازدواجت، بچت، کارت، همه چیت، هممممممه چیت اونقدر قشنگ میفته رو غلتک که به خودت افتخار کنی و میشی اسطوره ی خودت
    بلند شو رفیق
    خدا خیلی وقته منتظره بغلش کنی ❤️

  8. علیرضا
    علیرضا گفته:

    سلام دادش رضا یه کاری بگو انجام بدم از این دو تا بدبختی در بیام من کنکوریم وقت خواندن تمام مطالب رو ندارم ماه رمضان داره نزدیک میشه امروز دوباره تو دام افتادم کلید اصلیت چی بود کمکم کن به همون خدایی که نجاتت داد😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

  9. علیرضا
    علیرضا گفته:

    سلام داداش رضا من هم درگیر این کار زشتم هم اینکه سال کنکورمه بچه ی درس خونی بودم ولی با این وضع کرونا امسال تنبل شدم و خیلی عقبم ولی اعتماد به نفس دارم اگه از همین الان شروع کنم به کوب بخونم رشته خوب و دانشگاه خوب می تونم قبول بشم مشکلم هم این کار زشته و اینکه تا می خوام درس بخونم همیشه احساس خستگی بدنی و روحی می کنم برای همین فقط جزوه می نویسم و عملا حوصله خوندن و اینا ندارم حتی موقع نوشتن جزوه هم به آهنگ گوش میدم دنبال راحتی ام بگو چی کار کنم می خوام هر دوتا مشکلم به هم حل بشه هم بیماری زشتم هم درس و کارام لطفا جوابمو بی پاسخ نذار ممنون🙂

  10. fa fa
    fa fa گفته:

    آدمی که میخواددرست بشه باید بشکنه…خورد بشه …تمام گوشتی که تو حرام تو بدنش اومده رو بریزه…بعد خودش به کمک خدا واهل بیت تکه تکه هاشو جمع کنه بچسبونه…اون آدم سابق نمیشه ها…اما بهترمیشه…خوش به سعادت کسی که طاقت بیاره تکه تکه شدنشو …بعد لذت کمک خدا واهل بیت وشیرینی شو هم میچشه …هیچ لذتی بالاتر از عزیز شدن به چشم خداوند نیست…کاش همگی عزیز خدا بشیم…الهی آمین

  11. فائزه
    فائزه گفته:

    سلام امیدوارم همیشه حال دلتون کوک باشه و عاشق باشی….
    من همین امروز تصمیم میگیرم تا ۴۰ روز آینده هیچ گناهی نکنم….
    امام حسین خودت کمکمون کن….
    حالم عجیبه….صدای اذان تو گوشم میپیچه..‌‌نم نم بارون میاد….
    من ۹سالگیم رفتم مکه من عاشق خدا بودم ….
    نمیدونم چی منو از خودم دور کرد
    هرکسی که او دور ماند از اصل خویش
    باز جوید روزگار وصل خویش
    لذت های پاک سطح انرژی و قابلیت شاد کردن بیشتری دارن….
    اتفاقا ادم بره دور هاشو بزنه برگرده بهتره….
    سر خدا منت نمیزاره
    ذهن گناهکار بن بسته‌‌‌‌…. به خدا نمیرسه….
    ۴۰ شب زیارت عاشورا به نیت امام حسین با هم بخونیم….
    ۴۰ شب پاک بودن رو بخوایم….
    مرسی ازت داداش رضا….

  12. 😔
    😔 گفته:

    سلام داداش رضا
    داداش رضا لطفا کمکم کن داغونم نمیدونم چجوری بگم گیج شدم ی سری چیزا رو تازه فهمیدم از خدا دور شدم عصبی شدم افسرده شدم نمیدونم باید چیکار کنم اصن صلاح چیه پنج ساله عاشق یه ادم معروف شدم ولی همه میگن نمیتونی مسخره میکنن داغون شدم داداش رضا
    لطفا کمکم کن تو بگو چیکار کنم
    همش توی رویام همش خودمو با خدا میدیدم .. همش دلم میخواست غیر از خدا کسی تو دلم نباشه ولی نمیدونم چی شد یهو..
    ولی میدونم عشقم واقعیه اخه هروقت دلم براش میگرفت میرفتم سمت قران و دعا..
    داداش رضا لطفا جوابمو بده خیلی بهت احتیاج دارم

  13. بسمه تعالیٰ
    بسمه تعالیٰ گفته:

    باسلام و خسته نباشید داداش رضا

    من واقعا راستش از بچه گی دچار این مشکل گناه شدم و چند ساله می خواهم ترک کنم نمیشه یک جایی لنگ می زنم ، خیلی میترسم اعتقاد به معاد و اون دنیا دارم ولی نمی دونم نفس اماره ام منو میکشونه به جهت گناه ، برایم دعا کن داداش رضا

    از خدا خواستم یک یاعلی و این معصیت رو بذارم کنار خودم واقعا خسته ام الان قدر این همه خدا میگه گنا نکن بده الان واقعا میفهمم ،

    داداش رضا التماس دعا دارم ، من راستش تو تنهایی فقط وسوسه میشم ، و 😞😞😔😔شرمنده خدا و رسولانش هستم و مخصوصا امام زمان (عج) ، دلم می سوزه.

    داداش رضا دعا کن ، التماس دعا ✋

  14. its me
    its me گفته:

    مرسی واسه نوشتن کتاب راز شهوت ک بهتر از اون نخوندم و تو خیلی چیزا نظرمو تغییر داد همین(:

  15. گمنام
    گمنام گفته:

    نمیدونم چی بگم فقط میتونم بگم حالتو اساسی میخرم اساسی
    اصولا دیدم هرکی خیلی خدا میخوادش و دوسش داره و اونم با خدا حالشو میبره و عشقبازی میکنه یه کسی بوده که قبلا مذهبی نبوده و گناهکاره ولی ما به اصطلاح مذهبیا یا شایدم مذهبی نماها
    اصلا خودمو میگم اصلا یطوری شدم از هیچی نمیترسم
    هی توبه هی میشکنم مدتیه که حس گناه توم کم شده از این میترسم
    نمیدونم اینایی که دارم میگم درسته غلطه مردم چی فکر میکنن یا …
    ولی این جنگ دو طرفه تو ذهن رو من سال هاست دارم
    نمیدونم چه مرخرفیه ولی لامصب ول کن معامله نیست
    یجوریه میگه بکن میگه نکن یا میگه اگه بکنی میگن فلانه یا میگه اگه نکنی درست نیست اصلا یه وضعیه ها یه وضعی
    اصولا یطوریم که بیشتر تو ذهنم مشکل دارم دائم از این شاخه به اون شاخه میپره ذهنم همین لحظه که دارم تایپ میکنم دارم به یه چیز دیگه فکر میکنم
    بعضی وقتا گناه بعضی وقتا که نه تقریبا تقریبا فکر گناه میاد خیلییییییییییییییی داغونه ذهنم خیلیا
    (اسلام رو با فرد قیاس نکنید که اگر قیاس کنید اسلامتون اسلام نبوده و به بیراهه میرید هدفم اینه یسری سو استفاده نکنن😒)
    اره خلاصه یه حدودا ۷ سال درگیر گناهم خسته شدم راستش خسته
    فاطمیه فکر کنم بهترین فاطمیه عمرم بود ولی با گناه خرابش کردم خستم والا دیگه روم نمیشه برم به امام حسین ع یا خدا بگم کمک کن یا یکاری کن که برگردم از بس توبه شکوندم که دیگه یه حالتی مثل بیخیالی بهم دست داده همش به این فکر میکنم الان مثلا ۱۸ سالته اینهمه وقتتو هدر دادی گناه کردی هیچ غلطی نکردی خیلی عقبی و این داستانا هعی اذیتم میکنه بخاطر همین میگم بیخیالش (بعد مثلا دوباره درست میشم میگم نه خدا میخوادت یا دوست داره یا چمیدونم دوباره فازم خوب میشه)شده یه جریان مثبت منفی توی ذهنم خسته ام خسته
    مثلا میخوام یه کاری بکنم میگم الان وظیفست انجام بدی یا نه اگه فلانه فلان اگه فلانه چرا فلان
    میدونم دارم چرت و پرت میگم خل شدم اصا🤦‍♂️خلللللل
    رسما رد دادم
    هعییییییی
    دیگه چی بگم والا
    خسته خسته خسته سخته خستهههههههههههههههههههه

  16. فاطمه
    فاطمه گفته:

    خدایا کمک کن ما هم مثل داداش رضا پیدات کنیم و عاشقت بشیم
    زندگی بدون خدا هیچ معنایی نداره

  17. این خدا خیلی خداس
    این خدا خیلی خداس گفته:

    سلام داداش …
    این پست رو قبلا خونده بودم اما بازم خوندنش بهم انگیزه میده…تصمیم گرفتم پست هارو یه بار دیگه بخونم و نت برداری کنم…

  18. SEDALI
    SEDALI گفته:

    داداش منم حدودا ۵۰ روزه پاک پاکم خالی از هرررگونه بدی
    حس تورو ندارم چون انقدر بد نبودم که بخوام یهو انقدر خوب بشم من از ۱۰ شروع کردم و الانم ۴۵ ام تازه میخوام شروع کنم بخش دوره ی پاکی خیلی امید دارم و خیلیم خدارو
    یه حسی بهم میگه موفق میشم فوری نه ولی حتما
    راسی کلن همه جوره عوض شدم توی این ۵۰ روز و یه حس خوبی دارم و فقط میتونم بگم خدایا شکرت
    انشالله خدا هست با من

  19. وحید
    وحید گفته:

    سلام داداش رضا یه سول داشتم اگه میشه جوابمو بدید داداش رضا گفتی اگه رسالتتو پیدا کنی با یکی مثل خودت ازدواج میکنی یعنی کسی که رسالت داره یا کسی که رسالتش مثل مال خودت باشه

    • 🤞مهدی سرباز آقا🤞
      🤞مهدی سرباز آقا🤞 گفته:

      سلام داداش…
      یعنی با هم رسالتی خودت ازدواج میکنی…
      اگه رسالتت ورزش باشه با کسی که رسالتش به ورزش مربوطه ازدواج میکنی…

  20. سرباز حاج قاسم
    سرباز حاج قاسم گفته:

    منم امام حسین رو خیلی دوست دارم ان شاءالله کربلا نصیبم بشه .🙃
    و بتونم گناهم رو ترک کنم.💔

  21. ریحانه
    ریحانه گفته:

    خداروشکر من داخل ی اردوی جهادی که چند وقت پیش رفته بودم با یکی از همکلاسی های مامانم داخل حوزه دوست شدم که چند سالی ازم بزرگتر رابطه خیلی خوبی داریم ازش خیلی چیز یاد گرفتم هرکاری میخام انجام بدم اول پیش خودم میگم اگه اون ب جای من بود این کارو انجام میداد یانه اگرکه از نظرش درسته بود انجام میدم وگرنه دورش خط میکشم خدایا هزاربار شکرت بخاطر اینکه ی رفیق مومن نماز خون و رفیق بامرام و پایه به من دادی

  22. قاسم
    قاسم گفته:

    سلام. داداش گلم رضا جان. من یه دو هفته هست با کتاب و سا‌‌یتت اشنا شدم. من اعتیاد به مواد مخدر دارم. از شما میخوام کمکم کنی تا پاک بشم. تا راه پاکی و درستی انتخاب کنم. کلآ ادم بدی نیستم تنها مشکل من همین اعتیاد هست از ترس اینکه دیگران و خانواده بفهمند من اعتیاد دارم نمیتونم ترک کنم. خواهش میکنم کمکم کنید. با تشکر از شما

  23. بندهٔ خدا
    بندهٔ خدا گفته:

    سلام
    من یه دخترتویه خونوادهٔ مذهبیم اماهرگناهی که توکردی من خاک برسرم کردم الان۱۴سالمه به جایی رسیدم که حرف هیشکیوباورنمیکنم به هیشکی اعتمادنمیکنم سخته ترک کردن گناه
    من خیلی خواستم ترک گناه کنم امابازم دچارش شدم من تاپارسال یعنی سال۹۸بعضی وقتاکه احساس گناه میکردم بعدازانجام یکارایی احساس پاکی میکردم اماامسال…امسال خیلی آلوده شدم ازخودم بدم میاد.باورتون میشه من قرآن میخونم چادرمیپوشم ولی این درحال حاضرمه قبلاخیلی کارای دیگه هم میکردم تاچندوقت پیش باسخنرانی هاو…سعی میکردم یخورده به خودم بیام وبرای همون ثانیه هم که شده یخورده نظرخداروبه خودم جلب کنم من این دو سه روزبه خونوادم گفتم که چی میکشم وخواهرم آدرس این سایتوبرام فرستادوتاالانم که داشتم مطالبومیخوندم خیلی دگرگون شدم خیلی.
    حالابقیهٔ حرفارونگه میدارم چون زیادن ومیرم سراصل مطلب یعنی تصمیمی که گرفتم ببینم میتونم برخلاف تصمیمای فیک قبلیم پای این یکی وایسم.(انشاءالله که باکمک خدامیتونم)
    ‹‹التماس دعای فراوان››

    • سرباز ولایت
      سرباز ولایت گفته:

      سلام خواهرم چقدر خوب که با این حال حجابتون رو دارید این خودش نشونه ای هستش که خانوم فاطمه زهرا دوستون داره ایام فاطمیه هستیم به خانوم متوسل شید و از مادر همه مون خانوم فاطمه زهرا کمک بخواید ناامید نشید اثر در استمرار است

    • سرباز ولایت
      سرباز ولایت گفته:

      کتاب کنترل شهوت داداش رضا و محاسبه نفس داداش رضا خیلی کمکتون میکنه

      همینطور یاد مرگ همیشه یاد مرگ و روز حساب باشید کتاباب در مورد مرگ بخونید مثل سه دقیقه در قیامت

  24. جنگ جنگ تا پیروزی ✌
    جنگ جنگ تا پیروزی ✌ گفته:

    خیلی برام عحیبه…
    اکثر کسایی ک روند زندگیشون عوض شده (مث خود من) همشون میگن امام حسین ما رو نجات داد !
    ب خدا راسته ک میگن امام حسین کشتی نجاته !!
    واقعاااا امام حسین کشتی نجاته…
    یعنی ی جوری نجاتت میده ک خودتم نمیفهمی چی شد !!
    حتی وقتی ب گذشته ات فک مبکنی هرچی فک میکنی ک اخه چی شد ؟ چی شد ک زندگیم عوض شد چی شد ک از مسیری ک تهش بی راهه بود ب اینجا رسیدم ادم نمیفهمه !! 😂
    فقط تنها چیزی ک ادم میفهمه اینه
    همه چی از محرم اون سال شروع شد… !!💔
    واقعا این امام حسین کیه 💔
    سوگلی تر از امام حسینم مگ داریم پیش خدا…. ؟؟!!! 💔😢

    • میثم
      میثم گفته:

      واقعا حرفت درسته…
      منم امام حسین نجات داد
      از وقتی رفتم کربلا…..
      السلام علی من الاجابه تحت قبته
      السلام علی من جعل الله الشفاء فی تربته
      آقا خودش شفام داد…حال خرابمو خوب کرد

      کسی که امام حسینو داره دیگه چرا ناامید میشه…
      حسین هست…

      • سر باز حاج قاسم
        سر باز حاج قاسم گفته:

        سلام…
        منم داخل یک خانواده مذهبی بزرگ شدم ولی نه مذهبی شدید اما من گناه هام فقط و فقط از سریال ها منشا میگیره و سریال هایی که نگاه میکنم مدرسه ای هستن یعنی فقط اینکه به نامحرم میشه گفت نگاه میکنم ولی سریال هام مستهجن نیستن . (( الانم دارم سعی میکنم ترکشون کنم))
        خب منم وقتی اسم امام حسین میاد گریم میگیره و فقط میخوام کمکم کنه.💔

  25. 𝐦𝐨𝐛𝐢𝐧𝐚
    𝐦𝐨𝐛𝐢𝐧𝐚 گفته:

    سلام،من یه نوجونم با دوستم تصمیم گرفتیم توبه کنیم و اینکارو هم کردیم. اولا خیلی خوب بود نمازا همش با عشق به خدا بود ولی هرچی میگذره کمتر میشه چکار کنیم ؟؟؟

    • a2595
      a2595 گفته:

      سلام..چون نماز خوندن براتون تبدیل ب عادت شده..مثلن شما میتونی هروز بعده نماز اول وقت ی دعای خاص در نظر یگیری و بخونی و خیلی کارای دیگه ک خودت دوست داری چون این کار ب نماز خوندنت تنوع میده و باعث میشه نماز خوندن برات خسته کننده وتکراری نشه..مثلن حتی میتونی از گوگل سرچ بزنی،یا از یه آدم نمازخون،یا کتابا،..قشنگ در مورد نماز تحقیق کنی و آگاهیتو در مورد ش بالا ببری تا در تو و دوسته عزیزت شور وشوق ایجاد کنه..تا بتونین ی نماز لذت بخش بخونین..آبجی فقد ازت یه خواهشی دارم، دعا کن خدا ب منم یه دوسته نمازخون ومومن بده..خیلی دوس دارم یدونه دوسته خوب داشته باشم.ولی پیدا نمیشه…

      • ریحانه
        ریحانه گفته:

        خداروشکر من داخل ی اردوی جهادی که چند وقت پیش رفته بودم با یکی از همکلاسی های مامانم داخل حوزه دوست شدم که چند سالی ازم بزرگتر رابطه خیلی خوبی داریم ازش خیلی چیز یاد گرفتم هرکاری میخام انجام بدم اول پیش خودم میگم اگه اون ب جای من بود این کارو انجام میداد یانه اگرکه از نظرش درسته بود انجام میدم وگرنه دورش خط میکشم خدایا هزاربار شکرت بخاطر اینکه ی رفیق مومن نماز خون و رفیق بامرام و پایه به من دادی

    • محمد .
      محمد . گفته:

      سلام
      حتما سخنرانی (چگونه یک نماز خوب بخوانیم ) از استاد پناهیان رو گوش کنید،جوابتون توی اون سخنرانی ها هست

    • X
      X گفته:

      سلام.دقیقا میدونم چی میگی حتی شاید ی کار هایی ب اصطلاح گناه بخوای انجام بدی و ب خدا اینو توجیه کنی یا مثلا بگی من جوونم اصلا قضیه اینجوریه خدا…میدونی من ی اعتقاد دارم ک یکی از دلیل هایی ک خدارو مبپرستم یا وقتی میگم خدایا دوستت دارم ته دلم میدونم ک این حرف دلیل داره و فیک نیست ..دلیلش هم این ک من عقیده دارم یا شاید بشه گفت به عبارتی فهمیدم ک خدا ی موجود برتر هست..یعنی چی؟! ببین قانون جذب و هر چیزی رو باید شنیده باشی تا الان …نکته ای که تو این قانون وجود داره حس خوبه ب این معنی ک تو ی حرکتی داری میکنی و این حرف رو میشه صدق داد که همه چیز ممکنه حتی غیر ممکن هم ممکنه ، یعنی چه فکر کنی نمیشه و چ فکر کنی میشه هر دو اینها درسته یعنی اگه فکر کنی مثلا ویلای رویا هاتو بدست نمیاری درست فکر کردی و بدستش هم نمی اوری…
      حالا برتری خدا ب این دلیله ک خدا فقط حرف من نیست فکر من نیست برتره از قانون جذب میشنوه و من ب شخصه نشده ک چیزی بخوام ازش (اونم وقتی ک ۱۰۰% ب قول خودم فیکی رو حس میکردم یا بی اعتقادیم یا اینکه حس خوب ندارم ب قول قانون جذب) و جواب نگیرم ببین این روزی رسانی ک میگن خدا میرسونه ، اگه با خدا صحبت کردن هم مثل قانون جذب ب حس خوب بند بود هیچ کس از اونایی ک فقیر هست نباید غذا بهشون برسه ن واسه اینکه میگن ای کاعنات من گشنمه بلکه چون میگن غذایی در کار نیست با قلبشون اینو میگن و حالا این وسط اگه ی بار بدون هیچ حس خاصی فقط با مخاطب قرار دادن خدا بگن روزی بهشون میرسه یا ب اصطلاح غذا یا هر چیز دیگه ای گیرشون میاد پس خدا هرچی ک هست ی چیز برتر است..برای هر عزیزی ک این متنو خوند(خسته نباشی سلام!) من ادم زیاد خوبی نیستم ولی میخواستم این رو بگم کنار هر چیز دیگه ای ک از خدا خواستم اینکه خدایا فلان گناه رو بزارم کنار رو خواستن هم جواب داده ، نمیدونم ولی شاید بخاطر این برتری ک هست یا هرچی؛ خواستم ب شما دوست عزیز این پیشنهاد رو بدم همین متنی ک نوشتی رو ب خدا بگو … ی راز رو بگم به همتون: هرکسی ک تو دنیا کاری انجام داده یعنی ی حرکتی زده مثلا فکر کن ی برده ای ک انقلاب کرده یا هر کاری ، خودشون رو قادر بودن ببینن مثلا میگفتن ما مثلا در جایی ک زندگی میکردیم مثل اشغال بودیم مثلا اگر فلان شب اینجوری نمیشد همه ی ما می مردیم ( اصلا در نا خوداگاه هم رفتار ما ب همین مضمون وجود داره از وجودیتی ک خودمون نسبت ب خودمون میدونیم ک ی چیزه شهودیه( ولش مهم نیست گبجت نکنم)) خب این چی بودن یا خودمون رو دیدن برای حرف زدن با خدا کمکت میکنه ک واقعا صحبت کنی؛ خودتو ب خدا معرفی کن با معرفی با حالت با هرچی ک داری رو بگو ب خدا از فیک بودن گرفته تا اینکه بدون حظور قلب اصلا داری صحبت میکنی مثلا من خیلی وقتا حتی الا گاهی وقتا اینجوری صحبت میکنم: سلام خدا منم هیچ ته دلی ندارم از حضورت شاید تو دلم از بودنت هم شکه ..فقط همین کلام ها است ک جسمم دارن میان بیرون و باهات صحبت میکنم ..خدایا
      نمیدونم انتظار جواب ازت دارم یا نه ..خدایاا با دل خاموش دارم صدات میکنم ن مثل حضرت موسی ام ک بخوام صدات کنم توانایی دارم ن مثل حضرت علی ک مناجات های اونچنانی بگم اگه میشد برای این دل کلیدی وجود داشت ک بخواد تو رو قبول داشته باشه ب اون صورت تا حد محمد کلیدش رو میزدم الان شاید بگم ازت نارحتم اصلا بگم ظالمی اصلا دارم کفر میگم مگه نمیگن ک زمین ملک خداست خدایا تو خونه خودت میخوای عذابم بدی رعد برق بزنی باهام واسه کفر گفتنم؟ دلی نیست خدایاا خودم اگر میخوای منو جواب منو بده چون دلی نیست فقط ی منم ک دارم میگم من اگه دشمنمم بیاد خونم ک مشورت بخواد تو خونم هرچی باشه ظلمی نمیکنم بهش نمیکشمش نمیزنمش…خدایا چجوری باور کنم ک صحبت کنم باهات و بخوای رعد برق بزنی روم عذابم بدی اصلا معصیت باشه؟ من خودم دارم این وعده عذاب رو میدم ن تو..میبینی خدایا از دیت این دل چی دارم میکشم پس صدایی ندارم انتظار هم نداری دیگهه ک بخوام با ایمان باهات صحبت کنم دیگه ن؟ اصلا تقصیر تویه ک ندارم چی بگم من تو خدایی الان من از تو دلبری کنم یا تو میخوای دل ببری…………وقتی صحبت کنی نا خداگاه خیلی حرفا رو میگی و اینم بگم ک در هر موقعیتی من فهمیدم ک با شرح خودت یعنی ب معنای حتی اولین نمیتونمت میتونی با خدا صحبت کنی و جوابش رو هم میفهمی بی جواب نیست هیچی خدا ی چیز برتره فقط یادت باشه

  26. ya Zahra
    ya Zahra گفته:

    دستم خوردواتفاقی وارد یه کانال شدم پست هاروبالاپایین کردم یه هشتکت توجهم رو جلب کرد ازسفیر ابلیس تاسفیرپاکی اولیش روکه خوندم دیگه هیچی نشنیدم چشام بجز اون نوشته ها پستهای دیگرونمیدید خط ب خطشو درک میکردم خودم تو خیلی ازاون موقعیتهابودم حدود ۳۴ تا صفحه بود ک همشوهمون شب خوندم ب خودم ک اومدم صورتم خیس خیس بود ولی انگار امید وانگیزه دوباره گرفته بودم منی ک اونروزا ازهمه چیز ناامید بودم همه چیز !!هیچ اتفاقی اتفاقی اتفاقی نمی افته …

  27. Fateme
    Fateme گفته:

    سلام
    هفته ی پیش خیلی اتفاقی دستم رف رویِ یه کانال تو برنامه روبیکا یه رمان گزاشته بود که شما نوشتین
    نشستم یکمیشو خوندمو و همینطوری که میخوندم اشک میریختم و موهای بدنم سیخ میشد خیلی خوشحالم که این کانالو دیدم و رمانِ شمارو دارم میخونم
    تویل همین کانال چله ی ترک گناه هم گزاشتن منم شرکت کردم یکی دو روزِ اول که خیلی تو جَو بودم و حواسم بود گناه نکنم ولی الان یکمی شُل کردم ولی یه کوچولوووویِ خیلی کم بهتر شدم امیدوارم که بتونم
    دعا کنین برام

  28. M.A
    M.A گفته:

    من واقعا ادم سست اراده ایم…
    ولی نوشته شما رو که خوندم امید گرفتم که شاید دری به روم باز شه…

  29. F.H
    F.H گفته:

    همین امروز باهاتون اشنا شدم و خیلی خوشحال شدم از خوندن نوشته هاتون ان‌شاءالله همه هدایت بشن و به این مرحله برسن. منم دارم به چله ی ترک گناه فکر میکنم به احتمال قوی امتحانش میکنم.
    التماس دعا

  30. شاید... شهیده سادات
    شاید... شهیده سادات گفته:

    سلام
    ۴۸ ساعت از وقتی با اینجا اشنا شدم میگذره
    من تمام حرفاتون حستون به امام‌حسن رو تجربه کردم اون شادیه اون عاشق خدا بودن…
    ولی باز با یه اتفاق همه چی خراب شد نمی دونم چیشد ولی دیگه مثل قبل نشدم من توبه کردم به نظر خودم گناه نمی‌کردم ولی بود گناه بود خیلی زیاد
    راهشو نمیدونستم ناامید از همه جا ناامید از اینکه انقدر توبه شکستم چه جوری باز به خدا برگردم بگم ببخشم…
    الان اینجام و فهمیدم شما راهشو پیدا کردید ولی من….
    شده درسم رو بزارم کنار این کارو میکنم تا تمام مطالب این سایت رو بخونم
    من میخوام این که میگید فقط خداارو میخواید نه حتی بهشت و نعمت هاشو درک کنم
    من چادر می‌پوشم نمازام سر وقته اهل دوستی حرام نیستم از دوروغ متنفرم ولییی باز درگیر گناهیم که شما هم بودید
    حالم از خودم بهم میخوره ولی نمیدونم باید از کجا شروع کنم
    دعا کن واسم داداش شما پیش خدا خیلی عزیزی..
    راستی تا حالا واسه هیچ داستان و نوشته ای این جوری که اینجا اشک ریختم گریه نکرده بودم

  31. پارمین
    پارمین گفته:

    سلام👋 پارمینم فکر کنم معتاد این سایت شدم😂 آرامش خوبی که توش هست هی منو میشکونه سمت اینجا مرسی داداش رضا به خاطر این کار خیلی خوبی که میکنی♥️ همین داستان الان نصفه شبی باعث شد پا شدم یکم قرآن خوندم بعد یکم فکر کردم تصمیم گرفتم دیگه گناه نکنم
    میگم شرمنده خیلی از مرحله شوت شاید به نظر بیام راستش واقعیت هم همینه جز کتاب های مدرسه چیز دیگه ای بلد نیستم میخوام اولین دوربرگردون رو دور بزنم برگردم سمت خدا برای این کار باید توبه کنم ولی راستش نمیدونم چجوریه فقط بگم خدایا توبه و دیگه کارای قبلی رو ادامه ندم، کافیه؟
    اینجا ناشناسم تقریبا همه چی راحت تره خیلی خجالت میکشم برم به یکی بگم و ازش بپرسم.

    • جنگ جنگ تا پیروزی ✌
      جنگ جنگ تا پیروزی ✌ گفته:

      سلام اجی
      خیلی خیلی خوش اومدی 😍❤
      میگم شنیدی میگن خدا سریع الرضا س ؟
      تو همین ک پشیمون باشی و بعدش شروع کنی ب جبران گذشته و خودسازی خدا میبخشتت و حتی گذشتت رو برات تبدیل ب خیر میکنه ب شرطی ک تلاش کنی
      برا شروع از همین پست ها و کتاب های رایگان سایت شروع کن کم کم بقیه راه رو پیدا میکنی 😉
      برا شروع ب صدای دلت گوش کن اجی بشین ببین میگه از کدوم کتاب و سایت شروع کنی از همون جا استارت بزن
      ولی فقط شروع کن ی وقت وای نسی کانل شی بعد شروع کنی هااا
      شروع کن کم کم مسیر عین تیکه پازل برات واضح میشه و تو سایت هم دستت راه میفته کم کم ک چی ب چیه 😉
      همین دیگ سرت رو درد نیارم
      الهی همیشه تو اوج ببینمت اجی 😊❤

  32. حامد
    حامد گفته:

    داداش رضا شاید به نظرت مسخره برسه اما من رپ گوش میدم و خیلی اتفاق افتاده نمازم فراموشم شده باشه مسجد فقط دو بار رفتم، قرآن فقط معنی ها رو میخونم. اما خیلی وقتها هم احساس کردم خدا بهم نزدیکه. من هر شب با خدا یه عالمه حرف میزنم. باهاش معامله میکنم. همیشه این کارا رو میکردم خیلی وقته…
    اما نمی دونم چی شده همون نماز هایی که میخوندم همه با عشق بود همه شون. اما الان همه از سر عادت شده. قبلا آرامش خیلی خوبی داشت وقتی با خدا حرف میزدم جوابم رو میداد‌. (مسخره نکنین ها!) الان انگاری ازم ناراحته. دیگه آروم و قرار ندارم. شبا که حرف میزدم دلگرم میشدم اما الان حس خالی بودن داره هیچی نیست. فقط اشکه خجالت اوره ولی خود زنی هم کردم فقط مجبورم یه جور انجام بدم که جاش دیده نشه وگرنه گیر میدن بهم. خیلی مسخره ست اما بی هیچ دلیلی احساس میکنم حقمه. داداش میتونی کمکم کنی

    • Shahid
      Shahid گفته:

      این حالتی که میگید برای همه اتفاق میفته…فکر نکنید بخاطر شما و گناه های شخصی شماست…اون لحظه که توبه میکنیم و اروم میشیم و حالمون خوب میشه و کلی تصمیم خوب میگیریم و ممکنه ک بعد مدتی دوباره حالمون بد بشه اتفاقیه ک میفته…حتی واسه داداش رضا هم بعد یک هفته اتفاق افتاد..
      شیطون حالتون رو بدمیکنه بعد به گناه میندازتون..راهی هم ک انتخاب میکنه از طریق ذهنه با افکار منفی و اشتباهی وغلط دید مارو به خدا خراب میکنه و حالمون رو بد میکنه و بعدم گناه…چرخه ش همینه…
      خیلی به دنبال اینکه با عشق و ارامش مسیر خودسازی رو طی کنید نباشید…چون مسیر واقعا همش با عشق نیست..یه وقتایی با شک دست و پاشکسته یه وقتایی ناامید حال بد …همه ی اینا بخشی از مسیره..توی اینجوروقتا:
      ۱ فقط سعی کنید هرچند کم ولی قدم بردارید.
      ۲ بنویسید ازهمه چیز…با خدا راحت حرف بزنید یجوری حرف نزنید ک بخواید پیش خدا خوب جلوه کنه…درواقع واقعیت زو بگید اعتراف کنید…راحت حرف بزنید خدا هم از همه چیز خبر داره هم ته دل شمارو میدونه
      ۳ واجبات رو انجام بدید و مراقب باشید کارحرام نکنید همین…یعنی خودتون رو به اجبار پای مستحبات نَنِشونید اگر دعا خوندن مث زیارت عاشورا و …حالتون رو بهتر میکنه بخونید ولی اگر به زوره و خودتون رو بخاط نخوندن ممکنه سرزنش کنید لازم نیست…

      حاج اقا پناهیان میگن باید خوب شدن رو از جای خوبی شروع کرد…
      بهترین نقطه ی خوب شروع کردن از ۴۰ جلسه ی تنهامسیر(هسته ی اصلیه) شروع کنید به گوش دادن تا وقتایی ک عشق و شور و هیجان همراهتون نیست هم باز قدم بردارید.
      مراقب باشید شیطون حالتون رو بد نکنه موقعیتتون رو عوض کنید مشغول کاری بشید ک نتونه ذهن شما رو درگیر کنه و حالتون رو بد کنه

  33. علیرضا ۲۲۲۲
    علیرضا ۲۲۲۲ گفته:

    ممنونم منم گناهکار نبودم اما بخاطر شیطان ونفس اماره گیر گناه افتادم هر روز گناهام بد تر می شه وشیطان ونفس اماره بیشتر قدم بر می دارند و گوشی اینترنت هم به این دو خیلی کمک می کنند اما من هم می خوام مانند شما برای همیشه گناه رو کنار بذارم از گناه خسته شدم ولی تا فکر گناه می افتم بعضی اوقات بازم سمتش میرم خدا توو این راه به منم مثل شما ایشا الله کمکم کنه ورهایم نکنه یاعلی

  34. خادم المهدی
    خادم المهدی گفته:

    سلام شکرخداوندمهربان که این همه تحول وتغییرات وعشق نصیبتون شده خواستم بگم برادربرای منم دعا کنید. منم نیازبه یه عهدی دارم که چهل روزه بهش وفاکنم ولی هروقت عهدمیبندم فقط یه مدت بهش پایبندم ودیگه عمل نمیکنم قبلنابرنامه خودسازی داشتم هرشب به حسابم رسیدگی میکردم ولی اخرش میگفتم من همینجوری دارم پیش میرم چی شده مثلا؟نه گناهام ترک میشه نه به عهدم وفامیکنم گناه اصلی من بداخلاقیه بااینکه عبادتم کامل اول وقت وسرجاشه ولی هیچوقت نمیتونم عصبانیتم وزبونمو کنترل کنم تایکی بهم بدوبیراه میگه یاحقونمیده بهم زود ازکوره درمیرم وازاین اخلاقم به شدت متنفرم که چراعبادت میکنم ولی رواخلاقم تاثیرنداره همش متوسل میشم دعامیکنم ولی نتیجه نمیگیرم یکیو میخام راهنماییم کنه راهونشون بده که چطوری به خودسازیم ثابت قدم باشم ودیگه گناه نکنم خواهش میکنم حداقل شمابعددیدن این پیام راهنماییم کنید. توتلگرام هرچقدر آیدیتونو گشتم پیدانکردم تاحرفاموبگم اگرمیشه حداقل ربات ناشناس بزاریدکانالتون تاازاین طریق حرفامونوبگیم…خیلی دلم شکسته منم حالم خرابه که به خاطر این گناهم نمیتونم اقاروببینم وعشق عمیق خداکه انتظارشو دارم نصیبم نشده😭

  35. علیرضا
    علیرضا گفته:

    سلام داداش رضا اسمت رضاست ضامنتم امام رضا منم خودمو گم کرده بودم ولی حرف های شما بیدارم کرد عجرت با امام زمان عج بسم الله توبه

  36. میلادمیرزایی
    میلادمیرزایی گفته:

    سلام داداش رضا خیلی دوست دارم
    شما هم یجورایی اتفاقای زندگیت مثل منه از اینکه این حرفارو زدی خیلی خوشحالم چون فهمیدم تو این جهان هستی مثل من مثل میلادهم وجود داره منم مثل شما این حال خدایی که گفتید قلبت یجوری میشه فقط و فقط خدارو میخوای تحربه کردم با تک تک وجودم حسش میکنم خیلی دوست دارم برای منم دعا کن ایشالله روزی بیاد اگه خدا خواست از نزدیک ملاقاتت کنم خداروچه دیدی التماس دعا دوست دارت داداش میلاد❤️🙏🏻

  37. یامهدی
    یامهدی گفته:

    سلام وقت بخیر. من واقعا برای شما خوشحال شدم خدارو صد هزار مرتبه شکر
    هیچ وقت از امام حسین ع جدانشین هیچ وقت. ان شاءالله خدا هممون رو عاقبت بخیر کنه . خدا خیییلی مهربون و بخشنده است صدبار اگر توبه شکستی باز آی 😊

  38. دوستت دارم خدا
    دوستت دارم خدا گفته:

    سلام .اول از همه بهتون تبریک میگم که همچین اتفاق زیبایی تو زندگیتون رقم خورده و انشالله که رستگار و عاقبت بخیر باشد من خیلی از این مطالب شنیدم ک تو زندگی ادما یه تحول ایجاد شده و کلا از این رو ب اون رو شدن..و عاشق اینم ک تجرب هاشونو بشنوم …میخواستم یه پیشنهاد بدم و اونم اینه ک حتماااااااااااااااا کتاب ان سوی مرگ رو بخونید فوق العادست یه چیزی مثل سه دقیقه در قیامته ،و کاملا هم واقعیه به قدری این کتاب جذابه ک من تو یه روز خوندمش و وقتی. تموم شد اصن نفهمیدم چطور گذشت و یادمه ک خیلییی باهاش گریه کردم فقط چند روزی تو فکر فرو میرید ،ولی کتابیه ک به نظرم هر کسی باید بخوندش .

  39. فاطیما🌱
    فاطیما🌱 گفته:

    چقدر سخته برای بارِ هزارم توبه شکستم اومدم دوباره از اول بسازم .یعنی خدا منو میبخشه؟یعنی دوستم داره😭.خسته شدم دیگه.خسته.خدایا اگه صدام بهت میرسه کمکم کن .دیگه روی رفتن در خونه اهل بیت رو ندارم دیگه به هیچ شهیدی روم نمیشه بگم وساطتت کنه .حتی از خودتم خجالت میکشم .اما من جز تو کسیو ندارم.کمک کن 😭💔(۹۹/۷/۲۹-۱۴:۲۰)

    • جنگ جنگ تا پیروزی ✌
      جنگ جنگ تا پیروزی ✌ گفته:

      سلام اجی میگم میدونستی نا امیدی گناه کبیره اس ؟ میدونستی نا امیدی ابزاریه ک شیطون عاشقشه برا اینکه ما رو ب بی راهه بکشونه ؟
      خدا دوسِت داره نا امید نباش
      نا امید باشی دشمن شاد کن میشی ها….
      باز آ باز آ هر آنچه هستی بازآ
      گر کافر و گبر و بت پرستی بازآ
      “””این درگه ما منزل نومیدی نیست”””
      صد بار اگر توبه شکستی باز آ
      راستی اجی…
      میگم ما هرچقدرم بد باشبم دیگ بدتر حر ک نیستبم ؟! حر آب روی امام زمانش بست ولی بخشیده شد و تهشم شهید و عاقبت ب خیر شد….ما هرچقدم بد باشیم ته دلمون عاشق امام زمانمونیم مگ نه ؟!
      نا امید نباش
      وقتی ک ناامیدی ک دیگ روت نمیشه خدا و اهل بیت رو صدا کنی دقیقا همین جاااااست ک باید فرار کنی و بپری بغل خدا !
      فرّوا الی الحسین 🙂
      مث بعضی بچه ها ک تا ی دست گل آب میدن با صورت خیس گریه میپرن بقل مامانشون !

  40. نوروزی
    نوروزی گفته:

    سلام
    منم خیلی گناه میکنم وخیلی شرمنده ام من برعکس شما توخانواده ی تقریبآ مومن هستم هزار بار توبه کردم ولی بازم همونه… اما از امشب دیگه همه چی تمومه……

  41. عاشق معبود
    عاشق معبود گفته:

    سلام داداش رضا
    خدابهتون خیر بده واقعا
    من تازه به سایتتون اومدم حدود یک ساعت دوساعته
    اما چنان روحیه و انگیزه ای گرفتم که تاحالا نداشتم
    من هم مثل شما چندین باررررررررر توبه کردمو شکستم،با امام ها اصلا اشنا نبودم مثل شما دقیقا از امام حسین فقط اینکه بریم مسجد عزاداریه و گریه کنیم و میام رو بلد بودم با همون شامش اصلا امام رو نمیشناختم امااز ۷یا ۸ سال پیش که مادرم فوت کرد انگار خدا دستمو گرفتو هی کمکم کرد تا تغییر کنم تغییر هم کردم اما انگار اصلا نمیدیدمشون اصلا درکشون نمیکردم همش از روی ترس و عذابو اینا بود هم خدا رو میخواستم هم خرما رو هم از لذت های انی میخواستم بهره ببرم هم لذت هوی اخروی که نمیشد و به همین خاطر همش توبه میکردمو میشکستم ولی ته دلم خدارو میخواستم طالبش بودم
    سه یا چهار سال پیش اوضاع روحیم بدجوری بهم ریخت ناامیدیو شکست و گناهو منفی بافیو همه حالمو بد کردن تا همین دیروز که البته یه ساعت دوساعت قبل میشه حالم بد بود
    من برعکس شما مذهبی بودم اما نه واقعی از دین فقط بلد بودم روسریمو سرم کنم و حجابمو حفظ کنم اونم ازون حجاب های مذهبی های الکی(البته بازم خداروشکر)
    و نمازامم بخونم ونخونم(که بعد از یه مدتی اونم از روی اینکه مادرم توی اون دنیا به خاطر من عذاب نکشه خوندم و کم کم اول وقت تلاش کردم که بخونمش به کمک خدا)
    بعد توی این سه چهار سال واقعا نآمید بودم خدا رو میخواستم اما تلاش نمیکردم اطلاعات داشتن میخواستم گناه نکردن میخواستم اما تلاش نمیکردم یار امام زمان عج شدن میخواستم اما تلاش نمیکردم
    اما خدایی امشب حرفاتون به دلم نشست انگار تموم حرفای منو به زبون اوردین
    کلی وقته منتظرم یکی کمکم کنه یکی یه انگیزه ی قوی بهم بده همش از خدا از امامان علیهم السلام کمک خواستم با بی رمقی نماز میخوندم ،زندگی میکردم اما
    ته دلم میدونستم بالاخره من اخرش یه چیزی میشمو درست میشمو الگوی خیلیا میشم که کمکشون کنم ازین حالت دربیان من باید این راهو طی کنم تا بتونم به هم سن هام دوستام و…. کمک کنم
    و خدا شمارو هم تو مسیر من قرار داد هزار مرتبههههه شکرت
    اجرتون با الله و صاحب الزمان عج الله و تعالی فرجه شریف

  42. عاشق معبود
    عاشق معبود گفته:

    سلام داداش رضا امیدوارم خدا خیرت بده
    تک تک حرفاتونو با جون و دل میفهمم
    شاید شرایطم با شما یکم تناقض داشته باشه اما قشنگ میفهمم چی میگین
    اصلا حرفاتون خوب به دل میشینه چون تجربه کردین چون واقعا تلاش کردین چون همه تلاشاتون برا خدا بوده
    من واقعا ته ته ته تهههههههههههههه… ناامیدی بودم
    اما حرفای شما اون انگیزه ی لازمو بهم داد
    مدتها بود دنبال یه همچین انگیزه ای میگشتم از خیلیا پرسیدم اما هیچ کدوم مثل شما نبودن
    خیلی ممنونم ازتون اجرکم عندالله
    من تازه اومدم تو جمعتون اما انقدر امیدوارم شدم تویه ساعت که مطمئنم ایندفعه این توبه با دفعه های قبل فرق میکنه و به بار میشینه
    التماس دعا دارم ازتون و همه ی دوستان
    حق نگهدارتون

  43. Yegane
    Yegane گفته:

    دمت گرم تو یکی از مردای روزگاری .قسمت اول داستانتو تجربه نکردم خداروشکر ولی قسمت دومشو من با امام رضا درک کردم .موفق باشی

  44. به جوون زمین خورده
    به جوون زمین خورده گفته:

    سلام. بهت تبریک میگم.
    من ۲۵ سالمه. برعکس تو از بچگی با مسجد و قرآن و اهل بیت و این چیزا آشنا بودم.
    تو این عمر بیست و چندساله هزار بار توبه کردم و همین حسی که به تو دست داده برام به وجود اومده… اما امان از گناه!
    الان دوباره برگشتم به گناه قبلی و حال و روز خوبی ندارم. نمی‌دونم عاقبتم چی میشه؟!
    ناامید نیستم ولی همیشه حسرت میخورم که چرا نمیتونم مثل خیلی جوونا پرشتاب و با سرعت به سمت خدا برم.
    راستشو بخوای دلم عشق خدا رو میخواد ولی فهمیدم بی عرضه تر از این حرفام!
    تو معلومه خدا نگاه ویژه ای بهت کرده و توبه آن پذیرفته شده، میشه برا منم دعا کنی؟
    من خیلی به دعای غیر محتاجم. شاید به برکت دعای بقیه دوباره برگردم به آغوش خدا و آروم بگیرم.

    • خارپشت(جوجه‌تیغی)
      خارپشت(جوجه‌تیغی) گفته:

      سلام
      حال تو حال خیلی از ماها بچه‌های این سایته ولی نه تنها نباید ناامید بشی بلکه باید به خودت امید بدی و توانایی هایی که خدا در وجود یک انسان گذاشته رو باور کنی!

      “بی‌عُرضه‌ام” یعنی چی!!! کتاب بهترین نسخه خودت باش رو بخون باید عزت نفس خودت رو بالا ببری!

      “نمیتونم‌ونمیشه‌وبی‌عُرضه‌ام”نداریم!!!
      داداش رضامیگه پشت همه نمیتونم ها و نمیشه ها بنویسید رضا تونست!!!
      نگو من فرق دارم، من داداش رضا نمیشم؛ این صدای شیطانه که میخواد ناامیدت کنه.
      مابی‌نهایت قدرت تغییر خودمون رو داریم!!!

  45. Ayda
    Ayda گفته:

    سلام داداش رضا!
    خوشحالم ک با ی آدم مثل خودم آشنا شدم:)
    زندگی منم عین شماست😔البته من سنم کمه و دخترم و وقتی به کذشتم فک میکنم حالم از خودم به هم میخوره
    من بد بودم خیلی بد
    هر روز کارم فوش های بد بود و بد بد بد با پدرو مادرم بدتر دوستای ناباب خود ارضایی فیلم ای بد ولی ی روز ی کتاب خوندم اسمش سه دقیقه در قیامت بود
    این کتاب زندگیمو زیرو کرد .یه روز ت خونه بودم تنها و این کتاب رو خوندم به حدی گریه کردم که وسط خونه ولو شدم وقتی مامان بابام اومدن رفتم ت اتاق و با خدای خودم عهد کردم که همیشه باش باشم
    و الان حالم خوبه عاشق خدامم عاشقشم میتونم کذشتتو درک کنم داداش رضا میتونم چون منم عین تو بودم

  46. Donya
    Donya گفته:

    سلام ممنون ازتون واقعا قشنگ و زیبا بود من یه سوال دارم آهنگ گوش دادن هم تاثیر داره تو گناه و این چیزها؟؟؟ینی نه اون آهنگ هایی که فکر میکنین خیلی بد و مزخرفن نه همین آهنگ های پاپ معمولی که حرف بدی هم نمیزنن…
    میخواستم بدونم اینا هم گناهه؟؟؟تاثیر داره که جلوگیری کنه از ترک گناه های دیگه مثل خودارضایی و اینا؟؟؟ممنون میشم کمکم کنین🙏

      • Ayda
        Ayda گفته:

        سلام داداش رضا!
        خوشحالم ک با ی آدم مثل خودم آشنا شدم:)
        زندگی منم عین شماست😔البته من سنم کمه و دخترم و وقتی به کذشتم فک میکنم حالم از خودم به هم میخوره
        من بد بودم خیلی بد
        هر روز کارم فوش های بد بود و بد بد بد با پدرو مادرم بدتر دوستای ناباب خود ارضایی فیلم ای بد ولی ی روز ی کتاب خوندم اسمش سه دقیقه در قیامت بود
        این کتاب زندگیمو زیرو کرد .یه روز ت خونه بودم تنها و این کتاب رو خوندم به حدی گریه کردم که وسط خونه ولو شدم وقتی مامان بابام اومدن رفتم ت اتاق و با خدای خودم عهد کردم که همیشه باش باشم
        و الان حالم خوبه عاشق خدامم عاشقشم میتونم کذشتتو درک کنم داداش رضا میتونم چون منم عین تو بودم

      • سرباز گمنام
        سرباز گمنام گفته:

        سلام داداش رضا منم مث بقیه گذشته بدی داشتم منم خیلی توبه کردم خیلی من ادم بدیم خیلی خیلی من تو خانواده تقریبا مذهبی به دنیا اومدم ولی من همش دنبال رفیقا ناب بودم تا اخرشم ابرمو بردند همین رفیقا داداش رضا میدونی چیه اخه من هزار بار توبه کردم وباز شکستمش من عاشق خدای خودمم ولی نمیدونم چرا نمیتونم بهش نزدیک بشم دعا کنید برام منم بتون عاشق بشم بتونم نمازامو اول وقت بخونم فقط برام دعا کنید همین من هرکاری میکنم نمیشع بازم گناه میکنم من یه دخترم دعا کنید ابروم بیشتر ازاین نره همین التماس دعا😔😔😔😭😭😭😭

    • Donya
      Donya گفته:

      سلام ممنون ازتون واقعا قشنگ و زیبا بود من یه سوال دارم آهنگ گوش دادن هم تاثیر داره تو گناه و این چیزها؟؟؟ینی نه اون آهنگ هایی که فکر میکنین خیلی بد و مزخرفن نه همین آهنگ های پاپ معمولی که حرف بدی هم نمیزنن…
      میخواستم بدونم اینا هم گناهه؟؟؟تاثیر داره که جلوگیری کنه از ترک گناه های دیگه مثل خودارضایی و اینا؟؟؟ممنون میشم کمکم کنین🙏

  47. مبینا
    مبینا گفته:

    سلام داداش رضا ممنون از سایت فوق العادتون.
    نظرم بی ربط به موضوعه ولی دغدقه ی خیلی هاست.لطفا درمورد کمال گرایی هم بنویسید.

  48. خدایا اول پاکم کن بعدش خاکم کن
    خدایا اول پاکم کن بعدش خاکم کن گفته:

    تا این حد تله پاتی دیگه نوبره😳😂😂پست رو خوندم و نظر گذاشتم .. بعد اومدم کانالتون دیدم گفتین اولین پستم اینه!.. خخخ.. الان میخام برم پست بعدی ✌ بالاخره به سر رسید که این پستای شمارو بخونم از اول و نت بردارم .. خداروشکر

  49. عاشِقِ مَهدی
    عاشِقِ مَهدی گفته:

    یادش بخیر منم بعد پنج شش سال از اون شب وحشتناک که با این پست شما رو شناختم،خاطراتم زنده شد،اون شب بدون ذره ای آرامش این پست رو خوندم و امروز با کلی آرامش دوباره این پست رو خوندم ،شاید اونشب برام امروزم رو دیدن دور بود،چه تغییراتی کردم از اون شب تا امروز، چقدر شما هم تغییر کردین ،خدا رو شکر، به خدا اعتماد کنیم🤗

    • علی
      علی گفته:

      دقیقا منم بعد از ۶ ماه دوباره این پست و خوندم خداروشکر چقدرر تغییر کردم خ.ا رو که کنار گذاشتم هیچی رابطم با خدا خوب شده نظم پیدا کردم عادتای بد و ترک کردم عادتای خوب پیدا کردم سحر خیز شدم ۶ صبح باشگاه تمرین میکنم درسامو میخونم کلی کتاب میخونم سخنرانی گوش میکنم وقت تلف شدم داره به صفر میل میکنه وضعیت اقتصادیم بهتر شده وضعیت معنویم بهتر شده کلی برنامه توپ دارم اصلا یکی دیگه شدم خداروشکر . استارتش از سرچ تو گوگل و سایت داداش رضا خورد . داداش رضا اجرت با آقا امام زمان از خدا میخوام که همه بچه های این سایت تو این مسیر بمونن و سربازی امام زمان و یاد بگیرن

  50. خدایا اول پاکم کن بعدش خاکم کن
    خدایا اول پاکم کن بعدش خاکم کن گفته:

    سلام خیلیییی جالب بود😍
    دروغ نگم باورکنید اون نمازی که با تمام نابلدی خوندید از همه نمازهای با تکلف و همراه با مستحبات و تعقیبات بیشتر پیش خدا ارزش داشت! اینو واقعا میگم.. قبول دارید؟
    داشتم به این فک میکردم خدا اون لحظه داشته چه کیفی میکرده وقتی شما روبروش وایساده بودی.. همونی که مدتها بوده منتظرش بوده .. فک کنم خود خدا هم غافلگیر شد.. فک نمیکرد با یه پس گردنی اینقد شمارو عوض کنه و جواب خدارو اینقد زود پاسخ بدیذ.. آخه خیلی از بندگانش پس گردنی که هیچ زیر تریلی هم رفتن باز عوض نمیشدن! مثل من😔.. بعد شما رو باز صدا زد سمت کتابش که بگه آره بیا که منتظرت بودم نگران هیچی هم نباش من همه چیو میبخشم.. دوباره شما با اعتماد به این حرفش شگفت زده اش کردید.. چون خیلی از بندگانش این آیه ها رو میخوندن و ازش میگذشتن بدون اینکه بهش ایمان داشته باشن! مثل من😔… و ذوق زده اش کردید وقتی به هر ضرب و زور از گناه دوری میکردید.. خدا عاشق این عکس العملهای سریع و سرسختانه و حساب شده شما شد!! و اراده کرد که مسیر زندگیتون ازین رو به اون روبشه.. چون پتانسیلش رو در شما دید.. البته شاید قبلا هم اینو میدونست و تو تقدیرتون بوده اما منتظر بود عکس العمل شمارو ببینه
    من هر وقت از گناه گذشتم همین حس و حال شمارو داشتم اما نمیدونم چرا زیاد موندگار نیست.. شاید مال اینه که یه گناهای دیگه ای انجام میدم بالاخره تو طول روز.. اونا از خدا دورم میکنن.. اما من پاک پاک میشم قسم خوردم که تا پاک نشدم از تلاش دست نکشم💪💪💪💪خدایا کمکم کننننن بنده ات بشم.. امام حسین کمکم کن لیاقت نوکریت رو پیدا کنم

  51. سوگند
    سوگند گفته:

    سلام داداش
    من سال ۹۶ با خوندن این پست شما تو وبلاگ مرکز نزدیکی به خدا متحول شدم و توبه کردم..
    یادمه وقتی این پست رو می خوندم گریه میکردم و بعدش توبه کردم…
    واقعا هدایت دست خداست

      • من خدارادارم(دیگه‌نه‌تنها‌نه‌افسرده!)🤗
        من خدارادارم(دیگه‌نه‌تنها‌نه‌افسرده!)🤗 گفته:

        سلام
        میشه بپرسم توی اون چهل روز چند تا گناه ترک کردی داداش رضا؟؟ همه گناه ها رو باهم ترک کردی یا فقط گناه های جن‌سی رو؟؟ من برای توبه کردن چله گرفتن خیلی شل میگیرم ۷ روز هم نمیتونم ادامه بدم. میشه بگی چیکار کنم که پرده ظلمت از رو قلب من هم کنار بره؟؟

        • جنگ جنگ تا پیروزی ✌
          جنگ جنگ تا پیروزی ✌ گفته:

          دوست. عزیز( و احتمالا اجی من🌸) هیچ وقت چن تا هدف با هم نریز اول همه از گرگت شروع کن گرگ ک ضعیف شه بقیه حفره ها راحت تر پوشونده میشن

  52. Mohadse
    Mohadse گفته:

    سلام خوش ب سعادت تون واقعاا فقط میتونم هین رو بگو بهتون خوشبحالتون ک اینقدر روح تون آروم اینقدر خودتون آروم هستین چقدر شما از روی اطمینان حرف میزنین این خیلی خوبه.. من خودم الان چند شب هست سرگردون هستم روحم آروم نیست به عبادت ها و و نماز هام اعتماد ندارم همیشه باخودم میگم یعنی درسته نمازام یعنی خدا قبول میکنه وخیلی از چیزای دیگه نمیدونم چطوری خودم آروم کنم بعضی وقتا ب خودم میگم خوب تو چرا خودت دست کم میگیری تو نماز رو ک میخونی عبادت میکنی خدا مهربونه قبول میکنه بعد دوباره ب خودم میگم ک چرا من رو اطمینان حرف میزنمو..
    نمیدونم چیکار کنم ک آروم بگیرم ک دلم قرص بشه ک ارع منم خوبم ک خدا عبادات رو قبول میکنه چرا قبول نکنه و…
    این روزا هی میگم کااش ماهم یه امام داشتیم ک میدیدیمش و میتونستم بپرسم ازش ک چیکار کنم…
    تورو خدا یه راه حل بگین بهم چیکار کنم…

    • احسان
      احسان گفته:

      راه حلش اینه ببین درست خواندن نماز مهمه اصل اینکه نمازی پذیرفته بشه اینه که حواست به خدا باشه و نماز برای خودش بخونی نه برای خواستن چیزی این نماز پذیرفتس و وسواس نداشته باش ببین یک لحظه فکر کردن به خدا بهتر از هزارسال نمازی که حواست جای دیگه باشه

  53. Mohadse
    Mohadse گفته:

    سلام.. خوش به سعادت تون واقعااا فقط میتونم همین رو بگم بهتون. خوشبحالتون ک اینقدر دلتون و روحتون آرومه.. من الان چند روزه که آروم شدن روح شده دغدغم نمیدونم چیکار کنم سردرگم هستمهمش احساس میکنم این نماز هاو عبادت هایی ک میکنم درست نیست یه جای کارم اشتباه هست ولی نمیدونم کجا… دیگه دارم دیونه میشم..نمیدونم چطوری خودم رو پیداکنم چطوری اعتمادم قوی کنم ب اینکه خدا بزرگه خدا مهربونه وخیلی ز چیزای دیگه… میشه یه کم کمکم کنید ک چیکار کنم.. خداکنه جوابم بدین ک سخت نیاز دارم ب کسی ک کمکم کنه

    • زهرا خانوم(مهر۷۴،معلم جوان)
      زهرا خانوم(مهر۷۴،معلم جوان) گفته:

      سلام
      برای اینکه اعتمادتو به خدا قوی کنی اول درباره فلسفه رنج در دنیا بخون که استاد پناهیان خیلی خوب توضیح دادن که بدونی رنج و سختی مختص هر آدمیه که در دنیا زندگی میکنه و ربطی به دیندار بودن یا دیندار نبودن نداره چون یه مسیریه که همه برای رشد باید ازش عبور کنن…به سختی ها یه طور دیگه نگاه کن.‌‌ببین خدا چی میخواد بهت بگه!
      بعد از اون خودسازی کن و عمیقا به وعده های خدا ایمان داشته باش که گفته هر کس تقوا پیشه کند یه راه نجاتی براش قرار میدم. و من اصدق الله؟؟؟؟ و چه کسی از خدا راستگو تر است؟!🤷‍♀️
      میدونم شیطان موج منفی میده اما همش دروغه باور نکن اون از آینده خبر نداره…!
      به امام حسین و امام رضا و امام زمان هم توسل کن و کمک بخواه.
      دست رو خوب نقطه ای گذاشتی…پاشنه آشیل منم عدم اعتماد واقعی به خدا بود.

      التماس دعا
      علی علیه السلام یارت رفیق

    • Hoda...
      Hoda... گفته:

      سلام، شما تلاش کنید به نتیجه فکر نکنید قبولی عبادتها و اعمال دست خدای مهربونه،،، این افکار از شیطان هم میتونه باشه مواظب باشین به ناامیدی نرسه،،، به قول داداش چون شیطان در شماگنج دیده میخواد شما رو از راهتون کج کنه الان بهترین فرصته شیطان رو شکست بدین. فقط کافیه تلاش کنید و مابقی رو بسپارین به خدا، خدا به اندازه توان تو، از تو میخواد . مهم تلاشه،،، امیدوار باش.

  54. فریبا ش
    فریبا ش گفته:

    متن نوشته بسیار عالیه برمیگرده به نفس مطمعنه یعنی یقین کامل داشتن به خدا و اعمال منظمش روی کائنات و آدمها التماس دعا دارم
    تنهاترین آرزویم من هم همینه که سرمایه اصلیم حب خدا ودوری از گناهان وعشق ورزی به خدا وچهارده معصوم و قرآن ،خدایا کمکم کن که در این دنیای فانی جز تو کسی رو نبینم رحمی بر من بنده حقیرکن یاهو
    حسبی الله

  55. Ali
    Ali گفته:

    سلام
    داداش الگومی و بهت افتخار میکنم.
    برا ماهم دعا کن…
    یا امام حسین(علیه السلام) کمک کن عاقبت بخیر بشیم…

  56. ف
    ف گفته:

    سلام داداش،من بعد۴ونیم ماه لغزیدم ،کلاداغونه داغونم نمیدونم چیکار کنم توبه کردم امیددارم ومیدونم که خدابخشیده اما نمیدونم چراخداروتوزندگیم کم حس میکنم کم حس کردن به این معنی که احساس میکنم زیاددوسم نداره🥺🥺🥺یه جورایی این حس اذیتم میکنه حالموبدمیکنه نمیدونم چی بگم نمیدونم😭😭

    • احسان
      احسان گفته:

      این نجوای شیطانه بیشتر عبادت مخلصانه کن بجای اینکه به این فک کنی خدا دوستت داره یا نه به خدا فکر کن تا بیشتر بشناسیش و بیشتر عبادت کن و بیشتر قرآن فارسی بخون معنیشو بفهمی ببین شک نکن خدا عاشق ادماس همه آدما بدون استثنا حتی اگه بد باشن ببین من هزار بار بدتر از تو گناهکار بودم اونقدر سهوتران بودم که آمار دخترای که باهام بودن و سکس کردم از دستم رفته من خیلی گناهوار بودم بی حد از هر نوعش مشرب زنا فحاشی بی احترامی بی اعتقادی اما از اسرار در عبادت به قدرتایی رسیدم که دهنم وا موند چطور خدا اینقدر مهربونه که آدم کثیفی مثل منو بخشیده و داره کمکم میکنن

  57. Safary
    Safary گفته:

    سلام ممنون بابت مطالب خوبتون .
    راستش من سردرگم و بی هدفم ..دوس دارم ازش نجات پیدا کنم و باید عاشق خدا شم ..
    من اول باید خدارو بشناسم که بتونم عاشقش شم .ولی نمیدونم چطوری ؟

    چطوری میش خداروشناخت؟

  58. شعله
    شعله گفته:

    خدا.. همیشه کنارمون هست
    آدمها موجودات پاکی هستن حتی بدترینشون بازم پاکن …فطرت و روحشون پاک هست تا زمانی که نزدیک خدا باشن… ولی اگه ازش دوری کنن هم خودشون رو از دست میدن و هم اطرافیان رو از خودشون دور میکنن
    انسانی که کارهاش خدایی باشه هیچ کی رو از خودشون آزرده خاطر و ناراحت نمیکنن
    خدا … عشق واقعی هست و نماز وسجده در برابر خدا و عظمت خدا وظیفه ی همه ما آدم‌های روی زمین هست و ثمره ی این عبادت و بندگی نزدیک شدن به خدا ودل کندن از زمین و رسیدن به بهشت و کنار خدا…. و دیدن خداست بهترین حس عشق هم دیدن عشق از نزدیکه
    خدایا با دل و جونم عاشقتم

  59. حجت اله
    حجت اله گفته:

    سلام علیکم
    توبه لیاقتی است که لیاقت میخواهد، باید یه جا کاری کرده باشی که خدا برای تلافی کار خوبت دری به رویت باز میکنه .
    ما مثل شما زیاد داریم مجید قربانخانی شهید مدافع حرمی که هنوز پیکرش به خانه برنگشته است…همیشه چاقو در جیبش بود. خالکوبی داشت. خیلی قلدر بود و همه کوچکترها باید به حرفش گوش می دادند. اما بعد از سفر کربلا تغییر کرد. شاید اهل نماز نبود اما شهادت روزی اش شد چون به بچه یتیم رسیدگی می کرد و دست فقرا را می گرفت و به پدر و مادر خیلی احترام می گذاشت.
    الهی همه عاقبت بخیر باشیم

  60. ریحانه
    ریحانه گفته:

    سلام
    راستش من خیلی تلاش کردم که نمازامو بخونم و به خدا پایبند باشم ولی همش یه چیزی تو ذهنم میگه من که اصلا خدارو ندیدم صداشو نشنیدم واقعا نمیدونم کیه فقط اسمشو شنیدم…دیدم خیلی ها واسه خدا جون میدن اما من هرچقدر از خدا خواستم و تلاش کردم عادتای بدمو ترک کنم نشد…از خدا خواستم کمکم کنه یه چیزی تو دلم بندازه که با عشق براش نماز بخونم با عشق به حرفاش گوش کنم اما….شاید کم کاری و همت بد من بود…نمیدونم
    پدرم همیشه در این باره کمکم میکنه و میگه تو با عقلت سعی میکنی خدارو دوست داشته باشی ولی خدا تو قلبته…دلی دوستش داشته باش اما نمیفهمم نمیدونم دلی یعنی چی….خیلی گیج و سر در گمم انگار یه چی از دست دادم که تمام ارامش و ذهم منو ازم گرفته…خیلی سخت میگذره
    میشه بگید با قلبت و دلت دوست داشتن یعنی چی؟!من بعضی وقتا حس میکنم اصلا معنی دوست داشتن رو نمیدونم..

    • Royayeziba
      Royayeziba گفته:

      سلام
      علت سردرگمیت بی آرامشیت بی خدایی هستش شاید….
      خدا رو میشه دید با نشونه هاش… به دست و سر و چشم ووووو نگاه کن….
      صدای درونی ک باعث عذابته اون صدا شیطان هستش….
      بررسی کنید شاید وسواس فکری داشته باشید…..
      یا علی مدد

    • HM
      HM گفته:

      سلام
      ممکنه وسواس فکری داشته باشین
      ممکنه که دائما به اعتقاداتتون شک کنین در این صورت بدونین که بیشتر این صدا ها صدای شیطانه و شبهاتتون رو یادداشت کنین و برین دنبالشون و توی گوگل “دائما به اعتقاداتم شک میکنم ” دو جستجو کنین راهکار هایی براتون میاد
      ممکنه خدا برای شما به خوبی جا نیوفتاده باشه و بهتره که اعتقاداتتون رو بکوبین و از اول بسازین
      هر کدوم از این موارد رو داشتین نگران نشین و نگین چرا من؟! خیلی ها این مشکلات رو دارن
      موفق باشید
      التماس دعا

    • احسان
      احسان گفته:

      ببین هرچی هست خداست خوب ببین خدا جمیع این دنیاست اگه میخوای به عشقش برسی و بفهمیش باید وقت بزاری و تنبلی نکنی دوسه ماه وقتا بزار برای خدا قرانو بخون و بهش فکر کن از صبح تا شب دنبال پیدا کردن و فهمیدن خدا باش فارسیه قرانو بخون از هرچیزی گفته بده دوری کن و به هرچیزی گفته عمل کن اونوقت بعد یکی دوماه همه چیزو درک می‌کنی پرده از جلو چشات بیرون میره

  61. ثمینا
    ثمینا گفته:

    سلام چه جالب بود
    من هیشه سعی داشتم که خوب باشم ام همیشه بد و تند خوندن نماز عادتم بوده اصلا حوصله ی نماز ندارم وقتی هم که میخوام خوب بخونم یه روز دووم داره=((((((((

  62. nepton
    nepton گفته:

    سلام
    من همین الان این سایت و دیدم و عضو شدم . میشه یکی راهنمایی کنه برای پاک شدن از کودوم چله یا مرحله یا هر چی …‌ باید شروع کنم ؟
    کمی تو سایت چرخیدم اما گیجم که هز کجا شروع کنم !

    • لیلی✌
      لیلی✌ گفته:

      سلام. خیلی خوش اومدین، خب این سایت خودسازی هستش یعنی مسیری که هرروز باید یک مقدار از روز قبل بهتر باشی، اولین کار یه دفتر و خودکار تهیه کنید، درقسمت کتابچه سایت رایگان هست کتاب هفت قدم تا پاکی رو بخونید هفت مرحله اولیه شروع مسیر رو بهتون یاد میدن، اگه پیدا نکردین تو قسمت سرچ اسم کتاب بزنید براتون میاد، دوم اینکه سایت یه قسمت سه خط ایی داره بالاش اونو بزنید انواع بخش های مختلف میاد بالا یه مطالعه همین جوری کنید که فضای سایت بیاد دست اتون بعد برید قسمت دوره پاکی، دوره ده روزه، چهل روزه، بیست ویک روزه هگه چی هست با توصیحات کامل، و تواین مسیر یه چرایی محکم هم واسه خودتون پیدا کنید که چرا میخواید خودسازی کنید یا به عبارتی پاک بشید خودتونو ازنو تربیت کنید فکر کنید زمان شاید زیاد ببره ایرادی نداره طبیعی، و مسئله دیگه اینکه رزایل اخلاقی هستش هرچیری اذیت اتون میکنه عادتهای بدتون بنویسید، از اهرم رنج و لذت استفاده کنید تو نوشتن اتون یعنی چی، یعنی وسط یه برگه از دفترتون یه خط بکشید، و رنج های نرسیدن به هدف و لذت های نرسیدن به هدف بنویسید بالاش و شروع به نوشتن کنید، پست پیدا کردن رسالت رو تو قسمت باز سرچ بزنید و حتمااا بخونید و خلاصه چیزایی که به ذهنم رسید رو گفتم بازم سوالی بود و تونستم درخدمتم و بچه هام هم هستن درصورت ایی که کم وکاستی باشه داداش رضا خودشون تکمیل میکنن. عاقبت بخیر باشید التماس دعا، یاحق. 🙏🕋

  63. Fatemeh.a
    Fatemeh.a گفته:

    سلام من از امروز میخوام هر روز یه پست از سایت شما رو بخونم .حال خیلی پیدا کردم با خوندن پست اول منم از امروز چله ترک گناه میگیرم😍۲۰روز از تیر ماه ۹۹
    از خدا تشکر میکنم که یه همچنین انسان هایی رو برای هدایت ما آفریده

  64. ایمان
    ایمان گفته:

    سلام داش رضا خوش به سعادتت خیلی از ارادت خوشم اومد.ازت یه خواهش دارم با همون دل پاکت از خدا و امام حسین بخوای که منو ببخشه و عابروم رو حفظ کنه چون در معرض از دست دادن عابرو هستم حق الناس کردم از خدا فرصت خواستم عابروم حفظ کنه تا دیگه سمت اینکارا نرم از خداخواستم یکبار دیگه بهم فرصت بده و عابروم نره.برام دعاکن

  65. سعید
    سعید گفته:

    سلام به همه جوون های عزیز کشورم که با ترک گناه به فطرت پاکشون برگشتن و سلام ویژه به آقا رضای گل . این داستان به ۱۳ فروردین ۹۹ بر میگرده من سابقه گرفتاریم از همه بچه ها حتی شما داداش رضا بیشتره اینی که میگم نه این که خدای نکرده به گناهام بخوام افتخار کنم چون بیچارگی که افتخار نداره اینو میگم برای بچه هایی که خیلی سنشون از من کمتره و نا امید شدن از پاکی. من ۳۵ سالمه و سالها بود که گرفتار بودم . ولی زمان ترک من تا ۶ ماه هم رفته این ۶ ماه برای ۱۵ سال قبله که تونستم ترک کنم بقیه ترک هام از چند روز تا سه ماه بوده ولی الان ۹۰ روزه که گناه نکردم .این گناه همه چیز منو گرفت عمرو جوونیم رو به خاطر گناه از بین بردم خیلی شبا از فرط گریه بالش زیر سرم خیس میشدبه همه امام ها متوسل میشدم .من اتفاقا آدم مذهبی و نماز خونی بودم روزه هم می گرفتم دوست دختر هم ابدا نداشتم اینو میگم که بدونید این انحراف ربطی به مذهبی بودن نداره خیلی از بچه مذهبی ها متاسفانه گرفتار این بلاهستن من در راه این گناه پیر شدم وفقط یه چیز رو فهمیدم شاید ۷۰ روز بود که گناه نکرده بودم ولی یه احساس تشنگی شدید به گناه منو باز به گناه آلوده میکردروزی هم میشد که چند بار این کار رو انجام میداد فقط اونی که گرفتار این بلاست میفهمه چی دارم میگم آخرین بار به امام زمان گفتم آقا جان به خودت قسم که دیگه خسته شدم مگه شما صاحب ما نیستین بهش میگفتن یه کاری کنین که من همه راه ها رو امتحان کردم و بی نتیجه بوده . این حرفا رو با خودم می گفتم پس چطور میگن که اگه آدم ۴۰ روز گناه نکنه دیگه ترک میکنه ولی من از این چهل روزا زیاد ترک کرده بودم ولی این بار آخری بعد از سال ها به یه کلمه رسیدم که عامل همه بدبختی های من در عدم ترک این گناه بود و اونم اعتماد کردن به نفس خودم بود وقتی یه ماه از گناه دور بودم با خودم می گفتم اگه چشم چرونی هم کنم دیگه چون ترک کردم میتونم جلوی گناه کردن مو بگیرم ولی همین نگاه حرام باعث میشد که نتونم ترک کنم بچه ها فقط یک کلمه دوای درد ماست هیچ وقت به نفس خودتون اعتماد نکنین بد ترین دشمن شما در این راه همون نفسی هست که در درون شماست اگه چند ماه تونستین گناه نکنین افسار نفستون رو محکم تر بگیرین که اگه یه لحظه غافل بشین در جا شما رو زمین میزنه با نفستون مثل یه دزد که هر لحظه در کمین شماست و میخواد انسانیت شما رو بدزده نگاه کنین ابدا راحتش نگذارین .

  66. neshoneh110
    neshoneh110 گفته:

    سلام
    خـــــــــب…..باید گفت خوش ب سعادتتون ..نمیدونم چی بگم ولی جدا نباید خودتون میزدین چقدر خدا ناراحت شده اصلا هیچ کسی نبایدخودزنی کنه هرچقدرم ک گناهاش بد باشه تازه اینارو شنیدم دیگه خودمو میگم منی ک مثلا نمازخونم و..ولی کلی فحشاهایی دارم نزد خدا بدترم از،کسی مثه گذشته شما..
    گفتین نظر بنویسید نوشتم امروز تازه اومده تو سایتتون احتمالا اونا فایلا صوتی وقت کنم گوش،بدم ولی …..خب نمیخام حرف منفی بزنما اصن گمونم بهتره حرفام ب خدا بزنم لطفا دعام کنید کار برا من خیلی سخت تره من ک از بچه توـخونه بزرگ شدم نماز وـروزه و..مسجد رفتم و اینقدر کارم خرابه خیلی …..😭متأسفانه چی بگم بیخیال خداکمکم کنه دعاکنین بتونم خودمو نجات بدم

  67. ـــــ
    ـــــ گفته:

    سلام میشه یه قاعده ی کلی بدید واسه اینکه بگیم یه ادم اگه میخواد خوب و کامل باشه باید اینکارارو انجام بده؟؟؟ مثلا خودم دوتا طرح کلی به ذهنم رسید که انجام واجبات و ترک محرمات بود
    حالا شما قاعده بگو ، اینکه مثلا خودت پرتلاش و کتابخون و خوش اخلاق و مذهبی اینا شدی و مدامم داری رشدشون میدی

  68. بنده ی خدا
    بنده ی خدا گفته:

    سلام داداش رضا ، نمیدونم از کجا شروع کنم اما دوست دارم بهتون بگم ، من گذشتم به شدت گذشته ی شما بد نبوده ، و منم مثل شما نجات یافته به دست سیدالشهدام ، وضعم خیلی وقته که تغییر کرده و نماز و روزه و حجاب و اعمال مستحبی و…..همه اینا الحمدالله پابرجاست یعنی هنوزم اعمال عبادی رو انجان میدم و به لحاظ اخلاقی و رفتاری اوکیم
    اما یه مدته که دغدغه هام تغییر کرده ، احساس میکنم مغرور شدم ، احساس میکنم یکم از خدا دور شدم
    نمیتونم همه چیزو بهتون بگم ولی بدونید امشب که تو حال خودم بودم و کسی از این افکارم خبر نداشت ، یکی از دوستام که اتفاقا تازه باهم دوست شدیم ، گفت داداش رضا رو میشناسی؟ گفتم همونی که ی بار اومده بود از لاک جیغ تا خدا؟ گفت اره ، گفتم کم میشناسمش ، چون اصلا تو سایتتون هم نبودم ، یهو سایت شمارو برام فرستاد و گفت خودت برو بخون
    نمیدونم حرفاتون کمکم کرد یا نه ، شاید کمک کرده ، به هر حال الان ازتون میخوام بهم بگین چیکار کنم که دوباره نزدیک بشم به خدا؟؟؟ دوباره همون دغدغه هارو داشته باشم؟؟ دوباره انگیزه پیدا کنم که کتاب خوندن رو ادامه بدم ، دوباره مشتاق بشم شهدای دیگه رو بشناسم و سخنرانی های دیگه رو گوش بدم؟؟
    یه راه حل بهم بدید توروخدا

    • سید احمد
      سید احمد گفته:

      مشکل خیلی از مردم اینه که دنیا رو با بهشت اشتباه گرفتن…
      قرار نیست ما توی دنیا فقط به زبان بیاریم: “ما ایمان آوردیم ما شیعه علی هستیم” و خلاص! دیگه کارمون هم نداشته باشن…
      نه داداش من از این خبرا نیست… توی دنیا قراره امتحان بدیم قراره مصیبت ببینیم قراره زجر بکشیم… مومن واقعی تو تنگناهای زندگی مشخص می شه

    • آریا
      آریا گفته:

      سلام.دوست عزیز
      باید بگم داری اشتباه میکنی
      چون روز قیامت میبینی زیر بعضی از گناهات نوشته استغفار ! و تو میگی من که اصلا استغفار نکردم ؟ اون استغفار نتیجه ی گریه های امام زمانه برای شما و من خدا میدونه چجوری برای ماها گریه میکنه
      کافی یکم دل به دلش بدی بقیش حله ….

  69. حانیه
    حانیه گفته:

    سلام
    راستش من پست های دیگه تون رو خونده بودم اما اولین باره که این پستتون رو می خونم راستش خیلی متحیر شدم اصلا باورم نمی شد اون آدم الان به کسی تبدیل بشه که این همه با خدا باشه
    واقعا خدا خیلی دوستتون داشته که تونستین برگردین انشالله که تا سالیان سال همینطور باایمان، با اراده و قوی بمونید و حتی بیشتر
    واقعا شما اون دنیاتون رو خریدین اجرتون با امام زمان
    تو این شب های عزیز و با برکت برای ما هم دعا کنید بلکه بتونیم تو امتحانات الهی خداوند سربلند باشیم

  70. Taslim
    Taslim گفته:

    این دفعه دومی بود این پست خوندم
    تو اوج بودم کلا سرد شدم و یه ننننننننه بزرگ گفتم و کشیدم کنار
    کلا این پستت شده سوخت جت من هر وقت میخونمش مسیر جدید برام باز میشه
    اونم چون دلی این پست و نوشتی خالص خالص

    قشنگ حرفاتو حس می کنم و به دلم میشینه
    این احساس و منم داشتم ی مدت ولی خودم خرابش کردم
    ولی هنوز دیر نیست و چیزی تموم نشده
    میشه دوباره از صفر شروع کرد

  71. مرصاد
    مرصاد گفته:

    سلام و وقت بخیر ، دعای خیر من و سایر توابین پشت و پناهت …

    گفتی : آهنگ رپ گوش نمیدم …
    سوالم اینه که من رپ ( رپ مفهومی ، نه شِر و ور )گوش میدم و تاثیری در گناه کردنم نداره و نماز و روزه م همه به جاست . نمیدونم بنظرت تاثیری در گناه داره ؟؟؟ :///

    پ.ن : واقعا سرنوشتت رو خوندم بغض کردم و شدیدا یاد آهنگ “زندگی هیپ هاپی” از “علی سورنا” افتادم ، مخصوصا اونجاش که میگه : از بیست و یک سال حسرت / بیست و یک سال دردم / تلخیای شهرم / بیست و یک سال جنگم / درد پشت و خنجر / زخم مشت تو فکم … وااای انگار خودت شعرش رو از رو تو نوشته خخخ :))))))

  72. ناشناس
    ناشناس گفته:

    سلام
    هدف من اینه که مثل شما چهل رو ترک گناه کنم مخصوصا غیبت کردن
    که سالیان سال است که درگیر هستم و نمیتونم ترک کنم البته با گوش دادن به سخنرانی آقای پناهیان خیلی اوضاع بهتر شده و همچنین با سخنرانی آقای اسماعیل دولابی هم خیلی آروم شدم و خدا رو شکر بهتر شدم ودیگه بیخود حرص نمی خورم تونستم با رنج هام کنار بیام ولی از شما هم درخواست کمک دارم و راهنمایی وهم التماس دعا
    خیلی دوست دارم با ترک گناه رضایت امام زمان علیه السلام رو داشته باشم
    ولی نورانی ایشون راضی بشه

  73. نا شناس
    نا شناس گفته:

    من یک ناشناس هستم شاید تا الان فکر میکردم مذهبی هستم اما با خواندن مطالب داداش رضا متوجه شدم ایشون راست میگه مذهبی نمام

  74. یابن طاها
    یابن طاها گفته:

    سلام بزرگوار خوش به سعادتتون،برا منم دعا کنین…راستش من مذهبی بودم،ولی بخاطر همنشینی با دوستای بد،راهه هدایتو رها کردم،ولی بعدش سخت پشیمون شدم،ی بار اون دنیارو دیدم اعمالمو شاید برزخو رو دیدم،الان واجباتو انجام میدم ترک گناهم کردم،ولی همش حس میکنم که گمراهم،😭خیلی حالم ازین موضوع بده…حس میکنم ایمانم درست نیست،نمیدونم باید چکار کنم؟گناهام خیلی زیاده،خیلی حق الناس کردنمه و چون زیاده فکر میکنم نمیتونم جبران کنم و حس میکنم دین سخته ولی میدونم درست تر از راهی که دین و خدا سره راهمون گذاشته نیست،چکار باید کنم تا حاله معنویم خوب شه؟

  75. تولدي دوباره
    تولدي دوباره گفته:

    سلام مجدد.امروز تو کانال تلگرامتون موضوع بحث چله نشینی بود.اما متاسفانه نشد بصورت انلاین با شما ارتباط داشته باشم.خیلی ناراحت شدم از این موضوع.(ایده های شما در مورد زندگی جای تحسین داره)

  76. زهرا
    زهرا گفته:

    سلام.من سال ۹۶ باخوندن همین متن باهاتون آشناشدم…این متن پراز امید هست…اینکه در اوج گناه هم راه نجاتی هست .اینکه نباید نوامید شد .دشواریها سختیها گناه و اشتباهات خودوعزیزانمان همگی واقعیتهای زندگی هستند…ولی هیچ کدام حقیقت ندارند…حقیقت این است که خدای بزرگی وجووود دارد…حقیقت این هست که همه ما صاحب روحی پاک هستیم که خودش در وجودمان دمیده هست…
    این توبه توفیق خداست .پاکی توفیقی از خداست. التماس دعا

  77. 🤞🏻mahsa🤞🏻
    🤞🏻mahsa🤞🏻 گفته:

    سلام داداش
    چقد خوبه گاهی مرور کردن این حرفای شما و تلنگری بشه برای ی فلش بک زدن ب زندگی قبل از توبه خودمون و به یاد اوردن اینک کی بودیم؟کجا بودیم؟و الان کجاییم؟چرا اینجاییم؟و این زندگی الان رو مدیون چ کسایی هستیم؟
    فقط میتونم بگم خیلیا هستن مثل خود من ک زندگی الان و حال خوب الان و خیلی چیزای دیگه رو مدیون شما هستن🙏🏻🌸

  78. 👑M👑
    👑M👑 گفته:

    سلام داداش رضا
    خیلی برام عجیبه که یهو همچین سرعتی گرفتی!
    من از بچگی که با قرآن و نماز خوندن آشنا بودم فقط روز به روز گناهکار تر شدم و در بهترین حالت میتونم بگم نه گناه کردم و نه پیشرفت کردم!
    خیلی عجیبه که توی مدت کم همچین آدمی شدی!
    از وقتی باهات آشنا شدم تازه دارم آدم میشم😁
    یه وقتایی بهت حسودیم میشه که اینقدر ثواب داری جمع میکنی😂البته اینم بگم که نگرانت هم هستم اگه تو عوض بشی خیلی های دیگه هم گمراه میشن از جمله خودم!!(دروغ چرا)

  79. 🥀Roze💙Abi🥀
    🥀Roze💙Abi🥀 گفته:

    سلام و خسته نباشید
    واقعا عالی بود ما هر چی دارین اول از خدا و بعد ائمه و مخصوصا از امام حسین داریم امیدوارم همیشه همیشه در رکاب ارباب باقی بمونیم
    موفق باشید یاعلی

  80. Zahra
    Zahra گفته:

    سلام.
    داداش من به امام حسین اعتماد کردم و می خوام چهل روز گناه نکنم. من می دونم امام حسین کمکم می کنه. هر جا دیدم موقعیت گناه کردن فراهمه بی برو برگرد اون مکانو ترک می کنم.
    من می تونم. خدا حواسش به من هست💪

  81. شهره
    شهره گفته:

    سلام من هم دقیقا مثل شما بودم ولی یه جور دیگه.عاشق یه نفر شده بودم اون پسر اومد خواستگاریم و عقد کردیم ولی بهم خیانت میکرد روز به روز من عاشق تر میشدم و اون دورتر.تا اینکه تصمیم گرفتم خودکشی کنن بهش زنگ زدم گفتم نباشی نمیتونم زندگی کنم گفت جون خودته به من ربطی نداره هر کاری میخوای بکن.قرص خوردم حالم بد شد تا ۳ روز بستری شدم.دیدم ارزش زندگی نداره ازش جدا شدم ولی واقعا عاشقش بودم.تا اینکه بعد از ۶ ماه تصمیم گرفتم تلافی کنم به برادرش زنگ زدم و شمارشو گرفتم .شب بود رفته بودم خونه دوستم بمونم زنگ زدم و منو دوستم ودوستش و خودش ۴ تایی رفتیم خونه.تصمیم گرفتم تلافی کنم شماره دوستشو به بهانه کار پیدا کردن گرفتم .منم یه دختری بودم خیلی اهل خرج کردن و اهل تیپ های افتضاح.تا اینکه با دوستش دوست شدم خودش بهم اس داد ازم خوشش اومده بود.خواستم فقط تلافی کرده باشم.خلاصه بعد از ۵ ماه به من پیشنهاد ازدواح داد منم قبول کردم.ولی یه شرط گذاشت اگر میخوای با من ازدواج کنی باید عوض بشی.اواخر سال ۹۲ بود تا الان که چادری شدم حجابمو رعایت میکنم.نگاه به نامحرم نمیکنم ولی نمیتونم پاک باشم دروغ غیبت…شوهرم خیلی تلاش کرد که منو عوض کنه .خودمم چون همچین دختری نبودم اهل رفیق بازی شدید ‌و مشروب خوری و دانشگاه و دوست پسر
    .واقعا واسم سخت بود.راستش من شوهرمو نمیتونم مثل اون نامزدم دوست داشته باشم با اینکه ۱۰۰ پله از اون بهتره.بعضی اوقات فکرش خیلی عذابم میده.ولی دلم میخواد عوض بشم حتی واسه اولین بار کربلا هم رفتم عشق به امام حسین دارم عاشقش شدم.نمیدونم از کجا شروع کنم که بتونم کاملا پاک باشم.البته اینم بگم اهل مسجد و نماز نبودم هیچوقت.یه مدت سعی میکنم عوض بشم خسته میشم ولش میکنم وقتی کسای دیگه رو میببنم که واقعا با خدا هستن دلم میخواد من هم مثل اونا باشم ولی توانش ندارم

  82. راضیه سادات
    راضیه سادات گفته:

    واقعا باید به این جهاد کبیر احسنت گفت
    اقا رضا شما بر خلاف من وبا خیلیای دیگع شعاری حرف نمی زنین و حرف ها تونرا بوی صداقت و پاکی رو میدن ان شاالله که سبب هدایت جوانان باشید
    اجرکم عندالله

  83. Raha
    Raha گفته:

    با سلام . عزیزایی که اومدین و از معتاد شدن به خودارضایی خیلی ناراحت هستید من یه راه حلی که واقعا واقعا کارسازه براتون می گم امیدوارم شما هم از این عمل زشت نجات پیدا کنید و اگه اینطور شد برا من دعا کنید بچه ها من این چیزی که خودم از یه عالم دینی که اهل کشور ترکیه بود یاد گرفتم و تو سخنرانیشون اینو به عنوان یه راهکار گفته بودند و اون هم قسم خوردن در محضر خدا به قرآنه .آره به همین سادگی البته به همون اندازه هم پرمسیولیت .اولا این کارو اگه به خدا ایمان دارین و قرآن براتون مقدسه و می دونین که قسم خوردن کاری که می تونه در صورت عمل نکردن عواقب داشته باشه انجام بدین یعنی اگه کسی هستین که این چیزا براتون مهم و مقدسه ولی خب به طور ناخواسته دچار چنین گناهی شدین و حالا هم دنبال راه چاره واقعی و همیشگی هستین انجام بدین در غیر این صورت این کارو نکنین .نماز بخونین و بعد رو به قبله دستتون رو بذارین رو قرآن و قسم بخورین به خاطر خدا و پیغمبر خدا این عمل رو انجام نمی دم و بعدش از خدا کمک بخوایین که شما رو تو عمل به این قسم ثابت قدم کنه .البته برا شروع می تونین قسم یک ماهه چهل روزه یا سه ماهه بخورین و بعد تمدیدش کنین واقعا خیلی کارسازه امیدوارم برا شما هم کارساز باشه و برا همیشه نجات پیدا کنین و آرامش قبلیتونو بدست بیارین .

    • Heiranam
      Heiranam گفته:

      این کار اصلا بازدارنده نیست و فقط یه مسوولیت به دوش آدم میندازه و عصبی میکنه آدم رو و بدتر و بدتر خودتون هم اینکار رو نکنید.

      • سجاد
        سجاد گفته:

        سلام.
        قسم خوردن اصلا درست نیست مخصوصا برای افرادی که این عادت در اون ها بدجوری رخنه کرده و برای پاک شدن دچار لغزش میشن.

  84. مریم
    مریم گفته:

    با سلام . واقعا میخوام بدونم از سال ۹۳ تا حالا یک مورد لغزش هم نداشتین ؟ نشد حتی برای یکبار هم به گناه بفتید و شیرینی گناه زیر دندونتون مزه کنه ؟

  85. محمد رضا
    محمد رضا گفته:

    باز آ باز آ هر انچه هستی باز آ
    گر کافر و گبر و بت پرستی باز آ

    این درگه ما درگه نومیدی نیست
    صد بار گر توبه شکستی باز آ

  86. مهدی یوسفی
    مهدی یوسفی گفته:

    خوشحالم برای این اتفاقاتی که برات افتاده خوش به سعادت کاش منم مثل تو بودم تا میام توبه کنم سریع دست و پام شل مشه اگه میشه تو همین مطالبت راهنمایی کن

  87. حمید
    حمید گفته:

    سلام به همتون
    ای کاش همیشه همه مشکلات و گرفتاریهای آدم به همین منوال حل میشد من خدا رو میشناختم و میشناسم راستش همیشه توی همه زندگیم تنها امیدم خدا بوده و هست هرچی هم از خدا خواستم بهم داده بود ولی نمیدونم کجا اشتباه کردم و اشتباهم چی بوده که دیگه خدا صدامو نمیشنوه آره الان حدود سه چهار سالی میشه که یه دقیقه هم آرامش نداشتم همه زندگیم هم نابود شد اما با همه عذاب و سختی هایی که توی این مدت سرم اومد یک لحظه هم از خدا ناامید نشدم و نمیشم بالاخره یه روزی خدا راهنماییم میکنه این مقدمه رو گفتم که به همه عاشقان خدا بگم اگه مثل این دوستمون که داستانشو نوشته بود معشوقتون خدا شد خیلی حواستون جمع باشه چون عالم عاشقی و عشقبازی با خدا مثل بقیه عاشقیها نیست شاهدشم مصائب و سختیهایی که پیامبران و ائمه در زندگی تحمل کردن البته این بزرگواران به اون حد از کمال رسیدند که مصائب و رنجهایی که بخاطر خدا تحمل میکنند براشون لذت بخش باشه ولی اگه کسی مثل من که درکش از مسائل و حوادث ناقصه و فقط جنبه دنیاییش رو میبینه باشه فشارهای ناشی از سختیها و مشکلات داغونش میکنه فرقی هم نمیکنه این رنجها و عذابها نتیجه گناهان باشه یا آزمون الهی یا خدا میخواد با سختی فولاد آبدیدتون بکنه شاید مطالبم کمی گنگ باشه اونم بخاطر اینه که نمیشه در چند خط حق مطلب را ادا کرد ولی بهر حال گناه نکردن توبه کردن ترک معصیت زیباترین و بهترین کاریه که میشه انجام داد

    • طیبه
      طیبه گفته:

      سلام
      من کاملا میفهمم چی میگید
      منم مثل شما با خدا عشق بازی میکردم ولی الان سخته به اون روزا برگردم تلاشمو میکنم توکل میکنم….

  88. ساحل
    ساحل گفته:

    سلام خوبی من براتون خیلی خوشحالم که برگشتی به زندگی افرین اقا رضا اینجا من بعضی از نظرات خوندم البته میخوام به همه تون بگم هیچ گناهی نکردنی فقط ناآگاه بودنی همین بهتون توصیه میکنم کتاب محدویت صفر بخونی خوب چون من خوندم جواب گرفته اونم مثل توبه هست ولی فرقش این عشق میدی دلیل این اتفاقها بخاطر برنامه بود تو ضمیر ناخواگاهتون بود اون موقع از خداوند طلب بخشش میکنی لطفا منو ببخش عاشقتم متشکرم

  89. گم شده در بیاره
    گم شده در بیاره گفته:

    سلام داش رضا خوبی انشالله منم ی گناه کارم ک از دو ره راهنمای ب این گناه بزرگ یعنی خود ارضایی ودوست دختر گرفتارم بیشتر خود ارضای شایدچهل پنچاه بار توبه کردم ولی فایده نداشته خیلی ضعیفم نمیدونم چکار کنم برام دعا کنید سنممم کم نیست همش دارم پست رفت میکنم بجل پیش رفت نمازمم خوندم بد غط کردم نمیدونم چکار کنم دوستان کمکم کتید راهنمایم کنی خیلی بی اعتماد نفسم ضعیفول نفسم جلو نفسمو نمیتونم بگیرم انقد ک ب خود ارضایی معتاد شدم ب جنس مخالف گرایش ندارم برام دعا کنید خیلی محتاجم اوضام خرابه خیلی خرابه یاحق

    • زهرا خانوم (مهر74،معلم جوان )
      زهرا خانوم (مهر74،معلم جوان ) گفته:

      “سلام دوست گم شده دربیاره”

      شما خیلی دربرابر گناه داری ضعف نشون میدی و از قبل خودتو شکست خورده میدونی و اینطوری معلومه که نمی تونی موفق بشی تو اول باید ذهنیتتو عوض کنی و ترس رو بذاری کنار؛ بعدش از راهکار هایی که تو سایت گفته شده استفاده کنی. واسه خودت هدف بذار و تا بهش نرسیدی از مقاومت و ایستادگی دست نکش و راضی به موندن در وضع فعلیت نباش. تلاش کن همیشه حالت خوب باشه و واسه وقتایی که حوصله نداری و حالت خوب نیس بزن بیرون و برو گردش و با هندفری قرآن گوش بده آروم بشی تا حالت که بهتر شد اصلا به سمت گناه نمیری . شیطان به رحمت و مغفرت خدا بیشتر از ما واقفه اما به خاطر ناامیدی ما خلاف اینو القا میکنه و ما هم بعضی وقتا نمی فهمیم این ناامیدی از ما نیست از القائات شیطانیه پس ناامیدی رو بذار کنار و با توکل به خدا برو جلو انشاءالله حتما موفق میشی.این فقط یه عادته و تغییر عادت کمی زمان میبره اما شدنیه مطمئن باش. فقط چون نفست بزرگ و پررو شده بهت دستور گناه میده ،کم کم ادبش کن تا از این غلطا نکنه?
      یا مولا علی،یا مهدی عج

    • Zahra
      Zahra گفته:

      سلام.
      امیدوارم خدا خودش دستتون رو بگیره.
      به نظر من اگر می خواین خودارضایی رو ترک کنین تصمیم سفت و سخت بگیرین و با خودتون عهد ببندین( اگر احساس می کنید لازمه می تونید قسم بخورید) که اگر من خودارضایی کردم حق ندارم تا سه روز گوشی دستم بگیرم.
      واسه هر آدمی سخته که سه روز گوشیشو ببوسه بزاره کنار.
      پس من فکر می کنم جواب بده.

    • Mrym
      Mrym گفته:

      سلام با خدا یه عهد محکم ببندید و اصلا حتی ذره ای تو روز بیکار نباشید برای خودتون مشغله داشته باشین و خودتون و سرگرم کنید و اونقد مشغول کنید خودتون رو در طول روز که شبم به راحتی خوابتون ببره و فکرتون نره سمت گناه…
      حواستون باشه ک ترک این گناه یه اراده قوی میخواد
      ان شاءالله خدا دست هممون رو بگیره

  90. جنگجو
    جنگجو گفته:

    سلام…امیدوارم حال همتون خوب باشه…
    من چهار ساله که دارم عذاب میکشم…
    از وقتی که خ.ا رو شروع کردم…زندگیم به سمت سیاهی رفت…فرصت هایی رو که از دست دادم،دوستان خوبی که از کنارم رفتن به خاطر رفتارهای عجیب من و…
    راستشو بخواین دیگه خسته شدم از این وضع زندگی…حالم از این پوی به همنظرت میخوره…من از خدا هدایت خواستم و با این سایت آشنا شدم…وقتی پست اول رو خوندم اونقدر گریه کردم که صورتم پر اشک شده بود…
    گذشته من خیلی بد بود…وقتی میدیدم که دیگران موفقیت کسب میکنن اعصابم به همهم میریخت…من توانایی موفق شدن رو در خودم میدیدم و تنها تفاوت من و طرف سر همین مسئله خ.ا بود…اون کنترل روی زندگیش بیشتر بود…ولی من….
    دیگه اون زندگی رو. نمیخوام…
    از همین امروز تصمیم میگیرم….همین الان همین جا….خودمو از نواین بسازم…میخوام ادمی بشم که گذشتم جلوش زانو بزنه….
    از همتون میخوام که برام دعا کنین…
    یا علی…خداحافظ

  91. پسر18ساله دانشجو
    پسر18ساله دانشجو گفته:

    سلام دوستان .
    من معتاد به خودارضایی هستم…چن ماه ترک کردم ولی دوباره توبمو شکستم… خیلی نابود شدم و متاسفانه قدم رشد نکرده و از این موضوع در عذابم…
    من ارزوهای زیادی دارم،ولی خ.ا همشونو نابود کرده…
    هی توبه میکنم نماز میخونم…ولی بازم خراب کاری میکنم،احساس میکنم خدا دیگه دوسم نداره و ازم رو. برگردونده…اتفاقات عجیبی میوفته برام ،مثلا تو گوشیم یه کتاب شیطانی ممنوعه کمیاب یه هویی پیدا میشه… شیطان بهم فشار میاره تا بهش سجده کنم…میدونم شاید فک کنید دروغه و دارم چرت میگم ، ولی واقعیت دارن. برام دعا کنید و به خدا بگین هنوزم با این که سر تا پام غرق در گناهه ولی هنوزم عاشقشم…من نمیدونم چرا اسیر این گناه شدم چون اصلا چشم چرانی نمیکنم فقط تمیتونم از پس وسوسه بر بیام… یه بار دیگه هم امتحان میکنم…
    یاحق

    • دوست
      دوست گفته:

      سلام دوست عزیز
      محیطت رو در فضای مجازی و واقعی خدایی کن همه چی حل میشه
      از امام حسین کمک بخواه رد خور نداره
      نباید نا امید بشی
      نیمه پر لیوان رو ببین
      فقط چهل روز بخاطر خدا گناه نکن و واجبات رو انجام بده خودش وعده کرده بقیه اش با خود خداست. یاعلی التماس دعا

  92. بنده روسیاه خدا?
    بنده روسیاه خدا? گفته:

    منم مث خعلی از دوستان میرم از امروز ک توبه کردم میرم و بعد از چهل روز میام.خدا کمکم کنه ک پاک شم و پاک بمونم?التماس دعا از همه دوستان

  93. بنده روسیاه خدا?
    بنده روسیاه خدا? گفته:

    سلام داداش رضا از خدا میخام خودش هواتو داشته باشه تو راهی ک قدم برداشتی ثابت قدم باشی و از گناهات بگزره.دیشب ک داشتم میگشتم راجب توبه و اینطور گناهان چن سایت دیدم ولی قانع نشدم دیه خواستم گوشیو جمع کنم ک یهو چشمم افتاد ب سایت شما متنتونو ک خوندم فقط داشتم گریه میکردم ی جورایی شبیه زندگی من بود.از دوران مدرسه ک یادمه خودارضایی میکردم ولی اصن نمیدونستم گناه کبیره هس چن سال پیش فهمیدم ولی دیع معتاد شده بودم و نتونستم ترک کنم بارها توبه کردم و شکوندم،تا چن‌ماه پژش از امذم‌حسین خواستم کمک‌کنه و‌ترک‌کردم. دوستام ک با پسرا بودن و تعریف میکردن منم هوس کردم اون‌موقع ازین برنامه ها نداشتم ولی چن دوس پسر پیدا کردم ی بار یکی از اشناهام فهمید منم واس اینکه خونوادم‌نفمن توبه‌کردم و التماس خدا کردم ابرومو بخره دست ازین کارم برمیدارم ی مدت نرفتم سراغش از وقتی این گوشی لعنتی رو خریدم کم کم از طریق اینستا گپ زدم در حد معمولی،ولی همیشه از خدا عشقی پاک خواستم و هدفم ازدواج بود ن دوستی،هزاربار دوبه‌کردم ولی نموندم روش، ی مدت با خدا انس گرفته بودم و شده همه کسم تا چن روز پیش خسته شده بودم از زندگی
    مجردی گفتم عشق پاک‌میخام با ی پسر دوس شدم ب قصد ازدواج اولش چت عادی بود بعد ازین حرفا بد،بعد پشت گوشی همدیگرو دیدیم و‌هزار گناه، خدا منو ببخشه?بعداز چن ماه ترک‌خودارضایی باز این چن روز شروع کردم.دیه حالم از خودم ب هم خورد ولی گفتم‌مگه خدامسخره منه ک هی توبه میشکنم نخواستم توبه کنم همش کارم شده گریه و عذاب وجدان، تو نماز خوندن کسل بودم منی ک ظاهرم مذهبی هس نمیدونم‌چطور افتادم تو این دام ک باطنم داغونه،اذیت میشم هیچ‌جوری نمیتونم لا شهوت و نفس و شیطان بجنگم?تا همین ی ساعت پیش هم گناه کردم? اما متن شما رو ک دیدم‌ الآن واقعأتصمیم قطعی گرفتم ک از امروز تا چهل روز گناه نکنم و متوسل میشم ب حضرت امام حسن غریب ک کمکم کنن و توبم قبول شه.شما ک دلتون‌پاکتره من روسیاه رو‌دعا کنید??ینی واقا خدا توبع منو قبول میکنه?من از خدا میخام ک اردواج‌پاک‌ نصیبم‌کنه دخترم‌نمیتونم مثل پسرا راحت خودمو‌از گناه نجات بدم?خدایا الان موقع اذونه بحق این لحطات عزیز قسمت میدم زمینه ازدواجمو فراهم کن ک خودمو‌بنده هاتو ب گناه نندازم?

    • یه برادر
      یه برادر گفته:

      سلام دوست عزیز
      محیطت رو در فضای مجازی و واقعی خدایی کن همه چی حل میشه
      از امام حسین کمک بخواه رد خور نداره
      نباید نا امید بشی
      نیمه پر لیوان رو ببین
      فقط چهل روز بخاطر خدا گناه نکن و واجبات رو انجام بده خودش وعده کرده بقیه اش با خود خداست. یاعلی التماس دعا

  94. نازنین زهرا
    نازنین زهرا گفته:

    سلام.وقت همگی شمابخیر…داستان زندگی داداش رضاوکامنتای دوستان برمن تاثیر خیلی خوبی داشت.ازهمتون ممنونم.
    منم میخوام چله ترک گناه بگیرم و باافتخار۴۰روز دیگه بیام اینجا و بگم منم پاک شدم❤و انشاالله ازفردا چله ترک رو شروع میکنم../داداش امیدوارم توزندگیت هرچی ازخداخواستی بهت بده این انگیزه ای که برای ترک گناه دارم مدیون شمام.حس میکردم انقدرگناه کردم دیگه خدا دورمو خط کشیده ولی باخوندن مطالب شما ،فهمیدم که اینطور نیست…
    بازم متشکرم

  95. ساره
    ساره گفته:

    سلام منم از امروز توبه کردم یا بدتر از اینی که بودم میشم یا انشاءالله با کمک خدا بهتر از اینی که الآن هستم میشم اما خیلی نگرانم با اینکه خیلی وقته میخوام گناهامو ترک کنم اما بخاطر ترسی که داشتم هیچوقت توبه نکردم آخه نگرانم کم بیارم و دیگه ادامه ندم به نظرم شکستن توبه و عهدی که با خدا می بندی خیلی بده وتا آخر عمر باید از خدا خجالت بکشم

  96. توبه شکسته
    توبه شکسته گفته:

    سلام عزیزان
    خوشبحالتون داداش رضا خوندم و گریه کردم من یه دخترم که تجربه توبه و پاکی رو داشتم اما دوباره برگشتم،نه به شدت قبل خیلی کمتر از قبل اما احساس میکنم از بس توبه کردم و شکستم خدا دیگه ولم کرده، قبلنا خیلی اراده م بهتر بود اما دردم اینه که ظاهرم کاملا مذهبی و نماز و روزه و.. انجام میدم حالم از خودم بهم میخوره از اینکه منافقم یعنی درونم اونی نیست که بقیه فک میکنن، نمیتونم اراده کنم و پاش وایسم، تورو خدا داداش رضا برام دعا کن، توروخدا همتون برام دعا کنید

    • ستایش
      ستایش گفته:

      تو می تونی دوست عزیزم و موفق میشی کاملا می فهممت من یکی احساس می کنم دوروتر از خودم وجود نداره ظاهرمو هرکی می بینه فکر می کنه من حوزه درس می خونم و خیلی مثبتم و نجیب و باحیا ولی خدا می دونه کی هستم و چه قدر گناه کردم و احساس می کنم از همه تون بدترم حالا درد اینه به تاوان گناهام مبتلا شدم و فرصت های زندگی مو سوزوندم حالا به خاطر همونا ناامیدم واقعا چقدر پررو هستم من…دعام کنید ببشتر از این سقوط نکنم تقریبا هرروز آرزوی مرگ می کنم چون فکر میکنم با زنده موندنم و ناشکری هام دارم سقوط می کنم احساس می کنم من نباشم همه راحت تر هستن اما…
      دعام کنید آدم بشم
      چه کنم موقع ناراحتی همه ش آرزوی مرگ می کنم بعد پشیمون میشم.

    • زهرا خانوم(مهر74،معلم جوان )
      زهرا خانوم(مهر74،معلم جوان ) گفته:

      اگر بیقراری بدان یار یاری…و پایان این بیقراری بهشت است…بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری …
      سلام دوست خوبم ?
      ببین همینکه بیقراری واسه خودسازی و تلاش میکنی یعنی تو راهی…الان نرسی چن وقت دیگه میرسی و دیگه کامل ادامه میدی انشاءالله
      یه اشتباه راهبردی که بعضی از ماها داریم اینه که خدا رو با آدما مقایسه میکنیم و اگه توبه شکستیم میگیم خدا دیگه ولم کرده اما نه اون خداس! یه عااااشق تمام عیاره ?که با چن تا اشتباه یا حتی اشتباهای زیاد اونم از روی غفلت نه لجبازی بندشو ول نمیکنه
      تو باید آرمانتو بذاری اینکه پس فردا ازدواج کردی اونقد خودساخته باشی که بچه های شهادت طلب پرورش بدی که بشن یار امام زمان…به امید تحقق این آرمان تلاش کن و هرجا ترسیدی و دلتنگ شدی وتمایل به گناه پیدا کردی به خود امام زمان متوسل شو ایشون مشتاقانه منتظره صدای ما هستن ولی ما خیییلی بی ذوقیم خیلی ? ازش کمک بگیر ایشون ما رو دلسوزانه دعا میکنن و دعای آقا هم که دیگه رد خور نداره?

    • جواب دهید
      جواب دهید گفته:

      من هم یک نفر مثل همین دو خانم هستم داداش رضا خواهشا جواب بدهید ما که مثل شما نیستیم ندانسته وارد این کار ها بشویم می دانم داداش رضا شما جواب جواب خیلی افراد کمی را می دهید اما خواهشا جواب ما را بدهید ایا خداوند باز هم مارا به درگاه خود راه می دهند

    • یه برادر
      یه برادر گفته:

      سلام دوست عزیز
      محیطت رو در فضای مجازی و واقعی خدایی کن همه چی حل میشه
      از امام حسین کمک بخواه رد خور نداره
      نباید نا امید بشی
      نیمه پر لیوان رو ببین
      فقط چهل روز بخاطر خدا گناه نکن و واجبات رو انجام بده خودش وعده کرده بقیه اش با خود خداست. یاعلی التماس دعا

  97. علی
    علی گفته:

    سلام.داداش رضا منم الان یه هفته اس توبه کردم
    خداکنه بتونم سربلند باشم.برام دعا کنید . من ان شاءالله بعد چهل روز همینجا با سربلندی تجربه توبه ما بگذارم.یا علی برام دعا کنید.

  98. مینا
    مینا گفته:

    داداش رضا من یه چند وقتیه احساس میکنم خنثی ام یعنی نه ناراحتم نه خوشحالم هیچ حسی ندارم افسرده ام نیستم ها ولی انگاری فکرم درگیره …. نمیدونم درگیر کی یا چی فقط حالام خوب نیست یه وقتایی همین جوری زل میزنم به زمین.
    من خیلی ساکت شدم احساس میکنم یه چیزی داره تو وجودم شکل میگیره یه حالتی ام … من قبلنا به خیلی ها خیلی وابسته بودم ولی حالا نسبت بهشون هیچ حسی ندارم ولی به خانوادم خیلی وابسته شدم قبلا تقریبا هر کسی چیزی میگفت من هم جوابشو میدادم ولی حالا فقط یه نگاه کوچیک میندازم بهش و بعد از اون جا دور میشم …. من حال الانمو اصلا دوست ندارم من حالا باید چیکار کنم ؟؟؟؟
    اصلا این حسه چی هست و از کجا اومده؟؟؟

    • داداش رضا
      داداش رضا گفته:

      سلام.چون واسه خودت زندگی نکردی…همش نگاه اطرافیان بوده…بخاطر همین حست از بین رفته.یه مدت گوشیتو خاموش کن به فکر خودت باش.

  99. پرینا
    پرینا گفته:

    سلام من ۲۳سالمه چند ساله بدبختیای زیادی سرم اومده خیلی بدبختی نمیدونم چیکار کنم ….از خدا میخوام نجاتم بده به حق این شب کمکم کنه ترخدا برام دعا کنید از وقتی یکی از مخلوق های خدا حقمو خورد و ولم کردو حقمو پایمال کرد هم سیگاری شدم هم….دعا کنید اقا رضا شما هم برام دعا کنید تصمیم دارم از امشب دیگه گناه نکنم و هرشب کارای روز مره ام رو بنویسم

    • زهرا خانوم (مهر74،معلم جوان )
      زهرا خانوم (مهر74،معلم جوان ) گفته:

      سلام پرینا خانوم .درسته اشتباه کردی و به کسایی اعتماد کردی که نباید میکردی چون وقتی خدا میگه با نامحرم ارتباط نگیر قطعا واسه خودمونه چون میدونه تهش همینی میشه که گفتی. اما واقعاااا جلوی ضرر رو از هر جایی بگیری منفعته.
      پس نذار روحت آسیب بیشتری ببینه و هر طوری شده تصمیمتو عملی کن مطمئن باش اگه صداقت و همت و توکل داشته باشی خداهم کمکت میکنه و هم امام رضا ع.
      آرزوی عاقبت به خیری دارم برای هممون .

    • سید علیرضا
      سید علیرضا گفته:

      سلام?
      سعی کنید امیدتونو حفظ کنید این طور موقع ها شیطان بیشتر رو مخ ادمه کافیه از ته قلبتون از خدا کمک بخایید هر چی زودتر این کار اشتباه رو ترک کنید و مطمئن باشید ک خدا ماهارو ک توی مسیر پاکی داریم قدم برمیداریم رو خیلی دوست داره درضمن خدا خیلی دوستت داشته ک الان اینجایی من و بچه های سایت براتون دعا میکنیم امیدوارم حل بشه این اوضاعی ک الان دارین من هم توی گناه خیلی دست و پا زدم ولی واقعا تلاش کردم و خدا هم خیلی کمک کرد تا نجات پیدا کنم و از خودش خواستم تا شرایطی رو برام ایجاد کنه تا جبران کنم چون منم قشنگ چهار سال دبیرستانم به مزخرف ترین شکل گذشت و هدر رفت و افسوسش برام موند ولی شک ندارم که خدا برام در اینده جبران میکنه ، در کل اراده کنید مطمئنا شما هم میتونین❤ ??

  100. ناشناس
    ناشناس گفته:

    من همچین متنی رو تقریبا ١ سالو نیم پیش یا شاید ٢ ساله پیش خونده بودم. اما یکم متفاوت بود . راستش اون موقع که خوندم برگشتم به سمت خدا چون خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. و باز بخاطره دلایلی بعد از ١سالو نیم اون ادمی که شده بودم و با خدا انس گرفته بودم تموم شد. و برگشتم به حالت قبل. الان دوباره خواستم خدارو پیدا کنم. اومدم تا این شایت دوباره محرکم بشه اما این دفعه با دفعه ی قبل خیلی متفاوت بود. و به من خیلی انگیزه نداد

  101. رقیه
    رقیه گفته:

    سلام بر برادر رضاالتماس دعا دارم خوش به سعادتون ان شا اله ما هم توفیق هدایت داشته باشیم

  102. یه بدبخت
    یه بدبخت گفته:

    داداشی سلام
    من یه گنهکارم که ۱۵ ساله اراده چهله گرفتن ندارم، قصد دارم ولی نمی تونم
    برای من بدبخت چه نسخه ای داری؟؟! ?

  103. یه کارتون خواب که تلاششو باخت
    یه کارتون خواب که تلاششو باخت گفته:

    سلام اصلا یه درصد هم فکر نمیکردم که بخوام منم کامنت بزارم….من یه دختری هستم هفده ساله که شاید هرکی منو میشناسه چه از دور چه از نزدیک منو یه ادم مذهبی مومن و با اراده و با هوش و درس خون میدونن ولی من خیلی ضعیف تر از چیزی هستم که نشون میدم خیلی خیلی اینو با تمام وجودم حس میکنم هرچی بزرگ تر میشم انگار تمایلم به گناه زیاد میشه هنوز کار خرابی نکردم ولی میدونم اگه از درس و خونه نشینی رها شم خیلی راحت عوض میشم میدونین همیشه بزرگ ترین ضربه رو کسایی میخورن که به خودشون میبالند انگار خدا میخواد بگه ایمانت هنوز قوی نیست تجربه های شماها واقعا خیلی مفیده میتر سم از یه اتفاق کوچیک که تمام نمازام و حجابم و تمام حیا و عفتمو یه هویی به طرز وحشتناکی از بین ببره ….من اگه نماز و حجاب و بعضی چیزای دیگه رو رعایت میکنم دلیلش ظاهر سازی نیست(البته نمیشه گفت هیچ وقت گول شیطا نو نخوردم و همیشه اعمالم فقط رضای خدا بوده)نود و نه درصد به خاطر اینه که میخوام اعمال ظاهریم در باطنم نفوذ کنه میخوام با این کار ها انقدر انس بگیرم که کنار زدنشون برام سخت شه .مادرم یه فرد مذهبی هست و دلش با خداست ولی پدرم خودشو بدجور خراب کرده خبلی بد یه فردی شده که تمام زندگیش شده شهوت پرورانی با هر راهی!!خا نوادمون از هم پاشید همین دیروز به صورت علنی مادرم خونه رو ترک کرد من موندم وحسی که بهم میگه فایده نداره تو دختر همین پدری تو ذاتت مثل اونه به خصوص که برادر نماز خونم که همیشه فکر میردم دلش خیلی صاف تر از منه سال پیش وارد دانشگاه شد و نمازو کنار گذاشت این داره بهم میگه که شما اصلتون مثل پدرتونه!!! نا امیدم منی که کل عمرمو با محدودیت هام جنگیدم منی که همیشه خودمو هم سطح کسایی قرار دادم که از لحاظ مالی و خانوادگی و ارامش و امکانات ازم جلو بودن دیروز بد جور کنکورو باختم من فقط خودم شکست نخوردم من باعث شدم مادرم مرده متحرک بشه مادری که کور سوی امیدش خاموش شد دیشب از شدت غم نتونستم گریه کنم نمیدونید اصلا نمیدونید که چه قدر مشکلات خانوادگی مونو تحمل کردم خواستم جلو روزگار بایستم خواستم بگم من راه پدر و مادرمو نمیرم خواستم بگم من خودم از صفر خودمو میسازم همه چیز خوب بودم اخرین ترازمم توی قلمچی عالی شد خیلی عالی فشار سال اخر تو خونمون انقدر زیاد شده بود که عذاب های مادرمو میدیدمو پاهام محکم میشد با خودم میگفتم مامان هر جور شده ادامه میدم مامان ما بالا خره نجات پیدا میکنیم نمیدونم چی شد واقعا نمیدونم کسی که دیروز کنکور میداد کی بود من نبودم هرکی که بود انگار داشت امتحان تشریحی کلاسی رو در حالی که یه هفته به کنکور مونده میداد یعنی انقدر بیخیال (تمرکز صفر)……ببین چه جوری تو چهار ساعت همه چیمو از دست دادم نمی دونم میخوام چیکار کنم انقدر از فشار اوردن به خودم خسته ام که گاهی هرچی که دیروز اتفاق افتاده فراموشم میشه انگار دیروزی در کار نبوده انگار کابوس بود فقط……حتی حس میکنم خدا از دمدمی بودنم خسته شده

    • محسن
      محسن گفته:

      سلام من نمی دونم تو چه شرایطی هستی الان ولی امیدوارم زیاد زمان نگذشته باشه اگر تا این حد خوب بودی که حتما بودی ( تو درسات و تو زندگیت با همه مشکلاتت) مطمئن باش که باز هم می تونی دوباره سعی از نو و سعی کن همه چیزو دوباره بسازی

    • فهیمه
      فهیمه گفته:

      منم مثل تو بودم یه دختر با ظاهر مذهبی نماز خون و به ظاهر با ایمان اما از درون داغونه داغون منم مثل تو با قلم چی پیش رفتم میدونم خیلی سخته یه خانواده چشمشون به تو باشه تا تو بشی ناجیشون میخوام بهت بگم این حرفا هست این توقعات هست و باید باشه تا تو خودتو نشون بدی مهم اینه که تو تلاشتو کردی با تمام وجود باقی رو بسپار دست خدا(توکل کن بهش ) اگه دلت رو واقعا بهش بدی برات کار میکنه کارستون من هم همین کارو میکنم فقط کنار این دل دادنا یکم صبور باش

  104. گمنام
    گمنام گفته:

    باسلام . فکر کنم بیشتر گناه دخترا بوده چون پسر نمیتونه جلو خودش بگیره.و مقصر دخترا هستن در این موارد.که نباید گول حرفا و اون لحظات خوشو بخورن .همیشه دختر هست ک گناهکاره.اگه میشه نظرتون بگین دراین مورد

    • خدایم کافیست
      خدایم کافیست گفته:

      سلام دوست عزیز…
      تا حدود زیادی باهاتون موافقم…
      با این که خودم دخترم اما قبول دارم که
      بیشترین کسایی که مقصرن دخترا هستن…
      البته پسرا هم یه سری مسئولیت هایس دارن
      خیلیا هم میگن اون دخترا آگاهی ندارن !
      خب باشه قبول … ولی عقل هم ندارن؟؟؟
      خدا پس برای چی بهشون عقل داده؟
      خدا شاهده بعضی از این دخترا رو میبینم تو خیابون
      دلم میخواد گریه کنم… بمیرم… خدا شاهده !

    • جنگ جنگ تا پیروزی ✌
      جنگ جنگ تا پیروزی ✌ گفته:

      خدا تو قران اول ب پسرا میگه چشمت رو حفظ کن بعد ب دخترا میگه حجاب کن…
      ی چیزی ک وجود داره اینه ک همون قدری ک کنترل چشم برا آقایون سخته همون قدر هم حجاب گرفتن برا ی خانم سخته چون خانم ها خودنمایی تو ذاتشونه…
      این حرفتون ک دختر همیشههه مقصره ب نظرم زیاده رویه…
      هرچند واقعا درک میکنم پوشش خانما خیلی موثره ولی لطفا یک طرفه ب قاضی نرید 🙏

  105. یه گناهکار
    یه گناهکار گفته:

    سلام داداش رضا
    منم یه گناهکارم که گناه های گذشته م مثل خوره افتاده به جونم،بخاطر گناهام داره آبروم میره،توبه کردم و شبانه روز اشک میریزم که خدا آبرومو حفظ کنه و من یه آدم دیگه بشم…
    به نظرتون الان که تصمیم به ترک گناه گرفتم،توبه کردم و استغفار کردم خدا گناهانم رو میبخشه و آبرومو حفظ میکنه؟

  106. مینا
    مینا گفته:

    من ۱۹ سالمه تقریبا دوساله که به لجن کشیده شدم هنوزم طبق عادت گذشته نماز میخونم ولی دلم نیست باهاش هیچ حسی ندارم گاهی وقتا تعجب میکنم که چرا به اینجا رسیدم . انگااااار که توی این دوسال کر بودم کور بودم حالا که تو اینه نگاه میکنم یه موجود کثیفو میبینم ادمی که از انسانیت خیلی فاصله گرفته ادمی که زندگی یه خونواده رو خراب کرده ادمی که بشت سرش بر از لعن و نفرینه ادمی که از اعتماد خیلیا سواستفاده کرده ادمی که حروم خورده حروم بوشیده حروم درس خونده حتی . اگه خدا حتی منو ببخشه بنده هاش نمیبخشن . متنتو خوندم اقا رضا گریم نگرفت با خودم نگفتم بزار منم توبه کنم من نمیشم مث تو تو سرو کارت با خدا بوده تنها ولی من نه خیلیا هستن که منو نمیبخشن هیچ وقت. من جنبه نداشتم اقا رضا من دختری بودم توی خوانواده ی مذهبی من نماز میخوندم برای امام حسین گریه میکردم به بقیه کمک میکردم خدا یه امتحان کوچیک کرد منو من زدم همرووو خراب کردم هر کاری بگی کردم الان شاید سه ماهه که کنار گذاشتم بعضیاشونو به خاطر اینکه خسته شدم اما باازم حالم خوب نیس اصلا حالم خوب نیس وقتی فک میکنم چی کار که نکردم که اگه بگم همه ازم متنفر میشن . گیرم که خدا بخشید بنده هاش چی جبران کردنش خیلی سخته فرصتی نیس .نمیدونم میخوام چیکار بکنم فقط امیدوارم یه روزی بشه که راحت نفس بکشم و راحت بمیرم یه روزی که این گناها دیگه رو دوشم سنگینی نکنه

  107. فهیمه
    فهیمه گفته:

    سلااااام عید سعید فطر رو به همگی تون تبریک میگم …با افتخار اعلام میکنم ۴۰ روزه پاکم و از این بابت شاکر خدای مهربونم ?تو این مدت خیلی موقعیت ها پیش اومده که میتونستم عهد شکنی کنم اما نکردم و یه نه محکم گفتم این روزا حالو احساسم عالیه (خدایا شکرت) ..دوست دااااارم داداش رضا??? ابجیا داداشای گلم برام دعاکنید کنکورمو خوب بدم و به رشته دلخواهم برسم(بشم خانم دکتر )

  108. سام
    سام گفته:

    سلام من سام هستم ۱۶ اردیبهشت پستم موجوده خدا رو شکر آثار خدا رو تو زندگیم دیدم وقتی جواب آزمایشم منفی در اومد و هیچ مشکل خاصی نبود خدا رو هزار بار شکر کردم و تصمیم گرفتم تو همین مسیری که افتادم و از خواب بیدار شدم بمونم و ادامه بدم فقط تنها مشکلی که داره آزارم میده نگاهمه که نمیتونم کنترلش کنم هر کاری میکنم بازم چشمم میره به یه سمتی هر چی صلوات و هر کاری میکنم باز دوباره مرتکب گناه میشم از خدا میخوام با دعا خیر شما عزیزان این مشگل هم حل بشه .

    • فهیمه
      فهیمه گفته:

      خدارو هزار مرتبه شکر میگم که جواب ازمایشتون منفی بوده و اینکه میتونید از این به بعد پاک نفس بکشید ????

  109. تولدی دوباره
    تولدی دوباره گفته:

    سلام
    تبریک میگم بهتون ….اگه الان به این حس خوب رسیدی خدا خودش خواسته چون خدا بندگانشو دوست داره چه گناهکار چه بیگناه فقط کافیه صداش کنی از ته دل چنان متحول میشی که حد نداره
    منم تمام چیزایی رو که تجربه کردیو تجربه کردم حتی بساط گناه هم اماده باشه دیگه به خودت اجازه نمیدی حتی برگردی نگا کنی چون خدا رو هر لحظه حس میکنی
    امیدوارم خدا گناهان تمام بنده های گناهکارشو ببخشه و مورد لطف و رحمت خود قرار بده اون حس قشنگ عشق الهی رو تو دل همه زنده نگه داره
    خدایا با تمام وجودم دوستت دارم لحظه ای منو بحال خودم وامگذار…

  110. گمنام
    گمنام گفته:

    سلام
    بهتون تبریک میگم
    بعنوان یه برادر دینی خیلی براتون خوشحال شدم همه حرفاتون درست بود..براتون دعاکردم..ان شاالله همیشه عاشق باشید..ربی لاتکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا…

  111. محدثه
    محدثه گفته:

    سلام
    متن شما رو خوندم و خوشحال شدم بابت اینکه این مسیر سخت رو گذروندین و امیدوارم که همینطور باقی بمونید. راستش بهتون حسودیم شد.
    منم توی مدتی ترک گناه کردم اما باز برگشتم….
    نتونستم ….
    درست بعد شب قدر و حسابی خودمو لعن میکنم….
    ودرست زمانی که داشتم آدم درستی میشدم باز خودمو بدبخت کردم . اینکه خدا مهربان و بخشندس شکی درش نیست اما خود انسان با خجالت و شرم نمیتونه برگرده …..
    و اینکه فکر میکنه شاید بخشیده نشه و یا باز توبشو بشکونه …..
    امیدوارم خدا مارو ببخشه و سختی رو بهمون آسون بگیره و کمکون کنه چون بدون اون هیچیم . من الان باز قرار گذاشتم ، حتی دستو روی قران گذاشتم که گناهمو برای مدتی ترک کنم. امیدوارم بتونم تحمل کنم.
    خدا کمک هممکن کنه
    امین❤

  112. فرزان
    فرزان گفته:

    سلام داداش رضا من اسفند توبه کردم ولی نتونستم و شکستم اما امشب که شب قدره میخوام واقعا توبه کنم یعنی خدا منو میبخشه؟ من خیلی به خودم بدی کردم با گناهام

    • داداش رضا
      داداش رضا گفته:

      سلام.خدا نه تنها میبخشه بلکه طبق وعده قران : خدا کارای غلطتو بعدش به حسنه و نیکی تبدیل میکنه…

  113. فاطمه
    فاطمه گفته:

    خدا هیچوقت نگام نکرد کمکم نکرد من دشمن خیلی دلارم تا حالا دشمنام به هر هدفی خواستن رسیدن مانع ارامش تو زندگیم شدن ولی خدا کمکشون کرد هر کاری میخوان بکنن منم اعتقادی نداریم امشب شب قدر هس هر سال میرفتم اعتقاد داشتم توکل داشتم ولی خسته تر از اینم که بازم توکل کنم

    • M ?
      M ? گفته:

      بعضی وقتا به خودت نگاه کن ، واسه خودت وقت بذار….. ببین چیا داری، مطمئنم چیز ایی داری که بقیه دشمنت شدن!!!!
      البته آدم اگه سالم باشه هیچ وقت با کسی دشمنی نمیکنه….
      حالا که پیام میدم شب قدر تموم شده نمیدونم چی واسه من و تو رقم خورده ولی منم امشب شب خوبی رو سپری نکردم…..
      نا امیدی سراغ هممون میاد…. ولی باید قوی باشی!!!!
      توکل کن و مطمئن باش خدا دستتو میگره چون دیگه بزرگتر و بهتر از خدا نیست…..
      مواظب خودت باش خوشگل?

  114. بانو
    بانو گفته:

    نمیدونم ولی من یه سقوط ازاد داشتم پارسال این شبها شاید اگه کسی داستان الانم رو میگفت شاخ در میوردم حس میکنم خیلی عوصی شدم و فقط دنبال بهانه ام براش که کی باعثشه…
    خجالت میکشم از خدا من همیشه نه ابرو برام مهم بود نه … فقط میگفتم‌خدا راضی باشه الان خیلی خرابم
    التماس دعا

  115. جمشید
    جمشید گفته:

    سلام دادش رضا . من توبه کرده بودم . از گناه. هفت ماه و خورده ای پاک بودم . ولی هیمین یک روز و خوردهای پیش شیطان اومد منو گول زد. منم خیلی سست بودم گناه کردم حالا کور پشیمونم خیلی سخت بود نتونستم خودمو بگیرم من هفده سالمه. برام دعا کن که خداوند منو ببخشه . خدا یعنی منو میبخشه.

  116. وحید
    وحید گفته:

    سلام. تورو خدا، تو رو قسمت میدم به امام حسین، به همونی که تو رو نجات داد من رو هم دعا کن، به خدا به گناه بدی معتادم، قسمت میدم به خدا که منو هم دعا کن. اگه دعا نکنی مدیونی!!!

  117. Milad
    Milad گفته:

    داداش خوشبحالت واقعا
    ولی گناه با دوتا دختر و اینا باشی بخشیدنش ک برا خدا کاری نداره
    من هم از بچگی خدا و پیغمبر میشناسم نوکر امام حسینم هستم ولی انقد گناه دارم نمیدونم ب کدوم در بزنم گناهی ک با توبه بخشیده میشه هااااا ولی کامل پاک نمیشه گناهایی ک عقلت بهش نمیرسه منم ۲۳ سالمه از خگدم متنفرم فقط امید دارم بخدا ک دستمو بگیره

  118. دنبال تولد دوبارم
    دنبال تولد دوبارم گفته:

    خیلی خوب بود من باورم میشه چون منم این لحظه هارو رد کردم هم لحظه گناهایی که خیلی برام لذت داشت… اما لذت واقعی نبود و الآن که توبه کردم لذت واقعی فهمیدم و هم لحظه ترک گناه.. هم لحظه ای که تو خواب ببینی گناهای قبلیتو که داری تکرار میکنیو با ترس از خواب بپری بگی خداروشکر خواب بود به قول شما الان دیگه تو خوابم گناه نمیکنم توبه سخت بود دست و پنجه نرم کردن با لذتای قبلی سخت بود اما تونسم خودش کمکم کرد و هیچ چیز بهتر از الآنم نیست…
    منو امام سجاد نجاتم داد و من از اون موقع عاشقشم چند وقتی بود که بهم الهام میشد یا بحثش پیش میومد که صحیفه سجادیه بخونم…منم عربی بلد نیستم فارسیشو میخوندم دیگه نفهمیدم چی شد بعد از کلی گریه سعی کردم توبه کنم ولی بازم سست بودم من توبه کرده بودمو داشتم کم کم توبه میشکوندم و سست شده بودم تا با این سخن امام رضا برخوردم
    کسی که از گناه استغفار کند و در عین حال انجامش دهد مانند کسی است که پروردگارش را مسخره کرده است…خجالت کشیدم فقط …نمیدونم چی بگم

    اوضاع من بدتره…اخه من از همون اول خدارو خوب می شناختم من کسی بودم که از ۷ سالگی نماز میخوندم و روزه کامل میگرفتم ولی یه بارگی افتادم تو گناه پایه دوستای بد.نه این که خودم نمیخواستم ولی جرقش با اون دوستام بود و ادامه دهنده خودم.خودمم نمیفهمیدم چه خبره تا چند سال گذشتو فهمیدم توی یه چاه عمیق و پر از کصافط هستم چندین بار توبه چندین بار شکستن توبه … کارم شده بود همین …..این دومین باره که با شما بر خورد کردمو قبلا هم دل نوشته های شما رو خونده بودم…خدا چه میخواد بگه…جالبه بدونی که این دفعه اصلا چیزی که تو گوگل سرچ کردم ربطی به توبه کردن نداشت چرا چرا هر دفعه جلوی چشمم میای تو یه هفته دوبار …خدا چی میخواد بهم بگه
    مرسی

  119. نا شناس
    نا شناس گفته:

    دوستای گلم .برای ترک گناه هیچ چیز مهمتر از نیتی که به خاطرش اون کار رو ترک می کنید نیست.اگه نیتتون رسیدن به خدا باشه درسته نه ترک کردن واسه کاهش عوارضش.التماس دعای فراوان.

  120. فرزانه
    فرزانه گفته:

    سلام منم دنبال یه هم درد می گشتم توی اینترنت که غم وجودمو باهاش یه کم قابل تحمل تر کنم که به صفحه شما و زندگیتون رسیدم. باهاتون اشک ریختم چون منم گناه کردم. گناهی که تا دو سال پیش من به خاطر انجام ندادنش به خودم می بالیدم ولی حالا که انجام دادم و به زمره کسانی پیوستم که دیگه تا آخر عمرشون هرگز به خودشون مغرور نخواهند شد. وقتی حرفای شما رو میخوندم خط به خطش انگار برا من نوشته شده بود. انگار خدا به وسیله شما با من حرف زد و بهم گفت که فرزانه توبه تو قبول کردم انقدر شک نکن و مایوس نشو از رحمتم. آره خدا به وسیله شما بهم فهموند و درد دلم رو آروم کرد.
    از خدا میخوام همیشه لذت توبه واقعیتون رو براتون نگه داره و اون دنیا اهلبیت هواتونو داشته باشن.
    التماس دعا از همه
    یاعلی

  121. رضا
    رضا گفته:

    سلام آقا رضا
    ایول به غیرتت که تونستی پاک بشی و پاک بمونی …تو رو خدا ما رو هم دعا کن …چون من علاوه بر اینکه خیلی گناه کردم خیلی عهد هم شکوندم والا دیگه روم نمیشه. .قربون خدا برم که اینقدر صبوره و لعنت به من که این همه بی معرفت هستم

  122. بانو
    بانو گفته:

    سلام.. خوشبعادتت.. کاش میتونسم منم… حال دلم خیلی بده.. تموم شب و اشک ریختم… کاش منم بتونم از حال و فکر گناه دور بشم.. دعام کن

  123. مهدی
    مهدی گفته:

    داداش رضا اولا سلام دوما داداش من به امید حرف تو ۵۰ روز حالا دروغ نگم ۴۹ روز گناه نکردم مثل تو فیلمای مستهجن پاک کردم و… اما داداش روز ۵۰ ام انگار به شدت بهم فشار اومد نتونستم خودمو نگهدارم و گناه کردم داداش رضا من به امید حرف خیلیا ۴۹ روز گناه نکردم یکیش تو بودی تو ذهنم مونده بودی ولی وقتی گناه کردم انگار حرفات برام بی معنی درامد داداش تو که خدا دوست داره عاشق خدایی خدا عاشقته به خدا بگو من هم بنده اش هستم دوست دارم پاک باشم ولی ناتوان ناتوانم هرکی پیاممو میخونه از خدا بخواد منو نجات بده دارم نابود میشم

  124. بی نام ونشون
    بی نام ونشون گفته:

    سلام
    منمـ یه گناهکارمـ
    خیلی دلمـ برای خودمـ میسوزه خیلی توبه کردمـ کلی عهد چهل روزه که شکستمـ دیگه روم نمیشه ازش بخوامـ منو ببخشه
    شما برام دعا کنید
    بزرگ ترین مشکل زندگیمم جلوی چشمامه منو توحالت بی وزنی قرارداده شدم یه ادمی که هیچی براش مهم نیست یه ادمی که نه گرسنگی رو حس میکنه نه تشنگی رو فقط قفل میشه یه جا ساعت ها فکر میکنه تاخوابش میبره برام دعا کنید تورو خدامشکلم حل شه
    و منم باخدا دوست شم ومسیر زندگیمـ تغییرکنه

  125. R.A
    R.A گفته:

    سلام داستان جالبی داشتی میگم جالب چون اخرش جالب تموم شد تونستی راحتو پیدا کنی اما من ازت یه راهنمایی میخوام من یه دختریم که هزار بار تا الان حرمت چادر حضرت فاطمرو شکوندم و هی گذاشتم هی برداشتم و این اخرین باری که گذاشتم انگار باز دو دل شدم حس میکنم میدونی چی میگم باید بگم چند مدت پیش از اینترنت یه ادمم استفاده میکردم که اصن نمیدونستم کیه و نمیدونم چجوری باید جبران کنم اصن به خدا نزدیکم ولی دورم نمیدونم چجوریه ادم بی خدایی نیستم یعنی روزه هام سرجاشه نمازم هست ولی باز دورم حس میکنم منم مثه تو شده بودم یه مدت انقدر احساس بدبختی میکردم که با مشت میکوبیدم تو سرم به قول خودت واقعا میکوبیدم میخوام خوب باشم و در همون حالم میخوام شخصیت خودمو حفظ کنم یعنی نمیخوام ریا باشه همچی الکی باشه و از ته دلم نباشه نمیخوام دیگه نمازام جوری باشه که نفهمم چیمیخونم ولی هستو من نمیدونم چیکار کنم دقیقا حس میکنم گم شدم میشه ازتون خواهش کنم شما تا این حد تجربشو داشتین کمکم کنین میخوام پاک باشم پاکی حضرت فاطمه (س)حداقل نزدیک به اون
    مرسی و لطفا کمکم کنین

  126. مهسا
    مهسا گفته:

    با سلام به شما داداش رضا. واقعا بهت تبریک میگم بابت این موقعیتی که هستی خداروشکر که برگشتی خدا انشاءالله قسمت ما هم بکنه سعادت ترک گناه رو ولی اخه داداش رضا مگه میشه ادم چهل روز گناه نکرد مگه ما خدا پیغمبریم مگه ما معصومیم معلومه که نمیشه و نمیتونیم….

  127. محمد رضا
    محمد رضا گفته:

    داداش به خداوندی خدا قسم با خوندن متنت گریم گرفت منم خواستم چهل روزه توبه کنم اما نتونستم تو رو خدا برا منم دعا کن اوضام داغونه

  128. H
    H گفته:

    داداش امیدت به خدا و امام زمانمون باشه هر اتفاقی افتاد بدون پشتتن توام هیچ وقت دیگه تنهاشون نذاریااا.
    انشاءالله چیزی نیست و همیشه سلامت باشی?

  129. hossin26
    hossin26 گفته:

    سلام بچه هاوداداش رضا من دیگه می خوام ادم بشم دیگه طرف گناه نرم هم به خدااعتمادکردم وهم به امام حسین بچه هادعام کنیدداداش رضایه راه ارتباطی هم قراربده من کارت دارم داداش

  130. فرشاد
    فرشاد گفته:

    سلام دوستان خوبید اقا رضا خوبی من فقط همین رو بگم ک اقا رضا من اوضام از تو خیلی خیلی بدتره فقط اومدم بگم تو رو جون عزیزتون برام دعا کنید دیگه واقعا بریدم سخته خیللللللی سخته اقا رضا اگر امکان داره ک شمارتو بدی یا ی گروه یا کانال بزنی ایدیشو بدی ممنون میشم . یا علی دوستان . م

    • فائزه سادات
      فائزه سادات گفته:

      آقافرشاد همینکه الان اینجایی و داری نظرمیذاری و پشیمونی خودش ینی اون نور هنوزم ته دلت هست. همین نورو بگیر و برو جلو از خدا بخواه که کمکت کنه.خودش گفته من بسیار آمرزنده ی مهربانم.موفق باشی داداش?

  131. سام
    سام گفته:

    سلام . من خیلی اتفاقی سایتتون رو دیدم آقا رضا من خیلی گناهکارم …. با دختر های زیادی نشست و برخواست داشتم چه در داخل ایران و چه در خارج از ایران … مسافرت های زیادی میرفتم به کشور های مختلف فقط به خاطر یک تفکر .. و با کوله باری از گناه برمیگشتم … چند وقت پیش علایم بیماری ایدز در وجودم احساس کردم یعنی چیزهایی میخوندم تو اینترنت در مورد این بیماری که با نشانه هایی که در بدنم بود خیلی خیلی نزدیک بود من تو سفر آخرم توبه کرده بودم ولی از ته دل نبود وقتی نشانه های بیماری جدی و جدی تر شد خودم به خدا سپردم گفتم خدایا تو کمکم کن من تموم گذشته ام رو جبران میکنم تا اینکه آزمایش دادم و خدا رو شکر منفی اومد ولی بعد متوجه شدم این بیماری دو تا دوره آزمایش داره سه ماهه اول و شش ماهه دوم که باید تکرار بشه الان شش ماه دوم سر رسیده و همه فکر ذکرم این شده که آیا خدا منو بخشیده؟آیا یه فرصت مجدد بهم میده که بتونم جبران کنم اشتباهاتم رو؟ هر روز مسجد میرم دعا میکنم کارم شده گریه کردن و طلب مغفرت از خدا که بهم فرصت بده .. من توبه کردم .. از ته دل توبه کردم خدایا منو ببخش .. ترو به امام حسین(ع) هر کی متن منو خوند برام دعا کنه آزمایش دومم منفی بیاد ……….

    • ^✅hamidreza✅^
      ^✅hamidreza✅^ گفته:

      سلام داداش
      اصلا ناامید نباش همین که الان اینجایی و داری نظر میذاری یعنی خدا بهت فرصتی داده تا جبران کنی و اصلا نگران نباش و از گذشته درس بگیر و مطمئنم خدا بخشیدت و کمک حالته
      به جمع ما خوش امدی

    • فهیمه
      فهیمه گفته:

      اقا سام نگران نباشید شما که تا اینجای پاکی رواومدین مطمئن باشید برای الباقیش هم سالم و سلامت خواهی بود …تنها چاره ی ما ها فقط رو اوردن به خودشه ازش ناامید نشید …سر نماز فراموشتون نمیکنم

  132. Rahi
    Rahi گفته:

    سلام. من هم بنده ای از بندگان خداوندم اما بسیار گناهکارم. پسری هستم که اوایل فروردین با شما و مطالبتون آشنا شدم و تقریبا ۱۷روز یک گناه خاص رو ترک کردم و آثار بسیار خوبی داشت برام. متاسفانه بعد از این مدت عهد شکستم و تا به الان در عهدشکنی بسر میبرم. امشب دوباره مطالب رو مطالعه کردم و مقداری قرآن کریم تلاوت کردم. بسیار به لطف خداوند امیدوارم. در همین لحظه حب پروردگار در درون ایجاد شده و لرزش معنوی وجودم رو احاطه کرده و اشک حلقه چشمانم را پر کرده است. من دوباره در این محفل دوستانه به گناهان پرشمار خودم اعتراف میکنم. امشب مجددا عهد میبندم و امیدوارم که پروردگار بخشنده من حقیر را ببخشد و از دوستان عزیز تمنادارم که دعا بفرمایند این برادر کوچکشان را. رمضان مبارک نزدیک است و بسیار به عهدم دلخوشم.

  133. Mariya
    Mariya گفته:

    منم از امشب تصمیم گرفتم همینجوری خودمو بسپرم بخدا اینقدر خودمو به در و دیوار زدم تا بهرچیزایی ک میخوام برسم که دیگه مغزم نمیکشه هنگ کردم اینقدر بیقرار و بیتاب بودم میخوام حداقل مثل این آقا ۴۰ روز فکر نکنم خسته شدم ذکر استغفراالله و خدایا شکرتم میشه تمام زندگیم رها باشم بیخیال تمام اتفاقاتی ک میخواد بیفته و نمیخواد بیفته اینقد استرس داشتم میخوام رها باشم رهای رها بیخیال تمام نداشته هام خودمو میسپرم به دست زندگی امشب ۱۸ اردیبهشت ۹۷

  134. samar
    samar گفته:

    عالی بود انسانی نیس ک گنا نکرده باشه خود من.پاک پاک نیستم ولی داستانتو خوندم ب مولا اشکم دراومد براماهم دعا کن انشاللع ک خدا از گناهامون بگذره .هرچی بخام خدا بهم میده بخدا نشده ک دعایی,کنم خدا اجابت نکنه شاید باورتوت نشه ولی واقعیت داره بعضی وقتا جملات ذهن منو یکی,دیگ میگه مطمعنم.معجزس ازت ممنونم خدا گذشتمو ببخش,نادان بودم

« دیدگاه های قدیمی تر